شنبه، 10 اسفند 1387 - شماره 1900
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
مسلمانان ميانمار حتي به بنگلادش هم پناهنده مي شوند
با ايمان، آواره و بي نشان


گروه ترجمه،زويا چراغي؛
در صورت هايشان، در سياهي کم سوي چشمان شان و روي شانه هاي نحيف و زجرکشيده شان همه چيز را به وضوح مي توان ديد. نام روهينگيا همواره با ترس از جدايي از همسران و پدران، سايه مايوس کننده فقر و اندوه و لاقيدي جهان امروز همراه بوده است.

بيش از يک چهارم ميليون نفر از اقليت مسلمان روهينگيا از غرب ميانمار براي فرار از گرسنگي، تحقير و ستم هاي فراوان سرزمين مادري به جنوب بنگلادش پناه آوردند که بسياري از آنها در مکاني به نام کمپ موقتي کوتوپالونگ اسکان داده شده اند.

اين کمپ نماد روشني از يک جهنم زميني و اميدهاي از دست رفته است. اين افراد کارگراني هستند با شغل هاي گاه و بيگاهي مثل حمل کردن آجرها يا الک کردن سنگ هاي نمک. آلونک هايي از برگ و شاخه درختان سرپناه شان است و هيچ موسيقي در اين خطه به گوش نمي رسد. يکي از امدادرسانان بين المللي منطقه مي گويد؛ «اينجا شرايطي حاکم است که روي اين کره خاکي ديگر بدتر از اين را نمي توانيد تصور کنيد.» ديگري مي گويد؛ «مايوس کننده به معناي واقعي.»

البته در چنين جهنمي بهانه هاي کوچکي براي شادي هم وجود دارد؛ يک بسته کوچک کلوچه، يک جعبه مدادرنگي، دو باتري نو براي راديوي قديمي و حتي وزش نسيم ملايمي در يک شب تبدار و گرم. فرار از ميانمار و رسيدن به اين کمپ بدترين بخش ماجرا نيست. هزاران پسر و مرد روهينگيايي هر سال مصائب و خطرات سفر دريايي مرگباري را بر خود هموار مي کنند تا به تايلند برسند. بعد از آن راه مالزي که در نظر تمامي اين مسلمانان زجرکشيده حکم ال دورادو را دارد، در پيش مي گيرند به اميد يافتن فاميلي يا آشنايي يا حتي شغلي تا پولي اندک براي خانواده چشم انتظارشان در کمپ بفرستند. اين مسافرت ها اغلب از قايق هاي ناامن و مملو از جمعيت غيرقابل کنترل شروع مي شود و پايان آن بيشتر مواقع دردناک است. صدها نفر از پسران و مردان روهينگيا هر سال جان خود را در دريا از دست مي دهند و صدها نفر هم در حالي که روي امواج خروشان دريا غوطه ور هستند توسط گارد ساحلي نجات پيدا مي کنند. پليس تايلند تازگي ها با قساوت غيرقبال تصوري گروه زيادي از روهينگيايي هايي را که در دريا سرگردان بودند در جزيره يي دورافتاده جمع کرد و بعد از چند روز آنها را در قايقي بدون تجهيزات کافي گذاشت و دوباره در دريا رها کرد که همين مساله گروه حمايت از حقوق بشر را به شدت عصباني کرد. اين افراد چنين تاکتيکي را «هل دادن اجباري» ناميده اند. به واقع نمي توان درک کرد اين ترس وحشتناک است يا علاقه بيش از حد که يک مرد را به سوي ترک خانواده اش سوق مي دهد، به راهي که همه چيز را رها کند و بي هيچ پولي قدم در قايقي بگذارد و به اميد يافتن شغلي نامطمئن راهي دياري دور شود؛ آن هم سرزميني که مي داند نه تنها کسي به وي خوشامد نمي گويد که حکم دستگيري اش را هم دارند. براي حل چنين مشکلاتي چه راه حلي بدتر از آنکه خانواده فراري را به کمپ مهاجراني بفرستيد که شرايطش را به مراکز خيريه قرن دوازدهم تشبيه مي کنند؟

تعداد روهينگيايي ها در ميانمار 750 هزار نفر است. اما حزب، هرگز آنها را در بين 135 نژاد ملي که در اکثر کشورهاي بودايي وجود دارد به حساب نياورده است. اين رنج در کنار بيگاري هاي اجباري، دستگيري هاي مستبدانه، زمين هاي دزدي و حتي گرسنگي تا سر حد مرگ، خانواده هاي فراري را به کمپ موقت مي کشاند. (يک پناهگاه همجوار توسط انجمن مهاجران سازمان ملل براي 20 هزار ساکن تدارک ديده شده که آب آشاميدني، برق و ديگر امکانات اوليه را دارد و با نام کمپ کوتوپالونگ شناخته مي شود. بعضي از روهينگياهايي بيش از يک دهه است که در اين کمپ زندگي مي کنند.)

هر روز تعداد روهينگيايي هايي که بي جا و مکان، آفتاب سوخته و مبهوت قدم به اين کمپ بنگلادشي مي گذارند، بيشتر مي شود. تازه واردها اغلب آنقدر رنج ديده اند که حتي از گفتن داستان ملال آور فرارشان براي ماموران امداد هم ناتوان هستند.

مابقي يک ميليون نفر روهينگيايي در سراسر دنيا پراکنده شده اند که جدا از آسياي جنوبي، در تايلند و اندونزي، بسياري شان حتي به سمت عربستان سعودي و پاکستان هم پيش رفته اند. مردان روي آسفالت خيابان هاي فقيرنشين رياض دراز مي کشند و تورهاي ماهيگيري شان را در درياي آندامان مي اندازند. قايق هاي ريکشا در جاکارتا را به آب مي اندازند. بچه ها هم با آن دست هاي کوچک شان در جاکارتا ماهي ها را پوست مي کنند و قالي مي بافند. اما هيچ کشوري روهينگيايي ها را تاييد نمي کند و هيچ کشوري به آنها خوشامد نمي گويد. در اين دنياي بي اعتقادي بسياري از آنها ايمان خود را حفظ کرده اند. يکي از امدادرسانان مي گويد؛ «آنها اعتقاد دارند به طور حتم الله حفظ شان مي کند.»

منبع؛ هرالد تريبون
افزايش خشونت هاي نژاد پرستانه در آلمان
بنا بر آمار وزارت کشور آلمان، شمار درگيري هاي نژاد پرستانه در اين کشور در سال گذشته ميلادي به طرز چشمگيري افزايش يافته است. بيش از 14 هزار جرم در همين زمينه به ثبت رسيده و 773 نفر از سوي نژادپرستان زخمي شده اند. سه سال پيش، يعني در سال 2006 ميلادي نژادپرستان رکورد جديدي را در آلمان از خود بر جاي گذاشتند. در آن سال وزارت کشور آلمان اعلام کرد بيش از 12 هزار جرم در اين زمينه به ثبت رسيده که 726 مورد از آنها به خشونت منجر شده است. براي بسياري از آلماني ها اين آمار و ارقام تکان دهنده بود. اما به تازگي مشخص شده است ميزان جرم هاي نژاد پرستانه در سال 2008 رکورد آن سال را هم پشت سر گذاشته و به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا کرده است. نکته قابل تامل در اين ميان به قتل رسيدن يک مرد 55 ساله در ماه ژوئيه سال گذشته بود. هم اکنون پرونده دو عضو از گروه هاي نژادپرست به دليل ارتکاب اين قتل روند بررسي را در دادگاه طي مي کند. اين دو مرد متهم هستند که بدون داشتن دليل و انگيزه، قرباني را به طرز خشونت آميزي به قتل رسانده اند.
در کابل ديگر کسي طلا نمي خرد
بي بي سي؛ تاجران طلا مي گويند اخيراً بازار طلا در کابل به شدت افت کرده و شمار مشتريان اين فلز گرانبها به دليل بدي وضع اقتصادي خانواده ها بسيار کم شده است. يکي از معروف ترين بازارهاي طلا در افغانستان در کنار «سراي شهزاده»، در مرکز شهر کابل است که در آن ده ها طلافروشي در کنار هم قرار دارند. اين بازار در گذشته از رونق خوبي برخوردار بود ولي حالا نسبتاً سرد به نظر مي رسد و مغازه داران اين بازار مي گويند ديگر مشتريان آنها کمتر به اين مغازه ها سر مي زنند.

محمد ولي يکي از مغازه داران اين بازار شرايط بد اقتصادي مردم را از دلايل عمده يي مي داند که بازار فروش طلا را سرد کرده است.

آقاي ولي گفت؛ «خريداري وجود ندارد. روزبه روز سرمايه ما کم مي شود.» مسيح الله يک مغازه دار ديگر در بازار طلاي کابل افزايش بهاي طلا را نيز از ديگر دلايلي مي داند که باعث کم رنگ شدن بازار طلا در افغانستان شده است. او گفت؛ «براي اينکه قيمت طلا بالا رفته بازار کمي سرد شده است. وضعيت فعلي بازار طلا چندان خوب نيست. بنابراين مردم آنقدر طلا نمي خرند و مراجعه هم نمي کنند.»

مسوولان اتحاديه زرگران و طلافروشان شهر کابل مي گويند افزايش بهاي طلا در بازارهاي جهاني و افزايش تعرفه هاي گمرکي در افغانستان نيز بر بازار طلا در اين کشور تاثير داشته است.

ذبيح الله معاون اتحاديه زرگران و طلا فروشان کابل گفت؛ «حالا مشکل اساسي ما اين است که وقتي طلا را از دوبي وارد مي کنيم، دولت تعرفه گمرکي طلا را بسيار بالا برده و تا 12 درصد ارزش آن، سود گمرکي مي گيرد.»

مسيح الله مغازه دار طلا مي گويد؛ حدود يک سال پيش او در روز 70 تا 80 مشتري داشته است اما اکنون شمار مشتريان او روزانه به سختي به 10 نفر مي رسد. مسيح الله مي گويد؛ اگر وضعيت بازار طلا به همين شکل ادامه يابد، ممکن است بازار طلا در افغانستان در آينده نه چندان دور با رکود جدي مواجه شود.او مي گويد؛ به همين دليل و شرايط سختي که دولت بر واردات طلا وضع کرده، برخي ها دست به وارد کردن غيرقانوني طلا به کشور زده اند. او مقررات پيچيده تجارت طلا و بالا بودن تعرفه گمرکي را از عوامل اصلي واردات غيرقانوني طلا مي داند اما وزارت دارايي افغانستان، اظهارات مسوولان اتحاديه زرگران و طلافروشان کابل مبني بر افزايش تعرفه گمرکي طلا را رد مي کند. عزيز شمس سخنگوي وزارت ماليه در گفت وگو با بي بي سي تاکيد کرد تعرفه گمرکي طلا نسبت به ديگر لوازم آرايشي و تجاري بسيار کم است.شمس هم از واردات طلا از راه هاي غيرقانوني ابراز نگراني کرد. او گفت وزارت دارايي تلاش مي کند راه هايي را براي جلوگيري از واردات غيرقانوني طلا به کشور جست وجو کند.

با اين همه استفاده از طلا به عنوان بخشي از لوازم زينتي در افغانستان هنوز هم در ميان زنان ثروتمند به کلي از چشم نيفتاده است. شماري از خانواده ها با وجود گراني طلا، خود را در برخي موارد مجبور به خريد آن مي دانند. به ويژه خريد طلا براي تازه عروسان در افغانستان معمول و گاهي الزامي است.

داوود يکي از مشتريان طلا در بازار طلاي کابل گفت؛ «من براي خريد طلا به اين بازار آمده ام تا يک النگو براي همسرم به عنوان هديه بخرم، قيمت اين النگو 4800 افغاني است که تقريباً معادل 90 دلار مي شود.» او افزود؛ «اين واقعاً گران است اما مجبورم آن را بخرم، به دليل اينکه خريد طلا در جامعه ما ضروري شده است، وگرنه من هيچ گاه اين اندازه پول براي خريد طلا مصرف نکرده ام.» با اين حال در ميان فقر گسترده و درگيري روزمره مردم با دشواري هاي زندگي در افغانستان، شمار کمي هم هستند که با مشکل پسندي شان درگيرند و طلا را جزء لوازم زينتي مي دانند. آنان در جست وجوي زيورآلات قيمتي تر از طلا هستند. اکنون الماس زينت بخش دست و گردن اين اقليت معدود در محافل نامزدي، عروسي ها و مهماني ها است.
مادربزرگ هاي نيويورکي و بحران اقتصادي
نيويورک تايمز؛ از مادربزرگ هاي خانه نشين که غذايشان را موسسات خيريه تامين مي کنند تا بازنشستگان بيماري که از پرداختن هزينه درمان شان ناتوانند، اغلب کهنسالان امريکايي از اينکه بحران اقتصادي حتي روي دوش آنها نيز سنگيني مي کند، ناراضي هستند و گروهي با نام«بي عدالتي بزرگ» را تشکيل داده اند.

در نيويورک عايدي ماليات ها ناگهان کاهش يافته و ارائه خدمات به کهنسالان تقريباً قطع شده است. بسياري از ساکنان پير اين منطقه صرف ميلياردها دلار هزينه براي رونق دوباره وال استريت و بانک هاي ورشکسته را در برابر شرايط بغرنج زندگي خود، ناعادلانه توصيف کرده و به شدت عصباني هستند.

دولورس گرين 68ساله بازنشسته است و با کوپن ماهانه 740 دلاري سازمان رفاه اجتماعي روزگار مي گذراند. او ناچار است ماهي 719 دلار اجاره بپردازد و در نهايت با 21 دلار باقيمانده ديگر نيازهايش را برطرف کند. غذاي اين بانوي سالخورده توسط کوپن هايي که دولت فدرال براي کمک به فقيران اختصاص داده تامين مي شود اما وي نگران است که مبادا کمک هزينه درمان بيماري ديابتش را کاهش بدهند. او در تاييد اين وضعيت مي گويد؛«من پيغامي از مسوولان دريافت کردم. آنها ممکن است به من دو يا سه دلار بدهند.» جالب اينکه در چنين شرايط دشواري او بايد نگران دخترش هم باشد که بعد از 25 سال شغلش را از دست داده است؛ «او تازه براي دريافت کوپن هاي غذا اقدام کرده و بايد شکم دو فرزندش را هم سير کند. درست به همين دليل او نمي تواند به من کمک کند، چون دو فرزندش به کمک او احتياج دارند.» دوست اين روزهاي سخت خانم گرين، آليس جردن، امروز 80 سال دارد و پيش از آنکه پوکي استخوان و فشار او را زمينگير کند معلم مدرسه بوده است. خانم جردن مي گويد سهميه غذايش از 180 دلار به 54 دلار کاهش پيدا کرده و نمي داند بايد با اين پول چطور تا آخر ماه دوام بياورد.

اداره رسيدگي به امور سالخوردگان نيويورک که بيش از 300 موسسه نگهداري از شهروندان کهنسال را تحت پوشش دارد و خدمات مختلفي از جمله رساندن غذا، پرداخت کمک هزينه اجاره محل سکونت و هزينه هاي درمان سالخوردگان را ارائه مي دهد، در سال 2009 با کاهشي چهار ميليون دلاري بودجه اش را به 285 ميليون دلار رسانده و قرار است تا سال 2010 بيش از 5/9 ميليون دلار از اين مبلغ را هم صرفه جويي کند.

جدا از اين مسائل نيويورک که 20 درصد درآمد خود را از پرداخت ماليات وال استريت تامين مي کرد، براي پر کردن کمبود بودجه 13 ميليارد دلاري در سال 2009، در برنامه يي بودجه در نظر گرفته شده براي خدمات درماني و رفاهي سالخوردگان را کاهش داده است.
عناوين اين صفحه
با ايمان، آواره و بي نشان
افزايش خشونت هاي نژاد پرستانه در آلمان
در کابل ديگر کسي طلا نمي خرد
مادربزرگ هاي نيويورکي و بحران اقتصادي
مکزيکي ها به امريکا مي روند
هشدار مشهورترين هکر جهان به اوباما
سرعت گرمايش زمين بيش از پيش بيني ها است

مکزيکي ها به امريکا مي روند
آسوشيتدپرس؛ مقامات مهاجرت مکزيک اعلام کردند مهاجرت غير قانوني از اين کشور به ديگر نقاط جهان به ويژه به ايالات متحده امريکا دو برابر شده است که اين خود به يک معضل بدل شده و امکان کاهش جمعيت در مکزيک وجود دارد. مقامات امور مهاجرت مکزيک طي بيانيه يي رسمي اعلام کردند بسياري از ساکنان مکزيک چه به صورت قانوني و چه غير قانوني به امريکا مهاجرت کرده و اين کار را معمولاً براي يافتن کار و زندگي بهتر انجام مي دهند. به همين دليل، مهاجرت از مکزيک به يک مساله ملي بدل شده است؛ چرا که بر اساس گزارشات موجود طي يک دوره يک ساله، 50 درصد از جمعيت شهرهاي مرزي اين کشور با امريکا به يکباره تصميم به مهاجرت گرفتند. «ادواردو سوجو» رئيس مرکز آمار مکزيک طي بيانيه يي اعلام کرد که بايد نسبت به کاهش روند مهاجرت مردم از مکزيک به ويژه به ايالات متحده امريکا راهکاري مطرح کرد. اين مساله باعث شده مردم خانه ها و مزارع خود را بفروشند تا با پول آن به امريکا مهاجرت کنند، اين کار درست نيست. وي در ادامه يادآور شد؛ اين در حالي است که از افرادي که از مکزيک به امريکا يا ديگر نقاط جهان مهاجرت مي کنند، کمتر از نصف به مکزيک باز مي گردند و اين مساله بسيار ناراحت کننده و غير قابل باور است. «آگوستين اسکوبار» از تحليلگران مسائل انساني در مکزيک در اين باره معتقد است بسياري از ساکنان مکزيک که به صورت گروهي و خانوادگي اقدام به مهاجرت غير قانوني يا قانوني مي کنند، از اين مساله آگاه نيستند که اقدام شان بر فرزندان و زندگي آينده آنها تاثير منفي مي گذارد؛ چرا که کودکان فرهنگ مکزيک را به طور کامل از ياد مي برند و کسي هم به آنها آموزش نخواهد داد. «آيرا ملمان» سخنگوي فدراسيون مهاجران به امريکا در اين باره خاطرنشان کرد؛ هنگامي که مکزيکي ها به امريکا يا ديگر نقاط جهان مهاجرت مي کنند، اکثراً نمي توانند خودشان را با شرايط جديد سازگار کنند؛ از اين رو به مشکلات پيچيده يي بر مي خورند.


هشدار مشهورترين هکر جهان به اوباما
رويترز؛ کوين ميتنيک مشهورترين هکر جهان در گفت وگو با فاکس نيوز اعلام کرد رخنه به گوشي BlackBerry باراک اوباما رئيس جمهور ايالات متحده امري دشوار و در عين حال «امکان پذير» است. او گفت؛ براي نيل به اين هدف، شخص بايد بسيار هوشمندانه و دقيق عمل کند، اما به هر حال هستند افرادي که از پس انجام اين کارها بربيايند. کوين ميتنيک که اسطوره دنياي هک به شمار مي رود، به جرم نفوذها و هک هايي که در دهه 90 انجام داد، به حدود پنج سال زندان محکوم شد. وي در حال حاضر به عنوان مشاور امنيت رايانه، فعاليت مي کند. ميتنيک گفت؛ اگر من يک نفوذگر بودم، به حلقه دوستان نزديک اوباما و نيز خانواده و اطرافيان وي نگاهي مي انداختم و سعي مي کردم به رايانه هاي خانگي آنها رخنه کنم. هدف، به دست آوردن اي ميل اوباما در BlackBerry است. هکرها به طور تئوريک براي به دست آوردن اي ميل اوباما مي توانند اي ميلي براي وي ارسال کنند و در آن بکوشند او را به بازديد از يک سايت بکشانند تا از اين طريق «کدهاي مخرب» را به سوي اوباما روانه سازند. اخبار مربوط به تلفن BlackBerry اوباما تاکنون از زواياي مختلف در سطح جهاني بازتاب داشته است. به عنوان مثال «موسسه پژوهش و آموزش همکاران سيستم» چندي پيش با درج خبري اعلام کرد؛ گزارش هايي مبني بر اينکه اوباما احتمالاً تلفن Blackberry خود را نگه خواهد داشت، بسياري را در کانادا خوشحال کرده است. براي شرکت توليدکننده Blackberry موسوم به

Research In Motion اين خبر به مفهوم چهار سال تبليغ مجاني توسط مشهورترين فرد امريکا است.


سرعت گرمايش زمين بيش از پيش بيني ها است
آب و هواي کره زمين با سرعتي بيش از آنچه تاکنون تصور مي رفت، گرم مي شود. به گفته دانشمندان، دليل اصلي اين امر روند شتاب گيرند ه انتشار گاز دي اکسيدکربن در کشورهاي در حال رشدي مانند چين و هند است. کريستوفر فيلد محقق آب و هوا در کنفرانس سالانه انجمن امريکايي پيشبرد علم يا AAAS روز شنبه در شيکاگو گفت، انتشار گاز دي اکسيد کربن در سال هاي دهه 90 ، 9/0 درصد در سال افزايش مي يافت، در حالي که اين رقم اکنون به سه و نيم درصد رسيده، يعني سه برابر شده است. فيلد دليل اصلي اين روند را مصرف هر چه بيشتر زغال سنگ براي توليد انرژي در کشورهاي در حال توسعه خواند. او گفت، جوامع تمايل دارند از ارزان ترين منبع، يعني زغال سنگ، براي توليد انرژي استفاده کنند. کريستوفر فيلد از دانشگاه استنفورد و موسسه کارنگي و همچنين عضو IPCC يا هيات بين المللي تغييرات آب و هوايي است. او يکي از کساني بود که در نوشتن گزارش چهارم اين هيات در فوريه 2007 نقش داشتند. فيلد و همکارانش بيش از همه نسبت به ذوب يخ هاي قطب شمال و خطر آتش گرفتن جنگل ها در مناطق استوايي ابراز نگراني کرده اند. فيلد خاطرنشان ساخت تاکنون رطوبت جنگل هاي باراني استوايي عاملي براي حفاظت آنها بوده است اما دماي هوا مي تواند آنچنان بالا برود که اين رطوبت توان مقاومت نداشته و آتشي گسترده به جان اين جنگل ها بيفتد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام