سه شنبه، 29 بهمن 1387 - شماره 1893
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: كتاب
مروري بر چند کتاب تازه در گفت وگو با بهاء الدين خرمشاهي و فرشته احمدي
سايه جنگ حباب آرزو
مريم مهتدي

«خنده را از من بگير» نوشته جواد ماه زاده

«خنده را از من بگير» نخستين رمان جواد ماه زاده روايت زندگي سه نوجوان در کرج و در زمان جنگ است. رمان هاي بسياري در ايران با راوي نوجوان نوشته شده اند که بسياري از آنها نيز در بستر تحولات اجتماعي روايت شده اند. داستان هايي که بازگوي بخشي از حوادث سال هاي 57 از زبان نوجوانان است يا حتي داستان هايي که جنگ را از نگاه يک نوجوان روايت مي کنند. نخستين رمان جواد ماه زاده اما در دسته اين گونه داستان ها قرار نمي گيرد. جنگ در رمان خنده را از من بگير، حضوري پررنگ ندارد. آنچه بيشتر خواننده را با خود همراه مي کند دغدغه هاي ذهني راوي- امير- و دوستانش در دنياي کوچک خودشان است؛ دنيايي که بزرگ ترها در آن همه تصميم ها را مي گيرند و نوجوان ها نقشي در آن ندارند. جنگ اما با اينکه به عنوان موضوع اصلي در رمان مطرح نيست، سايه اش در تمام اتفاقات زندگي نوجوان ها افتاده. همين جنگ است که خانواده يي کرد را از سردشت به کرج مي کشاند تا تغييري بزرگ در زندگي امير به وجود بيايد. آمدن علي و خواهرش عطيه با پدر و مادرشان به کرج و محله امير، تحولي در زندگي او به وجود مي آورد. شخصيت خاص علي و نوع و سطح زندگي خانواده اش (که با ديگران فرق مي کند و چند پله بالاتر است) در کنار دل بستن امير به عطيه خواهر فلج علي همه عاملي براي تحول ذهني او مي شود. تا پيش از آمدن آنها، راوي داستان در دنياي نوجوانانه خودش و دوست صميمي اش مهدي سير مي کرد. با آمدن علي و شنيدن مشکلاتي که بر او و خانواده اش گذشته، راوي همان طور که خودش در داستان مي گويد، بزرگ مي شود.

فرشته احمدي نويسنده و منتقد درباره اين رمان معتقد است؛ به نظر من «خنده را از من بگير» يک رمان شسته رفته و خوشخوان با نثري خوب است. در فضاسازي ها، شخصيت پردازي ها و ديالوگ ها با هم همخوان هستند و کتاب خيلي راحت خوانده مي شود. بر خلاف فضاي عبوس رمان هاي اخير، اين رمان فضايي پرنشاط دارد. با اينکه رمان در فضاي جنگ مي گذرد، چون ماجرا بين چند نوجوان است، نويسنده توانسته زبان را دربياورد و حتي بعضي جاها طنز خوبي هم دارد.

«خنده را از من بگير» چون در ژانر نوجوان است، فضا فراز و نشيب آنچناني ندارد. منحني داستان اوج مي گيرد و از اواسط رمان يک خط صاف مي شود و اين خط صاف تا بسته شدن رمان ادامه دارد. به نظر من اين يکنواختي طولاني مي شود. چون ما از يک جايي فکر مي کنيم ديگر اتفاق خاصي نمي افتد. مثل «قصه هاي مجيد» که ديگر از يک جايي انتظار اوج يا اتفاق عجيبي را نداريم، اما تماشا مي کنيم چون جذاب و لذت بخش است. حجم اين رمان نسبت به سوژه، طولاني و زياد است ولي خسته کننده نيست. نکته ديگر پايان بندي کشدار آن است که به نظر من بعد از پايان اصلي، چند صفحه اضافه دارد. فکر مي کنم نسبت به سوژه، همه چيز در رمان مي توانست فشرده تر باشد. اما نسبت به رمان هاي ديگري که اين مدت خوانده ام، خوشخوان است و خواننده را خسته نمي کند.

احمدي درباره زبان ً راوي نوجوان داستان مي گويد؛ نويسنده توانسته از پس زبان راوي بربيايد. يعني نه اداي راوي بچه سال را درآورده و نه خيلي کلمات قلنبه سلنبه توي ديالوگ هاي راوي بود که خواننده نوجواني اش را باور نکند. در کل شيوه روايت دلنشين و نشاط آور بود.

«حباب هاي آرزو» سروده شيرين کريمي

خواندن اشعار شاعران نوجوان، بسيار لذت بخش است؛ نوجوان هايي که هنوز با مشکلات بزرگ در زندگي شان روبه رو نشده اند، هنوز دغدغه هاي منفي ندارند و خيلي اتفاقات که در دنياي آدم بزرگ ها مي افتد، براي آنها قابل درک نيست و غيبت همين ها در زندگي آنها باعث تولد شعرهايي مي شود پر از اميد و نشاط و فضاهاي رنگارنگ. نوجوان ها هنوز با راه و رسم زندگي، آن طور که بايد آشنا نيستند. هنوز خيلي مفاهيم بد را لمس نکرده اند و به همين خاطر وقتي مضمون شعرشان محبت مي شود، انگار خواننده با رنگين کماني جذاب در شعر روبه رو مي شود. «حباب هاي آرزو» يکي از همين مجموعه شعرهاست. شعرهاي دفتر «حباب هاي آرزو» با اينکه شاعري نوجوان دارد، مخاطب بزرگسال را بيشتر مي تواند جذب کند. بزرگسالاني که شايد از فضاهاي تاريک و سياه در شعرها خسته شده باشند.

شعرهاي اين مجموعه، اغلب شعرهايي تصويري هستند. خصوصاً شعرهايي که در وصف طبيعت سروده شده يا عناصري از طبيعت در آنها وجود دارد. يکي ديگر از ويژگي هاي مثبت شعرهاي اين کتاب، اين است که شاعر نوجوان سعي نکرده مثل بزرگسال ها شعر بگويد. مرور شعرهاي دو دفتر شيرين نشان مي دهد او از تجربه ها و حس هاي زلال کودکانه اش استفاده و با زباني ساده آنها را در قالب شعر بيان مي کند.

شيرين کريمي پيش از اين کتاب، يک مجموعه شعر ديگر نيز سروده است؛ «پرواز در باران» که زنده ياد عمران صلاحي مقدمه آن را نوشته بود.

بهاءالدين خرمشاهي درباره «حباب هاي آرزو» مي گويد؛ شعر با دانش شاعر سروده نمي شود بلکه با بينش او خلق مي شود. با ميزاني که او زندگي را مي شناسد، نه طبق کتاب هايي که خوانده است. البته شعراي بزرگي هستند که معارف گوناگون را در شعرشان راه مي دهند. مثلاً شاعران سخت گويي مانند خاقاني يا انوري يا در عين فصاحت نظامي. اينها شعرشان فقط بينش آنها نيست و دانش شان را هم راه داده اند و به همين جهت خواندن شان دشوار شده و شرح و بيان احتياج دارد. در دوران جديد در ايران و جهان همه قيد و بندهاي فني از سرودن شعر برداشته شده يعني وزن و قافيه و آرايه هاي ادبي و مسائلي نظير اينها و امروز بعد از کار دوران سازي که نيما کرد، حتي شعر اين روزها از کار نيما هم يک درجه آزادتر است يعني وزن هم ندارد. در حالي که شعر نيمايي وزن دارد اما وزن به شيوه کلاسيک ندارد. مصرع ها لزوماً برابر نيست و قافيه ناياب است. شعر چند دهه اخير ايران که بيشتر شعر جوان ترهاست، شعر سپيد (شعر شاملويي) است. از آنجا که قيد و بندهاي زباني و ادبي از شعر برداشته شده، امروزه کسي که حس و حال ويژه يي دارد، مي تواند آسان تر شعر بگويد. شيرين کريمي هم يکي از جوان ها يا نوجوان هايي است که تاکنون در حالي که 12 سال هم ندارد، دو دفتر شعر (پرواز در باران و حباب هاي آرزو) سروده است. همه بر آن هستند که به هر حال در شعر جهان بيني شاعر بيان مي شود اما مگر يک نوجوان 10 ، 11 ساله چقدر جهان بيني دارد؟ با وجود اين ما مي بينيم سروده هاي او که نفوذ خانواده و مهر او به آنها در آن آشکار است، از يک جهان بيني کوچک و در عين حال بسيار پراحساس و انساني حکايت دارد. او گاه مصرع ها يا سطرهاي ژرف و تکان دهنده يي دارد. شيرين را مي توان يکي از پيشروترين شاعران بسيار جوان امروز شمرد.

«همنوا با مرغ سحر»، زندگي و شعر دهخدا، تاليف بلقيس سليماني

دسته کتاب هاي زندگينامه يي همواره در بازار کتاب مخاطب خودش را داشته است، چه کساني که براي تحقيق هاي دانشگاهي و درسي به دنبال اين کتاب ها مي روند و چه پژوهشگران و محققان. اغلب کتاب هاي زندگينامه يي، منحصر مي شوند به مروري کلي بر زندگي يک شخص به همراه چکيده يي از آثار منتشر شده از او. اما کتاب «همنوا با مرغ سحر» که به زندگي و شعر علي اکبر دهخدا اختصاص دارد، چند پله با ديگر آثار زندگينامه يي مرسوم تفاوت دارد. به نظر مي رسد اين کتاب با تحقيق و دقت فراوان نوشته شده. 12 فصل اين کتاب که در آخر هر کدام، فهرست منابعش هم ذکر شده، از آغاز زندگي دهخدا شروع مي شوند تا فصل پاياني که گزيده يي از اشعار و نوشته هاي اوست. ويژگي که اين کتاب را نسبت به ديگر زندگينامه ها متمايز مي کند، اين است که مولف با رعايت اصول آکادميک روش تحقيق در گردآوري اطلاعات مربوط به دهخدا، تقريباً هيچ وجهي از زندگي او را جا نينداخته است. خواننده يي که اين کتاب را دست مي گيرد، با تمام کردن آن، احتياجي به مراجعه به منابع ديگر براي اطلاع يافتن از ديگر زواياي زندگي دهخدا ندارد. فصل نخست اين کتاب، از تولد تا زمان مبارزه را در زندگي دهخدا شرح مي دهد. در فصل دوم شروع مبارزه او تا تبعيد را مي خوانيم و فصل سوم روايت دوران تبعيد و مبارزه در غربت است. فصل چهارم به بررسي حضور دهخدا در عرصه سياست مي پردازد و فصل پنجم، آخرين فصل از داستان زندگي دهخداست که با مرگ او پايان مي يابد. از فصل پنجم به بعد، مولف به بررسي آثار او مثل لغتنامه و کتاب هاي شعر او مي پردازد. «همنوا با مرغ سحر» نخستين بار در سال 1379 منتشر شد که چاپ دوم آن را چندي پيش نشر ثالث به بازار فرستاد.
پيشنهاد
تا روشنايي بنويس
کتاب «تا روشنايي بنويس» نوشته احمد اخوت را انتشارات موسسه جهان کتاب منتشر کرده است. اين کتاب ترجمان گوشه يي از احوال نويسندگان است و به شرح و بيان چيزهايي مي پردازد که با «نا» و «نه» سر و کار دارند. مثلاً ناخوانده، نانوشته، نرسيده، ناتواني و مانند اينها. همچنين روزگار آن انسان منزوي را در نظر مي گيرد وقتي از صفحه سفيد «نوشتن» وحشت دارد؛ يا آنگاه که مي نويسد، خط مي زند؛ يا وقتي نويسنده رفته است و فقط يادداشت ها و نسخه هاي دستنويس اش باقي مانده. يا آن زماني که به حدي از همه چيز متنفر است که ترجيح مي دهد از او نشاني باقي نماند...

«تا روشنايي بنويس» جمله چندلايه يي است از يوحناي قديس، شايد به اين معنا که تا روشنايي داري، بنويس... پاسخي به آنها که ناتواني در نوشتن را بهانه ننوشتن مي دانند.

خواندن اين کتاب براي دو دسته از مخاطبان بسيار جذاب است. دسته نخست خوانندگان پيگير ادبيات که مي خواهند به احوال نويسندگان معروف ايراني و خارجي نيز بپردازند و دسته دوم نويسندگان حرفه يي؛ نويسندگاني که مانند بسياري از همکاران خود، روزهايي را در نااميدي يا بي انگيزگي سپري مي کنند. روزهايي که دست شان به نوشتن نمي رود يا همان طور که نويسنده کتاب مي گويد، اسير «نا» و «نه» مي شوند.

يکي از فصل هاي درخشان اين کتاب، فصلي است با عنوان «خط خوردگي هاي شازده احتجاب» که اگر بخواهيم فقط به خاطر يک فصل يک کتاب را بخوانيم، قطعاً اين فصل مي تواند همان باشد. فصلي که نويسنده دستنويس هوشنگ گلشيري از شازده احتجاب را روبه روي خود مي گذارد و به بررسي آن مي پردازد. اخوت در مقدمه اين کتاب مي نويسد؛ «مجموعه حاضر را کتاب عشق و ناتواني مي توان دانست. بيان حال عاشقاني که دوست دارند بخوانند اما چشمان ضعيف شان ياري نمي کند. چه روزگاري دارد آن که خود نمي تواند متني را بخواند و آن را برايش مي خوانند؟ اگر در دنياي بورخس نابينايي بود عاجز از خواندن، در کنار آلبرتو مانگوئلي هم وجود داشت که حاضر بود برايش کتاب بخواند.»

بسياري از ما، وقتي زندگي شاعران يا نويسندگان را مي خوانيم، با دسته يي از آنها روبه رو مي شويم که وصيت کرده اند آثارشان را بعد از مرگ بسوزانند يا منتشر نکنند و خواندن اين کتاب مي تواند ما را شگفت زده کند وقتي با ذهنيات اين نويسنده ها آشنا مي شويم و همراه با نويسنده به لايه هاي پيچ در پيچ ذهني آنها سفر مي کنيم.

«تا روشنايي بنويس» 15 فصل دارد که هر کدام از آنها را مي توان جداگانه خواند و لذت برد.

احمد اخوت متولد 1330 اصفهان. دکتر آموزش زبان از دانشگاه تگزاس و نشانه شناسي ادبيات از دانشگاه اينديانا که تاکنون چندين ترجمه از او به چاپ رسيده است. تاليفاتش هم دستور زبان داستان، نشانه شناسي مطايبه است و سال 81 هم نخستين مجموعه داستانش با عنوان برادران جمالزاده منتشر شد.
عناوين اين صفحه
سايه جنگ حباب آرزو
تا روشنايي بنويس

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام