امير پوريا
کمتر از يک هفته پيش، با برگزاري مراسم اهداي جوايز آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي امريکا موسوم به جوايز اسکار در سال 2009، دنياي سينما نخستين نشانه هاي سياست «تغيير» باراک اوباما رئيس جمهور جديد اين کشور را مشاهده کرد؛ مراسمي که طي سال هاي اخير، بيشترين توجهات خود را شامل حال فيلم هاي مستقل متفاوتي چون «جايي براي پيرمردها نيست» برادران کوئن يا «تصادف» پل هگيس کرده بود، امسال نيز البته ظاهراً يک فيلم مستقل را مطرح و تحسين کرد، با اين تفاوت که هشت اسکار اين فيلم، «ميليونر زاغه نشين» ساخته دني بويل، در واقع داشت همان قصه قديمي روياي امريکايي را تحقق مي بخشيد. شخصيت هاي هندي فقير و آواره فيلم در کوران حوادث، بالاخره به پول و عشق و امنيت دست مي يافتند و اميدبخشي خوشبينانه و افراطي فيلم در پايانش، بي ارتباط با شعارهاي فقرزدايي و اميدزدايي دوران سياسي جديد و وعده هاي اوباما نبود. آکادمي برخلاف رويه اخير تلخ گرايي اش، امسال در هر جايزه مهم و متمايل به مفاهيم فيلم ها مثلاً در جوايز فيلمنامه تاليفي و اقتباسي که به ترتيب به «ميلک» و «ميليونر زاغه نشين» اهدا شد، در جست وجوي نمونه هايي بود که يا ميل به دگرگوني را ترويج و تهييج کنند يا در نهايت سروته تمام رنج و مصيبت ها را با فرجامي خوش و سرشار از اميد، هم آورند. بنابراين تلخي عميق «جاده رولوشنري / مسير تحول» سام مندس جاي ويژه يي در کانديداهاي بخش هاي اصلي و مهم پيدا نکرد، مفهوم غريب و واژگون «گذر عمر» در «ماجراي عجيب بنجامين باتن» با دريافت تنها سه جايزه فني به طور کامل از دايره تاييد آکادمي بيرون ماند و حتي «فراست / نيکسون» به عنوان فيلمي با نگرش متعهد سياسي، هيچ برنده يي در شب اسکار نداشت تا ثابت شود «تغييرات» بنا نيست جز خوشبيني، حاصل ديگري عايد سينما کند. به اين ترتيب، فاصله نسبي ايجادشده ميان فيلم هاي محبوب عوام و فيلم هاي برنده اسکار که در اين دو سه سال با نوع تعيين برگزيدگان، به خصوص در رشته بهترين فيلم که همه اعضاي آکادمي در انتخاب آن نقش دارند، شکل گرفته بود، با تاييد همه جانبه «ميليونر زاغه نشين» به يکباره از ميان برداشته شد. حالا همه روياپردازان شيفته سينماي امريکا و خيالبافي هايش که منجر به حذف ناگهاني اختلاف طبقاتي در فيلمي چون «ميليونر زاغه نشين» مي شود، در هر گوشه و کنار دنيا مي توانند به اين دل خوش دارند و از اين تبسم بر لب بنشانند که ديده اند در پايان مراسم يکشنبه شب هفته گذشته، بچه هاي تا ديروز گمنام هندي به عنوان بازيگران نقش هاي پاپتي فيلم محبوب آکادمي، تا روي سن اسکار هم رفته اند. تحقق روياي امريکايي به ندرت تا اين حد جهاني شده بود. گويا سينماي امريکا بعد از اين همه سال واقع بيني اجتماعي و انساني که از فيلم هاي معترض ولي بدون تاريخ مصرف دهه 1970 آغاز شده بود، بار ديگر قصد کرده به دوران پيش از آن بازگردد، به سال هايي که خود به تنهايي منبع انتشار اميد و خوشبيني به جهانيان بود. چه اهميتي دارد که اين اميدها، واهي و استثنايي و تعميم ندادني باشند؟ مهم اشک هاي شوقي است که در انتها به چشمان تماشاگر خندان و راضي مي آورند،
---
مراسم امسال با اجراي هيو جکمن بازيگر بلندبالاي استراليايي الاصل سينماي اين دوران برگزار شد. جکمن که براي عموم فيلم بين هاي ايراني با نقش وïلورïين در مجوعه فيلم هاي «افراد ايکس» و براي بينندگان خاص تر با نقش دون ژوان جنايتکار فيلم «خبر داغ / Scoop» وودي آلن شناخته شده است، در همان آغاز مراسم با اجراي ترانه يي طولاني و چندبخشي، توانايي هاي صداي خود را نيز به رخ کشيد. در اين ترانه که اجرايش با بخش هايي از قصه و المان هايي از دکور فيلم هاي «ميليونر زاغه نشين»، «ماجراي عجيب بنجامين باتن»، «کتابخوان» و «فراست / نيکسون» همراه بود، در واقع فيلم هاي مهم و کانديداهاي اسکار بهترين فيلم امسال با شوخي هاي معمول در اجرا و در متن اشعار، معرفي و تحسين مي شدند. جايي از اين ترانه، جکمن به شوخي اقرار مي کرد که هنوز فيلم «کتابخوان» ساخته استيفن دالدري (همان کارگردان فيلم ساعت ها) را نديده است و اين اشاره يي بود به فروش پايين تر از حد انتظار اين فيلم در سينماهاي امريکاي شمالي. جاي ديگري از اين آهنگ هم جکمن ناگهان آن هاتاوي بازيگر 27ساله کانديداي زن نقش اصلي امسال براي فيلم «ريچل داره عروسي مي کنه»را از رديف اول روي صحنه کشاند و او که تظاهر به غافلگير شدن مي کرد، بخشي از آهنگ را به اتفاق جکمن اجرا کرد. در آغاز اهداي جوايز تصاويري از لحظات اسکار گرفتن بازيگران زن نقش مکمل دوره هاي مختلف حتي دو سه دهه اول که تصاوير گزارش هاي مراسم هنوز سياه و سفيد بود روي پرده رفت و از ميان آنها پنج نفر از مشهورترين برندگان اين جايزه يعني ووپي گلدبرگ، تيلدا سوئينتن، آنجليکا هيوستن، اوامري سينت و گلدي هاون روي صحنه آمدند و در نهايت اسکار امسال بازيگر زن نقش مکمل را به پنه لوپه کروز براي فيلم «ويکي کريستيانا بارسلونا» ساخته وودي آلن اهدا کردند. کروز جايزه يي را مي گرفت که سال گذشته در بخش بازيگران مرد، هموطنش خاوير باردم براي نقش آدمکش آرام و غريب «جايي براي پيرمردها نيست» برنده آن شده بود. کروز هم مانند باردم تشکراتش را به زبان اسپانيولي و خطاب به هموطنان و همزبانانش به پايان برد. درست بعد از اين جايزه تصاويري از فيلمنامه هاي کانديداي دو رشته فيلمنامه تاليفي (ارژينال) و فيلمنامه اقتباسي پخش شد که با جزييات جذابي همراه بود؛ در مورد هر فيلم متن نوشته هاي يکي از صفحات فيلمنامه روي پرده مي آمد و گوينده ها آن را به سرعت مي خواندند و اندکي بعد تصوير نهايي همان سکانس فيلم را مي ديديم. همه بخش ها طوري انتخاب شده بود که هم توصيف حرکات و حالات و هم ديالوگ هاي مختصري را دربر داشته باشد و هر دو قابليت متن را يکجا به نمايش بگذارد. اهداکنندگان جوايز اين بخش که استيو مارتين و تينافي کمدين هاي هم بازي مجموعه تلويزيوني «30 ROCK» بودند و طبعاً شوخي هاي کلامي چاشني کارشان بود جايزه فيلمنامه تاليفي را به داستين لنس بلک براي «ميلک» و اسکار فيلمنامه اقتباسي را مانند مراسم گلدن گلاب، «به سايمون بوفوي» براي «ميليونر زاغه نشين» سپردند.
فيلمنامه نويس جوان فيلم «ميلک» هم از اين فرصت براي افزايش فضاي تبليغاتي احقاق يا افزايش حقوق همجنس گرايان در جامعه امريکا بهره کافي برد و حتي موفق شد با رفتار و لحن احساساتي اش بخشي از بينندگان مراسم را به دلسوزي رقيق تر وادارد. بعد از جوايز فيلمنامه، جک بلک کمدين کوتاه قامت و محبوب اين سال ها و جنيفر آنيستون بازيگر تلويزيون و سينما و همسر سابق برد پيت به روي صحنه آمدند تا جوايز بخش انيميشن را اعلام و اهدا کنند. آنها که هر دو تجربه هايي در دوبله کارتون ها دارند و بخشي از شهرت شان به صدا سازي شخصيت هاي انيميشني است، به شکلي قابل پيش بيني اسکار انيميشن بلند سال را به «وال - اي» محصول کمپاني پيکسار و اندرواستنتون سازنده آن اهدا کردند. جايزه انيميشن کوتاه نيز به کارگردان ژاپني فيلم «خانه يي از مکعب هاي کوچک» کونيو کاتو تعلق گرفت. سارا جسيکا پارکر و دانيل کريک، جوايز طراحي صحنه و لباس و گريم را پشت سرهم و بدون وقفه ويژه تبليغات، اهدا کردند. از اين سه جايزه، دو اسکار يعني طراحي صحنه و گريم به «ماجراي عجيب بنجامين باتن» رسيد و جايزه طراحي لباس نيز به فيلم «دوشس» و طراح مشهور آن مايکل اوکانر. اين جوايز رفته رفته نشان مي داد فيلم فينچر تنها به عنوان يک اثر صاحب تکنيک و استانداردهاي فني بالا مورد توجه حداقلي اعضاي آکادمي قرار گرفته. عبارت «رومانس 2008» که روي پرده نقش بست، مشخص شد بخش بعدي مراسم به فيلم هاي مرتبط با روابط عاطفي در سال اختصاص دارد. البته اين بخش مانند دو نوبت بعدي که مراسم به سراغ «ژانر/قالب» هاي مشخص سينمايي رفت، تنها به نمايش تصاوير گزيده يي از فيلم ها مي پرداخت و بنا نبود به اعلام جايزه يي منتهي شود. در لابه لاي اين تصاوير، تاکيد بر جلوه هاي عجيب و خاص روابط عاطفي در چند فيلم، متمايز از بقيه به چشم مي آمد؛ «وال- اي» که عشق بين دو روبات را به معصومانه ترين شکل ممکن نشان مي داد، «ميلک» که تصويرش از همنشيني مردانه متفاوت با بقيه فيلم ها بود و البته «جاده رولوشنري» که طنين فرياد «ازت متنفرم» زن و مردش (کيت وينسلت و لئوناردو دي کاپريو) ميان آن همه لحظه هاي عاشقانه، حضور تلخي هاي ضد رمانتيک و واقع نگرانه اين دوران را يادآوري مي کرد. هرچند آکادمي کوشيده بود با جهت گيري در تقسيم جوايز، اين تلخي ها را نهان نگه دارد. حضور بن استيلر با گريمي توام با ريش و موي انبوه و عينک آفتابي بسيار تيره و آدامسي در دهان، آن هم در کنار بازيگر ملايم و متيني چون ناتالي پورتمن روي سن، تضاد کميک مفرحي پديد آورد. استيلر در نقش آدم بي ربطي که هيچ چيز از فضا و رسم شب اسکار نمي داند، بعد از انواع بي توجهي ها و حرف هاي ناشيانه، گفت از فرط بيکاري تصميم دارد فيلمبردار شود و بعد آن دو به اتفاق اسکار فيلمبرداري را از بين فيلم هاي «کتابخوان»، «ماجراي عجيب بنجامين باتن»، «بچه عوضي»، «شواليه تاريکي» و «ميليونر زاغه نشين»، جايزه را به آنتوني داگ مîنتل براي «ميليونر زاغه نشين» اهدا کردند. با اين جايزه، به تدريج اسکارهاي مهم تر فيلم شروع شد و احتمال صدرنشيني آن در ميان فاتحان اسکار هشتادويکم را بيشتر کرد. بعد از پخش گزيده يي از کمدي هاي سال و پيش از جوايز بخش مستند، هيو جکمن در کنار بيانسه ترانه يي اجرا کردند که از موزيکال هاي مشهور و اشعار و حرکات موزون «داستان وست سايد»، «بانوي زيباي من» و «آواي موسيقي» تا «ماما ميا» که محبوب ترين کمدي- موزيکال سال بود، ترکيبي از انواع قطعات مشهور در آن شنيده و ديده مي شد.
در اجراي اين ترانه، آماندا سيفريد بازيگر اصلي «ماما ميا» و جيرد لتو به جکمن و بيانسه پيوستند. جوايز مستند در کمال تعجب به فيلم ورنر هرتسوگ، «کارت پستال هايي از انتهاي دنيا» تعلق نگرفت و اسکار مستند بلند را سازنده فيلم «مرداني روي بند» دريافت کرد. در حالي که شخصيت بندباز محور اين فيلم، با خوشحالي در کنار کارگردان به روي صحنه آمد و ضمن آکروبات بازي با مجسمه اسکار روي پيشاني اش، سکه شانسي را که مي گفت ورنر هرتسوگ به او داده، در دستانش ناپديد کرد. اما خود هرتسوگ از جايزه يي که مقلدانش مي گرفتند، بي نصيب ماند. جايزه مستند کوتاه نيز به مگان ميليان براي فيلم «خوکچه خوش خنده» اهدا شد. ادي مورفي کمدين سياهپوست جايزه بزرگداشت جين هرشولت به پاس رفتارها انسان دوستانه را به جري لوئيس کمدين بزرگ سينماي دوران بعد از کلاسيک اهدا کرد. مورفي که يک بار در بازسازي «پروفسور ديوانه» همان نقش جري لوئيس در نسخه اول اين فيلم را بازي کرده، اين جايزه را «اسکاري از سوي يک پروفسور ديوانه به ديگري» ناميد. دو اسکار موسيقي متن و ترانه، هر دو به طور متوالي به آ.ر. رحمان هندي براي موسيقي فيلم «ميليونر زاغه نشين» و ترانه «جاي هو» از همين فيلم اختصاص يافت. اين اتفاق در حالي رخ داد که هنگام اجراي زنده موسيقي پنج فيلم کانديدا، حين شنيدن هر کدام به خود مي گفتي اين يکي برنده است؛ مگر آخري که به جاي ارکستراسيون دقيق و ترکيب بندي اندوهگين و دلپذير چهار قطعه قبلي، ضرب و ريتمي زورکي و نيم بند با هيجاني با سمه يي داشت و اتفاقاً همين موزيک متن «ميليونر زاغه نشين» فيلم برنده اين دو رشته بود، با اين اوصاف، رحمان خان هندي عملاً در کنار دني بويل به عنوان کارگردان و يکي از تهيه کنندگان «ميليونر زاغه نشين»، تنها مردان دو اسکاري شب دوشنبه هفته گذشته بودند. جايزه بعدي، بهترين فيلم غيرانگليسي زبان بود که بدون حضور نماينده ايران «آواز گنجشک ها» در بين انتخاب هاي آکادمي، به دست ليام نيسن بازيگر مشهور نقش اسکار شيندلر و فريد اپينتو دخترک هندي بازيگر
«ميليونر زاغه نشين» اهدا مي شد. در حالي که همه منتظر اهداي جايزه به فيلم «والس با بشير» برنده گلدن گلوب همين رشته بودند، اسکار فيلم خارجي به فيلم ژاپني «شکست ها» ساخته يوجيرو اوکاتا تعلق گرفت. اين اتفاق با توجه به مضمون ضداسرائيلي فيلم «والس با بشير»، کاملاً معني دار به نظر مي رسيد. گويا دولت اوباما و دوران تغييرات در هر چه دگرگوني ايجاد کند، نيازي به تغيير در مواضع يهودمحورانه سينماي امريکا احساس نمي کند. از اينجا به بعد، اهداي جوايز مهم و اصلي آغاز شد و درست پيش از شروع اين بخش، سيد گينس رئيس آکادمي علوم و هنرهاي سينمايي امريکا بدون حتي يک کلمه سخنراني و صحبت (قابل توجه مسوولان سينمايي ما،) از صندلي خود بلند شد و دستي براي حضار تکان داد و باز نشست تا ريزويترسپون برنده اسکار بازيگر نقش اول زن براي «روي خط راه برو»، اسکار کارگرداني را به دني بويل براي «ميليونر زاغه نشين» اهدا کند. بعد از جوايز بازيگر زن و مرد اصلي که به ترتيب به کيت وينسلت براي «کتابخوان» و شان پن براي «ميلک» اهدا شد، نوبت به حضور استيون اسپيلبرگ بر روي صحنه رسيد تا جايزه بهترين فيلم را - بار ديگر به شکلي قابل پيش بيني - به «ميليونر زاغه نشين» بسپارد. اسکار هشتاد و يکم با اجرايي نسبتاً قابل قبول، دکور، برنامه ريزي، طراحي و کارگرداني بسيار جذاب، شوخي هاي نه چندان پر و پيمان و مفرح و با داوري کاملاً اميد محور در آغاز دوران جديد و رياست جمهوري اوباما، مي خواست خوشبيني ها و خوشدلي ها را به مردم امريکا يادآوري کند و دنيا را بار ديگر پاي روياپردازي هاي اين سينما بنشاند. اينکه «ميليونر زاغه نشين» طراوت و تازگي دارد يا نه، و اينکه خوشبيني هاي نهايي اش باورپذير مي نمايد يا نه، اصلاً - يا چندان - مهم نبود. براي آکادمي مهم اين بود که دوران تازه را با يأس و تلخ انديشي فيلم هاي برنده دو سه سال اخير شروع نکند. گويي در اين چند سال با تغيير ذائقه يي که ظاهراً به نظر مي رسيد دچارش شده، فريب مان داده بود.