دوشنبه، 12 اسفند 1387 - شماره 1902
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
سوءظن، انگيزه يي براي قتل همسر
همسر اول اين متهم خودسوزي کرده بود و او همسر دومش را پيش از عروسي به قتل رساند



گروه حوادث؛ مرد جواني که همسر دومش را به خاطر تمکين نکردن با ضربات چاقو به قتل رسانده در جلسه محاکمه اش ادعا کرد در زمان قتل دچار بيماري رواني بوده است. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه محمد شادابي نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفر خواست گفت؛ متهم که رضا نام دارد و جواني 29 ساله است در تاريخ 11 شهريور ماه سال گذشته همسر 25 ساله اش به نام الهام را به قتل رسانده است. مطابق گفته هاي رضا وي پس از اينکه همسرش از وي تمکين نکرده او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و سپس شير گاز را باز کرده تا خودکشي کند اما مرد صاحبخانه که شوهر خواهر وي است به محل رسيده و او را نجات داده است. وي افزود؛ پزشکي قانوني اعلام کرده رضا به لحاظ روحي و رواني سالم و مسوول اعمال خود است. بنابر اين با توجه به مدارک موجود در پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني را دارم.

روزهاي پيش از جنايت

در ادامه مادر مقتول به عنوان ولي دم در جايگاه حاضر شد و براي دامادش تقاضاي قصاص کرد. وي گفت؛ دامادم پسر عمه دخترم است و ما او را از کودکي مي شناختيم به همين خاطر هم به ازدواج آنها رضايت داديم. دخترم شوهرش را دوست داشت و آنها هيچ مشکلي با هم نداشتند و هنوز عروسي هم نکرده بودند. من نمي دانم چرا رضا او را کشت. وي ادامه داد؛ از آنجايي که خانه ما کوچک بود شرايط اينکه دامادم در منزل مان بماند وجود نداشت به همين خاطر هر وقت از شهرستان به ديدن ما مي آمد دخترم براي ديدن او به خانه خواهرشوهرش مي رفت و چند روزي در آنجا مي ماند. چند روز قبل از حادثه رضا از عسلويه به تهران آمد و دخترم هم براي ديدن او به خانه خواهر شوهرش رفت و بعد هم به ما خبر دادند دخترم کشته شده است. پس از اظهارات مادر مقتول، شوهر خواهر متهم به عنوان شاهد در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ مدتي قبل از حادثه من، همسر و فرزندانم را به شهرستان پيش خانواده ام برده بودم و خانه خالي بود و رضا هم با ما زندگي مي کرد. من از سفر که بر گشتم متوجه شدم رضا همسرش را هم به خانه ما آورده است. او با اين توجيه که مي خواهم با همسرم تنها باشم از من خواست چند روزي به خانه ام نروم. به او گفتم جايي را ندارم که بروم و ناچارم شب ها دير وقت به خانه برگردم. شب قبل از حادثه حدود ساعت 12 بود که به منزلم رفتم و در پذيرايي خوابيدم. رضا و همسرش بيدار بودند و صحبت مي کردند اما من متوجه نشدم آنها درباره چه مساله يي حرف مي زدند. وي ادامه داد؛ صبح آن روز سر کارم رفتم و حدود ساعت 9 شب بود که برگشتم. خانه تاريک و برق قطع شده بود. من برق را وصل کردم ولي دوباره قطع شد. بوي گاز همه جا پيچيده بود. در آن تاريکي بالا رفتم تا ببينم چه شده است. چند بار رضا را صدا زدم تا اينکه او با لباس خوني و پاره بيرون آمد. پرسيدم چه شده است. گفت الهام را کشته ام و مي خواهم خودم را هم بکشم. متوجه شدم او سيم تلويزيون را لخت و به خودش وصل کرده است به همين خاطر هم مرتب فيوز کنتور مي پريد. حال رضا خيلي بد بود و تقريباً ديگر جان نداشت بلافاصله او را به بيمارستان رساندم و بعد هم به پليس خبر دادم.

اعتراف

سپس متهم براي دفاع از خود در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ قبول دارم الهام به دست من کشته شد اما من قصد کشتن او را نداشتم. در آن لحظات در حالت عادي نبودم و نمي دانم که چه کردم. وي ادامه داد؛ مدتي بود متوجه شده بودم الهام با صاحب کار من رابطه دارد. از او خواستم بگويد چرا اين کار را کرده است. اما الهام زير بار نرفت و مرا بيمار خطاب کرد. در اين باره با برادرم مشورت کردم و او گفت اگر به کسي چيزي بگويي آبرويمان مي رود، به همين خاطر هم مجبور شدم سکوت کنم. چون همسر اولم هم با مردان غريبه رابطه داشت اين مساله به شدت به من آسيب زده بود. حدود 40 شبانه روز بود که نخوابيده بودم و حال خوبي نداشتم. از عسلويه به تهران آمدم و پيش يک روانپزشک رفتم. چند روزي بود که دارو مصرف مي کردم. چون حالم خوب نبود الهام به خانه خواهرم آمد که مرا ببيند. آن روز از همسرم خواستم از من تمکين کند اما مقاومت کرد. من هم در حالي که از حالت عادي خارج بودم دستان او را از پشت بستم و از اين طريق خواستم وادار کنم از من تمکين کند. يک دفعه چهره صاحب کارم جلوي چشمم آمد و چاقويي را که در ساک داشتم در آوردم و پشت سر هم به الهام ضربه زدم. بعد از آن هم چند ضربه به خودم زدم تا خودکشي کنم. اي کاش همان روز مي مردم تا حالا مجبور نباشم اين طور جلوي شما بايستم و پاسخ دهم.

پرسش و پاسخ در دادگاه

قاضي؛ همسر اولت چه شد. او را طلاق دادي؟

متهم؛ نه همسرم خود سوزي کرد. او به خاطر اينکه با افراد زيادي رابطه داشت دچار عذاب وجدان شد و خودش را سوزاند.

قاضي؛ از کجا مي داني همسر اولت با مردان غريبه رابطه داشت؟

متهم؛ او خودش در دادگاه گفت و از قاضي خواست حکم طلاق من و او را صادر کند.

قاضي؛ با همسر اولت چند سال زندگي کردي ؟

متهم؛ ما سه سال زندگي کرديم البته من در عسلويه کار مي کردم و هرچند وقت يک بار به خانه ام مي رفتم. همسرم با پدر و مادرم زندگي مي کرد اما من فهميده بودم که او با افراد غريبه رابطه دارد به او گفتم از اين مساله با خبر هستم. همسرم هم در دادگاه خودش اين موضوع را تاييد کرد.

قاضي؛ چطور فهميدي همسر دومت با صاحب کارت رابطه دارد؟

متهم؛ من هميشه براي اينکه شماره خانه پدرزنم در دست کسي نباشد از تلفن کارتي زنگ مي زدم. يک بار اشتباه کردم و از محل کارم زنگ زدم. صاحب کارم از حافظه گوشي تلفن شماره را برداشته بود. او حتي به همسرم تعرض هم کرده بود.

قاضي؛ مگر صاحب کارت در عسلويه نبود پس چطور با همسرت که در تهران بود رابطه بر قرار کرده بود؟

متهم؛ صاحبکارم هر بار که با تلفن صحبت مي کرد به من نگاه مي کرد و مي خنديد. من همان موقع موضوع را فهميدم. بعد که به تهران آمدم متوجه شدم چند جاي کبود در پاي همسرم وجود دارد. الهام درباره آثار کبودي جواب درستي نداد و متوجه شدم صاحب کارم به او تعرض کرده است.

قاضي؛ شايد پاي همسرت به خاطر برخورد با جايي کبود شده باشد.

متهم؛ هر بار که همسر اولم به حرفم گوش نمي کرد او را گاز مي گرفتم به همين خاطر هم فهميدم جاي کبودي به چه دليل است. همسر من قبل از ازدواج با فردي ديگر نيز رابطه داشت.

قاضي؛ ضربات نشان مي دهد تو به قصد قتل به همسرت حمله کردي. در اين باره چه مي گويي؟

متهم؛ من اگر مي خواستم همسرم را به خاطر رابطه بکشم همسر اولم را مي کشتم. در آن لحظات در شرايط عادي نبودم.

قاضي؛ چرا از الهام جدا نشدي مگر نمي گويي او بي اخلاق بود؟

متهم؛ الهام خودش به خواستگاري من آمد بعد هم که من متوجه شدم او با افراد ديگري هم رابطه دارد مي خواستم ترکش کنم اما دست از سرم بر نمي داشت.

پس از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش هيات قضات (عزيز محمدي، رحيمي، محمدي کشکولي، سري و بومي) براي تصميم گيري وارد شور شدند.
گل هاي کوچک، زوج لجباز را دوباره به دادگاه کشاند


گروه حوادث؛ مردي که در آستانه جدايي از همسرش با او توافق کرده بود مهريه 1361 شاخه گل رزش را به او بدهد به خاطر مشکل پسندي همسرش دوباره کارش به دادگاه کشيده شد. به گزارش خبرنگار ما اين مرد که ارسلان نام دارد چندي قبل در پي اختلاف با همسرش ناديا تصميم گرفت او را طلاق دهد. او پس از توافق بر سر حق و حقوق ناديا همراه با وي به دادگاه خانواده رفت و پس از انجام مراحل اداري منتظر روز دادگاه شد. سرانجام در روز مقرر اين زوج به شعبه 272 رفتند. در جلسه رسيدگي به پرونده پس از آنکه ارسلان و ناديا توانستند قاضي را براي صدور حکم طلاق قانع کنند رئيس دادگاه به بررسي حق و حقوق ناديا پرداخت. اين زن که مهريه اش 500 سکه بهار آزادي و 1361 شاخه گل رز بود، گفت؛ 400 سکه را مي بخشد اما شوهرش بايد يکصد سکه باقي مانده و گل ها را به او بدهد. به اين ترتيب ارسلان متعهد شد خواسته زنش را برآورده کند و با او قرار گذاشت روز بعد سکه ها را همراه با گل هاي رز مقابل در دادگاه به او تحويل بدهد. فرداي آن روز هر دو طبق قرار در ميدان ونک حاضر شدند. ارسلان سکه ها را به ناديا داد و سپس به طرف خودرواش رفت تا گل ها را که در صندوق عقب ماشين قرار داشت به او بدهد. اما همسرش پس از ديدن گل ها گفت اين گل ها کوچک هستند و رنگ شان مورد پسند او نيست. ارسلان که از حرف هاي همسرش به شدت عصباني شده بود سکه ها را از او پس گرفت و آنجا را ترک کرد. پس از اين ماجرا زن بهانه جو به خاطر اينکه شوهرش مهريه اش را آن طور که باب ميلش بوده، فراهم نکرده از او شکايت کرد و بار ديگر همسرش را به دادگاه کشاند. صبح روز گذشته ارسلان که دوباره به شعبه 272 مجتمع قضايي خانواده آمده بود به قاضي عالمي گفت؛ همين رفتارهاي همسرم باعث شد نتوانم با او زندگي کنم. در زندگي مشترک مان هم او مدام از همه چيز ايراد مي گرفت و بهانه جويي مي کرد. من حاضرم هر کاري بکنم تا او دست از سر من بردارد و پايش را از زندگي ام بيرون بکشد. به دنبال اظهارات اين مرد مقرر شد در جلسه ديگري اختلافات اين زوج به طور کامل مورد بررسي قرار گيرد و مهريه در حضور قاضي پرداخت شود.
طلاق بعد از گرفتن پنج هزار تومان مهريه


گروه حوادث؛ زني 65 ساله پس از سال ها زندگي با شوهرش با گرفتن نيمي از مهريه 10 هزار توماني خود از همسرش جدا شد. به گزارش خبرنگار ما اين زن که رعنا نام دارد صبح روز گذشته همراه شوهرش در برابر قاضي حق شناس- رئيس شعبه 267- قرار گرفت و گفت حاضر است پس از 50 سال زندگي با همسرش حجت در قبال گرفتن پنج هزار تومان از مهريه اش از او جدا شود. رعنا که پنج فرزند و چندين نوه دارد درباره اينکه چرا پس از سال ها زندگي مشترک با حجت مي خواهد طلاق بگيرد، گفت؛ ما در يک روستا زندگي مي کرديم و حجت همسايه ما بود. چون پدرهايمان باهم دوست بودند در 16 سالگي با اصرار پدرم و با مهريه 10 هزار تومان به عقد حجت درآمدم. چند سال در روستايمان زندگي کرديم و پس از فوت پدر و مادرمان به تهران آمديم. ما صاحب پنج فرزند شديم و بچه هايمان بزرگ شدند و يکي يکي به خانه بخت رفتند. حجت اوايل اخلاقي خوبي داشت ولي کم کم رفتارش تغيير کرد. او جلوي عروس ها و دامادها با من رفتار بدي داشت و به من توهين مي کرد. يک بار که همه در خانه جمع بوديم او به خاطر يک مساله کوچک مرا به باد کتک گرفت و سفره شام را به هم ريخت. آن روز چون مي ترسيدم باز هم با من درگير شود به خانه پسرم رفتم اما پس از سه روز وقتي مي خواستم برگردم همسرم گفت مرا به خانه راه نمي دهد.

بچه هايمان سعي کردند اختلاف ما را حل کنند اما حجت که مرد لجبازي است تاکيد کرد قصد دارد مرا طلاق بدهد. فکر مي کردم او مي خواهد با اين حرف مرا بترساند اما او در تصميمش جدي بود. در نهايت باهم توافق کرديم از هم جدا شويم. من هم حاضرم مهريه ام را ببخشم تا به 50 سال زندگي مشترک با شوهرم پايان دهم. پس از حرف هاي اين زن، همسرش هم گفته هاي او را تاييد کرد و سپس پنج هزار تومان از جيبش بيرون آورد و به رعنا داد و گفت حاضر است نصف مهريه اش زنش را بپردازد. رئيس دادگاه نيز با توجه به اينکه اين زوج هر دو اصرار داشتند هر چه زودتر از هم جدا شوند با صدور حکم طلاق به زندگي مشترک آنها پايان داد.
ربودن پسر جوان به خاطر ابراز علاقه به يک دختر


گروه حوادث؛ تحقيقات پليس براي دستگيري سه نفر که به بهانه متلک پراني جواني را ربوده و وي را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند به بازداشت دو نفر از آنها انجاميد و تلاش ها براي به دام انداختن سومين متهم ادامه دارد. به گزارش خبرنگار ما رسيدگي به اين پرونده هنگامي آغاز شد که دانشجوي جواني به نام بهرام به شعبه سوم بازپرسي دادسراي ناحيه 27 تهران رفت و مدعي شد از سوي سه جوان ربوده شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. وي به بازپرس محمد روشن گفت؛ عصر روز گذشته- روز حادثه- در خيابان آزادي ايستاده بودم و منتظر تاکسي بودم تا به خانه بروم. چند دقيقه يي گذشت و نتوانستم سوار ماشين بشوم تا اينکه يک خودروي پيکان سفيدرنگ که سه جوان سوار آن بودند مقابلم توقف کرد. آنها به بهانه صحبت کردن مرا سوار ماشين کردند اما به يکباره دو نفر از آنها دست و پايم را گرفتند و خودرو به سرعت از آنجا دور شد. آنها سرم را زير صندلي گرفته بودند و مرا کتک مي زدند. بعد از چند دقيقه از حال رفتم و وقتي به هوش آمدم فهميدم در بيابان هاي اطراف شهر ري هستيم. آنها در يک محل خلوت مرا از ماشين پياده کردند، دوباره مورد آزار و اذيت قرار دادند و در همان حال رها کردند و گريختند. در پي اين شکايت پرونده به کارآگاهان اداره شانزدهم پليس آگاهي سپرده شد و هنگامي که شاکي از سوي افسران آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت سر نخي در اختيار آنان گذاشت که به دستگيري دو نفر از آدم ربايان منجر شد. در اين مرحله جوان شاکي گفت؛ سه پسر ناشناس وقتي مرا کتک مي زدند گفتند چون من براي يک دختر مزاحمت ايجاد کرده ام مي خواهند تنبيه ام کنند. يکي از آنان به نام سامان مرا تهديد کرد که اگر باز هم مزاحم دختر مورد علاقه اش شوم برخورد شديدتري با من مي کند. علي

- 20ساله- و حميد - 22ساله- که در حوالي خيابان آزادي دستگير شده بودند هنگامي که تحت بازجويي قرار گرفتند اتهام شان را مبني بر ربودن و آزار و اذيت بهرام گردن گرفتند. علي گفت؛ مدتي قبل سامان نزد من و حميد آمد و گفت يک نفر براي دختر مورد علاقه اش مزاحمت ايجاد کرده و به او متلک گفته است. او گفت مي خواهد اين جوان را تنبيه کند و براي اين کار به کمک ما احتياج دارد. ما هم چون سامان دوست مان بود قبول کرديم جوان مزاحم را تنبيه کنيم. اما هيچ وقت فکر نمي کرديم کمک به دوست مان تا اين حد برايمان دردسرساز شود. در ادامه تحقيقات، دختر مورد علاقه متهم اصلي نيز شناسايي و به اداره آگاهي فراخوانده شد. او درباره اين ماجرا گفت؛ من و بهرام در يک محله زندگي مي کنيم. او چندبار سر راهم قرار گرفت و به من ابراز علاقه کرد. اما من به او علاقه يي نداشتم و جوابش را ندادم. او همچنان به مزاحمت هايش ادامه مي داد و به من متلک مي گفت. وقتي ديدم او دست بردار نيست من هم ماجرا را براي سامان تعريف کردم و او گفت بهرام را ادب مي کند و از او انتقام مي گيرد. با به دست آمدن اين اطلاعات تحقيقات پليس با جديت بيشتري ادامه يافت. اما اين تحقيقات با گذشت چند ماه از شکايت بهرام بي نتيجه ماند. وي که از دستگير شدن همدستانش مطلع شده خود را از ديد پليس مخفي کرده است و اکنون هيچ اطلاعي از محل اختفاي او در دست نيست. سرهنگ سعيد ليراوي معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ ضمن اعلام اين خبر از روزنامه ها خواست با انتشار تصوير بدون پوشش سامان، پليس را در دستگيري وي کمک کنند. اين مقام انتظامي همچنين از افرادي که از مخفيگاه سامان اطلاعي دارند خواست به شعبه سوم دادسراي جنايي يا اداره شانزدهم پليس آگاهي تهران بزرگ مراجعه کنند.
پدر شکاک با دو گلوله به زندگي دخترش پايان داد


گروه حوادث؛مردي که به دختر 16 ساله اش مشکوک شده بود با شليک دو گلوله او را کشت.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 9 صبح روز شنبه وقتي محمدحسين شهرياري- بازپرس ويژه قتل تهران- به تلفن همراه خود پاسخ داد باخبر شد يک مورد تيراندازي در خانه يي در شهرک غرب به وقوع پيوسته و در جريان آن دختري نوجوان جان باخته است. پس از اين تماس اکيپ ويژه بررسي صحنه جرم به محل حادثه رفتند و با مشاهده پيکر دختر 16 ساله که نسرين نام داشت متوجه شدند او با دو گلوله يک تفنگ شکاري که به سر و پهلويش اصابت کرده به قتل رسيده است. از آنجا که مادر نسرين و عروس خانواده پدر مقتول را عامل جنايت معرفي مي کردند مرد

50 ساله همانجا بازداشت شد و بدون هيچ مقاومتي به کشتن دخترش اقرار کرد. سپس مادر مقتول مورد پرس وجو قرار گرفت و گفت؛ ساعت هشت صبح به همراه عروسم به بيمارستان رفتيم و يک ساعت بعد برگشتم. هر چه زنگ زديم کسي در را باز نکرد تا اينکه بالاخره بعد از گذشت چند دقيقه شوهرم غلام عباس جلوي در آمد و در حالي که خيلي خوشحال به نظر مي رسيد گفت نسرين را کشته است. آن لحظه حرف همسرم را باور نکردم و سراسيمه به داخل خانه دويدم و ديدم جسد خون آلود نسرين وسط اتاق افتاده است.

با روشن شدن جزيياتي از اين جنايت جسد دختر 16ساله به پزشکي قانوني انتقال يافت و پدر او نيز راهي بازداشتگاه شد. غلام عباس ديروز در شعبه 7 بازپرسي دادسراي جنايي تحت بازجويي قرار گرفت و انگيزه اش از فرزندکشي را سوءظن به نسرين اعلام کرد و گفت؛ من از مدتي قبل به رفتارهاي نسرين مشکوک شده بودم تا اينکه او ساعت پنج صبح روز حادثه به اين بهانه که با دوستش قرار دارد از خانه بيرون رفت و من نتوانستم جلويش را بگيرم. در حالي که به شدت عصباني بودم منتظر بازگشت وي به خانه ماندم و وقتي ساعت 9 صبح او وارد منزل شد ديگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و با تفنگ شکاري دو گلوله به نسرين شليک کردم و او را کشتم.

متهم به قتل در ادامه اعترافاتش گفت مدتي در کشور ژاپن اقامت داشته و در آنجا از طريق کف زني حدود 50 ميليون تومان به دست آورده بود.

بعد از اينکه غلام عباس جزييات قتل را شرح داد با قرار بازداشت بار ديگر در اختيار کارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. بازپرس شهرياري درباره اين پرونده گفت؛ يکي از صحنه هاي تاسف برانگيز در صحنه جنايت اين بود که فرزندان و بستگان متهم از او به خاطر کشتن دخترش تشکر مي کردند و او را مورد تشويق قرار مي دادند حتي يکي از آنها پاي متهم را بوسيد و همه غيرتمندي او را ستايش و جسد دختر نوجوان را به اسم حيوانات خطاب مي کردند.

وي افزود؛ «لزوم بازنگري در تعزير مقرر در ماده 220 قانون مجازات اسلامي که درباره مجازات پدران فرزندکش است احساس مي شود و نمايندگان مجلس بايد در اين خصوص اقدام کنند.»
عناوين اين صفحه
همسر اول اين متهم خودسوزي کرده بود و او همسر دومش را پيش از عروسي به قتل رساند
گل هاي کوچک، زوج لجباز را دوباره به دادگاه کشاند
طلاق بعد از گرفتن پنج هزار تومان مهريه
ربودن پسر جوان به خاطر ابراز علاقه به يک دختر
پدر شکاک با دو گلوله به زندگي دخترش پايان داد
خودکشي در ايستگاه مترو
تصادفات در تعطيلات هفته گذشته 74 کشته برجا گذاشت
دستگيري سارقي که عاشق جواهرات بود
دستگيري عاملان بزرگ ترين سرقت تاريخ بانک هاي ايرلند
اهداي عضو به پنج بيمار نيازمند
دوقلوي به هم چسبيده مصري از هم جدا شدند
شباهت چهره دردسرساز شد

خودکشي در ايستگاه مترو
دختري جوان به دليل مشکلات روحي و رواني در ايستگاه مترو دست به خودکشي زد. اين حادثه ظهر روز شنبه در ايستگاه شهيد نواب صفوي مترو به وقوع پيوست و با توجه به تحقيقات صورت گرفته مشخص شد متوفي به دليل مشکلات روحي و رواني دست به اين اقدام زده است. زن جوان ديگري در ايستگاه حسن آباد نيز قصد خودکشي داشت که با اقدام سريع راهبر قطار به هدفش نرسيد.


تصادفات در تعطيلات هفته گذشته 74 کشته برجا گذاشت
رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور گفت؛ از 357 فقره تصادف مهم جاده يي در تعطيلات هفته گذشته، 74 نفر کشته و 512 نفر نيز مجروح شدند. سرهنگ حسين عليشاهي در گفت وگو با فارس افزود؛ ناتواني در کنترل وسيله به دليل تخطي از سرعت مطمئنه با 5/27 درصد بيشترين علت اين تصادفات بود، همچنين انحراف به چپ حدود 5/25 درصد و بي توجهي به جلو نيز 5/23 درصد از علل تصادفات را به خود اختصاص دادند. سرهنگ عليشاهي گفت؛ در اين مدت 73 درصد از تصادفات طي روز و 27 درصد نيز شب اتفاق افتاد. همچنين 63 درصد از حوادث در 30 کيلومتري شهرها روي داد و 37 درصد نيز بعد از 30 کيلومتري اتفاق افتاد. وي در ادامه افزود؛ از مجموع 357 فقره تصادف مهم جاده يي روي داده در تعطيلات هفته گذشته، 117 فقره واژگوني خودرو داشتيم. رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور گفت؛ 60 درصد تصادفات توسط سواري ها اتفاق افتاده و سهم اتوبوس ها در تصادفات تنها 2/2 درصد بود. رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه از رانندگان خواست با رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي جان ديگران و خود را به خاطر نيندازند.


دستگيري سارقي که عاشق جواهرات بود
ماموران پليس کرج سارق طلا و جواهرات منازل را به دام انداختند. «سرهنگ ناصر اصلاني» فرمانده انتظامي شهرستان کرج با اعلام اين خبر گفت؛ روز شنبه ماموران کلانتري 25 مهرشهر حين گشت زني در حوزه استحفاظي خود به رفتارها و حرکات يک فرد مشکوک شده و براي بررسي بيشتر به او دستور ايست دادند ولي اين مرد به محض مشاهده ماموران پا به فرار گذاشت و سرانجام در جريان يک تعقيب و گريز دستگير شد. فرمانده انتظامي شهرستان کرج تصريح کرد؛ متهم که «ابراهيم ر.» نام دارد ابتدا مورد بازرسي بدني قرار گرفت و شش عدد سکه بهار آزادي، 11 رشته زنجير طلا، 10 پلاک طلا، پنج عدد انگشتر طلا، هفت عدد النگوي طلا، چهار عدد گوشواره طلا، چهار رشته زنجير نقره، سه انگشتر نقره و 198 هزار تومان وجه نقد از او کشف و ضبط شد و متهم در همان بازجويي هاي اوليه، اعلام کرد طلا و نقره جات را از منزلي در شهرک مهندسي محمدشهر به سرقت برده است. اصلاني افزود اکنون تحقيقات از اين متهم ادامه دارد.


دستگيري عاملان بزرگ ترين سرقت تاريخ بانک هاي ايرلند
پليس ايرلند يک روز پس از اينکه هفت سارق با گروگان گرفتن خانواده يک کارمند بانک، وي را مجبور به سرقت پول هاي شعبه کردند عده يي از اين افراد را دستگير و مبالغي از پول هاي سرقت شده را کشف کرد. به گزارش فارس، پليس ايرلند اعلام کرد کمي قبل از نيمه شب شنبه ماموران به خانه يي در شمال دوبلين حمله و همچنين خودرويي را نيز در بزرگراهي در حومه دوبلين توقيف و يک سوم پول هاي سرقت شده را کشف کردند. پليس اعلام کرد پنج مرد و يک زن در خانه شمال دوبلين و يک مرد هم در خودرو بازداشت شده است. روز جمعه شش مرد مسلح نقابدار به خانه کارمند بانکي در حومه دوبلين حمله کردند و شوهر و پسر پنج ساله و مادر او را به گروگان گرفتند و به شين تراورز هشدار دادند در صورت همکاري نکردن با آنها گروگان ها را خواهند کشت. دزدان با اين روش هفت ميليون يورو به يغما بردند. چنين روش هايي براي گروگانگيري در جامعه مجرمان ايرلند رواج دارد اما هيچ گاه در تاريخ ايرلند اين روش چنين درآمدي براي سارقان دربرنداشته است. شين تراورز اين مبلغ پول را جمعه صبح از بانک خارج کرد و به سارقان تحويل داد. به گزارش آسوشيتدپرس مقام هاي قضايي و پليس اين زن را به خاطر گزارش نکردن موضوع به پليس مورد انتقاد قرار دادند. بنابر اين گزارش سرقت روز جمعه بزرگ ترين سرقت تاريخ جمهوري ايرلند محسوب مي شود.


اهداي عضو به پنج بيمار نيازمند
پيوند اعضاي يک بيمار مرگ مغزي در مشهد، به پنج نفر زندگي دوباره بخشيد. به گزارش فارس، پيوند اعضاي اين بيمار مرگ مغزي در مشهد به پنج بيمار که از نارسايي کليوي، کبدي، قرنيه و پوستي رنج مي بردند، زندگي دوباره بخشيد. کليه هاي غلامرضا باقري بيرجندي 44 ساله از تربت حيدريه که بر اثر سانحه رانندگي دچار مرگ مغزي شده بود، به دو زن 53 و 46 ساله از فريمان و مشهد که سال ها از نارسايي کليه رنج مي بردند و تحت دياليز زندگي مي کردند، به صورت رايگان اهدا و پيوند زده شد. قسمتي از پوست بدن اين مرد نيز به بيماري که در بخش سوختگي بيمارستان امام رضا(ع) بستري است اهدا شد. همچنين قرنيه هاي متوفي براي پيوند به بيمارستان خاتم الانبيا و کبد وي به بيمارستان نمازي شيراز فرستاده شد.


دوقلوي به هم چسبيده مصري از هم جدا شدند
دوقلو هاي به هم چسبيده مصري در يک جراحي پيچيده از هم جدا شدند.

دوقلوي مصري که در يک عمل سزارين به دنيا آمدند از پايين ترين قسمت شکم به هم چسبيده بودند.

بخش هاي زيادي از روده ها و اندام تناسلي اين بچه ها مشترک بود و احتمال مرگ شان در صورت جراحي وجود داشت اما دکتر عبدالله العربيعه وزير جديد بهداشت عربستان سعودي، مسووليت جداسازي آنان را بر عهده گرفت.

عمل جداسازي دوقلوهاي موسوم به سيامي پس از هفته ها بررسي آغاز شد و پزشکان در اين جراحي از ميکروسکوپ هاي سه بعدي و دستگاه هاي تشخيص عصبي استفاده کردند. 70 متخصص و پرستار بيمارستان عبدالغزير رياض طي جراحي

9 ساعته دوقلوي مصري را با موفقيت از هم جدا کردند. دکتر «سعود الجدان» از اعضاي ارشد گروه پزشکي بيمارستان عبدالغزير حال نوزادان مصري را رضايتبخش توصيف کرد.


شباهت چهره دردسرساز شد
شباهت زياد پسري جوان به برادر بدهکارش او را به دردسر انداخت و باعث شد به شدت کتک بخورد.

براساس اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر يک مورد درگيري حوالي شهرک غرب ماموران پليس براي پيگيري موضوع به محل مورد نظر اعزام شدند.

پس از حضور ماموران پسر جواني به نام احسان که به شدت زخمي شده بود، گفت؛ مدتي پيش برادرم از فردي مبلغي پول گرفت و هنوز موعد پرداخت پول نرسيده وي طلب خود را درخواست کرد و برادرم نيز چند روزي از او مهلت خواست.

شاکي ادامه داد؛ امشب- شب حادثه- زماني که زنگ منزل به صدا درآمد در را باز کردم و چون شباهت زيادي با برادرم دارم مرد طلبکار بدون اينکه حرفي بزند با چاقويي که در دست داشت به من حمله ور شد و مرا مورد ضرب و جرح قرار داد. پس از شنيدن اين اظهارات ماموران متهم را براي تشکيل پرونده بازداشت کردند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام