شنبه، 10 اسفند 1387 - شماره 1900
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: بين الملل
غزه و جنايات ضد بشري اسرائيل -بخش پاياني


مهداد فلاح اسدي


بر اساس ماده 8 اساسنامه ديوان کيفري بين المللي، جنايات جنگي شامل موارد زير مي شوند و اسرائيل به تناوب اين اعمال را انجام داده است؛

1- قتل عام

2- رفتار غيرانساني که باعث ايجاد درد، رنج جسماني يا رواني شديد مي شود

3- ايجاد رنج تعمدي

4- تخريب اموال

5- حصر غيرقانوني

6- حمله به غيرنظاميان

7- حمله به اشيا و اهداف غيرنظامي

8- حمله به کارکنان سازمان هاي بشردوستانه بين المللي يا تجهيزاتي که در کمک هاي انسان دوستانه به کارگرفته مي شوند؛ بند 16 قطعنامه شوراي حقوق بشر (12 ژانويه 2009) نيز بر اين امر تاکيد دارد و از دبيرکل درخواست مي کند در خصوص حمله اخير به مراکز آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد براي کمک به آوارگان فلسطيني در خاور نزديک (UNRWA) در غزه از جمله مدارس که منجر به کشته شدن ده ها نفر از غيرنظاميان فلسطيني شامل زنان و کودکان شده است، تحقيق به عمل آورد و در اين ارتباط گزارشي به مجمع عمومي تسليم کند.

9- حمله به مکان هاي بي دفاع؛ انجام اين حملات در کنوانسيون چهارم ژنو منع شده است.

10- استفاده از سم يا سلاح هاي سمي که باعث صدمه شديد يا مرگ مي شود؛ در اين راستا استفاده اسرائيل از سلاح هاي غيرمتعارف مثل بمب هاي فسفري و خوشه يي محکوم است.

طبق گزارش هاي متعدد رسانه ها و تصاوير و تحليل هاي ارائه شده توسط کارشناسان، تسليحات فسفري به دفعات مورد استفاده اسرائيل قرار گرفته است.به عنوان يک قاعده بنيادين حقوق بين الملل بشردوستانه بايد در نظر داشت کاربرد هرگونه سلاح عليه غيرنظاميان به شدت منع شده است و غيرنظاميان بايد در برابر اثرات هرگونه عمليات نظامي حمايت شوند. کاربرد تسليحات داراي فسفر سفيد مثل کاربرد هر نوع سلاح ديگر به وسيله قواعد اوليه حقوق بين الملل بشردوستانه قاعده مند شده است. اين قواعد از طرفين درگير مي خواهد بين اهداف نظامي و غيرنظامي تفکيک قائل شوند.همچنين اين قواعد لزوم اتخاذ اقدامات احتياطي عملي به منظور ممانعت از صدمه به غيرنظاميان و اهداف غيرنظامي که ناشي از عمليات نظامي است را الزامي مي داند.

حملاتي که موجب ورود خسارات و آلام غيرضرور به غيرنظاميان و اهداف غيرنظامي شود، ممنوع است.

کاربرد فسفر سفيد به عنوان سلاح آتش زا جهت حمله به اهداف نظامي مشمول محدوديت هاي بيشتري است. استفاده از تسليحات حاوي فسفر سفيد عليه هرگونه هدف نظامي در محدوده تمرکز غيرنظاميان ممنوع است، مگر اينکه هدف نظامي به طور شفاف از غيرنظاميان جداسازي شود. استفاده از تسليحات آتش زاي هوا به زمين عليه اهداف نظامي در محدوده تمرکز غيرنظاميان ممنوع است. اين ممنوعيت ها در پروتکل سوم کنوانسيون برخي سلاح هاي متعارف مقرر شده است.به علاوه حقوق بين الملل بشردوستانه عرفي که در قبال همه طرف هاي درگير در همه مخاصمات قابل اعمال است مراقبت ويژه هنگام حمله به يک هدف نظامي به وسيله تسليحات آتش زاي حاوي فسفر سفيد را ضروري مي داند تا از اين طريق از ايراد صدمه به غيرنظاميان و خسارت به اهداف غيرنظامي جلوگيري شود. در صورتي که اين ماده عليه رزمندگان استفاده شود طرفي که از آن استفاده مي کند متعهد به ارزيابي اين مساله است که در صورت کاربرد سلاحي که ضرر کمتري دارد، قادر است با رزمندگان مقابله کند يا خير؟

چنانچه مهمات حاوي فسفر سفيد به منظور نشانه گذاري اهداف نظامي يا پراکندن دود مورد استفاده قرار گيرد، در اين صورت کاربرد آنها به وسيله قواعد اساسي حقوق بين الملل بشردوستانه قاعده مند مي شود.اين موضوع که حقوق بين الملل بشردوستانه به طور خاص تسليحات فسفري را منع نمي کند به معناي اين نيست که هرگونه استفاده خاص از تسليحاتي که حاوي اين ماده باشد، مجاز است.تشخيص قانوني بودن هر مورد استفاده بايد در پرتو همه قواعد بنيادين پيش گفته سنجيده شود، قانوني بودن يا غيرقانوني بودن آن بستگي به عوامل متعددي دارد.به گفته پيتر هربي رئيس بخش تسليحات کميته بين المللي صليب سرخ در صورتي که هيات هاي اعزامي کميته در منطقه شواهد دقيق و متقني دال بر اينکه کاربرد تسليحات فسفري در غزه نقض قواعد حقوق بين الملل بشردوستانه بوده است، به دست آورند، کميته صليب سرخ موارد نقض را با طرف ناقض در ميان مي گذارد و اين امر را به صورت عمومي مطرح نمي کند. علت اين امر رويه هاي استاندارد صليب سرخ است.به گفته رئيس بخش تسليحات کميته بين المللي صليب سرخ در صورتي که تسليحات حاوي ماده فسفر عليه اهداف نظامي در مناطق مسکوني يا نزديک آن مورد استفاده قرار گيرد بايد با احتياط کامل به کار گرفته شوند تا از هرگونه تلفات غيرنظاميان اجتناب شود.

رسيدگي به جنايات ارتکابي اسرائيل در مراجع قضايي بين المللي

در مورد مراجعي که براي رسيدگي به جنايات ارتکابي اسرائيل در غزه صالح است، سه مرجع را مورد بررسي قرار مي دهيم؛

1- ديوان کيفري بين المللي (ICC)

همان طور که مي دانيم ارجاع امر به اين ديوان به سه شيوه قابل انجام است که بدين گونه اند؛

الف- ارجاع امر توسط شوراي امنيت سازمان ملل متحد؛ (بند ب ماده 13 اساسنامه ديوان) زماني که شوراي امنيت تشخيص دهد موضوعي بايد در ديوان کيفري بين المللي بررسي شود مي تواند به آن ديوان دستور رسيدگي دهد. البته در موضوع مورد بحث، با توجه به حضور ايالات متحده در شوراي امنيت و درگيري يکي از مهم ترين متحدانش (يعني اسرائيل) توسل به اين امر بعيد است.

ب- يکي از کشورهاي عضو اساسنامه از يکي ديگر از کشورهاي عضو اساسنامه شکايت کند. از آنجايي که اسرائيل عضو اساسنامه ديوان نيست و آن را تصويب نکرده است، لذا توسل به اين امر هم امکان پذير نيست.

ج- سومين حالت، انجام اقدامات و تحقيقات مقدماتي راساً توسط دادستان است. بر اساس مواد 12 و 13 اساسنامه ديوان، دادستان در صورت صلاحديد مي تواند به موضوعي رسيدگي کند، البته همچنان بحث بر سر اين مطلب وجود دارد که آيا اين اقدامات منحصر به تحقيقات مقدماتي است يا مي تواند ادامه پيدا کند؟ در صورتي که اقدامات منحصر به تحقيقات مقدماتي باشد به نظر مي رسد چنين کاري بيهوده است و صرف جمع آوري اطلاعات خواهد بود که کميته هاي حقيقت ياب نيز چنين اقداماتي را انجام مي دهند.

2- ديوان بين المللي دادگستري (ICJ)

جرائم موجود را بايد به دو دسته تقسيم کرد؛

الف- نسل کشي؛ بر اساس ماده 9 کنوانسيون نسل کشي (1948)، در صورت بروز اختلاف راجع به تفسير و اجراي کنوانسيون، اختلاف به ديوان بين المللي دادگستري ارجاع خواهد شد. اسرائيل عضو اين کنوانسيون است اما دولتي تحت عنوان فلسطين وجود ندارد که بخواهد عضو شده و سپس به ديوان شکايت کند. راه مناسب اين است که يکي از کشورهاي عضو کنوانسيون موضوع را به ديوان ارجاع دهد و از آنجا که جلوگيري از نسل کشي جزيي از قواعد ارگا امنس است، لذا هر کشور عضو مي تواند اين موضوع را در ديوان رسيدگي کند.

ب- جرائم عليه بشريت و جنايات جنگي؛ کنوانسيون هاي چهارگانه ژنو تنها مرجع صالح براي رسيدگي به اين جرائم را دادگاه هاي داخلي کشورها به شرط داشتن قوانين صلاحيت جهاني مي داند. لذا به نظر نمي رسد بتوان از اسرائيل در ديوان نسبت به اين جرائم طرح دعوا کرد.

اقدامات صورت گرفته در سازمان ملل متحد

1- شوراي حقوق بشر

شوراي حقوق بشر طي قطعنامه يي که با 33 راي مثبت، 13 راي ممتنع و تنها يک راي منفي دولت کانادا از مجموع 47 عضو اين شورا به تصويب رسيد، کشتار گسترده مردم نوار غزه و از جمله تعداد زيادي از زنان و کودکان ساکن اين منطقه و همچنين نقض فاحش حقوق مردم فلسطين و تخريب سازمان يافته زيرساختارهاي نوار غزه را به شدت محکوم کرده است.شوراي حقوق بشر همچنين در بند 14 قطعنامه تصميم گرفته است هيات حقيقت ياب مستقل بين المللي را به منظور تحقيق در خصوص کليه موارد نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بين المللي از سوي اسرائيل در سرزمين هاي اشغالي فلسطين و به ويژه غزه اشغال شده به اين منطقه گسيل دارد و در بندهاي 12 و 13 از گزارشگران ويژه شوراي حقوق بشر درخواست کرده است گزارشي در خصوص وضعيت حقوق بشر مردم غزه متعاقب حملات اخير اسرائيل تهيه و به نشست آتي شوراي حقوق بشر ارائه کنند.در بند 11 قطعنامه، شوراي حقوق بشر از کميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد مي خواهد در خصوص نقض حقوق مردم فلسطين توسط نيروي اشغالگر اسرائيل از طرق ذيل گزارش دهد؛

الف- تحکيم حضور ميداني دفتر کميسارياي عالي در سرزمين اشغالي فلسطين به ويژه در نوار غزه اشغالي و حضور کارمندان لازم به منظور ديدباني و مستندسازي نقض حقوق مردم فلسطين و تخريب اموال آنها توسط اسرائيل

ب- تسليم گزارش هاي ادواري به شورا در خصوص اجراي قطعنامه حاضر؛ شورا در بند 16 از دبيرکل درخواست مي کند در خصوص حمله اخير به مقر آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد براي کمک به آوارگان فلسطيني در خاور نزديک (UNRWA) در غزه از جمله مدارس وابسته که منجر به کشته شدن ده ها نفر از غيرنظاميان فلسطيني شامل زنان و کودکان شده است، تحقيق به عمل آورد و در اين ارتباط گزارش را به مجمع عمومي تسليم کند.

2- شوراي امنيت

با تصويب قطعنامه 1860 مورخ 8 ژانويه 2009 که با 14 راي مثبت و راي ممتنع ايالات متحده به تصويب رسيد بر ضرورت برقراري آتش بس فوري، پايدار و مورد احترام کامل بين المللي که منجر به خروج کامل نيروهاي اسرائيلي از غزه شود، تاکيد (بند 1 قطعنامه) و همه خشونت ها و مخاصمات را که عليه غيرنظاميان اعمال شده است، محکوم مي کند. (بند 5 قطعنامه)

شوراي امنيت در بند 6 قطعنامه از دولت هاي عضو مي خواهد تلاش هاي خود را براي ارائه ترتيبات و تضمين هاي لازم در غزه به منظور حفظ آتش بس و آرامش پايدار از جمله ممانعت از قاچاق غيرقانوني اسلحه و مهمات و تضمين بازگشايي پايدار گذرگاه هاي مرزي بر اساس موافقتنامه 2005 در خصوص جابه جايي و دسترسي منعقده بين خودگرداني فلسطين و اسرائيل تشديد کند، در اين راستا از ابتکار عمل مصر و ديگر تلاش هاي منطقه يي و بين المللي که در حال اجراست، استقبال مي کند.به علاوه شوراي امنيت در بند 8 قطعنامه تلاش هاي جديد و فوري از سوي طرفين و جامعه بين المللي براي دستيابي جامع براساس ديدگاه ايجاد منطقه يي که دو کشور مستقل دموکراتيک اسرائيل و فلسطين در کنار هم در آرامش و مرزهاي امن و به رسميت شناخته شده زندگي کنند را مورد تاکيد قرار مي دهد و نهايتاً در بند 9 قطعنامه نيز از تلاش هاي گروه چهارگانه (QUARTET) جهت مشورت با طرفين به منظور برگزاري نشستي بين المللي در مسکو در سال 2009 استقبال مي کند.

3- مجمع عمومي

رسيدگي به جنايات ارتکابي اسرائيل در اجلاسيه ويژه اضطراري 15 ژانويه 2009 مجمع عمومي مورد تاکيد واقع و تصريح شد بيش از هزار نفر کشته شده اند که تعدادي

از آنها کودک بوده اند. رئيس مجمع عمومي نيز به نوبه خود انتقادات شديدي از حملات اخير اسرائيل به نوار غزه کرد.

*دانشجوي دوره دکتراي حقوق بين الملل  دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي

منابع؛--------------------------

5- statement by Ambassador Gabriela Shalev , Permanent Representative of Israel to the UN , 15th January2009, The 10th Emergency Special Session of the General Assembly on Illegal Israeli actions in Occupied East Jerusalem and the rest of the Occupied Palestinian Territory, available at: http://www.un.org/ga/president/63/interactive/session/is rael.pdf

6- Resolution of the Human Rights Council, 12January 2009, available at : http://www2.ohchr.org/english/bodies/hrcouncil/special session/9/docs/

A-HRC-S-91-L1.doc

7- Effect of Gaza conflict on children devastating - CRC, statement issued by the 18-member UN Committee on the Rights of the Child,13January 2009, available at:

http://wwwohchr.org/EN/NewsEvents/Pages/Media.sapx

8- STATEMENT OF SPECIAL RAPORTEUR FOR THE PALESTINIAN TERRITORIES OCCUPIED SINCE 1967 FOR PRESENTATION TO THE SPECIAL SESSION OF THE HUMAN RIGHTS COUNCIL ON THE SITUATION IN THE GAZA STRIP, 9 JANUARY 2009, available at:

http://www.unhchr.ch/huric ane/huricane.nsf/view01/14B004C3AE39004BC125753900599B5D?

opendocument

9- Human Rights Watch World Report2009, Israel/Occupied Palestinian Teritories (OPT), available at:

http://www.hrw.org/en/node/79235

10-S/RES/1860(2009)

11- Ilias Bantekas, Public International Law Statutes Series, First Edition 2002, Sweet & Maxwell.

12- The Geneva Conventions, 12August 1949, ICRC Publications, 2005.
نتانياهو و دولتي با کنتور روزشمار
اردشير زارعي قنواتي

پيروزي راستگرايان در انتخابات پارلماني اسرائيل و نتايج قابل پيش بيني آن به عنوان فونداسيون يک بناي سست يا در وضعيت بدتر آوار ساختماني است که در آن تندروهاي مذهبي و ناسيوناليست لانه کرده اند. هرچند حزب کاديما به رهبري «تزيپي ليوني» وزير امور خارجه کنوني با کسب 28 کرسي به عنوان قوي ترين حزب در اين دوره معرفي شد ولي آراي زياد متحدان سنتي و راست حزب ليکود که با 27 کرسي در مقام دوم جاي گرفته بود صندلي نخست وزيري را براي «بنيامين نتانياهو» تا حدودي بيمه کرده است. دعوت «شيمون پرز» رئيس جمهوري اسرائيل از نتانياهو براي تشکيل کابينه پس از آن انجام شد که «ايگدور ليبرمن» رهبر حزب اسرائيل خانه ما که موفق به کسب 15 کرسي و جايگاه سوم شده بود حمايت خود از حزب ليکود را اعلان کرد. حزب مذهبي شاس نيز با 11 کرسي قبل از آن به طور ضمني حضور در کابينه يي به رهبري نتانياهو را گوشزد کرده بود و به همين دليل براي شيمون پرز يقين حاصل شد که ليوني که در ضمن هم حزبي وي نيز هست هيچ شانسي جهت تشکيل دولت نخواهد داشت. وي که تا آخرين لحظات تلاش داشت رهبران ليکود و کاديما را به تشکيل يک دولت ائتلافي به نخست وزيري نتانياهو قانع کند با اظهارات روشن ليوني و ديگر رهبران کاديما مبني بر عدم مشارکت در چنين ائتلافي که توسط ليوني «دولت افليج ها» لقب گرفته است، حکم تشکيل کابينه را به کسي داد که در طول زندگي سياسي خود هيچ گاه از وي خوشش نيامده بود. چنانچه معادلات تشکيل دولت راستگرا در چارچوب ائتلاف احزاب ليکود، اسرائيل خانه ما، شاس، يهوديان توراتي و چند حزب کوچک مذهبي و راست قطعي فرض شود، بايد پذيرفت اين کابينه ملغمه يي از راستگرايي سياسي و بنيادگرايي مذهبي خواهد بود که در بطن خود به جاي پويايي و ماندگاري، ميرايي و دولت مستعجل را تداعي مي کند. اسرائيل طي ماه هاي آينده به جهت ترکيب محافظه کارانه دولت به رهبري نتانياهو به خاطر تعصبات فوق افراطي راستگرايان سکولار و محافظه کاران مذهبي که از دو تفکر و بينش کاملاً ناهمگون سياسي بهره مي برند از درون شاهد فروپاشي در وهله اول نظري و در مرحله بعد عيني خواهد بود. اين ائتلاف به عکس ائتلاف دولت «ايهود اولمرت» که توانست حدود سه سال دوام آورد و ميانه روي سياسي و عدم وجود تعصبات افراطي مذهبي - ناسيوناليستي تا حدودي دوام آن را تضمين مي کرد. به يقين از همان ابتدا سياهچاله يي خواهد بود که اعتبار کنوني ليکود را در خود بلعيده و همچنين نزديکي سنتي جناح راست را در برهه زماني حساس فعلي با پارادوکس و ضديت هاي نويني روبه رو مي کند.

دولت ائتلافي راستگرايان از آن جهت بيش از پيش نخست وزير را به رصد کردن روزانه دوام و قوام آن وادار مي کند که در محيط بين المللي به خصوص وجود رئيس جمهوري دموکرات و متفاوت در ايالات متحده به عنوان اصلي ترين حامي آن، بادها برخلاف اهداف اين دولت خواهد وزيد. توجه خاص «باراک اوباما» نسبت به صلح خاورميانه و گزينش فوري «جرج ميچل» سناتور بانفوذ سابق براي پيگيري اين امر نشان مي دهد وي هرگز کارشکني در اهداف خاورميانه يي خود را نمي بخشد. اظهارات رئيس جمهوري امريکا در مراسم تحليف خود و سپس در مصاحبه با تلويزيون العربيه نشان مي دهد سياست کنوني کاخ سفيد بازسازي چهره مخدوش شده اين کشور در بين مسلمانان و کشورهاي خاورميانه خواهد بود و حداقل طي يک سال آينده اين سياست به شدت ادامه خواهد يافت. از آنجا که اوباما از يک طرف قصد خروج آبرومندانه و کم دردسر از عراق را دارد و از طرف ديگر جنگ افغانستان به سمت يک بن بست عظيم پيش مي رود که بدون تعامل واشنگتن با جامعه کشورهاي اسلامي و همسايگان اين دو کشور خروج از آن مقدور نيست، هرگونه سمت گيري عليه مواضع تعامل برانگيز کنوني وي به نوعي دهن کجي به سياست خارجي نوين واشنگتن تلقي خواهد شد. ترکيب احزاب ائتلافي راست در کابينه احتمالي نتانياهو با توجه به وجه ناسيوناليسم افراطي و ايدئولوژيک حزب اسرائيل خانه ما و حزب شاس دقيقاً برخلاف جريان صلح خاورميانه و اهداف اعلان شده دولت باراک اوباما است. احزابي چون اسرائيل خانه ما و شاس همواره نشان داده اند در مواضع خود بسيار سرسخت و انعطاف ناپذير هستند و به همين دليل اميد نتانياهو براي مدارا و بندبازي سياسي در جريان طرح صلح و روابط متقابل با دولت اوباما تقريباً به يک امر محال مي ماند. تضادهاي دروني اين دولت احتمالي بسيار فراتر از اختلافات سياسي بوده و اين واقعيت در حيطه سياست خارجي که در شرايط زماني کنوني تابلوي هويت آن خواهد بود خود را بهتر نشان مي دهد. انتظار عدول عاجل در مواضع سياسي ليبرمن و حزب شاس در يک مقطع کوتاه که براي امريکا، منطقه و بازيگران فلسطيني مي تواند تعيين کننده تلقي شود، تقريباً ناممکن است. عدم انعطاف پذيري اين دو حزب مي تواند با مواضع سلبي و سخت جنبش اسلامي (حماس) در جامعه فلسطيني مقايسه شود که موجب شکست دولت ائتلافي محمود عباس - اسماعيل هنيه شد. اسرائيل در بدترين زمان ممکن راستگرايان را براي رهبري جامعه و دولت انتخاب کرد و تاوان اين انتخاب اشتباه را بسيار زودتر از حد تصور پرداخت مي کند. چنانچه در اين مقطع زماني فلسطيني ها و حماس تا حدودي نسبت به طرح هاي صلح از خود انعطاف نشان داده و رهبران نوار غزه تعامل بيشتر با نماينده ويژه اوباما در امور خاورميانه را مدنظر قرار دهند، کشتي نتانياهو در درياي توفان زده فعلي به صخره برخورد کرده و متلاشي خواهد شد. نتايج انتخابات پارلماني اسرائيل يک درس آموزنده نيز داشت و آن اينکه مواضع و تحرکات افراطي زاينده افراط گرايي است و جنگ غزه هرچند توانست چند کرسي بيشتر از حد انتظار را براي کاديما و ليوني به همراه بياورد ولي در سطح ملي موجب پيروزي قاطع راستگراياني شد که هم اينک نسخه مخدوش و بدلي را در پاي اصل به قربانگاه جهل سياسي مي برند.
عناوين اين صفحه
غزه و جنايات ضد بشري اسرائيل -بخش پاياني
نتانياهو و دولتي با کنتور روزشمار
نگاهي به گذشته در امروز

نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

پاپيوليسم به عنوان يک استراتژي سياسي و با هدف حذف امتياز اليت ها با به پاخيزي کاوه آهنگر و از ايران آغاز شد

پاپيوليسم به عنوان يک استراتژي سياسي 26 قرن قدمت دارد و طبق حکايات، با قيام مردمي کاوه معروف به آهنگر و از ايران برخاسته است. «تاريخ» از اسپارتاکوس به عنوان دومين پاپيوليست جهان نام برده است که در نيمه قرن يکم پيش از ميلاد بردگان و اسيران جنگي را متوجه نيروي عظيم خود (گذشتن از جان به خاطر آزادي و حيثيت) ساخت و با اين نيرو با امپراتوري روم که ظلم و ستم پيشه کرده بود به جنگ پرداخت. در روم باستان آن دسته از امپراتوران رومي که ضدسناي اين امپراتوري بودند و سناتورها را جماعتي خودپرست، سودجو، سياست باز و کارشکن مي دانستند و براي تصويب طرح و برنامه هاي خود به آراي عمومي مردم (دعوت از عوام الناس به تشکيل اجتماع در محل هاي تعيين شده براي اظهارنظر پيرامون طرح و برنامه دولت ـ نوعي رفراندوم) متوسل مي شدند پاپيوليست مي گفتند که از واژه پوپولوس (پيپل = مردم و معادل «دماگوگي» در يوناني) گرفته شده است. در انگلستان «له ولرها» از اين دست و حامي مشارکت عوام الناس ـ به عنوان قدرت واقعي ـ در امور حکومت با دادن نظر و نيز طرح مطالبات خود از لحاظ تامين حقوق و رفاه بودند و در عين حال بر منافع ملي و محافظت از خصلت هاي فرهنگي تاکيد داشتند که اليت ها (اشراف و نزديکان پادشاه) به خاطر منافع خود گاهي منافع ملي و حتي رسوم فرهنگي و کهن را وجه ا لمصالحه قرار مي دادند و فدا مي کردند و...مولفان تاريخ عقايد زادروز پاپيوليسم نوين به مفهوم يک فلسفه سياسي را در نشست انجمن «نارودنيکي» مرکب از انديشمندان و عمدتاً روس در فوريه سال 1870 نوشته اند. در اين نشست، «پاپيوليسم نوين» بر پايه نيروي عوام الناس (کامان پيپل) در مبارزه با اليت ها و افراد شاخص و صاحب امتياز و ضديت با اين طبقه (که در برخي جوامع اشراف و رجال خوانده مي شدند) و لغو امتيازهاي آنان و تامين برابري، برادري و آزادي هاي مردم معمولي تعريف شد و پا به عرصه وجود گذاشت و چون بر ضد امتيازات طبقات ممتاز و بالاي جامعه بود، و خواهان حذف سلسله مراتب و تغيير سيستم هاي سياسي و اجتماعي و بازگشت به خصلت هاي اصيل انساني، به سرعت جهانگير شد. در اين نشست تصميم گرفته شد به هر طريق، بايد هر فرد معمولي جامعه به توان خود به عنوان «قدرت» واقف شود و بداند که بدون او دولتي هم نخواهد بود. در همين نشست بود که يک تصويرگر مامور شد طبق نظر محققان وقت و بر پايه حکايات، چهره کاوه آهنگر را به عنوان نخستين پاپيوليست تاريخ ترسيم کند که در قرن بعد مجسمه وي مطابق همين تصوير ساخته شد. در نشست هاي بعدي پاپيوليست ها، تصوير کاوه در کنار تصوير اسپارتاکوس در تالار نصب مي شد. از آنجا که تعاريف و اصول اين دکترين عام است، بعداً هر فرد و هر گروه در هر کشور خود آن را در چارچوب اصول اوليه اش به صورتي تفسير کرد و به شکل انواع ناسيونال سوسياليسم و سوسيال دموکراسي درآمد زيرا استدلال شده بود براي لغو امتيازهاي اليت ها و خارج ساختن انحصار ثروت و قدرت از دست آنان و مشارکت مردم در تصميم گيري هاي مهم راهي نيست جز گسترش مالکيت دولتي برخي از منابع توليد و خدمات، ضابطه مند کردن هرگونه فعاليت، حفظ طبقه متوسط به موازات طبقه اکثريت، تقويت و اعتلاي فرهنگ ملي و تحقق دولت ائتلافي. ايدئولوژي احزاب هيتلر و موسوليني در آلمان و ايتاليا، پرونيسم در آرژانتين و... که در آغاز کار حرف هاي مشابهي مي زدند هرکدام نوعي پاپيوليسم به شمار آورده شده اند. وارگاس حکومت خود را در برزيل يک ديکتاتوري پاپيوليست مي ناميد و سختگيري هايش را تا تکميل برابري نسبي برزيلي ها لازم و موجه مي دانست. در سال 1892 ويليام پفر «پاپيوليست پارتي» را در ايالات متحده تاسيس کرد و با اينکه جمعيت اين کشور در آن زمان (120 سال پيش) چندان زياد نبود نامزد اين حزب در انتخابات رياست جمهوري صاحب يک ميليون راي شد. اين حزب ضد کمپاني هاي بزرگ (بيگ بيزنس) بود و عقيده داشت اگر اين اصحاب پول و جوياي درآمد هرچه بيشتر کنترل نشوند، دولت تحت کنترل آنان درخواهد آمد که استثمار افراد داخلي و استعمار خارجي نتيجه اش خواهد بود. در سال 1979 اصحاب نظر اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي و چند اصل ديگر اين قانون را گرايش پاپيوليستي تفسير کرده بودند.امروزه اصحاب تفکر پاپيوليسم از منافع مردم معمولي، راي اکثريت با مشارکت عمومي در تصميم گيري ها و خواست توده ها به عنوان قدرت اصلي پشتيباني مي کنند. بنابراين هوادار حل مسائل از طريق رفراندوم - سراسري يا محدود - هستند. به زعم آنان، اجتماعات بايد داراي قطعنامه حاوي هدف ها و خواست ها باشد که به تصويب جمع برسد که برگي است قاطع. به اين سبب پاپيوليست ها طرفدار تماس مستقيم با مردم و تبليغ مستقيم برنامه ها هستند. در نظر آنان «مردم» يعني «قدرت، حکومت و...». الکساندر ايوانوويچ هرزن يکي ازپاپيوليست هاي معروف گفته است راه حل مسائل جوامع، بازگشت به دموکراسي آتن و مشارکت توده ها در تصميم گيري هاي اساسي است. به نظر او، کاپيتاليسم مردود است و سوسياليسم خالص هم در شکل کامل در يک جامعه عقب مانده و مردمي کم سواد و ناآگاه نمي تواند پياده شود. هر جامعه اگر بخواهد سوسياليستي شود، براي توفيق در آن بايد براي خود سوسياليسمي مطابق شرايط و ذهنيت مردم بسازد. به باور هرزن، سوسياليسم اگر توام با دموکراسي و بر پايه سنت هاي ملي نباشد (سوسيال دموکراسي و ناسيونال سوسياليسم توام) موفق نخواهد شد. مفسران متاخر افکار هرزن را به اين صورت شرح داده اند که اگر سوسياليسم در جامعه يي که آمادگي هضم آن را ندارد پياده شود به نوع ديگري از کاپيتاليسم و احياناً هرج و مرج منجر مي شود. براي تکميل بناي سوسياليسم بايد گام به گام پيش رفت و در برداشتن گام ها دقت کرد. نمي شود پاره يي از پله ها را استثنا کرد و از روي آنها جهيد.ايرادي که استادان علوم سياسي بر «پاپيوليسم» وارد مي آورند اين است که نسبت به راي و خواست اکثريت تعصب مي ورزد و اين، يعني بي اعتنايي به حقوق آنان که در اقليت قرار مي گيرند که منطقاً نمي شود آنان را کنار گذاشت و ناديده گرفت و بيم از احتمال عصيان آنان نداشت.

www.iranianshistoryonthisday.com


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام