چهارشنبه، 21 اسفند 1387 - شماره 1910
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
حاشيه
امنيت فرهنگي يا فرهنگ امنيتي


سيدرضا شکراللهي

هر قدر که سياست به تعبير تاريخي مشهور، بي پدر و مادر باشد، «فرهنگ» در ايران تا دل تان بخواهد پدر و مادر و قيم دارد، خوب است، اينکه «فرهنگ» اين همه قيم ظاهراً دلسوز داشته باشد. اما اين وضعيت به بحث والدين فرهنگ محدود نمي شود؛ چند سالي است که سايباني تنگ و ضخيم از «امنيت» نيز بر حياط «فرهنگ» گسترده شده است و دوربين هايي بي شمار و بسيار ريزبين، موزاييک به موزاييک اين حياط را رصد مي کنند و زنگ هاي هشدارشان بي وقفه به صدا درمي آيد و گزارش از پي گزارش است که نوشته مي شود از جنبندگاني که از حياط فرهنگ، قصد امنيت کرده اند و مي کنند، و سم پاشي کردن شان از اوجب واجبات فرهنگي است، اين است برآيند چرخش عجيب راهي که مقصدش امنيت فرهنگي بوده است به ايستگاهي که فرهنگ امنيتي نامش مي نهند.

وقتي فرهنگ در امان باشد، هنر و انديشه، بي دغدغه نگرش ها و نظارت ها و نيشتر هاي سياسي توليد مي شود، بستر نقد و تعامل و مواجهه درون فرهنگي گسترده مي شود و اهل فرهنگ در سايه نگاه و بهره گيري مردم و مردم ياران، با ساييدن زوائد و پالايش آلودگي ها، يکي از چرخ هاي بزرگ حرکت جامعه را پيش تر مي برند و پويايي و سرزندگي فرهنگ را موجب مي شوند و ناخواسته بر پايداري اجتماعي و سياسي جامعه نيز مي افزايند.

اين وضعيت ظاهراً آرماني ولي طبيعي و بديهي، هنگامي رخ مي دهد که فرهنگ در امان باشد، اما نگرش هاي حاکم بر فرهنگ، در چندين سال اخير عموماً به گونه يي بوده که باعث شده است جاي «امنيت» و «فرهنگ» به شکلي عجيب عوض شود. اگر برخي از جوامع رو به توسعه با درک درست مفهوم جهاني شدن و پيامدهاي مثبت و منفي گسترش هنجارها و ارزش هاي اجتماعي و فرهنگي غربي در جوامع خود، با فراخ تر کردن عرصه براي اهل فرهنگ و هنر و انديشه بي هيچ توقع معجزه يا تصور رويارويي، فرهنگ مقبول خود را بيشتر به دامان امنيت سوق مي دهند، در جامعه ما بدبختانه با همين پيش فرض ها اما با چاشني هاي بسيار تندي از تحليل هاي سياسي، به نسخه يي معکوس دست آويخته ايم که نه جنبه عقلاني دارد و نه حتي کمترين سودمندي واقعي و آشکاري داشته است.

وقتي نگرش امنيتي بر عرصه فرهنگ حاکم شود، به هرگونه محصولي در اين عرصه با ديده «ترديد» نگاه خواهد شد؛ آن هم نه ترديدي که عقل را بجنباند و تعامل و گفت وگو را فراپيش آورد، بلکه به سبب اتکاي اين نگرش به اقتدار و تماميت خواهي سياسي، «ترديدي» خواهد بود که انسداد، حذف، سکوت، نوميدي، ايستايي و پسرفت و به ويژه شکنندگي فرهنگي را به ارمغان خواهد آورد. اين شکنندگي نيز خود، آسيب پذيري اجتماعي و سياسي جامعه را افزايش خواهد داد و نهايتاً آنچه از دست خواهد رفت، همان «امنيت» خواهد بود.

امنيت ملي بنا به تعريف دانشنامه يي، به حالتي گفته مي شود که در آن هر ملتي فارغ از تهديد تعرض به تمام يا بخشي از جمعيت، دارايي، يا خاک خود به سر مي برد.1 در اينجا سخن از جمعيت و خاک نيست، از «دارايي» يک ملت سخن مي گوييم که فرهنگ و توليد فرهنگي در همه زيرمجموعه هايش نيز بخشي از آن شمرده مي شود. پيامد حاکميت نگرش امنيتي به فرهنگ اگر نگوييم به مرور اين دارايي را لاغر و نحيف تر مي کند، با تزريق نيروزاهاي دولتي به بخشي از اين دارايي، آن را از ريخت درست و کامل مي اندازد و رفته رفته به موجودي ناقص الخلقه تبديل اش مي کند که ديگر نام «فرهنگ» به عنوان بخشي از دارايي يک ملت بر آن برازنده نيست. و وقتي اصل دارايي آسيب ديده باشد يا از ميان رفته باشد، ديگر چه باک از تعرض به آن يا فراغت از تهديد تعرض که نامش «امنيت» است؟ اگر «فرهنگ» جلوترين و استوارترين سنگر در عرصه فرضي تهاجم فرهنگي بيگانگان است، با حاکم کردن نگرش امنيتي بر آن و اهل اش، آيا جز شير بي يال و دم و اشکمي خواهد شد که بايد حال زارش را نگريست و بر بي اماني خويش گريست؟

اين ايام نمي گذرد مگر آنکه هر روز برگي تازه بر پرونده فرهنگ امنيتي افزوده مي شود و آن را حجيم تر مي کند. نهادها و رسانه هاي زير نظر اقتدارگرايان يکسره در حال هشدار دادن اند و هر رويداد و اثر و موثري در عرصه فرهنگ و هنر و انديشه را که رنگ و بويي از دولتي بودن نداشته باشد به زير سايبان مي کشند. و اين گونه است که هر روز، روايتي تلخ و عجيب از مواجهه عجيب پدران و مادران کوچک و بزرگ بي شمار فرهنگ با اهل فرهنگ نوشته مي شود، به سوداي آنکه سياست از يتيمي تاريخي خود، دست کم در ايران درآيد،

پي نوشت؛---------

1- دانشنامه سياسي، داريوش آشوري
هند کشور هفتاد و دو ملت
يک روز براي آنان
پاکسيما مجوزي

اين روزها روزنامه را که ورق بزني يا در محوطه دانشگاه باشي انواع و اقسام برنامه ها و سمينارهاي مختص به زنان را مي بيني. گويي چند روز مانده به هشت مارس همه چيز شکل ديگري پيدا مي کند. سمينارهاي مختلف راه اندازي مي شود؛ در مورد آمارهاي اعلام شده بحث مي شود، مهمانان خارجي اعم از هنرپيشه، افراد علمي و فرهنگي به هند دعوت مي شوند و در کنار تمام اين برنامه ها نيز جشن هايي به چشم مي خورد از رقص هاي محلي گرفته تا آواز و برپايي نمايشگاه صنايع دستي هايي که زنان در آن سهمي داشتند. هشت مارس در هندوستان همه چيز رنگ زنانه به خود مي گيرد. حتي مغازه هاي لوازم منزل، آرايشي و پوشاک با حراج هايشان اين روز را به همه يادآوري مي کنند. اما شايد گروه هايي که در اين روز بيشترين فعاليت را به خود اختصاص مي دهند تشکل هاي غيردولتي (NGO) باشند. آنان با برپايي برنامه هايي براي زنان دست به انواع و اقسام فعاليت هاي اجتماعي مي زنند. از آشنايي زنان با حقوق شان گرفته تا مبارزه عليه کار اجباري، جلوگيري از بارداري هاي مکرر، حمايت از قربانيان خشونت زنان، فراهم کردن جهيزيه براي دختراني که از سوي خانواده شوهر در سختي هستند، آموزش خوداشتغالي به زنان، يافتن همسر براي زنان بيوه، بالا بردن دستمزد کاري زنان، جلوگيري از ازدواج هاي زودهنگام (زير سن 18 سال)، تشکيل کلاس هاي سوادآموزي و... . البته نمي توان انکار کرد دولت نيز از فعاليت هاي تشکل هاي غيردولتي حمايت مي کند تا جايي که برخي از اين تشکل هاي غيردولتي جنبه بين المللي پيدا کردند و نيروهاي داوطلب از کشورهاي ديگر نيز به هند مي آيند. اما اين دليل نمي شود که خبر آتش زدن تازه عروسي توسط مادرشوهرش در روزنامه چاپ نشود آن هم به دليل اينکه دختر به اندازه کافي جهيزيه به خانه شوهر نياورده بود. اما در هر حال اين روز همانند ديگر نقاط جهان در هند وجود دارد و حتي در تقويم سالانه آنان نيز ديده مي شود و اين چيزي است که جايش در کشور ما خالي است.
عناوين اين صفحه
امنيت فرهنگي يا فرهنگ امنيتي
يک روز براي آنان
بگذاريد هنر همين فن بماند

بگذاريد هنر همين فن بماند
ندا مصلحي

قديم ترها که گالري هاي تهران در آخر سال ديگر کفگيرشان به ته ديگ مي خورد، اسفندماه را با نمايشگاه هايي از سفال و سراميک گرفته تا حتي کارت پستال و اًل و بًل پر مي کردند. از بخت بد امسال يا اين طور نيست يا اگر هست هنوز خبري از اين نمايشگاه ها نشده است. اصلاً رسم آخر هر سال بود تا صنايع دستي مهم شوند. حالا البته در سطح شهر اگر نگاه کنيد، که نگاهي از سر تفنن حتماً انداخته ايد، اين بخش را به غرفه هايي در سطح شهر فرستاده اند. آخر هر سال که مي شود صنايع دستي مهم مي شوند.

حرف سوغات و نوروز که مي شود فلان شهر صنايع دستي اش اينها است و حالا سال هاست همه اينها را مي دانند. بحث تکراري برنامه هاي راديويي يا تلويزيوني را ديگر نمي گويم تا حوصله تان سر نرود که تمام ماه هاي هر سال را با آن سر کرده ايد.

جالب تر اينکه دانشگاه هاي دولتي حتي در شهرهاي مهم رشته صنايع دستي دارند و رشته هاي ديگر و شايد مهم تر مثل نقاشي، گرافيک، عکاسي و... را نه. شايد اصلاً ايراد از تقسيم بندي ها باشد که رشته صنايع دستي را آنقدر از هنر جدا کرده ايم که خودش فن شده است و جزيي از شغل هاي پردرآمد اين روزها. هنر هم البته روزگاري فن بود و حالا نيست. هنر هم روزگاري ميان بازار بود و حالا نيست و نتيجه اش شده هنر بازاري و هنري که هيچ اسمي برايش نداريم جز اينکه بگوييم بازاري نيست. هنوز هم البته بحث فروش آثار هنري داغ شده و ديگر سمينار و بحث و گفت وگو درباره اش جزء هر برنامه دولتي در حوزه هنرهاي تجسمي شده است. شايد شماي خواننده از ابتدا بگوييد اينها چه ربطي به هم دارند.

هر کدام شان جدا از هم اند و براي هر کدام شان نسخه يي ديگر بايد پيچيد. اوايل همين امسال بود که در حوزه هنرهاي تجسمي بحث صدور هنر به شهرستان ها مطرح و قرار شد دوسالانه هاي سفالگري و... در مراکز استان ها برگزار شود. اما جدا از همه اينها شنيدن خبري که همين دو روز پيش منتشر شد، خالي از لطف نيست؛ نمايشگاهي از کتاب، صنايع دستي و آثار نقاشي هنرمندان ايراني از روز دوشنبه به مدت چهار روز در موزه دانشگاه آديس آباباي اتيوپي برگزار مي شود. حالا گويا قرار است هنرمان را نه در قالب حراج هايي که برگزار مي شوند بلکه با نمايشگاه هايي اينچنيني به ديگر کشورها صادر کنيم. راه دور چرا برويم.

جدا از بحث اينکه نمايشگاه ياد شده مجموعه يي به نظر مي رسد که نه خاص است و نه عام، هنوز که هنوز است از هنر شهرستان ها به هنر پايتخت مسير يک طرفه يي است که سال هاست همين طور مانده.

هنرمند شهرستاني در هنر پايتخت جايي ندارد جز پر کردن آمار شرکت در فلان نمايشگاه و فلان دوسالانه. همين هنرمند اگر بخواهد در همين تهران نمايشگاهي برپا کند چه بايد بکند و چقدر بايد صبر کند. اين مورد ديگر خاص هنرهاي تجسمي و صنايع دستي و... نيست که همه هنرها را مي توان در اين مسير گذاشت. ايرادي نه در اين خبر است و نه در اين نمايشگاه ها، اما هنوز که هنوز است گويا نه مرزها را مي شناسيم و نه تعريف ها را. شايد بهتر همان باشد که هنر فن بماند و هر که در اين راه است، فني تر شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام