|
همدستي زن و شوهر براي قتل خواستگار قديمي |
|
|
کارآگاهان همزمان با رازگشايي از جنايت، اسرار قتل يک مرد ديگر را نيز فاش کردند |
|
|
|
گروه حوادث؛ تحقيقات ويژه در خصوص سرنوشت يک مرد ناپديدشده به رازگشايي از جنايتي پيچيده انجاميد و کارآگاهان پليس آگاهي زن و شوهري را که با نقشه قبلي اقدام به قتل کرده بودند، بازداشت کردند. اين زوج در حالي دستگير شدند که به صورت همزمان کارآگاهان اسرار قتل يک مرد مسن را نيز که در خانه اش به کام مرگ کشانده شده بود، فاش و عاملان جنايت را به بازپرس جنايي معرفي کردند.
مرد گمشده
روز 10 آذرماه پرونده يي در اداره 11 پليس آگاهي تهران تشکيل شد که از ناپديد شدن مردي 30ساله به نام کامران حکايت مي کرد. والدين اين مرد در گزارش خود توضيح داده بودند کامران دو روز پيش از خانه خارج شده و ديگر بازنگشته است. در اين بين تمامي دوستان و آشنايان جوان 30ساله از او بي خبر بودند و خود وي نيز به تلفن همراهش پاسخ نمي داد. معماي ناپديد شدن کامران در شرايطي مطرح شد که بررسي زندگي او نشان مي داد وي هيچ مشکلي که باعث شود با ميل خود خانواده اش را ترک کند، نداشته است. به همين خاطر کارآگاهان تصميم گرفتند مکالمات تلفني اين مرد را به عنوان نخستين سرنخ مورد تفحص قرار دهند. هنگامي که فهرست مکالمات استخراج شد، نام زني به نام سوسن توجه پليس را جلب کرد. اين زن 28ساله هفت سال پيش زماني که مجرد بود به خواستگاري کامران جواب رد داده و مدتي بعد با مردي ديگر ازدواج کرده بود.
از آنجا که مکالمه هاي تلفني اين دو نشان مي داد اخيراً روابطي بين آنها شکل گرفته است کارآگاهان سوسن را بازداشت کردند و به صورت همزمان شوهر او به نام امين را نيز پشت ميز بازجويي نشاندند. زوج جوان که از پاسخ هاي يکديگر به سوالات کارآگاهان بي اطلاع بودند هر يک داستاني جداگانه ساختند تا خودشان را از مظان اتهام دور کنند. همين تناقض گويي کافي بود تا نقش آن دو در ماجراي ناپديد شدن کامران محرز شود. با ادامه يافتن بازجويي ها سوسن سکوتش را شکست و به کشتن خواستگار سابقش اقرار کرد. او گفت؛ «بعد از آنکه به کامران جواب رد دادم ديگر از او خبري نداشتم تا اينکه چندي پيش وي مرا پيدا کرد و بعد از آن مرتب مزاحمم مي شد به همين خاطر موضوع را با شوهرم در ميان گذاشتم و با نقشه امين، مزاحم تلفني را به خانه مان در اسلامشهر کشانديم و او را کشتيم. سپس جسدش را به منطقه يي خلوت برديم و به آتش کشيديم.» بعد از اعترافات اين زن جنازه سوخته در حوالي اسلامشهر پيدا شد و از آنجا که هنوز اين پازل قطعاتي کم داشت کارآگاهان به بازجويي مجدد از زن و شوهر متهم به قتل پرداختند. اين بار سوسن حقايق تازه يي را فاش کرد و گفت؛ «هفت سال پيش با مخالفت خانواده ام نتوانستم با کامران ازدواج کنم و مدت ها از او بي خبر بودم تا اينکه ارديبهشت ماه امسال او شماره تلفن همراهم را پيدا کرد و با من تماس گرفت. کامران گفت عکس هايي از من در اختيار دارد و مي خواهد آنها را پس بدهد. به اين بهانه با من قرار ملاقاتي ترتيب داد. هرچند هيچ قصد و نيتي براي برقراري رابطه مجدد با کامران نداشتم ولي وقتي با او ديدار کردم، دوباره حرف هاي عاشقانه يي را که سال ها قبل به من مي گفت بازگو کرد و با زمينه چيني باعث شد من هم به ادامه رابطه با او ترغيب شوم.»زن 27ساله ادامه داد؛ «رابطه پنهاني ما هفت ماه ادامه داشت تا اينکه شوهرم به مکالمه هاي تلفني من مشکوک شد و براي اينکه از خودم رفع اتهام کنم، ادعا کردم کامران مزاحمم مي شود و دست از سرم برنمي دارد، اين طور بود که امين نقشه قتل را طراحي کرد.»در ادامه تحقيقات شوهر سوسن نيز اظهارات همسرش را تاييد کرد و هر دو براي سير مراحل قضايي به محمد روشن- بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي- معرفي شدند.
وسوسه سرقت
دومين جنايتي که کارآگاهان پليس آگاهي توانستند جزييات آن را فاش کنند، با انگيزه سرقت به وقوع پيوسته بود. ساعت 30/11 روز 19 آذرماه زني با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و خبر داد شوهرش به قتل رسيده است. بعد از اعلام اين خبر ماموران کلانتري تهران نو به خانه زن ميانسال رفتند و جسد مردي را مشاهده کردند که دست و پايش بسته و با يک شال گردن خفه شده بود. همسر مقتول 62 ساله در بازجويي هاي اوليه گفت؛ «ديشب به خانه خواهرم رفته بودم و شب را همان جا ماندم، امروز صبح که به خانه برگشتم با جسد محمدتقي روبه رو شدم و هيچ اطلاعي درباره قتل او ندارم.»
بعد از اينکه کارآگاهان جنايي خود را به قتلگاه رساندند با بازرسي از آنجا يقين پيدا کردند انگيزه قاتل يا قاتلان از کشتن محمدتقي سرقت بوده است، چرا که علاوه بر خودروي پرايد مقتول مبلغي پول نيز در خانه گمشده بود. به اين ترتيب شماره پلاک پرايد مسروقه به تمامي واحد هاي گشتي انتظامي در سراسر کشور ابلاغ شد و آنان مکلف شدند به محض مشاهده اين اتومبيل آن را متوقف و سرنشينانش را بازداشت کنند. اين ترفند پليس روز پنجم بهمن ماه نتيجه داد و ماموران پليس پاکدشت ضمن متوقف کردن پرايد مسروقه دو مرد به نام هاي اشکان و رضا را بازداشت کردند. اشکان در بازجويي ها ادعا کرد خودرو را از يکي از دوستانش به نام محمد گرفته و از مسروقه بودن آن بي اطلاع بوده است. اين مظنون سپس مدعي شد دوستش به تازگي نقل مکان کرده و وي نشاني خانه جديدش را ندارد.
کارآگاهان که نشاني خانه قديمي محمد را در اختيار داشتند تحقيقات شان را براي دستگيري اين متهم از همان نقطه شروع و ابتدا محل کار پدر محمد را پيدا و سپس خود وي را روز شنبه بازداشت کردند. محمد بعد از انتقال به پليس آگاهي به حضور در صحنه قتل اعتراف کرده و گفت اشکان اين جنايت را مرتکب شده است. اين متهم گفت؛ «روز حادثه در خانه اشکان بودم و او به من و پسرعمويم آرش گفت مردي را مي شناسد که در خانه اش پول زيادي نگه مي دارد به اين ترتيب به فکر سرقت افتاديم. من و اشکان وارد خانه محمدتقي شديم و در ابتداي کار چون همدستم مقتول را از پيش مي شناخت، مشکلي پيش نيامد. بعد از چند دقيقه گفت وگو اشکان از پشت دستش را دور گردن محمدتقي انداخت و او را خفه کرد. ما بعد از جست وجو در منزل اين مرد فقط 240 هزار تومان پول و يک حلقه انگشتر طلا پيدا و آنها را به همراه خودروي پرايد سرقت کرديم.» بعد از اين اعترافات، اشکان جرمش را گردن گرفت و گفت؛ «من محمدتقي را از پيش مي شناختم اما پيشنهاد سرقت را محمد و آرش که سارقان منزل هستند، مطرح کردند. آن روز آرش در کوچه منتظر ماند و من و محمد داخل خانه رفتيم. من در يک لحظه با اشاره محمد آن مرد را خفه کردم و سپس همدستم دست و پاي او را بست و بعد از دزدي فرار کرديم.» سرهنگ سعيد ليراوي معاون مبارزه با جرائم جنايي پليس آگاهي تهران، با اشاره به اينکه دو متهم در اختيار شعبه اول بازپرسي دادسراي جنايي قرار گرفته اند، خاطرنشان کرد؛ «محمد چهار فقره سابقه سرقت و خريد و فروش مواد مخدر دارد و در پرونده اشکان نيز دو سابقه کيفري در زمينه نگهداري مواد مخدر ثبت شده است.» |
|
|
|
|
|
|
|
با اعلام رضايت اولياي دم مقتول |
|
|
سايه دار از سر پسر نوجوان برچيده شد |
|
|
|
گروه حوادث؛ نوجواني که در يک نزاع خياباني پسري را در شهرک غرب به قتل رسانده بود با رضايت اولياي دم از قصاص رهايي يافت.به گزارش خبرنگار ما 23 تيرماه سال 82 به ماموران کلانتري شهرک غرب خبر دادند جواني در يک نزاع خياباني با ضربه چاقو مجروح و در بيمارستان فوت شده است. ماموران با انجام تحقيقات دريافتند ضارب نوجوان 17ساله يي به نام حسين است که پس از وارد آوردن ضربه مرگبار به سمت خانه اش متواري شده است. آنها به خانه حسين رفتند و او را دستگير کردند. پسر نوجوان در بازجويي هاي اوليه به قتل مرتضي اعتراف کرد و گفت من به همراه برادر و يکي از دوستانم به نام امير با هم بيرون رفتيم، قصد ما اين بود که به محل کار پدرمان برويم اما پدرم آنجا نبود و ما پياده به سمت پارکي که همان اطراف بود، راه افتاديم. در پارک امير با شخصي به نام محمد درگير شد، آنها با هم جر و بحث مي کردند که يک دفعه درگيري اوج گرفت. مرتضي که از دوستان محمد بود به سمت من آمد و مشت محکمي به بيني ام که تازه عمل کرده بودم، کوبيد. من جوابي ندادم و آنها را آرام کردم و دعوا تمام شد.وي ادامه داد؛ دقايقي بعد دوباره مرتضي و برادرش مجتبي سر رسيدند و مرتضي به سمت برادر من رفت. او چاقو داشت و با مشت و لگد به جان برادرم افتاده بود. من به حمايت از برادرم جلو رفتم، اميد به من چاقو داد تا با آن مرتضي را بترسانم. نوجوان 17ساله ادامه داد؛ من به سمت برادرم و مرتضي رفتم در همين حين مرتضي برادرم را رها کرد و به طرف من آمد و دعوا را با من ادامه داد. چاقو را به سمتش پرت کردم اما برخلاف تصورم مرتضي خود را عقب نکشيد و چاقو به سينه اش برخورد کرد. در حالي که حسين اصرار داشت براي دفاع از برادرش و خودش مجبور به قتل شده است، کيفرخواست به اتهام قتل عمد عليه وي صادر و پرونده به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. حسين در دادگاه يک بار ديگر گفته هايش را تکرار کرد و مدعي شد اگر مرتضي را نمي کشت حتماً او يا برادرش به قتل مي رسيدند اما دفاعيات او کارساز نبود و پسر نوجوان به قصاص محکوم شد و حکم صادره از سوي ديوان عالي کشور مورد تاييد قرار گرفت ولي زماني که پرونده نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد تا دستور اجراي حکم صادر شود وي اعلام کرد احتمال دفاع مشروع در اين پرونده قوي است، بنابراين راي صادره نقض و پرونده دوباره به دادگاه کيفري فرستاده شد. در حالي که هيات قضات باز هم پسر نوجوان را به قصاص محکوم کردند و حکم از سوي ديوان عالي کشور هم مورد تاييد قرار گرفت، محمد مصطفايي وکيل مدافع حسين بار ديگر به راي اعتراض کرد چراکه وي معتقد بود حسين در مقام دفاع مشروع قرار داشته است.وي در لايحه خود متذکر شد؛ مطابق ماده 627 قانون مجازات اسلامي دفاع در مواقعي صادق است که ترس براي نفس، عرض، ناموس يا مال وجود داشته باشد.با نگاه به محتويات پرونده و اقارير حسين و نيز ديگر قرائن و امارات موجود پي خواهيم برد که اين خوف براي حسين در خصوص برادرش وجود داشته است. وي به کرات موضوع دفاع از برادر خود را مطرح کرده و با توجه به اينکه مقتول از لحاظ جثه قوي تر از اين دو بوده، لازم بود حسين براي دفاع از برادرش که مورد ضرب مقتول قرار داشت، اقدام مي کرد.مصطفايي همچنين عنوان کرد؛ طبق قانون در اين مورد دفاع متناسب با حمله بوده است چرا که هر دو (قاتل و مقتول) چاقو داشته اند، همچنين توسل به قواي دولتي يا هر نوع وسيله آسان تري براي نجات ميسر نبوده است. يکي از شاهدان نيز اعلام کرده حسين به طور مرتب کمک مي خواسته و فرياد مي زده اما کسي به او کمک نمي کرد. بنابراين حسين از حق قانوني خودش استفاده کرده است.در حالي که بررسي ها در مورد استدلالات وکيل مدافع حسين در دفتر رئيس قوه قضائيه آغاز شده بود، عده يي از فعالان اجتماعي به همراه مادر حسين تلاش هاي خود را براي جلب رضايت اولياي دم مقتول آغاز کردند و موفق شدند بعد از برگزاري جلسات متعدد رضايت آنها را جلب کنند. به اين ترتيب حسين که در نوجواني مرتکب قتل شده بود از قصاص رهايي يافت و کشمکش هاي قضايي در پرونده نوجوان بعد از پنج سال به پايان رسيد. |
|
|
|
|
|
|
|
در پي تحقيقات گسترده پليس |
|
|
کلاهبردار حرفه يي براي پنجاه و ششمين مرتبه دستگير شد |
|
|
|
گروه حوادث؛ مجرم حرفه يي که 55 سابقه کيفري در پرونده اش به ثبت رسيده است پس از ارتکاب چندين فقره کلاهبرداري از فروشندگان خودرو بار ديگر دستگير شد. اين مرد شياد براي آنکه شناسايي نشود هنگام تنظيم قولنامه خريد خودرو نام زنان و دختراني را که با آنها رابطه داشت به عنوان خريدار ثبت مي کرد.
به گزارش خبرنگار ما چندي قبل زني به نام فرزانه به پليس آگاهي استان تهران رفت و طي شکايتي از مردي که وانت مزدايش را با بهاي ناچيزي از چنگش درآورده بود شکايت کرد. اين زن گفت؛ مردي به نام حسن زاده با من تماس گرفت و گفت قصد دارد ماشينم را بخرد. حسن زاده مبلغ خيلي کمي پول به من داد و وانت را تحويل گرفت و قرار شد فرداي آن روز به دفترخانه برويم و وقتي سند به نام او شد بقيه پول را پرداخت کند. فرزانه ادامه داد؛ فرداي آن روز به دفترخانه يي که قرار گذاشته بوديم رفتم اما هر چه منتظر شدم حسن زاده نيامد.
در پي شکايت اين زن متهم تحت تعقيب قرار گرفت. در نخستين گام ماموران از طريق آدرس که در قولنامه آمده بود به رديابي متهم پرداختند اما فهميدند نشاني واهي است. به همين دليل کارآگاهان دريافتند متهم با طرح و نقشه قبلي از فرزانه کلاهبرداري کرده است و اين احتمال وجود دارد که او سابقه دار باشد. سپس شاکي به اداره تشخيص هويت فراخوانده شد و توانست با ديدن آلبوم مجرمان سابقه دار کلاهبردار را شناسايي کند. کارآگاهان با بررسي سوابق صاحب عکس به هويت واقعي وي به نام حسين پي بردند و اقدامات خود را براي دستگيري او آغاز کردند. از آنجا که حسين چندين سابقه محکوميت داشت و بارها دستگير شده بود، منزلش واقع در ميدان مرکزي کرج مورد بازرسي قرار گرفت ولي مشخص شد او به خاطر انجام کلاهبرداري هاي متعدد از محل زندگي اش متواري شده است.
سپس ماموران در قالب چندين اکيپ مکان هايي را که گمان مي رفت حسين در آنجا تردد کند تحت نظر گرفتند تا اينکه سرانجام تلاش هاي گسترده کارآگاهان به ثمر رسيد و متهم دستگير شد. هنگامي که حسين به پليس آگاهي انتقال يافت اتهام کلاهبرداري از فرزانه را پذيرفت اما اعترافات وي به همين يک مورد محدود نشد و او کلاهبرداري هاي بيشتري را گردن گرفت.
وي گفت؛ افرادي را که قصد داشتند ماشين شان را بفروشند از طرق مختلف از جمله شماره تماس هايي که پشت شيشه اتومبيل شان نصب کرده بودند شناسايي مي کردم. سپس با آنها تماس مي گرفتم و قرار ملاقات مي گذاشتم و وانمود مي کردم خواهان خريدن خودرو هستم و با آنان وارد مذاکره مي شدم. از آنجا که پيشنهاد من از قيمت معمول در بازار کمي بالاتر بود آنها وسوسه مي شدند هر طور شده ماشين را به من بفروشند. من هم از اين موقعيت استفاده مي کردم و فوراً با آنان قولنامه امضا مي کردم. متهم ادامه داد؛ به خاطر اينکه بعداً شناسايي نشوم مدارکي جعلي به نام زن ها و دختراني که با آنها رابطه داشتم تهيه و قولنامه را به نام آنها تنظيم مي کردم و با پرداخت مبلغ ناچيزي پول، خودرو را تحويل مي گرفتم و به فروشنده وعده مي دادم هنگام انتقال سند بقيه پول را پرداخت مي کنم اما ديگر هيچ وقت سراغ فروشنده نمي رفتم. اين کلاهبردار در مورد سرنوشت خودروهاي مسروقه نيز گفت؛ پس از گذشت چند روز بعد براي اتومبيل ها مدرک جعلي تهيه مي کردم و با آگهي در روزنامه ها آنها را به قيمتي پايين تر از قيمت بازار مي فروختم. به اين ترتيب هيچ ردي از خودم به جا نمي گذاشتم. به دنبال اعترافات حسين بار ديگر سوابق وي مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد او داراي 55 فقره سابقه محکوميت کيفري است که 11 فقره از آن به جعل و کلاهبرداري مربوط مي شود.
سرهنگ اسماعيل هادئي رئيس پليس آگاهي استان تهران ضمن اعلام اين خبر گفت؛ در بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد در پرونده هاي قبلي متهم هر گاه وي شناسايي و دستگير مي شد شاکيان را به نحوي راضي مي کرد تا از شکايت شان صرف نظر کنند. وي با همکاري خانواده اش برخي از مالباختگان را تهديد و برخي ديگر را با پرداخت مبلغ کمي پول مجبور مي کرد رضايت دهند. به اين ترتيب مالباختگان هيچ وقت به حقوق واقعي شان نمي رسيدند.
براساس اين گزارش تاکنون پنج نفر از مالباختگان با حضور در پليس آگاهي استان تهران حسين را شناسايي کرده اند و احتمال افزايش شاکيان وجود دارد. |
|
|
|
|
|
|
|
با گذشت دو سال از وقوع حادثه |
|
|
مقصران سقوط مرد جوان از برج آزادي معرفي شدند |
|
|
|
گروه حوادث؛ کارشناسان رسمي قضايي بعد از گذشت دو سال از مرگ مردي که از برج آزادي سقوط کرد، متوفي و نيروي انتظامي را به عنوان مقصران اين حادثه معرفي کردند.
طبق نظر هيات هفت نفري کارشناسان در مرگ مردي که روز 22 بهمن ماه سال 85 از برج آزادي سقوط کرد 80 درصد خود او و 20 درصد نيروي انتظامي مقصر بوده اند.
اين حادثه ساعت 45/11 روز 22 بهمن سال 85 رخ داد و جوان 32 ساله يي به نام امير که قصد داشت در حرکتي نمايشي از برج آزادي صعود کند از فاصله سه متري نوک برج به پايين سقوط کرد. پس از آن امدادگران اين جوان را به ميدان فتح منتقل کردند و وي از آنجا با بالگرد به بيمارستان فياض بخش منتقل شد اما پزشکان اعلام کردند امير جان باخته است. حسين اصغرزاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران بزرگ درباره اين پرونده گفت؛ امير در حالي که به فاصله کمتر از سه متري نوک برج رسيده بود ناگهان تعادل خود را از دست داد و دست راستش از طناب جدا شد و به پايين سقوط کرد.وي ادامه داد؛ به گفته شاهدان، امدادگران اورژانس وقتي متوجه خستگي امير شدند با رها کردن طناب از بالاي برج از او خواستند با گرفتن طناب و کمک آنها به نوک برج بيايد اما مرد جوان از اين کار خودداري کرد.وي با بيان اينکه بالا رفتن از برج آزادي نياز به مجوز خاص داشته است، در خصوص دليل مقصر بودن ناجا در مرگ اين جوان توضيح داد؛ متوفي براي بالا رفتن از برج فاقد ابزار و تجهيزات کافي بوده و به همين دليل نيروي انتظامي به عنوان مسوول حراست از برج بايد از بالا رفتن اين شخص جلوگيري مي کرد، حال آنکه براساس تحقيقات به عمل آمده مشخص شد ماموران مانع بالا رفتن اين فرد از برج آزادي نشده بودند. |
|
|
|
|
|
|
|
 |
عناوين اين
صفحه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| چهار کشته در سقوط هواپيما در اصفهان
|
|
|
|
|
سقوط يک فروند هواپيماي آنتونف در شاهين شهر اصفهان، منجر به کشته شدن چهار تن شد. مرکز مديريت حوادث غيرمترقبه و فوريت هاي پزشکي درباره جزييات اين حادثه گزارش داد؛ يک هواپيماي آزمايشي آنتونف روز يکشنبه در حوالي فرودگاه شاهين شهر اصفهان سقوط کرد. اين حادثه در ساعت 15/16 به اورژانس اطلاع داده شد و پس از شش دقيقه، امدادگران اورژانس در محل حادثه حاضر شدند و مشاهده کردند چهار نفر از سرنشينان هواپيما به دليل سوختگي کامل جان باخته اند.
|
|
|
|
مرگ مشکوک جواني 25 ساله در يکي از هتل هاي تهران، فرضيه خودکشي را در مقابل بازپرس و پليس جنايي قرار داد.به گزارش ايسنا، عصر روز شنبه هفته جاري زماني که مسوولان هتل متوجه شدند يکي از مسافران به نام «محمد» با گذشت سه روز از گرفتن اتاق، هنوز خارج نشده و از وي خبري نيست، به اتاق او مراجعه کردند و وقتي وي در را باز نکرد با پليس تماس گرفتند.ماموران کلانتري ونک پس از ورود به اتاق با استفاده از کليد يدک، با پيکر بي جان اين جوان شهرستاني مواجه شدند و محمد روشن بازپرس کشيک قتل پايتخت را در جريان اين حادثه قرار دادند.با دستور بازپرس تحقيقات در خصوص اين حادثه آغاز شد و کارشناسان تشخيص هويت بعد از احراز هويت متوفي، تعدادي قرص در اطراف جسد پيدا کردند.بازپرس شعبه سوم بازپرسي (ويژه قتل) دادسراي امور جنايي تهران، در مورد مرگ اين جوان گفت؛ زماني که ماموران در محل حضور يافتند، متوجه شدند جسد در حال فساد است و اين نشان مي دهد حداقل 24 ساعت از مرگ وي گذشته است.وي با بيان اينکه قوي ترين فرضيه در مورد اين حادثه، خودکشي است، افزود؛ به نظر مي رسد مسموميت دارويي، علت مرگ بوده اما تحقيقات براي کشف علت اصلي فوت و مشخص شدن انگيزه متوفي از اقدام به خودکشي ادامه خواهد داشت.
|
|
|
|
|
| 10 کشته در تصادف جاده نهبندان
|
|
|
|
|
رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور گفت؛ تصادف در کيلومتر 18 محور بيرجند- نهبندان، 10 کشته و يک مجروح برجا گذاشت.سرهنگ حسين عليشاهي در گفت وگو با فارس افزود؛ ساعت 20 شامگاه يکشنبه اتومبيل پژو 405 با دو سرنشين که سوخت قاچاق گازوئيل در صندلي هاي عقب و صندوق عقب خود حمل مي کرد با يک دستگاه پرايد سواري و کاميون خاور بنز در کيلومتر 18 محور بيرجند- نهبندان تصادف کرد.وي ادامه داد؛ در اين حادثه خودروي پژو کاملاً سوخت و هرچند پرايد دچار حريق نشد، تمام سرنشينان آن فوت شدند و راننده خاور نيز مجروح شد. در مجموع اين حادثه 10کشته و يک مجروح به جا گذاشت. سرهنگ عليشاهي اضافه کرد؛ کارشناسان ما در حال بررسي علت حادثه هستند اما به احتمال قوي انحراف به چپ از جانب پژو 405 و برخورد آن با پرايد دليل وقوع اين حادثه است.وي افزود؛ توصيه پليس راه اين است که رانندگان خودرو از انحراف به چپ هاي نابجا و سرعت هاي غيرمجاز پرهيز کنند تا حوادث اينچنيني نداشته باشيم.رئيس مرکز کنترل ترافيک پليس راه کشور تاکيد کرد؛ در حال حاضر تمام راه هاي کشور باز است.
|
|
|
|
|
| پليس به دنبال قاتلان زن سالخورده
|
|
|
|
|
تحقيق پليس قزوين براي افشاي معماي کشته شدن يک زن سالخورده که پيکرش در کنار جاده رها شده بود ادامه دارد.به گزارش ايسکانيوز مرد جواني شامگاه شانزدهم بهمن 87 به پليس آگاهي قزوين رفت و از گم شدن مادر 64 ساله اش «کبري» خبر داد.وي گفت؛ صبح زود بود که مادر بيمارم از خانه خارج شد تا به آزمايشگاه برود اما هنوز برنگشته است.تحقيق براي يافتن زن سالخورده ادامه داشت تا اينکه دو روز بعد يک ناشناس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و گفت جنازه يي را در کنار مسير فرعي جاده «الموت» ديده است.سپس کارآگاهان به همراه بازپرس کشيک به نقطه مورد نظر رفتند و با پيکر «کبري» که به نظر مي رسيد با طناب خفه شده بود روبه رو شدند.با صدور دستور قضايي، جنازه اين زن براي تشخيص علت اصلي مرگ به پزشکي قانوني فرستاده و تلاش پليس براي رديابي عامل يا عاملان جنايت آغاز شد. تجسس براي رازگشايي اين ماجرا در حالي ادامه دارد که جنايت با انگيزه دستبرد، قوي ترين فرضيه ماموران است.
|
|
|
|
قتل مرد جواني با 12 ضربه چاقو پرونده جديدي را پيش روي بازپرس جنايي گشود.به گزارش فارس، ظهر روز يکشنبه ماموران کلانتري شهرک گلستان از مرگ مشکوک يک مرد جوان در محل سکونتش باخبر شدند و با حضور در محل دريافتند اين مرد 35 ساله بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده است.حسين اصغر زاده بازپرس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران بزرگ درباره اين پرونده گفت؛ تحقيقات نشان داد اين مرد از همسرش چندي پيش جدا شده و با دو فرزندش در اين خانه زندگي مي کرده است. وي ادامه داد؛ هنوز مشخص نيست چه کساني و با چه انگيزه يي وي را به قتل رسانده اند و تحقيقات درخصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه دارد.
|
|
|
|
|
| قاتلان سريالي هند به اعدام محکوم شدند
|
|
|
|
|
يک تاجر هندي همراه کارمندش به جرم ارتکاب 19 فقره قتل به اعدام محکوم شدند.به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از روزنامه «تايمز هند» دادگاهي در هند دو مرد را به جرم قتل 19 نفر که اغلب آنها را کودکان تشکيل مي دادند به اعدام محکوم کرد.اين تاجر با همدستي کارمندش قربانيان را در منزل مسکوني اش واقع در «نويدا» به قتل مي رساند و جنازه هاي آنها را به داخل فاضلاب مي انداخت.ماموران پليس در دسامبر 2006 با کشف اجزاي بدن قربانيان در فاضلاب موفق به کشف اين قتل هاي زنجيره يي شدند و نام خانه عاملان قتل را خانه وحشت گذاشتند.قاتلان اعتراف کرده اند قربانيان را از محله هاي زاغه نشين مي بردند و پس از اذيت و آزار آنها را مي کشتند و تکه تکه مي کردند.ماموران پليس 69 کيسه حاوي اجزاي بدن انسان در فاضلاب منزل تاجر قاتل کشف کرده اند.از سال 2004 تاکنون در کشور هند هيچ حکم اعدامي اجرا نشده و اين محکوميت در سال هاي اخير بي سابقه تلقي مي شود.
|
|
|
|
زن ميانسال در اقدامي ناگهاني در حضور فرزندش خود را در بالکن خانه به آتش کشيد.به گزارش پايگاه خبررساني عبرت اين زن 49ساله که گفته مي شود مشکلات روحي داشته در يکي از شهرک هاي حاشيه اصفهان خودش را به آتش کشيد. او قبلاً نيز تهديد به چنين اقدامي کرده بود اما روز وقوع حادثه به صورت ناگهاني به سمت بالکن منزل مسکوني خود رفت و در حالي که تنها دخترش در خانه بود مقداري نفت را که از قبل آماده کرده بود روي خودش ريخت و خودسوزي کرد.دقايقي پس از اين واقعه و با اطلاع مرکز فوريت هاي پليسي از ماجرا ماموران کلانتري به محل اعزام شدند و بررسي در اين خصوص آغاز شد.دختر متوفي در اظهاراتش گفت با شنيدن صداي فرياد مادرش به سرعت به سمت او رفت و با پتويي تلاش کرد شعله هاي آتش را خاموش کند هرچند سرانجام موفق شد اما به علت تاخير زياد و شدت آتش مادرش دچار سوختگي شديد شد.دقايقي بعد با حضور ماموران و امدادگران اورژانس زن ميانسال به بيمارستان سوانح و سوختگي منتقل شد و در جريان دقايقي تحقيقات انجام شده خود را مقصر اصلي معرفي کرد. اين زن 49ساله دقايقي بعد به علت شدت جراحات وارده جان باخت.
|
|
|
|
|
| ميليون ها تومان کلاهبرداري توسط وکيل قلابي
|
|
|
|
|
کارآگاهان پليس آگاهي گيلان کلاهبردار حرفه يي را که با جعل اسناد و مدارک و با عنوان جعلي وکيل به طور گسترده فعاليت مي کرد به دام انداختند. سرهنگ کريمي رئيس پليس آگاهي استان گيلان در خصوص جزييات اين پرونده گفت؛ با دريافت گزارشي در خصوص فعاليت يک مجرم حرفه يي، تحقيقات گسترده توسط کارآگاهان پليس آغاز و با بررسي اطلاعات اوليه معلوم شد متهم به نام «رخ» با جعل عنوان و معرفي خود به نام وکيل دادگستري اقدام به کلاهبرداري در سطح وسيعي مي کند. متهم براي جلب اعتماد طعمه هايش با انجام مانورهاي متقلبانه و نشان دادن مدارک جعلي و انجام مکالمات تلفني واهي در برابر سوژه ها خود را يکي از افراد بانفوذ در محاکم قضايي جا مي زد تا به اين ترتيب شهروندان براي پرداخت يک ميليون تومان به وي به منظور رفع مشکلات قضايي شان کاملاً متقاعد شوند اما گذشت زمان کلاهبردار بودن اين فرد را فاش کرد. سرهنگ کريمي افزود؛ کارآگاهان پليس آگاهي پس از چند روز پيگيري مستمر و با استفاده از اطلاعات آن دسته از مالباختگان که بيشتر با فرد تحت تعقيب در ارتباط بودند، موفق شدند متهم را شناسايي کنند. مالباختگان با ديدن عکس او تاييد کردند وي همان کلاهبردار متواري است. سپس ماموران با کنترل شبانه روزي تمام محل هايي که احتمال حضور کلاهبردار در آنجا وجود داشت، موفق شدند وي را به صورت کاملاً غافلگيرانه شناسايي و دستگير کنند. اين مرد پس از انتقال به پليس آگاهي و در بازجويي ها به ميليون ها تومان کلاهبرداري با اين شيوه اعتراف کرد و با صدور قرار قانوني روانه زندان شد. سرهنگ کريمي در پايان به تمام شهروندان توصيه کرد در صورت مشاهده فعاليت چنين افرادي بلافاصله موضوع را به پليس آگاهي گزارش دهند.
|
|
|
|
|
| کلاهبرداري از رانندگان آژانس
|
|
|
|
|
گروه حوادث؛ مرد کلاهبرداري که با شگردي خاص ميليون ها تومان از رانندگان آژانس کلاهبرداري کرده بود توسط پليس دستگير شد.به گزارش اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا پرونده عليه مرد کلاهبردار زماني تشکيل شد که چند راننده آژانس به پليس شکايت کردند و مدعي شدند مورد کلاهبرداري قرار گرفته اند. يکي از اين رانندگان گفت؛ روز حادثه يک مشتري با دفتر آژانس تماس گرفت و از من خواست به آدرسي که مي دهد بروم و بسته يي را تحويل بگيرم و مبلغ مشخصي پول بدهم سپس به منزلش بروم و پول و کرايه را بگيرم. من هم اين کار را کردم اما زماني که به آدرس منزلش رفتم، ديدم نشاني دروغ است و کسي به اين نام وجود ندارد.ماموران پس از تحقيق شبانه روزي مرد کلاهبردار را که از ده ها راننده آژانس به اين شيوه کلاهبرداري کرده و ميليون ها تومان پول به دست آورده بود، دستگير کردند.
|
|
|