چهارشنبه، 21 اسفند 1387 - شماره 1910
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
الزامات توسعه و امکانات نابرابر سياسي
جلال جلالي زاده

آنچه همواره جزء دغدغه هاي اصلي اصلاح طلبان به ويژه در چند سال اخير محسوب مي شود نابرابري امکانات رسانه يي و اقتصادي ميان جناح هاي سياسي کشور است. واقعيت آن است که توزيع نابرابر امکانات تنها در عرصه اقتصاد نيست که مي تواند مانعي براي پيشرفت و توسعه يک کشور باشد بلکه عدم امکان بهره گيري گروه هاي سياسي از امکانات نيز حرکت کشور به سمت رشد و توسعه را کند خواهد کرد. مي توان گفت عاملي که موجب مي شود فضا براي فعاليت همه تفکرات و نيروهاي سياسي مهيا نباشد و حتي علاوه بر اين با همان امکانات و فضاي محدود هم بر سر راه فعاليت نيروهاي سياسي مانع تراشي شود، عدم اعتقاد جناح مقابل به اصول دموکراسي است. جناح مقابل جبهه اصلاحات به دليل آنکه نمي تواند رقبا و منتقدان خود را تحمل کند، بنابراين سعي مي کند امکانات و فضاي مناسبي نيز براي فعاليت اصلاح طلبان به وجود نيايد. چه آنکه اگر گفتمان اصلاحات مجال بروز پيدا کند و بتواند اهداف و اصول خود را با مردم در ميان بگذارد خواهد توانست در استمرار حضور اصولگرايان در قدرت خلل ايجاد کند. غالباً اصلاح طلبان از داشتن رسانه هاي فراگير محروم بوده اند اما با اين وجود به جرات مي توان گفت شخصيت هاي اصلاح طلب در ميان مردم با اقبال فراواني مواجهند. همين مساله است که موجب مي شود جناح رقيب به دليل هراس از ارتباط بيشتر اصلاح طلبان با مردم سعي در محدوديت امکان ارتباط آنان با مردم کند.

در اينجا بايد به اين نکته اشاره کرد که اگر هر گروهي معتقد به اجرا و پيگيري روش هاي مردمسالارانه در کشور باشد بايد بسترهاي آن را نيز فراهم سازد چراکه مردمسالاري و دموکراسي ايجاب مي کند ابزارها و امکانات به طور نسبتاً برابري در اختيار تمامي گروه ها و تفکرات گوناگون سياسي قرار گيرد. در دنياي معاصر که جوامع به سرعت در حال رشد و توسعه اند نمي توان تصور کرد يک گروه و يک بينش به تنهايي قادر به حل مشکلات کشور باشد بنابراين لازمه پيشرفت کشور دخالت همه سليقه ها و تلاش تمام گروه هاي سياسي براي بهبود مديريت کشور است. از اين منظر در نگاه از زاويه منافع ملي به اين موضوع، انحصار امکانات و سرمايه ها در دست يک گروه خاص در تعارض با حرکت کشور به سمت تعالي است. تجربه نيز نشان داده است معمولاً محدود کردن جناح رقيب به زيان گروه انحصارطلب تمام خواهد شد. به اين ترتيب محدود کردن رقيب به منظور استمرار حضور يک جريان سياسي در قدرت کاري عقيم و بي نتيجه است چراکه اگر مردم احساس کنند يک تفکر و گروه سياسي خاص همه امکانات را در اختيار گرفته و براي فعاليت ديگران مانع ايجاد مي کند، جناحي را که به نوعي مظلوم واقع شده است، حمايت خواهند کرد. با اين وجود اصلاح طلبان در شرايطي که رقبايشان مقيد به تساهل و مدارا نيستند بايد حداکثر استفاده را از امکانات حداقلي خود بکنند. در اين شرايط تعامل چهره به چهره با مردم در مجامع عمومي نظير دانشگاه ها و بهره گيري از فضاي اينترنت مي تواند راهگشاي مشکلات اصلاح طلبان در تعامل با مردم باشد البته ناگفته نماند مانع تراشي هاي اخير که در برابر فعاليت هاي آقايان کروبي و خاتمي در گرگان، همدان، شيراز و اخيراً هم در اروميه انجام شد نشان داد هراس رقباي اصلاح طلبان از ارتباط بيشتر شخصيت هاي جبهه اصلاح طلب با مردم در حدي است که از انجام يک سخنراني توسط آنها نيز نگرانند. به هر صورت آنچه باعث خواهد شد به تدريج فضا در اختيار همه گروه ها و تفکرات سياسي قرار گيرد الزامات توسعه و رشد کشور و نياز و خواسته هاي مردمي خواهد بود. اين نکته يي است که به ويژه در چند سال اخير بيش از پيش خود را نشان داده و لزوم حضور تفکرات گوناگون در عرصه مديريت کشور را بيش از گذشته ايجاب کرده است.
سياست ويرگول
مقام هاي ترکيه مي گويند آماده ميانجيگري در روابط ايران و ايالات متحده هستند. نخست وزير ترکيه هفته پيش مدعي شده بود ميانجيگري کشورش در روابط تهران و واشنگتن به درخواست مقام هاي جمهوري اسلامي انجام مي شود.

رجب طيب اردوغان همچنين با يادآوري اين نکته که کشورش پيشتر پيام هاي تهران در اين باره را به اطلاع جرج بوش رئيس جمهوري سابق امريکا رسانده، خبر داده که آنکارا اکنون نيز قصد دارد اين موضوع را با باراک اوباما رئيس جمهوري کنوني امريکا در ميان بگذارد. در همين حال علي باباجان وزير امور خارجه ترکيه نيز در جريان سفر به تهران براي شرکت در نشست کشورهاي عضو اکو موضع مشابهي را ابراز کرد و گفت کشورش براي بررسي درخواست ميانجيگري بين ايران و امريکا آمادگي دارد.

به گفته وي مسوولان ترکيه براي افزايش تفاهم ميان ايران و امريکا در تلاش هستند و دو کشور نيز از اين اقدامات خشنودند.

او همچنين پيش از سفر به تهران به يک تلويزيون ترک گفته است مقام هاي آنکارا در حال کار روي ايجاد «درک بهتر» بين امريکا و ايران هستند و هر دو نيز از اين مساله خشنود هستند.

باباجان البته تصريح کرده در جريان سفرش به تهران حامل هيچ پيامي از سوي امريکا براي مقام هاي جمهوري اسلامي نيست اما در عين حال گفته کشورش هرگونه درخواستي از سوي دو کشور ايران و امريکا براي ايفاي نقش ميانجي را مورد بررسي قرار مي دهد و تلاش هاي جاري در زمينه گشايش باب گفت وگو را «يک فرصت مهم» مي داند.





مقام هاي ايران مي گويند هيچ درخواستي از ترکيه براي ميانجيگري در روابط با ايالات متحده نکرده اند و اگر تصميم به مذاکره با واشنگتن داشته باشند خود مي توانند از پس آن برآيند.

براي نمونه حسن قشقاوي سخنگوي وزارت امور خارجه ايران هفته پيش در جريان يک کنفرانس خبري صراحتاً مخالفت تهران را با ميانجيگري ترکيه به نمايش گذاشت و گفت ايران و امريکا دفتر حفاظت از منافع دارند که در طول اين30 سال فعال بوده و حادثه غيرمترقبه يي رخ نداده است و کانال هاي ارتباطي مسدود نشده است که از کشوري بخواهيم ميانجيگري کند.

سخنگوي وزارت امور خارجه البته با ادبياتي ديپلماتيک از تمايل ترک ها به ميانجيگري در روابط تهران و واشنگتن قدرداني کرده و گفته اظهارات آقاي اردوغان و بقيه دوستان و برادران ترک از سر خيرخواهي و دلسوزي است.

وي بلافاصله پس از اين اظهارات بار ديگر بي ميلي ايران به ميانجيگري يک کشور ثالث در مذاکره با امريکا را علني کرده و با ابراز احترام به مواضع آنکارا اعلام کرده جمهوري اسلامي ايران هيچ نوع درخواست ميانجيگري ميان ايران و امريکا به نخست وزير ترکيه و ديگر مقامات نداده است.

بي ميلي ايران به ميانجيگري ترکيه پيش از اين نيز در بازه هاي زماني مختلف بيان شده است.

براي مثال در سال 1384 نيز که زمزمه ها درباره پادرمياني ترکيه در روابط تهران و واشنگتن براي حل پرونده هسته يي قدرت گرفته بود ايران به صراحت ميانجيگري ترک ها را نپذيرفت. از فحواي ادبيات ديپلمات هاي تهران در حال حاضر نيز اين گونه برمي آيد که آنان ميلي به ميانجيگري ترکيه ندارند.



1- دليل تمايل ترکيه براي ميانجيگري در روابط ايران و امريکا چيست؟

2- آيا ايران درخواستي از آنکارا براي ميانجيگري در روابطش با امريکا داشته است؟

3- نگاه امريکا به ميانجيگري ترکيه در مذاکره با ايران چيست؟

4- آيا ميانجيگري ترکيه مي تواند کمکي به حل مسائل مربوط به پرونده اتمي کند؟
گفت و گو با سعيد ليلاز
دشمني با هاشمي جديد نيست


عباس توکلي

آقاي هاشمي رفسنجاني با تولد انقلاب ايران وارد عرصه سياست شد و برخي از سياستمداران وي را نمادي از انقلاب مي دانند. فراجناحي عمل کردن او و کنار نرفتن از عرصه سياست با انجام تخريب هاي بي شمار، از ويژگي هاي منحصر به فرد وي است. او با پرچم اعتدال گرايي در عرصه سياست شناخته مي شود و طيف اصولگرايان و اصلاح طلبان علاقه زيادي دارند تا اين پير سياست را همراه خود کنند اما وي هر بار به بهانه يي سعي مي کند خود را فراجناحي نشان دهد. با اين وصف برخي روزنامه ها به تخريب ايشان پرداخته اند. در اين باره با سعيد ليلاز گفت و گويي داشته ايم که در پي مي آيد.

---

-علت تخريب هاشمي رفسنجاني در برخي از سايت ها و روزنامه هاي اصولگرا چيست؟

زماني که صحبت از پست و مقام مطرح مي شود، هاشمي رفسنجاني يکي از بانفوذترين مردان نظام جمهوري اسلامي است. وي هميشه خط اعتدال، ميانه روي و عدالت را در صحنه سياسي کشور پيروي کرده است. البته طيف هاي افراطي راست و چپ هميشه آقاي هاشمي را مورد حمله قرار داده اند. نکته جالب اينجاست که هرکسي از هر طيفي که دست به تخريب ايشان زده، بعد از مدتي از وي معذرت خواهي کرده زيرا افرادي در صحنه سياسي کشور هستند که همانند پاندول ساعت به چپ و راست مي چرخند. آنها وقتي از نقطه مرکز خارج مي شوند دوباره به همان نقطه برمي گردند و زماني که به نقطه مرکز مي رسند متوجه مي شوند حق با آقاي هاشمي بوده و از او معذرت مي خواهند و دوباره به طيف مقابل يعني راديکاليسم مي پيوندند. دشمني با هاشمي مساله جديدي نيست. متاسفانه از هر طيف سياسي راديکال ها و کساني که دنبال انحصار و تماميت خواهي بودند دست به تخريب وي زده اند. هاشمي رفسنجاني به عنوان يکي از پايه هاي نظام، مشروعيتش به خاطر شخصيت و ميانه روي او است نه به خاطر پست و مقام. وي همواره مشي اعتدال را پيش گرفته است. ماهيت صحبت هاي هاشمي رفسنجاني بر ضد راديکاليسم چپ و راست بوده و هميشه اين دو گروه با وي مساله داشتند و خواهند داشت. بعد از هاشمي هم هر فردي که مشي وي را پيش بگيرد، با چنين مشکلاتي روبه رو خواهد شد. منتها فرق هاشمي با افرادي که مشي اعتدال طلبي دارند، اين است که هاشمي وزنه سنگيني براي ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران است بدون اينکه هيچ گاه پست و مقامش مورد توجه قرار بگيرد.

-به نظر شما آقاي هاشمي به اين تخريب ها چه واکنشي نشان مي دهد؟

هاشمي در گذشته هم نشان داده نسبت به تخريب ها عصباني نمي شود. وي با انجام اين تخريب ها نه ميدان را خالي مي کند و نه کنترل اعصابش را از دست مي دهد. به خاطر همين ويژگي هاي رفتاري اش است که با وجود تخريب هاي بسيار، هنوز در صحنه سياسي کشور حضور دارد. اگر هاشمي به تخريب ها واکنش نشان مي داد يا از کوره درمي رفت معتدل محسوب نمي شد و خط اعتدال طلبي را در کشور نمايندگي نمي کرد. پيش بيني من اين است که هاشمي در مقابل تخريب ها به خاطر حفظ نظام سکوت خواهد کرد. در ضمن اين تخريب ها روي هاشمي اثري ندارد.

-با توجه به شرايط سياسي کشور، آيا احتمال حضور هاشمي در انتخابات وجود دارد؟

هاشمي رفسنجاني وارد فضاي انتخاباتي کشور مي شود اما به منظور حمايت از طيفي خاص. انگيزه حضور وي در انتخابات، نجات کشور از دست راديکاليسم فعلي است.

-آيا احتمال دارد هاشمي از کانديدا يا طيف خاصي در انتخابات حمايت کند؟

من با آقاي هاشمي مشورت نکردم و سخنگوي ايشان هم نيستم، ولي فرض من بر اين است که ميان کانديداهاي موجود معتدل ترين و نزديک ترين کانديدا به طرز فکر هاشمي رفسنجاني، آقاي خاتمي است. منتها بايد صبر کرد تا تکليف کانديداهاي انتخاباتي معين شود. فضاي انتخاباتي کشور هنوز روشن نيست. معلوم نيست از ميان اصلاح طلبان چه افرادي کنار مي کشند و چه افرادي حضور پيدا مي کنند. در طيف اصولگرايان هم فضا روشن نيست. منتها تا آنجايي که من مي دانم فعلاً آقاي خاتمي بيشترين شباهت و قرابت را با افکار هاشمي در حوزه اعتدال گرايي و ميانه روي و يک جمهوري اسلامي معتدل دارد.

- با کنار رفتن آقاي خاتمي از رقابت هاي انتخاباتي، آيا باز هم هاشمي از طيف اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري حمايت خواهد کرد؟

بله. اما ما با دو مساله روبه رو هستيم. يکي اينکه چه کسي از طيف اصلاح طلبان کانديداي نهايي مي شود؟ دوم اينکه روش فعلي اداره کشور به بن بست رسيده و اين بن بست بايد شکسته شود. بنابراين مهم تر از اينکه چه کسي رئيس جمهور مي شود، توقف وضعيت فعلي کشور است. تصور من اين است که آقاي هاشمي هم اين جمع بندي را داشته باشند. هدف وي اين است که روش اداره کشور، تغيير بنيادي کند.

-به نظر شما تخريب هاشمي تا کي و تا چه اندازه جلو خواهد رفت؟

تخريبگران براي حفظ قدرت و جايگاه شان از هيچ حرکتي و هيچ حجمي از تخريب ها رويگردان نيستند. اين را در گذشته هم نشان داده اند و در آينده هم اين گونه است. البته اين مساله درباره آقاي خاتمي هم صادق است.

- آيا پروژه تخريب در فضاي فعلي کشور کاربرد دارد؟

کاربرد منفي دارد. يعني کاربرد عکس دارد. افرادي که تخريب مي شوند محبوبيت بيشتري ميان مردم به دست مي آورند. مثلاً راي هاشمي رفسنجاني در مجلس خبرگان اخير، استثنايي و تاريخي بود. اين نشان مي دهد مردم هميشه در جهت عکس تخريب حرکت مي کنند. به نظر من، افراد تخريبگر از روي کينه اين کار را انجام نمي دهند بلکه اقتضاي طبيعت شان اين است و از هر وسيله يي براي تخريب و پيشبرد اهداف شان استفاده مي کنند. بدون اينکه متوجه شوند پروژه تخريب نتيجه عکس مي دهد.
بدون شرح
سفرهاي استاني کانديدا هاي اصلاح طلب

جرايد سياسي آلوده هستند
حسين ابراهيمي

با نزديک شدن به دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري شاهد تخريب چهره هاي شاخصي هستيم که تخريب چنين چهره هايي به هيچ عنوان به صلاح جامعه و نظام نيست.

تخريب براي مخرب هميشه آثار سوء داشته و به عبارت بهتر تخريب براي مخرب هيچ گاه نافع نبوده است آن هم تخريب شخصيتي در آستانه برگزاري انتخابات. اين عمل علاوه بر آنکه عملي خلاف شرع و حرام است از نظر اخلاقي هم در جامعه باعث مي شود مردم در رابطه با مسائل سياسي، اجتماعي و انتخابات بدبين شوند و اين بدبيني به هيچ عنوان به نفع نظام نيست و با وجود اين تخريب ها بايد احساس خطر کنند.

متاسفانه تخريب و حرکت هاي اينچنيني در طول تاريخ وسيله يي بوده در دست کساني که ديانت شان کم بوده و اخلاقيات درستي هم نداشته اند.

ما در جامعه يي زندگي مي کنيم که داراي دشمنان بسياري است که با ريشه و اصل جامعه ما مشکل دارند. تخريب شخصيت هايي که براي اين جامعه زحمت مي کشند به هيچ عنوان کار صحيح و درستي نيست.

هر چهره يي که در کشور ما مورد تخريب قرار مي گيرد يک چهره ارزشمند است که مي تواند اثرات خوبي بر جامعه داشته باشد و توان اين را دارد که جامعه را به جلو حرکت بدهد و تخريب اين شخصيت ها باعث مي شود ما اين افراد ارزشمند را از دست بدهيم و اين مساله باعث مي شود به منافع ملي، انسجام، اتحاد و يکپارچگي مان آسيب برسد.

اين تخريب ها تنها منتسب به يک روزنامه يا حزب و جناح سياسي خاص نيست و متاسفانه اين ماجرا در تمام جرايد سياسي ديده مي شود و در واقع ما با شرمساري بايد اعتراف کنيم جرايد سياسي ما همگي آلوده هستند و نمي توانيم بگوييم تنها رسانه منتصب وابسته در حال ارتکاب اين عمل ناپسند است. جرايد سياسي هرکدام مشغول تخريب هستند يکي با صراحت، يکي با کنايه، يکي با شمردن نقايص ديگري و يکي با برچسب زدن. به هر حال هر کدام به نوعي در حال تخريب گروه ديگر هستند.

در شرايطي که در آن به سر مي بريم بايد گفت تخريب ها با انگيزه سياسي صورت مي گيرد و بيشتر اين تخريب ها به دليل نزديکي به انتخابات است و ما در شرايط ديگر شاهد اينچنين تخريب هايي نيستيم.

در کشور ما وقتي به زمان برگزاري انتخابات نزديک مي شويم مخربان از هر گروه و دسته يي فعال مي شوند و شروع به نوشتن و حرف زدن عليه گروه رقيب مي کنند و گاه شاهديم اعمالي مرتکب مي شوند که در شأن جامعه يي که انقلابي به اين عظمت انجام داده، نيست.

در اين بين حتي بسياري از شخصيت هاي ارزشمند نظام مانند آقاي هاشمي هم توسط برخي مورد حمله قرار گرفته اند.

اگرچه چهره هايي مانند آقاي هاشمي در طول تاريخ زندگي شان هميشه مورد حمله بوده. حال گاهي اين حمله به صورت فيزيکي صورت گرفته و گاه مانند اين چند سال گذشته به صورت رسانه يي مورد حمله قرار گرفته است. آقاي هاشمي و امثال ايشان هميشه در چنين شرايطي بوده اند و تنها آقاي هاشمي نبوده. اين حمله ها در زمان شهيد بهشتي شروع شده و تا به الان ادامه پيدا کرده است.

در حال حاضر جريانات طوري است که همه عليه يکديگر کار مي کنند، مي بينيم طرفداران آقاي هاشمي عليه ديگران کار مي کنند و در مقابل هم طرفداران ديگران عليه آقاي هاشمي کار مي کنند. اين متاسفانه سوءتعامل است که در جامعه وجود دارد.

با توجه به وضعيت فعلي و اينکه ظرف چند مدت آينده ما انتخابات رياست جمهوري را در پيش داريم و چهره هاي مطرح نظام و انقلاب بايد نصيحت کنند و تا آنجا که مي توانند جلوي اين تخريب ها را بگيرند و در اين بين نقش مقام معظم رهبري از همه پررنگ تر بوده و است. ايشان مکرر افراد را منع و به طور مستمر توصيه کرده اند از تخريب خودداري کنند.

اشخاصي مثل آقاي هاشمي که چهره هاي پذيرفته شده يي هستند هم بي گمان با صحبت هايشان مي توانند جلوي اين تخريب ها را تا حد بسياري بگيرند.
گفت وگو با حسين مرعشي
تخريب هاشمي نتيجه موفقيت سفر عراق است


هاشمي رفسنجاني به طور ادواري آن هم از جانب گروه هاي متفاوت تا به حال مورد حمله و هجمه قرار گرفته است. يک بار از جانب برخي از اصلاح طلبان و بار ديگر از جانب برخي از اصولگرايان و اين روزها هم بيشتر از جانب حاميان دولت. اما به اعتقاد حسين مرعشي ويژگي مشترک همه اينها، تندروي و افراط است، زيرا مشي هاشمي معتدل و آرام است. درباره تخريب هاي اخير با مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي به گفت وگو نشستيم و او نيز به صراحت گفت تخريب ها همگي نتيجه حسادت است؛ حسادتي که باز مي گردد به استقبال و ديدارهاي موفق هاشمي در سفر به عراق.


-تخريب ها و حملات اخير عليه هاشمي از جانب کدام گروه ها و تفکرات صورت مي گيرد، با توجه به اينکه بخش مهمي از اصولگرايان از همراهان و ياران وي محسوب مي شوند و غالب اصلاح طلبان نيز بعد از اصلاحات با وي دست آشتي دادند. در صورت امکان ماهيت فکري مخالفان فعلي هاشمي رفسنجاني را تبيين کنيد.

آقاي هاشمي رفسنجاني همواره از يکسري اصول و کليت فراتر نرفته و به همين دليل ايشان به عنوان يک چهره ميانه رو و متعادل مطرح بوده اند. حاميان آقاي رفسنجاني نيز پيرو همين مشي ايشان بودند. سابقه آقاي هاشمي هم مويد اين موضوع است. ايشان از ابتداي انقلاب يا حتي پيش از آن در دوران نهضت مورد وثوق گروه ها و تفکرات مختلف دلسوز نظام و انقلاب بودند از اين رو مورد حمايت امام خميني(ره) بودند به طوري که مي توان گفت امام يکي از جدي ترين و بزرگ ترين حاميان آقاي هاشمي بود. در خاطرات و سوابق امام اين حمايت فراوان ديده مي شود زيرا آقاي هاشمي ثابت کرده بودند، مي توانند از پس بسياري از کارهاي مهم در ايام بحراني برآيند. بنابراين تمام کساني که انديشه ها و رفتارهاي امام را به خاطر دارند يا به آن باور دارند بايد اين نکته را هم بدانند که زير سوال بردن سوابق و زحمات آقاي هاشمي به نوعي نفي و انکار آن تاييدات و حمايت هاي امام نيز محسوب مي شود. در حال حاضر نيز آقاي هاشمي به عنوان يکي از پايه هاي نظام مطرح است که مي تواند به واسطه آن مشي معتد ل اش مورد توجه گروه هاي مختلف قرار گيرد. از سوي ديگر ايشان هم اکنون هم قادرند اسلاميت نظام و جمهوريت نظام را در کنار هم قرار دهند بدون آنکه يکي فداي ديگري شود و شايد همين خصوصيت آقاي هاشمي است که مخالفان و دشمناني را به وجود مي آورد.

-يعني از نظر شما گروه هاي تندرو در مقابل هاشمي قرار مي گيرند؟

دقيقاً. در هر دوره گروه هاي راديکال و تندرو مهم ترين مانع خود را آقاي هاشمي مي دانند زيرا از نظر آنان اين شخصيت مخل برنامه هاي بي منطق و غيراصولي تندروانه است. آقاي هاشمي هم در حوزه سياست داخلي و خارجي قائل به ميانه روي هستند و هم در حوزه هاي اقتصادي. اين تفکر و جايگاهي که آقاي هاشمي داشتند و دارند در مواجهه با کساني قرار مي گيرد که به سياست هاي آرام و معتدل به هر دليلي اعتقاد ندارند. لذا اين گروه به غير از مقام معظم رهبري هر کس ديگري را که مقابل خود ببيند، سعي مي کند به نوعي آن شخص را از ميان بردارد و خب يکي از بهترين روش ها براي اين هدف همان تخريب است. البته قابل ذکر است اين عده مقام معظم رهبري را نيز نه از روي عقيده که از ضرورت مي پذيرند چرا که ايشان هم هر وقت از نفي تخريب و لزوم ميانه روي مي گويند از جانب آنها توجهي نمي شود.

در مجموع اين گروه بعد از رهبري، آقاي احمدي نژاد را نماد جمهوري اسلامي مي دانند و هيچ يک از گروه ها و شخصيت هاي نظام و انقلاب را اعم از گروه هاي سياسي چپ و راست قبول ندارند و تمام نظام را در شخص آقاي احمدي نژاد خلاصه مي کنند.

-چرا اين گروه بيش از همه، هاشمي را در مقابل خود مي بيند؟ آيا ادامه همان رقابت دور دوم رياست جمهوري است؟

زيرا آقاي هاشمي از معدود افرادي است که مي تواند انحصار مورد نظر آنها را بشکند و جامعه سياسي را بازتر و منعطف تر سازد. طبيعي است تقابل هاشمي و تندروان دولت و حاميان دولت در اين فضا جدي تر شود. در اين شرايط نياز به افراد آگاه و بصير بيش از پيش احساس مي شود تا توهم عده يي که هاشمي را نماد عبور از ارزش ها مي دانند برطرف شود. آقاي هاشمي در واقع با حضور فعال خود در عرصه داخلي و خارجي توانسته است بسياري از ذهنيت هاي نادرست را اصلاح کند و مانع بسياري از تندروي ها شود.

-مناصب رسمي هاشمي رفسنجاني بيشتر مانع است يا جايگاه و موقعيت معنوي وي در نظام؟

اتفاقاً مناصب رسمي ايشان از دو حيث قابل توجه است؛ هم رئيس مجلس خبرگان و هم رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام. هر دو سمت ايشان به نوعي نقش اساسي در نظام دارد. ضمن آنکه آنهايي که ادعاي تبعيت از رهبري دارند بايد بدانند اين دو نهاد مهم ترين نهادهاي حامي و مشاوره يي رهبري به حساب مي آيند. از نگاهي ديگر هم مي توان گفت عده يي که به تخريب هاشمي مي پردازند علاوه بر تخريب شخصيت حقيقي ايشان در عين حال دو جايگاه مهم و حقوقي نظام را هم مورد حمله خود قرار داده اند که اين نيز با ادعاي حمايت و پشتيباني از نظام سازگاري ندارد. هر چند تمام تلاش اين گروه ره به جايي نمي برد. مردم ما که جاي خود، اما در سطح جهان هم کيست که نظام و انقلاب ايران را از هاشمي جدا کند؟ اساساً کساني که هاشمي را از نظام جدا مي دانند و او را متهم به عبور از ارزش ها مي کنند، مشخص است که نه درکي از انقلاب دارند نه شناختي از هاشمي رفسنجاني.

-همان طور که اشاره داشتيد گروه هايي که هاشمي را مورد حمله قرار مي دهند، چگونه رابطه وي با رهبري را توجيه و تعريف مي کنند؟

بله، همان طور که شما هم گفتيد اين عده انگار از روابط دوستانه مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي هيچ نمي دانند، ضمن آنکه آقاي هاشمي جزء لاينفک نظام هستند. مگر اين عده نقش ايشان را در عبور نظام از دوران جنگ و بحران هاي مربوط به آن فراموش کرده اند يا مديريت ايشان در دوره سازندگي را ناديده گرفته اند که اين گونه به تخريب هاشمي مي پردازند؟ کساني که امروز به مدد همگرايي با دولت بر سر سفره يي نشستند که مي توانند به همه حمله کنند بايد متوجه اين نکته هم باشند که اين قدرت پايدار نيست و آنچه در پايان مي ماند قدرت نيست. کسي که بدون ذکر نام در مقاله يي هاشمي را متهم به عبور از نظام مي کند معلوم است هيچ سابقه يي از هاشمي نمي داند يا مي داند و اغراض سياسي ديگري را دنبال مي کند که در هر دو صورت جاي آن در روزنامه دولتي نيست البته همان طور که در ابتدا گفتم اين نوع تفکرات افراطي مخصوص به اين دوره و دولت نيست.

-منظورتان برخي از اصلاح طلباني است که مدتي به هاشمي حمله مي کردند؟

حمله به هاشمي در زمان هاي متفاوت شيوه هاي متفاوتي داشته است مثلاً در گذشته گروه طبرزدي هم از منظري ديگر به هاشمي حمله مي کرد. تفکرات افراطي در هر دوره هاشمي را سيبل خود قرار مي داد اما آقاي هاشمي همواره بر اصول خود تاکيد مي کردند؛ با مشي معتدل و به دور از شيوه هاي افراطي. يک زمان که اسلاميت نظام در خطر بود آقاي هاشمي با قاطعيت و جديت هر چه بيشتر مدافع اسلاميت نظام بود و در حال حاضر که جمهوريت نظام مورد تهديد قرار گرفته است و مردم زدايي مي شود ايشان بر جمهوريت نظام تاکيد مي کنند.

-شما چند بار به تفکرات و شيوه معتدل و ميانه رو هاشمي رفسنجاني اشاره داشتيد، آيا اين نظام فکري براي شما روشن است؟

بله. نظام فکري و نوع عملکرد ايشان متناسب با ماهيت و شکل کل نظام است. ماهيت نظام جمهوري اسلامي مبتني است بر يک حکومت مردمي و دين مدار و آقاي هاشمي نيز از همان ابتدا و در سال هاي مبارزه تا هم اکنون در اين راستا پيش رفته اند. اما شکل نظام جمهوري اسلامي هم برمي گردد به عناصر سازنده نظام که مهم ترين بخش آن رهبري است و آقاي هاشمي هم در دو موقعيتي که ذکر آن در سوالات پيشين آمد بيشترين نزديکي و قرابت را با اين جايگاه دارند. آقاي هاشمي در تمام سال هاي بعد از انقلاب و در تمام فراز و فرودهاي انقلاب هيچ گاه از محتوا و شکل نظام عدول نکرده اند و همواره مواضع شان در راستاي حمايت از اصول نظام بوده است. لذا عبور هاشمي از نظام هيچ معنا و مفهومي ندارد.

-به نظر شما تخريب هاي اخير هاشمي با چه انگيزه هايي صورت مي گيرد؟

به نظر من تخريب هاي اخير و مقاله روزنامه ايران پاسخي است به توفيق اخير آقاي هاشمي در سفر به عراق. ديده تنگ و حسادت ها به جاي آنکه افتخارات را ببيند و آن را به پاي نظام بگذارد شخص را مي بيند و او را تخريب مي کند. شخصيت معتبري همچون آقاي هاشمي همواره در گسترش ارتباط ايران با ساير کشورهاي همسايه موثر بوده است و مي تواند روابط کشور را با کشورهاي مهم منطقه و همسايه ما همچون عراق تقويت و مستحکم کند. اما به جاي استقبال از چنين خدمتي عده يي از سر بغض و ناراحتي، تخريب ها عليه هاشمي را هم بيشتر مي کنند. شخصيت هايي مثل هاشمي رفسنجاني در تلاش بوده و هستند تا رابطه کشور با عراق از بعد از اتمام جنگ رو به بهبود گذارد ولي عده يي نمي خواهند و نمي گذارند تا در اين ميان به خيال خود هاشمي را هم ضايع کنند ولي خوشبختانه تا به حال که موفق نبوده اند و هاشمي همواره مورد استقبال مردم و سران کشورهاي منطقه بوده است.

-با توجه به نزديکي انتخابات رياست جمهوري، تخريب ها و حملات عليه هاشمي مي تواند تاثير و انگيزه هاي انتخاباتي هم داشته باشد؟

البته اين هم مي تواند باشد. هاشمي رفسنجاني در موضعي است که مورد اتفاق و پذيرش هر دو جناح کشور است و مي تواند منجر به تغييراتي شود. البته طبيعي است کساني که خواهان تثبيت وضعيت موجود هستند اين تغيير را نپذيرند چون منافع خود را جايگزين منافع نظام کرده اند.
رويارويي تندروها با ميانه روي هاشمي
صادق زيبا کلام

در هفته هاي اخير همچون چند سال گذشته شاهد آن هستيم که برخي روزنامه ها و خبرگزاري ها نسبت به شخصيت ها و چهره هاي سياسي مطالبي را مطرح مي کنند که بيشتر نزديک به نوع مطالب تخريبي است تا يک فعاليت معمول رسانه يي و ژورناليستي. در اين ميان آقاي هاشمي رفسنجاني از جمله شخصيت هايي است که با وجود آنکه نامزد انتخابات سال آينده نيست در معرض تخريب قرار گرفته است. در اين ارتباط بايد گفت رويارويي با آقاي هاشمي يکي از اهداف و برنامه هاي جريان راست افراطي و تندرو بوده است. اين موضوع راهبرد تازه يي نيست چنان که در جريان انتخابات دوره نهم رياست جمهوري هم شاهد چنين رفتاري از سوي تندروهاي اصولگرا بوديم. به دنبال آن نيز و پس از پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري همواره شاهد حملات منظم و تخريب هاي پي در پي نسبت به آقاي هاشمي بوديم. طرفه آنکه در برخي موارد هجمه به شخصيت هاي بزرگ نظام از سوي مسوولان دولت نهم صورت مي گيرد که همين مساله را در روزنامه هاي دولتي هم شاهديم. به گمان من فهم علت و چرايي بغض و کينه جريانات تندرو نسبت به آقاي هاشمي چندان پيچيده نيست. براي پي بردن به ريشه ها و دلايل اين امر بايد به جهان بيني و نحوه رفتار سياسي آقاي هاشمي و تاثير گذاري وي رجوع کرد. به عنوان نمونه مي توانيم سفر آقاي هاشمي به عراق را مد نظر قرار دهيم. به رغم آنکه سفر ايشان به عراق رويداد مهمي بود و آقاي هاشمي ملاقات هاي تاثيرگذاري را در عراق انجام دادند اما اين سفر از سوي جناح مقابل کم اهميت جلوه داده شد. آقاي هاشمي ملاقات هاي متعددي با علما و مراجع بزرگ عراق از جمله آيت الله سيستاني در نجف، آيت الله حکيم، نوري المالکي و جلال طالباني صورت داد که اين امر نشان دهنده تحکيم روابط ميان ايران و عراق است. در اين حال، اين موضوع را نمي توان يک پيروزي شخصي براي آقاي هاشمي عنوان کرد چه آنکه اين موقعيت و رويکرد مثبت در روابط دو کشور موفقيتي براي نظام محسوب مي شود. علاوه بر اين مي توان گفت اين موفقيت در زماني صورت مي گيرد که کشورهاي عربي عليه جمهوري اسلامي موضع گيري هاي منفي انجام مي دهند و حتي از نگاه خصمانه يي در برابر ايران صف آرايي مي کنند. اگر تنها رفتار امارات و بحرين را بررسي کنيم چنين موضوعي را شاهديم که بايد قطع رابطه مراکش با ايران را بر آن علاوه کرد. در اين حال جريانات وابسته اصولگرايان تندرو در برهه يي که وزارت امور خارجه در بهبود روابط نتوانسته چندان موفق عمل کند به جاي تقدير از آقاي هاشمي سعي دارند نتايج اين سفر را بي اهميت جلوه دهند. هنگامي که آقاي هاشمي در اين فضا توانسته گام هاي مثبتي را در جهت بهبود روابط با کشورهاي عربي و از جمله عراق بردارد که اين به نفع ديپلماسي جمهوري اسلامي است سخنگوي دولت در برابر اين پرسش که چرا 150 نفر در اين سفر با آقاي هاشمي بودند و هزينه اينها برعهده چه کسي بوده است، اظهار بي اطلاعي مي کند.

وي در پاسخ به اين پرسش مي گويد شايد اين هزينه ها از منبع مالي شخصي تامين شده است. نکته جالب و قابل توجه آن است که در زمينه سفرهاي استاني که صرفاً تبليغاتي است از منابع اين سفرها صحبتي به ميان نمي آيد. حال آنکه در سفرهاي استاني ميلياردها تومان هزينه مي شود. اين در شرايطي است که سفر عراق در جهت منافع ملي ايران صورت گرفت اما تلاش مي شود دستاوردهاي اين سفر تقليل داده شود در حالي که سفر به کشورهايي که هيچ دستاوردي در جهت منافع ملي کشور ندارد جزء افتخارات دولت نهم عنوان مي شود. بنابراين بخشي از تخريب هايي که عليه آقاي هاشمي صورت مي گيرد ناشي از موفقيت هاي ايشان است که در کنار آن بايد جهان بيني و نوع کنش و تعاملات سياسي آقاي هاشمي را هم در نظر گرفت. آقاي هاشمي يک رجل واقع گرا و پراگماتيست است. ايشان هيچ گاه حاضر نيستند مصالح و منافع نظام را فداي برخي تبليغات جناحي کنند. آقاي هاشمي در طول حيات سياسي شان نشان داده اند همواره در دفاع از آرمان ها و اهداف انقلاب و امام ايستاده اند و حاضر نبوده اند براي خوشايند برخي جريانات سياسي از اين اهداف صرف نظر کنند. به اين ترتيب يکي از مشکلات و ريشه هاي مناقشه را بايد در اين موضوع جست وجو کرد. نکته بعدي اما موضع آقاي هاشمي رفسنجاني در قبال برخي بي تدبيري ها و ضعف مديريت ها است. آقاي هاشمي ظرف چند سال گذشته به هيچ روي به گونه يي سخن نگفته اند که خوشايند اصولگرايان راديکال باشد. ايشان در صحبت هايشان از ضعف و نواقص موجود مديريتي سخن گفته اند. البته اين تنها آقاي هاشمي نيست که در برابر ضعف ها و سوءمديريت ها سکوت کرده اند در حقيقت صف گسترده يي از دوستان و ياران آقاي احمدي نژاد در ميان اصولگرايان نيز منتقد عملکرد ايشان به خصوص نحوه مديريت و سياست هاي اقتصادي دولت هستند. انتقاداتي که افرادي همچون احمد توکلي، محمد خوش چهره، علي لاريجاني، حدادعادل، الياس نادران، ناطق نوري و بخش هايي از جامعه روحانيت مبارز و موتلفه عليه سياست هاي آقاي احمد ي نژاد وارد مي کنند شاهدي بر اين مدعاست. در مورد انتقاداتي که از سوي اين افراد و جرياناتي که به نوعي منتسب به اصولگرايي هستند چه مي توان گفت؟ آيا مي شود گفت اينها دوم خردادي اند، اصلاح طلب يا ليبرال اند؟ آيا اينان با محمود احمدي نژاد در تقابل سياسي هستند؟ واقعيت آن است که بسياري از منتقدان جدي دولت نهم از درون جبهه اصولگرايان برخاسته اند. اساساً مساله تنها آقايان هاشمي يا کروبي، خاتمي و مهندس موسوي يا مبارزات انتخاباتي نيست. لذا نمي توان گفت ديدگاه هاي آقاي هاشمي را صرفاً در ذيل موضع گيري هاي سياسي و رقابتي دانست بلکه اين انتقادات عمدتاً از منظر دفاع منافع و مصالح است. در اينجا بايد اين توضيح داده شود که مشکل آقاي هاشمي تنها با جريانات تندرو اصولگرا نبوده است. اگر مقداري به عقب برگرديم مي بينيم ايشان با راديکال هاي چپ نيز مشکل داشته اند. بنابراين به طور کلي مي توان گفت اساساً آقاي هاشمي با تندروي و گروه هاي راديکال مشکل دارد. در ميانه دوم دهه 70 شاهد بوديم با آنکه آقاي هاشمي عملاً در قدرت نبود و مسووليت ايشان صرفاً محدود به مجمع تشخيص مصلحت نظام و سمت نظارتي مي شد، بخش راديکال اصلاح طلبان وي را مورد انتقاد قرار مي دادند. مانند اين مساله را در ميان راست هاي افراطي در جريان انتخابات رياست جمهوري سال 84 نيز شاهد بوديم که تا به امروز هم ادامه پيدا کرده است. بنابراين بايد علت تخريب هاي صورت گرفته عليه آقاي هاشمي را در ديدگاه هاي ايشان جست وجو کرد. اعتدال، ميانه روي و عقلانيت در ديدگاه هاي ايشان نقش اساسي را ايفا مي کنند و به اين صورت راديکال هاي راست و چپ همواره با وي مشکل پيدا مي کنند. اگر به تاريخ معاصر نگاهي بيندازيم شاهديم که در سه دهه گذشته همواره جريانات افراطي در مقاطع مختلف به رويارويي با آقاي هاشمي پرداخته اند. اگر به برهه زماني دهه 60 برگرديم و نگاهي به ادبيات سازمان منافقين بيندازيم نيز به اين نتيجه مي رسيم که طرفداران مسعود رجوي هم با آقاي هاشمي مشکل پيدا کرده اند و بيشترين حملات را به ايشان داشتند. به طور کلي دلايل تخريب هايي که عليه آقاي هاشمي صورت مي گيرد را مي توان ذيل سه عنوان دانست؛ اول آنکه عقلانيت و ميانه روي شخصيتي همچون آقاي هاشمي موجب مي شود به طور طبيعي جريانات راديکال و تندرو با ايشان در تعارض قرار گيرند. علت ديگر اما مربوط مي شود به انتقادات ايشان از ضعف هاي مديريتي دولت نهم که موجب مي شود آنان که تحمل انتقاد را ندارند با آقاي هاشمي در تقابل قرار گيرند. همچنين در برهه فعلي و در فاصله چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري بالا گرفتن رقابت هاي انتخاباتي را نيز مي توان بر اين دلايل اضافه کرد. در اين مقوله آنچه موجب مي شود تندروهاي جريان اصولگرا موجي از حملات رسانه يي را عليه آقاي هاشمي ترتيب دهند نزديکي ايشان به جبهه اصلاح طلبي است چه آنکه اگر انتخابات سال آينده را رقابت ميان محمود احمدي نژاد از يک سو و مجموعه اصلاح طلبان از سوي ديگر - صرف نظر از آنکه چه کسي نامزد نهايي اين جرياني باشد - بدانيم، واضح است که آقاي هاشمي به اصلاح طلبان نزديک تر است. بنابراين دور تازه تخريب به مساله انتخابات و رقابت هاي انتخاباتي مربوط مي شود. اگر آقاي هاشمي رفسنجاني به جاي انتقاد و خرده گيري از دولت نهم مطالبي را در جهت تاييد و تصديق اقدامات اين دولت بر زبان مي آورد مطمئناً نه تنها مورد هجمه تبليغاتي قرار نمي گرفت بلکه طرفداران دولت به جاي زير سوال بردن سفر ايشان به عراق يا فعاليت هاي ديگر ايشان را جزء افتخارات کشور عنوان مي کردند و به تعريف و تمجيد از آن مي پرداختند. به اين ترتيب بايد گفت موضع انتقادي آقاي هاشمي نسبت به ضعف مديريت اين دوره موجب شده ايشان مورد تخريب راست افراطي قرار گيرند.
تخريب ضابطه ندارد
سيد رضا اکرمي

از نظر روايت اسلامي تخريب افراد باايمان، بااخلاص، مومن و بااخلاق عملي حرام است و هر کسي که آبروي مومني را ببرد بداند که نتيجه عملش را در همين جهان خواهد ديد و در روز قيامت هم بايد جوابگو باشد. نکته ديگر اينکه اگر افراد در جامعه اشکالي دارند بايد اشکال شان را با صداقت مطرح کرد، خيرخواهي و دلسوزي کرد و پيشنهاد داد چگونه مشکل شان را حل کنند يعني هيچ کس نمي گويد اشکالات افراد را ناديده بگيريد بلکه بايد آن مشکلات را به دارنده آن عيب منتقل کرد و صادقانه از او بخواهيم اين نقص خود را برطرف کند.

اگر اين روش را در جامعه عملي کنيم به تدريج مشکلات کاهش پيدا مي کند و مشکلات افراد هم برطرف خواهد شد. تخريب هاي صورت گرفته کار نادرستي است و فرقي نمي کند اين کار توسط کدام رسانه، روزنامه و خبرگزاري صورت مي گيرد. اين عمل يک عمل حرام است. متاسفانه تخريب در تمام رسانه ها وجود دارد. به طور کلي رسانه هاي ما يکسونگرند؛ يا در جانب افراط هستند يا تفريط. تخريب همان طور انگيزه دارد که سازندگي انگيزه دارد. تخريب نياز به عامل و انگيزه دارد. يکي از عوامل تخريب جهل است. ما نمي دانيم با تخريب چهره هاي مختلف چه لطمه و صدمه يي به خود و جامعه مان وارد مي کنيم. عامل ديگر رقابت هاي نفساني است يعني به جاي آنکه بياييم رقابت ها را ارزشي کنيم دنبال آن هستيم که عيب همديگر را پيدا کنيم و مچ همديگر را بگيريم و اين مساله در خيلي جاها جواب نمي دهد. عامل سوم اين است که اگر جامعه بر اساس ايمان و تقوا ساخته نشده باشد هر کس هرچه فکر مي کند مي تواند انجام بدهد و همان طور که در متن قرآن آمده؛ گاهي هواهاي نفس به صورت يک معبود، يک بت براي آدم درمي آيد و انسان ديگر حاضر نيست آن را رها کند، در صورتي که اگر ارزش ها و ملاک ها براي انسان ايمان، آگاهي، تقوا و خدمت باشد قطعاً کسي وارد اين وادي ها نمي شود. در اين مدت مي بينيم به چهره هايي که مورد تخريب قرار گرفته اند شخصيت هاي ديگري هم اضافه شده است و اين موضوع خيلي هم غيرطبيعي و به دور از انتظار نيست چراکه وقتي بنا شد تخريب باشد ديگر ضابطه و قانوني وجود ندارد که بگوييم اين شخص مورد تخريب قرار بگيرد و آن شخص مورد تخريب قرار نگيرد.

وقتي بنا است تخريب صورت گيرد ممکن است نام خاتمي، کروبي، هاشمي و حتي احمدي نژاد هم به ميان بيايد و چه بسا کساني اشخاص منصف و آگاه را تخريب کنند.

چون هدف شان تخريب است شخص و جايگاه نمي شناسند و در اينجا ديگر مرز مطرح نيست. اينکه بگوييم اين مخرب ها خط مي گيرند چندان درست نيست. وقتي جهل بود، غفلت بود، اين افراد شروع به تخريب مي کنند بدون اينکه مرزي را رعايت کنند.
عناوين اين صفحه
الزامات توسعه و امکانات نابرابر سياسي
سياست ويرگول
دشمني با هاشمي جديد نيست
بدون شرح
جرايد سياسي آلوده هستند
تخريب هاشمي نتيجه موفقيت سفر عراق است
رويارويي تندروها با ميانه روي هاشمي
تخريب ضابطه ندارد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام