دوشنبه، 12 اسفند 1387 - شماره 1902
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
در حاشيه کارگاه بازيگري اعضاي آکادمي اسکار
وقتي همه خوابيم

محمد باغباني؛ ديروز صبح موزه سينما ميزبان دو بانوي بازيگر «آنت بنينگ» و «آلفر وودارد» از اعضاي هيات رئيسه آکادمي اسکار بود؛ کارگاهي که طي آن قرار بود گفت وگويي متفاوت، تحليلي و جذاب بين اين دو بازيگر مسوول و بازيگران داخلي شکل بگيرد. اما متاسفانه بايد گفت و پذيرفت که شاهد جلسه يي غيرجذاب بوديم. اول بايد به حضور (يا به نوعي عدم حضور) ضعيف و ناکارآمد دوستان اشاره کنم. جلسه يي که به نظر مي رسيد در آن حتي براي ايستادن هم با مشکل جا طرف خواهيم شد، خلوت و بسيار دور از تصور مرسوم بود.

شخصاً حتي فکر مي کردم ورود به اين جلسه به دليل حضور جمعيت مشتاق و پيگير با مشکلاتي همراه است و بايد با کلي اصطلاحاً «پارتي بازي» در آن حضور داشته باشم. اما کم مانده بود افرادي را براي حضور در اين جلسه صدا بزنند. خيلي از دوستان هم از اواسط جلسه و حتي عده يي در آخرين دقايق به جمع ما اضافه شدند. نوع خاصي از واکنش که بيشتر در جلسات «حل تمرين» يا «پرسش و پاسخ»هاي دانشگاهي شاهد آن هستيم. اگر ميزبان هستيم که بديهي است اصل و مفهوم ميزباني چيز ديگري است. اين نوع حضور بيشتر شبيه ملاقات مخاطبان و طرفداران سينما و ستاره هايش با اين دو بازيگر بود. انگار دوستان سوالي براي پرسيدن و مساله يي براي مطرح کردن و در ميان گذاشتن نداشتند و تنها براي ديدن بازيگران هاليوودي آمده بودند؛ رفتار و واکنشي که تا حد خيلي زيادي مرا ياد خرس پانداي انيميشن «پانداي کونگ فوکار» مي اندازد. نمي دانم کسي آن وسط امضا هم گرفت يا نه؟ مساله ديگر که بيشتر از همه بر حيرتم افزود به جنس سوال ها و حرف هاي دوستان برمي گردد.

تصور کنيد ميکروفن آزاد سالن مدام در بين دوستان مي چرخيد تا هر يک عددي را اعلام کند. چون مي دانم نمي توانيد حدس بزنيد مي گويم اين عدد قرار بود تعداد بازيگران عضو انجمن بازيگري يا خانه سينما را مشخص کند.

هر کسي براي خود عددي مي گفت. اين وسط نمي دانم اين عدد به چه درد بنينگ و کل جلسه مي خورد؟ تلاش و اصرار دوستان براي نشان دادن سطح زبان انگليسي شان هم در نوع خودش کم نظير بود؛ تلاشي که حتي به سوءتفاهم رسيد. جهانگير الماسي که در طول جلسه حاضر نبود از گوشي هاي مخصوص ترجمه استفاده کند، بخشي از صحبت هاي بنينگ را به غلط برداشت کرد و عجيب که اصرار داشت جواب خانم بنينگ را که به زعم ايشان به بازيگران ايراني بي احترامي کرده، بدهد.

خانم بنينگ اشاره کردند بازي هاي بازيگران ايراني آنقدر خوب است که انگار خود مردم عادي ايفاگر اين نقش ها هستند. آقاي الماسي قصد داشتند توضيح دهند ما ايراني ها همه تکنيک هاي بازيگري را قبل از هاليوود آموخته ايم و مي دانيم. بالاخره با وساطت خانم معتمدآريا اين بخش از بحث هم ختم به خير شد.

در بهترين حالت، سخنوران، خود و برداشت هايشان از بازيگري در ايران را توضيح مي دادند که باز من نمي دانم، واقعاً نمي دانم کارايي اش چيست؟ حتي در مورد بيمه بازيگران ايراني هم بحث شد. فکر مي کنم چيز خيلي واضح اين است که اين دو بازيگر و عضو هيات رئيسه آکادمي اسکار، تجربيات و دانشي دارند که جداي کار بازيگري است و اصطلاحاً ربطي به تکنيک و کار ندارد و بيشتر درباره اين حرفه است. جداي سوال هاي خيلي جذابي که مي شد از اين هنرمندان درباره هاليوود، کار در هاليوود، نام ها و اسکار پرسيد، بديهي است که جلسه بايد به سمت يک گفت وگوي تئوريک دوطرفه مي رفت که نرفت. وقتي دوستان در چنين جلسه يي که به جلسه هاي پرسش و پاسخ فجر پهلو مي زند، توانايي برقراري گفت وگو را ندارند چطور توقع دارند بازيگري چون بنينگ که فرسنگ ها کيلومتر آن طرف تر زندگي مي کند، غير از سينماي کيارستمي، سينماي ايران را به شکل کلي تر بشناسد؟ وقتي نمايندگان اين سينما حرفي ندارند يا آنچه مي گويند بي فايده است، ديگر اين توقع کمي دور از انصاف است. اين جلسه مي توانست باب آشنايي و شناخت غرب از سينماي ما را بگشايد، اما حاصل کار دقيقاً و طبق معمول تنها خودمان را به خودمان شناساند.

در چنين شرايطي متاسفانه مجبور شدم يکي از سوال هايم را به شکلي خصوصي و در انتهاي جلسه از بنينگ بپرسم؛ اينکه گپ و گفت هاي دوستانه اعضاي آکادمي تا چه حد در آراي آنها تاثير دارد و اينکه به نظر او چرا فيلم «جاده رولوشنري» سام مندس (مي دانيم که بنينگ در زيباي امريکايي او بازي کرد) در اسکار ناموفق بود. در مورد سوال اول بنينگ اشاره کرد از تاثيرات اين گپ و گفت ها نمي توان چشم پوشي کرد ولي خود او در نهايت با رجوع به احساساتش آراي او را ثبت مي کند و در مورد سوال دوم او نيز به مانند نگارنده موافق بود که مضمون تلخ فيلم مندس تا حد زيادي عدم موفقيتش در اسکار را رقم زد. و البته او به کار درخشان کيت وينسلت اشاره و از کار او تعريف کرد. بنينگ در نهايت برايم خاطره يي از نامزدي اش در سال 1990 تعريف کرد. جذاب بود اما حيف که ديگران چندان ميلي به اين جذابيت نشان ندادند. هنوز که هنوز است جلسات فيلم هاي کيارستمي به اندازه فيلم هايش جذاب است. يعني تنها تبليغات نيست که براي چيزي يا کسي اعتبار و ارزش مي آورد.
کارگاه جديد عباس کيارستمي بعد از عيد برگزار مي شود
عباس کيارستمي با حضور هنرجويان جديد، بعد از تعطيلات نوروز کارگاه برپا مي کند. چهارمين دوره کارگاه هاي آموزشي کيارستمي در ايران، طبق روال گذشته توسط موسسه فرهنگي هنري کارنامه برپا مي شود و در اين دوره با حضور 30 هنرجوي جديد برگزار خواهد شد. طبق اعلام برگزارکنندگان هنوز موضوع اين کارگاه مشخص نشده است، چراکه معمولاً هنرجويان با همفکري عباس کيارستمي موضوعات را انتخاب مي کنند. به گزارش ايسنا شرايط شرکت در اين کارگاه حضور هنرجوياني است که هم سينماي کيارستمي را بشناسند و هم با مقوله فيلمسازي آشنا باشند. سومين کارگاه آموزشي با موضوع «باد و در» يک ماه گذشته به پايان رسيده است. در اين کارگاه 20 فيلم با موضوع «در» و 18 فيلم با موضوع «باد» مورد داوري شورايي مرکب از هوشنگ گلمکاني، محمد رحمانيان، محمد شيرواني، رخشان بني اعتماد، مجيد اسلامي، اميد روحاني، محمد اطبايي، حميد امجد، جعفر پناهي، شادمهر راستين و سيف الله صمديان قرار گرفت و اين شورا به هريک از اين آثار امتياز داد. 20 اثر برگزيده اين کارگاه به مدرسه سينمايي «تولوز» ارسال خواهد شد که از اين ميان سه اثر برگزيده توسط شوراي اين مدرسه انتخاب مي شود .
آغاز همايش «چندصدايي در هنر ايراني» با حضور ميرحسين
همايش «چندصدايي در هنر ايراني» با حضور مهندس ميرحسين موسوي رئيس فرهنگستان هنر، در موسسه صبا آغاز به کار کرد. ميرحسين موسوي که نامش اين روزها به کرات در حوزه سياسي کشور تکرار شد و بحث هاي زيادي پيرامون شرکت يا عدم شرکت وي در انتخابات رياست جمهوري مطرح شد فعاليت خود را در حوزه هنري ادامه مي دهد. او در همايش «چندصدايي در هنر ايراني» حضور يافت. در ابتداي اين همايش اردشير صالح پور نماينده شوراي علمي اين همايش درباره چندصدايي سخن گفت؛ «چندصدايي يعني آنکه تمامي اين صوت ها از فرصت شنيده شدن بهره مند شود و در اين ميان هيچ يک از آنها نيز بر ديگري ارجحيت نداشته باشد.»در ادامه اين همايش، دکتر شاهين فرهت عضو هيات علمي گروه دانشگاه تهران نيز درباره چندصدايي سخن گفت؛«اصل مساله چندصدايي از موسيقي گرفته شده و در واقع بيش از آنکه لغات و اصطلاحات هنرهاي مختلف در موسيقي تجلي پيدا کند، واژگان موسيقي در اين هنرها به کار گرفته شده است. در واقع اصل چندصدايي نيز همان گونه که گفتم از موسيقي گرفته شده چرا که در طبيعت نيز با صدا در تماسيم و هر صدا فرکانس هاي مختلفي دارد که در نهايت يک صدا نخواهد بود. حتي اگر بخواهيم عنوان اين همايش را نيز به زبان انگليسي يا فرانسوي ترجمه کنيم، حتماً بايد به جاي واژه هنر از موسيقي استفاده شود، چرا که در غير اين صورت به نظر مي رسد صحبت از دکوراسيون و... است.» اين همايش تا ساعت 17 روز گذشته در بخش هاي مختلفي چون تئاتر، سينما، هنرهاي تجسمي، نظريه پردازي، ادبيات و معماري به کار خود ادامه داد.
جشنواره فيلم شهر و همه دغدغه هاي ما
تهران اکسپرس


امير قادري



1- اين روزها جشنواره فيلم شهر در تهران به راه است و گستردگي و حجمش به شکلي است که فکر مي کنم بعد از جشنواره بين المللي فيلم فجر، رقيب نداشته باشد. در 14 سالن برگزار مي شود؛ سالن هايي که خود شهرداري در يکي دو سال اخير در اختيار سينماي ايران قرار داده است. هم بخش بين المللي دارد و هم بخش هاي داخلي؛ و نکته اصلي اينکه در بخش فيلم هاي بلند ايراني، که به هر حال در هر جشنواره يي در ايران- اگر که چنين بخشي وجود داشته باشد- در مرکز توجه قرار مي گيرد، آثاري به نمايش درمي آيد که تا به حال امکان نمايش شان پيش نيامده بوده (مثل «ماه وش» محمد درمنش و «نسل جادويي» ايرج کريمي) يا نمايش هاي محدودي داشته. (از جمله بسياري از آثار بحث انگيز جشنواره فجر امسال و «درباره الي» معروف.) اين جدا از بخش هاي بين المللي و فيلم هاي مستند و کوتاه ، چه زنده و چه انيميشن، است که سازندگان شان شهرها را محمل مناسبي براي بروز افکار و دغدغه هايشان دانسته اند.

اهميت چنين جشنواره يي از دو منظر قابل بحث است. نخست نسبتي که شهرداري تهران با شهرونداني که مسووليت بهسازي شهرشان را بر عهده دارد، برقرار مي کند و بعد نسبتي که ميان هنرمندان و آثار و شهرشان برقرار مي شود؛ نسبتي که شايد در ظاهر ارتباط چنداني با آنچه سالم سازي و توسعه فرهنگي شهر مي خوانيم، نداشته باشد اما به هر حال بشر مدرن (و به تبع آن هنر امروز) چطور مي تواند آثارش را جدا از شهري که در آن زندگي مي کند، ببيند؟ اگر چند دهه پيش، دشت ها و مزارع و صحراها دستمايه هاي مناسبي براي کشف و بسط توانايي ها و چالش هاي انساني بود، انساني که مي کوشيد نخستين پايه هاي تمدني اش را محکم کند و شهرها را بسازد و زندگي اجتماعي را در پناه قانون تجربه کند، حالا که چنين سرنوشتي براي اغلب انسان ها مقدر شده، هنر امروز بيش از هميشه به شهرها آمده و چالش ها و کمبودهاي انساني را در دل چنين متروپليس هايي تعقيب مي کند. اين است که بر خلاف آنچه جشنواره هاي جهاني کوشيده اند در دهه هاي گذشته به سينماي ايران ديکته کنند، اين روزها به هنر شهري بيش از هميشه احتياج داريم. به فيلم هاي مهم امسال نگاه کنيد که چگونه در اغلب شان به نحوي مي شود اين تاثير شهر را ديد. از گاتهام سيتي فيلم شواليه تاريکي تا بمبئي زاغه نشين ميليونر و حتي انيميشن وال- اي در معدود مواردي هم که قهرمان هاي فيلم هاي امسال، کنج هاي خلوتي براي ادامه زندگي شان انتخاب کرده اند، از جاده رولوشنري بگير تا سرگذشت شگفت انگيز بنجامين باتن، باز سايه و تاثير شهر را گام به گام مي توان بر سرشان ديد. اين درست همان اتفاقي است که در مهم ترين فيلم شهري امسال سينماي ايران، يعني «درباره الي» اصغر فرهادي هم افتاده است؛ گروهي از انسان ها از شهر به دشت مي زنند، تا از اخلاقيات و دغدغه ها و مناسبات زندگي شهري فرار کنند، اما چنان در اين چنبره روابط شهري اسير شده اند که تنها شدن شان با دريا، همين عقده ها و کمبودها را بيرون مي ريزد و شفاف مي کند. فيلم فرهادي اما چنان با ظرافت با اين پيچيدگي هاي اخلاقي انسان طبقه متوسط شهري روبه رو مي شود، و رگه هاي سياهي را از دل سپيدي بيرون مي کشد که نمونه اش را کمتر سراغ داشته ايم. و حالا اين با جشنواره فيلم شهر است که چنين نگاه هايي را شرح و بسط دهد که درکش از مشکلات زندگي شهري، تنها حرکت مارپيچ موتورسيکلت ها و مترو و ترافيک نباشد. (هرچند بخش مهمي از مشکلات ما و وظايف چنين جشنواره يي توجه به همين چيزهاست.) جشنواره فيلم شهر تا به حال هيچ وقت اين قدر مهم نبوده که بخواهيم تاثيرش را بر رشد و گسترش چنين گرايش هايي در زمينه هنر تحليل کنيم. امسال اما فرق مي کند. بحث هاي ما تازه از اين به بعد است که آغاز مي شود. ديگر وقتش است که فيلمسازهاي ما هم فيلم نوآرها و گاتهام سيتي هاي خودشان را داشته باشند.

2- اين از شهر و هنر شهري. اما ما انسان هاي متمدن هم گاهي به هنرها و هنرمنداني نياز داريم که کمبودهاي زندگي شهري را جبران مي کنند. از جمله کوئنتين تارانتينو و فيلم آخرش که اين هفته پوسترش بيرون آمده که قشنگ است.
موسيقي شانس
يکي از مهم ترين رمان هاي دهه 90 پل استر نويسنده مشهور امريکايي با ترجمه خجسته کيهان به بازار کتاب عرضه شد. استر اين رمان را در سال 90 نوشت و بلافاصله بعد از چاپ مطبوعات امريکا نقدهاي مثبتي بر آن چاپ کردند. سه سال بعد هم فيلمي بر اساس اين رمان و به کارگرداني فيليپ هاس ساخته شد. «موسيقي شانس» ماجراي آتش نشاني به نام جيم ناش است که زندگي خانوادگي اش از هم پاشيده و از نظر مالي در تنگناست. ناش با قمارباز جواني به اسم جک پازي آشنا مي شود. ناش و پازي تصميم مي گيرند بر سر مبلغ کلاني با دو ميليونر بازي کنند. اما باختن در اين بازي مسير زندگي ناش را تغيير مي دهد. نشر افق حق کپي رايت انتشار اين رمان را از پل استر خريداري کرده است. اين نشر پيش از اين هم رمان «سفر در اتاق تحرير» اين نويسنده را با خريد حق کپي رايت در ايران منتشر کرده بود. خجسته کيهان «مردي در تاريکي» رمان جديد پل استر را هم ترجمه کرده که به زودي منتشر مي شود.
«منيژه حکمت» ساخت فيلم انتخاباتي خاتمي را تکذيب کرد
منيژه حکمت کارگردان و تهيه کننده سينما، خبر ساخت فيلم انتخاباتي محمد خاتمي را تکذيب کرد. او با اشاره به خبري که چندي پيش در يکي از روزنامه ها منتشر شد، گفت؛ «در رابطه با ساخت اين فيلم انتخاباتي، کسي با من صحبتي نکرده است و من نيز در اين باره صحبتي با کسي نداشتم و متاسفم که برخي رسانه ها چنين بي محابا اقدام به انتشار اخبار کذب مي کنند.»
دريچه
? ضعف اينترنت در ايران از زبان وزير ارتباطات؛ وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات با بيان اينکه يکي از خواسته هاي مردم، داشتن دسترسي به اطلاعات است، گفت؛ اگر چه با وجود 20 ميليون کاربر اينترنتي از نظر کمي وضعيت خوبي داريم، اما از نظر دسترسي ضعيف هستيم. محمد سليماني با بيان اينکه 300 هزار پورت پر سرعت در سطح کشور نصب و راه اندازي شده است، گفت؛ براي ارائه خدمات در حوزه دولت الکترونيکي نيازمند چندين ميليون پورت پر سرعت هستيم.

? شکايت يک گروه موسيقي از سارکوزي؛ يک گروه موسيقي هندي ضمن طرح شکايت از رئيس جمهور فرانسه در دادگاه، از وي درخواست غرامت کرد. به گزارش فارس گروه موسيقي هندي «MGMT» به اتهام کاربرد بي اجازه يک قطعه موسيقي کوتاه اين گروه در کنگره ملي حزب جنبش براي اتحاد مردمي (حزب «نيکلا سارکوزي») و دو تصوير ويدئويي آنلاين، از رئيس جمهور فرانسه در دادگاه شکايت کرد و خواستار پرداخت غرامت مالي از سوي وي شد. حزب سارکوزي مدعي شد اين اشتباه عمدي نبوده است و به اين گروه پيشنهاد پرداخت يک يورو غرامت نمادين داد.

? برخي نمايندگان هم زير خط فقر هستند؛ بسياري از نمايندگان مجلس شغلي جز نمايندگي مردم در مجلس ندارند و تنها 570 هزار تومان حقوق مي گيرند که با اين تعريف آنها نيز در زير خط فقر زندگي مي کنند. عضو کميسيون اجتماعي مجلس با بيان اينکه خط فقر بايد تعريف شود، گفت؛ برخي نمايندگان مجلس زير خط فقر زندگي مي کنند.

? سکه 100 توماني در بازار؛ سکه هاي جديد 500 ،250 و 1000 ريالي با ابعاد کوچکتر از ديروز در اختيار بانک ها قرار گرفت. بانک مرکزي به منظور کاهش قيمت تمام شده ضرب پول هاي فلزي در جريان و نيز تسهيل در مبادلات روزمره مردم، اقدام به تغيير طرح و کوچک تر کردن اندازه سکه هاي 250 ، 500 ريالي و همچنين ضرب سکه 1000 ريالي کرده است. پول هاي فلزي قبلي کماکان در جريان خواهند بود و مطابق ارزش اسمي آنها قابل مبادله هستند.
ويژه نامه کردستان در «چشم انداز ايران»
گروه فرهنگي؛ جديدترين شماره مجله «چشم انداز ايران» با نگاهي ويژه به «کردستان قابل کشف» منتشر شد. در اين شماره مي توانيد آثاري از نويسندگاني چون لطف الله ميثمي، کاوه بيات، حسين شاه اويسي، حميد احمدي و... را بخوانيد. همچنين «چشم انداز ايران» در اين ويژه نامه گفت وگوهايي با پيروز مجتهدزاده درباره هويت تک پايه يي در ايران، احمد صدري با موضوع تکثر قومي، سرمايه قومي و ذاتي فرهنگي ايراني و در صفحاتي ديگر گفت وگويي با صادق زيباکلام درباره راه حل هاي کردستان با عنوان «کردستان نيازمند راه حلي درازمدت و غيرنظامي» انجام داده است. دوماهنامه سياسي- راهبردي چشم انداز ايران در 144 صفحه و با قيمت 2500 تومان در دکه هاي روزنامه فروشي است.
عناوين اين صفحه
وقتي همه خوابيم
کارگاه جديد عباس کيارستمي بعد از عيد برگزار مي شود
آغاز همايش «چندصدايي در هنر ايراني» با حضور ميرحسين
تهران اکسپرس
موسيقي شانس
«منيژه حکمت» ساخت فيلم انتخاباتي خاتمي را تکذيب کرد
دريچه
ويژه نامه کردستان در «چشم انداز ايران»
پيدا و پنهان

پيدا و پنهان
? تماس با هيلاري کلينتون از تهران؛ سايت عراقي «الجوار» مدعي شد همزمان با سفر رئيس جمهور عراق به تهران، عادل عبدالمهدي معاون اول او نيز در تهران بوده است. به گزارش آينده در زمان حضور عبدالمهدي در تهران، هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا با وي گفت وگو کرده است.

? دسترسي ايران به اطلاعات بالگرد اوباما؛ خبرگزاري يونايتدپرس روز يکشنبه گزارش داد متخصصان ايراني از طريق نفوذ در سامانه رايانه يي يک موسسه نظامي امريکايي، توانسته اند به اطلاعات محرمانه بالگرد رئيس جمهور امريکا دسترسي يابند.

? شکايت از نماينده منتقد؛ روزنامه «ايران» ارگان رسمي دولت اعلام کرد برخي از يزدي ها در طوماري از نماينده اصلاح طلب اين شهر به دليل انتقاد از کشاندن مردم به خيابان ها براي استقبال مردمي از احمدي نژاد شکايت کردند.

? مشت هاي گره نکرده بشار اسد؛ وال استريت ژورنال زير عنوان«تمام راه ها به دمشق ختم مي شود» با اشاره به ابراز آمادگي پرزيدنت اوباما براي دراز کردن دست دوستي به سوي مخالفان امريکا در خاورميانه نوشت؛ پست سفارت امريکا در دمشق که از سال 2005 خالي است به زودي پر خواهد شد. در همين حال وال استريت ژورنال مي نويسد بشار اسد رئيس جمهوري سوريه در مصاحبه يي نادر و کم سابقه با وسايل ارتباط جمعي غرب گفت ما هيچ وقت مشت هاي خود را گره نکرديم.

? ممنوعيت تجمع مقابل مجلس؛ تجمع مقابل مجلس ممنوع شد. مجلسي ها با تعيين محلي دورتر از در ورودي پارلمان براي تجمع کنندگان، تجمع مقابل مجلس را ممنوع کردند.

? تفهيم اتهام جديد به بازداشتي هاي حسينيه ارشاد؛ بازداشت چهار دانشجوي دانشگاه امير کبير و دبير سابق سياسي ايسنا تمديد شد. به گزارش جمهوريت به نقل از وکيل دانشجويان، «اتهام جديدي» به بازداشت شدگان تفهيم شده که اين موضوع منجر به صدور قرار بازداشت در پرونده يي جديد شده است. اين در حالي است که براي يکي از بازداشت شدگان قرار وثيقه 100 ميليوني صادر شده بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام