| رئيس جمهور؛متاسفانه برخلاف قانون اساسي رسيدگي و تصويب بودجه به گونه يي رقم خورد که منجر به کنار گذاشتن بودجه پيشنهادي دولت و تصويب بودجه يي متفاوت و جديد و فاقد شفافيت، توازن، انسجام و يکپارچگي شد |
گروه اقتصادي؛ محمود احمدي نژاد رئيس جمهور طي نامه يي به رئيس مجلس شوراي اسلامي نسبت به آنچه عدم رعايت اصول مختلف قانون اساسي در فرآيند رسيدگي به بودجه سال 1388 دانست، اخطار قانون اساسي داد.احمدي نژاد بر اساس اصل (113) قانون اساسي و ماده 15 قانون تعيين حدود وظايف و اختيارات و مسووليت هاي رياست جمهوري ايران مصوب سال 1365به لاريجاني اخطار داده است.اصل 113 بر اين اساس است؛ پس از مقام رهبري، رئيس جمهور عالي ترين مقام رسمي کشور است و مسووليت اجراي قانون اساسي و تنظيم روابط قواي سه گانه و رياست قوه مجريه را جز در اموري که مستقيماً به رهبري مربوط مي شود، بر عهده دارد. ماده 15 قانون تعيين حدود وظايف و اختيارات و مسووليت هاي رياست جمهوري ايران مصوب سال 1365 نيز تصريح دارد در صورت مشاهده تخلف قانون اساسي در دستگاه هاي قدرت عمومي قانو نگذار حق هشدار و اخطار به قواي سه گانه را براي رئيس جمهور قائل شده است. احمدي نژاد در اخطار خود بر اين نکته تاکيد کرده که تصميم مجلس در تغييرات بودجه 88 خلاف برنامه چهارم قانون اساسي بوده است. اين در حالي است که رئيس جمهور در طول اجراي برنامه چهارم همواره اين قانون را داراي ايراد دانسته و بسياري از قوانين ابلاغ شده به دولت نظير احياي شوراي عالي از سوي اين دولت اجرا نشده است.در نامه احمدي نژاد به لاريجاني آمده است؛
جناب آقاي دکتر لاريجاني
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي
سلام عليکم
در اجراي اصل يکصد و سيزدهم قانون اساسي و ماده 15 قانون تعيين حدود وظايف و اختيارات و مسووليت هاي رياست جمهوري ايران مصوب سال 1365 مراتب زير به جهت عدم رعايت اصول مختلف قانون اساسي در فرآيند رسيدگي به بودجه سال 1388 به عنوان اخطار قانون اساسي ابلاغ مي گردد؛ همان گونه که استحضار دارند دولت لايحه بودجه سال 1388 کل کشور را بر اساس اصل (52) قانون اساسي و سياست هاي کلي و چشم انداز 20ساله نظام و با رعايت الزامات قانون برنامه چهارم توسعه و ساير قوانين موضوعه به خصوص قانون نحوه اجراي اصل (44) قانون اساسي با استفاده از بدنه گسترده کارشناسان دولت طي چند ماه تلاش بي وقفه تهيه و به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمود.
متاسفانه برخلاف اصل (52) قانون اساسي فرآيند رسيدگي و تصويب بودجه به گونه يي رقم خورد که عملاً منجر به کنار گذاشتن بودجه پيشنهادي دولت و تصويب بودجه يي کاملاً متفاوت و جديد و فاقد شفافيت، توازن، انسجام و يکپارچگي شد که غيرقابل اجرا بوده و به جاي آنکه نظم دهنده عمليات اجرايي دستگاه هاي مختلف باشد موجب تزاحم و تعارض عمليات و به هم ريختگي نظام اداري و مالي کشور خواهد بود و از اين حيث به شرح ذيل در تعارض آشکار با اصول مختلف قانون اساسي است؛
1- همان گونه که استحضار دارند شوراي محترم نگهبان پيش از اين طي نظريه تفسيري شماره 287 مورخ 17/03/1374 صريحاً و به درستي اعلام داشته است که مطابق اصل (52) قانون اساسي بودجه سالانه کل کشور و متمم و اصلاحات بعدي آن بايد به صورت لايحه و از سوي دولت تقديم شود و تصويب آن به صورت طرح ممکن نيست در حالي که مقايسه لايحه بودجه پيشنهادي دولت با مصوبه مجلس به خوبي نشان مي دهد آنچه تصويب شده است لايحه دولت نيست بلکه طرح جمعي از نمايندگان است که جايگزين لايحه دولت شده به گونه يي که متن ماده واحده بودجه که در 12 بند پيشنهاد شده بود حدود شش برابر (بالغ بر 70 بند) شده است.

تغييرات گسترده يي در اعتبارات هزينه يي، عمراني، تملک دارايي هاي مالي و درآمدهاي بودجه ايجاد شده که از جمله تغييرات کلي ارقام بودجه مي توان به موارد زير اشاره کرد؛
- افزايش هزينه هاي بودجه بالغ بر 83720 ميليارد ريال
- کاهش درآمدهاي بودجه بالغ بر 5/1278 ميليارد ريال
- ايجاد تغييرات اساسي در 144 رديف هزينه يي و در نتيجه افزايش اعتبارات هزينه يي بالغ بر 6/8942 ميليارد ريال
- ايجاد تغييرات در 1295 رديف اعتبارات عمراني و افزايش اعتبارات مذکور بالغ بر 8/17778 ميليارد ريال
- برگشت 1190 طرح استاني و تبديل آن به طرح ملي بر خلاف ماده 81 قانون برنامه چهارم (توضيح اينکه اين طرح ها در اجراي سياست عدم تمرکز در لايحه بودجه از ملي به استاني تبديل شده بود.)
- افزايش اعتبارات تملک دارايي هاي مالي بالغ بر 57000 ميليارد ريال
1-افزايش هزينه ها توسط مجلس درحالي صورت گرفته است که پيوسته دولت متهم به افزايش هزينه ها مي شود. موارد فوق تنها تغييراتي است که در تصوير کلان بودجه به وضوح مشاهده مي شود. علاوه بر اين، تغييراتي بسيار زياد در بخش هاي مختلف صورت گرفته و در منابع و مصارف جابه جايي هايي انجام شده که غيرقابل تحقق بوده و عملاً انجام بسياري از امور اساسي و اجتناب ناپذير در سال 1388 به شرحي که در بندهاي آتي خواهد آمد ممکن نخواهد بود.
2- حذف هدفمند کردن يارانه ها بدون رعايت آيين نامه داخلي مجلس و نصاب مقرر در ماده 223 آيين نامه مذکور براي تصويب اصلاحات برنامه (دو سوم آراي حاضر)، مصوب تلقي شده است و از اين جهت با اصل (65) قانون اساسي سازگار نيست. توضيح اينکه هدفمند کردن يارانه ها از الزامات برنامه چهارم توسعه (از جمله با توجه به بند ب ماده 33 و ماده 95 قانون برنامه چهارم) مي باشد. از طرفي بودجه سال 88، آخرين بودجه و آخرين برنامه يک ساله از برنامه پنج ساله چهارم است و عدم پيش بيني هدفمند سازي يارانه ها در بودجه سال 88 به منزله اصلاح برنامه پنج ساله به وسيله بودجه است. با حذف رديف اعتبار مربوط به هدفمند کردن يارانه ها (85000 ميليارد ريال) دو اتفاق مهم در اجراي بودجه به وقوع پيوسته است.
اولاً؛ معادل اين رقم يعني 85000 ميليارد ريال اعتبار در نظر گرفته شده در بخش هزينه هاي بودجه عملاً بدون اعتبار شده که موجب منفي شدن تراز کلي بودجه گرديده است.
ثانياً؛ با توجه به سياستگذاري موضوع بند «53» الحاقي مصوبه مجلس در مورد حامل هاي انرژي از طرفي دولت مکلف شده حامل هاي انرژي را به قيمت سال 1387 (با استفاده از کارت هوشمند و ساير ساز و کارها) عرضه کند و از طرف ديگر هيچ گونه يارانه يي براي جبران مابه التفاوت قيمت تمام شده اين حامل ها و قيمت سال 1387 براي شرکت هاي تامين کننده اين حامل ها در نظر گرفته نشده است. با حذف رقم 20 هزار ميليارد تومان درآمد ناشي از هدفمند کردن يارانه ها عملاً دولت از اين ناحيه با کسري 17 هزار و 500 ميليارد تومان مواجه شده است که بخشي از آن ناشي از بي اعتبار شدن هشت هزار و 500 ميليارد تومان هزينه در نظر گرفته شده در لايحه و بخش ديگر به دليل در نظر نگرفتن اعتبار لازم براي تامين و عرضه حامل هاي انرژي به قيمت سال جاري است که در سال 1387 و سنوات قبل به عنوان يارانه حامل هاي انرژي در بودجه درج مي شد (9 هزار ميليارد تومان). بنابراين حذف هدفمند کردن يارانه ها از جهت مغايرت با برنامه مخالف سند چشم انداز و از جهت عدم رعايت آيين نامه داخلي مجلس برخلاف اصل (65) قانون اساسي و از جهت تغيير عمده در ارقام بودجه مغاير اصل (52) و از حيث عدم پيش بيني طريق جبران کاهش درآمد و تامين هزينه، با اصل (75) قانون اساسي سازگار نيست.
3- از نشانه هاي بارز به هم ريختگي و عدم توازن و تجانس بودجه، بند 50 الحاقي توسط مجلس است که در آن آمده؛ «به منظور شفافيت بودجه و امکان پذير ساختن نظارت بر انطباق بودجه با سياست هاي کلي نظام به ويژه سياست هاي برنامه چهارم... و سياست هاي کلي اصل چهل و چهارم قانون اساسي... دولت مکلف است تا پايان خرداد ماه 1388 گزارش تطبيق بودجه سال 1388 را با سياست هاي مذکور به مجلس شوراي اسلامي تقديم نمايد.» در حالي که شفافيت بودجه و انطباق بودجه با سياست ها و نظارت بر اين انطباق، بعد از تصويب قانون بودجه اساساً موضوعيت ندارد و اين گونه عبارات نمي تواند رافع اشکالات اساسي و مغايرت هاي آشکار مصوبه مجلس با سياست هاي کلي نظام و سياست هاي برنامه چهارم باشد، اين وظيفه مجلس است که بودجه را منطبق با سياست ها و سند چشم انداز تصويب کند و تکليف دولت به منطبق ساختن مصوبه مجلس با سياست ها و چشم انداز فاقد موضوعيت و مبنا و تکليف مالا يطاق است.
4- بند 50 سياست هاي کلي برنامه چهارم «اهتمام به نظم و انضباط مالي و بودجه يي و تعادل بين منابع و مصارف دولت» را مورد حکم قرار داده است در حالي که تغييرات اساسي در لايحه دولت موجب عدم تحقق سياست مذکور گرديده است و بر اين اساس مصوبه مجلس ناسازگار با سياست هاي مذکور و اصل يکصد و دهم قانون اساسي است. توضيح اينکه بودجه مصوب مجلس تراز نيست و مصارف 85 هزار ميليارد ريال بيش از منابع مي باشد و مجلس شوراي اسلامي با اذعان به اين امر براي رفع اين عدم تعادل بين مصارف و منابع در بند 53 الحاقي مقرر نموده است که دولت در مقام اجرا و از طريق عدم تخصيص اين نقيصه را جبران کند.
5- ماليات بر فروش بنزين از 485 ميليارد تومان به 1456 ميليارد تومان افزايش يافته که مبناي آن افزايش قيمت بنزين در قالب هدفمند کردن يارانه ها بوده و حال آنکه با حذف هدفمند کردن يارانه ها و جايگزيني حکم عرضه بنزين داخلي به قيمت سال 1387 (1000 ريال) و توزيع بنزين وارداتي به قيمت تمام شده در عمل دو سوم از افزايش ماليات فوق قطعاً محقق نخواهد شد. در حالي که براي اين رقم در بخش هزينه يي، هزينه در نظر گرفته شده و از اين جهت مغاير اصول (52 و 75) قانون اساسي است.
6- در مصوبه مجلس براي عرضه نفت گاز دولت مکلف شده است توليد داخلي اين فرآورده را با کارت هوشمند و به قيمت سال 1387 (165 ريال) عرضه نمايد و مازاد بر آن که از محل واردات تامين مي شود، مسکوت گذاشته شده است. اين در حالي است که براي مابه التفاوت قيمت تمام شده توليد داخل و همچنين بخش وارداتي آن هيچ گونه اعتباري در نظر گرفته نشده است. بنابراين با توجه به اينکه قيمت سال 1387 نفت گاز حدود يک بيستم قيمت تمام شده آن است، عملاً عرضه اين فرآورده با قيمت تعيين شده در مصوبه غيرممکن بوده و به دليل عدم پيش بيني بار مالي ناشي از آن، مصوبه برخلاف اصل (75) قانون اساسي مي باشد. (اين در حالي است که مخبر محترم کميسيون تلفيق در مصاحبه رسمي اعلام کرده است تحميل هزينه ناشي از اين بند ناچيز است و دولت آن را از محلي تامين خواهد نمود،)
7- در مورد برق بدون تعيين تکليف قيمت، يارانه حذف و دولت در خلاءقانوني براي خدمت رساني قرار گرفته است (توضيح اينکه سال گذشته 3800 ميليارد تومان يارانه برق بود که حذف شده است و بندي به جاي آن پيش بيني نشده و از اين جهت مغاير اصول (75 و 52) قانون اساسي است).
8- در سال 1387 يک و نيم ميليارد دلار براي نگهداري و سرمايه گذاري و اجراي پروژه هاي مربوط به گاز يارانه پرداخت شده که در مصوبه مجلس براي سال 1388 اعتباري براي اين منظور پيش بيني نشده است و اين مغاير اصول (75 و 52) قانون اساسي است و ناگزير يا مي بايد قيمت گاز را افزايش داد (حدود پنج برابر) يا کليه پروژه هاي مربوط را متوقف نمود.
9- از اعتبارات مربوط به سرمايه گذاري هاي بخش نفت در بودجه سال 1388 حدود هفتصد ميليون دلار کسر شده که نتيجه اين اقدام نقصان در سرمايه گذاري در حوزه هاي مشترک و عدم استفاده از سهم قانوني ايران خواهد بود. که مصداق بارز تضييع حقوق ملي بوده و در تضاد با اصل شصت و هفتم و سوگند نمايندگان براي حفاظت از حقوق ملي است.
10- در بند الحاقي (29) دولت مکلف شده است به ميزان بيست و پنج هزار (25000) ميليارد ريال از سهام قابل عرضه در بورس متعلق به دولت يا شرکت هاي دولتي را به سازمان تامين اجتماعي واگذار نمايد. در مورد افزايش حقوق بازنشستگان و مستمري بگيران تامين اجتماعي ـ که دولت نيز با اصل موضوع موافقت دارد - به جاي پيش بيني اعتبار لازم، در بند الحاقي (29) دولت مکلف شده است بيست و پنج هزار ميليارد ريال از سهام قابل عرضه در بورس متعلق به دولت را به سازمان تامين اجتماعي واگذار نمايد تا سازمان يادشده از محل فروش و سود حاصل از مالکيت اين سهام بارمالي اين افزايش را تامين نمايد. در حالي که به طور قطع فروش اين حجم از سهام علاوه بر پنج هزار ميليارد ريال فروش سهام ديگر (مقرر در رديف درآمدي واگذاري شرکت هاي دولتي) با توجه به شرايط واقعي بازار سرمايه امکان پذير نيست و قطعاً درآمد مزبور حاصل نخواهد شد تا افزايش حقوق بازنشستگان و مستمري بگيران سازمان قابل تحقق باشد و از اين جهت مصوبه مجلس مغايرت آشکار با اصول (52 و 75) قانون اساسي دارد. علاوه براين افزايش حقوق جنبه مستمر و پيوسته دارد و اختصاص يکباره سهام، تامين منبع براي اين هزينه محسوب نمي شود. اين گونه ايجاد تکليف مالايطاق و تحميل هزينه بدون تامين منبع لازم براي آن، گذشته از اينکه با اصل (75) قانون اساسي ناسازگار است موجب بحران و نگراني مردم مي شود.
11- در مورد درآمد واگذاري معادن، دولت در لايحه پيشنهادي خود معادل 500 ميليارد ريال درآمد پيش بيني کرده بود که مجلس شوراي اسلامي اين رقم را به 10 برابر (500 ميليارد تومان) افزايش داده است که با توجه به عملکرد سال گذشته عدم تحقق آن قطعي و بنابراين هزينه هاي مترتب بر اين درآمد فاقد محل تامين بوده و مغاير اصول (52 و 75) قانون اساسي تلقي مي شود.
12- در مورد درآمد ناشي از واگذاري طرح هاي تملک دارايي هاي سرمايه يي دولت پنج هزار ميليارد ريال پيش بيني نموده بود که مجلس اين رقم را به سه برابر (15 هزار ميليارد ريال) افزايش داد که عدم تحقق اين مبلغ با توجه به پيش بيني کارشناسي و شرايط بازار قطعي و بنابراين هزينه هاي مترتب بر اين درآمد نيز فاقد محل تامين بوده و مغاير اصول (52 و 75) قانون اساسي است.
13- اعتبار يارانه کالاهاي اساسي بيش از 4200 ميليارد ريال کاهش يافته و با توجه به عملکرد اين رديف در سال 1387 و اثرات ناشي از خشکسالي در سال 1388 اعتبار در نظر گرفته شده در اين رديف قطعاً جوابگوي تامين کالاهاي اساسي به ويژه گندم نخواهد بود و از اين جهت برخلاف اصل (75 و 52) قانون اساسي است.
14-در حالي که اعتبارات معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري بيش از 400 ميليارد ريال کاهش يافته و همچنين به رغم کاهش اعتبارات مهمي مثل يارانه کالاهاي اساسي، طرح هاي زودبازده و دفتر مناطق محروم، اعتبارات بعضي دستگاه هاي خاص به طور غيرمتعارف و بدون تناسب با ساير دستگاه ها و سياست ها رشد چند برابر داشته است. به عنوان مثال اعتبار جاري مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام حدود هفت برابر و اعتبارات مجلس شوراي اسلامي که در سال 1387 در مجموع 391/475 ميليارد ريال بوده با220درصد افزايش، 391/1525 ميليارد ريال گرديده است. درحالي که کل بودجه جاري کشور 6 درصد افزايش داشته است اين مقدار افزايش اعتبارات مجلس شوراي اسلامي چگونه قابل توجيه است. هزينه يي که براي کل عمليات اجرايي کشور (در حوزه هاي مختلف آموزش، بهداشت و درمان، عمران و توسعه کشور،تامين امنيت کشور، امور اقتصادي و...) انجام مي شود به ازاي هر کارمند دولت 20ميليون تومان در سال است در حالي که اين هزينه در مجلس شوراي اسلامي 240ميليون تومان مي باشد. البته مشخص است که اين رقم حقوق و مزاياي نمايندگان محترم و کارمندان خدوم مجلس نيست و محل مصرف اين مبلغ براي دولت مشخص نمي باشد.
باهنر؛ برداشت رئيس جمهور از عملکرد مجلس اشتباه است
اخطار قانون اساسي احمدي نژاد به لاريجاني با واکنش هاي زيادي روبه رو شد. محمدرضا باهنر نايب رئيس دوم مجلس در واکنش به نامه احمدي نژاد به رئيس مجلس در خصوص لايحه بودجه 88 تصريح کرد؛ اخطار قانون اساسي رئيس مجلس وارد نيست .نظر من برداشت ايشان از عملکرد مجلس اشتباه بوده است.
محمد رضا باهنر در گفت وگو با خبرنگار «خانه ملت» در اين خصوص گفت؛تطبيق مصوبات مجلس با قانون اساسي، وظيفه شوراي نگهبان است نه رئيس جمهور.
وي گفت؛ ما منتظر نظر شوراي نگهبان درخصوص لايحه بودجه 88 هستيم و درجلسه ظهر فردا (امروز)، ايرادات شوراي نگهبان به لايحه بودجه 88 در جلسه علني مجلس برطرف خواهد شد. اگر همچون سال هاي گذشته، يکي دو مورد ازاين ايرادات برطرف نشود، آن را به مجمع تشخيص مصلحت نظام مي فرستيم.
باهنر با بيان اينکه رئيس جمهور در نوشتن اين نامه شتابزده عمل کرده است، افزود؛ اينکه ايشان اصلاحات مجلس در لايحه بودجه 88 را نپذيرفته و آن را به منزله تغييرات اساسي و تبديل لايحه دولت به طرحي از سوي نمايندگان دانسته است؛ صحيح نيست.
وي تصريح کرد؛ در حقيقت مجلس همان کاري را کرده است که ظرف 29 سال گذشته انجام داده است. کما اينکه هر سال لايحه بودجه از سوي دولت به مجلس ارجاع شده و مجلس با اعمال اصلاحاتي آن را مصوب مي کند. اين اولين بار نيست که چنين اتفاقي مي افتد.
نايب رئيس مجلس افزود؛ اگر منظور دولت اين است که لايحه اش بدون هيچ گونه تغييري به تصويب مجلس برسد، پذيرفتني نيست چرا که تصويب لايحه، در گرو اعمال اصلاحاتي در آن است.
تفسير متفاوت
اين اخطار يادآور برخي مسائل گذشته است زماني که محمد خاتمي رئيس دولت هفتم و هشتم در برخي موارد اخطار قانون اساسي داد غلامحسين الهام سخنگوي فعلي دولت که در آن زمان سخنگوي وقت شوراي نگهبان بود در تفسيري اعلام کرد؛ اصل 113 مربوط به قبل از اصلاحات سال 68 بوده و پس از حذف پست نخست وزيري و تصدي مستقيم مسووليت قوه مجريه توسط رئيس جمهور بايد اصل 113 بازنگري شود زيرا رئيس جمهور نمي تواند در کار قواي ديگر اخلال کند.
اما زماني که اين نامه روي سايت الف آمد برخي کاربران اين سايت به نامه احمدي نژاد اين گونه واکنش نشان دادند؛
1- ... بنا بر دانسته ها و اصول قانون اساسي وظيفه شوراي نگهبان اين است که نظارت بر عملکرد مجلس داشته باشد و اگر اين امر هم توسط دولت صورت گيرد که ديگر هيچ...
2- با توجه به رويه يي که در اين سه ساله مشاهده کرديم دولت در تمام زمينه ها دخالت کرده و قصد رساندن اين پيام را داشته که دولت همه امور را زير ذره بين کارشناسي خود دارد...
3- جناب آقاي رئيس جمهور از اختيارات خود استفاده و در فرصت مناسب از آن بهره برداري کرده است و چه بسا پاره يي از تذکرات نيز بجا هم بوده است ولي آنچه موضوع را عميقاً تحت تاثير قرار مي دهد و به قول معروف زماني که توپ در زمين مجلس بود چرا از اختيارات خود استفاده نکرد؟ اين نشان دهنده چند نکته مي تواند باشد؛ اولاً ممکن است مجلس به لحاظ جلوگيري از تنش و خراب نشدن افکار عمومي اين کار را نکرده باشد. دوماً ممکن است مجلس توافقاتي با دولت در جلسات خصوصي و غيرعلني داشته باشد.ثالثاً اينجانب شخصاً انتظار داشتم با آمدن جناب آقاي لاريجاني خيلي از مسائل دولت که ادعاي شفافيت در آن مي رود و بايد به مجلس پاسخگو باشد (که نيست، و در صحن علني نيز چندين بار به بحث آمده و آخرين بار در زمان تصويب بودجه 88 بود) با قدرت و مديريت بهتري پيگيري شود نه با ديده اغماض، حال چه شده است خدا مي داند،؟
از مجلس بسيار سپاسگزاريم که جلوي بخشي از يکه تازي هاي دولت را گرفته است. جناب احمدي نژاد بهتر است کسري بودجه ادعايي خود را از محل پول هاي نقدي که در سفرهاي استاني توزيع مي کنند و البته هيچ ربطي هم به انتخابات ندارد، جبران کنند.
4- وقتي موارد متعدد نقض قانون توسط رئيس جمهور انجام شد و نمايندگان در برابر آن سکوت کرده و به وظيفه خود عمل نکردند، انتظار اين را هم بايد داشت که رئيس جمهور به مجلس اخطار دهد.
(يک نمونه کوچک از موارد نقض قانون توسط رئيس جمهور، خريد چند ميليارد دلار اضافي بنزين به رغم تصريح مجلس و ممنوعيت اين اقدام بود که سايت الف در 20 بهمن امسال خبر آن را منتشر کرد.)
واقعيت اين است که طرح تحول اقتصادي يک طرح بزرگ و مستقل از بودجه بود که دولت براي اينکه طرح تحول را به مجلس تحميل کند و مجلس را در عمل انجام شده قرار دهد، قسمتي از بودجه 88 را وابسته به طرح تحول کرد در حالي که اين طرح اصلاً تصويب نشده بود.
5- آقاي رئيس جمهور، البته هدفمند کردن يارانه ها از بخش هاي اصلي برنامه چهارم بود اما چرا اجراي آن را به سال آخر برنامه موکول کرديد؟
چرا زماني که معاون اول شما در يکي از دانشگاه هاي تهران از اساس برنامه چهارم را زير سوال برده واعلام کردند بايد برنامه چهارم را خمير کرد، اعتراضي ننموديد؟ البته هر برنامه نواقصي دارد ولي براي رفع نواقص بايستي روال قانوني آن طي شود.