چهارشنبه، 7 اسفند 1387 - شماره 1899
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: محيط زيست
گفت وگو با پروفسور علي يخ کشي متخصص مديريت محيط زيست
همکاري دولت و شهرداري هاي آلمان براي کنترل آلودگي هوا


الهه موسوي

«تهران در سه سال اخير تنها 63 روز هواي پاک داشت.» اين خبري بود که در آستانه هواي پاک، روي سايت اغلب خبرگزاري ها به چشم مي خورد. مسائل بعدي و مناقشات بين مديران سازمان حفاظت محيط زيست و شهرداري را کم و بيش همه شنيده و خوانده ايد. آنچه مي توان از ماجراهاي اين چند سال و البته اين چند هفته دريافت، اين است؛ «مسوولان براي حل مشکل آلودگي هواي تهران و نجات جان شهروندان پايتخت نشين تعامل ندارند،» و ديگر هيچ...

متني که در پي مي آيد گفت وگويي است با دکتر علي يخ کشي فوق دکتراي مديريت محيط زيست از دانشگاه ژرژ اگوست گوتينگتن آلمان و استاد همين دانشگاه که سال ها در اين کشور زندگي کرده است.

---

-آقاي دکتر درباره عوامل آلودگي هواي کلانشهرها و چگونگي مبارزه با آنها چه فکر مي کنيد؟

ما براي آلودگي هواي تهران دو منبع داريم؛ 1- عوامل طبيعي مانند جهت وزش باد که انسان مستقيماً در آن دخالتي ندارد. نمونه عيني اش هم بادهايي هستند که از جنوب تهران به غرب اين کلانشهر مي وزند و گرد و غبار مناطق کويري ايران را به تهران مي آورند، به خصوص در پاييز و بهار که شن هاي سرخ و روان عربستان سعودي به وسيله باد به غرب و جنوب غربي ايران و در برخي موارد تا تهران هم آورده مي شود. اينها مواردي هستند که انسان کمتر در آن دخالت دارد. هرچند نمي توان گفت اصلاً دخالت ندارد، چرا که ما در ايجاد مناطق کويري دخالت داريم.

نتايج بررسي هايي که دو کارشناس اتريشي به نام «گابريل» و «بوبگ» روي گرده هاي فسيل شده در ايران انجام دادند نشان مي دهد ايران حدود 2000 سال پيش يعني در زمان هخامنشيان 90 ميليون هکتار جنگل داشته است و الان به 12 ميليون هکتار رسيده. بسيار بديهي است که دخالت انسان همراه با تغييرات آب و هوايي باعث کاهش فضاي سبز شده است. تازه اين 12 ميليون هکتار شامل همه جنگل هاي ماست و اگر بخواهيم درست تر بررسي کنيم بايد بگويم 2 ، 3 ميليون هکتار جنگل درست و حسابي هم نداريم.

2- عامل ديگر که توسط انسان و از انقلاب صنعتي به اين سو پديد آمده سوخت فسيلي مثل نفت، بنزين و گازوئيل است که از دودکش کارخانه ها و منازل خارج مي شود و گازهاي سمي و گرد و غبار در هواي کلانشهرها را پراکنده و محيط زيست را آلوده مي کند.

عواملي که به طور مصنوعي باعث آلودگي بيشتر مي شوند خودروهاي بسيار قديمي و فرسوده هستند که ميزان مصرف بنزين آنها دو برابر مصرف ماشيني است که امروزه با تکنولوژي جديد وارد بازار مي شود. خودروهايي که فرسوده هستند و موتورهايشان بنزين را درست نمي سوزانند، به طور مصنوعي گازهايي مثل دي اکسيدکربن و منواکسيدکربن و ساير گازهاي آلاينده را بيشتر پخش مي کنند و در نهايت ماشيني که 15 يا 20 سال عمر دارد، حداقل 3 تا 4 برابر خودروهاي مدل جديد هوا را آلوده مي کند. چيز ديگري که ما به آن کمتر توجه و اشاره کرده ايم موتورسيکلت ها هستند که محيط را آلوده مي کنند.

تهران و صنايع آن در واقع احتياج به يک آمايش سرزمين دارد. درگذشته ما صنايع را در نزديکي شهرها داشتيم و در دهه 50 کوشش شد اين صنايع را از شهر بيرون ببرند تا از آلودگي محيط زيست بکاهند. اين کار انجام شد. متاسفانه به جاي اينکه صنايع و کارخانه ها را خارج از شهرها بنا کنند در نزديکي شهرها بنا کردند و با گسترش شهرها به دليل رشد جمعيت، اين معضل به طور جدي رخ داد.

متاسفانه صنايع ما در غرب و جنوب غربي تهران قرار دارند، يعني دقيقاً از همان جاهايي که بادهاي موسمي مي وزد. باد از غرب و جنوب غربي به تهران مي آيد و علاوه بر گرد و غبار مناطق کويري تمام گازها و گرد و غباري که از دودکش اين کارخانه ها خارج مي شود مجدداً وارد تهران مي شود.

-بنزين بدون سرب چه اثري در آلودگي هوا دارد؟ ظاهراً گاهي مي تواند پيامدهاي منفي نيز داشته باشد.

سرب ماده يي سمي است که براي خشک سوزي بنزين به کار مي رفت و حذف آن از بنزين حرکتي مثبت است. اين حرکت در اروپا هم انجام گرفت. تمام ماشين هاي جديد داراي کاتاليزاتور هستند و احتياج به ماده خشک سوز ندارند، اما ماشين هاي قديمي اين دستگاه را ندارند که بايد براي اين مشکل فکري شود.

-تجربه کشورهاي صنعتي در اين رابطه چيست؟

در کشور آلمان که سال ها در آنجا زندگي و تدريس کرده ام دولت با همکاري شهرداري ها در شش ماه اول به رايگان، کاتاليزاتورها را روي موتور نصب کردند. براي شش ماه دوم سال، گفتند 50 درصد هزينه را ما مي دهيم، بقيه آن با شما. پس از پايان يک سال گفتند اگر ماشيني بدون کاتاليزاتور در خيابان ديده شود، آن را جمع مي کنيم. کمااينکه همين کار را هم کردند. چرا؟ چون اين ماشين نمي تواند بنزين بدون سرب را بسوزاند و در نهايت آلودگي هوا را بيشتر مي کند؛ موضوعي که ما در ايران به آن کمتر توجه مي کنيم.

آلمان 15 سال پيش اين طرح را پياده کرد و الان در آنجا ماشيني نيست که کاتاليزاتور نداشته باشد.

-اين کاتاليزاتورها دائمي هستند و از کار نمي افتند؟

بله، دائمي هستند. ممکن است فيلتر و... آن را عوض کنند، ولي خود دستگاه کاتاليزاتور، به موتور نصب شده و دائمي است.

-آقاي دکتر، کاتاليزاتورهايي که در ايران روي خودروها نصب مي شود دو تا سه سال دوام دارد.خود اين باعث مي شود شهروندان براي مراجعات بعدي کوتاهي کنند. آيا در آلمان هم همين طور بود؟

من 15 سال در آلمان خودرو داشتم و يک بار هم کاتاليزاتور آن را تعويض نکردم. آنجا کاتاليزاتور دائمي بود. ببينيد، بالاخره اين مساله يي است که در تهران گريبانگير ما شده و ما بايد براي حل آن راه هاي متعددي را به کار بريم. آلودگي هواي تهران بسيار بالاست، به خصوص در تقاطع ها و چهارراه ها. من دلم براي مردمي که تردد مي کنند و پليس هاي راهنمايي که در چهارراه ها مي ايستند و خودروها را هدايت مي کنند، مي سوزد. دوز دي اکسيد و منواکسيدکربن بسيار بالاست. حالا منواکسيدکربن ممکن است زياد اذيت نکند، ولي منواکسيد گازي بسيار سمي است که به راحتي با گلبول هاي قرمز خون ترکيب شده، جاي اکسيژن را مي گيرد و مي تواند، حالت بيهوشي و حتي مرگ را به همراه داشته باشد. از طرف ديگر موادي که از طريق سوخت فسيلي آزاد مي شوند مثل SO2 , NO2, NO3 و امثال اينها، عوارض بسيار مختلفي را با خود به همراه مي آورند، مثل تصلب شرايين، اسپاسم ريه، بالا رفتن فشار خون و در نهايت سکته مغزي و قلبي، آسم، برونشيت و انواع آلرژي هاي چشم و پوست و... خيلي از مواد آلاينده که در هوا پخش هستند از طريق قوه جاذبه زمين به مرور به زمين سقوط مي کنند يا در اثر برف و باراني که مي آيد هوا شسته مي شود و مواد آلاينده آن، از طريق مواد غذايي مثل سبزي ها و ميوه هايي که ما در کنار خيابان آنها را مي خريم (مانند زغال اخته، زرشک و...) و آنها را بدون شستن مصرف مي کنيم، وارد بدن مان شده و عملکرد جهاز هاضمه و عملکرد ديگر دستگاه هاي بدن را مختل مي کنند. به تمام اين ليست سقط جنين، زايمان هاي نارس، تولد نوزاداني با انواع اختلالات روحي و رواني و همچنين سرطان را بايد اضافه کرد.

-پس مي توانيم نتيجه بگيريم که بين آلودگي هوا و رشد سرطان در يک جامعه ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد؟ همچنان که در حال حاضر شاهد رشد سرطان در جامعه ايران هستيم.

بله، همين طور است. به خصوص گازوئيل که حاوي ماده يي به نام «بنز پيرن » است که با آزمايش روي موش ها، سرطانزا بودن آن ثابت شده است. حال شما در نظر بگيريد گازوئيل که ماده سوختي اتوبوس ها و کاميون ها است و بسياري از رانندگان ساعت چهار صبح، پيش از انجام هر کاري، بيرون مي آيند تا موتور ماشين را گرم کنند. اين اتفاق معمولاً در فصل زمستان مي افتد و از آنجايي که گازوئيل هم ارزان است، زماني طولاني گاه يک ساعت، ماشين روشن است و مواد در حال پراکنده شدن در هواست. اين عمل هم براي خود راننده و هم براي ديگران با توجه به تعداد زياد ماشين هاي گازوئيل سوز و برخي موتورخانه هايي که هنوز با گازوئيل کار مي کنند و همچنين بسياري از کارخانه ها که از اين ماده براي سوخت استفاده مي کنند، خطرناک است.

-آقاي دکتر گوگرد چطور؟ ظاهراً اين ماده هم خطراتي بسيار جدي ايجاد مي کند.

بله، گوگرد اسپاسم ريه و تصلب شرايين ايجاد مي کند و مي تواند فشار خون را بالا ببرد و اينها همه عواملي هستند شناخته شده و از ديرباز همه اينها را مي شناسيم و با مضرات آنها آشناييم، ولي متاسفانه اقدامات لازم براي کاهش اين مواد در هوا در ايران به کندي انجام مي شود.

-بحران آلودگي هوا در کشورهاي صنعتي از چه زماني آغاز شد؟

از زمان انقلاب صنعتي آغاز شد.بحران در اروپا در زماني رخ داد که سوخت آن روز زغال سنگ بود که به مراتب بيشتر از نفت و بنزين، هوا را آلوده مي کند، چون مقدار زيادي گرد و غبار را در هوا پراکنده مي کند و همچنين مواد آلاينده ديگري که در زغال سنگ وجود دارند. از سوي ديگر صنايع با زغال سنگ کار مي کردند و وقتي فهميدند چه اثراتي روي هوا و محيط زيست مي گذارد به فکر چاره افتادند.

-چگونه به اثرات آن پي بردند؟

اولين اثر آلاينده ها بر محيط زيست و فضاي سبز بود؛ درختان و گياهاني که پژمرده و زرد مي شدند و از بين مي رفتند. بعد به اثر آلاينده ها بر انسان ها و سپس به تاثير آن بر روان انسان ها پي بردند.

-مبارزه با اين آلودگي از چه زماني شروع شد؟

اوج آلودگي ها و اوج مبارزه بعد از جنگ جهاني دوم و از دهه 50 ميلادي قرن بيستم آغاز شد. مبارزه از خود ماده اوليه آغاز شد، يعني وقتي نفت را براي پالايش مي آوردند سعي کردند با اکتان بسيار بالا باشد و در نهايت مواد آلوده کننده يي مثل گوگرد و امثالهم در آن کمتر باشد تا آلاينده هاي کمتري در هوا پخش شود. همچنين سعي کردند از زغال سنگ کمتر استفاده کنند و به جاي آن، نفت را جايگزين کنند. از سوي ديگر سعي کردند در موتورخانه ها و اتومبيل ها تکنولوژي را به کار بگيرند که مواد کمتري از سوخت هاي فسيلي را آزاد کنند، در عين حال که سرعت آنها حفظ شود. يعني به جاي 20 ليتر در کيلومتر به 10 ليتر و امروزه به پنج کيلومتر رساندند و مصرف را پايين آوردند.

-فرهنگ سازي چقدر در اين مبارزه جا داشت؟

بسيار زياد. آنها به مردم آموختند آلودگي هوا به جسم و جان و روان خودشان و فرزندان شان و نوه هايشان صدمه مي زند.معاينه فني در اتومبيل ها را به کار گرفتند که هر ساله، اجباراً انجام مي گيرد و اگر خودرويي از نظر فني نقص داشته باشد بلافاصله اجازه حرکت را از آن سلب مي کردند.

-ماشين هاي فرسوده چطور؟

در آنجا اين ماشين ها وجود ندارند. عمر متوسط يک ماشين را مثلاً 10 سال گذاشته اند و عموماً کسي ماشين بيش از 12 سال عمر ندارد. اين اتومبيل ها از گردونه خارج و بازيافت مي شود. اما در ايران خودروهاي 30 ساله و 40 ساله هم داريم و همچنين ماشين هايي که 15 و 18 ليتر بنزين مصرف مي کنند، اما در اروپا چنين بحث هايي وجود ندارد.

-درباره کنترل و نظارت بر کار کارخانه ها چطور؟

در اروپا براي کارخانه هايي که حتي در اطراف شهرها قرار داشتند، دودکش هايي با ارتفاع 150 متر به بالا تعيين کرده اند که بتواند دود را از محوطه شهري به بيرون منتقل کند.

-در ايران وضعيت نظارت بر کارخانه ها چگونه است؟

من دوست دارم در تمام ايران بگردم و يک دودکش 200 - 150 متري پيدا کنم. کشورهاي اروپايي در درون مرکز سوخت کارخانه ها فيلترهايي را به کار برده اند که اين فيلتر خودش بازيافت مي کند و گرد و غبار را مي گيرد. شما در آلمان مي بينيد که ذره يي دود بخارمانند از کارخانه ها بيرون مي آيد ولي اصلاً مثل اينجا نيست. تازه گاهي اين مواد بازيافت و دوباره استفاده مي شود. مثلاً همين SO2 گوگردي را که شما نام برديد، به جاي اينکه از دودکش خارج و وارد هوا شود و اثرات سوء بر محيط زيست و جانوران، گياهان و انسان ها داشته باشد، بازيافت و از آن «اسيدسولفوريک» درست مي کنند و دوباره مي فروشند. همين کار را با نيتروژن ها مي کنند و از آن «اسيد نيتريک» درست مي کنند. يعني در نهايت مانع از اين مي شوند که اين مواد از گردونه خارج شوند و همه تا آخرين قطره مصرف مي شوند، بدون اينکه وارد محيط زيست و باعث تخريب آن شوند.

-اما ما فقط از شهروندان مي خواهيم خودروهاي شخصي خود را از خانه بيرون نياورند، بدون اينکه محاسبه کنيم آيا ناوگان حمل و نقل عمومي، ظرفيت کافي براي جا به جايي شهروندان را دارد؟ و نظارت جدي هم بر کار کارخانه ها و همچنين تطابق خودروهاي توليدي و وارداتي با استانداردهاي زيست محيطي نداريم.

مسلماً همين طور است. آنها بار را بر دوش يک عده خاص نمي اندازند، ضمن اينکه يک مساله مهم که در آنجا وجود دارد «نظم» موجود در سيستم حمل و نقل عمومي است. يعني اتوبوس در آنجا راس ساعت معيني از راه مي رسد و طبق برنامه حرکت مي کند. بسيار طبيعي است که وقتي اتوبوس، تميز و مرتب و درست سر ساعت، افراد را به مقصد مي رساند آنان نيز ترجيح مي دهند از ماشين شخصي استفاده نکنند و بدون دغدغه هايي مانند استرس تصادف، مصرف سوخت، ايجاد ترافيک و... سوار وسايل حمل و نقل عمومي شوند.
گرمايش کره زمين چيست
يکي از بزرگترين تهديدات محيط زيست گرم شدن کره زمين است.در اين ستون اين مشکل از ديدگاه موسسه تعادل گرمايش کره زمين بررسي مي شود.

---

در دهه هاي گذشته گرم شدن هواي کره زمين دغدغه هاي امروزي را نداشت و اين گونه ذهنيت دانشمندان و محققان را به خود مشغول نکرده بود. انسان به فکر دست يافتن به کرات ديگر در آن سوي کهکشان ها بود به همين دليل بي رويه به ساخت انواع وسايل پيشرفته تر مشغول شد. اما با گذشت زماني نه چندان زياد متوجه تغييرات دماي کنوني هواي کره و مشکلات پيش آمده براي نوع بشر شد که به دست خود بشر انجام شده بود. تغييرات دماي هوا در گذشته در يک حدس و گمان بود و حالا در مقابل چشمان ما خودنمايي مي کند.

آب شدن عظيم ترين يخچال هاي يخي و بالا آمدن سطح اقيانوس ها، پديده هاي بزرگي چون سونامي در آسيا، بارش هاي سهمگين و سيلاب هاي مرگ آور، آتش سوزي هاي عظيم در جنگل ها و موج هاي غول آسا در اروپا، همه از نشانه هاي گرمايش زمين است.

دانشمندان پيامد گرم شدن کره زمين را در حلقه هاي درختان و گياهان روي خشکي و در اقيانوس ها با مرگ مرجان هاي قديمي و آبزيان درياها و تغيير شکل آنان همچنين حباب هاي نمايان در هسته يخ ها شاهد هستند و تمام اين موارد نشان دهنده آن است که جهان براي هزاران سال بدين حد گرم نبوده است.

طبق گزارش ها؛ سه مورد از گرم ترين سال ها از سال 1998 اتفاق افتاده و در زماني که انتظار مي رفت تاثيرات طبيعي مانند فرآيندها و انفجارهاي خورشيدي زمين را سرد کنند، زمين در 30 سال گذشته بدين اندازه گرم شدن را تجربه نکرده بود.

گزارش هواشناسان براي سازمان جهاني (IPCC) (دفتر جهاني تغييرات آب و هوايي) حاکي از آن است که علت گرمايش بيش از حد کره زمين به دليل فعاليت هاي بشر تسريع شده و اين ترس را ايجاد مي کند که اين گرما و روند گرمايش را تسريع کند.

بايد ديد گلخانه جهاني چيست

انسان با انعقاد و سوزاندن مقدار وسيعي از انبارهاي زغال سنگ، نفت، سوخت هاي فسيلي و گازهاي طبيعي موجب اين تغييرات شده و اين امر باعث آزاد شدن هر ساله بيليون ها تن از CO2 دي اکسيد کربن در هوا شده و عده يي معتقدند ممکن است به دليل کمبود جنگل ها و آغاز کشاورزي باشد.

CO2 يک گاز گلخانه يي است که اشعه هاي خورشيد را در لايه زيرين اتمسفر به نام تروپوسفر محصور و در اين لايه گازهاي ديگري که ساخت دست بشر هستند مانند متان و کلروفلور و کربن ها (CFCS) جمع مي شوند که در صورت ادامه پيدا کردن اين روند مقدار دو برابر غلظت دي اکسيد کربن صنعتي تخمين زده شده در اتمسفر در اين قرن را خواهيم داشت.

اين مقدار غلظت باعث بالا رفتن دماي کره زمين بين 2 تا 5 درجه سانتيگراد خواهد شد.

اين گرما، آب شدن يخ ها و طغيان بعضي رودخانه ها و برعکس در بعضي ديگر از آنها بر اثر تبخير زياد خشک شدن را به همراه دارد. بيماري هاي عفوني منتشر مي شوند، رشد بي رويه گياهان، توفان هاي بسيار قوي و ويرانگر و... به همراه خواهد داشت.

بيشتر گونه هاي جانوري در حال نابودي هستند و براي زنده ماندن قادر به کوچ کردن نخواهند بود در حالي که بعضي گونه ها در واکنش به گرما در حال نمو هستند.

در اين قرن فعاليت هاي انسان باعث به راه انداختن و آب شدن قطعات يخي گرينلند و يخچال هاي Antarctic خواهد شد و اين اتفاق دنيا را تحت تاثير قرار خواهد داد به طوري که سطح آب درياها تا شش متر بالا آمده و تمام سرزمين هايي را که انسان ها روي آن زندگي مي کنند، خواهد پوشاند.

گرمايش زمين هنگامي متعادل خواهد بود که ذرات گوگرد معلق و جذب CO2 توليدشده توسط انسان از طريق درياها و جنگل ها در حال کنترل باشد اما ميزان کنترل کننده هاي طبيعي CO2 در طبيعت رو به کاهش است.با نگاهي عميق تر در مي يابيم بيشتر دانشمندان و محققان خواستار نگاه و فعاليتي عميق تر شامل پرورش و توسعه دادن آگاهي ملت هاي در حال توسعه يا پرجمعيت هستند.

در سال 1992 دنيا براي جلوگيري از تغييرات خطرناک آب و هوايي به توافق رسيد. اولين حرکت در سال 1997 بود که پيمان کيوتو در مورد متعادل کردن ميزان توليدي زباله هاي آلاينده توسط کشورهاي صنعتي را صادر کرد و در سال 2005 طي فشارهاي وارده قانون کاهش و متعادل کردن آن به اجرا درآمد.

در اين پيمان (کيوتو)، امريکا، استراليا و ديگر هم پيمانان بيشترين تکنولوژي سوخت هاي پاکيزه را که در حقيقت راه حلي براي از بين بردن آلاينده ها است، مطرح کردند. در اين بين راهکارهاي عرضه شده از طريق دانشمندان به انسان اميدواري هايي را مي دهد؛ استفاده از انرژي هايي پاک که طبيعت در اختيار ما قرار داده است؛ انرژي خورشيدي، بادي، آبي و انرژي اتمي. جاي بسي تعمق دارد که بدانيم يکي ديگر از راه حل هاي پيرامون طرح تعادل گرمايش زمين، مهندسي مگا است. آينه هاي غول پيکر براي منحرف کردن اشعه خورشيد، بذرکاري اقيانوس با آهن براي به وجود آوردن شکوفه هاي جلبک و خزه يا دفن کردن گازهاي گلخانه يي در کف درياها و استفاده از سوخت سلول هاي هيدروژني در ماشين ها.
نمک هاي زهرآگين را جمع کنيد
فريدون مجلسي

يکي دو سال است شهرداري براي مقابله با مشکلات احتمالي ناشي از بارش برف و راهبندان ستاد ويژه يي ترتيب داده و هزاران تن نمک در نقاط مختلف شهر انباشته و ذخيره سازي کرده است. متاسفانه به نظر مي رسد کارشناسان ترافيک به عواقب جنبي اين کار عجولانه نينديشيده اند،

در واقع يکي از مزاياي خاک تهران و ري اين بوده که طي صدها هزار سال، برف و باران نمک موجود در خاک آن را که بدترين آلودگي براي کشت و کار است شسته و با خود برده و در درياچه حوض السلطان و درياچه نمک انباشته، و از آبرفت البرز خاکي پاک و خوب در دامنه هاي آن برجاي نهاده است. انصاف نيست کاري را که طبيعت طي صدها هزار سال و بلکه ميليون ها سال انجام داده است چنين شتابان باطل کنيم و اين خاک را بيالاييم. درخت چنار که ويژه تهران است در مقابل نمک بسيار حساس است. حدود 45 سال پيش که پساب مرکز ورزشي و اسکي روي يخ شهر را که قصر يخ نام داشت در خيابان وليعصر کنوني قدري پايين تر از ميدان ونک به جوي خيابان سرازير کردند، تا يک کيلومتر پايين دست آن درخت هاي چنار خشکيد و با گذشت 45 سال هنوز آن نقطه کچل و بي درخت مانده، و البته کسي هم به فکر کاشتن درخت جايگزين نبوده است. در شهرک غرب پيش از آغاز عمران آن در 35 سال پيش، همزمان با خيابان بندي فازهاي نخست آن، هزاران درخت چنار کاشتند که اکنون بيش از 30سال دارند. متاسفانه در سال هاي اخير صدها درخت چنار 30ساله در آن منطقه خشکيده و از بين رفته است. درخت هاي حاشيه خيابان هاي اصلي که در معرض پاشيدن آب شور هستند بيشترين آسيب را ديده اند. اين آسيب ها در بخشي از خيابان وليعصر پايين تر از پل چمران به سمت جنوب بسيار وخيم است.

راهبندان ناشي از برف و يخبندان سال پيش شهرداري را بر آن داشت که امسال با جديت بيشتري ستاد برف روبي تشکيل دهد و هزاران تن نمک در کيسه هاي سرخ و سفيد و در ايستگاه هاي مختلف انبار کند، که البته نيازي هم به مصرف آن پيش نيامد. در تهران سالانه احتمالاً يکي دو بار برف شديد مي بارد که ممکن است چنان مشکلاتي ايجاد کند. قطعاً هرگونه آسيب و ناراحتي ناشي از آن مشکل بسيار کمتر از آسيبي است که در اثر نمک آلود کردن خاک و آب تهران به طبيعت و محيط زيست وارد مي شود، اگر هم مشکلي پيش آيد حداکثر پاشيدن قدري شن مي تواند کمک کند.

در چند ماهي که از انباشتن کيسه هاي نمک مي گذرد بارها در ستون هاي درد دل خوانندگان در روزنامه ها در اين باره تذکر داده شده اما متاسفانه هرگز پاسخي از شهرداري به اين تذکرها ديده نشد. اميد است در صورت انتشار اين يادداشت شهردار محترم دستور دهند نسبت به جمع آوري سريع بقاياي نمک هاي انباشته، که هم اکنون کيسه هاي دريده شده و از هم شکافته آن به اندازه کافي آسيب رسان شده، اقدام شود، تا بارندگي هاي بهاري آب نمک بيشتري به شهر تزريق نکند. شهرداري مي توانست به عدم آگاهي خود از زيان ناشي از نمک پاشي استناد کند اما با درج و نشر اين هشدارها انتظار نمي رود به بي اطلاعي از آسيب هاي ناشي از نمک پاشي استناد کند،

راستي آقاي شهردار، هيچ آماري از درختان سوخته از نمک و آلودگي در 10 سال اخير در اختيار داريد؟ و آيا مي توانيد آماري از درختکاري جايگزين در خيابان هايي که درختان 30ساله و 50ساله آنها از ميان رفته است ارائه فرماييد؟ چرا کسب و کارهايي را که ناگهان درختان مقابل شان در قديمي ترين خيابان هاي تهران خشکيده اند مکلف به درختکاري نمي کنيد؟ چرا در مقابل سودهايي که به اعتبار محل و موقعيت خود مي برند نبايد تکاليفي هم برعهده داشته باشند. چرا به جاي کوددادن نمک مي پاشند تا مقابل محل کسب و کارشان به اصطلاح پاک شود تا فروشگاه شان در معرض ديد قرار گيرد؟ انتظار مي رود نمک هاي انباشته شده را سريعاً به همان درياچه بازگردانند که اين سم از محيط شهر هرچه دورتر شود، و در سال هاي آينده هم به شن اکتفا کنند،





توقف حرکت لکه هاي نفت در کرخه

مديرعامل شرکت نفت مناطق مرکزي ايران گفت؛ با نصب پنجمين بوم دريايي، حرکت لکه هاي نفتي منتشر شده در رودخانه کرخه در استان خوزستان به طور کامل متوقف شده است. عليرضا ضيغمي افزود؛ در حال حاضر عمده لکه هاي نفتي در پشت بوم دريايي سوم نصب شده روي کرخه جمع شده و با وجود نصب بوم چهارم و پنجم هيچ گونه نگراني نسبت به گسترش و حرکت لکه هاي نفتي به سمت پايين دست رودخانه وجود ندارد. وي به مهر گفت؛ اين در حالي است که از پنج هزار ورق (Sheet) ويژه جذب لکه هاي نفتي روي رودخانه کرخه، ظرف 48 ساعت گذشته سه هزار ورق مصرف شده است، ضمن اينکه دو هزار ورق ديگر باقي مانده اما سفارش تهيه پنج هزار ورق ديگر نيز داده شده تا روند عمليات پاکسازي با اطمينان بهتر انجام شود. ضيغمي افزود؛ هم اکنون وضعيت رودخانه کرخه به حالت عادي برگشته و ادامه عمليات پاکسازي براي اطمينان بيشتر از سوي تيم هاي عملياتي در حال انجام است. مديرعامل شرکت نفت مناطق مرکزي ايران يادآور شد؛ تاکنون دو دستگاه پل موقت شناور به منظور تسهيل در آمد و شد در دو نقطه تعيين شده نصب شده است که اين دو دستگاه پل به سيستم روشنايي برق براي تردد بهتر در شب نيز تجهيز شده اند. ضيغمي ادامه داد؛ علاوه بر بوم هاي دريايي نصب شده 20 دستگاه تانکر لجن کش نيز کار جمع آوري نفت منحرف شده در کانال حاشيه رودخانه کرخه را برعهده دارند.
عناوين اين صفحه
همکاري دولت و شهرداري هاي آلمان براي کنترل آلودگي هوا
گرمايش کره زمين چيست
نمک هاي زهرآگين را جمع کنيد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام