پنج شنبه، 1 اسفند 1387 - شماره 1895
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
داماد مسلح، کشتار خانوادگي را رقم زد
کارآگاهان براي پي بردن به جزئيات قتل چهار عضو يک خانواده تحقيقات ويژه يي را آغاز کرده اند



گروه حوادث؛ داماد خشمگين بعد از کشتن همسر خود و پدر و خواهر او با شليک گلوله به زندگي اش پايان داد.اين قتل عام خانوادگي بعدازظهر روز سه شنبه در ملک شهر اصفهان رخ داد و اکنون کارآگاهان جنايي در تلاش هستند تا جزئيات بيشتري از حادثه به دست بياورند.

فرار ناموفق

ساعت 15 روز سه شنبه اهالي خيابان ناصرخسرو، دختري را مشاهده کردند که شتابان و سراسيمه قصد داشت از يک خانه بيرون بيايد و خودش را به آنان برساند. اين دختر درست جلوي در ورودي منزل مسکوني ناگهان از حال رفت و نقش بر زمين شد. هنگامي که رهگذران به طرف او رفتند با مشاهده دستان خون آلودش به موضوع مشکوک شدند و در تماس با پليس 110 از ماموران درخواست کمک کردند. دقايقي بعد گروهي از ماموران کلانتري 20 به محل حادثه رفتند و از فرار دختر جوان مطلع شدند و دريافتند مردي مسلح در داخل منزل، او را هدف گلوله قرار داده و اين احتمال وجود دارد که وي همچنان در آنجا به کمين نشسته باشد. آنان ابتدا دختر مجروح را به بيمارستان منتقل کردند و سپس در حالي که لحظات سخت و پردلهره يي آغاز شده بود ماموران عملياتي ويژه را طراحي کردند. آنها ابتدا به تيراندازي هوايي پرداختند و سپس به داخل خانه گاز اشک آور پرتاب کردند تا مرد مسلح را خلع سلاح کنند. چند دقيقه بعد وقتي از قتلگاه صدايي به گوش نرسيد ماموران با گام هايي آهسته داخل رفتند و در همان ابتدا با جسد مردي مسن روبه رو شدند که همچون دختر جوان مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. در گوشه ديگري از خانه پيکر بي جان مردي جوان قرار داشت و در کنارش يک قبضه کلت کمري رها شده بود. کشف جنازه دختري ديگر ابعاد اين جنايت را گسترده تر کرد و بلافاصله با دستور بازپرس جنايي اکيپ بررسي صحنه جرم و کارآگاهان ويژه مبارزه با قتل به تحقيق پرداختند تا اين قتل عام را کالبدشکافي کنند.

تشخيص هويت

بررسي هاي صورت گرفته فاش کرد دختر مجروحي که سعي داشت از قربانگاه بگريزد، زني 31ساله به نام ليلا و يکي از دختران همين خانواده است که همراه پدر 67ساله اش حسين و خواهر 20ساله اش لاله هدف گلوله قرار گرفته است و جنازه ديگر نيز به شوهر 32ساله ليلا تعلق دارد.کارآگاهان با کنکاش در زندگي اين خانواده متوجه شدند ليلا و همسرش بهروز به شدت با يکديگر اختلاف داشتند و داماد خشمگين عامل اصلي اين جنايت است.در حالي که هنوز تحقيقات پليس به پايان نرسيده بود از بيمارستان خبر دادند ليلا نيز جان باخته است.

بازسازي قتل

کارآگاهان با اطلاعاتي که جمع آوري کرده بودند به بازسازي فرضي صحنه قتل پرداختند. ليلا به خاطر اختلافات خانوادگي به منزل پدرش پناه برده و همين امر بهروز را به شدت عصبي کرده بود، به گونه يي که او روز حادثه با يک قبضه کلت به خانه آنان رفت و شروع به تيراندازي کرد و پس از قتل عام با شليک يک گلوله به زندگي اش پايان داد.بنابر اين گزارش اکنون تحقيقات پيرامون اين جنايت در حالي ادامه دارد که پليس احتمال مي دهد يک عضو اين خانواده از مهلکه گريخته باشد به همين خاطر ماموران در تلاش هستند از او پرس وجو و ابعاد تازه کشتار خانوادگي را فاش کنند.غلامرضا انصاري رئيس کل دادگستري اصفهان در گفت وگو با پايگاه اطلاع رساني عبرت درباره اين حادثه گفت؛ بازپرس پرونده موظف شده مساله را علاوه بر جنبه هاي قضايي موشکافي و به روشني علت و عوامل وقوع را نيز کشف کند. طبعاً چنين اقدامي نيازمند پيش زمينه ها و دلايلي است که به هيچ عنوان نبايد به آن بي توجهي کرد. رئيس کل دادگستري اصفهان افزود؛ اگرچه هنوز تحقيقات دقيق در اين رابطه صورت نگرفته است، ظاهراً اختلافات خانوادگي منتهي به اين ماجرا شده که در آن سه نفر به قتل رسيده اند. البته قاتل نيز بلافاصله پس از اقدامش با اسلحه اقدام به خودکشي کرده است.در حاشيه چنين واقعه تلخي بايد عبرت ها را نيز مورد توجه قرار داد و به جنبه هايي که مي تواند هشدارگونه باشد نيز به دقت نگاه کرد. البته اينکه چرا فردي به جاي گفت وگو و حل مسائل به سمت چنين اقدام فجيعي مي رود و چگونه خانواده يي که اين گونه دچار خسران و آسيب شدند قبل از بروز و ظهور پيدا کردن اختلافات دنبال حل آن نرفته اند، جاي بررسي دارد.
دختر 5/3 ساله، قرباني تازه کودک آزاري
همزمان با افشاي شکنجه هاي اين دختر جزئيات تازه يي نيز از آزار دو خواهر گلستاني فاش شد


گروه حوادث؛ در حالي که پرونده قضايي مربوط به شکنجه دختر 11ساله گلستاني همچنان در جريان است، دختري ديگر قرباني يک کودک آزاري شد؛ دختر 5/3ساله به نام ژينا که اکنون در بيمارستان بعثت سنندج بستري است. گريه هاي بي امان «ژينا» در بخش آي سي يو بيمارستان بعثت تمامي ندارد و با ديدن هر آدم غريبه يي خود را پنهان مي کند، گويي تصوير شکنجه هاي زجرآور دوباره در وي زنده مي شود. بدن چروکيده و لاغر ژينا و باندهاي دور سرش بيش از هر صحنه ديگري در بخش آي سي يو که مملو از کودکاني است که هر کدام به دليلي به تخت بيمارستان پناه آورده اند، به چشم مي آيد.

گريه هاي «ژينا» پاياني ندارد و حتي مسکن هاي پزشکان معالج هم درد اين قرباني کودک آزاري را درمان نمي کند. اين دختربچه که با پدر و نامادري اش زندگي مي کرد وضع وخيمي دارد و به خاطر شدت جراحات تاکنون دو بار زير تيغ عمل جراحي قرار گرفته و به گفته پزشکان معالج احتمال اينکه وي بتواند صحبت کند، بسيار ضعيف است. پزشک معالج «ژينا» در اين باره به مهر گفت؛ تاکنون دو بار عمل جراحي روي مغز وي صورت گرفته و در اولين عمل جراحي ميزان هوشياري او کمتر از چهار درصد بود. دکتر آرمان رکان قزويني افزود؛ پايين آمدن فشار مغز به دليل کشيدن گوش هاي ژينا بوده که متاسفانه تاکنون به رغم دو بار عمل جراحي اين مشکل به صورت کامل رفع نشده است. وي ادامه داد؛ بر اساس گفته هاي نزديکان اين کودک او تا شش ماه قبل هيچ گونه مشکلي نداشته و وزن وي نيز نزديک 20 کيلوگرم بوده که در حال حاضر وزنش به کمتر از 10 کيلوگرم رسيده است. پزشک معالج ژينا ادامه داد؛ دو طرف لگن اين کودک به دليل رعايت نکردن مسائل بهداشتي داراي زخم هاي عميقي است و آثار کبودي روي بدن وي نيز به صورت کاملاً مشخص قابل مشاهده است. دکتر قزويني عنوان کرد؛ با توجه به آزمايش هاي صورت گرفته گوش هاي «ژينا» عفونت کرده و احتمال اينکه وي بخشي از حس شنوايي اش را از دست بدهد، بسيار زياد است. يکي از مسوولان پذيرش بيمارستان بعثت سنندج نيز در شرح اين ماجرا گفت؛ اين کودک اواخر دي ماه سال جاري نيز در بيمارستان بعثت بستري شد اما با توجه به تشخيص پزشکان و اصرار والدين وي بعد از چند روز ترخيص شد. وي ادامه داد؛ بار دوم مراجعه هشتم بهمن ماه بود که متاسفانه به دليل وضعيت حاد ژينا به بخش آي سي يو انتقال داده شده و تاکنون دو بار مورد عمل جراحي قرار گرفته است. اين مقام مسوول خاطرنشان کرد؛ از زمان بستري شدن اين کودک تاکنون نامادري و پدر وي به هيچ وجه به بيمارستان مراجعه نکرده اند و اکنون مادرش از او مراقبت مي کند. وي عنوان کرد؛ بعد از بستري شدن اين کودک موارد به پزشکي قانوني و بهزيستي استان اطلاع داده شده و تاکنون چندين نوبت نيز کارشناسان بهزيستي به بيمارستان مراجعه و گزارش هايي را از وضعيت وي تهيه کرده اند. در همين حال محسن شجاعي معاون اجتماعي بهزيستي استان کردستان به مهر گفت؛ تاکنون روانشناسان و مددکاران بهزيستي استان چندين نوبت از وضعيت اين کودک گزارش هايي را تهيه کرده اند.

اثبات اين موضوع که کودک آزادي بوده يا خير برعهده مقام هاي قضايي است اما گزارش هاي بهزيستي از ماجرا شنبه هفته جاري به دادگاه سنندج ارجاع داده شده است.

معاون اجتماعي سازمان بهزيستي استان کردستان افزود؛ علاوه بر گزارش هاي بهزيستي استان اين موضوع داراي شاکي خصوصي نيز هست و پرونده در حال رسيدگي است. مادر ژينا نيز از شکايت خود به دستگاه قضايي براي پيگيري موضوع خبر داد و گفت حدود شش ماه قبل از شوهرش متارکه کرده و در طول اين مدت نيز هيچ گونه اطلاعي از وضعيت سلامت فرزندش نداشته است. مادر ژينا گفت؛ من بعد از اطلاع از ماجرا طي شکايتي از پدر و نامادري موضوع را به دستگاه قضايي استان اعلام کرده ام. در همين حال پرونده شکنجه طاهره دختر 11ساله گلستاني همچنان در شعبه 7 دادسراي شميرانات در جريان است. اين دختر نيز با پدر و نامادري اش زندگي مي کرد و از سوي آنها بارها مورد شکنجه قرار گرفت به گونه يي که پزشکان آثار 37 مورد سوختگي و ضرب ديدگي را روي بدن او مشاهده کرده اند. علاوه بر اين دختر، خواهر 8ساله او نيز بارها مورد آزار قرار گرفته است و پدر و نامادري آن دو اکنون به جرم کودک آزاري تحت پيگرد قضايي قرار دارند. مادر طاهره که به خاطر ازدواج مجدد شوهرش از او جدا شده و نتوانسته بود حضانت بچه هايش را بر عهده بگيرد اکنون با حکم قضايي دو دخترش را تحت سرپرستي خود درآورده است. او درباره آخرين وضعيت طاهره گفت؛ دخترم دو ماه و 16 روز در آي سي يو بستري بود، بعد به بخش عمومي منتقل شد و در آنجا هم 20 روز زير نظر پزشکان قرار داشت تا اينکه او را به خانه منتقل کرديم. طاهره حالا در منزل بستري است. او نمي تواند راه برود و حرف بزند و فقط ناله مي کند و ما از طريق يک لوله به او غذا مي دهيم. اين زن افزود؛ دخترم در مدرسه هميشه شاگرد اول يا دوم بود و دوستان زيادي داشت. حالا که او را در اين وضعيت مي بينم واقعاً برايم عذاب آور است. شوهر سابقم بچه ها را خيلي دوست داشت اما از وقتي همراه همسر دومش به تهران آمد اين بلاها را سر بچه ها آورد. خواهر 8ساله طاهره که او نيز از آزار در امان نبوده و اثر سه داغ شدگي روي دست و پايش مشهود و يک دندانش نيز شکسته است، درباره علت اين شکنجه ها گفت؛ هر وقت به پدرم مي گفتم مي خواهم پيش مادرم بروم او و نامادري ام من را کتک مي زدند. يک بار پدرم آنقدر با مشت مرا زد که دندانم شکست. چند بار هم با قاشق داغم کرد. نامادري ام من را کتک مي زد و گاز مي گرفت اما با پسر خودش کاري نداشت. اين دو خواهر و مادر آنها اکنون به دستگاه قضايي چشم دوخته اند و منتظر هستند بازپرس پرونده درباره متهمان به کودک آزاري قضاوت کند.
سه عضو يک باند جيب بري دستگير شدند
اعتراف به سرقت از مسافران صبحگاهي

گروه حوادث؛ اعضاي يک باند سرقت که تحت پوشش مسافربر شخصي جيب بري مي کردند چند ساعت پس از آخرين سرقت شان شناسايي و دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما روز يکشنبه مردي با مراجعه به پليس از سرقت پول هايش توسط سرنشينان يک خودروي مسافرکش خبر داد. وي گفت؛ امروز صبح در بزرگراه صدر به عنوان مسافر سوار يک ماشين پيکان سفيدرنگ شدم تا به محل کارم بروم. در صندلي عقب دو مرد نشسته بودند و يک کارتن هم بين آنها قرار داشت، طوري که جاي کافي براي نشستن شخص ديگري نبود. به خاطر همين من هم به ناچار در صندلي جلوي ماشين نشستم. در طول مسير راننده در مورد ترافيک و شلوغي خيابان ها صحبت مي کرد و توجه من به او جلب شد. چون در آن ساعت بزرگراه شلوغ بود حدود نيم ساعت در راه بوديم. دو نفري که در صندلي عقب نشسته بودند هم ساکت بودند و چيزي نمي گفتند. سرانجام وقتي به مقصد رسيديم پيش از آنکه پياده شوم کرايه ام را دادم اما وقتي از ماشين پياده شدم، فهميدم پول هايم سرقت شده است. من يقين داشتم سرنشينان خودرو پول هايم را دزديده اند، به همين دليل در حالي که ماشين از من دور مي شد شماره پلاک آن را يادداشت کردم. در جيبم 10 فقره چک پول 50 هزار توماني بود که سارقان همه را دزديدند. در پي اين شکايت مشخصات خودرو به يگان هاي انتظامي سطح شهر اطلاع داده شد و ماموران موظف شدند در صورت مشاهده خودروي سارقان آن را متوقف و سرنشينانش را بازداشت کنند. از آنجا که ماموران احتمال مي دادند سارقان در همان حوالي در انتظار يافتن طعمه ديگري باشند محدوده شمالي خيابان شريعتي و بزرگراه صدر را تحت کنترل خود درآوردند. اين اقدام ضربتي پليس پس از چند ساعت از اعلام شکايت نتيجه داد و متهمان دستگير شدند. سه سرنشين پيکان سفيدرنگ که داريوش، تورج و شهريار نام دارند ابتدا با کتمان ماجراي سرقت قصد داشتند خود را بي گناه جلوه دهند اما انکارهايشان بي فايده بود و هنگامي که به کلانتري منتقل شدند و در برابر شاکي شان قرار گرفتند راهي جز اعتراف پيش روي خود نديدند. در بازرسي از خودروي متهمان دو کارتن حاوي لوازم خانگي، پنج ميليون چک پول و دو دستگاه گوشي تلفن همراه کشف و ضبط شد. با دستگيري متهمان پرونده يي در شعبه نهم بازپرسي دادسراي ناحيه يک تهران تشکيل شد. بازپرس پرونده پس از بررسي اظهارات شاکي و همچنين گزارش پليس اين احتمال را که سارقان سرقت هاي ديگري نيز مرتکب شده باشند، دور از ذهن ندانست. به همين علت پرونده را براي انجام بررسي هاي تخصصي در اختيار کارآگاهان پايگاه يکم پليس آگاهي تهران قرار داد. در حالي که دستگيرشدگان فقط به يک مورد سرقت اقرار کرده بودند بررسي پرونده هاي سرقت سال جاري نشان مي داد چندين دزدي ديگر با همين شيوه صورت گرفته است و اين احتمال وجود دارد که همه سرقت ها توسط اين سه متهم انجام شده باشد. عاقبت متهمان انجام پنج فقره سرقت را پذيرفتند. آنها اقرار کردند اکثر سرقت ها را در ساعت هاي اوليه صبح انجام داده اند و طعمه هايشان شهرونداني بودند که به طور انفرادي در کنار خيابان منتظر تاکسي ايستاده بودند. سارقان محدوده فعاليت شان را مناطق مرکزي و شمال تهران اعلام کردند و شگردشان را اين طور شرح دادند؛ دو نفرمان روي صندلي عقب مي نشستيم و براي اينکه نفر سومي نتواند آنجا بنشيند يک کارتن آنجا مي گذاشتيم تا هر کس که خواست سوار ماشين شود مجبور باشد روي صندلي جلو بنشيند. به اين ترتيب وقتي طعمه مان را سوار مي کرديم فردي که رانندگي مي کرد سر صحبت را با او باز و با چرب زباني وي را سرگرم مي کرد. در اين فرصت يکي از افرادي که در صندلي عقب نشسته بود کار را آغاز و محتويات جيب مسافر را سرقت مي کرد. مسافران تا زماني که سوار ماشين بودند از ربوده شدن اموال شان خبر نداشتند اما وقتي پياده مي شدند موضوع را مي فهميدند. ما هم در همان لحظه به سرعت از محل دور مي شديم. بررسي سوابق دو نفر از متهمان نشان داد آنها از سارقان سابقه دار هستند و دو سال قبل در حالي که با همين شگرد سرقت مي کردند، دستگير و زنداني شده بودند.
درخواست مرد متهم به همسر کشي از قضات دادگاه
به خاطر فرزندم مرا عفو کنيد
گروه حوادث؛ مرد جواني که همسر خود را خفه کرده و به قتل رسانده بود با رضايت اولياي دم از مرگ گريخت و به لحاظ جنبه عمومي جرم به حبس محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما پاييز سال 84 پسر جواني به ماموران کلانتري خبر داد همسر برادرش به قتل رسيده است. وي در توضيح ماجرا گفت؛ برادرم با همسرش خديجه درگير شد و بعد از به قتل رساندن وي از منزل فرار کرد. با انتقال جسد به پزشکي قانوني تحقيقات از سوي ماموران آغاز شد و سه ماه بعد صالح مرد متهم به قتل خود را به پليس معرفي کرد. وي اتهام قتل عمد را پذيرفت و در توضيح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت؛ من و همسرم بعد از ازدواج از شهرستان به تهران آمديم. من کارگر بودم و درآمد زيادي نداشتم، با اين حال زندگي مان را اداره مي کردم تا اينکه صاحب فرزند شديم. متهم ادامه داد؛ چون درآمدم بسيار کم بود خديجه رفتار بدي با من داشت و مرا متهم مي کرد که نمي توانم هزينه زندگي مان را تامين کنم. اختلافات من و همسرم از مدت ها پيش آغاز شده بود و زماني که من نيمي از طلاهايش را فروختم به اوج رسيد و مرتب به من سرکوفت مي زد تا اينکه روز حادثه به خانه رفتم و از او خواستم مابقي طلاها را هم بدهد تا بفروشم که او قبول نکرد و من خودم سر کمد رفتم تا طلاها را بردارم. خديجه ناراحت شد و جيغ کشيد. هرچه از او خواستم آرام باشد اعتنايي نکرد و با تمام توانش جيغ مي کشيد. چون مي ترسيدم آبرويم بيشتر از اين برود دستم را روي گلويش گذاشتم تا ساکتش کنم، اما از عصبانيتم آنقدر دستم را فشار دادم که همسرم خفه شد. بعد از آن از ترسم فرار کردم. البته برادرم با ما زندگي مي کرد و من مي دانستم که او به پليس خبر خواهد داد. با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست پرونده به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد و صالح در جلسه محاکمه جرمش را پذيرفت و جزئيات قتل را توضيح داد. پس از آن با توجه به تقاضاي اوليا ي دم مقتول هيات قضات وارد شور شدند و صالح را به قصاص محکوم کردند. پس از گذشت سه سال از ماجرا سرانجام اولياي دم حاضر شدند از خون دخترشان بگذرند و صالح با پرداخت ديه رضايت آنها را جلب کرد و پرونده براي محاکمه به لحاظ جنبه عمومي جرم به دادگاه کيفري فرستاده شد. متهم روز گذشته پس از قرائت کيفرخواست از سوي نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و يک بار ديگر اتهام خود را پذيرفت. وي گفت؛ از کرده خود پشيمان هستم و به خاطرپسرم که بي سرپناه است از دادگاه تقاضاي عفو دارم. پس از پايان جلسه محاکمه هيات قضات با يکديگر مشورت و متهم را با توجه به اينکه از سه سال قبل در زندان به سر مي برد به حبس تعزيري و تعليقي محکوم کردند.
عناوين اين صفحه
داماد مسلح، کشتار خانوادگي را رقم زد
همزمان با افشاي شکنجه هاي اين دختر جزئيات تازه يي نيز از آزار دو خواهر گلستاني فاش شد
اعتراف به سرقت از مسافران صبحگاهي
به خاطر فرزندم مرا عفو کنيد
کلاهبرداري ميلياردي زن و شوهر رمال
طلاق همسر به خاطر جهيزيه لوکس
امدادگران پسر جوان را از خودکشي منصرف کردند
دزدان اموال 100خانه را ربودند
آزادي پسربچه 11ساله از دست گروگانگيران
اغفال 400 ميليوني با چک هاي تقلبي

کلاهبرداري ميلياردي زن و شوهر رمال
زن و شوهر فريبکار پس از شناسايي افراد زودباور با اين ادعا که از طريق رمالي قادر به حل مشکلات هستند از آنان کلاهبرداري مي کردند. اواسط بهمن ماه زني به اداره پليس آگاهي شهرستان پاکدشت مراجعه کرد و با ارائه شکايتي گفت؛ هفته گذشته براي رفتن به منزل سوار بر يک دستگاه خودروي مسافربر شدم، در بين مسير راننده از مشکلات روزمره زندگي صحبت کرد. در اين ميان من نيز از مشکلات و ناراحتي هاي خود سخن گفتم که راننده جوان پاسخ داد زني را مي شناسد که با رمالي و دعانويسي مشکل گشايي مي کند. شاکي ادامه داد؛ راننده با ادعاي اينکه خود شاهد بوده زن رمال مشکلات افراد زيادي را رفع کرده است، من را فريب داد و با دادن شماره تماس و حساب بانکي اين زن، اظهار داشت پس از واريز کردن مبلغ 200 هزار تومان به حساب مورد نظر با آن شماره تماس بگيرم و با گرفتن وقت قبلي همراه با فيش به منزل زن رمال بروم تا دعانويس مشکلاتم را برطرف کند. به اين ترتيب شاکي نزد زن دعانويس رفت و آن زن نيز با دادن نوشته هايي وعده داد مشکلاتش از بين خواهد رفت ولي با تحقق نيافتن اين موضوع، متوجه کلاهبرداري زن رمال و مرد مسافرکش شد و با مراجعه به پليس از آنها شکايت کرد. پس از طرح اين شکايت ماموران اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداري ماموريت پيدا کردند با انجام تحقيقات، زن شياد را شناسايي و دستگير کنند. با آغاز پيگيري ها توسط پليس پاکدشت، چند زن ديگر به اداره آگاهي مراجعه و با شکايت هاي مشابهي عليه دو متهم اعلام شکايت کردند. سپس ماموران با شناسايي صاحب حساب بانکي، وي را به اداره آگاهي منتقل کردند. اين زن گفت کارت عابربانک همان حساب در اختيار خواهرش «سميرا» است و او از اين حساب استفاده مي کند. با مشخص شدن اين موضوع، بلافاصله ماموران «سميرا» را دستگير کردند و وي در بازجويي هاي کارآگاهان پليس، اتهام کلاهبرداري به شيوه رمالي و دعانويسي را پذيرفت. زن کلاهبردار در ادامه اعترافاتش گفت؛ از ماه گذشته پس از ازدواج با «قاسم» به خاطر تامين هزينه زندگي تصميم گرفتيم با رمالي و دعانويسي از افراد ساده لوح کلاهبرداري کنيم، به اين صورت که شوهرم با سوار کردن افراد به عنوان مسافر مرا به آنها معرفي مي کرد و شماره تماس و حساب بانکي مورد نظر را در اختيار آنها مي گذاشت. زن 30ساله افزود؛ مشتريان که بيشتر آنان جوانان بودند با پرداخت مبلغ 200 الي 400 هزار تومان نزد من مي آمدند و من نيز با دادن نوشته هايي به آنها اطمينان مي دادم که مشکلات شان رفع خواهد شد. در پيگيري هاي بعدي ماموران مشخص شد اين زوج جوان با جلب اعتماد يکي از مشتريان مرد خود يک قطعه زمين را که متعلق به فرد ديگري است با قيمت 18 ميليون تومان به او فروخته اند. «سرهنگ زنده شو» فرمانده انتظامي پاکدشت در اين باره گفت؛ تاکنون 13 نفر از مالباختگان اين پرونده شناسايي شده اند. ميزان کلاهبرداري زن و شوهر با شگرد رمالي و فروش زمين افراد ديگر يک ميليارد و 948 ميليون تومان تخمين زده شده است.


طلاق همسر به خاطر جهيزيه لوکس
مرد جواني به دليل اينکه همسرش جهيزيه لوکس نداشت براي جدايي از او به دادگاه خانواده رفت.در جلسه رسيدگي به اين پرونده ابتدا زن 24ساله با اظهار پشيماني از ازدواج گفت؛ دو سال پيش به عقد محمد که در يک شرکت خصوصي کار مي کرد، درآمدم. از همان ابتداي زندگي خانواده وي از جمله مادرش به من گوشزد مي کردند بايد جهيزيه خوبي داشته باشم اما من به حرف هايش توجه نمي کردم.وي افزود؛ مادرشوهرم يک ماه قبل از عروسي مان هنگامي که متوجه شد تمام لوازم برقي و آشپزخانه ام ايراني است، شروع به دعوا و جر و بحث کرد و دائم به همسرم مي گفت اگر اين جهيزيه ام باشد آبروي خانوادگي شان بين دوست و اقوام مي رود تا اينکه همسرم نيز به تحريک مادرش به من و خانواده ام فشار آورد که بايد تمام جهيزيه ام از اجناس لوکس و خارجي باشد. اين زن ادامه داد؛ پس از جر وبحث هاي طولاني تصميم گرفتم بدون گرفتن مهريه ام از همسرم جدا شوم، به دليل آنکه فردي که از ابتداي زندگي اجناس خارجي و لوکس را به شخصيت همسر و شريک زندگي اش ترجيح دهد، نمي تواند مرد خوب و مناسبي براي زندگي مشترک باشد. همسر اين زن نيز گفت؛ تمام دخترها و عروس هاي خانواده مان جهيزيه زياد و لوکس دارند و با جهيزيه همسرم، آبروي خانوادگي مان به خطر مي افتد. بنا براين گزارش قاضي دادگاه بعد از شنيدن اظهارات دو طرف رسيدگي به پرونده آنان را به جلسه ديگر موکول کرد.


امدادگران پسر جوان را از خودکشي منصرف کردند
پسر جواني که قصد داشت از بالاي يک مجتمع مسکوني به پايين بپرد، پس از ساعت ها تلاش امدادگران از تصميم خود منصرف شد و از مرگ رهايي يافت. زني ساعت 34/10 ديروز پس از تماس با ستاد فرماندهي آتش نشاني تهران از قصد خودکشي پسر 19 ساله اش به نام «وحيد» خبر داد.اين زن گفت؛ پسرش در گذشته نيز سابقه خودزني داشته و در حال حاضر قصد دارد خودش را از بالاي ساختمان مسکوني واقع در منطقه نواب به پايين پرت کند. بهروز تشکر مدير روابط عمومي سازمان آتش نشاني تهران درباره اين حادثه گفت؛ يک گروه امداد و نجات و ماموران ايستگاه 85 آتش نشاني به محل مورد نظر اعزام شدند و با صحبت کردن با پسر جوان موفق شدند در ساعت 32/12 ظهر او را از خودکشي منصرف کنند.


دزدان اموال 100خانه را ربودند
چهار دزد ميانسال در مدت 9 ماه از 100 خانه در تهران سرقت کردند. به گزارش فارس از ابتداي امسال ماموران پليس آگاهي تهران در جريان يکسري سرقت از منازل قرار گرفتند و دريافتند در زمان هايي که شاکيان از خانه خارج شده و به ميهماني يا مسافرت رفته اند سارقان از فرصت استفاده کرده و اموال را به سرقت برده اند. اميراسماعيل رضوانفر داديار شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات درخصوص شناسايي و دستگيري سارقان آغاز شد تا اينکه با ردگيري برخي از اموال مسروقه در سرقت ها برخي افراد مرتبط شناسايي شدند و سرانجام يکي از متهمان به خريد مستقيم اموال مسروقه دستگير شد. وي افزود؛ با دستگيري اين فرد ماموران به نزديکي باند سارقان رسيدند اما هنوز هم به طور قطع نمي توانستيم اميدوار باشيم که سارقان را شناسايي کرده ايم تا اينکه بالاخره مرد مالخر لب به اعتراف گشود و مخفيگاه يکي از سارقان را به ماموران معرفي کرد و در ادامه چهار متهم دستگير شدند. وي افزود؛ متهمان در بازجويي به ارتکاب سرقت از بيش از 100 خانه در شهر تهران و همچنين تعداد زيادي کيف قاپي و موبايل قاپي اعتراف کردند. رضوانفر با اشاره به اينکه بيش از 80 مالباخته تاکنون شناسايي شده اند، گفت؛ تحقيقات درخصوص زواياي پنهان اين پرونده و همچنين شناسايي ساير مالباختگان و شکات اين پرونده همچنان ادامه دارد.


آزادي پسربچه 11ساله از دست گروگانگيران
ماموران پليس آگاهي زابل، پسربچه 11ساله يي را از چنگ گروگانگيران آزاد و چهار گروگانگير را دستگير کردند. سرهنگ صلاح عسگرپور ـ معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان سيستان و بلوچستان ـ گفت؛ زني به نام «خورشيد» با مراجعه به ماموران اعلام کرد پسر 11ساله اش به نام «بهمن خ» از منزل خارج شده و ديگر بازنگشته است. سرهنگ عسگرپور ادامه داد؛ پس از تماس گروگانگيران با پدر گروگان و مطالبه کردن پول، تحقيقات در اين زمينه روند تازه يي گرفت و ماموران با به کارگيري عوامل خبري در سطح شهر و کنترل نقاط مشکوک به صورت نامحسوس موفق شدند مخفيگاه گروگانگيران را شناسايي کنند. وي تصريح کرد؛ ماموران با شناسايي مخفيگاه گروگانگيران پس از هماهنگي با مراجع قضايي، محل مورد نظر را به محاصره خود درآوردند و در يک اقدام غافلگيرانه موفق شدند چهار تن از گروگانگيران را که سه مرد و يک زن بودند، دستگير و پسربچه ربوده شده را آزاد کنند. معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان سيستان و بلوچستان اظهار کرد؛ در اين رابطه سه قبضه اسلحه به همراه يک تيغه خشاب و 15 تير جنگي از گروگانگيران کشف و ضبط شد.


اغفال 400 ميليوني با چک هاي تقلبي
کلاهبردار حرفه يي که با شيوه هاي مختلف از فروشندگان کلاهبرداري مي کرد، دستگير و به مقامات قضايي تحويل داده شد. سرهنگ سلطاني رئيس پليس آگاهي استان گلستان با اعلام اين خبر افزود؛ اين متهم با ظاهري آراسته به فروشندگان صنف هاي مختلف در سه استان شمالي مراجعه مي کرد و پس از جلب اعتماد مغازه داران مبالغ کلاني از آنها خريد و در ازاي آن چک هاي تقلبي پرداخت مي کرد. پس از دريافت چندين شکايت مشابه در اين زمينه که بيشتر آنها از استان گلستان بود، گروهي از کارآگاهان مامور رسيدگي به پرونده شدند و موفق شدند در کوتاه ترين زمان ممکن هويت متهم اصلي و همدستش را شناسايي و در مرحله بعد آنان را دستگير کنند. متهمان در بازجويي ها اعتراف کردند در مجموع با مراجعه به 30 فروشنده با پرداخت چک هاي تقلبي بيش از چهار ميليارد ريال از آنان کلاهبرداري کرده اند. شگرد آنان به اين صورت بود که کپي شناسنامه خود را جعل و پس از افتتاح حساب اقدام به تهيه دسته چک مي کردند و در ازاي خريد از فروشندگان، چک هاي تقلبي ارائه مي دادند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام