|
دانشگاه تهران برگزار کرد |
|
|
سومين جشن نوروز با ياد مولانا |
|
|
|
گروه اجتماعي؛ سومين جشن نوروز، با کوشش انجمن فرهنگي ايران زمين (افراز) در تالار فردوسي دانشگاه تهران و با حضور دانشجويان، جوانان و اهالي فرهنگ و هنر برگزار شد. نخستين برنامه جشن نوروز اجراي نمايشنامه يي با صداي فرهاد بود. با اجراي اين نمايشنامه سفره هفت سين جشن روي سرستون هايي از تخت جمشيد چيده شد. پس از آن بخش هايي از نيايش نوروزي اجرا شد. اجراي رقص عرفاني سماع از ديگر برنامه هاي اين مراسم بود. برگزيدن نمايشي زيبا از درويش چرخان و رقص سماع در جشن نوروز نشانه يي از اعتراض انجمن فرهنگي ايران زمين به سازمان يونسکو درباره ثبت شاعر بزرگ ايراني مولوي به نام کشور ترکيه بود و مجري برنامه با اشاره به اين موضوع از نوازندگان و سماع کنندگان گروه تاسيان دعوت کرد برنامه خويش را آغاز کنند. سياوش معيني شاهنامه خوان 13ساله ايراني يکي ديگر از هنرمندان جوان اين مراسم بود که با جامه حکيم ابوالقاسم فردوسي روي صحنه رفت و داستان اشکبوس را روايتگري کرد. سپس پرده به کناري رفت و گروه کردي رضوي سقز با لباس هاي محلي و حرکت هاي موزون به اجراي برنامه خود پرداختند. برنامه هنرمندان کرد نيز با استقبال فراواني روبه رو شد. پس از پايان رقص کردي، مصطفي بادکوبه يي به صحنه آمد. بادکوبه يي پس از خوانش چکامه بهاران و چکامه بانو، که براي شيرزنان ايراني سروده بود جمعيت را به شوق آورد و سپس چکامه وطن را خواند. همچنين در شعرخواني وي فردي از ميان جمعيت به ناگاه برخاست و با خواندن شعري درباره نوروز و وطن، همگان را شگفت زده کرد.
|
|
|
|
|
|
|
|
24 اسفند، روز جهاني مقابله با سدها |
|
|
|
|
|
|
|
عباس محمدي؛ در ميانه دهه 90 قرن گذشته، جنبش مردم آسيب ديده از سدهاي بزرگ در برزيل پا گرفت. اين مردم بيشتر کساني بودند که دهکده ها، زمين هاي کشاورزي يا مراتع خود را به علت غرق شدن در درياچه سدهاي بزرگ از دست داده بودند. در سپتامبر 1995 يک نشست مقدماتي در برزيل برگزار شد تا جنبش برزيلي را به جنبش هاي ديگر جهان در اين زمينه پيوند دهد. در «کميته ساماندهي جهاني» آن نشست، نمايندگاني از برزيل، هند، شيلي و اروپا شرکت داشتند. فعاليت اين کميته به آنجا رسيد که در مارس 1997 نمايندگاني از مردم آسيب ديده از سدها و شخصيت هايي ديگر از بيست کشور جهان که با سدسازي مخالف بودند، در شهر کوريتيبا در برزيل گردهم آمدند و پس از همفکري، در روز 14 مارس بيانيه يي را در انتقاد از روند سدسازي منتشر ساختند؛ در بند پاياني بيانيه کوريتيبا روز 14 مارس به نام «روز جهاني مقابله با سد ها، براي حفظ رودها، آب و زندگي» خوانده شد.
بيانيه کوريتيبا
در بخشي از اين بيانيه آمده است؛«ما... گرد آمده ايم تا تجربه از دست دادن آنچه را که داشتيم و رنج ها و تهديدهايي را که به خاطر سدها با آن روبه رو بوده ايم، با هم در ميان بگذاريم.... مشکل ما مشترک است چرا که سدها در همه جا مردم را به زور از خانه هايشان بيرون مي کنند، کشتزارهاي پربار را از ميان مي برند و سبب پراکندگي اجتماعي، فرهنگي و فقر اقتصادي مي شوند. مشکل ما مشترک است چرا که در همه جا، ميان فوايد اقتصادي - اجتماعي قول داده شده از سوي سدسازان و آنچه پس از ساخت سدها واقعاً رخ داده، اختلاف بسيار زيادي وجود دارد. سدها غالباً حتي بدون در نظر گرفتن هزينه هاي زيست محيطي و اجتماعي، هزينه هايي بيش از پيش بيني اوليه دارند. سدها اراضي آبي کمتر و برق کمتري از آنچه قول داده مي شود، توليد مي کنند. سدها سيلاب ها را مخرب تر مي کنند. سدها به مالکان بزرگ کشت و صنعت ها و زمين خواران سود مي رسانند. سدها از کشاورزان کوچک، کارگران روستايي، ماهيگيران، قبايل کوچ رو، بوميان و جامعه هاي سنتي خلع مالکيت مي کنند.» پس از بيان چند نکته کلي در بندهاي اين بيانيه چند خواست و نظر مشخص طرح مي شود. از جمله اينکه امضاکنندگان بيانيه بر اصولي که در نشست 1992 ريودوژانيرو در مورد سازمان هاي غيردولتي آمده (لزوم مشارکت دادن آنان در تصميم گيري هاي ملي...) و اصول بيانيه مانيبلي (که شيوه حمايت بانک جهاني از طرح هاي بزرگ سدسازي را به نقد مي کشد) صحه مي گذارند. بيانيه کوريتيبا خواستار آن است که مردمي که از ساخت سدها خسارت مي بينند، در فرآيند تصميم گيري هاي مربوط به ساخت سد مشارکت داده شوند، تمام خسارت هاي زيست محيطي سدها جبران شوند و در صورت لزوم سدهاي ساخته شده برچيده شوند و سدهاي بزرگ از نظر روند هزينه و نتيجه هاي مورد انتظار از سوي سازمان هاي مستقل و با مشارکت نمايندگان «سازمان بين المللي مردم خسارت ديده از سدها» بازبيني شوند. بيانيه کوريتيبا خصوصي سازي را که از سوي نهادهاي سرمايه داري جهاني ترويج مي شود، سبب ساز افزايش بي عدالتي هاي اجتماعي و اقتصادي مي داند و معتقد است اين روند خصوصي سازي چاره ساز مشکل فساد و ناکارايي دولت ها در بخش آب و انرژي نيست.
ما چه مي گوييم؟
منتقدان سدسازي در ايران با تاييد اصول بيانيه کوريتيبا، معتقدند حتي اگر سخن سدسازان و محافل پشتيبان آنها در ضرورت اين کار درست باشد، لازم است تمامي طرح هاي در دست مطالعه و اجرا تا بررسي نتيجه هاي به دست آمده از سدهاي ساخته شده و راستي آزمايي دستاوردهايي که سازندگان مدعي آن بوده اند، به تعويق افتد. منتقدان معتقدند اظهار اينکه براي اين طرح ها هزينه شده و نبايد آنها را متوقف کنيم، نادرست است چرا که اجراي آنها و حتي ادامه آبگيري بسياري از سدهاي فعال چنان هزينه هاي زيست محيطي، فرهنگي و اقتصادي بر کشور تحميل مي کند که متوقف ساختن آنها به معناي جلوگيري از زيان هاي بيشتر است.
در تامين آب، به جاي ساخت سدهاي جديد، بايد پيش از هر چيز شبکه آبياري زير سدهاي کنوني (اگر عمر مفيد آنها سپري نشده باشد) تکميل شود؛ روش هاي آبياري ارتقا يابد و از بازدهي زير 25 درصد کنوني بالاتر رود و آبخوان داري و آبخيزداري به منظور ذخيره سازي آب در زيرزمين توسعه يابد. در مورد انرژي لازم است صرفه جويي در مصرف از طريق جايگزين سازي لامپ هاي حرارتي با لامپ هاي کم مصرف و اصلاح و جايگزين سازي ماشين هاي پرمصرف ديگر صورت گيرد. سرمايه گذاري براي ساخت نيروگاه هاي گازي و بهره برداري سريع تر از ميدان هاي گازي مشترک با کشورهاي ديگر و ساخت نيروگاه هاي خورشيدي و بادي از ديگر راه هايي است که مي تواند جايگزين هفت درصد برق مصرفي کشور که از طريق نيروگاه هاي آبي تامين مي شود، شود.
نکته بسيار مهم ديگر اين است که در ايران بايد برنامه هاي فوري براي متوقف ساختن رشد جمعيت اجرا شود؛ امري که به نظر مي رسد در برنامه دولت نهم نيست و متاسفانه گاه از زبان رئيس جمهور مي شنويم کشور ظرفيت تا دو برابر جمعيت کنوني را هم دارد. سد ها از بزرگ ترين عامل هاي تخريب زيست بوم هاي شکننده و حياتي کوهستاني، تالابي و جنگلي و همچنين از مخرب ترين عامل هاي نابودکننده محوطه هاي باستاني و ميراث فرهنگي کشور هستند. سدسازان در مورد هزينه هاي گزافي که از اين طريق بر کشور تحميل مي شود، سخن نمي گويند، چنان که در مورد آسيب هاي جبران ناشدني که با سدسازي به کشاورزي، مرتعداري و ماهيگيري وارد مي شود، چيزي نمي گويند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگراني در مورد شيوع تب مالت در کشور |
|
|
|
رئيس مرکز مديريت بيماري هاي واگير وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي از وجود 18 هزار و 800 مبتلا به ايدز در کشور خبر داد. به گزارش مهر محمدمهدي گويا گفت؛ از سال 66 تاکنون بيش از 18 هزار و 800 مبتلا به ويروس ايدز در ايران شناسايي شده اند و تاکنون بيش از دو هزار نفر از مبتلايان به ايدز در کشور فوت کرده اند. رئيس مرکز مديريت بيماري هاي واگير وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي با بيان اينکه يک هزار و 600 مبتلا به ايدز در کشور تحت درمان هستند، يادآور شد؛ 65 تا 66 درصد مبتلايان به ايدز در ايران معتادان هستند. رئيس مرکز مديريت بيماري هاي واگير وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي نسبت به افزايش ميزان ابتلا به ايدز از طريق روابط جنسي هشدار داد و عنوان کرد؛ موارد ابتلا به ايدز از طريق آميزش جنسي آهسته آهسته در حال افزايش است. دکتر گويا با تاکيد بر اينکه ميان اعتياد و ناهنجاري هاي جنسي رابطه تنگاتنگي وجود دارد که بايد به حداقل رسانده شود، افزود؛ جلوگيري از شيوع ايدز از طريق آميزشي نيازمند برنامه ريزي مدون و آموزش هاي ويژه است. رئيس مرکز مديريت بيماري هاي واگير وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي همچنين با ابراز نگراني از شيوع بيماري تب مالت در کشور يادآور شد؛ مطابق آمار در سال جاري بيش از شش هزار نفر از عشاير مبتلا به تب مالت و سل درمان شده اند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شيرزاد عبداللهي
اولين نارنجک دست سازي که زنگ تفريح يکي از روزهاي هفته دوم اسفند، در حياط مدرسه منفجر مي شود، بوي عيد را با خود مي آورد. گوش هاي ناظم تيز مي شود. مدير به تقويم نگاه مي کند. معلمان از پنجره دفتر مدرسه به حياط نگاه مي کنند و ياد پرداخت عيدي و حقوق اسفندماه مي افتند. صداي اين نارنجک خيلي زود به منطقه و از آنجا به سازمان و سرانجام به طبقه چهارم ساختمان وزارتخانه در خيابان قرني مي رسد. وزير مديرکل روابط عمومي را احضار مي کند و ساعتي بعد بخشنامه وزارتي به تمام مدارس صادر مي شود؛ مدارس تا روز آخر سال باز است،
يک سال تحصيلي در مدارس ايران، 9ماه است که از اول مهر تا آخر خرداد ادامه دارد. در آغاز سال جديد به طور رسمي تا 13 فروردين مدارس تعطيل است. تعطيلات رسمي در ايران از همه کشورها بيشتر است. اما اين همه داستان نيست. مدارس در طول سال به هر بهانه يي تعطيل مي شوند.
برگزاري امتحانات در پايان هر ترم حدود 20 روز کلاس ها را تعطيل مي کند. بعضي روزها بچه ها امتحان مي دهند و روزهاي بين امتحان هم در منزل درس مي خوانند. البته طبق مقررات کلاس هاي درس مدارس بايد در زمان برگزاري امتحانات مثل زمان هاي ديگر تشکيل شود. مقررات چيزي مي گويد و سنت هاي آموزشي که باب طبع معلم و دانش آموز ايراني است، چيز ديگري فرمان مي دهد.
در طول سال، مدارس به دلايلي مانند برودت هوا، بارش برف و لغزندگي خيابان ها، آلودگي هوا، گرد و خاک، استقبال از مقامات رسمي و بين التعطيلين چند روزي تعطيل مي شوند.
بوي عيد از اول اسفند مشام دانش آموزان را مي نوازد. بوي عيد که در مشام جان بچه ها پيچيد، ياد تعطيلات مي افتند. بچه ها هر وقت اسم تعطيلات را مي شنوند از ذوق فرياد مي کشند. معلم ها مهربان مي شوند. معاون عبوس مدرسه لبخند مي زند و سرايدار مدرسه جان تازه يي مي گيرد. همه ما عاشق تعطيلاتيم و روزهاي تعطيل از بي حوصلگي مي خوابيم.
هر وقت وزارتخانه بخشنامه کرد مدارس سراسر کشور در همه مقاطع تحصيلي تا پايان روز 28 اسفندماه داير هستند و تعطيلي زودهنگام مدارس پيش از 28 اسفندماه تخلف محسوب مي شود و قطعاً از سوي آموزش و پرورش پيگيري خواهد شد هواي مدرسه بهاري مي شود. معلم و مدير و ناظم مي فهمند لابد خبري هست که بخشنامه کرده اند تا از خودشان رفع مسووليت کنند. همه در مدرسه گوش شان از دستورات بخشنامه يي پر است،
تشکيل کلاس ها در هفته آخر به مويي بند است. وجود يک روز تعطيل در اول يا وسط هفته آخر، قرار گرفتن چهارشنبه سوري در اواخر هفته، تمايل پنهان مدير و ناظم و اشارات سمبليک معلمان، سرنوشت هفته آخر را رقم مي زند. امسال هفته آخر با شنبه شروع مي شود. يکشنبه هم تعطيل رسمي است. هفته آخر ازدست رفته است. مدارس از شنبه تق و لق مي شود. معناي اين دو واژه را آموزش و پرورشي ها مي دانند. سوال اصلي بچه ها اين روزها اين است؛ آقا اجازه، مدرسه کي تعطيل مي شود. بچه ها منتظر اشاره پنهان ناظم مدرسه اند. معلمان به همت و شهامت بچه ها چشم دوخته اند. مدير به معاون مقطع زنگ مي زند تا مزه دهنش را بفهمد و زمينه چيني مي کند که تعداد غيبت ها بالا رفته، در اين ميان اما بچه هاي پيش دانشگاهي گرفتار تب کنکورند و سومي ها هم کم و بيش گرفتار دلشوره امتحان نهايي. تلفن ها زنگ مي زند از مدرسه به منطقه، از منطقه به سازمان، از سازمان به ستاد. همه کسب تکليف مي کنند. يک نفر بايد حرف آخر را بزند. استدلال موجه است؛ مدارس تق و لق شده اند. از بالا چراغ سبز مي دهند؛ برحسب مورد تصميم بگيريد. خبر که به مدرسه مي رسد چشم هاي ناظم برق مي زند. ناظم با صداي بلند مي گويد؛ بچه ها گفتم که مدرسه...چي؟ بچه ها همه با هم مي گويند؛ تعطيل نيست، اما دانش آموزان اشاره ناظم را فهميده اند. کيف هايشان را برمي دارند و فريادزنان از مدرسه مي روند. مدرسه تعطيل مي شود بدون اينکه کسي گفته باشد. ما به بچه هايمان اين جوري درس اخلاق مي دهيم،
تمديد مهلت ثبت نام کارشناسي ارشد
رئيس مرکز سنجش آموزش پزشکي وزارت بهداشت از تمديد مهلت ثبت نام آزمون کارشناسي ارشد گروه پزشکي تا روز چهارشنبه 28 اسفندماه خبر داد. کي قباد طاهرنژاد در گفت وگو با مهر افزود؛ با توجه به تغييراتي که براي داوطلبان چند رشته ايجاد شده، اين امکان براي تمامي داوطلبان فراهم شده است که تا روز چهارشنبه با مراجعه به سايت مرکز سنجش آموزش پزشکي به نشاني
http://sanjeshp.ir در آزمون ثبت نام کنن
د. وي اضافه کرد؛ تمديد دوباره مهلت ثبت نام در آزمون کارشناسي ارشد رشته هاي علوم پزشکي سال تحصيلي 89-88 در اطلاعيه هاي بعدي و در صورت ضرورت به اطلاع داوطلبان مي رسد. طاهرنژاد خاطرنشان کرد؛ ثبت نام آزمون از 10 اسفندماه آغاز شده و مهلت ارسال مدارک به صورت اينترنتي و اسکن شده نيز از 15 تا 30 فروردين ماه سال 88 تعيين شده است.
جشن خانه کودک شوش
خانه کودک شوش براي دهمين سال جشن سال نو کودکان کار را برگزار خواهد کرد. خانه کودک شوش (پروژه حمايتي، آموزشي و پژوهشي کودکان کار و خيابان انجمن حمايت از حقوق کودکان) طبق سنت 9 ساله خود و در آغاز دهمين سالگرد تاسيس امسال نيز جشن سال نو کودکان کار و خيابان را در تاريخ
28/12/87 برگزار خواهد کرد. جشن نوروز امسال شامل کارناوال شادي است که خانه کودک شوش محل شروع حرکت آن (ساعت 12) خواهد بود و در طول مسير خود از پارک بهاران و خواجوي کرماني (واقع در دروازه غار) عبور و به پارک بهاران باز خواهد گشت تا در آنجا کودکان کار و خيابان در غرفه هاي نقاشي روي پارچه، گريم، درخت آرزوها، سفال و... براي ساعاتي هم که شده از تيرگي اضطراب و اندوه بي اماني که بر زندگي شان سايه افکنده، رها شوند. کودکان و مربيان خانه کودک شوش صميمانه در انتظار همه دوستداران کودکان در جشن سال نو هستند. آدرس خانه کودک شوش؛ تهران، ميدان شوش، ابتداي شوش غربي، جنب پاساژ شباهنگ.
|
|
|
|
|
|
|
|
|