|
مريم مهتدي
براي کتابخوان هاي حرفه يي، تعطيلات عيد بهترين موقع براي بي دغدغه خواندن است؛ اهل کتاب هايي که احتمالاً در طول سال به خاطر مشغله هاي کاري فرصت کتاب خواندن را آن طور که بايد،پيدا نکرده اند و در روزهاي آرام نوروز مي توانند خستگي در کنند و با خيال راحت کتاب بخوانند. انتخاب کتاب مناسب اما براي اين روزها مي تواند کمي سخت باشد. برخي افراد دوست دارند کتاب هاي جدي بخوانند و ذهن شان را فارغ از دغدغه هاي روزمره، درگير مباحث عميق کنند و برخي ديگر علاقه دارند کتاب هاي سرگرم کننده بخوانند و به ذهن شان چند روزي استراحت بدهند. در اين گزارش برخي از نويسندگان و مترجمان، کتاب هايي خواندني را به سليقه خودشان به خوانندگان ادبيات پيشنهاد داده اند.
---
ليلي گلستان
کتابي که براي خواندن در تعطيلات عيد پيشنهاد مي کنم، رمان «کافه پيانو» نوشته فرهاد جعفري است.
به دليل تازگي موضوع، به دليل نوآوري در روش بيان داستان، به دليل شناخت کامل راوي از فضاي داستان و ديد درست او از فضاي شهري امروز، به دليل شخصيت پردازي دقيق و پر از وسواس، به دليل ديالوگ هاي بسيار خوب آن و به دليل انسجام در پرداخت داستان. از خواندن اين کتاب بسيار لذت بردم و فکر مي کنم جزء معدود کتاب هايي است که مي شود آن را دو سه بار خواند. نويسنده اش را نمي شناسم و منتظر کتاب بعدي اش مي مانم.
محمدعلي سپانلو
از نظر شعرهايي که با موضوع بهار هستند، گزينه اشعار خودم را پيشنهاد مي کنم، چندين شعر بهاريه دارد. مثلاً خياطي که شب عيد تا صبح کار مي کند يا روباهي که عاشق زني است که در شهر مي بيند و کنار ديوار مي نشيند و کار کردن زن را تماشا مي کند. و البته غزليات حافظ را هم مي توانم پيشنهاد کنم. اغلب مردم عيد را با حافظ همراه مي شوند.
در کتاب هاي داستاني تازه ترين کتابي که خوانده ام مجموعه داستان «ديوانه يي در مهتاب» نوشته حميدرضا نجفي است. نجفي نويسنده يي تواناست که مجموعه داستان قبلي او، «باغ هاي شني» جايزه بهترين مجموعه داستان اول بنياد گلشيري را برده. در اين مجموعه داستاني خواندني هست که موضوعي رئال دارد اما پست مدرن نوشته شده و ماجراي افسر آگاهي است که در روند پرونده يي که به او سپرده اند درگير حوادثي مي شود. پيش از اين گفته ام که حميدرضا نجفي ژان ژنه ايران است. او هم مثل ژنه از اعماق اجتماع گزارش مي دهد و پيشنهاد مي دهم علاقه مندان اين کتاب را در عيد بخوانند.
علي اصغر حداد
به خواننده هاي اعتماد کتاب «کيفر آتش» از الياس کانتي را توصيه مي کنم؛ کتابي نسبتاً قطور که حدود 700 صفحه است و سرگرمي خوبي براي تعطيلات عيد مي تواند باشد. البته اين کتاب فراتر از سرگرمي و کتابي جدي است که فقط داستان نيست و فکر و انديشه مخاطب را هم طلب مي کند.
کيفر آتش داستان فردي است که چنان در عالم کتاب و انديشه فرورفته که با زندگي روزمره و عيني بيگانه شده و اين بيگانگي باعث شده اطرافيانش از او سوءاستفاده کنند. از اين لحاظ کتاب خوبي است براي کساني که مي خواهند در تعطيلات نوروزي کتابي جدي بخوانند.
علي اصغر شيرزادي
رمان «گفت وگو در کاتدرال» اثر ماريو بارگاس يوسا نويسنده متفاوت پرويي، با ترجمه عبدالله کوثري در چنان پايه يي مي درخشد که - مثل هر داستان و رمان برجسته- مي بايد و مي توان آن را بارها و بارها خواند و هر بار گوشه هايي پيشتر پنهان مانده از آن را دريافت و کشف کرد. گفت وگو در کاتدرال به لطف قدرت شگفت نويسنده بر عرصه درک عميق واقعيت هاي سياسي - اجتماعي پرو در يک برش تاريخي تاريک و همچنين به دليل گستردگي عرصه هاي تو در توي آن که شماري بسيار از رويدادها و شخصيت ها و آدم ها را دربرمي گيرد، شايد بزرگ ترين و مهم ترين رمان بارگاس يوسا شناخته شود.
اين رمان که ساختاري پيچيده، ترکيب شده از گفت وگوها، خرده روايت هاي پرتپش، تک گويي هايي کم نظير و جريان سيال ذهن دارد، حاصل بازآفريني خلاق مقطعي از تاريخ سياسي - اجتماعي معاصر پرو است. ماريو بارگاس يوسا با نوشتن گفت وگو در کاتدرال تصويري کامل و چندين لايه از سرزمين بلاخورده و مردم سرشکسته و تحقيرشده پرو را که تحت حکومت ديکتاتوري شبه فاشيستي نظاميان، دوراني سياه را مي گذراند به دست مي دهد.
بارگاس يوسا در اين رمان حلقه هاي سردرگم و رشته هاي برهم تنيده زندگي از ريخت ده ها شخصيت و آدم را از بالاترين مقام هاي وابسته و تبهکار حاکم تا پايين ترين زنان و مردان ترس خورده و لگدمال شده در ساختاري پسامدرنيستي به تدريج در چشم انداز ذهني خواننده مي گشايد.
ساختار اين رمان بيش از آنکه بر روح ها و سطح هاي نمايان خرده روايت ها و تک گويي ها و گفت وگوهايي گاه کوتاه و گاه طولاني متکي باشد، بر ابعاد و چرخشگاه هايي پنهان و غيرپنهان و خودبنياد استوار مي شود. به اين دليل خواننده يي جست وجوگر و پوينده را گام به گام به کشف مفاهيم و سويه هاي معنايي لرزآوري مي کشاند. سخن کوتاه خواننده و مخاطب و به نوبه خود خلاق، با خواندن و بازخواني گفت وگو در کاتدرال تجربه کم نظير و شايد هم بي نظير را از سر خواهد گذراند.
رضا رضايي
من خواندن سه کتاب را توصيه مي کنم؛
رازي در کوچه ها نوشته فريبا وفي که نشر مرکز آن را منتشر کرده و رماني است بسيار قدرتمند و تاثيرگذار و در بين رمان هايي که در يکي دو سال اخير منتشر شده اند نظر من را به خود جلب کرد.
«فلسفه، جامعه و سياست» گزيده، نوشته و ترجمه عزت الله فولادوند است که نشر ماهي آن را امسال منتشر کرده است. اين کتاب مجموعه مقالاتي است در زمينه هاي فلسفي، اجتماعي و سياسي که فکر مي کنم هر خواننده يي با هر علاقه يي مي تواند از آن استفاده کند و با هر سليقه يي مطلب مورد نظرشان را مي توانند پيدا کنند که ترجمه خيلي خوبي هم دارد.
مجموعه کتاب هايي را نشر فرهنگ معاصر چاپ کرده به نام «دانش معاصر» که تا به حال 10 کتاب در آن منتشر شده است. عمده اين کتاب هاي در حوزه علم و شناخت علم است که زير نظر دکتر خواجه پور و دکتر معصومي همداني اداره مي شوند. از سال 85 انتشار اين کتاب ها شروع شده و همچنان هم ادامه دارد و من هم افتخار همکاري در اين پروژه را داشته ام. اين مجموعه کتاب ها، خواننده غيرمتخصص را با علم روز دنيا آشنا خواهد کرد و چون کار دقيقي روي اين پروژه انجام شده، مطالعه اش براي هرکسي که به علوم روز علاقه دارد مفيد خواهد بود.
ميترا الياتي
خواندن رمان «دو قدم آن ور خط» نوشته احمد پوري را پيشنهاد مي کنم. اين رمان داستان بازگشت يک مترجم به 50 سال قبل است که مي خواهد با شاعر بزرگي که او کارهايش را ترجمه مي کند، ديدار کند. خواندن اين رمان براي من تجربه خوبي بود، از مترجمي که کارهاي ترجمه اش را خيلي جدي مي دانم. در اين رمان، که ترکيبي از فانتزي و واقعيت است، به نظر من آقاي پوري چنان ساختار را محکم درآورده و چينش حوادث آنقدر خوب است که رمان در نهايت قابل باور مي شود و همچنين خواننده را در فانتزي سهيم مي کند و باعث مي شود خواننده کار را تا آخر دنبال کند.
«دو قدم آن ور خط» فضاسازي تازه و نظرگاه مناسبي دارد. لحن رمان، لحن خوب و باورپذيري است و ديالوگ ها در آن خيلي خوب درآمده و درخور شخصيت هاست. مهم ترين ويژگي آن اما نداشتن قضاوت است. يعني ما نظر و قضاوت نويسنده را پشت متن نمي بينيم. اين کتاب را با لذت خواندم و وقتي تمامش کردم، گفتم دستت درد نکند احمد پوري که علاوه بر اينکه مترجم خوبي هستي، توانستي از پس نوشتن يک رمان خوب هم بربيايي. |