ابوالحسن مختاباد

عصر شنبه هفته گذشته ( 19 بهمن) برگزيدگان بخش هاي مختلف کتاب سال معرفي شدند و در اين ميان نام شفيعي کدکني و تلاش سترگي که وي بر مجموعه آثار عطار صرف کرد، غايب بود. شفيعي کتاب ديگري را هم در سال 86 انتشار داد به نام «قلندريه در تاريخ؛ دگرديسي يک ايدئولوژي»، که اين کتاب هم اگرچه در بخش کتاب فصل جايزه نخست را از آن نويسنده کرد، اما در کتاب سال نامي از آن برده نشد و حتي به مرحله نهايي هم راه نيافت. از قرار يکي از شرايط نانوشته دادن جايزه کتاب سال، چه در دوره هاي گذشته و چه اکنون، حضور فيزيکي يا به گمانم پذيرفتن اين جايزه از طرف فردي است که کتابش به عنوان کتاب سال معرفي مي شود. در غير اين صورت کتاب و فرد از پروسه داوري حذف مي شوند.
طبيعي است امثال شفيعي کدکني يا کامران فاني، که وزارت محترم ارشاد، يک روز مانده به برگزاري مراسم تجليل از فاني در انجمن آثار و مفاخر فرهنگي کل برنامه شان را برهم زد (يک سال و نيم قبل)1 نيازي به اين گونه تشويق ها و تعريف ها ندارند. آنها تشويق اصلي خود را از مردم مي گيرند که در اين آشفته بازار فروش کتاب، آثارشان در طول يک سال به چند چاپ مي رسد. اما طبيعي است که شرمندگي و کاستي براي مجموعه وزارت ارشاد باقي مي ماند که مجموعه يي چون آثار منظوم شيخ عطار، که حاصل تلاش 40ساله شفيعي کدکني است را به چنين دلايلي از دايره قضاوت خارج مي کنند. جالب توجه اينکه وقتي کتاب «قلندريه در تاريخ» به عنوان کتاب فصل معرفي شد، و آنجا هم آقاي شفيعي براي دريافت جايزه نيامدند، يکي از دست اندرکاران ارشاد توضيح جالبي داد و گفت هدف ما معرفي کتاب خوب است و اگر نويسنده يا ناشر براي دريافت جايزه نيامد خللي در هدف ما وارد نمي شود. اما اين هدف از قرار در داوري کتاب سال به فراموشي سپرده شده است. شايد دوستان عنوان کنند کتاب هاي شفيعي در مرحله داوري راي و امتياز لازم را نياورد که چنين سخني قطعاً کل پروسه داوري در اين بخش و موضوع را زير سوال خواهد برد. چرا؟ به دليل آنکه به گواه اکثر استادان مسلم ادبيات فارسي، برخي از آنها اتفاقاً داوران کتاب سال در اين حوزه در دوره هاي متوالي بوده اند، کار شفيعي کدکني در تصحيح متون ارتقاي کيفي و برکشاندن تصحيح بوده است، چنان که محمد جعفر ياحقي در مراسم سالانه انتشارات سخن گفت شفيعي کدکني باب تازه يي را در تصحيح متون باز کرده اند که يک گام جلوتر از شيوه تصحيحي است که به جاي مانده از دوران محمد قزويني است.
در چنين وضعيتي طبيعي است که مجموعه آثار عطار با تصحيح اين نامي بايد در زمره کتاب سال قرار مي گرفت، حتي اگر ايشان به مراسم نمي آمدند. جالب آنکه مشي و منش شفيعي در اين گونه مراسم منحصر به دولتي و خصوصي بودن مراسم نيست. ايشان حتي در برنامه هاي سالانه انتشارات سخن (ناشر تخصصي آثار ايشان) هم تنها حضور يافت و به رغم اصرار فراوان مجري و برخي از حضار، حتي براي يک تشکر خشک و خالي هم به بالاي سن نيامدند. عدم معرفي کتاب هاي شفيعي به عنوان کتاب سال يا حتي در سال گذشته کتاب فرهنگ پوياي باطني نمونه يي از بد سليقگي دست اندرکاران ارشاد و کتاب سال است. البته اين بزرگواران نيازي به مدح و تعريف ندارند.
بعد از 15 سال انتظار ديوان شمس تبريز با گزينش و انتخاب و تصحيح محمد رضا شفيعي کدکني از سوي انتشارات سخن در دو جلد و نزديک به 1600 صفحه به بازار کتاب عرضه شد. اين اثر و تلاش 35ساله يي که در تبويب و تنظيم و انتخاب غزل ها صرف کردند، و البته نوع و کيفيت کار نشان دهنده و مويد همان سخن بالاي ماست که شفيعي را نمي توان حذف کرد، چرا که به قول شاعر نغمه يي که وي مي سرايد در خاطره ها باقي مي ماند و به قول محمد علي موحد، بوي عطري که شفيعي از ادبيات کهن مي پراکند، طعم و جنسي ديگر دارد که مشام ها را به خود مي کشاند. درباره کاري که شفيعي کدکني روي ديوان شمس مولانا جلال الدين انجام داده بعداً به تفصيل مطلبي خواهم نوشت.
پي نوشت؛ ------------------------
1- به گمانم اوايل سال 86 بود که انجمن آثار و مفاخر فرهنگي برنامه يي را در بزرگداشت کامران فاني تدارک ديد. اما دو روز مانده به برگزاري مراسم خبر رسيد که اين مراسم برگزار نمي شود. پيگيري ها به اينجا انجاميد که مقامات بالاي ارشاد دستور توقف چنين برنامه يي را داده اند. جالب اينکه تمامي مقدمات کار فراهم شده بود و حتي يکي از خبرنگاراني که با نگارنده در روزنامه کارگزاران کار مي کرد، مطالب تهيه شده براي کتاب ويژه يي را که قرار بود همزمان با اين مراسم انتشار يابد، به روزنامه آورد و ما هم به رغم آنکه ارشاد برنامه را برهم زد، در همان روز ويژه نامه يي در تجليل از خدمات فاني فراهم کرديم. براي نگارنده اين پرسش به وجود آمد و هنوز هم اين پرسش ذهنم را آزار مي دهد که چرا چهره يي همانند آقاي مهدي محقق زير بار چنين وضعيتي رفت؟