پنج شنبه، 1 اسفند 1387 - شماره 1895
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: تلويزيون
مجموعه کارآگاه علوي به روايت کارگردان
قصه گويي شرقي


حسن هدايت

مجموعه کارآگاه علوي براي خيلي از مخاطبان تلويزيوني آنقدر خاطره شيريني در يادها باقي گذاشت که مشتاقانه در انتظار پخش قسمت دوم آن باشند. حسن هدايت در واکنش به برخي از نظرات نسبت به پخشي سري دوم کارگاه علوي دست به قلم برده و سريالش را از زاويه هاي مختلفي توضيح داده است.

---

1- به نظر مي رسد در زمينه هاي فرهنگي، عقده حقارت هنوز خيلي از دست اندرکاران و قلم زنان اين وادي را رها نکرده است؛ عقده يي که باعث مي شود محصولات فرهنگي و اقدامات صورت گرفته در اين زمينه به طور مرتب با انواع فرنگي اش قياس شود و در هر مورد، به شکل سرکوفت و طعنه و... بر توليدات وطني بروز يابد. ما هنوز ياد نگرفته ايم انتقاد را بر اساس اصول و منطق آن ابراز کنيم. همان طور که ياد نگرفته ايم از انتقاد اصولي نهراسيم و آن را به نفاق و دشمني و توطئه منتسب نکنيم. امام محمد غزالي در کتاب ارجمند خود «کيمياي سعادت» غکه اين، خلاصه فارسي متن عظيم عربي آن استف در باب نقد، سخني دقيق و شيرين دارد، مي فرمايد؛ آن کس حق نقد يک موضوع را دارد که در مساله مورد نقد مجتهد باشد. به عبارت ساده در زمينه مورد بحث استاد شود بعد ايراد و بررسي انجام دهد. اما به نظر مي رسد اين اصل در مملکت ما، فرع است و حتي کمتر از فرع. بنابراين هر کس در هر تريبوني که به دستش بيفتد، در مدح يا ذم اين و آن قلمفرسايي و سخنراني مي کند. اغلب نيز بي خبر از فرهنگ اصيل کشور، خزعبلات نشريات يا قلمزنان فرنگي را قرقره کرده و پس مي دهند.

2- يکي از وجوه اين عقده حقارت و فرنگي زدگي، قياس توليدات سينمايي يا تلويزيوني با انواع خارجي اش است، بدون اينکه بستر و خاستگاه مسائل و مشکلات و موارد فرهنگي و مذهبي و عرفي هر کدام بررسي شود. چنانچه علاقه مندند سريال هاي پليسي ايراني را با انواع انگليسي آن (مثل پوارو) يا فرانسوي اش (مثل ناوارو) و... بسنجند. متاسفانه سواد تحقيق و تتبع نيز ندارند که بدانند چارچوب داستان هايي مثل «پوارو» ريشه در فرهنگ شرق دارد و شيوه استدلالي اين داستان ها، هزار سال قبل در «هزار و يکشب» و قبل از آن به نوعي در «کليله و دمنه» و قبل از آن در قضاياي منطقي ارسطو و قبل از آن در قسمت هايي از حماسه هاي هومر غخصوصاً داستان اديسهف مندرج بوده است. «پوارو» کپي دست دوم و روده درازي از «شرلوک هولمز» مخلوق داستاني سرآرتور کنان دويل است که آن نيز به تقليد داستان هاي پر راز و رمز قرون وسطايي نگاشته شده و تازه خود آن داستان ها هم ملهم از داستان هاي شرقي مانند «هزار و يکشب» و افسانه هاي چيني و هندي است.

تنها ويژگي داستان هاي «شرلوک هولمز» غکه «پوارو» فاقد آن استف پاکيزگي متن و به روز شدن فضاها و استدلالات و تعميم شيوه مدرن روايات پليسي است که اولين بار در ادبيات مدرن با داستاني از ادگار آلن پو نويسنده امريکايي ظاهر شد. بنابراين تمام اين وجوه ژانر پليسي، عملاً ريشه در سنت قصه گويي شرق دارد.

3- مجموعه «کارآگاه» چنانچه چند بار گفته شده در اصل بر اساس ويژگي ها و شخصيت عبدالله بهرامي معاون اداره تامينات غيا آگاهي قديمف است که حدود يک دهه غاز اوايل 1290 تا اوايل 1300ف به اين امر مشغول بوده است. رياست اداره تامينات با کلنل وستد سوئدي بوده و روايات بهرامي از اين دوران در کتاب خاطرات او درج شده است. همچنين خاطرات معاون اداره غکه سوئدي بوده استف چند سال قبل به فارسي ترجمه شد. از لحاظ بار دراماتيک نيز الگوي شرلوک هولمز غکه مورد تقليد نويسندگان ديگر از آن جمله خانم آگاتا کريستي قرار گرفته استف مناسب تر از بقيه بود. مهم تر از همه اينکه، مجموعه «کارآگاه» بر اساس تاريخ معاصر ايران طراحي و توليد شده است و مانند انواع اروپايي اش، حوادث تخيلي ندارد. ولي طبيعي است که اين حوادث تاريخي از يک فيلتر دراماتيک عبور مي کنند تا براي داستان گويي مناسب و پيراسته شوند.

4- قسمت هاي هفتم و هشتم مجموعه تلويزيوني «کارآگاه» داستاني پيوسته دارد. حوادث نيز در شمال کشورغشهر گرگان و بندر شاه (ترکمن)ف اتفاق مي افتد. کارآگاه علوي و معاونش ضمن بررسي قتل يک ملاک عمده ترکمن در گرگان متوجه مي شوند با انبوهي از مظنونان در اين جنايت مواجه هستند. همچنين رابطه مشکوک اين ملاک با اداره املاک سلطنتي، شايعات فراواني را براي او به وجود آورده است. اما بررسي هاي علوي و همکارش به نتايج غيرمنتظره يي منجر مي شود و قتل دلايل ديگري پيدا مي کند.
گفت وگو با حجت قاسم زاده اصل يکي از نويسندگان فيلمنامه «شيخ بهايي»
شش ماه جهنمي براي نوشتن فيلمنامه


ساغر فروتن


حجت قاسم زاده اصل کارگرداني است که بسياري از فيلمنامه هاي آثار ساخته شده اش را خودش نوشته است. البته بيشتر از آنکه در کارنامه هنري او فيلمنامه به چشم بخورد، آثار او در کسوت کارگردان است که جلوه مي کند. با همه اينها اگر يکشنبه شب ها تلويزيون را روشن کنيد سريالي به نام «شيخ بهايي» را مي بينيد که نام حجت قاسم زاده اصل به عنوان يکي از نويسندگان در تيتراژ آن به چشم مي آيد. قاسم زاده که فاز دوم سريال «شيخ بهايي» را نوشته است در گفت وگويي که با ما داشت، درباره دلايلش براي نوشتن اين فيلمنامه سخن گفت؛ درباره مشکلاتي که بر سر راه آن وجود داشت و نيز درباره شيريني هاي کار. گفت وگوي ما را با او بخوانيد.

---

-نوشتن سريال «شيخ بهايي» را از چه زماني آغاز کرديد و اصلاً پيشنهاد نوشتن آن چگونه به شما داده شد؟

سالش را به خاطر ندارم اما بهمن ماه بود، دو سه سال پيش که پيشنهاد نوشتن فاز دوم سريال «شيخ بهايي» به من داده شد. همان زماني بود که پروژه بعد از ساخت فاز اول به مشکل برخورده و براي مدتي تعطيل شده بود. از فرصت استفاده کردم و همه منابع و کتاب هاي موجود درباره شيخ بهايي را تهيه کردم و در آن مدت خواندم. بعد هم از اواخر فروردين نگارش را آغاز کردم و تيرماه کار را تحويل دادم. يعني مي شود گفت من شش ماه جهنمي را پشت سر گذاشتم.

-همان طور که مي دانيد فيلمنامه قبلي به طور کامل توسط آقاي محسن دامادي نوشته شده بود. آيا شما هيچ استفاده يي از آن نکرديد؟

نه، حتي يک بار. نه از خود فيلمنامه و نه از تحقيقاتش استفاده نکردم؛ با اينکه در دسترس من هم بود. البته من کل فيلمنامه را خواندم. هم بخش اول آن را که ساخته شده بود و هم دو بخش ديگر را که نساخته بودند، خواندم. اما همه منابعش را خودم خريدم. هنوز هم کتاب هايش را دارم. بخش اعظمي از آنها را خواندم و بخش ديگري را هم فقط فصل هاي مربوطه را مطالعه کردم. مشکل عمده يي که در نوشتنش داشتم پيدا کردن زبانش بود. خود اينکه به زبان آن دوره برسم بيشتر از همه وقتم را گرفت. براي به دست آوردن زبان مناسب آن دوره به خود نوشته هاي شيخ بهايي مراجعه کردم. از روي نگارش خود او به آن زبان دسترسي پيدا کردم.

-پروژه به چه دليل متوقف شده بود؟

به اين دليل که براي ساختن بخش دوم و سوم فيلمنامه يي که نوشته شده بود، پروداکشن عملي وجود نداشت. بخش دوم يعني جواني شيخ مربوط به زماني بود که پايتخت ايران از قزوين به اصفهان منتقل مي شد. يعني هنوز چيزي وجود نداشت و تازه داشتند شهر اصفهان را مي ساختند. به لحاظ پروداکشن چنين امکاني وجود نداشت. هنوز هم به لحاظ عملي وجود ندارد. اينکه اصفهان را در زمان ساخته شدن نشان بدهيم آن هم وقتي که شاه عباس در حال قدم زدن باشد، ممکن نبود. به همين دليل پروژه متوقف شده بود. چون فيلمنامه خاصيت اجرايي نداشت. من آمدم فيلمنامه را از آنجايي ادامه دادم که شاه عباس جنگ هايش را تمام کرده، مستقر شده و قرار است شيخ بهايي شيخ الاسلام شهر و کشور شود.

-يعني بخشي را که فکر مي کرديد امکان ساختش وجود ندارد، وارد فيلمنامه نکرديد؟

هنوز هم نمي شود آن بخش را ساخت. آن مقطعي که امکان ساختنش بود را من نوشتم، يعني از آنجايي که شيخ بهايي شيخ الاسلام مي شود تا زمان فوتش. البته براي بخش هاي مياني راه هايي وجود داشت اما امکانات توليد ما فراهم نبود و هنوز هم فراهم نيست. حتي با سرمايه گذاري بالا هم اين کار شدني نبود. در ايران امکان توليدش را نداريم. شما تصور کنيد قرار است اصفهان ساخته شود، همزمان قرار است پايتخت باشد و پايتخت را از قزوين به اصفهان بياورند.

-چه چيزي باعث شد پيشنهاد نوشتن بخش دوم سريال را بپذيريد؟

آقاي مجيد رضا بالا براي نوشتن ادامه فيلمنامه مرا دعوت کرد. پروژه متوقف شده بود، به من اعتماد کرد و تشخيص داد مي توانم ادامه آن را بنويسم. خوشبختانه روسياه نشدم و توانستم بنويسم. فرصت بسيار کمي هم داشتم. يعني کاري را که بايد دو سال انجام مي شد، در سه ماه انجام دادم. من فقط به خاطر شناخت و اعتمادي که آقاي رضا بالا به من داشتند، کار را قبول کردم. حتي کار را بدون قرار داد انجام دادم. براي خودم هم چالشي بود که ببينم مي توانم بنويسم يا نه. البته اعتراف مي کنم کار بسيار کار سختي بود.

-به عنوان يک فيلمنامه نويس که از بيرون به قضيه نگاه مي کنيد، معتقديد نوشتن يک فيلمنامه توسط دو نويسنده که در زمان نوشتن متن ارتباطي با هم نداشته و تبادل نظري با هم نکرده اند، چه تاثيري روي فيلم مي گذارد؟

خيلي اتفاق افتاده که در کارهاي خارجي، سريال ها را چند نويسنده بنويسند. مثلاً سريال «لاست» را يازده نويسنده نوشته اند. اتفاقاً تجربه خوبي است اگر در يک تيم هماهنگ شود. اما کار ما از سر ناچاري بود نه از سر انتخاب. به دليل توقف پروژه اين کار انجام شد. البته تا به حال چنين تجربه يي نداشته ايم که دو نويسنده، فيلمنامه يي را بدون هيچ ارتباطي با هم بنويسند. تا به حال در ايران اين کار نشده است. بايد منتظر پخش هر دو فاز فيلم ماند تا مردم آن را ببينند و بعد درباره اش قضاوت صورت بگيرد. علي القاعده کار مي تواند دو پاره باشد.
عناوين اين صفحه
قصه گويي شرقي
شش ماه جهنمي براي نوشتن فيلمنامه
سيروس الوند با «خسته دلان»
سيروس مقدم با «آشفتگي»
صدرالدين شجره و کارگرداني «آواز در باران»
عليرضا خمسه و «آقاي شهروندي»
سامان مقدم با «راه شيري»
همکاري تازه نادري با «حسن فتحي»
سعيد آقاخاني با «عيد امسال»
مرضيه برومند با «همه بچه هاي من»

سيروس الوند با «خسته دلان»
مسعود رايگان، رامتين خداپناهي و بهرام شاه محمدلو در دومين داستان مجموعه تلويزيوني «خسته دلان» به کارگرداني سيروس الوند در ايستگاه راه آهن جلوي دوربين رفتند. «حبيب» روايت عکاسي برجسته است که در يک حادثه تصادف نابينا شده و اکنون در جشنواره عکاسي بم به خاطر عکس دختري که او مي پندارد مرده است، برگزيده اول شده است. حال او بايد در حوادثي سرنوشت اين اتفاق را روشن کند. پيش از اين نخستين نماهاي مجموعه در قصه «اسفنديار» با بازي امين تارخ و آنا نعمتي تصويربرداري شده بود. تعدد بازيگران، استفاده از لوکيشن هاي خاص، طراحي صحنه و دکور، تنوع قصه و قابليت هاي اجرايي کار و نيز شخصيت هاي اصلي و فرعي فراوان از خصوصيات بارز اين مجموعه به شمار مي آيد. «خسته دلان» به تهيه کنندگي محسن شايانفر در گروه فيلم و سريال شبکه يک توليد مي شود و داود رشيدي، حسين ياري، کورش تهامي، مونا فرجاد، اميرمحمد زند، پرديس افکاري، سعيد پيردوست، ابراهيم آبادي، عارف لرستاني و سيما مطلبي از ديگر بازيگران آن هستند.


سيروس مقدم با «آشفتگي»
تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «آشفتگي» به کارگرداني «سيروس مقدم» اول ماه ربيع الاول آغاز مي شود. پيش توليد سريال «آشفتگي» به کارگرداني «سيروس مقدم» و تهيه کنندگي «محمدرضا شفيعي» روز هاي پاياني خود را سپري مي کند. آشفتگي قرار است بعد از رحلت پيامبر اکرم(ص) و همزمان با آغاز ماه ربيع الاول در لوکيشني در تجريش مقابل دوربين برود و طراحي و ساخت دکور اصلي فيلم رو به اتمام است. سعيد نعمت الله آشفتگي را در 52 قسمت 35 دقيقه يي در مورد زني به نام خجسته که از شهرستان وارد تهران شده و براي پيدا کردن شوهرش درگير مشکلات فراواني مي شود... به نگارش درآورده است. اين سريال سفارش گروه فيلم و سريال شبکه سه سيماست و بازيگراني که تاکنون حضورشان در اين مجموعه قطعي شده، عبارتند از؛ آتيلا پسياني، پوريا پورسرخ، روناک يونسي، عاطفه نوري، صبا کمالي، نفيسه روشن، شهرام عبدلي، مريم سلطاني، اسماعيل سلطانيان، حشمت آرميده، مليحه نيکجومند، آرش مجيدي، عباس غزالي و شهربانو موسوي.


صدرالدين شجره و کارگرداني «آواز در باران»
مجموعه تلويزيوني «آواز در باران» به کارگرداني هنري صدرالدين شجره و تهيه کنندگي صديقه صحت سال آينده از شبکه چهار روي آنتن مي رود. اين مجموعه به کارگرداني تلويزيوني کاظم بلوچي مراحل تصويربرداري را سپري مي کند و بازيگراني چون اکبر زنجانپور، بهزاد فراهاني، ميکائيل شهرستاني، ساميه لک، رسول نجفيان، محمد حاتمي، زهرا سعيدي، هايده حائري، صديقه کيانفر، رضا فياضي و... در آن بازي مي کنند.


عليرضا خمسه و «آقاي شهروندي»
عليرضا خمسه در نخستين تجربه کارگرداني خود مجموعه «آقاي شهروندي» را با موضوع فرهنگ شهري مقابل دوربين مي برد. اين مجموعه شامل 50 آيتم است که هر يک داستاني مستقل درباره مشکلات شهري مانند ترافيک، آلودگي صوتي، استفاده از وسايل نقليه عمومي و... دارد. نگارش متن که از مدتي پيش شروع شده همچنان ادامه دارد و با آماده شدن متن ها تصويربرداري در تهران شروع مي شود. پيش از اين قرار بود خمسه يکي از نقش هاي مجموعه را بازي کند، اما او از بازي در «آقاي شهروندي» انصراف داده است.


سامان مقدم با «راه شيري»
سامان مقدم از کارگردان فيلم هاي سينمايي مکس، پارتي، سياوش و صد سال به اين سال ها، اين روزها، در حال توليد سومين سريال تلويزيوني خود با نام راه شيري است. سامان مقدم سال گذشته با سريال مناسبتي ماه رمضان به نام پريدخت در تلويزيون حضور داشت و موفق شد با بازي هاي خوب از علي مصفا و ليلا حاتمي در اين سريال، مورد توجه مخاطبان زيادي قرار بگيرد. راه شيري سامان مقدم قصه هاي جذابي دارد که پيش بيني مي شود سال آينده خيلي ها را سرگرم کند. اين مجموعه 78 قسمتي را مقدم به تهيه کنندگي رامين عباسي زاده براي پخش از شبکه دو در اوايل سال آينده مي سازد. اين مجموعه تلويزيوني در 13 اپيزود مختلف با قصه هاي جدا و مستقل ساخته مي شود که اين قصه ها در مقاطعي به هم ربط پيدا مي کنند. راه شيري نگاهي متفاوت با رويکرد آسيب هاي اجتماعي و هر شش قسمت آن قصه مستقل دارد و سرپرست نويسندگان آن نيز احمد رفيع زاده فيلمنامه نويس پريدخت و ساعت شني است. در اولين اپيزود راه شيري به نام پسر، همايون ارشادي، آهو خردمند، سيدمهرداد ضيايي، سپيده اعلايي، محسن قاضي مرادي، حبيب حداد، عباس اميري، کيوان ساکت اïف، حامد نوروزي، بنيامين و نيوشا افشار بازي مي کنند.


همکاري تازه نادري با «حسن فتحي»
عليرضا نادري فيلمنامه مجموعه تلويزيوني «پادشاهان بي سرزمين» را براي حسن فتحي مي نويسد.«عليرضا نادري» در اين باره گفت؛ طرح فيلمنامه «پادشاهان بي سرزمين» اين مجموعه تلويزيوني که حسن فتحي آن را کارگرداني مي کند، در شبکه دوم سيما پذيرفته شده است و به زودي نگارش آن را شروع مي کنم. وي درباره مضمون اين فيلمنامه گفت؛ اين سريال درباره چهار پادشاه آخر ايران است که زندگي شان را از لحظه يي که ديگر پادشاه نيستند، بررسي مي کند و روايت آن از محمدعلي شاه آغاز مي شود تا پهلوي. نادري به فارس گفت؛ مي دانيد که چهار پادشاه آخر ايراني در ايران دفن نيستند و اين درس بزرگ و عجيبي است که دلايل متعددي دارد؛ اينکه مردم پادشاهان را نمي خواهند، يا آنها فرزندان وطن نيستند و وطن آنها را نمي خواهد. اين مساله در اين فيلمنامه بحث شده که چرا در 100 سال اخير پادشاهان در ايران دفن نشده اند.


سعيد آقاخاني با «عيد امسال»
حميدرضا قرباني تدوين مجموعه تلويزيوني «عيد امسال» ساخته سعيد آقاخاني را براي پخش در نوروز 88 از شبکه تهران آغاز کرد. اين مجموعه به تهيه کنندگي سيدمحمود رضوي و محمدمهدي عسگرپور پنجم بهمن کليد خورد و در آن علي صادقي، مجيد صالحي، مهران غفوريان، بهنوش بختياري، محسن قاضي مرادي، بيتا سحرخيز، فاطمه شکري، نادر سليماني، علي صالحي، امير غفارمنش و شهرام قائدي بازي مي کنند. داستان «عيد امسال» به اتفاق هايي مي پردازد که براي يک خانواده در ايام عيد نوروز در تهران مي افتد.


مرضيه برومند با «همه بچه هاي من»
مدير تامين برنامه شبکه يک زمان پخش مجموعه تلويزيوني «همه بچه هاي من» را بعد از نوروز 88 ذکر کرد. کامبيز اخوان صفا درباره زمان پخش «همه بچه هاي من» که پيشتر 23 بهمن اعلام شده بود به مهر گفت؛ مجموعه آماده پخش است و اگر از 23 بهمن روي آنتن مي رفت با نوروز تلاقي مي کرد، به همين دليل ناچار مي شديم پخش آن را قطع کنيم و مخاطبان بعد از نوروز موضوع را از دست مي دادند. بنابراين تصميم گرفتيم مجموعه بعد از نوروز روي آنتن شبکه يک برود. «همه بچه هاي من» به تهيه کنندگي و کارگرداني مرضيه برومند در 78 قسمت 20 دقيقه يي به سفارش گروه اجتماعي شبکه يک توليد شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام