شنبه، 24 اسفند 1387 - شماره 1912
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
تنها نجات يافته کشتار ملک آباد اصفهان بعد از 25 روز شرح داد
کشتار خانوادگي چگونه کليد خورد

گروه حوادث؛ گذشت 25 روز از قتل عام خانوادگي در ملک آباد اصفهان سبب شد جزييات تازه يي از اين جنايت فاش شود و تنها بازمانده اين کشتار زمينه هاي وقوع اين جنايت را تشريح کند. اين قتل عام روز 29 بهمن ماه در ملک آباد اصفهان رخ داد و مردي به نام بهروز به خاطر اختلاف با همسرش به خانه پدرزن خود رفت و مرد 67 ساله به نام حسين، خواهرزن 20 ساله اش به نام لاله و همسر 31 ساله اش به نام ليلا را به قتل رساند و سپس با شليک گلوله به زندگي اش پايان داد. مادر خانواده که پس از شروع تيراندازي به پشت بام گريخته و توانسته بود از مهلکه نجات پيدا کند پيش از اين در جريان بازجويي ها توضيح داده بود دامادش پس از ازدواج ليلا را با خودش از اصفهان به شوشتر برد و پس از مدتي اختلافاتي بين آن دو درگرفت که منجر شد زن جوان به خانه پدري اش بازگردد. سپس وقتي بهروز براي آشتي کردن به اصفهان رفته بود در خانه پدر همسرش به سوي اعضاي خانواده آتش گشود.

ازدواج ناموفق

اکنون پس از گذشت 25 روز از اين کشتار فاطمه مادر خانواده که معتقد است کالبد شکافي حادثه مي تواند در پيشگيري از حوادث مشابه تاثير داشته باشد جزييات تازه يي را که زمينه ساز وقوع قتل عام شد تشريح کرد. ليلا سال ها قبل با مرد ديگري ازدواج کرده و به خاطر برخي مشکلات مجبور شده بود طلاق بگيرد. پس از آن بود که زندگي زن جوان ديگر به حالت عادي برنگشت. مادر ليلا مي گويد؛ از آن زمان زمزمه ها و کنايه ها روز به روز بيشتر مي شد و هر کسي که از راه مي رسيد دخترم را به خاطر زندگي ناموفقش نصيحت مي کرد. اين موضوع ليلا را به شدت آشفته کرده بود طوري که او پذيرفته بود بايد با اولين مردي که از او خواستگاري کرد ازدواج کند. در چنين شرايطي ليلا از طريق زني که در همسايگي شان زندگي مي کرد با بهروز آشنا و مراسم خواستگاري برگزار شد. ليلا و بهروز به مدت سه ماه با هم نامزد بودند و در آن زمان اختلافي بين آنها وجود نداشت و زن جوان تصور مي کرد به زندگي دلخواهش دست يافته است.

نقل مکان

از آنجا که خانواده بهروز اصرار داشتند مراسم عقد و عروسي هر چه زودتر برگزار شود زوج جوان پس از سه ماه عقد دائم کردند. سپس پدر ليلا که مردي بازنشسته و بيمار بود تلاش خود را براي تهيه جهيزيه مناسب آغاز کرد و از دو بانک و موسسه وام گرفت چرا که مي دانست خانواده بهروز نسبت به جهيزيه حساس هستند. در نهايت پدر و برادر بزرگ بهروز به اصفهان آمدند و جهيزيه را با خود به شوشتر بردند ولي چون خود داماد در اين مراسم حضور نداشت اختلافي بين او و همسرش به وجود آمد و اين اختلاف وقتي بيشتر شد که يک روز قبل از برگزاري جشن عروسي بهروز بار ديگر همسرش را تنها گذاشت و ليلا به ناچار نزد يکي از نزديکانش در مسجد سليمان رفت. بعد از مراسم عروسي بود که دعوا و کشمکش ها بين زوج جوان بالا گرفت.

يک ماه بعد

به گفته فاطمه يک ماه پس از عروسي اولين درگيري جدي بين بهروز و ليلا به وقوع پيوست و زن جوان به خاطر ضرب و جرح دچار خونريزي شديدي شد. والدين ليلا بعد از اطلاع از اين موضوع به شوشتر رفتند اما نتوانستند جو را آرام کنند. در اين بين بهروز از طريق همسايه مقتولان از ازدواج اول همسرش مطلع شده و ليلا نيز فهميده بود شوهرش برخلاف ادعايي که مطرح کرده بود ديپلم ندارد. در دومين ماه زندگي مشترک اختلاف شديدتر از پيش شد به گونه يي که داماد تهديد کرد به صورت ليلا اسيد مي پاشد. سرانجام تير ماه سال جاري ليلا بار ديگر از سوي شوهرش به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت و پدر و برادر بزرگ تر او دوباره راهي شوشتر شدند تا وي را به اصفهان بازگردانند. ليلا که ابتدا با تصميم پدرش موافق نبود بالاخره قبول کرد با وي همراه شود اما بهروز به شدت مخالفت کرد و درگيري آنها به نيروي انتظامي کشيده شد و ماموران پليس به والدين عروس گفتند نبايد در زندگي اين زوج دخالت کنند و حق ندارند فرزندشان را با خود ببرند. با اين وجود ليلا به اصفهان برگشت و سه ماه در خانه پدرش ماند تا اينکه بهروز به منزل پدرزنش رفت و پس از مذاکره و گفت وگو متعهد شد ديگر همسرش را کتک نزند به اين ترتيب به ظاهر اختلافات زوج جوان پايان گرفت و ليلا به خانه شوهرش برگشت.

آخرين روزها

فاطمه مي گويد؛ بعد از آن ماجرا بهروز ديگر دخترم را کتک نزد ولي رفتار بدي با او داشت و به ليلا تهمت مي زد. حتي وقتي دخترم با ما تلفني صحبت مي کرد به حرف هاي خصوصي او گوش مي داد به همين خاطر شوهرم به ليلا توصيه کرد رفتاري از خودش بروز ندهد که باعث ناراحتي بهروز شود. به رغم وساطت ما آتش اختلافات هر روز شعله ورتر مي شد تا اينکه 9 روز قبل از جنايت ليلا خانه اش را ترک کرد و به مسجد سليمان رفت و ديگر حاضر نشد به منزل بهروز برگردد. پس از آن با قطعي شدن تصميم طلاق زن جوان به اصفهان برگشت و ابتدا به تلفن هاي شوهرش نيز پاسخ نداد تا اينکه بالاخره قبول کرد با او حرف بزند. ليلا در آخرين مکالمه تلفني به بهروز گفت يا بايد به اصفهان بيايد يا از هم جدا شوند. روز بعد از اين گفت وگو بود که مرد جوان راهي خانه پدرزنش شد. روز حادثه پس از آنکه مقتولان از بهروز پذيرايي کردند مرد جوان که مي دانست نمي تواند همسرش را با خود به شوشتر بازگرداند سلاحي را بيرون کشيد و اولين گلوله را به حسين پدرزنش شليک کرد. سپس همسر خودش را کشت و در ادامه لاله را هدف گرفت و پس از تيراندازي هاي مرگبار به زندگي خودش پايان داد.

نظر کارشناسي

سيدضياءالدين فائق آسيب شناس اجتماعي در گفت وگو با پايگاه اطلاع رساني عبرت در تحليل چنين حوادثي مي گويد؛ «با مرور رخدادهاي کشور در حوزه مسائل اجتماعي و حوادث به يک تغيير مهم برمي خوريم که علاوه بر هشداردهنده بودن براي مردم، يک پيام جدي نيز براي مسوولان کشور دارد؛ آمار جنايت و قتل و همچنين تجاوزهاي جنسي روبه افزايش گذاشته است، گرچه ما به تمام آنچه رخ داده دسترسي نداريم اما مطالبي که جسته و گريخته منتشر مي شود حکايت از افزايش قابل توجه و نگران کننده جرائمي خاص دارد. وي مي افزايد؛ بايد بپذيريم وقوع جرم و شدت و ضعف آن مستقيماً با مسائل اقتصادي و معيشتي و فرهنگي- اجتماعي، افزايش تبعيض طبقاتي، فقر و رو به گسترش رفتن حاشيه نشيني مرتبط است. کساني که با مسائل اجتماعي ارتباط مستقيم دارند عقيده دارند خشونت مساله يي کاملاً آموختني است و نوع رويکرد کنوني کساني که مسووليت هدايت اجتماع را بر عهده دارند نيز متناسب با شرايط اجتماعي نيست و اکنون مسوولان فقط اين جمله را تکرار مي کنند که ما برخورد مي کنيم. حال آنکه برخورد و مقابله راه آخر است. البته دستگاه قضايي و نيروي انتظامي در مسائل اجتماعي تنها مانده اند و ظاهراً همه غافلند که چه بر سر جامعه مي آيد و کارهاي فرهنگي مناسبي انجام نمي شود. فائق ادامه مي دهد؛ «اگر اين خانواده کشته شدند در کنار قاتل اصلي، قاتل خاموش نيز خدمت کرده. جهل و ناتواني مرد باعث شد او اين افراد را بکشد. از سويي ليلا و ليلاها طي 12 سال تحصيلي بايد مي آموختند چگونه انتخاب و چگونه زندگي کنند تا دچار اشتباه نشوند و اين حوادث رخ ندهد. کوتاهي در آموزش و انجام کارهاي فرهنگي زمينه ساز چنين قتل هايي مي شود.»
چهار محکوم به مرگ به دار آويخته شدند
گروه حوادث؛ چهار مرد جوان که به مرگ محکوم شده بودند در زندان عادل آباد شيراز به دار آويخته شدند. به گزارش خبرنگار ما، سه تن از اين مجرمان به جرم قتل و يکي از آنها به جرم تجاوز به دو نوجوان به مرگ محکوم شده بودند. اولين اعدامي مردي به نام ابوالحسن بود که به خاطر قتل پسر دايي اش در سال 60 به قصاص محکوم شده بود. مطابق اوراق پرونده ابوالحسن 9 آذر ماه سال 60 به دليل اختلافاتي که با پسر دايي اش داشت او را با شليک گلوله به قتل رساند. ماموران زماني از اين ماجرا با خبر شدند که جسد مردي را در کنار نهري در فيروزآباد پيدا کردند و متوجه شدند مقتول با پسر عمه اش اختلاف ديرينه داشته و از زمان قتل وي ابوالحسن نيز ناپديد شده است. با توجه به اينکه تحقيقات نشان مي داد ابوالحسن عامل قتل است پليس تحقيقات خود را براي دستگيري وي آغاز کرد تا اينکه 20 سال بعد وي در شهرستان سپيدان شناسايي و دستگير شد. ابوالحسن در بازجويي ها به قتل اعتراف نکرد و گفت گلوله او باعث مرگ پسر دايي اش نشده است. وي گفت؛ ما بر سر آب زمين با هم اختلاف داشتيم، به همين خاطر هم درگير شديم. روز حادثه به جز من، پسر برادرم هم تفنگ داشت و ممکن است او عامل اين قتل باشد. گلوله من به پسر دايي ام برخورد نکرد. ادعاي اين مرد مورد پذيرش دادگاه قرار نگرفت و ابوالحسن به قصاص محکوم شد و اين حکم به تاييد شعبه 26 ديوان عالي کشور هم رسيد و سرانجام در زندان عادل آباد شيراز اجرا شد. دومين اعدامي مردي بود که فروردين ماه سال83 به مستاجرش شک کرده و او را با احتمال داشتن رابطه با خواهرش به قتل رسانده بود. قاتل 26ساله بعد از دستگيري به جرمش اعتراف کرد و گفت؛ مقتول مستاجر ما بود. از وقتي که او يک طبقه از خانه ما را اجاره کرد من به او مظنون شدم. فکر مي کردم با خواهرم رابطه دارد، به همين خاطر هم تصميم گرفتم وي را بکشم. سومين اعدامي جواني مسافر کش بود که بر سر سوار کردن مسافر مردي را کشته بود. پسر جوان بعد از دستگيري به قتل اعتراف کرد و گفت؛ من در مرودشت منتظر مسافر بودم که با مقتول دعوا کردم. زماني که من مسافرانم را سوار کردم و به راه افتادم او عصباني شد و با عده زيادي به سمت من حمله کرد تا جلوي حرکتم را بگيرد، در اين زمان درگيري به اوج خود رسيد و من با چوب به او ضربه يي زدم که باعث مرگش شد. چهارمين اعدامي جواني بود که به جرم تجاوز به دو نوجوان به اعدام محکوم شده بود. اين جوان 23ساله با شکايت دو شاکي نوجوان دستگير شد. آنها در شکايت خود گفتند دو نفر آنها را ربودند و مورد آزار قرار دادند. با دستگيري اين متهمان آنها تحت بازجويي قرار گرفته و با توجه به مدارک به دست آمده متهم رديف اول پرونده به اعدام محکوم شد، سپس پرونده با گذراندن مراحل قانوني براي اجراي حکم آماده و اين پسر چهارمين اعدامي بود که در زندان عادل آباد شيراز به دار آويخته شد.
پسري در انفجار مواد محترقه کشته شد


انفجار نارنجک صوتي در يکي از شهرک هاي تبريز، پسري را به کام مرگ کشاند. به گزارش ايسکانيوز ساعت 52 دقيقه بامداد روز پنجشنبه انفجاري مهيب در يکي از ساختمان هاي مسکوني شهرک «انديشه» تبريز مردم را وحشت زده کرد و پليس، آتش نشاني و اورژانس را به آنجا کشاند. در آن بين پسري به نام «فيروز» با وجود تلاش امدادگران بر اثر انفجار نارنجک صوتي جان باخت. همچنين پسري به نام «احد» که به شدت آسيب ديده است به بيمارستان فرستاده شد و تحت درمان قرار گرفت.
عناوين اين صفحه
کشتار خانوادگي چگونه کليد خورد
چهار محکوم به مرگ به دار آويخته شدند
پسري در انفجار مواد محترقه کشته شد
ساماندهي فعاليت 50 هزار پليس افتخاري در سال آينده
دستگيري يک جاعل اسکناس
دستگيري چهار کودک به اتهام سرقت از شيرخوارگاه
67 کيف قاپي با موتورسيکلت مسروقه
بازگشت به زندگي از پاي چوبه دار
پليس به دنبال عامل شليک مرگبار
سرقت موبايل به بهانه تماس ضروري
سرقت با ترفند پرسيدن آدرس

فرمانده پليس پيشگيري تهران پيش بيني کرد
ساماندهي فعاليت 50 هزار پليس افتخاري در سال آينده
فرمانده پليس پيشگيري فرماندهي انتظامي تهران بزرگ از ساماندهي فعاليت50 هزار پليس افتخاري در سال 88 به عنوان يکي از اهداف اين پليس تخصصي خبر داد. سرهنگ محسن بيگي فرمانده پليس پيشگيري فرماندهي انتظامي تهران بزرگ در نشست خبري خود درباره اقدامات انجام شده اين نيرو در سال گذشته و برنامه هاي سال آينده گفت؛ در طول سال گذشته برنامه ساماندهي کلانتري ها با هدف تجهيز آنها به خوبي انجام شد. وي ادامه داد؛ تجهيز کلانتري ها از نظر کيفي و کمي و همچنين براي افزايش ميزان اثرگذاري آنها در انجام ماموريت هاي محول شده صورت گرفت. وي با اشاره به اين مطلب که کيفيت واحدهاي خدماتي گشتي و قضايي در طول سال جاري ارتقا يافت، گفت؛ ارتقاي کيفيت رفتار سازماني کارکنان کلانتري ها براي افزايش رضايتمندي شهروندان يکي ديگر از اقدامات انجام شده اين نيرو بوده است.

سرهنگ بيگي با اشاره به اين مطلب که ساماندهي و پاکسازي معابري که شهروندان از تردد مجرمان در آن اظهار نارضايتي کرده بودند و از اهداف پليس پيشگيري بود، گفت؛ برخورد با مزاحمان نواميس مردم و برخورد با فروشندگان مواد مخدر دو اقدام ديگر پليس پيشگيري بوده است. وي همچنين از پاکسازي پارک ها و بالابردن احساس امنيت در ميان شهروندان خبر داد و گفت؛ در سال جاري کارگران فصلي نيز به عنوان منبع ايجاد برخي از جرائم ساماندهي شدند. وي همچنين با اشاره به اين مطلب که در سال گذشته 342 هزار پرونده در سطح کلانتري هاي شهر تهران تشکيل شده است، گفت؛ کلانتري ها در مجموع 26درصد افزايش کشفيات جرائم داشته اند.

فرمانده پليس پيشگيري فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با اشاره به اقدامات سال آينده پليس پيشگيري فرماندهي انتظامي تهران بزرگ گفت؛ آمايش و ساماندهي مناطق جرم خيز در سال 88 يکي از مهم ترين اهداف است.

وي همچنين از کاهش يک درصدي وقوع سرقت در حوزه کلانتري هاي سطح تهران خبر داد و گفت؛ اين در حالي است که ماموران کلانتري ها موفق به افزايش 31 درصدي کشف جرم و افزايش 16 درصدي دستگيري مجرمان در سال جاري شده اند.


دستگيري يک جاعل اسکناس
يک جاعل اسکناس که در سطح وسيع اقدام به تهيه و توزيع اسکناس هاي جعلي مي کرد در شهرستان خوي شناسايي و دستگير شد. سرهنگ عظيمي رئيس پليس آگاهي استان آذربايجان غربي با بيان اين خبر افزود؛ اين جاعل حرفه يي با جعل انواع مهرها و در اختيار داشتن دستگاه هاي مختلف اقدام به تهيه اسکناس تقلبي و توزيع آن در شهرستان هاي مختلف مي کرد.

با افزايش فعاليت متهم و دريافت چند گزارش مردمي در اين باره بلافاصله اکيپي از کارآگاهان پليس آگاهي تحقيقات ابتدايي خود را آغاز کردند و با شناسايي پاتوق هايي که اين فرد براي جعل اسکناس ها استفاده مي کرد، چند روز متوالي اين محل ها را زير نظر گرفتند و در نهايت موفق به شناسايي جاعل شدند. در مرحله بعد با توجه به اينکه متهم تنها با افراد خاصي ارتباط برقرار مي کرد با شناسايي اين افراد مخفيگاه متهم شناسايي و وي در يک عمليات غافلگيرانه دستگير شد.

سرهنگ عظيمي ادامه داد؛ در بازرسي از مخفيگاه متهم دو قبضه اسلحه جنگي، انواع پرينتر، رايانه، لپ تاپ، انواع جوهر و حلال هاي مختلف ژلاتين، دستگاه مهرساز، چندين عدد مهر جعلي، مقادير زيادي چک پول و حدود دو ميليون تومان اسکناس جعلي کشف و ضبط شد. در ادامه کارآگاهان دريافتند متهم در خصوص رمالي و فريب شهروندان با استفاده از نوشته هاي نامفهوم نيز فعاليت دارد. کشف بيش از 35 جلد کتاب و دفتر مربوط به رمالي نيز اين موضوع را ثابت مي کرد. متهم پس از تکميل پرونده و اعتراف به ميليون ها تومان کلاهبرداري با صدور قرار روانه زندان شد.

سرهنگ عظيمي يادآور شد؛ طبق قانون استفاده کنندگان از مدارک جعلي هم همانند تهيه کنندگان آن مجرم تلقي مي شوند و برخورد شديدي با اين افراد که با آگاهي از جعلي بودن اسناد و مدارک يا اسکناس اقدام به استفاده از آنها مي کنند، صورت خواهد گرفت.


دستگيري چهار کودک به اتهام سرقت از شيرخوارگاه
ماموران پليس روسيه چهار کودک را به اتهام سرقت مواد غذايي و اسباب بازي از يک شير خوارگاه دستگير کردند.

سخنگوي پليس محلي در منطقه «وولگوگراد» واقع در مرکز روسيه به رسانه ها گفت ماموران چهار پسر بچه هشت تا 11ساله را به اتهام سرقت مواد غذايي و اسباب بازي از يک شير خوارگاه در اين منطقه دستگير و روانه دار التاديب کردند.

در گزارش پليس منطقه آمده است اين کودکان با شکستن شيشه انبار اين شير خوارگاه وارد آن شدند و به سرقت دست زدند.

بر اساس قوانين روسيه، اگر فردي زير سن قانوني مرتکب جرمي شود، پس از بازداشت و گذراندن يک روز در دار التاديب با گرفتن تعهد نامه از والدينش آزاد مي شود و پس از آن والدين کودک هستند که بايد جريمه خطاي وي را بپردازند.


67 کيف قاپي با موتورسيکلت مسروقه
دو کيف قاپ پس از دستگيري به 67 فقره کيف قاپي و سرقت يک موتورسيکلت اعتراف کردند.

چند روز قبل در پي تماس زني با مرکز فوريت هاي پليسي 110 ماموران در جريان يک کيف قاپي در حوالي ونک قرار گرفتند و پس از حضور در آنجا دو سارق را که سوار بر موتورسيکلت قصد داشتند فرار کنند، در جريان تعقيب و گريز نيم ساعته دستگير کردند. متهمان در بازجويي ها به 67 فقره کيف قاپي اعتراف کردند و گفتند موتورسيکلت آنها نيز سرقتي است. متهمان با صدور قرار قانوني روانه زندان شده و پرونده براي دادسراي ناحيه يک ارجاع شد.


بازگشت به زندگي از پاي چوبه دار
مهمان ناخوانده يي که يک جشن عروسي را در خراسان شمالي به خون کشيده و به مرگ محکوم شده بود، پاي چوبه دار بخشيده شد. به گزارش ايسکانيوز شامگاه 17 فروردين سال 85 به پليس 110 شهرستان مانه و سملقان - از توابع خراسان شمالي - خبر رسيد چند مرد جوان بدون دعوت به يک جشن عروسي در روستاي «محمدآباد» پا گذاشتند و به دنبال درگيري خونين، دست به جنايت زدند. ماموران به قربانگاه رفتند و پس از آنکه با پيکر «روح الله» روبه رو شدند، پنج نفر از عاملان اصلي درگيري را دستگير کردند. در آن بين يک مهمان نيز با چاقو زخمي شده بود که به نزديک ترين بيمارستان فرستاده شد و از مرگ نجات يافت. «الياس» که عامل اصلي جنايت کينه جويانه بود وقتي مدارک را عليه خود ديد لب به اعتراف گشود و در دادگاه کيفري به قصاص نفس محکوم شد و سپس راي در شعبه 41 ديوان عالي کشور تاييد شد و متهم به پاي چوبه دار رفت اما در آخرين لحظه تلاش اعضاي شوراي حل اختلاف به نتيجه رسيد و خانواده مقتول فقط به خاطر رضاي خدا از خونخواهي گذشتند و «الياس» به سلولش برگشت تا در آينده از جنبه عمومي جرم محاکمه شود.


پليس به دنبال عامل شليک مرگبار
کشته شدن مرد جواني با شليک گلوله در خانه دوستش، پليس جنايي استان فارس را براي دستگيري متهم به تکاپو انداخت. پليس کازرون وقتي باخبر شد مرد جواني در يکي از روستاهاي حاشيه اين شهرستان کشته شده است به آنجا رفت و با جنازه خونين مرد 40ساله يي به نام «فريبرز» روبه رو شد. سپس بازپرس جنايي رسيدگي به پرونده را در دستور کار خود قرار داد و پيکر «فريبرز» براي انجام آزمايش هاي لازم به پزشکي قانوني فرستاده شد.

شواهد نشان مي دهد فريبرز در حياط خانه دوستش نشسته بود که ناگهان با کلاشينکف هدف گلوله قرار گرفت و از پا درآمد. بازجويي از خانواده مقتول کارآگاهان را مقابل فرضيه کينه جويي قرار داده است. آنها به چند نفر مظنون هستند و اکنون تحقيق جامع براي رازگشايي معما ادامه دارد.


سرقت موبايل به بهانه تماس ضروري
فردي که به بهانه تماس ضروري يک گوشي تلفن همراه سرقت کرده بود از سوي ماموران دستگير شد.

مرد شاکي که به مجتمع قضايي شهيد قدوسي مراجعه کرده بود در شکايت خود گفت؛ مدتي پيش هنگامي که سر کار مي رفتم جواني سد راه من شد و تقاضا کرد براي دقايقي گوشي تلفن همراهم را براي يک تماس ضروري به او بدهم. من خواسته وي را قبول کردم اما هنگامي که گوشي را به وي دادم اين جوان با گرفتن گوشي سريع فرار کرد. پس از اين سرقت متهم با رديابي گوشي موبايل دستگير و بعد از پذيرفتن جرمش راهي زندان شد.


سرقت با ترفند پرسيدن آدرس
راننده يک دستگاه پرايد سرقتي که به بهانه پرسيدن آدرس، کيف حاوي پنج ميليون تومان پول و مدارک را سرقت کرده بود، پس از دو ساعت به دام افتاد.

هفته گذشته مرد ميانسالي با مراجعه به دادسراي ناحيه دو تهران شکايتي مبني بر سرقت کيفش توسط راننده يک پرايد مطرح کرد و گفت؛ راننده پرايدي به قصد پرسيدن آدرس، خود را به من نزديک و کيفم را که حاوي پنج ميليون تومان پول و مدارک بود، سرقت کرد و متواري شد و من هم بلافاصله با پليس 110 تماس گرفتم و اين موضوع را اطلاع دادم که متهم در کمتر از دو ساعت دستگير شد. متهم نيز در جلسه بازجويي به جرم خود اعتراف کرد و گفت براي تهيه مواد مخدر دست به اين کار زده و خودروي پرايد نيز دزدي است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام