پنج شنبه، 1 اسفند 1387 - شماره 1895
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
انتقاد صدرعاملي از وضع سينماي کشور
عده يي بدون صلاحيت تعريف هاي سرنوشت ساز سينما را صاحب شده اند

گروه فرهنگي؛ رسول صدرعاملي کارگردان سينماي ايران سه شنبه در نشست موسسه گفت وگوي اديان با موضوع «دين در سينما» از سياست هاي حاکم بر سينماي ايران انتقاد کرد. صدرعاملي در همان ابتداي سخنانش به تصاحب برخي از مضامين سينما توسط عده يي خاص اشاره کرد؛ «عده يي برخي مضامين و تعريف هاي بسيار مهم و سرنوشت ساز سينما را بدون برخورداري از صلاحيت، صاحب شده اند و به افراد ديگر هم اجازه ورود به اين عرصه را نمي دهند.» او همچنين درباره فيلم هاي سفارشي دولتي اين گونه گفت؛ «امروز همه به اهميت کار فرهنگي پي برده اند و دولت نيز به همين منظور دست به سفارش زده است، اما از دل اين سفارش ها هيچ فيلم خوبي حاصل نمي شود چرا که فيلم در نهايت قائم به فرد و ايده است و حاصل تفکر و اعتقادي است که به مخاطب منتقل مي شود. حال اگر اين تفکر وجود نداشته باشد يا سفارشي باشد به طور قطع فيلمساز موفق به انتقال آن نخواهد شد.» کارگردان فيلم «هر شب تنهايي» مديران فرهنگي کشور را دور از فيلمسازان و دغدغه هاي آنها دانست؛ «اگر بحث مديريت فرهنگي مهم است بايد مديران پس از مدتي به فيلمسازان نزديک شوند و دردهاي آنها را درک کنند، اما متاسفانه اين اتفاق رخ نمي دهد.» صدرعاملي بحث مديريت فرهنگي را با اين جمله به پايان رساند؛ «در تمام دوران پس از انقلاب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ميان هيات دولت غريب بوده است.» صدرعاملي همچنين بحث خود درباره سينماي ديني را با گفتن اين جمله آغاز کرد؛ «سينماي پس از انقلاب خيلي سعي کرده به سينماي ديني دست پيدا کند اما به نظر من هنوز به هيچ موفقيت جدي نرسيده است.» رسول صدرعاملي ادامه داد؛ «با توجه به اين موضوع، خوب است سراغ مضمون هاي ديني برويم؛ کاري که در سه دهه گذشته نکرده ايم. در اين مدت مديران فرهنگي همواره سعي داشته اند سلايق خود را اعمال کنند و هيچ گاه نگذاشته اند فيلمساز با آرامش کار کند و در نهايت از ميان فيلم هاي توليد شده، آنهايي را که مطابق با مضمون مورد نظر آنهاست انتخاب و آن فيلمسازها را حمايت کردند.» تحليل صدرعاملي از فيلم هاي ديني توليد شده نيز اين گونه بود؛ «30 سال است فيلم هايي مي سازيم که در پايان آنها همه انسان هاي فيلم متحول مي شوند، اما آيا در تمام اين مدت حتي يک نفر بوده که با ديدن اين فيلم ها متحول شود. تنها مرور دهه اول اين سينما کافي است تا ببينيم در سال هاي مختلف چه کساني به ساخت چه فيلم هايي پرداخته اند و کدام يک از آنها در سينما ماندگار شده اند و کدام ها با فيلم هاي اول و دوم فروريخته اند. واقعاً سردمداران سينماي ديني آن سال ها اکنون چه شده اند.» کارگردان «من ترانه 15 سال دارم» اما در پاسخ به سوالي دوباره از مديريت فرهنگي کشور انتقاد کرد؛ «در هيچ کجاي دنيا عمر مديريت فرهنگي کمتر از 15 سال نيست. سينما به گونه يي است که هر تماشاگر اجازه دارد درباره آن اظهارنظر کند و دست آخر مديران فرهنگي راي خود را اعلام کنند. به نظر مي رسد سينماي ايران در نقطه يي درياگونه مانده است. جاي سوال دارد که چرا بايد در اين نقطه متوقف ماند.» رسول صدرعاملي همچنين به بحث آموزش و ديدار سينماگران با مقام رهبري اشاره کرد؛ «در ديداري که با مقام معظم رهبري داشتيم عنوان کردم سينما تنها جايي است که نمي توان افراد را به اجبار وارد آن کار کرد. به ايشان البته گفتم که با عشق وارد اين کار شديم و مي خواهيم از اين کار لذت ببريم اما لازم است در اين ميان موانع کم شود.» موضوع «جشنواره منبر طلايي» بخش ديگري از سخنان صدرعاملي بود؛ «اين جشنواره بايد 15 سال پيش برگزار مي شد و اين در حالي است که هيچ گاه نمي توانيم به کيارستمي، پناهي، بني اعتماد و... اصرار کنيم که فيلم ديني بسازند. البته اعتقاد دارم سينماي آنها به شدت ديني است اما آنها با عقايد خود فيلم مي سازند.» پايان بخش سخنان صدرعاملي در اين موضوع اينچنين بود؛ «بايد در سينماي ديني آسيب شناسي جدي صورت بگيرد. ببينيم اگر حکومت جمهوري اسلامي نبود يعني 15 فيلمساز نبود که فيلم ديني بسازند. حال چه شده است که همه از ترس متهم شده نمي خواهند وارد اين سينما شوند.»
ساداتيان؛
دخالت هاي نابجا مانع برنامه هاي مسوولان سينمايي است


سيدجمال ساداتيان معتقد است اينکه نظرهاي مسوولان سينمايي معمولاً اواسط سال نسبت به اوايل سال تغيير مي کند به اين دليل است که برخي عوامل خارجي نمي گذارند استراتژي هايي که در سينما طراحي شده، به سرانجام برسد. سيدجمال ساداتيان با اشاره به وجوه مختلف سينماي ايران پس از انقلاب اسلامي به فارس گفت؛ «گاهي که مي بينيم مسوولان سينمايي صحبت مي کنند، يک استراتژي در صحبت هايشان است و با دلسوزي هم کار مي کنند و من منکر اين قضيه نيستم. اما آن چيزي که من به عنوان يک سينما گر مي بينم، اين است که حوزه سينما، حوزه يي است که همه در کشور به خود اجازه مي دهند در آن دخالت کنند.» وي ادامه داد؛ «يعني همه کساني که به نوعي صاحب قدرت هستند به خودشان اجازه مي دهند در حوزه فرهنگي اظهارنظر کنند و شايد در بسياري از مواقع اين اظهار نظرها کارشناسانه نباشد اما چون صاحب قدرت هستند باعث مي شود همين نظرات غيرکارشناسانه در مواقعي اعمال شود.» اين تهيه کننده سينماي کشور افزود؛ «به همين دليل شما خيلي وقت ها تصميم گيري ها را چندگانه مي بينيد و چون دخالت هايي انجام مي شود، يک کار را که قرار است انجام شود چند تکه مي بينيد و هر کسي، جايي از آن را دستکاري کرده و باعث بحران شده است، به همين دليل فرضاً مي بينيم نظرات مسوولان در اول سال با اواسط سال تغيير کرده و اين عوامل خارجي نمي گذارند استراتژي که طراحي شده است، به سرانجام برسد.» ساداتيان ادامه داد؛ «به دليل اينکه من مي بينم از زبان مسوولان سينمايي حرف هاي زيبا و خوبي مي شنويم اما در حوزه اجرا که مي رويم، اين حرف ها دچار بحران و اعمال سليقه هايي مي شود که بيشتر آنها بيرون از حوزه سينما است چرا که در حوزه سينما همه کار خودشان را بلد هستند و اگر هم بلد نباشند بالاخره در طول زمان ياد مي گيرند. اما اينکه چرا دچار بحران مي شويم، به دليل تماس ها و تلفن هايي است که صورت مي گيرد و اظهارنظرهايي که مي شود و باعث مي شود مسوولان در جاهايي از تصميمات خود عدول کنند و همين که عدول کردند، شرايط متناقض

خواهد شد.»
با دونوازي تار و تنبک شورش رعنايي و سهراب زرگري
يادمان داريوش زرگري منتشر شد
گروه فرهنگي؛ «اثير» مجموعه قطعات تار و تنبک با نوازندگي شورش رعنايي و سهراب زرگري توسط نشر هرمس وارد بازار موسيقي شد. در اين آلبوم که به ياد داريوش زرگري تنبک نواز دهه 60 منتشر شده، قطعه هايي در دستگاه نوا (بداهه نوازي) و چهارگاه شنيده مي شود. از آلبوم هاي منتشرشده داريوش زرگري مي توان به پايکوبي، دونوازي سه تار و تنبک اثر حسين عليزاده اشاره کرد. شورش رعنايي از شاگردان حسين عليزاده است و ضبط «اثير» در تمام مراحل با نظارت حسين عليزاده صورت گرفته است. در جلد اين آلبوم همچنين يادداشت هايي از سعيد فرج پوري، ارشد طهماسبي، علي اکبر شکارچي و حسين عليزاده به چشم مي خورد. شورش رعنايي درباره قطعات چهارگاه ساخته خودش مي گويد؛ «در اين قطعه ها سعي کرده ام اشاره يي به فرهنگ تاريخي ايران، از ايران باستان تا امروز داشته باشم. » آلبوم «اثير» در 11 قطعه ضبط شده است.
با موضوع طبيعت روستايي ايران در 40 سال پيش
نمايشگاه عکس هاي کامران عدل بر پا مي شود
گروه فرهنگي؛ نمايشگاهي از عکس هاي قديمي کامران عدل با عنوان«يکي بود يکي نبود» از فردا در گالري شيرين برپا خواهد شد. در اين نمايشگاه 130 عکس ارائه خواهد شد که تعدادي از آنها روي ديوار و تعدادي در قالب آلبوم عکس به نمايش در خواهند آمد. عدل اين عکس ها را از ميان يک مجموعه 600 عکسي انتخاب کرده است. عدل درباره اين نمايشگاه مي گويد؛ «وقتي 40 سال پيش به ايران بازگشتم، نمي دانستم چه آينده يي در انتظارم است. عکاسي مد را در پاريس ول کرده و براي ماجراجويي به ايران آمده بودم. در همان آغاز، وقتي براي تهيه عکس اين ور و آن ور ايران رفتم، متوجه شدم انتخابم اشتباه نبوده و در جايي فرود آمده بودم که بايد.» اين نمايشگاه از فردا به مدت چهار روز برپا خواهد بود. علاقه مندان مي توانند براي بازديد از اين نمايشگاه در ساعت هاي 16 تا 21 به گالري شيرين واقع در فرمانيه، بلوار اندرزگو، خيابان سليمي شمالي، باغ خوش نويسان مراجعه کنند.
تور کنسرت کامکارها در کانادا و امريکا


تور کنسرت گروه موسيقي کامکارها به سرپرستي هوشنگ کامکار از 1 تا 19 اسفندماه در کانادا و امريکا برگزار مي شود. هوشنگ کامکار مدير هنري گروه با اعلام اين خبر در توضيح جزئيات تور کنسرت اين گروه موسيقي گفت؛ «پس از تلاش بسيار براي دريافت ويزا گروه در واپسين دقايق موفق به دريافت ويزاي امريکا شد و طبق برنامه ريزي انجام شده نخستين اجراي گروه اول اسفندماه در شهر تورنتو برگزار مي شود و پس از آن در شهرهاي مونترال، ونکوور، سياتل امريکا، سن خوزه، لس آنجلس، شيکاگو، واشنگتن و نيويورک اجراي برنامه دارند.» او در ادامه افزود؛ «مجموع اين اجراها در دو بخش کردي و فارسي برگزار مي شود که در واقع منتخبي از اجراهاي پيشين گروه کامکار در ايران و ساير کشورها است و خوشبختانه تمام بليت هاي اين کنسرت به فروش رفته است.» کامکار در ادامه به همکاري اين گروه موسيقي با يک گروه کوارتت امريکايي براي اجراي کنسرتي مشترک اشاره کرد؛ «در فاصله برگزاري مجموع اين کنسرت ها گروه 9 نفره کامکار با يک گروه کوارتت امريکايي به نام «کرونوز کوارتت» تمرين هايي را براساس تلفيقي از موسيقي شرق و غرب براي اجراي کنسرتي مشترک در تهران و امريکا انجام مي دهند.»
التماس نکن
دوستان ديروز زحمت کشيده بودند و بالاي ستون پارتيزان به جاي اسم بنده نام دوست و همکارم سيدعلي ميرفتاح را گذاشته بودند. اين مساله نشان مي دهد از هرجا بيشتر در خود روزنامه اعتماد از اون بالا کفتر ميايه،

محمدنبي حبيبي؛ دبيرکل عزيز موتلفه نامه ات را دقيق خواندم. برايم نوشته بودي «خدمت در دولت نهم و مجلس هشتم مفهوم جديدي پيدا کرده است.» محمدنبي جان با تو هم عقيده ام و به همين خاطر اين مفاهيم جديد از خدمت را براي تنوير همه جاي افکار عمومي، اينجا توضيح مي دهم.

1- خدمت يعني واقعاً از ته دل و با خلوص کاري کني که مردم با تمام اعضا و جوارح شان براي درک تغيير مفهوم کلمه خدمت هر کدام يک کتاب لغت بخرند.

2- مهم نيست مردم براي هر چيز چقدر پول مي دهند مهم اين است که اين پول را در پاسخ به خدمات خدمتگزاران شان مي پردازند.

3- خادمانه عمل کردن مهم است، اينکه چه عملي مي کنيم چندان مهم نيست،

4- البته گمان مي کنم تفاوت هاي اندکي بين «بهت خدمت مي کنم» با عبارت «خدمتت مي رسم» وجود داشته باشد که قابل اغماض نيست، به جان تو،

5-تلفن مي زنم جواب نمي دي چرا، خدمت،

بهمن فرمان آرا؛ بهمن جون سلام. برام نوشته بودي واسه کار کردن التماس نمي کني. نکن داداش. از منم مي شنوي التماس نکن. حتي بد نيست بهت بر بخوره قهر کني، فقط بي ادبي نباشه خواستم راجع به نتيجه کار نکردنت يه چند تا سوال بپرسم؛ الف- اگر کار نکني کل کارکنان مرکز هنرهاي نمايشي از ناراحتي استعفا مي کنند؟ ب- وزارت ارشاد کتباً از تو عذرخواهي مي کند؟ ج- صفارهرندي فرياد مي زند؛ بهمن نه، تورو خدا نه، رحم کن؟ د- بهمن جان اينا که از خدا مي خوان، تو واسه چي به سازشون مي رقصي اونم با اين هيکل؟، و- به رضا کيانيان سلام برسون،

حبيب الله عسگراولادي؛ به به، يا حبيبي، برايم مرقوم کرده يي «به بهزاد نبوي گفتم نظام با لگد زدن شما لطمه نمي بيند.» حبيب جان من فکر مي کردم تو هنوز «من مرد تنهاي شبم» مي خواني، اما اين نامه ات را که خواندم، خواستم بگويم از اين به بعد در ادبيات سياسي اگر بيشتر از لگد، مشت، کف گرگي، کله، زيرزانو و... استفاده کني احتمالاً باقي بدخواهان هم از بيخ نابود خواهند شد،

Ebrahimeraha@gmail.com
شهرام شيدايي در بستر بيماري
ناتواني جامعه ادبي در عمومي شدن يک وضعيت
اميرحسين خورشيدفر



روز هفتم دي ماه مسابقه فوتبال خيريه بين بازيکنان بازنشسته ملي و استان گيلان برگزار شد. عوايد اين مسابقه که تلويزيون آن را پخش کرد و روزنامه ها کوچک ترين خبرهايش را بازتاب دادند صرف پرداخت ديه قربانيان حادثه رانندگي شد تا مهرداد زهري بازيکن فوتبال آزاد شود. فارغ از ماهيت انساني اين حرکت ميزان توجهي که به اين مورد جلب شد زور رسانه يي صنف ورزشکار را در عمومي کردن يک وضعيت آشکار کرد. مهرداد زهري تا پيش از اين مسابقه ورزشکار شناخته شده يي نبود که حادثه يي در زندگي اش به خودي خود بتواند اين ميزان اثرگذاري اجتماعي داشته باشد اما اين خاصيت را در بيشتر حوزه هاي ورزشي مي بينيم که مي توانند خود را در ديدرس مستقيم مردم و حاکمان قرار دهند يا درست تر اينکه موقعيت ويژه ورزش در ميان مردم حساسيت دولت را هم برمي انگيزاند تا آنجا که هر نتيجه ورزشي با موضع گيري نمايندگان مجلس مواجه مي شود يا رئيس جمهور هرچند ماه لازم مي داند به مسوولان ذي ربط تذکر بدهد که مشکلات مالي باشگاه هاي محبوب برطرف شود. نمونه ديگري از اين وضعيت را در سينما شاهد هستيم. رئيس جمهور راساً مداخله مي کند تا مشکلات احتمالي براي نمايش يک فيلم (درباره الي ...) در جشنواره برطرف شود. جداي از اينکه قاعدتاً در يک ساز و کار سالم مديريت قاعدتاً بايد لايه هاي مختلف مديريت صلاحيت و توانايي تصميم گيري داشته باشند اما در شرايطي که برخي خواست هاي صنفي به دلايل مختلف سياسي و مديريتي بي پاسخ مي ماند دو صنف سينمايي و ورزشي اين توانايي را دارند تا وضعيت عادي را به وضعيت اضطراري تبديل کنند که در آن جايگاه ها به هم مي ريزد و يک مساله کوچک مستقيماً به راس هرم اجرايي يا توده مردم متصل مي شود. پادرمياني و مداخله رئيس جمهور مشکل فيلم « درباره الي...» را براي نمايش در جشنواره فيلم فجر حل کرد و اين فيلم در داخل و خارج از کشور موفقيت حيرت آوري به دست آورد اما آيا کوچک ترين اميدي هست که براي صدها عنوان رمان و مجموعه داستان و شعري که يا مجوز دريافت نمي کنند يا تکه پاره مجوز مي گيرند و نهاد بررسي و نظارت خود را ملزم به ارائه هيچ توضيحي به ناشران و نويسنده هايشان نمي داند اظهارنظري از رئيس جمهور شنيده شود؟ اين وضعيت بايد به پرسشي بنيادين و انتقادي تبديل شود. چرا بالاترين مراجع تصميم گيري هم فقط بر اساس معيارهاي کمي ( جلب اعتماد و نظر تعداد کثيري که نتيجه تيم ملي فوتبال يا نمايش يک فيلم برايشان جذابيت خبري دارد) اولويت گذاري مي کنند. شهرام شيدايي شاعر، نويسنده و مترجم در بستر بيماري است. خبر در جامعه ادبي دهان به دهان مي چرخد و دست بالا در چند سايت و روزنامه انعکاس مي يابد. ظاهراً هزينه هاي درمان شهرام شيدايي بسيار سنگين است ( بسيار سنگين تر از آنکه در حد بضاعت هيچ نويسنده و شاعر و مترجمي و شايد حتي ناشري باشد). جامعه ادبي مي کوشد وضعيت حقيقتاً اضطراري او را عمومي کند اما حتي اطلاع رساني به کندي انجام مي شود. نمي دانم معاون فرهنگي وزارت ارشاد که در يکي دو سال گذشته از هر فرصتي براي اظهارنظرهاي تند نسبت به نويسندگان و جوايز ادبي مستقل نگذشته است از بيماري شهرام شيدايي با خبر است يا نه. شايد هم بخواهند توصيه کنند بخشي از منابع مالي که به صورت جايزه 500 هزار توماني به نويسنده برگزيده سال جوايز خصوصي اهدا مي شود صرف درمان اين شاعر و نويسنده شود . نمي خواهم بيماري شيدايي بهانه يي براي طرح موضوعات ديگر باشد اما ناتواني جامعه ادبي در عمومي کردن اين وضعيت معلول حذف روشنفکران از عرصه هاي رسمي و محدود کردن و تحت فشار گذاشتن آنهاست.
نگران نباش
اسدالله امرايي



«در تعريف فرهنگ ايراني» مجموعه مقالاتي در باب فرهنگ ايران است از رفتگان هميشه زنده مثل احمد شاملو، مرتضي مميز و زندگاني ارجمند نظير سيمين بهبهاني، آيدين آغداشلو. محمدعلي اسلامي که از استخوان خردکرده هاي فرهنگ اين کشور هستند. کتاب به کوشش حسين سرفراز و همت نشر آگاه منتشر شده. مدخل گفت و گوي مفصل سيروس علي نژاد با سرفراز است. 15 مقاله که بيشتر پاسخ به هشت سوال است در باب مفهوم فرهنگ، فرهنگ ايراني، سهم جهان بيني ديني در آفرينش فرهنگ، سهم قوميت ها، جايگاه زنان، نمونه هاي متعالي، مقايسه با فرهنگ جهاني و جايگاه و اعتبار فرهنگ ايراني در فرهنگ بشري. با توجه به جايگاه فرهيختگاني که به پرسش ها پاسخ داده اند مجموعه يي خواندني فراهم شده است. «پاييز تا زانوهايت خواهد رسيد»مجموعه شعر ندا کامياب است که نشر ثالث منتشر کرده. پشت اين ميز/ که قرار نيست پنجره يي باشد/ انتظار طور ديگري ست. شاعر لحني ساده و صميمي دارد و خواننده را به گاه به ضيافت شعرهايي دلنشين دعوت مي کند. اطلسي ها/ باز مي مانند/ براي همه/ و ميزها/ جاي خالي ما را/ با ديگري/ پر مي کنند. سريلانکا نامي است که اين روزها مدام در رسانه ها تکرار مي شود؛ جايي که هنوز جنگ چريکي خاتمه نيافته و هر روز گوشه يي از فجايع نظاميان و شبه نظاميان را در اين سرزمين سرسبز و فقير آشکار مي شود. فجايعي که دستمايه نويسنده يي مي شود تا رماني تکان دهنده بنويسد از وقايعي که هنوز تمام نشده. «شبح آنيل» نوشته مايکل اونداتيه که پيشتر بيمار انگليسي را نوشته بود و در پوست شير را. شبح آنيل را چند سال پيش من ترجمه کردم و انتشارات نيلوفر به چاپ رساند. مقامات سياسي جهان کم پيش مي آيد به کتابي واکنش نشان دهند، اما اين کتاب تحسين سازمان عفو بين الملل و دبيرکل سازمان ملل کوفي عنان را برانگيخت. داستان روزنامه نگاري است که تلاش مي کند بر دل تاريکي فجايع انساني و قتل هاي خاموش نوري بيندازد. شبح آنيل شرح مصيبتي است که مردم سريلانکا با آن درگيرند، قتل هاي بي سرانجامي که شامل همه مي شد؛ روشنفکران، سياستمداران و روزنامه نگاران و حتي کارمندان معمولي. داستان جنايتکاران سياسي، گورهاي دسته جمعي بي نام و نشان، هرج و مرج و خاطره هاي تلخ آزاردهنده. نوام چامسکي زبانشناس، فيلسوف و نظريه پرداز امريکايي آدم جالبي است و در کنار همه مشغله ها و مشاغلي که دارد يادش نمي رود رمان و داستان بخواند. در خبرها آمده بود «پر عقاب» نوشته حبيب احمدزاده را خوانده و از آن خوشش آمده. داستان پر عقاب شرح عمليات يک ديده بان در شهر محاصره شده آبادان است. اين داستان کوتاه در مجموعه «داستان هاي شهر جنگي» انتشارات سوره مهر منتشر شده و پل اسپراکمن ترجمه کرده است. احمدزاده نويسنده يي هوشمند و شش دانگ است. از نوام چامسکي به تازگي چند کتاب به فارسي منتشر شده که از آن جمله مي توان به «دولت هاي فرومانده» اشاره کرد با ترجمه اکرم پدرام نيا. خجسته کيهان هم «نگاهي انتقادي به سياست امريکا» را ترجمه کرده که در واقع گفت وگوي دنيس رابرت و ورونيکا زاراکويز با نوام چامسکي است که نشر افق با اجازه آقاي چامسکي منتشر کرده.کتاب ديگر «سروري يا بقا» است که مهدي غبرايي با ميرحسن رئيس زاده ترجمه کرده و نشر آبي به بازار فرستاده. «اين گوشي لعنتي کجاست؟ خدا کند زير تخت باشد. خدا را شکر. براي يک بار هم که شده همان جايي است که فکر مي کردم. از توي پاکت نامه قلب هاي ريز بيرون مي ريزد. کليک مي کنم، اشکان است. کليک مي کنم، ديگه نمي تونم تحمل کنم، خداحافظ.» دومين رمان مهسا محبعلي «نگران نباش» در نشر چشمه منتشر شده است. از محبعلي رمان «نفرين خاکستري» مجموعه داستان «عاشقيت در پاورقي» هم منتشر شده بود. محبعلي پيش از اين، برنده بهترين رمان سال جايزه يلدا، برنده بهترين مجموعه داستان جايزه گلشيري و نامزد بهترين مجموعه داستان سال جايزه منتقدان و نويسندگان مطبوعات شده بود. در «نقد بي نقاب» طلا نژادحسن نويسنده و منتقد با رويکردي صميمي «دو دنيا» نوشته گلي ترقي، «با لبان بسته» نوشته سيامک گلشيري، «ويران مي آيي» حسين سناپور، «پل معلق » محمدرضا بايرامي ، «نقطه گريز» فرزانه کرم پور، «پرنده من» فريبا وفي، «پيراهن آبي» ناهيد کبيري و «سپيد رود زير سي و سه پل» نوشته کيهان خانجاني را به بوته نقد انداخته است. نقد بي نقاب را نشر ايليا منتشر کرده.
عناوين اين صفحه
عده يي بدون صلاحيت تعريف هاي سرنوشت ساز سينما را صاحب شده اند
دخالت هاي نابجا مانع برنامه هاي مسوولان سينمايي است
يادمان داريوش زرگري منتشر شد
نمايشگاه عکس هاي کامران عدل بر پا مي شود
تور کنسرت کامکارها در کانادا و امريکا
التماس نکن
ناتواني جامعه ادبي در عمومي شدن يک وضعيت
نگران نباش
پيدا و پنهان
چهره ها
مهري مهرنيا درگذشت
ساخت انيميشن درباره جنگ 33 روزه لبنان

پيدا و پنهان
? هديه احمدي نژاد به طلبه ها و دانشجو ها؛ محمود احمدي نژاد پنج ميليارد تومان به 23 هزار زوج دانشجو و هزار زوج طلبه هديه مي دهد. به گزارش شبکه خبر، اعتبار اين هديه را وزارت نفت تامين مي کند. بنابر اين گزارش همچنين به هر طلبه و زوج دانشجو 10 هزار تومان بن کتاب اختصاص خواهد يافت.

? تکذيب خبر انفجار بمب در زاهدان؛ معاون عمليات نيروي انتظامي انفجار يک بمب صوتي در مسجد الغدير زاهدان را تکذيب کرد و به ايسنا گفت؛ اين حادثه بر اثر انفجار يک کپسول گاز در آشپزخانه مسجد رخ داده است. اين در حالي است که معاون اجتماعي و ارشاد فرماندهي انتظامي سيستان و بلوچستان اعلام کرده بود روز گذشته يک بمب صوتي توسط يک موتورسوار که قصد ورود به مسجد را داشت منفجر شده است. اين انفجار تلفات جاني در پي نداشت.

? مشاور احمدي نژاد در راه تامين اجتماعي؛ شنيديم علي ذبيحي مشاور نيروي انساني احمدي نژاد مدير عامل سازمان تامين اجتماعي خواهد شد.

? تخريب تکيه دراويش؛ شنيده مي شود شامگاه سه شنبه تکيه ايزد گشسب از تکيه هاي دراويش گنابادي اصفهان توسط عوامل ناشناس تخريب شد. تکيه فوق به عنوان آرامگاه و محل برگزاري مراسم گروهي از دراويش گنابادي مورد استفاده قرار مي گرفت.

? فعاليت به رغم اتمام دوره؛ تغيير نکردن سرکنسول هاي ايران در استانبول و ميلان اعتراض هايي را برانگيخت. دوران ماموريت اين دو اتمام يافته است اما گفته مي شود سرکنسول هاي ايران به دليل برخي سفارش ها در پست خود باقي مانده اند.


چهره ها
? نکوداشت توران ميرهادي برگزار مي شود؛ مراسم نکوداشتي براي توران ميرهادي پژوهشگر 81 ساله ادبيات کودک و نوجوان برگزار مي شود. طي چند سال اخير اين چندمين بار است که براي توران ميرهادي مراسم بزرگداشت برگزار مي شود. مراسم اخير قرار است 10 اسفند ساعت 17 در مرکز علوم و ستاره شناسي برگزار شود. مرکز علوم و ستاره شناسي در خيابان نياوران، بوستان مهر، کوچه عرفات، شماره 11 قرار دارد.

? صالح نويسنده عرب درگذشت؛طيب صالح نويسنده سوداني ديروز در سن 80 سالگي در لندن درگذشت. بي بي سي علت درگذشت اين نويسنده را نارسايي کليوي اعلام کرده است. طيب صالح سال 1929 در روستاي کرمکول در شمال کشور سودان به دنيا آمد. او پس از آن براي تحصيل در دانشگاه به خارطوم پايتخت کشور سودان سفر کرد اما درسش را در آنجا به پايان نبرد.

? عصار در تالار بزرگ کشور مي خواند؛عليرضا عصار به همراه ارکستر بزرگ به رهبري فواد حجازي در تالار بزرگ کشور کنسرت مي دهد. حبيب صبور مديربرنامه هاي عصار در گفت وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت؛ در اين کنسرت که 22 و 23 اسفند در تالار بزرگ کشور برگزار مي شود، ارکستر بزرگ 70 نفره به رهبري فواد حجازي و سرپرستي بنده روي صحنه مي رود.


مهري مهرنيا درگذشت
مهري مهرنيا بازيگر توانا و پيشکسوت سينما و تئاتر کشورمان پس از طي دوران طولاني بيماري دار فاني را وداع گفت. به گزارش انجمن بازيگران سينماي ايران مراسم تشييع پيکر زنده ياد ساعت 10 صبح روز يکشنبه چهارم اسفندماه از مقابل خانه سينما و به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار خواهد شد. مجلس ختم نيز از سوي ياران و همکاران شان در انجمن بازيگران سينماي ايران روز سه شنبه هفتم اسفند ماه از ساعت 16 تا 30/17 در مسجد حجت ابن الحسن عسگري واقع در خيابان سهروردي شمالي منعقد خواهد شد.


ساخت انيميشن درباره جنگ 33 روزه لبنان
موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان دفتر خراسان وابسته به سازمان تبليغات اسلامي اقدام به ساخت انيميشني با نام عمليات آلباترون درباره جنگ 33 روزه لبنان کرده است. اين انيميشن 12 دقيقه يي که مراحل پاياني ساخت خود را طي مي کند، با همکاري گروه انيميشن انسيه حورا و کارگرداني فرهاد عظيما ساخته شده است. نام اين انيميشن برگرفته از رمز اين عمليات و نام يکي از استان هاي لبنان است که يادآور حماسه آفريني و رويارويي سربازان حزب الله لبنان با نيروهاي کماندوي رژيم صهيونيستي موسوم به گولالي است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام