|
از طرفداران آقاي خاتمي بودم ولي اين سري ديگر طرفدارش نيستم. به ايشان از قول ما بفرماييد اگر مي تواند بيکاري جوانان، گراني مسکن، کمبود شغل و تورم اقتصادي را حل کند بيايد جلو، در غير اين صورت نمي خواهد بيايد. چون در زمان ايشان هم رانت خواري و فساد اداري کم نبود.
شهروندي از رشت
تشکر از مجمع روحانيون مبارز؛ ضمن تشکر از مجمع محترم روحانيون مبارز که با اقدام به موقع خود تهديدها را خنثي کرده و از حضور آگاهانه و شجاعانه آقاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم دفاع کردند، به تهديدکنندگان و جريانات افراطي پشت پرده يادآور مي شويم چنانچه خطري جدي اين سيد بزرگوار را تهديد کند مسووليت عواقب و تبعات ناشي از آن مستقيماً در حوزه طراحان اين تهديد خواهد بود و اين کار در کشور هزينه سنگيني براي آنان رقم خواهد زد. مردم ايران امروز آگاه تر، فهيم تر و هوشيارتر از گذشته هستند و مصمم هستند خودشان سرنوشت خود را روشن کنند.
شهروندي از تهران
انتقاد از سيما؛ من به عنوان يک ايراني واقعاً از برنامه هاي سيما خسته شده ام چون خودمان در مشکلات اقتصادي هستيم و تلويزيون مرتباً از بحران اقتصادي امريکا سخن به ميان مي آورد. گناه من ايراني چيست که در سيماي ايران به بحران امريکا گوش فرادهم؟ چرا از مشکلات اقتصادي ايران فساد اداري، معضلات اجتماعي و... سخني به ميان نمي آورند؟
يک هموطن
يک پيشنهاد مهم به خيرين؛ مي خواستم از کساني که نذر دارند خواهش کنم نذرشان و هزينه ها را بگذارند روي بيماران و داروهاي گرانقيمت و ناياب و به بيمارستان ها و داروخانه ها بروند و هزينه هاي دارويي و درماني اينها را پرداخت کنند. در ضمن عروس ها و خانواده هاي آبروداري هستند که نياز مالي دارند. اين غذا دادن ها زيادي شده، لطفاً درد ديگران را کم کنيد.
يک هموطن
اعتماد؛ پيشنهاد اين خواننده محترم واقعاً قابل تامل و مورد استقبال است. بيماران نيازمند يکي از مظلوم ترين و دردکشيده ترين نيازمندان جامعه هستند و کمک به آنها هم هيچ گاه ضايع نمي شود، يعني کسي نمي تواند مستحق نباشد و خود را به بيماري بزند و مثلاً براي عمل جراحي مجاني داوطلب شود. اي کاش خيرين جامعه براي کارهاي خداپسندانه خود روي اين موضوع متمرکز شوند.
کساني که به اسلام ضربه مي زنند؛ مطلبي هست به اين عنوان که اگر مي خواهي تفکري را از بين ببري بد دفاع کن و آن را خوب نکوب. خطاب من به آن دسته افرادي است که ادعاي اسلام دارند و تخريب مي کنند و عملاً خلاف آن ارزش هاي واقعي اسلام عمل مي کنند. اين افراد با اعتقادات مردم بازي و بزرگ ترين ضربه را به اسلام وارد مي کنند. من از دستگاه هاي نظارتي و قضايي تقاضا دارم با اين افراد به عنوان کساني که به دين ضربه مي زنند، برخورد کنند.اينها بايد محاکمه شوند.
يک هموطن
پيشنهادي براي تبليغات انتخابات؛ مي خواستم به وزارت کشور و ارگان هاي ذي ربطي که در امر انتخابات دخيل هستند پيشنهاد کنم از حالا به فکر اين باشند که به موسساتي که پوستر چاپ مي کنند ابلاغيه يي بدهند که براي چسباندن پوسترهايشان از چسبي استفاده کنند که بعد از گذشت يک زمان مشخص با حلالي مثل آب به سرعت پاک شود تا چهره شهرها و ساختمان ها، تابلوهاي راهنمايي و رانندگي و خيلي جاهاي ديگر به صورت زشت و زننده کثيف و بدمنظره نشود.
شهروندي از تهران
ضرورت چاپ آگهي ها؛ چند روز است که روزنامه تان را مي خرم و مي بينم صفحه حوادث تان آگهي نصف صفحه دارد. خب اگر ما مي خواستيم آگهي ببينيم، روزنامه هاي همشهري و ايران مي خريديم. لطفاً اين صفحات را کامل چاپ کنيد. اين گونه شما خيلي از خوانندگان تان را از دست خواهيد داد.
شهروندي از تهران
اعتماد؛ اگر آگهي نداشته باشيم يا آنها را چاپ نکنيم کل روزنامه در معرض خطر جدي قرار مي گيرد، چرا که يکي از منابع اصلي تامين درآمد روزنامه ها همين آگهي ها هستند.
انتقال خاک از عربستان و عراق؛ در روزنامه پنجشنبه مورخ 24 بهمن صفحه 18 در رابطه با شکايت سازمان بهداشت عليه دولت عربستان نوشته بوديد، خواهشمندم اگر ممکن است وزارت بهداشت عليه کشور سعودي و عراق در رابطه با انتقال خاک از آن دو کشور به خوزستان و منطقه غرب شکايت کند چون مساله خيلي مهم تر و اساسي تر از مساله انتقال وبا به سعودي است.
يک هموطن
اعتماد؛ پيام اين خواننده محترم مبهم است و بايد بيشتر توضيح بدهند که انتقال خاک از آن دو کشور چگونه و کي و تحت چه عنواني انجام شده است.
انتقاد از نويسندگان اعتماد؛ روزنامه 26 بهمن 87 آخرين شماره روزنامه اعتماد بود که من خريدم و با اينکه خيلي مقاومت کردم ولي نتوانستم و متاسفانه به اين نتيجه رسيدم که شما اصلاح طلبان،اصولگراهاي خوبي شده ايد و اصولگراها برعکس. بنده حداقل هفت بار از منتقدان و نويسندگان قلم به دست تان انتقاد کردم ولي شما حتي يک بارش را هم چاپ نکرديد. چرا؟ خودتان را در پيله روشنفکري پيچيده ايد و هيچ توجهي به يک نسل پايين تر از خودتان نداريد. با اين افکار حتماً شکست مي خوريد، مگر اينکه مصلحان واقعي جامعه از راه برسند و...
يک هموطن
اعتماد؛ صرف نظر از محتواي انتقاد اين خواننده جاي تعجب است که مي فرمايند انتقاد از نويسندگان و قلم به دستان روزنامه را چاپ نمي کنيم. اتفاقاً حداقل در اين موارد ما با دست ودلبازي بيشتري برخورد مي کنيم و يک نگاه اجمالي به اين ستون گواه همين معناست. در ضمن هفت پيام انتقادآميز از نويسندگان اعتماد توسط اين خواننده اصلاً به دست مان نرسيده است.
شک به اعتماد؛ من با حقوق ماهي 250 هزار تومان هر روز روزنامه اعتماد را به مبلغ 500 تومان خريداري مي کنم ولي متاسفانه هيچ کدام از پيغام هاي من چاپ نمي شود. واقعاً در تصميم گيري خودم شک کرده ام.
يک هموطن
اعتماد؛ مثلاً چه پيامي داده ايد که چاپ نشده است؟ |