
ترجمه؛ محمدعلي فيروزآبادي
در پايگاه هوايي «پالامي» واقع در منتهي اليه شمال سريلانکا يک يگان سرباز در انتظار هواپيماي ايلوشيني هستند که از کلمبو مي آيد. از سال ها پيش همه راه هاي اين منطقه به پايتخت مسدود بود اما اين روزها اولين گروه از روزنامه نگاران اجازه يافتند از اين منطقه که به تازگي توسط ارتش سريلانکا آزاد شده است، ديدن کنند. اين منطقه حدود يک ربع قرن در اشغال جنبش جدايي طلب «ببرهاي رهايي بخش تاميل الام» بود اما حال افراد اين جنبش از اين منطقه و به عبارتي از اين دژ اصلي خود بيرون رانده شده اند.
حال دولت سريلانکا نيازمند شاهداني عيني است که اين پيروزي را تاييد کنند اما دليل ديگر براي اشتياق به رسيدن اين هواپيما به پالامي در واقع آن کالاي هاي کمکي و پزشکاني هستند که در اين هواپيما نشسته اند. سريلانکا به هر دو مورد نيازمند است و البته يک فروند هواپيما به تنهايي کفايت نمي کند و در حال حاضر تعداد زيادي هواپيماي نظامي در کلمبو هستند و ماموريت دارند در جشن هاي روز استقلال مانور دهند. اما تعداد ديگري از اين هواپيما ها در يکصدکيلومتري جنوب شرقي پالامي از طريق آسمان آخرين ضربه ها عليه ببرهاي تاميل را پشتيباني مي کنند.
هنوز هم آخرين نفرات ببرهاي تاميل در مولاتيوو و حومه آن مقاومت مي کنند اما از قرار معلوم يک هزار نفر از آنها از چند هفته پيش محاصره شده اند. با اين حال ده ها هزار نفر از ساکنان غيرنظامي اين مناطق وحشتزده و سرگردان هستند. دولت کلمبو هر روز تعداد شورشيان کشته شده را اعلام مي کند اما اين ارقام واقعي نيست زيرا در مورد قربانيان خودي و شهرونداني که قرباني اين درگيري ها مي شوند، صحبتي نمي شود. با وجود آنکه کاروان هاي صليب سرخ و سازمان ملل به صورت پراکنده به مناطق بحران زده وارد شده اند اما توزيع کالاهاي آنها با نيروهاي ارتش است و البته اين نيروها بخشي از اين کالاها را ميان خود توزيع مي کنند. در حال حاضر منطقه شمال سريلانکا به صورت موقت منطقه يي ممنوعه اعلام شده است و کسي حق ورود به آن را ندارد.
در کنار باند پرواز پردست انداز فرودگاه پالامي سربازاني صف بسته اند که بسياري از آنان روي برانکاردهاي خون آلود خوابيده اند و اين مجروحان بايد هرچه زودتر به کلمبو انتقال داده شوند. هواپيماي آنتونف با تاخير پرواز مي کند و پس از آن از روي منطقه يي در کنار دريا پرواز مي کند که گذرگاه فيل ها نام دارد که تا چندي پيش يکي از مواضع استراتژيک ببرهاي تاميل بود و حتي امروز هم منطقه امني به حساب نمي آيد. اين هواپيما در نهايت در منطقه يي حاره يي که گويي شهر اشباح است، فرود مي آيد. فرودگاه در ميان شهري پر از خانه هاي ويران شده و علف هاي هرز و کليساهاي تخريب شده و بي سقف و نخل هاي تکه تکه شده فرود مي آيد. هنگامي که موتورهاي هواپيما خاموش مي شود همه جا را سکوت فرا مي گيرد، هيچ انساني غير از آن سربازها در اينجا حضور ندارد و تنها چند سگ لاغر در اطراف پرسه مي زنند.
ببرهاي تاميل درصدد تشکيل کشوري جديد در شمال و شرق سريلانکا بودند؛ کشوري جديد براي همه آن تاميل هايي که احساس مي کردند از سوي اکثريت سينگهالي مورد تبعيض قرار گرفته اند. هنگامي که در سال 1956 يعني نزديک به يک دهه پس از استقلال سريلانکا زبان سينگهالي به عنوان تنها زبان رسمي اين کشور اعلام شد، اولين مقاومت ها مشاهده شد. دو سال بعد بار ديگر ناآرامي ها و حتي تحرکات نژادپرستانه بالا گرفت و صدها تاميل از خانه هاي خود رانده يا به قتل رسيدند. جنبش آزاديبخش تاميل الام در سال 1976 توسط پسر يک کارمند دولت به نام «ولو پيلاي پراب هاکاران» بنياد گذاشته شد. ببرهاي تاميل در سال 1976 اولين عمليات خود عليه نيروهاي دولتي را انجام دادند و دولت هم به تلافي اين حمله براي دومين بار به قتل عام تاميل ها اقدام کرد و در نهايت جنگ داخلي آغاز شد.
از آن زمان تا به امروز بيش از 70 هزار نفر قرباني اين جنگ شده و تعدادي از سياستمداران نيز به قتل رسيدند. از جمله اين سياستمداران مي توان از «راناک سينگ پرماداسا» رئيس جمهور سريلانکا و«راجيو گاندي» نخست وزير اسبق هند نام برد. گاندي در آغاز کار از تاميل ها حمايت مي کرد اما بعدها از قرار معلوم به خاطر خيانت به آنها ترور شد. آخرين قرباني اين ترورها هم وزير خارجه سريلانکا بود.
در اين سال ها همه تلاش ها براي صلح شکست خورد و آن آتش بس سال 2002 که با کمک هاي نروژ برقرار شد نيز در نهايت براي ببرهاي تاميل اين امکان را ايجاد کرد که 17 هزار کيلومتر مربع از خاک سريلانکا را تحت کنترل خود درآورند. جنبش ببرهاي تاميل دو سال بعد دچار انشعاب شد و جناح جنگ طلب آن توسط نيروهاي ارتش سريلانکا به شرق کشور رانده شدند. بر پايه برآوردهاي ناظران در آن عمليات 1616 نفر از تاميل ها و 162 نفر از نيروهاي ارتش جان باختند.
در ژانويه 2008 پرزيدنت «ماهيندا راجاپاسکا» رسماً آن آتش بس را پايان يافته اعلام کرد. رئيس جمهور سريلانکا پس از مدرن سازي ارتش توسط چين و پاکستان احساس کرد از قدرت کافي براي نابود کردن ببرهاي تاميل برخوردار است. مرکز اداري تاميل ها يعني «کيلينوچچي» در آغاز ژانويه امسال و سپس گذرگاه فيل ها سقوط کرد. در حال حاضر هنوز هم 200 کيلومتر مربع از مناطق جنگلي مولاتيوو در اشغال ببرهاي تاميل قرار دارد.
شهر «جفنا» در انتهاي شمالي سريلانکا بار ديگر از طريق راه هاي روستايي قابل دسترسي است اما اين شهر طي سال ها جنگ داخلي تبديل به شهري ويران و غمزده شده است. سال ها پيش در مقابل سينماهاي اين شهر هميشه صف طويلي از مشتاقان سينما براي تهيه بليت به چشم مي خورد اما امروز ديگر هيچ پرده سينمايي وجود ندارد و ديوارها و سالن هاي نمايش پر از آثار برجا ي مانده از جنگ است. حال سالن نمايش بزرگ ترين سينماي اين شهر در اختيار يکي از جدايي طلبان پيشين و از آموزش ديده هاي جنبش فتح به نام«دوگلاس دواناندا» قرار دارد.
دواناندا وزير وزارت خدمات اجتماعي سريلانکاست و اين سالن به عنوان پاداشي براي تجديدنظرطلبي وي به او داده شده است. او در همين سالن دادنامه يي را تنظيم کرده که بيش از همه انگشت اتهام را به سوي هندي ها دراز مي کند و از اين همسايه بزرگ سريلانکا مي خواهد به ببرهاي تاميل فشار بياورد و از دهلي نو مي خواهد پس از اين ديگر نبايد از غيرنظاميان منطقه مولاتيوو به عنوان سپر انساني سوءاستفاده کند. دواناندا از نظر ايدئولوژيک زماني به عقايد پرابها کاران رئيس ببرهاي تاميل نزديک بود اما امروز با حفظ سمت به عنوان سروزير اين استان شمالي آزادشده فعاليت دارد.
در خارج از ساختمان ويران آن سينما تظاهرکنندگاني با پلاکاردهايي که روي آن جمله «ببرهاي تاميل تشنه قرباني کردن انسان ها هستند» به چشم مي خورد، حضور دارند. روي پلاکاردهاي ديگر اين جمله نوشته شده است؛ «مردم ما را آزاد بگذاريد،» پس از آنکه دواناندا به داخل سالن بازمي گردد، تظاهرکنندگان نيز از طريق خيابان هاي باريک جفنا به راهپيمايي خود ادامه مي دهند. تعداد آنها بيش از 20 هزار نفر است و البته برخي از ديگر تاميل ها ماندن در خانه ها را به شرکت در اين تظاهرات ترجيح داده اند. «دارشيکا» زن 28ساله خانه داري است که در حالي که کودکش را در آغوش خود تکان مي دهد، مي گويد؛ «برادرم هنوز در مناطق تحت اشغال ببرهاي تاميل است. هيچ خبري از او ندارم و خيلي مي ترسم.»
به احتمال زياد بيش از 250 هزار فراري و پناهجو هنوز هم در ميان آخرين دو جبهه موجود به سر مي برند. چندي پيش 300 نفر از آنها ظاهراً به دست نيروهاي ارتش در «منطقه امن» که توسط دولت احداث شده، کشته شدند. مردم اين منطقه مي دانند شورشيان به عمد اين گونه مناطق را زير آتش مي گيرند و علاوه بر آن استقرار توپخانه نزديک به مناطق غيرنظاميان از جمله تاکتيک هاي هميشگي ببرهاي تاميل به حساب مي آيد. در همين حال جنبش ببرهاي تاميل الام از طريق اينترنت اعلام کرده است؛ «مردم داوطلبانه و از ترس وحشيگري هاي نيروهاي ارتش نزد ما مانده اند.» اما «گوردون وايس» سخنگوي سازمان ملل متحد با شنيدن اين جمله فقط سرش را تکان مي دهد و مي گويد؛ «چه کسي داوطلبانه با جان خود و فرزندانش بازي مي کند؟ ما از هر دو طرف مي خواهيم غيرنظاميان را آزاد کنند.»
برخي از ببرهاي تاميل در ميان مردم عادي پنهان مي شوند و روش هاي خشني که ارتش براي شناسايي آنان به کار مي برد به شدت موجب نگراني و وحشت مي شود. اما واقعاً چگونه مي توان آنان را از مردم عادي تشخيص داد؟ تاميل ها چه خطرناک و چه آرام همگي نيم تنه يي به نام سارونگ به تن دارند و چند هفته پيش هنگامي که نيروهاي ارتش آخرين پايگاه دريايي آنها در چالاي را تسخير کردند، باز هم با عده زيادي از به اصطلاح سارونگ پوش ها روبه رو شدند. به هر حال ارتش با تسخير اين پايگاه نشان داد که به هر روش ممکن درصدد جلوگيري از قدرت يابي دوباره ببرهاي تاميل است.
منبع؛ اشپيگل