|
با يونس تراکمه در مورد جايزه هاي گلشيري و منتقدان مطبوعات و اوضاع عمومي ادبيات داستاني در ايران گفت و گو کرديم
---
-جوايز خصوصي ادبي امسال يا برگزار نشدند يا نيم بند برگزار شدند. به نظر شما علت اصلي اين مساله چه بود؟ با توجه به اينکه شما در جايزه گلشيري و در جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات (که البته قرار است برگزار شود) در يکي به عنوان عضو گروه کاري و در ديگري به عنوان داور حضور داشتيد.
هر کدام دلايل خاص خودشان را داشتند. مهرگان در بيانيه اش اعلام کرد تصميم دارند کتاب هاي دو سال، يعني امسال و سال بعد را يک جا بررسي کنند. اما ريشه اصلي اين مساله در نحوه صدور مجوزهاست. همان طور که مي دانيد و مقامات مسوول هم اعلام کرده اند، کتاب هاي زيادي در اين سال ها به ارشاد رفته و هنوز مجوز نگرفته اند و تکليف شان معلوم نشده است. عمده ترين نقشي که اين جايزه ها دارند اين است که از منظر داوران خود چشم انداز و وزن ادبيات داستاني در آن سال مورد داوري را مشخص کنند. يعني نتايج جايزه ها، همه جايزه هاي برگزارشده در يک سال، وضعيت ادبيات داستاني را در آن سال معلوم مي کند. اما وقتي کتاب ها به اين طريق چاپ مي شود، يا در حقيقت چاپ نمي شود، ديگر کاري از دست جايزه ها بر نمي آيد. کتاب هاي زيادي دو سه سال است که در انتظار مجوزند و آن تعداد اندکي هم که مجوز چاپ و انتشار گرفته اند گويا آنقدر دستکاري شده اند که نمي شود فهميد چند درصد از کار اصلي نويسنده باقي مانده است. جوايز ادبي در اين شرايط به قصد و غرض اوليه و اساسي خودشان نمي رسند. مخاطبان جايزه ها نمي توانند برداشت کنند که اوضاع ادبيات داستاني مثلاً در سال 86 چگونه بوده است. اگر بخواهيم بررسي کنيم ادبيات داستاني در اين سال رشد کرده يا نکرده و توانايي بالقوه داستان نويس ها به فعل درآمده است يا نه اين وضعيت انتشار کتاب ما را به مقصود نمي رساند. غرض اصلي اين جايزه ها، که پيشنهاد برترين هاي هر سال از نظر متخصصان ادبي و داوران آن جايزه به خوانندگان است، با اين نحوه صدور مجوز از بين مي رود. به نظر من هر جايزه يي که امسال برگزار نشد در وهله اول با اين مشکل روبه رو بوده است. مشکل اصلي داوران بنياد گلشيري هم اين بود. البته داوران جايزه گلشيري دلايل شان را با صراحت در بيانيه شان نوشته اند.
-اگر مشکل اصلي جايزه گلشيري کارشکني هايي بود که براي پيدا کردن مکان برگزاري ايجاد شده بود بنياد مي توانست اسم برنده هايش را اعلام کند.
چون در همه جلسات حاضر بودم اين را به صراحت بگويم که اعلام نکردن برنده ها هيچ ربطي به مشکل مکان برگزاري ندارد. اينکه برنده يي اعلام نشد به اين دليل بود که داورها کتابي را حائز شرايط ندانستند. اقدام براي تهيه مکان برگزاري مراسم توسط گروه کاري و در همان زمان مقرر به عمل آمد که نتيجه يي نداد. اين دوتا مشکل موازي هم بود و ربطي به هم نداشت چون نفس برگزاري اين مراسم براي ما مهم بود و آن را يک جوري زنده نگه داشتن و با نشاط شدن فضاي ادبي مي دانستيم. مراسم جايزه گلشيري و هر جايزه ديگر، ايجاد شور و نشاطي است که بايد سالي يک بار انجام شود. ما هم قصد داشتيم اين اتفاق تحت هر شرايطي بيفتد. داورها در دو يا سه جلسه درباره انتخاب برنده ها بحث کردند ولي در نهايت راضي نشدند اثري را برگزيده اعلام کنند.
-آقاي تراکمه، فکر نمي کنيد اين راي نهايي داوران کمي با اعلام نامزدهاي هر بخش تناقض داشته باشد؟اينها همان نامزدهايي بودند که اگر مراسمي برگزار مي شد و جايزه يي داده مي شود در متن بيانيه مي آمد. رقابت شان نزديک بود و آثار ديگر هم شايسته جايزه بودند و چه و چه... دست کم نگاه اهل ادبيات به اين تصميم بنياد گلشيري اين است که وقتي نامزد اعلام مي شود خيلي عجيب است که بگوييم در هيچ بخشي اثر شايسته يي نبود.
تعدادي کتاب، رمان و مجموعه داستان با معيارهايي که آيين نامه جايزه مشخص کرده در مرحله اول، نظرسنجي ها، به عنوان نامزدهاي جايزه انتخاب و براي داوري و انتخاب برنده هاي هر رشته به داوران سپرده شد. بعد از آن اين داوران هستند که بايد به اتفاق تصميم بگيرند به کدام کتاب جايزه بدهند يا اصلاً ندهند. در مورد تصميمي که داوران اين دوره از جايزه گرفتند خودشان جوابگو هستند. اما به اين موضوع هم بايد توجه کرد بعد از حدود 10 سال از راه افتادن اين جوايز انتظار مي رود همه ديگر پذيرفته باشند هر جايزه برآيند آراي داوران آن جايزه است که مي تواند مورد قبول هر کدام ما باشد يا نباشد. از اينجا به بعد وارد حيطه نقد ادبي مي شويم. منتقدان با نقد علمي کارها مي توانند به چالش با داوران بروند. ولي متاسفانه هنوز به جاي هر نقدي کساني هستند که فقط اعتراض مي کنند به تصميم داوران اين جوايز و حتي توصيه مي کنند منبعد داوراني انتخاب شوند که مطابق خواست و سليقه آنها داوري کنند. بدتر از آن اينکه دوستان حرفه يي ادبيات، که هيچ کاري جز خواندن و نوشتن ندارند، در مرحله نظرسنجي جايزه گلشيري از ميان کتاب هاي منتشرشده در سال 86 فقط دو يا سه کتاب را قابل خواندن تشخيص داده و امتياز داده اند و وقتي با اعلام نظر نهايي داوران مواجه شدند اعتراض مي کنند همان دو سه کتاب شاهکار هستند و بايد برنده اعلام مي شدند.
-عده يي معتقدند جايزه گلشيري براي عملي کردن اين خواست گلشيري ايجاد شد که هر سال به طور نسبي و از ميان امکانات موجود کتاب هاي برتر آن سال به عنوان برنده انتخاب و معرفي شود و تصميم امسال داوران جايزه را در حقيقت نقض غرض مي دانند.
جايزه گلشيري تا سال 1386 و براساس همين خواست گلشيري، داوران را مکلف مي کرد که به جز در مورد کتاب هاي اول در ساير موارد از ميان نامزدهاي اعلام شده حتماً برنده يا برندگاني را اعلام کنند. در سال 86 با توجه به سير نزولي کيفيت آثار منتشرشده اين مساله براي گروه کاري جايزه مطرح شد که اگر گلشيري بود و با اين شرايط مواجه مي شد باز هم بر آن نيت و نظر خودش مي ماند. به همين دلايل در آن سال گروه کاري، متشکل از آقاي حسين سناپور و خانم نسترن موسوي و من، اقدام به تهيه آيين نامه جايزه کرد که در اين آيين نامه به داوران هر دوره از جايزه اجازه داده شد اگر به اتفاق به اين نتيجه رسيدند که هيچ کتابي برنده نيست، آن را اعلام کنند.
-خانم سميرا اصلان پور گفته اند برگزار نشدن جايزه گلشيري يک ترفند سياسي و تصميمي ايدئولوژيک است. آقاي صفارهرندي هم موضع گيري کرده اند و گفته اند طبيعي است که جايزه يي تصميم بگيرد برنده نداشته باشد، ولي تصميم جايزه گلشيري را بي تاثير در فضاي فرهنگي دانسته اند، نظر شما چيست؟
خانم اصلان پور به عنوان نماينده بخشي از نگاه دولتي به ادبيات، همه چيز را سياسي مي بيند. ما با اين مشکل در همه زمينه هاي فرهنگي روبه روييم، اينکه تصميم گيري ها و موضع گيري هايشان در حوزه فرهنگ همه سياسي است. ظاهراً ايشان فکر مي کنند هر تصميم و حرکتي که باب ميل و مطابق باورهاي سياسي شان نيست حتماً حرکتي سياسي و در تقابل با آنها است. در حالي که اصلاً اين جوري نبود. اگر تلاش هاي ما به جايي مي رسيد و مکان مناسب در اختيارمان قرار مي گرفت خيلي مايل بوديم جشن ادبيات و مراسم جايزه را به يک نحوي برگزار کنيم. آقاي پرويز گفته اند منابع مالي و معيارها معلوم نيست. معيارهاي جايزه گلشيري، چه به نظر ايشان بيگانه پسند باشد يا داخل پسند، به هرحال معلوم است و منابع مالي هم که معلوم است اين شندرغازي که اين جايزه هزينه دارد با يک کلاه چرخاندن در همين داخل هم مي شود، تهيه کرد.
-حالا بياييم سراغ جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات. در همين شرايط اين جايزه مصر است برنده هايش را اعلام کند.
دبير جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات، آقاي غلامي، از همان اول که اين جايزه را راه انداخت مبناي کارش برگزاري و انتخاب بوده است. براساس اين تعريف هم تا حالا کارش را انجام داده است. تعريف جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات اين است که در هر شرايطي برگزار شود.
-در اين جايزه در بخش رمان سه نامزد داريد. «از ياد رفتن» و «بطالت» به هرحال آثاري هستند که در سال گذشته منتقدان به آنها توجه داشتند و محتمل بود که نامزد باشند. اما انتخاب «قهقهه در خلأ» کمي عجيب است. هيچ کدام از داوران هم تابه حال درباره اين اثر چيزي ننوشته اند.
شکل داوري جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات
اين جوري است که هر کتاب بايد حداقل راي چهار داور را داشته باشد تا وارد مرحله بعد شود. اين کتاب مورد سوال شما هم اين چهار راي را داشت. اما من فعلاً نمي توانم درباره آن اظهارنظر کنم. شايد درست تر اين است که مراسم برگزار شود، بعد از اعلام نتايج مي توانيم هر کدام مان مقاله يي بنويسيم يا گفت وگو کنيم و ببينيم واقعاً اين اثر يا آثار ديگر در چه حد و اندازه يي هستند.
-به عنوان کسي که آثار سال گذشته را به عنوان داور خوانده ايد و در جريان وضعيت داستاني هستيد شرايط امروز را چطور مي بينيد،نکته اميدوارکننده يي هست؟
يک اتفاق خوب که چه امسال و چه يکي دو سال قبل شاهدش بوديم مطرح شدن تعدادي نويسنده جوان است. خود اين حرکت خوب و مثبت است. ديگر مدام اسم هاي تکراري نمي بينيم. ولي زمان و آثار نشان خواهند داد آيا نسل جديد محصول يک روند درستي در مسير ادبيات داستاني بوده است يا نه. در يکي از بندهاي بيانيه داوران جايزه گلشيري به قطع رابطه بين نسل ها اشاره شده. هر انقطاع به هر دليل به رشد ادبيات لطمه مي زند. ما در اين دوران 30 ساله انقطاع هاي فراواني داشتيم و عقبگردها ايجاد شد. ولي کم کم دوباره داستان و داستان نويسي در مسير خودش افتاد و نبايد اجازه بدهيم که باز از اين مسير خارج شود. پاي هرکدام از ما بايد روي شانه هاي پيشينيان باشد والا حرکتي ايجاد نمي شود. من به حرکت هاي جهشي اعتقادي ندارم. هستند نوابغي که يک شبه ظهور مي کنند و جريان به وجود مي آورند ولي نمي شود روي استثناها حساب کرد. با اقرار به اينکه در داستان نويسي مان دستاوردهايي داشته ايم و جرقه هايي بوده که مي تواند به ادبيات ما کمک کند، ولي عواملي باعث شده اند که در اين حرکت مدام، جاري و ساري انقطاعي ايجاد شود.
-به نظر نمي رسد برگزار نکردن جايزه ها راه حل خوبي باشد. اگر اين وضعيت ادامه پيدا کند به نظرتان بايد به دنبال چه راهکاري باشيم ؟
قطعاً بايد دنبال راه هاي ديگري رفت و نااميد نشويم. تا شعور و حس هست، ادبيات هم خواهد بود. ادبيات اراده شکل دادن به بي شکلي هاست. هر اراده يي که بخواهد از وقوع خلاقيت جلوگيري کند، دست بالا مي تواند آن را به تعويق بيندازد؛ نمي تواند تعطيلش کند. از حالا نمي شود براي سال آينده فکر کرد. ادبيات عرصه ممکن شدن ناممکن هاست. خلق اثر ممکن شدن ناممکن است. اگر برگزاري جايزه و جشن ادبيات ناممکن شود هم بايد آن را ممکن کنيم. براي همين اميدوارم سال آينده جور ديگري باشد و بتوانيم آذرماه يا دي ماه دوباره آن جشن داستان را برگزار کنيم،چون فاجعه امسال اين بود که جشن داستان تعطيل شد. در اين 10ساله عادت کرده بوديم در چنين وقتي از سال يا کمي زودتر جشن داستان داشته باشيم. خب شرايط اين اجازه را به ما نداد. اما ادبيات زنده است. دست اندرکاران ادبيات، چه نويسنده ها و چه منتقدان هر کاري مي کنند براي زنده نگه داشتن ادبيات فارغ از هر نوع سياستي. سياست مال دکان ديگري است. چون ادبيات فارغ از هر نوع سياست و سياست بازي متکي به خلاقيت است. خلاقيت است که بشر را زنده نگه مي دارد و تازه مي کند، و اميدوارم اين جريان دوباره در مسير اصلي خودش بيفتد و اگر هم نه، بايد دنبال راه حل ديگري رفت. |