|
الهه موسوي
«تهران در سه سال اخير تنها 63 روز هواي پاک داشت.» اين خبري بود که در آستانه هواي پاک، روي سايت اغلب خبرگزاري ها به چشم مي خورد. مسائل بعدي و مناقشات بين مديران سازمان حفاظت محيط زيست و شهرداري را کم و بيش همه شنيده و خوانده ايد. آنچه مي توان از ماجراهاي اين چند سال و البته اين چند هفته دريافت، اين است؛ «مسوولان براي حل مشکل آلودگي هواي تهران و نجات جان شهروندان پايتخت نشين تعامل ندارند،» و ديگر هيچ...
متني که در پي مي آيد گفت وگويي است با دکتر علي يخ کشي فوق دکتراي مديريت محيط زيست از دانشگاه ژرژ اگوست گوتينگتن آلمان و استاد همين دانشگاه که سال ها در اين کشور زندگي کرده است.
---
-آقاي دکتر درباره عوامل آلودگي هواي کلانشهرها و چگونگي مبارزه با آنها چه فکر مي کنيد؟
ما براي آلودگي هواي تهران دو منبع داريم؛ 1- عوامل طبيعي مانند جهت وزش باد که انسان مستقيماً در آن دخالتي ندارد. نمونه عيني اش هم بادهايي هستند که از جنوب تهران به غرب اين کلانشهر مي وزند و گرد و غبار مناطق کويري ايران را به تهران مي آورند، به خصوص در پاييز و بهار که شن هاي سرخ و روان عربستان سعودي به وسيله باد به غرب و جنوب غربي ايران و در برخي موارد تا تهران هم آورده مي شود. اينها مواردي هستند که انسان کمتر در آن دخالت دارد. هرچند نمي توان گفت اصلاً دخالت ندارد، چرا که ما در ايجاد مناطق کويري دخالت داريم.
نتايج بررسي هايي که دو کارشناس اتريشي به نام «گابريل» و «بوبگ» روي گرده هاي فسيل شده در ايران انجام دادند نشان مي دهد ايران حدود 2000 سال پيش يعني در زمان هخامنشيان 90 ميليون هکتار جنگل داشته است و الان به 12 ميليون هکتار رسيده. بسيار بديهي است که دخالت انسان همراه با تغييرات آب و هوايي باعث کاهش فضاي سبز شده است. تازه اين 12 ميليون هکتار شامل همه جنگل هاي ماست و اگر بخواهيم درست تر بررسي کنيم بايد بگويم 2 ، 3 ميليون هکتار جنگل درست و حسابي هم نداريم.
2- عامل ديگر که توسط انسان و از انقلاب صنعتي به اين سو پديد آمده سوخت فسيلي مثل نفت، بنزين و گازوئيل است که از دودکش کارخانه ها و منازل خارج مي شود و گازهاي سمي و گرد و غبار در هواي کلانشهرها را پراکنده و محيط زيست را آلوده مي کند.
عواملي که به طور مصنوعي باعث آلودگي بيشتر مي شوند خودروهاي بسيار قديمي و فرسوده هستند که ميزان مصرف بنزين آنها دو برابر مصرف ماشيني است که امروزه با تکنولوژي جديد وارد بازار مي شود. خودروهايي که فرسوده هستند و موتورهايشان بنزين را درست نمي سوزانند، به طور مصنوعي گازهايي مثل دي اکسيدکربن و منواکسيدکربن و ساير گازهاي آلاينده را بيشتر پخش مي کنند و در نهايت ماشيني که 15 يا 20 سال عمر دارد، حداقل 3 تا 4 برابر خودروهاي مدل جديد هوا را آلوده مي کند. چيز ديگري که ما به آن کمتر توجه و اشاره کرده ايم موتورسيکلت ها هستند که محيط را آلوده مي کنند.
تهران و صنايع آن در واقع احتياج به يک آمايش سرزمين دارد. درگذشته ما صنايع را در نزديکي شهرها داشتيم و در دهه 50 کوشش شد اين صنايع را از شهر بيرون ببرند تا از آلودگي محيط زيست بکاهند. اين کار انجام شد. متاسفانه به جاي اينکه صنايع و کارخانه ها را خارج از شهرها بنا کنند در نزديکي شهرها بنا کردند و با گسترش شهرها به دليل رشد جمعيت، اين معضل به طور جدي رخ داد.
متاسفانه صنايع ما در غرب و جنوب غربي تهران قرار دارند، يعني دقيقاً از همان جاهايي که بادهاي موسمي مي وزد. باد از غرب و جنوب غربي به تهران مي آيد و علاوه بر گرد و غبار مناطق کويري تمام گازها و گرد و غباري که از دودکش اين کارخانه ها خارج مي شود مجدداً وارد تهران مي شود.
-بنزين بدون سرب چه اثري در آلودگي هوا دارد؟ ظاهراً گاهي مي تواند پيامدهاي منفي نيز داشته باشد.
سرب ماده يي سمي است که براي خشک سوزي بنزين به کار مي رفت و حذف آن از بنزين حرکتي مثبت است. اين حرکت در اروپا هم انجام گرفت. تمام ماشين هاي جديد داراي کاتاليزاتور هستند و احتياج به ماده خشک سوز ندارند، اما ماشين هاي قديمي اين دستگاه را ندارند که بايد براي اين مشکل فکري شود.
-تجربه کشورهاي صنعتي در اين رابطه چيست؟
در کشور آلمان که سال ها در آنجا زندگي و تدريس کرده ام دولت با همکاري شهرداري ها در شش ماه اول به رايگان، کاتاليزاتورها را روي موتور نصب کردند. براي شش ماه دوم سال، گفتند 50 درصد هزينه را ما مي دهيم، بقيه آن با شما. پس از پايان يک سال گفتند اگر ماشيني بدون کاتاليزاتور در خيابان ديده شود، آن را جمع مي کنيم. کمااينکه همين کار را هم کردند. چرا؟ چون اين ماشين نمي تواند بنزين بدون سرب را بسوزاند و در نهايت آلودگي هوا را بيشتر مي کند؛ موضوعي که ما در ايران به آن کمتر توجه مي کنيم.
آلمان 15 سال پيش اين طرح را پياده کرد و الان در آنجا ماشيني نيست که کاتاليزاتور نداشته باشد.
-اين کاتاليزاتورها دائمي هستند و از کار نمي افتند؟
بله، دائمي هستند. ممکن است فيلتر و... آن را عوض کنند، ولي خود دستگاه کاتاليزاتور، به موتور نصب شده و دائمي است.
-آقاي دکتر، کاتاليزاتورهايي که در ايران روي خودروها نصب مي شود دو تا سه سال دوام دارد.خود اين باعث مي شود شهروندان براي مراجعات بعدي کوتاهي کنند. آيا در آلمان هم همين طور بود؟
من 15 سال در آلمان خودرو داشتم و يک بار هم کاتاليزاتور آن را تعويض نکردم. آنجا کاتاليزاتور دائمي بود. ببينيد، بالاخره اين مساله يي است که در تهران گريبانگير ما شده و ما بايد براي حل آن راه هاي متعددي را به کار بريم. آلودگي هواي تهران بسيار بالاست، به خصوص در تقاطع ها و چهارراه ها. من دلم براي مردمي که تردد مي کنند و پليس هاي راهنمايي که در چهارراه ها مي ايستند و خودروها را هدايت مي کنند، مي سوزد. دوز دي اکسيد و منواکسيدکربن بسيار بالاست. حالا منواکسيدکربن ممکن است زياد اذيت نکند، ولي منواکسيد گازي بسيار سمي است که به راحتي با گلبول هاي قرمز خون ترکيب شده، جاي اکسيژن را مي گيرد و مي تواند، حالت بيهوشي و حتي مرگ را به همراه داشته باشد. از طرف ديگر موادي که از طريق سوخت فسيلي آزاد مي شوند مثل SO2 , NO2, NO3 و امثال اينها، عوارض بسيار مختلفي را با خود به همراه مي آورند، مثل تصلب شرايين، اسپاسم ريه، بالا رفتن فشار خون و در نهايت سکته مغزي و قلبي، آسم، برونشيت و انواع آلرژي هاي چشم و پوست و... خيلي از مواد آلاينده که در هوا پخش هستند از طريق قوه جاذبه زمين به مرور به زمين سقوط مي کنند يا در اثر برف و باراني که مي آيد هوا شسته مي شود و مواد آلاينده آن، از طريق مواد غذايي مثل سبزي ها و ميوه هايي که ما در کنار خيابان آنها را مي خريم (مانند زغال اخته، زرشک و...) و آنها را بدون شستن مصرف مي کنيم، وارد بدن مان شده و عملکرد جهاز هاضمه و عملکرد ديگر دستگاه هاي بدن را مختل مي کنند. به تمام اين ليست سقط جنين، زايمان هاي نارس، تولد نوزاداني با انواع اختلالات روحي و رواني و همچنين سرطان را بايد اضافه کرد.
-پس مي توانيم نتيجه بگيريم که بين آلودگي هوا و رشد سرطان در يک جامعه ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد؟ همچنان که در حال حاضر شاهد رشد سرطان در جامعه ايران هستيم.
بله، همين طور است. به خصوص گازوئيل که حاوي ماده يي به نام «بنز پيرن » است که با آزمايش روي موش ها، سرطانزا بودن آن ثابت شده است. حال شما در نظر بگيريد گازوئيل که ماده سوختي اتوبوس ها و کاميون ها است و بسياري از رانندگان ساعت چهار صبح، پيش از انجام هر کاري، بيرون مي آيند تا موتور ماشين را گرم کنند. اين اتفاق معمولاً در فصل زمستان مي افتد و از آنجايي که گازوئيل هم ارزان است، زماني طولاني گاه يک ساعت، ماشين روشن است و مواد در حال پراکنده شدن در هواست. اين عمل هم براي خود راننده و هم براي ديگران با توجه به تعداد زياد ماشين هاي گازوئيل سوز و برخي موتورخانه هايي که هنوز با گازوئيل کار مي کنند و همچنين بسياري از کارخانه ها که از اين ماده براي سوخت استفاده مي کنند، خطرناک است.
-آقاي دکتر گوگرد چطور؟ ظاهراً اين ماده هم خطراتي بسيار جدي ايجاد مي کند.
بله، گوگرد اسپاسم ريه و تصلب شرايين ايجاد مي کند و مي تواند فشار خون را بالا ببرد و اينها همه عواملي هستند شناخته شده و از ديرباز همه اينها را مي شناسيم و با مضرات آنها آشناييم، ولي متاسفانه اقدامات لازم براي کاهش اين مواد در هوا در ايران به کندي انجام مي شود.
-بحران آلودگي هوا در کشورهاي صنعتي از چه زماني آغاز شد؟
از زمان انقلاب صنعتي آغاز شد.بحران در اروپا در زماني رخ داد که سوخت آن روز زغال سنگ بود که به مراتب بيشتر از نفت و بنزين، هوا را آلوده مي کند، چون مقدار زيادي گرد و غبار را در هوا پراکنده مي کند و همچنين مواد آلاينده ديگري که در زغال سنگ وجود دارند. از سوي ديگر صنايع با زغال سنگ کار مي کردند و وقتي فهميدند چه اثراتي روي هوا و محيط زيست مي گذارد به فکر چاره افتادند.
-چگونه به اثرات آن پي بردند؟
اولين اثر آلاينده ها بر محيط زيست و فضاي سبز بود؛ درختان و گياهاني که پژمرده و زرد مي شدند و از بين مي رفتند. بعد به اثر آلاينده ها بر انسان ها و سپس به تاثير آن بر روان انسان ها پي بردند.
-مبارزه با اين آلودگي از چه زماني شروع شد؟
اوج آلودگي ها و اوج مبارزه بعد از جنگ جهاني دوم و از دهه 50 ميلادي قرن بيستم آغاز شد. مبارزه از خود ماده اوليه آغاز شد، يعني وقتي نفت را براي پالايش مي آوردند سعي کردند با اکتان بسيار بالا باشد و در نهايت مواد آلوده کننده يي مثل گوگرد و امثالهم در آن کمتر باشد تا آلاينده هاي کمتري در هوا پخش شود. همچنين سعي کردند از زغال سنگ کمتر استفاده کنند و به جاي آن، نفت را جايگزين کنند. از سوي ديگر سعي کردند در موتورخانه ها و اتومبيل ها تکنولوژي را به کار بگيرند که مواد کمتري از سوخت هاي فسيلي را آزاد کنند، در عين حال که سرعت آنها حفظ شود. يعني به جاي 20 ليتر در کيلومتر به 10 ليتر و امروزه به پنج کيلومتر رساندند و مصرف را پايين آوردند.
-فرهنگ سازي چقدر در اين مبارزه جا داشت؟
بسيار زياد. آنها به مردم آموختند آلودگي هوا به جسم و جان و روان خودشان و فرزندان شان و نوه هايشان صدمه مي زند.معاينه فني در اتومبيل ها را به کار گرفتند که هر ساله، اجباراً انجام مي گيرد و اگر خودرويي از نظر فني نقص داشته باشد بلافاصله اجازه حرکت را از آن سلب مي کردند.
-ماشين هاي فرسوده چطور؟
در آنجا اين ماشين ها وجود ندارند. عمر متوسط يک ماشين را مثلاً 10 سال گذاشته اند و عموماً کسي ماشين بيش از 12 سال عمر ندارد. اين اتومبيل ها از گردونه خارج و بازيافت مي شود. اما در ايران خودروهاي 30 ساله و 40 ساله هم داريم و همچنين ماشين هايي که 15 و 18 ليتر بنزين مصرف مي کنند، اما در اروپا چنين بحث هايي وجود ندارد.
-درباره کنترل و نظارت بر کار کارخانه ها چطور؟
در اروپا براي کارخانه هايي که حتي در اطراف شهرها قرار داشتند، دودکش هايي با ارتفاع 150 متر به بالا تعيين کرده اند که بتواند دود را از محوطه شهري به بيرون منتقل کند.
-در ايران وضعيت نظارت بر کارخانه ها چگونه است؟
من دوست دارم در تمام ايران بگردم و يک دودکش 200 - 150 متري پيدا کنم. کشورهاي اروپايي در درون مرکز سوخت کارخانه ها فيلترهايي را به کار برده اند که اين فيلتر خودش بازيافت مي کند و گرد و غبار را مي گيرد. شما در آلمان مي بينيد که ذره يي دود بخارمانند از کارخانه ها بيرون مي آيد ولي اصلاً مثل اينجا نيست. تازه گاهي اين مواد بازيافت و دوباره استفاده مي شود. مثلاً همين SO2 گوگردي را که شما نام برديد، به جاي اينکه از دودکش خارج و وارد هوا شود و اثرات سوء بر محيط زيست و جانوران، گياهان و انسان ها داشته باشد، بازيافت و از آن «اسيدسولفوريک» درست مي کنند و دوباره مي فروشند. همين کار را با نيتروژن ها مي کنند و از آن «اسيد نيتريک» درست مي کنند. يعني در نهايت مانع از اين مي شوند که اين مواد از گردونه خارج شوند و همه تا آخرين قطره مصرف مي شوند، بدون اينکه وارد محيط زيست و باعث تخريب آن شوند.
-اما ما فقط از شهروندان مي خواهيم خودروهاي شخصي خود را از خانه بيرون نياورند، بدون اينکه محاسبه کنيم آيا ناوگان حمل و نقل عمومي، ظرفيت کافي براي جا به جايي شهروندان را دارد؟ و نظارت جدي هم بر کار کارخانه ها و همچنين تطابق خودروهاي توليدي و وارداتي با استانداردهاي زيست محيطي نداريم.
مسلماً همين طور است. آنها بار را بر دوش يک عده خاص نمي اندازند، ضمن اينکه يک مساله مهم که در آنجا وجود دارد «نظم» موجود در سيستم حمل و نقل عمومي است. يعني اتوبوس در آنجا راس ساعت معيني از راه مي رسد و طبق برنامه حرکت مي کند. بسيار طبيعي است که وقتي اتوبوس، تميز و مرتب و درست سر ساعت، افراد را به مقصد مي رساند آنان نيز ترجيح مي دهند از ماشين شخصي استفاده نکنند و بدون دغدغه هايي مانند استرس تصادف، مصرف سوخت، ايجاد ترافيک و... سوار وسايل حمل و نقل عمومي شوند.
|