شنبه، 24 اسفند 1387 - شماره 1912
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
تحليلي بر فعاليت هاي اينترنتي اصلاح طلبان روي وب
فضاهاي مجازي و نامزدان رياست جمهوري

پدرام الوندي

فضاي انتخابات امريکا و بهره گيري بهينه ستاد انتخاباتي اوباما از فرصت هايي که فضاي مجازي در اختيار هواداران اوباما و اعضاي ستاد قرار مي داد، براي نخستين بار در ايالات متحده اينترنت را به عاملي مهم و موثر در جريان تبليغات انتخاباتي تبديل کرد. در حقيقت فضاي مجازي در ادامه رويدادهاي فضاي واقعي قرار گرفت و گفتمان «تغيير» شکل گرفته در فضاي انتخاباتي در فضاي وب نيز خود را نشان داد. هواداران اوباما از تمام ظرفيت هاي ممکن براي کمک به او استفاده کردند. ليست هايي انبوه از اي ميل هواداران اوباما ايجاد شده بود و هر پيامي به سرعت و اي ميل به اي ميل مي گشت. هفت ميليون آدرس اينترنتي فعال ذخيره شده بود که هر پيامي را به ميليون ها اي ميل ديگر ارسال مي کردند. سايت هاي اينترنتي اشتراک عکس و فيلم هم مملو بود از عکس و فيلم هاي مربوط به آخرين رويدادهاي انتخاباتي و انبوهي از کامنت کاربران پاي هر ويدئوي مربوط به انتخابات ديده مي شد، بسياري از اين ويدئوها و متن ها راهي نيز به شبکه هاي اجتماعي و در راس آنها فيس بوک يافتند؛ سايتي با بيش از 175 ميليون عضو در سراسر دنيا، که حدود 60 ميليون نفر آن امريکايي هستند و مديران آن در جمع مديران کمپين تبليغاتي اوباما نيز حضور داشتند. هواداران اوباما حتي از سايت ميکروبلاگينگ توييتر نيز نگذشتند و گزارش مشکلات مختلفي مثل کمبود تعرفه راي در صندوق هاي مختلف را در قالب همان 40 کاراکتر مورد قبول سايت توييتر روي اين سايت ارسال مي کردند، تا مقامات حزبي و ايالتي ببينند و مورد پرسش هم واقع شوند. نکته مهم و مورد اشاره اينکه بخش زيادي از محتواي توليدشده روي وب، چه در قالب ويدئو هايي که روي سايت هاي مختلف و از جمله يوتيوب قرار مي گرفتند و چه در قالب نوشته و عکس و صدا، همگي توليد شهروندان عادي هوادار اوباما بودند. اين شهروندان همچنين تنها به دليل علاقه هاي شخصي شان محتواهاي توليدشده توسط کمپين انتخاباتي را با کاربران ديگر به اشتراک مي گذاشتند و به انتشار آن کمک مي کردند. پيش از امريکا کشورهايي ديگر، با ضريب نفوذ و مصرف بالاي اينترنت نيز نقش بسيار مهم رسانه هاي جديد را درک کرده و از آن بهره برده بودند. معروف ترين نمونه آن سايت اينترنتي «Ohmynews.com» است. اين سايت در سال 2000 به راه افتاد و بانيان آن از منتقدان دولت کره و نزديکان احزاب اپوزيسيون بودند. اين سايت با شماري از روزنامه نگاران حرفه يي و تعدادي روزنامه نگار شهروندي کار خود را آغاز کرد و پس از يک دوره زماني چندساله به سومين رسانه پراثر در اين کشور تبديل شد. محافظه کاران کره يي با چندين روزنامه پرتيراژ بيش از دوسوم بازار مطبوعات را در چنگ داشتند و هيچ گاه پيش بيني چنين رقيب قدرتمندي را نمي کردند. اوه ماي نيوز سعي کرد پديده روزنامه نگاري شهروندي را رسميت بخشد، هر شهروند کره يي با عضويت در اين سايت به يک روزنامه نگار آماتور تبديل مي شود و مطلب ارسالي اش در صورت تاييد دبيران سايت به لحاظ استانداردهاي روزنامه نگاري روي اين سايت منتشر مي شود. هزاران کره يي عضو اين سايت در قبال مطالبي که مي نويسند و گاه چنان اهميت خبري دارد که خبرگزاري هاي بزرگ بين المللي نيز اين مطالب را مي خرند، دستمزد اندکي دريافت مي کنند تا انگيزه خود را از دست ندهند. نزديکي دولت محافظه کار کره به سياست هاي امريکا اين سايت را در دوران اوجش به يکي از مهم ترين پايگاه هاي مخالفت با حضور نظاميان امريکايي در اين کشور تبديل کرد. تظاهرات ميليوني زير نور شمع در اعتراض به کشته شدن يک دختر دانش آموز کره يي در تصادف با خودروي نظاميان امريکايي که به ابتکار اين سايت برگزار شد، رئيس جمهور و وزير دفاع وقت ايالات متحده را وادار به عذرخواهي از مردم کره کرد. اين سايت به سبب شهروندان روزنامه نگاري که برايش مي نوشتند و در بحث هايي که موضوعات آنها توسط اعضا و مديران سايت تعيين مي شود، شرکت مي کردند، اهميت بسياري يافته بود. انتخابات سال 2002 کره نشان داد اتاق هاي گفت وگو مي توانند به يک ابزار قدرتمند تبديل شوند. در نزديکي انتخابات وضعيت کانديدايي که کاربران اوه ماي نيوز از وي حمايت مي کردند، رو مو هيون به خطر افتاد. همزمان با اين اتاق هاي گفت وگوي اوه ماي نيوز از حاميان «رو» انباشته شد. در حدود 10 ساعت، تا سپيده دم، 570 هزار نفر به مقاله هايي درباره اين موضوع دسترسي يافتند و شمار تمام صفحاتي که خوانده شد به 20 ميليون صفحه رسيد. اتاق هاي گفت وگو با سيلي از پيام هاي اصرار به مشارکت در انتخابات روبه رو شدند. از اين گذشته شهروندان شبکه يي براي روز انتخابات برنامه عملي را طراحي کردند. زماني که اينترنت و تلفن هاي همراه براي کمپين عظيمي که مردم را به راي دادن به «رو» دعوت مي کرد؛ به کار رفتند، تبليغات رسمي ممنوع شده بود، اما همه پيامک هايشان را مي خواندند و اي ميل هايشان را مي ديدند. به دليل نقش مهم اينترنت و شهروندان شبکه يي، روزنامه گاردين در بريتانيا پيروزي «رو» را با اين تيتر پوشش داد؛ «نخستين رئيس جمهوري اينترنتي دنيا لاگ آن شد». (24 فوريه 2003) نيويورک تايمز نيز به طور مشابهي تاثير سياسي او ه ماي نيوز را در مقاله يي با تيتر «روزنامه آنلاين سياست هاي کره را تکان داد»، پوشش داد. رسانه هاي جديد تغييرات مهمي در نگاه به مخاطب ايجاد کرده اند. نظام رسانه يي کلاسيک و داراي ساختار از بالا به پايين و عمودي با گسترش اينترنت و امکانات تعاملي و تبادلي حاکم بر آن، تغيير کرده است. از يک سو شهروندان عادي امکان يافته اند حرف هايي بزنند که پيشتر کمتر در مطبوعات و رسانه هاي جريان اصلي جاي داشتند و شايد هيچ گاه در ميان اولويت هاي سياستگذاران اين رسانه ها نيز قرار نمي گرفنتد. سايت هاي روزنامه نگاري شهروندي، وبلاگ هاي پرشمار و نرم افزارهاي منبع باز مانند ويکي ها، همگي کمک کردند نظم حاکم بر فرآيند توليد خبر دچار دگرگوني شود. حال بزرگ ترين روزنامه هاي جهان نيز دست کم جايي براي انتشار نظر کاربران شان و شکل گيري فضايي گفت وگويي بر سر خبري که روي خروجي آنها قرار گرفته است، در نظر مي گيرند. از سوي ديگر رسانه هاي شهروندان بيش از هميشه ديده مي شوند و بر برجسته سازي رسانه ها موثر هستند.

وب انتخاباتي در ايران

در ايران نيز با کاربران رو به رشدي که در فضاي اينترنتي دارد و با امکان پذير شدن دسترسي به اينترنت از طريق شبکه تلفن همراه، فرصت هاي بسياري براي بهره گيري از اين فضاي جديد در مبارزات انتخاباتي وجود دارد. اصلاح طلبان با فقر رسانه يي روبه رو هستند و به همين دليل شاهد اين هستيم که با نزديک شدن به فضاي انتخاباتي بيش از همتايان سياسي شان به دنبال دست يافتن به مخاطباني در فضاي مجازي هستند. در اين دوره علاوه بر وب سايت هايي که در موردشان صحبت خواهيم کرد، شبکه هاي اجتماعي نيز براي بيش از دوره قبل گسترش يافته اند و حرکت هايي به صورت خودجوش و از طريق حاميان کانديداهاي اصلاح طلبان در اين شبکه ها انجام شده است. مثلاً در سايت کلوب گروهي از حاميان سيدمحمد خاتمي گروهي با عنوان «ستاد ملي مجازي 88» به راه انداخته اند که بيش از 10 هزار نفر عضو آن هستند. پويش حمايت از خاتمي با عنوان موج سوم نيز در همين سايت گروه کوچک تري با دوهزار عضو دارد. شبکه اجتماعي فيس بوک هم شاهد گروه هاي مشابهي از هواداران محمد خاتمي و ميرحسين موسوي است. يکي از گروه هاي مهم طرفدار خاتمي روي فيس بوک نيز تاکنون بيش از 15 هزار عضو عضو داشته است.

وب سايت ها مي تازند اما...

در هفته هاي اخير و با جدي شدن حضور ميرحسين موسوي در انتخابات سايت هاي اينترنتي متعددي با محوريت يکي از کانديداهاي اصلاح طلب به راه افتاده اند. اين سايت ها نشان خوبي از اين هستند که اصلاح طلبان به خوبي درک کرده اند خلاء اطلاع رساني موجود را مي توانند با اتکا به شبکه جهاني وب پرکنند. به دليل اهميت اين مساله و در نظر داشتن اين نکته که آنچه به اين سايت ها در تمام دنيا اهميت مي دهد، نه فقط انتقال محتوا از قالب چاپي و امواج راديو و تلويزيوني به کدهاي صفر و يک ديجيتال و بارگذاري آنها در يک سايت اينترنتي، بلکه دخالت دادن شهرونداني که پيام براي آنها توليد شده است در جريان توليد محتواست. امکان درج اظهارنظر، شرکت در بحث هاي عمومي، امکان مشارکت در توليد محتوا، امکان اشتراک خوراک خبري سايت (RSS) از جمله اين موارد است. همچنين آنچه بسياري از اين سايت ها را مورد اطمينان و توجه مردم قرار مي دهد، روشن بودن سازوکار مالي و مدل کسب و کار اين سايت هاست؛ مسائلي که در بسياري از اين سايت ها کمتر شاهد آن هستيم. به همين بهانه 18 سايت اصلاح طلب را که برخي از آنها بسيار تازه هستند و برخي ديگر چند ماهي است فعاليت خود را آغاز کرده اند براي بررسي انتخاب کرديم. سايت هايي که قرار است خلاء اطلاع رساني را پرکنند و بتوانند باري از دوش اصلاح طلبان بردارند. براي تکميل حلقه سايت هاي انتخاب شده پايگاه اينترنتي سحام نيوز متعلق به حزب اعتماد ملي و نوروز متعلق به جبهه مشارکت نيز به جمع وب سايت هاي انتخابي افزوده شدند. 11 پارامتر نيز براي بررسي و مقايسه اين سايت ها انتخاب شدند. اين پارامترها هرکدام پاسخي به يک پرسش هستند.

:RSS آيا کاربران امکان مشترک شدن در مطالب سايت و ارسال خودکار آنها به نرم افزارهاي خبرخوان را دارند يا خير.

ارسال نظرات؛ آيا کاربران اين امکان را دارند که نظرات خود را ذيل هر خبر و گزارش درج کنند و شاهد انتشار آن باشند؟

ارسال به ديگري؛ آيا کاربران مي توانند خبر مورد علاقه يا گزارش مورد توجه شان را با دوست ديگري در ميان بگذارند و براي او اي ميل کنند؟

چندرسانه يي؛ آيا سايت امکانات و محتواي چندرسانه يي مانند فايل هاي صوتي و تصويري براي مخاطبان فراهم مي آورد؟

تالار گفت وگو؛ آيا کاربران سايت فضاي گفت وگويي مجازي براي تبادل افکار و نظرات شان در اختيار دارند؟

ساختار سايت؛ آيا ساختار سايت ميان کاربران و توليد کنندگان متقارن است، يا اينکه از نظمي کلاسيک و بالا به پايين بهره مي برد و نقش مخاطب اندک است يا اساساً نقشي ندارد؟

محتوا؛ آيا محتواي سايت بر اساس اصول حرفه يي روزنامه نگارانه تهيه مي شود و ملاحظات سازماني بر آن حاکم است، يا اينکه در مقابل بر اساس مشاهدات و تجربيات شهروندان روزنامه نگار و به صورت غيرحرفه يي تهيه مي شود.

نظرسنجي؛ آيا سايت از نظرسنجي هاي الکترونيکي از مخاطبانش استفاده مي کند؟

درباره ما؛ آيا کساني که سايت را به راه انداخته اند، شناسنامه يي از خود و همچنين سرفصلي از اهداف شان را بيان کرده اند؟

ارتباط با ما؛ آيا امکان ارتباط با سردبيري سايت وجود دارد؟

شمارشگر بازديدها؛ آيا مخاطب مي تواند از ميزان رجوع به سايت باخبرشود؟

نتايج مشاهدات

سايت ها براي يافتن پاسخ به پرسش ها يک بار مورد بازديد قرارگرفتند و به همين دليل ممکن است در فاصله بازديد تا انتشار اين گفتار تغييرات در آنها صورت گيرد. وجه مشترک سايت هاي انتخاب شده گرايش نسبتاً آشکار آنها به يکي از چهره هاي اصلي اصلاح طلب يا در مجموع جريان اصلاحات است.

اشتراک؛ در مورد امکان مشترک شدن محتواي سايت ها، 16 سايت از 20 سايت مورد بررسي اين امکان را داشتند. سايت «خرداد» وابسته به هواداران عبدالله نوري، سايت هاي اينترنتي «بوي امام» و «مردراه» وابسته به هواداران ميرحسين موسوي و سايت اينترنتي سحام نيوز وابسته به حزب اعتماد ملي چهار سايتي بودند که هنوز امکان اشتراک محتواي آنها وجود ندارد. وجود امکان اشتراک در عصر کنوني که حجم بسيار زيادي از اطلاعات در حال هجوم به سوي مخاطب است، هم توليدکننده پيام را از بابت اينکه مخاطبش به صورت هدفمند پيام را دريافت کرده است، آسوده خاطر مي سازد و هم مخاطب را مرتب در جريان آخرين به روزرساني قرار مي دهد. ارسال نظرات؛ به جز سه سايت تمامي سايت هاي فوق به کاربران شان اجازه اظهارنظر و گفت وگو ذيل مطالب ارسالي را مي دهند. سايت «خرداد» و سايت «نوروز» وابسته به جبهه مشارکت محلي براي درج اظهارنظر کاربران ندارند. اظهارنظر کاربران در سايت سحام نيوز نيز با وجود اينکه از پيش تعريف شده اما بسته است و امکان درج نظر وجود ندارد. نظر کاربران پاي مطالب گواه خوبي بر ميزان مراجعه به سايت و مطلوبيت آن از ديدگاه مخاطبان است. الگوي سايت اينترنتي الف در ايران موفق ترين الگو در ميان سايت هاي اينترنتي است، يعني تمام کامنت ها ديده مي شوند و ذيل هر خبر درج مي شود که کل کامنت ها چندتا هستند، چندتايشان در انتظار تائيد هستند و چندتايشان هم غيرقابل انتشار بوده اند. متاسفانه اين الگوي خوب مورد توجه قرار نگرفته است. ارسال به ديگري؛ فقط دو سايت «تغيير» و «جمهوريت» هستند که به کاربران شان اجازه مي دهند مطلبي را که مورد توجه شان قرار گرفته است از همان جا براي دوست ديگري ارسال کنند؛ در حالي که اين امکان ساده مي تواند در استفاده از توان بالقوه کاربران در نشر محتواي آنلاين بسيار موثر باشد. چندرسانه يي؛ مساله ديگري که مورد بررسي قرار گرفت، استفاده از بستر اين سايت ها براي پخش چندرسانه يي بود. در ميان تمام سايت هاي موجود تنها سايت اينترنتي پويش حمايت از خاتمي است که از اين بستر به خوبي و به صورت از پيش تعريف شده استفاده کرده است. اين سايت از ابتدا فيلم تمامي ديدارها و مراسم خود را با فرمت هاي کم حجم و قابل نشر، روي وب سايت خود قرار داد. بسياري از اين فيلم ها نيز در سايت هاي بزرگ اشتراک ويدئو کپي و در تمام دنيا ديده شدند. اين سايت همچنين گلچيني از ترانه هاي ملي و شورانگيز را در سايت خود قرار داده است و حتي دو سرود اختصاصي خود را نيز توليد کرده است. به اين ترتيب سايت موج در اين مورد فاصله بسياري با ديگران دارد. سايت اينترنتي ياري نيز با قراردادن يک پادکست صوتي به صورت دوره يي از اين امکان استفاده کرده است و يک مجله شنيداري را تدارک ديده است. سايت اينترنتي «تريبون» نيز فيلم يکي از سخنراني هاي مهدي کروبي را روي سايت خود قرار داده است، هرچند به نظر نمي رسد برنامه مدوني براي اين کار داشته باشد. تالارگفت وگو؛ هيچ کدام از اين 20 سايت فضايي گفت وگويي براي کاربران شان آماده نکرده اند و مخاطبان به جز نظرات ذيل کامنت ها جايي براي ابراز نظرات و حرف هاي خود ندارند.

ساختار سايت؛ ساختار تمام 20سايت مورد بررسي کاملاً نامتقارن و مبتني بر پارادايم جداسازي و پررنگ تر کردن مرزهاي ميان مخاطب و توليدکننده پيام است.

محتوا؛ به جز دو سايت «تريبون» و «پويش»، 18 سايت ديگر قصد ندارند جز محتواي حرفه يي خود، از توانمندي هاي شهرونداني که مخاطب شان هستند، بهره ببرند. سايت تريبون براي جلب مشارکت کاربرانش فضايي براي همکاري افتخاري و با دستمزد اندک را فراهم ساخته است و از اين منظر اقدامي رو به جلو و مثبت را سامان داده است. سايت پويش نيز در عين اينکه حرفه يي بودنش را حفظ کرده است، با اعلام فراخواني براي توليد محتواي صوتي و تصويري کمي به سوي بازتر کردن ساختار محتوايي خود حرکت کرده است. نظرسنجي؛ نظرسنجي نيز از مواردي است که مورد توجه طراحان اين سايت ها قرار دارد. در زمان مشاهده هفت سايت نظرسنجي هايي را درباره مسائل روز در صفحه اول خود داشتند. هرچند اين احتمال وجود دارد که ديگر سايت ها نيز اين امکان را داشته اند و تنها در زمان بازديد نظرسنجي فعال نداشته اند. همچنين با وجود کثرت اين نظرسنجي ها اما جاي اين وجود دارد که سوالات مطرح شده گاه محتوا و ساختار سايت را مورد پرسش قرار دهد و به بهتر شدن ارائه محتوا کمک کند. درباره ما و تماس با ما؛ بيشتر سايت هاي اصلاح طلب يا اصلاً بخشي براي معرفي دقيق و ارائه مرامنامه خود نداشتند يا اگر بخشي بود با کليک روي آن با صفحه يي خالي روبه رو مي شديد. براي ارتباط با سايت ها نيز معمولاً به يک آدرس اي ميل يا يک باکس کوچک بسنده شده بود و کمتر به جزييات بيشتر پرداخته مي شد.

شمارشگر سايت؛ سايت «تغيير» با نمايش تعداد بازديدهاي سرخط هاي خبري اش بازديدکنندگان را به خواندن آن مطالب ترغيب مي کرد. «نسيم88» متعلق به هواداران ميرحسين موسوي نيز شمارشگر تعداد بازديدها را در سايت قرار داده بود. سايت اينترنتي «پويش» نيز اگرچه شمارشگر ثابتي ندارد اما با نشان دادن تعداد امضاهايي که براي حمايت از خاتمي جمع کرده است، اين جاي خالي را تا حدودي پر کرده است.

جمع بندي مشاهدات

فضاي وب و قابليت توزيع نامحدود و فارغ از زمان و مکان محتوا در آن به خوبي از سوي کساني که بستري براي انتقال صدايشان ندارند، مورد استفاده قرار گرفته است. به همين دليل است که در ميان کانديداهاي اصلاح طلب مهدي کروبي که تيم مطبوعاتي منسجمي را با خود همراه کرده است و يک روزنامه آشنا براي مخاطبان را نيز با خود دارد کمترين توجه را به فضاي مجازي دارد. تنها سايتي که به طور کامل به انعکاس اخبار وي مي پردازد، سايت اينترنتي حزب اعتمادملي «سحام نيوز» است. اين سايت نيز با توجه به اينکه يک سايت حزبي است همچون سايت خبري جبهه مشارکت و نوروز داراي کمترين امکانات تعاملي است و ساختاري کاملاً نامتقارن دارد.

در ميان سايت هاي مورد بررسي دو سايت اينترنتي به طور ويژه به پوشش اخبار کانديداتوري سيدمحمد خاتمي مي پردازند. سايت اينترنتي پويش حمايت از محمد خاتمي با عنوان «موج» تقريباً از بيشترين امکانات تعاملي بهره برده است. ارسال آخرين به روزرساني به کاربراني که شناسه خود در نرم افزار پيام رسان ياهو را ارائه کنند، فراخوان توليد آثار هنري و چندرسانه يي و قرار دادن برنامه ريزي شده محتواهاي چندرسانه يي در سايت، نشان از اين دارد که طراحان پويش از ابتدا شناخت خوبي از امکانات و قابليت هاي فضاي مجازي داشته اند. هرچند اين سايت مي توانست تالارهاي گفت وگوي نيمه بازي براي بحث و تبادل نظر ميان کاربران نيز داشته باشد يا پذيراي نوشته هاي کاربرانش نيز باشد. سايت اينترنتي ياري اما از امکانات تعاملي کمتري بهره مي برد. هنوز امکان درج نظرات کاربران وجود ندارد و سايت بيشتر به يک سازمان حرفه يي خبري با ساختار نامتقارن نزديک است. سايت هاي اينترنتي هواداران ميرحسين موسوي نيز با وجود اينکه از ساير کانديداها پرشمارترند اما به لحاظ ويژگي هاي تعاملي و مشارکت کاربران در تعيين محتواي سايت فکري براي آنها نشده است و بيشتر انتقال همان خبرهايي است که قرار است احتمالاً در ارگان مطبوعاتي هوادار وي نيز منتشر شوند. سايت هاي ديگري که هنوز گرايش مشخص و واضحي ندارند، مانند تغيير، جمهوريت و خرداد نيز صورت مشابهي دارند و کمتر از پتانسيل هاي اين فضاي جديد بهره مي برند. در يک نگاه کلي مي توان گفت اين سايت ها بيش از آنکه ملزومات يک وب سايت خبري حرفه يي را داشته باشند ادامه روزنامه نگاري چاپي ما هستند، جايي که در آن محدوديت وجود دارد و به همين دليل کانديداها را وادار به ورود به اين فضا کرده است، بدون اينکه شناختي از آن وجود داشته باشد. در کنار اين، سايت هاي فوق از منظر سبک هاي آنلاين نويسي و ضعفي که در به کاربردن استانداردهاي آن دارند و بسياري موارد ديگر نظير فقدان اصول حرفه يي روزنامه نگاري نيز قابل بررسي هستند، که شايد در فرصتي ديگر به آن پرداخته شود.

«سي سال مطبوعات ايران» را در سالنامه اعتماد بخوانيد
مخاطبان گرامي مي توانند ويژه نامه سي سال مطبوعات ايران را در سالنامه 87 اعتماد بخوانند. در اين ويژه نامه سي سال مطبوعات ايران پس از انقلاب 57 با يادداشت ها، ميزگرد و گفت وگوهايي با اصحاب رسانه در اين سال ها ارزيابي شده است. ميزگردي با حضور محمد عطريانفر، امير محبيان، کامبيز نوروزي و محمد مهاجري و يادداشت هايي از ماشاءالله شمس الواعظين، علي حکمت، هادي خانيکي، لطف الله ميثمي، حسين افخمي، عليرضا رجايي، عيسي سحرخيز، شهاب الدين شيخي و...، گفت وگوها و مطالب ديگري از فعالان اين حوزه، بخش رسانه سالنامه اعتماد را تشکيل مي دهند.


تلويزيون و مناظره



م. ميرعزا

www.m-miraza.com



منحني رشد کمي و کيفي رسانه راديو و تلويزيون طي سه دهه اخير در ايران طيف گسترده يي است که هر نقطه فراز يا فرود آن، مطلب و مقاله مستقلي طلب مي کند. لذا در اين مختصر، صرفاً به يکي از انواع برنامه سازي هاي راديو و تلويزيون اشاره مي شود که شايد به ندرت در چند و چون آن بحث شده است. نوعي برنامه زنده تحت عنوان « مناظره».

کمتر از 30 سال پيش، يکي از پربيننده ترين و حتي رايج ترين برنامه هاي راديو و تلويزيون مناظره ميان افراد، احزاب و نحله هاي فکري گوناگون بود. آنها که سن و سالي دارند، به خوبي مناظره هاي داغ ميان صاحبان انديشه، اعم از چپ و راست و حتي ديني و سکولار را از خاطر نبرده اند. مناظره هاي تلويزيوني پديده بي سابقه يي محسوب مي شد که در يکي دو سال اول انقلاب مخاطبان و علاقه مندان بي شماري را جلب خود کرد. به نظر مي رسد اين پديده، براين اساس ماهيت يافته بود که هر مرتبه، نمايندگاني از دو طرز فکر متفاوت و حتي متضاد بتوانند در برابر يکديگر و مقابل ديدگان عموم قرار گرفته و افکار و آراي يکديگر را به طور مستقيم طرح و نقد کنند.

اما نياز حقيقي در تهيه و پخش چنين برنامه هايي براي جامعه مخاطبان چيست؟ به عبارت ديگر بايد پرسيد آيا امروز و پس از اين همه سال، ضرورت توليد مناظره هاي راديو- تلويزيوني از بين رفته است؟ البته برخي از شبکه ها، به ويژه شبکه چهارم سيما يا دست اندرکاران راديوگفت وگو، کماکان به تهيه و پخش مباحث چالشي علاقه مند به نظر مي رسند. اما آيا برنامه هاي فعلي را که گاه امکان اظهار عقيده جسورانه يک نفر را در چالش با برخي افراد و نهادها ممکن مي سازد، مي توان همان مناظره ناميد؟ بدون شک بايد برنامه هاي معدود و محدودي را که گهگاه حاوي ابراز نظر آزاد کارشناسان مسائل اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و امثالهم در برخي شبکه هاي سازمان صدا و سيماست غنيمت شمرد و آرزو کرد روز به روز بر وسعت و عمق آنها افزوده شود. اما نبايد از ياد برد که حتي چالشي ترين بحث ها و پرمناقشه ترين مسائل اگر يکطرفه و حتي در برابر ميکروفني آزاد بيان شوند، هنوز با آنچه از تناظر آرا در يک مناظره تلويزيوني حاصل مي شود، کاملاً متفاوت است. بر همين اساس مي توان يک مناظره تلويزيوني استاندارد را بر هفت رکن زير استوار دانست.

1- مناظره فاقد خط پايان است. هرچند بايد خط کشي هاي جانبي را براي منحرف نشدن موضوع اصلي پذيرفت اما چون هدف غايي مناظره کشف حقيقت است و نه اثبات يا تفوق صرف يک نظر بر نظر ديگر، لذا آنچه اهميت مي يابد، وسواس در حفظ روش صحيح مناظره است و نه اصرار و پافشاري بر نتيجه گيري خاص.

2- جمع بندي و نتيجه گيري نهايي بر عهده مخاطبان است نه اداره کنندگان بحث. در حقيقت چکيده گفت وگو در خود گفت وگو است و لذا جمع بندي پاياني ممکن است بر قضاوت مخاطب اثر گذاشته و آن را از خود متاثر سازد.

3- مسوول سخنان مطرح شده در هر مناظره، هيچ کس نيست جز گوينده سخن و نه حتي رسانه. عواقب حقوقي احتمالي، بايد در روند و مسير ديگري پس از مناظره در نظر گرفته و پيش بيني شود. در غير اين صورت ملاحظاتي از اين دست، ذات مناظره را تهديد کرده و ممکن است آن را مبدل به گفت وگويي فرمايشي و محافظه کارانه کند.

4- خط قرمز مناظره تنها توهين و تهمت است. چه به طرف مقابل و چه هر غايب ديگري اعم از اشخاص و عقايد. بديهي است تشخيص اين مهم نيز مکانيسم حقوقي متعاقبي را طلب مي کند که نه به يک مناظره خاص بلکه به روند تکاملي و اعتمادساز پديده يي به نام مناظره کمک کرده و آن را بيمه خواهد کرد. تداوم برنامه هاي مناظره يي، به تدريج عرف و اعتباري را نزد مناظره کنندگان و مخاطبان باعث مي شود حتي خطاهاي مقطعي نبايد بهانه يي براي تحديد ماهيت آزاد آن شود.

5- مناظره فقط و فقط در قالب پخش مستقيم و بي هيچ مميزي و مونتاژ مجدد اصالت دارد. اين موضوع مانند اشتباهات داوري در فوتبال است که جزء ورزش فوتبال شناخته مي شود و نه عارضه و بيماري آن. لذا سعه صدر و افزايش آستانه تحمل جامعه و صاحب نظران، رفته رفته موجب کاهش ضريب اشتباهات و حتي سوءتفاهمات مي شود.

6- مجري يک برنامه منظره، صرفاً مامور تقسيم عادلانه زمان براي ابراز نظر شرکت کنندگان است و بس. مجري يک مناظره تلويزيوني، وظيفه يي مشابه وظيفه قضات، در آن نوع از سيستم هاي حقوقي را دارد، که قاضي نه به عنوان حکم دهنده، بلکه به عنوان ناظر و داوري است تا روند محکمه بر اساس قانون و آيين نامه هاي دادرسي پيش رفته و از مسير قانوني منحرف نشود.

7- در مناظره هاي تلويزيوني، تقسيم عادلانه تصاوير (نماي درشت و...) نيز حائز اهميت است. اين نکته ظريف مي تواند درباره ساير جزيياتي که به هر نحو ممکن است موجب تقويت يا تضعيف موضع يکي از طرفين شود، رعايت شود؛ ميزانسن، نورپردازي، نوبت گفت وگو و...

مناظره مستقيم، امکان بيان نظرات غيرقابل دفاع را به حداقل مي رساند و بحث کنندگان، ناگزيرند محکم ترين استدلال ها و قوي ترين براهين را در اثبات ادعاي خويش ابراز کنند، چه در غير اين صورت بلافاصله محکوم مي شوند. مناظره، ميدان نبرد عقايد است؛ عرضه کارزار انديشه هاست، ميدان جنگي است بدون خونريزي؛ نبردي است که اگرچه ممکن است طرفين پيروز و شکست خورده باقي گذارد، اما يقيناً مانع از آن مي شود تا در آينده، همين عقايد در لباس خشونت و مبارزه فيزيکي، جان انسان ها را بگيرد و به جاي کلمات، خون ميان آنها داوري کند. هر گفت وگوي روشمند بارقه اميدي به حساب مي آيد، که تضارب آرا را به ارمغان آورده و بالندگي را از مسيري به مراتب ارزنده تر از تخاصم آرا، براي جوامع و مردم فرهيخته اين سرزمين نهادينه سازد.
عناوين اين صفحه
فضاهاي مجازي و نامزدان رياست جمهوري
«سي سال مطبوعات ايران» را در سالنامه اعتماد بخوانيد
کاشکي اهليت شنودن بودي

کاشکي اهليت شنودن بودي


هادي خانيکي

روشن است که تعدد در منابع و مجاري ارتباطي و سهولت، سادگي و کم هزينگي شبکه هاي الکترونيکي و مجازي سهم بارزي در کاهش قدرت و نقش مطبوعات در فضاي امروز کشور داشته است. محدوديت هاي فراوان سياسي، حقوقي و اقتصادي در برابر مطبوعات از جمله تعطيلي هاي فله يي و جوانمرگي آنها و فقدان امنيت حقوقي، صنفي و شغلي روزنامه نگاران از سويي و گسترش امکان ارتباط از طريق ماهواره ها و رايانه ها، مخاطبان ارتباطي را بيشتر به سوي رسانه ها سوق داده است که از کنترل کمتر و بقاي بيشتر برخوردارند. به اين ترتيب آن رقيباني که در جوامع توسعه يافته به صورت طبيعي در برابر مطبوعات ظاهر شده اند در اينجا به صورت غيرطبيعي و غيرمنتظره به عالم مطبوعات تحميل شده اند. مطبوعات در اين موقعيت با سه مساله مهم مواجهند.

1- پيدايش رقيبان جديد و جدي رسانه يي

2- غلبه ارتباطات اجتماعي شبکه يي

3- رويارويي همزمان با سه فرآيند مهم «جهان گرايي»، «بومي گرايي» و «دموکراتيزاسيون»

دو مساله اول با دامن زدن به تکثر و تنوع منابع دريافت پيام و بالا بودن قدرت گزينشگري مخاطبان از دامنه نفوذ و تاثير مطبوعات در جامعه کاسته است. مساله سوم در عين حالي که نهادهاي جديد جهاني را برجسته تر ساخته، تکيه عنصر هويت بومي و تمايل به دوسويگي تعاملي شدن ارتباطات را بيشتر کرده است. اين فرآيندها صورت واقعي مسائل پيش روي مطبوعات را در جامعه ما به تصوير درمي آورند. تحقيقات و مطالعات در سطوح ملي و بين المللي نشان مي دهد امروزه راهبردهاي عملي براي چيرگي بر اين مسائل بيشتر مي تواند متمرکز باشد بر؛

- توجه اساسي به کثرت گرايي و تنوع در نظام هاي رسانه يي

- پذيرش کاهش نقش مداخله يي دولت و افزايش نقش نهادهاي مدني در شبکه هاي ارتباطي

- تاکيد بر اصول اخلاقي و حرفه يي دموکراتيک

اين راهبردها مطبوعات را با چهار سطح از مسووليت در درون و بيرون خود روبه رو مي کند؛

1- مسووليت پيشبرد آزادي در قبال محدوديت، فشار و سانسور، 2- مسووليت تحقق اهداف رسانه يي در آگاه ساختن، آموزش دادن و سرگرمي ،3- مسووليت انجام وظايف حرفه يي در رعايت صحت، دقت و بي طرفي،

4- مسووليت پيشبرد ارزش هاي فرهنگي و حقوقي مثل آزادي بيان، انتقال آزاد اطلاعات، تنوع، کثرت گرايي و رعايت حقوق شهروندي.

مطبوعات چه مي تواند باشد؟

مطبوعات براي تحقق بايسته هاي ارتباطي در اين موقعيت نياز به سياست ها و سامان هاي نويني دارند. مي توان به اعتبار برخي مطالعات و تجربيات جديد برخي از اين ضرورت ها را بيشتر مطمح نظر قرار داد. از آن جمله است؛

1- افزايش اعتبار و منزلت اجتماعي مطبوعات. در واقع ارزيابي مطبوعات اعتبار آنهاست. اعتبار منبع براي همه رسانه ها مهم است اما امروز براي مطبوعات اهميت مضاعفي يافته است.

2- پيشبرد تکثر ساختاري مطبوعات براي تحقق تکثر محتوا. در دنياي رسانه يي شده کنوني بايد از مارپيچ سکوت گذشت و گفت وگو را در سطح مختلف ارتباطي محقق ساخت. اين با ساختار واحد مطبوعاتي ميسر نيست. انديشه تنوع در شکل و محتواي مطبوعات راهگشاست.

3- تاکيد بر مديريت گذار به جامعه ارتباطي و اطلاعاتي. عصر فشردگي زمان، مکان و فضا ايجاب مي کند نگاه و نحوه مديريت و کاربرد اطلاعات واقعي شود. در عصر اطلاعات مهم ترين وجه تمايز با دوره هاي پيشين صورت مجازي يافتن واقعيت است. اين واقعيت اگر مورد توجه قرار نگيرد، مبالغه، اغراق و حتي بي خبري جاي ارتباطات موثر را مي گيرد.

4- بازخواني اصول اخلاقي و حرفه يي. نه تنها به لحاظ حرفه يي بلکه به لحاظ ملي و بين المللي مطبوعات نيازمند ميثاق اصول اخلاق حرفه روزنامه نگاري اند. مطبوعات تنها با منطق اخلاقي، حرفه يي و آموزش هاي جديد مي توانند به لايه هاي تودرتو و پيچيده جامعه راه يابند.

5- انتخاب زبان جديد مطبوعاتي. زبان موثر در ارتباطات گفت وگو و پذيرش ديگري است. اين زبان عينيت گرا و مسووليت پذير است و با ترس و ملاحظه کاري نسبتي ندارد. در عين حال به جاي ستيز بر تفاهم و به جاي دشمني بر دوستي متکي است. تجربه فرهنگي ما ايرانيان نشان داده است هم افراط و هم تفريط سر از سکوت و عدم گفت وگو درمي آورد و مساله مطبوعات امروز شنيدن پيام ها و به زبان آوردن مخاطبان است. بايد چاره يي انديشيد که پيام هاي مطبوعات از هر گونه يي که هستند «شنيده شود» و «شنيدن» آن گاه ممکن است که هم حکومت، هم نهادهاي مدني و هم مطبوعات دريابند که چه چيز و چرا شنيده نمي شود و اين درد با زياد گفتن نيز درمان نمي شود. به گفته شمس تبريزي؛ تو سخن مي گويي از مقصد دور مي ماني و دورتر مي راني از خود مقصود را، هنوز ما را اهميت گفتن نيست. کاشکي اهليت شنودن بودي، تمام گفتن مي بايد و تمام شنودن، بر دل ها مهر است، بر زبان ها مهر است و بر گوش ها مهر است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام