هادي خانيکي
روشن است که تعدد در منابع و مجاري ارتباطي و سهولت، سادگي و کم هزينگي شبکه هاي الکترونيکي و مجازي سهم بارزي در کاهش قدرت و نقش مطبوعات در فضاي امروز کشور داشته است. محدوديت هاي فراوان سياسي، حقوقي و اقتصادي در برابر مطبوعات از جمله تعطيلي هاي فله يي و جوانمرگي آنها و فقدان امنيت حقوقي، صنفي و شغلي روزنامه نگاران از سويي و گسترش امکان ارتباط از طريق ماهواره ها و رايانه ها، مخاطبان ارتباطي را بيشتر به سوي رسانه ها سوق داده است که از کنترل کمتر و بقاي بيشتر برخوردارند. به اين ترتيب آن رقيباني که در جوامع توسعه يافته به صورت طبيعي در برابر مطبوعات ظاهر شده اند در اينجا به صورت غيرطبيعي و غيرمنتظره به عالم مطبوعات تحميل شده اند. مطبوعات در اين موقعيت با سه مساله مهم مواجهند.
1- پيدايش رقيبان جديد و جدي رسانه يي
2- غلبه ارتباطات اجتماعي شبکه يي
3- رويارويي همزمان با سه فرآيند مهم «جهان گرايي»، «بومي گرايي» و «دموکراتيزاسيون»
دو مساله اول با دامن زدن به تکثر و تنوع منابع دريافت پيام و بالا بودن قدرت گزينشگري مخاطبان از دامنه نفوذ و تاثير مطبوعات در جامعه کاسته است. مساله سوم در عين حالي که نهادهاي جديد جهاني را برجسته تر ساخته، تکيه عنصر هويت بومي و تمايل به دوسويگي تعاملي شدن ارتباطات را بيشتر کرده است. اين فرآيندها صورت واقعي مسائل پيش روي مطبوعات را در جامعه ما به تصوير درمي آورند. تحقيقات و مطالعات در سطوح ملي و بين المللي نشان مي دهد امروزه راهبردهاي عملي براي چيرگي بر اين مسائل بيشتر مي تواند متمرکز باشد بر؛
- توجه اساسي به کثرت گرايي و تنوع در نظام هاي رسانه يي
- پذيرش کاهش نقش مداخله يي دولت و افزايش نقش نهادهاي مدني در شبکه هاي ارتباطي
- تاکيد بر اصول اخلاقي و حرفه يي دموکراتيک
اين راهبردها مطبوعات را با چهار سطح از مسووليت در درون و بيرون خود روبه رو مي کند؛
1- مسووليت پيشبرد آزادي در قبال محدوديت، فشار و سانسور، 2- مسووليت تحقق اهداف رسانه يي در آگاه ساختن، آموزش دادن و سرگرمي ،3- مسووليت انجام وظايف حرفه يي در رعايت صحت، دقت و بي طرفي،
4- مسووليت پيشبرد ارزش هاي فرهنگي و حقوقي مثل آزادي بيان، انتقال آزاد اطلاعات، تنوع، کثرت گرايي و رعايت حقوق شهروندي.
مطبوعات چه مي تواند باشد؟
مطبوعات براي تحقق بايسته هاي ارتباطي در اين موقعيت نياز به سياست ها و سامان هاي نويني دارند. مي توان به اعتبار برخي مطالعات و تجربيات جديد برخي از اين ضرورت ها را بيشتر مطمح نظر قرار داد. از آن جمله است؛
1- افزايش اعتبار و منزلت اجتماعي مطبوعات. در واقع ارزيابي مطبوعات اعتبار آنهاست. اعتبار منبع براي همه رسانه ها مهم است اما امروز براي مطبوعات اهميت مضاعفي يافته است.
2- پيشبرد تکثر ساختاري مطبوعات براي تحقق تکثر محتوا. در دنياي رسانه يي شده کنوني بايد از مارپيچ سکوت گذشت و گفت وگو را در سطح مختلف ارتباطي محقق ساخت. اين با ساختار واحد مطبوعاتي ميسر نيست. انديشه تنوع در شکل و محتواي مطبوعات راهگشاست.
3- تاکيد بر مديريت گذار به جامعه ارتباطي و اطلاعاتي. عصر فشردگي زمان، مکان و فضا ايجاب مي کند نگاه و نحوه مديريت و کاربرد اطلاعات واقعي شود. در عصر اطلاعات مهم ترين وجه تمايز با دوره هاي پيشين صورت مجازي يافتن واقعيت است. اين واقعيت اگر مورد توجه قرار نگيرد، مبالغه، اغراق و حتي بي خبري جاي ارتباطات موثر را مي گيرد.
4- بازخواني اصول اخلاقي و حرفه يي. نه تنها به لحاظ حرفه يي بلکه به لحاظ ملي و بين المللي مطبوعات نيازمند ميثاق اصول اخلاق حرفه روزنامه نگاري اند. مطبوعات تنها با منطق اخلاقي، حرفه يي و آموزش هاي جديد مي توانند به لايه هاي تودرتو و پيچيده جامعه راه يابند.
5- انتخاب زبان جديد مطبوعاتي. زبان موثر در ارتباطات گفت وگو و پذيرش ديگري است. اين زبان عينيت گرا و مسووليت پذير است و با ترس و ملاحظه کاري نسبتي ندارد. در عين حال به جاي ستيز بر تفاهم و به جاي دشمني بر دوستي متکي است. تجربه فرهنگي ما ايرانيان نشان داده است هم افراط و هم تفريط سر از سکوت و عدم گفت وگو درمي آورد و مساله مطبوعات امروز شنيدن پيام ها و به زبان آوردن مخاطبان است. بايد چاره يي انديشيد که پيام هاي مطبوعات از هر گونه يي که هستند «شنيده شود» و «شنيدن» آن گاه ممکن است که هم حکومت، هم نهادهاي مدني و هم مطبوعات دريابند که چه چيز و چرا شنيده نمي شود و اين درد با زياد گفتن نيز درمان نمي شود. به گفته شمس تبريزي؛ تو سخن مي گويي از مقصد دور مي ماني و دورتر مي راني از خود مقصود را، هنوز ما را اهميت گفتن نيست. کاشکي اهليت شنودن بودي، تمام گفتن مي بايد و تمام شنودن، بر دل ها مهر است، بر زبان ها مهر است و بر گوش ها مهر است.