ساغر فروتن
حجت قاسم زاده اصل کارگرداني است که بسياري از فيلمنامه هاي آثار ساخته شده اش را خودش نوشته است. البته بيشتر از آنکه در کارنامه هنري او فيلمنامه به چشم بخورد، آثار او در کسوت کارگردان است که جلوه مي کند. با همه اينها اگر يکشنبه شب ها تلويزيون را روشن کنيد سريالي به نام «شيخ بهايي» را مي بينيد که نام حجت قاسم زاده اصل به عنوان يکي از نويسندگان در تيتراژ آن به چشم مي آيد. قاسم زاده که فاز دوم سريال «شيخ بهايي» را نوشته است در گفت وگويي که با ما داشت، درباره دلايلش براي نوشتن اين فيلمنامه سخن گفت؛ درباره مشکلاتي که بر سر راه آن وجود داشت و نيز درباره شيريني هاي کار. گفت وگوي ما را با او بخوانيد.
---
-نوشتن سريال «شيخ بهايي» را از چه زماني آغاز کرديد و اصلاً پيشنهاد نوشتن آن چگونه به شما داده شد؟
سالش را به خاطر ندارم اما بهمن ماه بود، دو سه سال پيش که پيشنهاد نوشتن فاز دوم سريال «شيخ بهايي» به من داده شد. همان زماني بود که پروژه بعد از ساخت فاز اول به مشکل برخورده و براي مدتي تعطيل شده بود. از فرصت استفاده کردم و همه منابع و کتاب هاي موجود درباره شيخ بهايي را تهيه کردم و در آن مدت خواندم. بعد هم از اواخر فروردين نگارش را آغاز کردم و تيرماه کار را تحويل دادم. يعني مي شود گفت من شش ماه جهنمي را پشت سر گذاشتم.
-همان طور که مي دانيد فيلمنامه قبلي به طور کامل توسط آقاي محسن دامادي نوشته شده بود. آيا شما هيچ استفاده يي از آن نکرديد؟
نه، حتي يک بار. نه از خود فيلمنامه و نه از تحقيقاتش استفاده نکردم؛ با اينکه در دسترس من هم بود. البته من کل فيلمنامه را خواندم. هم بخش اول آن را که ساخته شده بود و هم دو بخش ديگر را که نساخته بودند، خواندم. اما همه منابعش را خودم خريدم. هنوز هم کتاب هايش را دارم. بخش اعظمي از آنها را خواندم و بخش ديگري را هم فقط فصل هاي مربوطه را مطالعه کردم. مشکل عمده يي که در نوشتنش داشتم پيدا کردن زبانش بود. خود اينکه به زبان آن دوره برسم بيشتر از همه وقتم را گرفت. براي به دست آوردن زبان مناسب آن دوره به خود نوشته هاي شيخ بهايي مراجعه کردم. از روي نگارش خود او به آن زبان دسترسي پيدا کردم.
-پروژه به چه دليل متوقف شده بود؟
به اين دليل که براي ساختن بخش دوم و سوم فيلمنامه يي که نوشته شده بود، پروداکشن عملي وجود نداشت. بخش دوم يعني جواني شيخ مربوط به زماني بود که پايتخت ايران از قزوين به اصفهان منتقل مي شد. يعني هنوز چيزي وجود نداشت و تازه داشتند شهر اصفهان را مي ساختند. به لحاظ پروداکشن چنين امکاني وجود نداشت. هنوز هم به لحاظ عملي وجود ندارد. اينکه اصفهان را در زمان ساخته شدن نشان بدهيم آن هم وقتي که شاه عباس در حال قدم زدن باشد، ممکن نبود. به همين دليل پروژه متوقف شده بود. چون فيلمنامه خاصيت اجرايي نداشت. من آمدم فيلمنامه را از آنجايي ادامه دادم که شاه عباس جنگ هايش را تمام کرده، مستقر شده و قرار است شيخ بهايي شيخ الاسلام شهر و کشور شود.
-يعني بخشي را که فکر مي کرديد امکان ساختش وجود ندارد، وارد فيلمنامه نکرديد؟
هنوز هم نمي شود آن بخش را ساخت. آن مقطعي که امکان ساختنش بود را من نوشتم، يعني از آنجايي که شيخ بهايي شيخ الاسلام مي شود تا زمان فوتش. البته براي بخش هاي مياني راه هايي وجود داشت اما امکانات توليد ما فراهم نبود و هنوز هم فراهم نيست. حتي با سرمايه گذاري بالا هم اين کار شدني نبود. در ايران امکان توليدش را نداريم. شما تصور کنيد قرار است اصفهان ساخته شود، همزمان قرار است پايتخت باشد و پايتخت را از قزوين به اصفهان بياورند.
-چه چيزي باعث شد پيشنهاد نوشتن بخش دوم سريال را بپذيريد؟
آقاي مجيد رضا بالا براي نوشتن ادامه فيلمنامه مرا دعوت کرد. پروژه متوقف شده بود، به من اعتماد کرد و تشخيص داد مي توانم ادامه آن را بنويسم. خوشبختانه روسياه نشدم و توانستم بنويسم. فرصت بسيار کمي هم داشتم. يعني کاري را که بايد دو سال انجام مي شد، در سه ماه انجام دادم. من فقط به خاطر شناخت و اعتمادي که آقاي رضا بالا به من داشتند، کار را قبول کردم. حتي کار را بدون قرار داد انجام دادم. براي خودم هم چالشي بود که ببينم مي توانم بنويسم يا نه. البته اعتراف مي کنم کار بسيار کار سختي بود.
-به عنوان يک فيلمنامه نويس که از بيرون به قضيه نگاه مي کنيد، معتقديد نوشتن يک فيلمنامه توسط دو نويسنده که در زمان نوشتن متن ارتباطي با هم نداشته و تبادل نظري با هم نکرده اند، چه تاثيري روي فيلم مي گذارد؟
خيلي اتفاق افتاده که در کارهاي خارجي، سريال ها را چند نويسنده بنويسند. مثلاً سريال «لاست» را يازده نويسنده نوشته اند. اتفاقاً تجربه خوبي است اگر در يک تيم هماهنگ شود. اما کار ما از سر ناچاري بود نه از سر انتخاب. به دليل توقف پروژه اين کار انجام شد. البته تا به حال چنين تجربه يي نداشته ايم که دو نويسنده، فيلمنامه يي را بدون هيچ ارتباطي با هم بنويسند. تا به حال در ايران اين کار نشده است. بايد منتظر پخش هر دو فاز فيلم ماند تا مردم آن را ببينند و بعد درباره اش قضاوت صورت بگيرد. علي القاعده کار مي تواند دو پاره باشد.