جليل امجدي
گروه موحدين يکي از گروه هاي کوچک مذهبي بود که فعاليت هاي مذهبي و سياسي خود را در خوزستان آغاز کرد. يکي از اعضاي بسيار موثر گروه از مسلمانان مبارزي بود که در سال 1353 با سازمان مجاهدين خلق آشنا شده بود. وي که فردي فعال و آگاه به مسائل ايدئولوژيکي بود به دنبال عمق بخشيدن به مبارزات خود با سازمان مجاهدين خلق تماس گرفت و سازمان نيز به منظور جذب وي ارتباطاتش را با او افزايش داد.
از آنجايي که در اين سال ها چهره واقعي ايدئولوژي التقاطي بيشتر رخ مي نمود و حرکت به سمت تغيير ايدئولوژي افزايش مي يافت، فرد مزبور به انحرافات سازمان پي برد و پس از نمود يافتن اين مساله تماسش با سازمان قطع شد. او در چنين شرايطي مبارزات خود را در شکل فرهنگي و غيرمنسجم ادامه داد، تا اينکه بعدها به جمع گروه موحدين پيوست.
شمار ديگري از افراد که در شکل دادن گروه و تکوين آن بسيار موثر بودند، از سال ها قبل در انجمن اسلامي دانشوران اهواز به کار فرهنگي در راه اعتلا و رشد و آگاهي جوانان مشغول بودند.
انجمن اسلامي دانشوران مجمعي بود که با تشکيل سخنراني، ايجاد کلاس عقيدتي، تکثير پيام هاي امام و... از سال هاي 1350- 1349 با جمعي از جوانان پرشور، فعاليت خود را آغاز کرده بود و سال هاي
1354- 1353 با تکيه بر تجارب گذشته هر چه بيشتر بر عمق تلاش هايش افزود.
در عاشوراي سال 1354 اعضاي انجمن مبادرت به عزاداري به شکل نويني کردند که از صورت بي محتوايي که رژيم را نيز با آن کاري نبود، به درآمد. آنها با صنوف منظم و لباس يکنواخت سياه، اقدام به راهپيمايي براي عزاداري کردند و در ضمن راه، آيه هاي قرآن را با شور هرچه بيشتر قرائت کردند.
اين حرکت از سوي ماموران رژيم متوقف شد و جمعي از اعضاي انجمن از جمله حسين علم الهدي دستگير شدند. به دنبال اين اقدام رژيم مبادرت به تعطيلي انجمن کرد و افراد دستگيرشده پس از آزادي با تجاربي که به دست آورده بودند، مرحله جديدي از مبارزه را آغاز کردند.
انجمن از آن پس روابط علني را کنار گذاشت و اقدام به سازماندهي مخفي و منظم کرد. بدين ترتيب نطفه اقدامات محکم تر براي مبارزه قاطعانه با رژيم بسته شد. با تکيه بر تجارب قبلي راه جديدي گشوده و ضمن سازماندهي سعي بر تماس با افراد مبارز ديگر شد.
اين ارتباطات بين افراد در سال 1356 منظم تر و گسترده تر شد و با وقوع قيام در قم و اربعين آن در تبريز گروه خود را براي عمليات نظامي آماده کرد و به دنبال موقعيت مناسبي بود تا اينکه در چهلم واقعه تبريز (دهم فروردين 1357) در اهواز مجلسي برگزار کرد ولي به دليل شرايط خاص جنبش در اهواز و همچنين به دليل پياده شدن پياپي برنامه هاي مختلف رژيم، به ويژه در خوزستان (به خاطر موقعيت استراتژيک آن)، در اوايل نهضت مردم اين شهرستان از روحيه متزلزل و نااميدي برخوردار بودند و نداي حق طلبانه امام و ديگر مردم به پاخاسته را لبيک نمي گفتند.
اعضاي گروه در چنين شرايط ويژه يي با همکاري چند تن ديگر برنامه ريزي کردند تا به بهانه سوم شهداي يزد، در مجلس شب چهاردهم فروردين 1357، حرکتي به مردم منفعل اهواز دهند. اين مجلس که همراه با افشاگري رژيم بود، به تظاهرات و درگيري و رويارويي با پليس و شهادت يک نفر منجر شد و در اثر آن مردم براي طغيان آماده شدند و خشم آنان عليه رژيم، تازه و پرشعله شد.
پس از خاتمه اين جريانات، اعضاي گروه با استفاده از شناسايي هاي قبلي و امکانات فراهم شده، طرح حمله به شعبه بانک صادرات اهواز را با مواد مشتعله ريختند و آن را طي عملياتي موفقيت آميز به اجرا درآوردند.
متعاقب اين عمليات، گروه توانست دو مرکز اشاعه فساد و فرهنگ مبتذل غربي را پس از شناسايي به آتش کشد. تلاش گروه در چنين شرايطي علاوه بر سرنگوني کل رژيم، نابود کردن کانون هاي فساد و بي بندوباري نيز بود. هدف گروه از انجام چنين عملياتي، از بين بردن کانال هاي استعمار بود که کارشان به بند کشيدن و تسليم کردن مردم بود.
در اوايل مرداد 1357 بانک صادرات شعبه کوروش اهواز که شعبه مرکزي استان بود، با يک عمليات موفقيت آميز به آتش کشيده شد. بعد از اين عمليات، براي اولين بار تمام بازار اهواز يکپارچه تعطيل شد. اعضاي گروه، دست اندرکار به راه انداختن تظاهرات و بسيج نيروهاي کارآمد از ديگر شهرهاي استان شدند. همزمان برنامه هاي ايدئولوژيکي که از فراگيري عربي آغاز مي شد و تا مطالعه کامل اصول و مباني اعتقادي ادامه مي يافت، مورد توجه اعضاي گروه بود.
با اوج گيري انقلاب و تنگ شدن شرايط بر رژيم، شاه دولت عراق را به همکاري و ياري در برابر انقلاب اسلامي فراخواند و رژيم بعثي نيز که خود را در برابر اين موج برخاسته ضربه پذير مي ديد، منزل آيت الله خميني را در نجف مورد محاصره و ايشان را تحت فشار قرار داد.
اين جريانات که تاثير سوئي بر روحيه و احساسات مردم گذاشته بود، سبب شد گروه موحدين تصميم به حمله به سفارت عراق در تهران بگيرد. در تحقيقات اوليه، تيم عملياتي متوجه شد اين مقر شديداً تحت کنترل افراد مسلح رژيم است و چون گروه تنها داراي يک کلت بود، با وجود آن چنين حمله يي مشکل و غيرعملي بود. سپس تصميم گرفته شد قبل از اقدام به عمل، اسلحه لازم تهيه شده و سپس عمليات به مرحله اجرا درآيد.
در جاده اصفهان - قم پمپ بنزيني وجود داشت که روشن نبود و تنها يکي از اتاق هاي آن تبديل به قرارگاه کوچکي شده بود و دو نفر ارتشي به طور منظم در آنجا پاس مي دادند و بقيه در حال استراحت بودند.
پس از بررسي هاي لازم، در اواسط مهر 1357 که منع عبور و مرور پايان يافته بود، يک تيم از افراد گروه موحدين با اتومبيلي خود را به محل رساندند و طي يک درگيري در تاريکي، موفق به مصادره يک مسلسل بدون خشاب شدند. لذا باز هم ممکن نبود برنامه حمله به سفارت اجرا شود، در نتيجه گروه تصميم گرفت به دفتر هواپيمايي عراق در تهران که در خيابان ويلا واقع بود، حمله کند و آن را به آتش بکشد.
اين دفتر توسط يک سرباز و يک پاسبان مسلح محافظت مي شد. ضمناً نزديک دفتر ال عال اسرائيل و همچنين دفتر پان امريکن امريکا بود که از آنها نيز به شدت محافظت مي شد. صبح زود، جهت عمليات يک تيم از پايگاه خارج شد اما در خيابان قرني با ماشين گشت پليس روبه رو شد و به دليل دير شدن موقع عمليات و مشکلات متعاقب آن، از انجام آن صرف نظر شد.
پس از ناموفق ماندن عمليات در تهران، اعضاي شاخه اهواز طرح حمله به کنسولگري عراق در خرمشهر را ريختند. سحرگاه 25 مهر 1357، هنگام اجراي عمليات، به محض شليک گلوله به طرف محافظ، از درون کنسولگري به طرف اعضاي گروه تيراندازي شد که مجبور به عقب نشيني شدند. اين درگيري به کشته شدن يکي از عوامل دشمن انجاميد و تيم به سرعت از صحنه عمليات خارج شد.
پس از حمله رژيم به مسجد جامع کرمان و قتل و کشتار و آتش زدن آن و مغازه هاي اطراف، پخش شدن خون شهيدان بر در و ديوارها و صحن مسجد و رجز خواني هاي چماق به دستان رژيم در خيابان ها، گروه موحدين تصميم گرفت يک تيم عملياتي به کرمان اعزام کند تا پاسخگوي خواست توده هاي مردمي باشد.
افراد اعزامي گروه، پس از بررسي و طرح چند عمليات، در چهار آبان 1357 وارد شهر شدند و از طريق نيروهاي مبارز شهر توانستند به اطلاعات و امکانات لازم دسترسي پيدا کنند و مراکز مهم پليسي و نظامي شهر و همچنين مهره هاي اصلي رژيم در منطقه و عاملان تيراندازي روي مردم و آتش زدن مسجد را دقيقاً شناسايي کنند از جمله رئيس و معاون ساواک، رئيس و معاونان شهرباني، فرماندهان پادگان ها، استاندار و همچنين چماقداراني را که در جريان حمله به مسجد شرکت مستقيم و موثر داشتند.
آنها در اين عمليات موفق شدند علاوه بر انفجار شهرباني که براي تضعيف روحيه پليس صورت گرفته بود، سرهنگ سروري از عوامل مهم سرکوب و کشتار مردم را مورد اصابت گلوله قرار دهند و با موفقيت صحنه عمليات را ترک کنند و به خوزستان بازگردند. يکي از عمليات مهم گروه موحدين، ترور پل گريم نماينده کنسرسيوم و مدير ارشد عمليات بهره برداري و توليد نفت مناطق جنوب بود. پل گريم به عنوان عامل سازمان سيا و طراح نقشه سرکوبي اعتصاب ها و اخراج کارکنان مبارز، معرفي و شناسايي شده بود. گروه در پي فرمان امام و براي حمايت هر چه بيشتر از مقاومت و مبارزه کارگران شرکت نفت، تصميم به ترور پل گريم گرفت. قبل از ترور، به وسيله نامه به وي اخطار شد و چون به اخطار توجهي نشد، گروه تصميم به اعدام وي گرفت.
تيم عملياتي اين ترور، با دقت و رعايت تمامي جوانب، پس از سد کردن مسير اتومبيل وي، با قاطعيت و سرعت هر چه تمام تر، در ساعت55/6 روز شنبه دوم دي 1357، از دو سمت کنار و عقب ماشين چندين گلوله به سوي او شليک کرد. پس از به خون غلتيدن يک مهره مهم امريکا، تيم عملياتي با طي مسافتي، ماشين خود را عوض کرد و به سلامت به پايگاه خود بازگشت.
پس از اين عمليات، کارگران صنعت نفت دامنه اعتصابات را گسترش دادند و اعتصاب به ديگر مناطق نيز کشيده شد و رژيم مجبور شد براي حفظ جان بازماندگان، نيرو و امکانات بسيار زيادي را به کار گيرد.
پس از فرار شاه و روي کار آمدن کابينه بختيار و اعلام غيرقانوني بودن دولت و مجلسين و شوراي سلطنت از سوي امام، تني چند از نمايندگان استعفا دادند، اما جمعي ديگر به دفاع از رژيم برخاستند و به خواست مردم و فرمان امام توجهي نشان ندادند.
در ميان نمايندگان، روحاني نمايي وجود داشت که نماينده آبادان بود. او با گستاخي ها و چاپلوسي هاي فراوان، خشم و نفرت مردم را به شدت عليه خود برانگيخته بود. اين فرد غلامحسين دانشي نام داشت. يک واحد نظامي از گروه موحدين براي اجراي حکم اعدام وي به دليل مفسده ها و خيانت هايش که در اعلاميه يي منعکس شده بود، در 11 بهمن 1357، هنگام رفتن به مجلس، با ايجاد تصادف ساختگي، ماشين حامل وي را متوقف کرد و او را هدف گلوله قرار داد. دانشي در اين عمليات از ناحيه سينه و کتف به شدت زخمي شد ولي سرانجام در بيمارستان بهبود يافت. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي در دادگاه محاکمه و اعدام شد.
در پي اين ترور، نمايندگان بيشتري استعفا دادند و از مجلس کناره گرفتند و مردم نيز که مدافعات و تهمت هاي اين گروه از نمايندگان آنان را خشمگين کرده بود، از اين موضوع شاد شدند و نيروهاي رژيم نيز ضعف و شکست خود را روشن تر مشاهده کردند، تا اينکه انقلاب اسلامي سرانجام به رهبري امام و با ايثار و ازخودگذشتگي و نثار خون توده هاي مردم به پيش رفت و به پيروزي رسيد.
گروه موحدين پس از اين عمليات هم در ديگر صحنه هاي مبارزه تا روزهاي پرشکوه پيروزي يعني 21 و 22 بهمن، تمام نيروهاي خود را در جهت آرمان هاي اسلامي انقلاب و خط مشي رهبر آن قرار داد و با توجه به ارتباط هايي که با ساير گروه هاي کوچک مذهبي طي دوران انقلاب برقرار کرده بود، در تشکيل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عنوان يکي از گروه هاي هفتگانه شرکت کرد و به هدف خويش براي پاسداري، تداوم و گسترش انقلاب اسلامي جامه عمل پوشاند.
منابع؛----------------------------
1- تاريخچه گروه هاي تشکيل دهنده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جلد دوم، تهران، 1361
2- بيانيه هاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، کانون نشر کتاب، تکثير از ستاره اسلام، مشهد، بي تا
3- جنبش مسلحانه در ايران، جليل امجدي، پايان نامه کارشناسي ارشد، 1378