شنبه، 10 اسفند 1387 - شماره 1900
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
نگاهي به نقش برجسته سازي روزنامه هاي کشور در ديدگاه هاي دانشگاهيان
شکل دهي و هدايت افکار عمومي در مطبوعات


دکتر جعفر اسحاقي*

رسانه هاي خبري نظير روزنامه، مجله، کتاب، راديو، تلويزيون و اينترنت به عنوان يکي از نهادهاي مهم جامعه با تاثيري که بر طرز فکر و آرا و ديگر ابعاد زندگي بشر دارند، واقعيت سياسي و اجتماعي خاصي را براي مردم خلق مي کنند. اين وسايل ارتباطي تعيين کننده چشم انداز ما از جهان هستند.

برخي صاحب نظران ارتباطات، فعاليت هاي خبري رسانه ها را بخشي از فعاليت هاي ايدئولوژيک احزاب تلقي کرده و خبر را محصول ايدئولوژي مي دانند و عده يي نيز آن را فرآيند بازسازي رويدادها تلقي کرده و توليد و انتشار اخبار را «بازنمايي» يا بازسازي رويدادها قلمداد مي کنند. در ميان رسانه ها، روزنامه به عنوان پرمخاطب ترين رسانه نوشتاري، همانند ديگر نهادهاي فعال اجتماعي، اقتصادي، سياسي، آموزشي، مذهبي و فرهنگي تاثير و کارکرد عميق تري در شکل دهي عقايد، باورها، نظرها و هدايت افکار عمومي دارد. روزنامه ها به اشکال مختلف به ويژه با پوشش خبري و تکرار يک موضوع از طريق تيتر و عکس، به برجسته سازي رويدادها و مسائل مورد نظر خود مي پردازند و تصور و شناخت مردم را از جهان و رويدادهاي آن شکل مي دهند؛ جهاني که ساخته و پرداخته رسانه هاست. شرايط خاص ملي، منطقه يي و جهاني و پيچيدگي اوضاع سياسي بر اهميت اين کارکرد افزوده است زيرا روزنامه به دليل وابستگي هاي ايدئولوژيکي و حزبي از زواياي مختلف فکري به تحولات جامعه مي نگرد و در انعکاس و برجسته سازي اين تحولات و رويدادها به شيوه هاي مختلف عمل مي کند. تاثير برجسته سازي روزنامه فقط به جلب افکار عمومي در جهت توجه به موضوعي خاص محدود نمي شود، بلکه در فرآيند فهم موضوعات نيز اين رسانه تاثيرگذار است و مردم از طريق روزنامه ها نه تنها درباره مسائل مختلف کسب خبر مي کنند، بلکه بر اساس ميزان تاکيدي که روي يک خبر شده، متوجه مي شوند چقدر بايد براي آن خبر اهميت قائل شوند. حتي ديگر سازمان هاي خبري نيز تحت تاثير برجسته سازي روزنامه ها قرار دارند. روزنامه نيويورک تايمز به عنوان معتبرترين رسانه خبري امريکا و کاخ سفيد، تعيين کننده و سرمشق ديگر سازمان هاي خبري امريکا است. سردبيران شبکه هاي راديو تلويزيوني امريکا اغلب تحت تاثير سردبيران روزنامه نيويورک تايمز قرار مي گيرند. اين روزنامه در پايان هر روز مطالب روز بعد خود را به هزاران روزنامه، شبکه هاي راديو تلويزيوني و سازمان هاي خبري ارسال مي کند و از اين طريق سرتيترها و اولويت هاي خبري صبح روز بعد تمام رسانه ها را تحت تاثير قرار مي دهد تا قدرت برجسته سازي خود را نشان دهد لذا نيويورک تايمز گذرگاهي براي تبديل يک موضوع به اولويت رسانه هاي ملي و جهاني است. در اين مطلب که چکيده يي از يک رساله دکتراي رشته ارتباطات است، نقش برجسته سازي 11 روزنامه کثيرالانتشار کشور را در چگونگي شکل دهي و هدايت افکار عمومي دانشگاهيان بررسي مي کنيم.

برجسته سازي در رسانه هاي داخلي

برجسته سازي فراگردي است که از طريق آن رسانه هاي جمعي با اولويت دادن به برخي موضوعات و رويدادها، آن را براي مخاطبان شان مهم جلوه مي دهند. اولويت ها اهميت موضوعات را در يک دوره زماني معين افزايش يا کاهش مي دهند لذا يک موضوع زماني به عنوان يک مساله اجتماعي و حساس در جامعه بدل مي شود که آن موضوع توسط رسانه ها برجسته شود يا در اولويت قرار گيرد.

به اعتقاد برنارد کوهن؛ «رسانه ها ممکن است به ما نگويند چگونه بينديشيم، اما مطمئناً به طور شگفت آوري به ما تلقين مي کنند که به چه چيزي بينديشيم.» والتر ليپمن نيز با تاکيد بر اينکه «رسانه ها عامل اصلي ارتباط ميان رويدادها و تصاوير آنها در ذهن ما هستند»، نظر کوهن را تاييد کرد.

راجرز کوب و چارلز ايلدر، برجسته سازي را يک فرآيند سياسي تلقي کردند که مستقيماً بر سياست تاثيرگذار بوده و داراي منفعت سياسي است. به اعتقاد آنها موضوع مبارزه با استعمال سيگار در امريکا وقتي به اولويت سياسي مبدل شد، به نتيجه رسيد. در اين مطلب برآنيم با بررسي نتايج نخستين پژوهشي که با به کارگيري دو روش تحقيقي متفاوت، نقش و تاثير برجسته سازي روزنامه ها را در شکل دهي و هدايت افکار عمومي دانشگاهيان کشور مورد مطالعه قرار داده است، برجسته سازي در مطبوعات را بررسي کنيم.

در روش تحليل محتوا در پژوهش مذکور اطلاعات مربوط به تعداد، اندازه، شکل، نوع، جهت گيري، ارزش هاي خبري، نشانگاه، محل وقوع، موضوع و... تيترها و عکس هاي صفحه اول 395 شماره 11 روزنامه کيهان، ايران، اطلاعات، همشهري، شرق، جمهوري اسلامي، رسالت، جام جم، آفتاب يزد، اعتماد و همبستگي در سال 1385 و طي يک دوره زماني 5/1 ماهه از دو بعد- شکل و محتوا- مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در روش پيمايش نيز جامعه آماري را دانشجويان و استادان ارتباطات مقاطع کارشناسي ارشد و دکتراي دانشگاه هاي تهران (دانشگاه آزاد واحدهاي تهران مرکز و علوم و تحقيقات، علامه طباطبايي، تهران و امام صادق) تشکيل دادند که تعدادي از آنان به شيوه تصادفي نمونه گيري و با پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفتند. کانون اصلي پرسشنامه به اين سوال متمرکز شد که مهم ترين مساله يي که اکنون جامعه با آن مواجه است، کدام است؟ آيا بين برجسته سازي اخبار در صفحه اول روزنامه ها و نظر دانشگاهيان در خصوص مسائل مهم و حساس جامعه، هماهنگي وجود دارد؟ بدين ترتيب برجسته سازي اخبار با تيتر و عکس در صفحه اول روزنامه ها به عنوان متغير مستقل و هدايت و شکل دهي افکار عمومي دانشگاهيان، متغير وابسته اين پژوهش محسوب مي شوند.

اولويت هاي خبري رسانه و سليقه مخاطبان

به منظور پيمايش در افکار عمومي دانشگاهيان و شناخت درجه اهميت موضوعاتي که در اولويت عموم و رسانه ها قرار دارند، در اين روش تعداد 30 سوال در پرسشنامه يي مطرح شده و در حجم نمونه يي که با فرمول کوکران به دست آمده است، تعدادي از دانشجويان و استادان ارتباطات مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي دانشگاه هاي تهران توزيع و پاسخ ها دسته بندي و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. يافته هاي اين روش نشان مي دهد؛ 1- تلويزيون داخلي از نظر 82 درصد، روزنامه ها از نظر 59 درصد و ماهواره (تلويزيون خارجي) از نظر 46 درصد، راديو داخلي از نظر 42 درصد، اينترنت از نظر 36 درصد و راديوهاي خارجي از نظر 28 درصد در حد «خيلي زياد و زياد» در شکل دهي و هدايت افکار عمومي دانشگاهيان تاثير دارند. 2- ميزان استفاده دانشگاهيان از منابع کسب خبر به اين شرح بوده است؛ 93 درصد از اينترنت، 92 درصد از روزنامه، 89 درصد از تلويزيون داخلي، 77 درصد از راديو داخلي، 54 درصد از راديوهاي خارجي فارسي زبان، 62 درصد از ماهواره (تلويزيون خارجي) و 92 درصد از دوستان و آشنايان، کم و بيش استفاده مي کنند.

3- 44 درصد دانشگاهيان «هر روز» روزنامه مي خوانند.

4- 70 درصد دانشگاهيان، بيشتر روزنامه «شرق» را مي پسنديدند. 5- 70 درصد دانشگاهيان، در حد «خيلي زياد و زياد» اخبار و مسائل مربوط به کشور را پيگيري مي کردند.

6- 26 درصد دانشگاهيان، مهم ترين خبر داخلي را که از آن مطلع شده اند تعطيلي روزنامه ايران و حوادث آذربايجان، 25 درصد انرژي هسته يي، 17 درصد نامه دکتر احمدي نژاد به جرج بوش، 7 درصد توزيع سهام عدالت، 6 درصد ترور در جاده بم کرمان (تاسوکي)، 3 درصد مذاکره مشروط اروپايي ها با ايران، افزايش تعرفه لوازم الکتريکي وارداتي، کشف قبيله غارنشين در جيرفت و آمدن خان هرات به ايران هر کدام 2 و 6 درصد به موارد پراکنده ديگري اشاره کردند.

7- 10 درصد دانشگاهيان مهم ترين خبر خارجي را که از آن مطلع شده اند کشته شدن ابومصعب زرقاوي، 10درصد پرونده هسته يي ايران، 9 درصد موضع امريکا براي مذاکره با ايران، 8 درصد تشکيل دولت در عراق، 7 درصد نشست وزيران کشورهاي اروپايي 1 « 5 ، 6 درصد عکس العمل بوش به نامه احمدي نژاد، 6 درصد تغييرات کابينه بلر و 5 درصد به پيروزي پرودي در ايتاليا اشاره داشتند.

8- 91 درصد دانشگاهيان عنوان کرده اند بيشتر موضوعات «سياسي داخلي» در روزنامه ها برجسته شده است.

9- 72 درصد دانشگاهيان معتقدند روزنامه ها بيشتر اخبار و مسائل داخلي را برجسته مي کنند.

10- 63 درصد دانشگاهيان بيشتر به موضوعات برجسته «سياسي» روزنامه ها توجه داشتند.

11- 48 درصد دانشگاهيان معتقدند اندازه تيتر در برجسته سازي بيشترين تاثير را در آنان دارد. 12- 77 درصد دانشگاهيان معتقدند برجسته سازي روزنامه شرق بيش از روزنامه هاي ديگر براي آنان داراي اهميت و تاثير است. 13- 26 درصد دانشگاهيان ارزش خبري تيترهاي صفحه اول روزنامه ها را در داشتن «بيش از دو ارزش خبري» دانسته اند. 14- در خصوص نوع جهت گيري تيترهاي صفحه اول روزنامه ها، 38 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه ايران را «مثبت»، 7 درصد «منفي»، 27 درصد «خنثي» و 10 درصد «دوپهلو»، 39 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه همشهري را «مثبت»، 3 درصد «منفي»، 35 درصد «خنثي» و 6 درصد «دوپهلو»، 40 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه کيهان را «منفي»، 39 درصد «مثبت»، يک درصد «خنثي» و 4 درصد «دوپهلو»، 24 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه همبستگي را «منفي»، 16 درصد «مثبت»، 20 درصد «خنثي» و 10 درصد «دوپهلو»، 31 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه اعتماد را «منفي»، 17درصد «مثبت»، 14 درصد «خنثي» و 10 درصد «دوپهلو»، 29 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه رسالت را «مثبت»، 25 درصد «منفي»، 11 درصد «خنثي» و 5 درصد «دوپهلو»، 29 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه جمهوري اسلامي را «مثبت»، 20 درصد «منفي»، 17 درصد «خنثي» و 8 درصد «دوپهلو»، 21 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه اطلاعات را «مثبت»، 7 درصد «منفي»، 38 درصد «خنثي» و 7 درصد «دوپهلو»، 28 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه شرق را «مثبت»، 25 درصد «منفي»، 5 درصد «خنثي» و 28 درصد «دوپهلو»، 17درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه آفتاب يزد را «مثبت»، 28 درصد «منفي»، 11 درصد «خنثي» و 14 درصد «دوپهلو» و 36 درصد دانشگاهيان جهت گيري روزنامه جام جم را «مثبت»، 4 درصد «منفي»، 25 درصد «خنثي» و 11 درصد «دوپهلو» ارزيابي کردند. 15- 86 درصد دانشگاهيان معتقدند خبر «انرژي هسته يي» بيش از ساير اخبار مورد توجه، تکرار و برجسته سازي روزنامه ها قرار گرفته است که 8 درصد نيز «مذاکره با امريکا»، 2 درصد «اصلاح قانون شوراها»، 2 درصد «نامه دکتر احمدي نژاد به بوش»، يک درصد «جام جهاني فوتبال»، يک درصد «سفرهاي استاني رئيس جمهور»، يک درصد «نوسان قيمت طلا» و يک درصد «حجاب بانوان» را از اخباري دانسته اند که در روزنامه ها برجسته شد.

16- 75 درصد دانشگاهيان معتقدند خبر «انرژي هسته يي» بيش از ساير اخبار، افکار عمومي جامعه ايران را تحت تاثير قرار داده است، 7 درصد نيز «مذاکره با امريکا»، 6 درصد «حجاب بانوان»، 4 درصد «جام جهاني فوتبال»، 2 درصد «سفرهاي استاني رئيس جمهور»، 2 درصد «نوسان قيمت طلا»، يک درصد «اصلاح قانون شوراها»، يک درصد «تغييرات در کابينه بلر»، يک درصد «بازار سهام» و يک درصد «اوضاع فلسطين و عراق» را از مسائلي دانسته اند که افکار عمومي جامعه ايران را بيشتر تحت تاثير قرار داده است.

17- تنها 27 درصد دانشگاهيان در حد «خيلي زياد» و «زياد»، اعلام کردند مسائل و اخبار برجسته شده در روزنامه ها، اهميت و ارزش برجسته سازي نداشتند.

18- 72 درصد دانشگاهيان در حد «خيلي زياد» و «زياد» و «تا حدودي» اعلام کردند افکار عمومي ايران همسو با برجسته سازي روزنامه ها است.

19- 58 درصد دانشگاهيان اعلام کردند برجسته سازي روزنامه ها به ميزان «خيلي زياد» و «زياد» در شکل دهي و هدايت افکار عمومي دانشگاهيان تاثير دارد.

20- 79 درصد دانشگاهيان معتقدند افکار عمومي ايران بيشتر به مسائل و موضوعات داخلي توجه دارد.

21-65 درصد دانشگاهيان معتقدند افکار عمومي دانشگاهيان بيشتر به مسائل و موضوعات داخلي توجه دارد.

22- 72 درصد معتقدند نقش برجسته سازي روزنامه ها در بين دانشگاهيان نسبت به رسانه هاي جمعي ديگر بيشتر است. 23- 87 درصد معتقدند تيترهاي روزنامه ها بيشتر رويدادگراست.

همچنين با پيروي از روش تحليل محتوا با تهيه دستورالعمل کدگذاري، نيم صفحه اول 11 روزنامه مورد مطالعه از دو بعد شکل و محتوا بر حسب متغيرهاي مختلف مورد بررسي قرار گرفت و داده هاي به دست آمده، به شرح زير استخراج و تحليل شده است؛ 1- از مجموع تعداد 2782 تيتر نيم صفحه اول روزنامه هاي مورد نظر، بيشترين فراواني تيتر با 467 تيتر

(9/16 درصد) به روزنامه جمهوري اسلامي و کمترين تعداد با 118 تيتر (2/4 درصد) به روزنامه ايران اختصاص داشت. البته تعداد شماره هاي کمتري از روزنامه ايران به سبب تعطيلي آن، بررسي شد. لذا کمترين تعداد تيتر بعد از روزنامه ايران با 124 عنوان (4/4 درصد) به روزنامه جام جم تعلق داشت. 2- در 395 تيتر اول 11 روزنامه موردنظر، داده هاي زير به دست آمده است؛ از مجموع 2775 کلمات تيتر، يک تيتر 17کلمه يي و دو تيتر دو کلمه يي بوده است. معدل تعداد کلمات به کاررفته در تيتر اول، 7 کلمه بوده است. 177 تيتر اول (8/44 درصد) همراه با عکس بوده و باقيمانده يعني 218 عنوان تيتر اول (2/55 درصد) فاقد عکس بوده است. 297 تيتر اول (2/75 درصد) همراه با روتيتر بوده و باقيمانده يعني 98 تيتر اول

(8/24درصد) فاقد روتيتر بوده است. 115 تيتر اول

(1/29 درصد) داراي زيرتيتر بوده و باقيمانده يعني 280 تيتر اول (9/70 درصد) فاقد زيرتيتر بوده است. 3- نيم صفحه اول روزنامه هاي اعتماد و اطلاعات داراي کمترين و روزنامه هاي رسالت، ايران و شرق داراي بيشترين تعداد تيتر اول همراه با عکس بودند.

4- در بين 11 روزنامه مورد مطالعه، روزنامه هاي اعتماد و جام جم داراي کوتاه ترين تيترهاي اول و روزنامه هاي اطلاعات و جمهوري اسلامي داراي طولاني ترين تيترهاي اول بوده اند. 5- 3/63 درصد تيترها مربوط به رويدادها و وقايع داخلي، 1/31 درصد مربوط به رويدادها و وقايع خارجي و 6/5 درصد مرتبط با «روابط سياست خارجي» بوده است.

6- تيترهاي سياسي داخلي با 5/18 درصد، تيترهاي خارجي با 2/16 درصد، تيترهاي مسائل هسته يي ايران با

6/11درصد، تيترهاي اقتصادي با 2/11 درصد و تيترهاي روابط سياست خارجي با 9/13 درصد بيشتر از ساير موضوعات خبري در صفحه اول روزنامه ها برجسته سازي شده اند.

7- عکس هاي سياسي داخلي با 9/20 درصد، عکس هاي روابط سياسي خارجي با 5/17 درصد و عکس هاي سياسي خارجي با 13 درصد بيش از ساير موضوعات خبري در صفحه اول روزنامه ها برجسته سازي شده اند. 8- گراني و تورم با 5/14 درصد، ماليات، يارانه و مسائل مالي و ارزي با 9/11 درصد، نفت و انرژي با

1/11 درصد و سطح دستمزد و مسائل بازنشستگان با

9/10 درصد بيشتر از ساير موضوعات اقتصادي در روزنامه ها برجسته سازي شده اند. قيمت ها و تورم در روزنامه هاي اعتماد و آفتاب يزد بيش از ساير روزنامه ها برجسته سازي شده اند. ماليات، يارانه و امور مالي و ارزي در روزنامه هاي همشهري و رسالت بيش از ساير روزنامه ها برجسته سازي شده اند. مطالب مربوط به نفت و انرژي در روزنامه جمهوري اسلامي و مطالب مربوط به حقوق و بازنشستگي در روزنامه جام جم بيشتر از ساير روزنامه ها برجسته سازي شده اند. 9- جنگ و امور نظامي با 5/62 درصد، بخش اعظم اخبار و مطالب خارجي برجسته شده در روزنامه ها را شامل شده است. همچنين موضوعات مربوط به روابط سياست خارجي کشورها با 5/20 درصد بيشتر از ساير موضوعات در روزنامه ها برجسته سازي شده اند.

10- در مورد موضوعات فرهنگي، در مجموع روزنامه ها بيشتر به دين و ارزش ها با 5/18 درصد و سينما با 2/16 درصد پرداخته اند. 11- 5/39 درصد تيترهاي مندرج در نيم صفحه اول روزنامه ها، داراي جهت گيري خنثي يا بي طرفانه،

4/33 درصد داراي جهت گيري مثبت، 8/23 درصد داراي جهت گيري منفي و 3/3 درصد داراي جهت گيري دوپهلو بوده اند. 12- تيترهاي موضوعات سياسي داخلي با 22 درصد، روابط سياست خارجي با 22 درصد، اقتصادي با 9/15 درصد، سياست خارجي با 1/9 درصد و مسائل نظامي و انتظامي با 6/7 درصد بيش از ساير موضوعات داراي جهت گيري مثبت بوده اند. 13- تيترهاي موضوعات سياست داخلي با 17 درصد، سياسي خارجي با 9/14 درصد، اقتصادي با 8/13 درصد، روابط سياست خارجي با 6/10 درصد و مسائل هسته يي با 6/10 درصد بيش از ساير موضوعات داراي جهت گيري منفي بوده اند. 14- تيترهاي موضوعات سياسي داخلي با 9/17 درصد، روابط سياست خارجي با 4/15 درصد، اقتصادي با 2/12 درصد، سياست خارجي با 5/11 درصد و مسائل نظامي و انتظامي با 9/10 درصد بيش از ساير موضوعات داراي جهت گيري خنثي بوده اند.

15- اغلب تيترهاي نيم صفحه اول روزنامه ها

(68 درصد) مربوط به مسائل داخلي بوده است. تيترهاي اخبار خارجي نيز بيشتر به لبنان (6 درصد)، فلسطين و اسرائيل (6 درصد) و امريکا (5 درصد) اختصاص داشت.

16- اغلب تيترهاي نيم صفحه اول روزنامه ها که داراي جهت گيري منفي به نشانگاه بودند، مربوط به رئيس جمهور يا دولت (52 درصد) بود. موضوعات مربوط به وزرا و مسوولان اجرايي (16درصد) و شخصيت هاي خارجي (15درصد) نيز بيش از ديگر نشانگاه ها داراي جهت گيري منفي بودند.

17- در مجموع مسائل مربوط به مسوولان اجرايي (25 درصد)، رئيس جمهور (16درصد) بيش از ديگر شخصيت ها در نيم صفحه اول روزنامه ها، برجسته سازي شدند. مسائل مربوط به مسوولان اجرايي در روزنامه رسالت (18 درصد) بيشتر از ديگر روزنامه ها برجسته سازي شد.اخبار مربوط به رئيس جمهور در روزنامه هاي همشهري و جام جم بيشتر برجسته سازي شدند. 18- ارزش خبري 4/31 درصد تيترها داراي «دربرگيري» و 30 درصد داراي ارزش «شهرت» بود.

مقايسه و تحليل يافته ها در باب جهت گيري رسانه ها

همان طور که پيش از اين گفته شد اين پژوهش درصدد بررسي و تحليل نقش برجسته سازي روزنامه ها در شکل دهي و هدايت افکار عمومي دانشگاهيان (دانشجويان و استادان مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي رشته ارتباطات دانشگاه هاي تهران) بوده است. لذا به منظور شناخت اين نقش، يافته هاي دو روش پيمايش و تحليل محتوا با استفاده از آزمون فرضيه آماري مقايسه نسبت ها از مقايسات زوجي، مقايسه و تحليل شد و نتايج زير به دست آمد؛ 1- افکار عمومي جامعه نسبت به مسائل داخلي، شديداً تحت تاثير برجسته سازي روزنامه ها است اما در خصوص روابط سياست خارجي، اينچنين نيست. 2- افکار عمومي دانشگاهيان نسبت به مسائل داخلي و خارجي، شديداً تحت تاثير اخبار داخلي و خارجي برجسته شده در صفحه اول روزنامه ها است اما در خصوص مسائل روابط سياست خارجي، اينچنين نيست. 3- افکار عمومي دانشگاهيان در خصوص اخبار داخلي برجسته در روزنامه ها با نسبت برجسته سازي اخبار داخلي در روزنامه ها تفاوت معني داري ندارد. به عبارت ديگر دانشگاهيان به درستي تشخيص داده اند که روزنامه ها بيشتر اخبار داخلي را برجسته سازي کرده اند و نظر دانشگاهيان در خصوص اخبار خارجي برجسته شده در روزنامه ها با نسبت برجسته سازي اخبار خارجي در روزنامه ها تفاوت معني داري دارد و اين تفاوت ها قابل تعميم به جامعه آماري است. 4- نظر دانشگاهيان در خصوص مسائل سياسي داخلي با برجسته سازي اين موضوعات در روزنامه ها همسو است اما در خصوص مسائل سياسي خارجي، افکار عمومي دانشگاهيان با برجسته سازي اين موضوعات در روزنامه ها همسو نيست. 5- ميزان توجه دانشگاهيان به اخبار سياسي و اقتصادي با ميزان برجسته سازي اين موضوعات در روزنامه هاتا حدودي يکسان است. 6- برجسته سازي از طريق درج تيترهاي همراه عکس، در دانشگاهيان داراي تاثير کمتري نسبت به درشت کردن تيتر است. به عبارت ديگر درشتي تيتر در دانشگاهيان بيشتر از ساير شيوه هاي برجسته سازي تاثيرگذار است. 7- ارزش هاي خبري برخورد و دربرگيري نزد دانشگاهيان داراي اهميت بيشتري است. به عبارت ديگر به کارگيري ارزش هاي خبري برخورد و دربرگيري در تيترهاي روزنامه ها، بيشتر نظر دانشگاهيان را به خود جلب کرده است. يافته ها نشان داد حجم قابل توجهي از تيترهاي روزنامه ها، داراي ارزش خبري دربرگيري (4/31 درصد) بوده است. 8- بين نظر دانشگاهيان درخصوص نوع جهت گيري تيترهاي صفحه اول روزنامه ها، همسويي ديده مي شود. 9- بين قدرت رسانه هاي جمعي به ويژه روزنامه ها با پويايي و کنترل افکار عمومي دانشگاهيان رابطه تنگاتنگي وجود دارد.

*عضو هيات علمي دانشگاه

مآخذ و منابع در روزنامه موجود است
از برجسته سازي تا شکل دهي افکار عمومي
مهدي آزادي

برجسته سازي در رسانه ها در دو سطح بررسي مي شود؛ سطح اول آن انتخاب اخبار و رويدادهاي مهم و سطح دوم تصميم گيري درخصوص تعيين قسمت هايي از اخبار و رويدادها براي تکرار و برجسته سازي است. برخي پژوهشگران مانند ويور، گستره برجسته سازي را فراتر از اين سطوح دانسته اند. آنها خواستند بدانند آيا پوشش رسانه يي يک نامزد انتخابات، آن نامزد را برجسته تر از نامزدهاي ديگر نشان مي دهد؟ مانهايم، مک کوييل، دييرينگ و راجرز اولويت رسانه، اولويت عموم و اولويت سياسي را به عنوان سه عنصر برجسته سازي مورد بررسي قرار دادند. در اولويت رسانه ابعادي نظير مشهود بودن (ميزان بازنمايي و پوشش يک موضوع خبري)، برجستگي موضوع از نظر مخاطب (تناسب محتواي خبر با نيازهاي مخاطب) و ارزش (جهت گيري مثبت يا منفي نسبت به يک موضوع خبري) مهم است. در اولويت عموم ابعادي چون آشنا بودن (درجه آگاهي عموم از يک موضوع خبري)، برجستگي موضوع از نظر فرد(علاقه يا تناسب نگاه خود فرد) و مطلوب بودن (قضاوت مثبت يا منفي فرد درباره موضوع) و براي اولويت سياسي نيز ابعادي مانند حمايت (موضع گيري مثبت فرد نسبت به موضوع خبري)، احتمال عمل (احتمال پيگيري يک موضوع خبري توسط يک دستگاه دولتي) و آزادي عمل(گستره اقدامات احتمالي دولت) وجود دارد. اين ابعاد به شيوه يي منظم تدوين شده اند. براي مثال متغير درشتي عکس در روزنامه را مي توان تحت بعد مشهود بودن اولويت رسانه ها به حساب آورد.

اولويت عموم معمولاً به وسيله «پيمايش هاي افکار عمومي» مورد ارزيابي قرار مي گيرد که در آن نمونه يي از افراد با سوالي که توسط «جرج گالوپ» طراحي شده، مورد پرسش قرار مي گيرند. اولويت رسانه با روش تحليل محتواي رسانه هاي خبري به منظور تعيين تعداد اخباري که درباره يک موضوع يا موضوعات در رسانه ها آمده، کدگذاري و سنجش مي شود. اولويت سياست نيز از طريق برخي فعاليت هاي سياسي به منظور معرفي قوانين مربوط به يک موضوع، تخصيص اعتبارات بودجه و ميزان زمان صرف شده براي مناظره در کنگره هاي امريکا در رابطه با يک موضوع، مورد ارزيابي قرار مي گيرد. اولويت اول به «برجسته سازي رسانه يي» معروف است. متغير اصلي اين اولويت اهميت يک موضوع در رسانه هاي جمعي است. تحقيقات نشان داد روزنامه نيويورک تايمز، کاخ سفيد، مجلات علمي و نظرسنجي هاي افکار عمومي در تعيين اولويت موضوعات برجسته رسانه هاي امريکا نقش مهمي ايفا مي کنند. اولويت دوم به «برجسته سازي عموم» شهرت دارد. متغير اصلي اين اولويت برخي از موضوعات عمومي مهم است. اولويت سوم نيز به «برجسته سازي سياسي» معروف است. جنبه متمايز اين اولويت، ارتباطي است که با فعاليت هاي سياسي مرتبط به يک موضوع دارد. اولويت سياسي به سبب تاثيري که بر اولويت هاي رسانه و عموم دارد، از اهميت بيشتري برخوردار است. تحقيق راجر کاب و چارلز ايلدر با عنوان «مشارکت در سياست هاي امريکايي؛ اولويت سازي فعال» يکي از مهم ترين مطالعاتي است که در زمينه اولويت سياسي انجام شده است.

شاخص هاي جهان واقعي نيز از جمله متغيرهايي است که کم و بيش بر اين اولويت ها اثرگذار است. اين شاخص ها يک متغير تک بعدي يا چندبعدي است که با اولويت رسانه اغلب داراي همبستگي منفي و معکوس است. به عنوان مثال موضوع آلودگي هوا در دهه 1970 يا بحران مواد مخدر در دهه 1980. پژوهشگران ارتباطات معمولاً اين اولويت ها را با روش هاي مطالعات مقطعي و طولي (پانل) مورد سنجش قرار مي دهند. مقوله افکار عمومي اغلب يکي از محورهاي اصلي مطالعات برجسته سازي است. والتر ليپمن براي نخستين بار به نقش موثر مطبوعات در شکل دهي افکار عمومي پرداخت. ليپمن ثابت کرد رسانه هاي خبري منبع اصلي شکل دهي و چگونگي تصور از جهان در ذهن ما هستند؛ جهاني که براي اغلب مردم دور از دسترس، پيچيده و غيرواقعي است و هر آنچه از جهان مي دانيم تا حدود زيادي ساخته و پرداخته رسانه هاست. لذا مسائلي که توسط رسانه ها برجسته و مهم قلمداد مي شوند در افکار عمومي نيز برجسته و نمايان مي شوند. يافته هاي مک کومبز و شاو نيز که با الهام از برنارد کوهن، از راي دهندگان امريکايي «چپل هيل» خواستند مهم ترين موضوعات روز انتخابات رياست جمهوري سال 1968 امريکا را اعلام کنند، نقش موثر برجسته سازي را در هدايت افکار عمومي نشان داد. پژوهش چپل هيل نشان داد رسانه هاي جمعي براي هر مبارزه سياسي، اولويت هايي را تعيين مي کنند و بر نگرش هاي مربوط به موضوعات سياسي اثر مي گذارند. اين دو محقق که پژوهش ديگري نيز در سال 1972 در «شارلوت» کاروليناي شمالي انجام دادند، براي نخستين بار ثابت کردند رسانه هاي امريکايي با برجسته سازي مسائل و موضوعات خاص، رفتار انتخاباتي مردم امريکا را تحت تاثير خود قرار دادند. اما افکار عمومي مانند نقطه نظرات و احساساتي است که در جامعه يي خاص و در يک زمان معين نسبت به موضوعي که مورد علاقه مردم است، شکل مي گيرد. به رغم تعاريف متعددي که از افکار عمومي ارائه شده، تاکيد بر «عمومي و همگاني بودن يک ايده و نظر» وجه مشترک تمام اين تعاريف است. لذا اين پديده ضمير پنهان و باطن يک ملت است و بازتاب آن اکثريت جامعه است. گستره مقوله افکار عمومي در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم بر اثر تحولات مهم تکنولوژي ارتباطات و اطلاعات به اوج خود رسيد و توجه بسياري از علماي علوم اجتماعي، روانشناسي اجتماعي و صاحب نظران علوم سياسي از جمله آرتور کورن هاوزر، فيليپز ديويسن، ليزر سن، چارلز هورتن کولي، گابريل تارد، آلفرد سووي دو توکوويل، فرديناند تونيس، گوستاو لوبن، پرايس و رابرتز، شامپاني و... را به خود جلب کرد. اما دست اندرکاران رسانه هاي جمعي با به کارگيري جديدترين تکنولوژي هاي خبري و فنون متقاعدسازي، زمينه تغيير افکار و عقايد عمومي را فراهم کرده و با به دست گرفتن سرنوشت افکار عمومي آرا و افکار و اخبار را منعکس، تقويت و حتي خاموش مي کنند.

شامپاني خبرنگاران را رهبران واقعي و متنفذ آرا و افکار جامعه مي داند و بر اين باور است که افکار عمومي چيزي جز ساخته دست خبرنگاران نيست که از طريق تحليل رسانه يي و دستکاري افکار انجام مي شود.
پيش درآمدي براي دولتي شدن روزنامه نگاري
کامبيز نوروزي

طبق آخرين اخبار منتشرشده معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد اعلام کرده است آيين نامه کار حرفه يي روزنامه نگاري در دولت به تصويب رسيده و به زودي براي اجرا ابلاغ مي شود. از جزييات خبر و متن نهايي که بنا به گفته آقاي ملکيان مصوب هم شده، اطلاعي ندارم و آنچه خواهم گفت مبتني بر متني است که در سال 85 توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها منتشر شد و به «آيين نامه کار حرفه يي روزنامه نگاري» شهرت يافت. اين متن پيش از اين هم مورد نقدهاي متعددي قرار گرفته است و من در اينجا مختصراًً به بخش هايي از آن اشاره کرده و نقدهاي جدي را تکرار مي کنم.

1- اولين نکته که در اين بحث مورد تاکيد بنده است، اين است که يک سند صنفي بايد با مشارکت فعال همان صنف تهيه شود. در غير اين صورت، نوعي مداخله در اموري است که از اساس به خود صنف مربوط مي شود. در مقدمه جزوه کوچکي که تحت عنوان «آيين نامه کار حرفه يي» منتشر شده، آمده است که سند با شرکت و حضور آقايان دکتر معتمدنژاد، قاضي زاده، فرقاني، محسنيان راد، عباس سليمي نمين، منصور سعدي، محمود عبدالحسيني، مهدي فضايلي، پرويز اسماعيلي، يونس شکرخواه و رضا مقدسي تهيه و تدوين شده است. البته آقاي شکرخواه بعداً در يک گفت وگوي خصوصي به بنده گفت در اين جلسات حضور نداشته است. با اين حال از بين کساني که نام شان آمد، اکثريت بزرگ تر اصولاً روزنامه نگار نيستند. اين ايراد مهمي است که احتمال مطابقت محتواي اين متن را با نيازهاي واقعي صنف روزنامه نگار کاهش مي دهد. همچنان که از شواهد و قرائن پيش نويس سند پيدا است، احکام و مقررات مندرج در اين جزوه نه تنها مطابقتي با نيازهاي واقعي جامعه روزنامه نگاري ندارد، بلکه در اکثر موارد نافي حداقل هاي حقوق روزنامه نگاران ايراني است.

2- ايراد دوم به متن پيش نويس، ورود آن به حوزه قانونگذاري است. در اين متن پاره يي مقررات طرح شده است که از حدود اختيارات قوه مجريه فراتر بوده و در قلمرو قانونگذاري وارد شده است. از جمله اين موارد مي توان به مقررات مربوط به فصل سوم پيش نويس که تحت عنوان حقوق و مسووليت هاي روزنامه نگاران تدوين شده، اشاره کرد که بيشتر جنبه ورود به حوزه قانونگذاري دارد و از نظر حقوقي مي تواند فاقد اعتبار تلقي شود.

3- دايره مداخله دولت در امور حرفه روزنامه نگاري در اين پيش نويس به اعلا درجه خود رسيده است. اين پيش نويس با ادعاي کمک به استقلال حرفه يي، تامين شغلي و تقويت جايگاه حرفه يي روزنامه نگاران تهيه شده، اما به سهولت تمام، مقدمات تبديل کامل روزنامه نگاري به يک شغل کاملاً وابسته به دولت را فراهم مي کند. به موجب مقررات فصل پنجم اين پيش نويس روزنامه نگاري از سوي دولت به رسميت شناخته مي شود که کارتي به نام کارت هويت روزنامه نگاري داشته باشد. اين کارت توسط کميسيوني به رياست معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد صادر مي شود. اعضاي اين کميسيون را هم خود معاون مطبوعاتي منصوب مي کند. در واقع اين متن، اگرچه مدعي استقلال حرفه يي روزنامه نگاران است، اما قوياً استقلال روزنامه نگاران را از ميان مي برد.

4- اين متن هيچ گونه شناختي از روزنامه نگاري در ايران ندارد و اصولاً فاقد ارزيابي حرفه يي از شغل روزنامه نگاري است. به موجب آنچه در اين پيش نويس پيش بيني شده روزنامه نگاراني که تمايل به دريافت کارت هويت حرفه يي دارند، توسط کميسيون صدور کارت ارزشيابي مي شوند. طبق جدول پيوست اين متن، معيارهاي ارزشيابي بسيار غيرحرفه يي است. به عنوان مثال مدرک تحصيلي در ارزشيابي روزنامه نگاران بيشترين سهم را دارد. تا آنجا که مدرک دکترا به تنهايي 45 تا 55 امتياز دارد اما سابقه کار حداکثر 50 امتياز خواهد داشت. يعني روزنامه نگاري که 30سال سابقه کار دارد ارزش و امتيازش برابر يا حتي کمتر از مدرک دکتراي جواني است که به تازگي از دانشگاه فارغ التحصيل شده است. هر کس که کمترين تجربه يي در حرفه روزنامه نگاري داشته باشد خطاي عظيم اين طرز تلقي را به سهولت درک مي کند.

---

سخن کوتاه؛ شايد متن مصوب نهايي نسبت به متني که در جزوه آيين نامه کار حرفه يي پيش از اين منتشر شد تغييرات جدي کرده باشد و اين ايرادات بزرگ برطرف شده باشند. اما حداقل در متني که مورد نقد و بررسي ما است، نه تنها استقلالي براي روزنامه نگاران ايران به ارمغان نمي آيد، بلکه اين شغل پرمرارت را به شغلي کاملاً وابسته به دولت تبديل مي کند؛ طوري که روزنامه نگار مجبور شود چنين بينديشد که وظيفه اش جلب نظر مجريان دولتي است ولاغير.

منبع؛ جمهوريت
عناوين اين صفحه
شکل دهي و هدايت افکار عمومي در مطبوعات
از برجسته سازي تا شکل دهي افکار عمومي
پيش درآمدي براي دولتي شدن روزنامه نگاري
ارتباط با رسانه

ارتباط با رسانه
خوانندگان گرامي صفحه رسانه از اين پس مي توانند مطالب، يادداشت ها، اخبار، نقدها و پيشنهاداتشان در حوزه رسانه را به آدرس اي ميل rasaneh.eetemad@gmail.com براي ما ارسال کنند. بديهي است انتقادات و پيشنهادات مخاطبان گرامي در بالا بردن کيفيت اين صفحه پشتيبان جدي ما خواهد بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام