ترجمه؛ الهام ميرزايي مقدم
از زمان استقرار باراک اوباما در کاخ سفيد و آغاز تغييرات در سياست خارجي امريکا بيشتر نگاه ها متوجه چگونگي و زمان گفت وگوي مستقيم ايران و امريکا است؛ وعده يي که در برنامه هاي انتخاباتي وي بارها از آن سخن رانده شده بود. ترديدي نيست که اوباما در خط مشي خارجي خويش روشي متفاوت با سياست تند دولت بوش اتخاذ خواهد کرد. در همين راستا منابع مختلف اعلام کرده اند اخبار مربوط به انجام گفت وگوهاي غيررسمي بين ايران و امريکا در ماه هاي اخير جدي تر از چيزي است که گزارش شده است. سال گذشته منابع ما تاييد کردند ويليام پري وزير دفاع اسبق امريکا و تعدادي از متخصصان منع گسترش سلاح هاي هسته يي به اتفاق کارشناسان امريکايي با برخي مقامات ايراني تحت پوشش گروه پاگواش (گروهي که در سال 1995 به خاطر حمايت از نابود کردن سلاح هاي هسته يي جايزه نوبل دريافت کردند) جلساتي را در شهرهاي مختلف اروپا تشکيل دادند. پري در آن مقطع عضو کارگروه امنيت ملي ستاد انتخاباتي اوباما بود. منابع آگاه اعلام کردند خبر تشکيل چنين نشست هايي از سوي يک رسانه ايراني فاش شده است. مطالب برداشت شده از اين رسانه نشان مي دهد چگونه بازيگران سياسي در ايران تلاش دارند به شيوه يي نامحسوس از شرايط متغير بين واشنگتن و تهران بهره برداري کرده و از آن در انتخابات آينده رياست جمهوري ايران که قرار است در ماه ژوئن برگزار شود استفاده کنند. يکي از دولتمرداني که در جلسات پاگواش حضور داشت علي اصغر سلطانيه بود که در حال حاضر نماينده دائمي و سفير ايران در آژانس بين المللي انرژي هسته يي در وين است. پاتريک کلوسان مدير موسسه سياست امريکا در خاورميانه سلطانيه را فردي تکنوکرات مي داند که به اعتقاد وي وجودش در گفت وگوهاي پاگواش اساسي است. از نظر کلوسان، سلطانيه کسي است که وقتي گزارش هاي اين جلسات را به دولت خويش ارائه مي کند يادداشت هاي وي دور انداخته نمي شود. منبع ديگري نيز اطلاع داده بود جلسات پاگواش که توسط دبيرکل آن هدايت مي شود شامل چهار جلسه است که نخستين آن در آگوست و جلسات بعدي در ماه دسامبر در لاهه برگزار شد. آخرين نشست نيز در وين بر گزار شده است. اين جلسات دوجانبه که روي مباحث هسته يي متمرکز است و تراک دو ناميده مي شود به گفته ژاکلين شير کارشناس اسبق منع تسليحات وزارت خارجه امريکا شامل يک گروه تحقيقاتي است که به صورت فردي يا سازماني پروژه يي را براي بحث و گفت وگو با دولتمردان ايراني اجرا مي کنند. آن فرد يا سازمان، اطلاعات اين فرآيند را تهيه مي کند و بايد به صورت غيررسمي در اختيار وزارت خارجه امريکا قرار دهد. او بايد تمام مباحث را پيش از رفتن به نشست ها ارزيابي کند و اطمينان يابد که مباحث از موضوع اصلي دور نشود. يکي از مقامات امريکايي در واکنش به سوالاتي که در اين زمينه مطرح شده بود گفته است اين نشست ها نيز يک نوع از همان فعاليت هاي ديپلماتيک از جنس تراک دو است که شرکت کننده ها تمايل دارند مطالب و مباحث آن آشکار نشود. به گفته وي از اين گونه اتفاقات کم نمي افتد و نمي توان آن را به صورت کاملاً روشن توضيح داد. اين مورد خاص موردي از همان سري جلساتي است که تحت حمايت پاگواش است و بسياري از اين گونه وجود دارد. اين جلسات الزاماً به معناي تماس ميان دولت ها نيست. يک منبع آگاه ديگر از اين جلسات نيز کليه جزئيات جز حضور ويليام پري را بيان کرده و گفته است اين جلسات در چهار شهر متفاوت اروپا در طول يک سال تشکيل شده است. در اين ميان قابل توجه ترين جلسه برگزار شده جلسه يي است که به رياست توماس پيکرينگ معاون اسبق وزارت خارجه امريکا برگزار شد. يک مقام ديگر امريکايي که پيشتر درباره ايران فعاليت داشته نيز گفته است امريکا همواره خواستار ارتباط مستقيم با ايران بوده ولي هميشه نشانه هايي از سوي طرف مقابل دريافت کرده است که بهترين راه گفت وگو از طريق ميانجيگرهاست. لذا هر تلاشي براي دستيابي به ارتباط مستقيم با ايران سبب مي شود امريکايي ها بي تدبير نشان داده شوند. گالوسي مدير مرکز مطالعات خارجي جرج تاون که يکي از شرکت کنندگان در اين مذاکرات بوده است، مي گويد؛ من در جلسات متعددي از نوع تراک دو در مورد ايران شرکت کردم که يکي از آنها جلسه يي بود که به وسيله لرس در نيويورک رهبري شد ولي تصور نمي کردم هيچ کدام از سياستمداران ايراني در جلسه يي که او حضور يافته شرکت کنند. به گفته جفري بوتول مدير اجرايي کنفرانس هاي پاگواش در اين جلسات بحث هاي بسيار گسترده يي در اين خصوص انجام شده که چگونه با توجه به سابقه تاريخي ميان دو کشور مي توان رابطه سياسي ميان ايران و امريکا را دوباره برقرار ساخت. به ويژه پس از کودتاي سال 1953 عليه دولت ملي مصدق و انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 که تاريخچه سياهي را از عملکرد امريکايي ها در اذهان ايرانيان به وجود آورده است. به گفته وي پس از طي اين مباحث روند مذاکرات به سمت مسائل اساسي تر سوق يافت؛ مباحثي چون امنيت و تماميت ارضي خاورميانه و تمايل ايران براي بهبود روابط با جهان و سپس بحث پيرامون برنامه هسته يي ايران و نگراني جهاني در مورد انگيزه هاي ايران و چگونگي افزايش شفاف سازي در اين برنامه و اعتمادسازي درخصوص عدم کاربرد نظامي اين برنامه و نهايتاً اينکه چگونه مي توان يک روند پايدار را براي ادامه گفت وگوي هاي دوجانبه پايه ريزي کرد. بوتول مي گويد تعدادي از مقامات ارشد سياسي ايران که از علي اکبر سلطانيه ارشد تر يا در حد او هستند نيز در اين جلسات شرکت کرده اند اما از معرفي خود پرهيز مي کنند. به گفته وي اين مقامات با افراد کليدي دولت اوباما نيز ملاقاتي را در سال 2008 داشته اند. بوتول اضافه مي کند از نظر وي اين اشتباه بزرگي است که دولت اوباما تا انتخابات بعدي رياست جمهوري در ايران موضوع گفت وگو با ايران را به تاخير بيندازد زيرا اين کار به نحوي مي تواند بر شانس احمدي نژاد براي انتخاب دوباره تاثير گذارد. مهم تر آنکه منتظر ماندن تا انتخابات بعدي علائم نادرستي را مي فرستد و ايرانيان تصور مي کنند امريکايي ها براي گفت وگو با ايران چندان جدي نيستند. ضمن آنکه اين تاخير سبب پيچيده تر شدن مباحثي مانند عراق، افغانستان و غني سازي مي شود. از سال 1979 يعني پس از وقوع انقلاب اسلامي که منجر به قطع روابط رسمي سياسي ايران و امريکا شد دو کشور تعاملات سياسي اندکي با يکديگر داشته اند و اين تعاملات اندک نيز معمولاً با واسطه صورت گرفته است. رابطه بين اين دو کشور از سال 2003 يعني زماني که از يک سو امريکا، ايران را به داشتن برنامه تسليحات هسته يي و حمايت از حزب الله لبنان، حماس و شورشيان در عراق و از سوي ديگر ايران، امريکا را به تلاش براي تغيير نظام سياسي متهم مي کرد رو به وخامت بيشتري گذاشت. اگر چه به نظر مي رسد اهداف امريکا براي متقاعد کردن ايران به محدود ساختن برنامه هاي هسته يي و دست برداشتن از حمايت گروه هاي متخاصم با امريکا، در دوره اوباما نيز مانند دوران بوش خواهد بود اما دولت اوباما تصريح کرده است مي خواهد سياست متفاوتي در قبال ايران در پيش بگيرد که اين تفاوت شامل گفت وگوهاي مستقيم ميان دو دولت خواهد بود. اوباما در مصاحبه با تلويزيون العربيه گفت؛ براي ما مهم است که نشان دهيم در مسير گفت وگو با ايران شفاف هستيم تا مشخص شود اختلافات بر سر چيست و در کجا موقعيت براي پيشرفت وجود دارد. وي اين اظهارات را در نخستين مصاحبه خبري پس از به جا آوردن مراسم تحليف نيز بيان کرده بود. در همين راستا وزارت خارجه امريکا نامه يي را براي مقامات ايران تدوين کرد که توسط سوزان رايس سفير ايالت متحده امريکا به سازمان ملل تحويل داده شد. در اين نامه نيز عنوان شد اگر ايران سياست مشخصي را در پيش گيرد دولت اوباما هم سياست روشني را در برابر ايران اتخاذ خواهد کرد. تريتا پارسي رئيس شوراي ملي امريکايي - ايراني که مرکز آن در واشنگتن است و راهکارهاي نزديکي ميان ايران و امريکا را دنبال مي کند، گفته است در حال حاضر اتفاقات بسيار متفاوتي را در مورد روابط ايران و امريکا شاهد هستيم. اوباما زماني واژه احترام متقابل را به کار برد که تنها 20 دقيقه از آغاز دوره رياست جمهوري اش گذشته بود. احترام متقابل يک واژه ايراني است و در هيچ جاي خاورميانه در قياس با ايران از اين واژه استفاده نمي شود. جوزف سيرينکيون رئيس صندوق پلاگ شيرز نيز معتقد است روشي که اوباما با رهبران و مردم ايران صحبت مي کند و شيوه يي که ممکن است وي در پاسخ به نامه احمدي نژاد اتخاذ کند نشان مي دهد ديدگاه هاي او فيلتر نشده و او براي ملت ايران احترام بسياري قائل است و اين نکته يي بسيار مهم است.
منبع؛فارين پاليسي