
گروه اجتماعي، مونا قاسميان؛ خشکسالي همچنان در ايران ادامه دارد و استان فارس همراه با تهران و قم و سيستان و بلوچستان يکي از مناطق بحراني در کشور هستند. ميزان بارندگي در دومين سال به 65 ميلي متر رسيده که در حالت نرمال بايد به 200ميلي متر برسد. هرچند شرايط اقليمي در شروع بحران آب موثر است اما با وجود صرف هزينه بالا براي تامين آب و ساخت سد در استان فارس همچنان اين استان با بحران کم آبي در سال آينده روبه رو است. به دليل تبخير بالاي آب،ذخيره آب روي سطح زمين توصيه نمي شود اما همچنان سد ها در اين استان بدون اتمام شبکه آبياري حتي يک سد ساخته مي شوند. محمدرضا خوشنامي مديرکل آبخيزداري استان فارس عدم مديريت در آب را بزرگ ترين مشکل حل بحران آب در کشور مي داند و معتقد است با آبخيزداري و صرف هزينه کمتر مشکلات فعلي آب قابل حل است.
---
-تاکنون چه برنامه هايي درباره آبخيزداري در استان انجام داده ايد؟
ما تاکنون 700 پروژه درباره آبخيزداري مطالعه و اجرا کرده ايم. هدف ما از آبخيزداري جلوگيري از فرسايش خاک، کنترل سيلاب، کنترل آب هاي زيرزميني، بهبود پوشش گياهي در حوضه آبخيز، آموزش و توانمندسازي مردم بومي است.
-شايد بتوانيم بگوييم از سال 1370 آبخيزداري وارد مرحله جديدي در نظام دولتي کشور شد. در اين مدت چند درصد پيشرفت در اين زمينه در استان داشته ايم؟
با توجه به اعتباراتي که به ما داده شده است ما مي توانيم بگويم 15 درصد توانسته ايم در اين زمينه پيشرفت داشته باشيم که همان اجرايي کردن 700 پروژه است و از اين تعداد 500 طرح آن مربوط به آبخوان داري است. مثلاً کل اعتبار آبخيزداري استان در يک سال 160 ميليارد تومان نسبت به اعتبار وزارت نيرو که حدود پنج هزار ميليارد تومان است، است.
-در استان فارس 9 سد ساخته شده است که چهار سد به مرحله بهره برداري رسيده و پنج سد همچنان در حال احداث است. عده يي از کارشناسان معتقدند با توجه به حجم تبخير در مناطق خشک جمع آوري آب روي زمين گزينه مناسبي نيست و مي توان با گزينه هاي آبخيزداري و آبخوان داري آب را با درصد تبخير کمتري جمع کرد. نظر شما در اين باره چيست؟
من معتقدم مسائل مربوط به آب را بايد در يک طرح جامع پيگيري کرد. سدسازي در بعضي از نقاط بيشتر به توسعه نقطه يي اهميت مي دهد. مثلاً در منطقه حوضه آبخيز سد سلمان فارسي آب در يک نقطه يک ونيم ميليون هکتاري جمع مي شود. اين سد با هزينه بالاي 200 ميليارد تومان براي استفاده تعداد کمي از مردم ساخته شده است، در صورتي که در آبخيزداري با صرف هزينه کمتر مي شود نقاط بيشتري را تحت پوشش قرار داد. ما نمونه هايي داريم که با اجراي طرح آبخيزداري در منطقه اثرات خشکسالي کمتر شده است.ما مي گوييم همان طور که به سدسازي بودجه داده مي شود به آبخيزداري هم توجه شود.
-ساخت سد در بعضي از نقاط همراه با تاثيرات مخرب زيست محيطي و اجتماعي است، مانند سد سيوند که باعث خشک شدن کامل درياچه تشت و بختگان شد. در طرح هاي آبخيزداري هم چنين معضلاتي وجود دارد؟
نه، در آبخيزداري اين طور نيست. در اين محدوده سه سد درودزن، ملاصدار و در نهايت سيوند باعث شد ميزان آب ورودي به اين درياچه بسيار کم شود و در نهايت درياچه از بين رفت. اگر همين سد با همين اعتبار در 15 سد کوچک اجرا مي شد هيچ گونه تبعات زيست محيطي و باستاني نداشت. با سيستم آبخيزداري مي توانيم آب را در سطح وسيع تري ميان مردم بيشتري پخش کنيم. البته ما سدسازي و اقدامات وزارت نيرو را نفي نمي کنيم و معتقد هستيم در بعضي نقاط بهترين گزينه ساختن سد است.
-اما در عمل ما شاهد هستيم ساختن اين گونه سدها نه تنها نمي تواند مشکل کم آبي را حل کند بلکه باعث به وجود آمدن معضلات اجتماعي و اقتصادي مي شود. به غير از درياچه بختگان و مرگ فلامينگوها تاکنون اثرات زيست محيطي ديگري نيز در منطقه ديده شده است؟
با خشک شدن درياچه،منطقه انجيرستان هاي استهبان ما که در دنيا کم نظير است در معرض نابودي کامل قرار گرفته است. در اين منطقه حدود 25 هزار هکتار انجير ديم و صادراتي توليد مي شد که به دليل خشک شدن درياچه و در نهايت کم شدن رطوبت، باد خاک شور را به زمين هاي اطراف مي آورد که هم باعث نابودي انجيرستان هاي ما و هم خاک منطقه شده است. متاسفانه در مطالعات ما خيلي به اين موارد توجه نمي شود.
-آيا مطالعاتي داشته ايد که براي حل بحران آب در منطقه هزينه سود و ضرر سدسازي و آبخيزداري را با هم مقايسه کرده باشيد؟
ما مقايسه داشتيم ولي خيلي صلاح نمي دانم نتايجش را اعلام کنم. ما از سدسازي در وزارت نيرو در بعضي از مناطق دفاع هم مي کنيم.
-در آبخيزداري چه مقدار هزينه صرف مي شود در مقابل سدسازي؟
براي تامين آب نتيجه کار آبخيزداري يک دهم هزينه سدسازي است. سدسازي يکي از پرهزينه ترين پروژه هاي عمراني کشور است، مانند سد تنگابي که با هزينه 70 ميليارد تومان اعتبار افتتاح شد. ولي کل اعتبارات ما در 15 سال گذشته به 50 ميليارد تومان نمي رسد. اجراي طرح آبخيزداري هزينه بسيار کمتري نسبت به طرح هاي سدسازي بزرگ دارد.
-شما براي جمع آوري آب در چنين مناطق خشکي چه روشي را مناسب تر مي دانيد؟
کارشناسان معتقدند جمع آوري آب در شرايط تبخير زياد از لحاظ اقتصادي به صرفه نيست. مثلاً سد درودزن يک ميليارد گنجايش دارد و بايد به علت خاکي بودن آن هميشه 350 ميليون متر مکعب آب پشت اين سد نگه داشته شود. اگر اينجا سد نبود مي توانستيم اين حجم آب را در جاي ديگري ذخيره کنيم.
-وضعيت آب هاي زيرزميني در منطقه چگونه است؟
مثلاً در منطقه جهرم زماني آب در 35 متري بود ولي الان بايد 400 متر از سطح زمين پايين تر برويم. ما نگران اين هستيم که تا چند وقت ديگر با اين وضعيت آب شرب نيز نداشته باشيم.
-دليل اين افت آب هاي زيرزميني چيست؟
عدم مديريت در منابع آب. ما قبل از انقلاب در استان فارس 6 هزار حلقه چاه داشتيم و الان 70 هزار حلقه چاه. ميزان بارندگي و پوشش گياهي کمتر شده است. منابع آبي که مدت چند ميليون سال در زير زمين جمع شده در مدت 50 سال تاراج شده. ميزان آب تقريباً به يک دهم گذشته رسيده است. با اين آب برنج کاشته مي شود و هيچ قانوني در اين باره وجود ندارد. چند سال پيش تعدادي از کارشناسان سازمان ملل پس از سفر به ايران معتقد بودند ايران بحران آب ندارد بلکه بحران مديريت آب دارد. در استان فارس از اين 70 هزار حلقه چاه حدود 30 هزار عدد از آن غيرقانوني است. شما اگر بخواهيد يک متر اضافي ساختمان بسازيد شهرداري برخورد مي کند ولي درباره آب اين قوانين وجود ندارد. در استان ما در بعضي از مکان ها اگر طلا هم کاشته شود به صرفه نيست. يعني آب ارزشش بيشتر است.