|
شگرد ويژه يک کلاهبردار براي اغفال کارمندان بانک |
|
|
اين کلاهبردار با ادعايي دروغين از 21 صندوقدار بانک کلاهبرداري کرد |
|
|
|
گروه حوادث؛ مرد شيادي که با شگردي ويژه و منحصربه فرد از صندوقداران شعب بانک ها کلاهبرداري مي کرد در بيست و دومين اقدام مجرمانه اش به تله افتاد و توسط پليس دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما اين مرد 35ساله که بهرام نام دارد به شعب مختلف بانک هاي کرج مي رفت و با معرفي خودش به عنوان پزشک از صندوقداران پول قرض مي گرفت و فراري مي شد. پس از آنکه چند کارمند عليه اين مرد شکايت کردند، پليس آگاهي استان تهران به تحقيق درباره شگرد عجيب متهم پرداخت. يکي از شاکيان که 200 هزار تومان از دست داده بود به کارآگاهان گفت؛ «من مشغول انجام کارهايم بودم که مردي نزد من آمد و گفت پزشک است و علاوه بر اينکه در يک بيمارستان طبابت مي کند در نزديکي شعبه ما نيز مطب دارد. او خودش را از اقوام يکي از همکارانم که آن روز مرخصي بود، معرفي کرد و تمام مشخصاتي که داد کاملاً درست بود. او سپس به من گفت مشکل مالي برايش پيش آمده و به 200 هزار تومان پول نياز دارد. من که واقعاً فکر مي کردم آن مرد پزشک و از اقوام همکارم است، وعده اش را که گفت سر ظهر پول را از طريق منشي اش پس مي دهد، باور کردم و 200 هزار تومان به او دادم ولي ديگر خبري از وي نشد.» شاکيان ديگر نيز در اظهارات خود ماجرايي مشابه را بازگو کردند و معلوم شد تمامي اين دزدي ها توسط يک نفر صورت مي گيرد. اين مرد قدي بلند و موهاي مشکي تقريباً پرپشت داشت و به جز اين مشخصه هيچ اطلاعات ديگري حتي نامش وجود نداشت. ترسيم چهره فرضي متهم نخستين گام پليس براي پي بردن به هويت مجرم حرفه يي بود. از سويي به کارمندان بانک هاي کرج نيز اطلاع رساني شد تا اگر اين مرد بار ديگر به فکر کلاهبرداري افتاد، نتواند نقشه اش را پيش ببرد. چندي بعد صندوقدار يکي از شعب هنگامي که خواست پاسخگوي يکي از مشتريان باشد، همان جملاتي را شنيد که پيش از اين همکارانش در بانک هاي ديگر با شنيدن آن اغفال شده بودند. چهره ظاهري آن مرد نيز بسيار شبيه به کلاهبردار تحت تعقيب بود به همين دليل مرد صندوقدار رئيس خود را مطلع کرد و آنها با معطل کردن اين مرد از پليس کمک خواستند. به اين ترتيب بهزاد دستگير شد. او که در صحنه ارتکاب جرم به دام افتاده بود چاره يي جز پذيرش واقعيت نداشت و وقتي 21 کارمند فريب خورده انگشت اتهام را به سويش دراز کردند، قبول کرد همه آنها را بازي داده است. بهزاد شگرد منحصر به فرد خودش را اين طور توضيح داد؛ «به بانک هاي مختلف سر مي زدم و از روي اتيکت کارمندان اسم آنها و مشخصات شان را به خاطر مي سپردم و پس از چند روز به همان شعب مي رفتم و وقتي مي ديدم يکي از کارکنان حضور ندارد با معرفي خودم به عنوان دوست صميمي يا فاميل آن شخص طعمه ام را اغفال مي کردم. از طرفي خودم را پزشک معرفي مي کردم تا بتوانم از وجهه اين قشر استفاده کنم. چون مبلغ زيادي نمي گرفتم تصورم اين بود کسي پيگير موضوع نمي شود.» بهزاد در ادامه اعتراف کرد با فريب دادن 21 کارمند در مجموع شش ميليون تومان به دست آورده است. به گفته سرهنگ هادئي- رئيس پليس آگاهي استان تهران- اين مرد در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از او ادامه دارد. |
|
|
|
|
|
|
|
سه برادر متهم به قتل اعتراف کردند |
|
|
قتل داماد براي گرفتن انتقام خواهر |
|
|
|
گروه حوادث؛ سه برادر براي گرفتن انتقام خواهرشان شوهر او را زير ضربات مشت و لگد به قتل رساندند. به گزارش خبرنگار ما مدتي قبل ماموران پليس شيراز در تماس تلفني شهروندي با مرکز 110 متوجه شدند جسد مردي حدوداً 35 ساله اطراف بيابان هاي ني ريز کشف شده است. به اين ترتيب تحقيقات آغاز و هويت جسد زماني روشن شد که خانواده وي اطلاع دادند فرزندشان گم شده است. آنها با ديدن جنازه او را شناسايي کردند. خانواده اين مرد که موسي نام داشت مدعي شدند نمي دانند وي چطور و به دست چه کسي به قتل رسيده است اما تحقيقات در زندگي خصوصي موسي نشان داد، او و همسرش اختلافات زيادي داشتند و هميشه با هم درگير بودند به همين خاطر همسر موسي براي توضيح به پليس آگاهي فراخوانده شد. اين زن در بازجويي هاي فني عاملان قتل شوهرش را معرفي کرد. وي گفت؛ من و همسرم هميشه با هم اختلاف داشتيم. موسي مرتب مرا کتک مي زد و آنقدر اذيتم مي کرد که طاقتم طاق شده بود. بارها خانواده ام در اين خصوص با او صحبت کرده بودند و چندين بار هم من خودم به شوهرم گفته بودم اگر به اين رفتارهايش ادامه دهد، طلاق مي گيرم. وي ادامه داد؛ موسي مرا طلاق نمي داد، از طرفي شرايط سختي را هم برايم ايجاد کرده بود تا اينکه چند روز قبل از حادثه دوباره با شوهرم درگير شديم. طبق معمول مرا زير مشت و لگد خودش گرفت. آنقدر کتکم زد که تقريباً از هوش رفتم. موضوع را به خانواده ام گفتم. آنها از ديدن وضعيت اسفبار من خيلي ناراحت شدند و به همين خاطر برادرانم تصميم گرفتند از موسي انتقام بگيرند. قرار بود او را کتک بزنند و من نمي دانم چه شد که شوهرم کشته شد. پليس با توجه به گفته هاي اين زن سه برادرش را دستگير کرد. يکي از آنها به پليس گفت؛ موسي خواهرمان را خيلي اذيت مي کرد. چندين بار از او خواسته بوديم دست از کارهايش بردارد اما اهميتي نمي داد. چند روز قبل از حادثه خواهرم به خانه مادرم آمد، تقريباً همه قسمت هاي بدنش سياه و کبود بود. وي ادامه داد؛ موسي حاضر نمي شد خواهرم را طلاق دهد. خواهرم زن مهرباني بود و من اصلاً طاقت ديدن عذاب هاي او را نداشتم، وقتي او را در آن شرايط ديدم با برادرانم مشورت کردم و تصميم گرفتيم کاري کنيم که موسي ديگر کتک زدن خواهرمان را فراموش کند. وي ادامه داد؛ روز حادثه با موسي تماس گرفتم و به او گفتم درباره مساله مهمي بايد با وي صحبت کنم. موسي اول توجهي نکرد اما من آنقدر اصرار کردم که توانستم موافقت او را جلب کنم. دامادمان به يکي از مناطق ني ريز که محل قرارمان بود آمد. من و دو برادرم قبل از او به آنجا رسيده بوديم. ابتدا از موسي خواستيم توضيح دهد به چه دليلي خواهرمان را کتک زده است. متهم ادامه داد؛ چند دقيقه بعد دعوا شروع شد و اول من به موسي حمله کردم و او را زير کتک گرفتم و سپس دو برادرم به من پيوستند. ما آنقدر مشت و لگد به دامادمان کوبيديم که يک لحظه متوجه شديم او ديگر حرکت نمي کند. البته بيشتر ضربات را من به او مي زدم و برادرانم جلوي او را مي گرفتند تا به من آسيبي نرساند. در حالي که سه برادر جرم خود را گردن گرفته بودند پزشکي قانوني نيز اعلام کرد علت مرگ موسي خونريزي شديد داخلي و ضربات وارده بر بدن وي است. بنابر اين گزارش تحقيقات پليسي در اين خصوص ادامه دارد. |
|
|
|
|
|
|
|
براي کمک به ازدواج مجدد يک مرد |
|
|
خواهرشوهر در نقش عروس به دادگاه خانواده رفت |
|
|
|
گروه حوادث؛ مردي که قصد داشت با فريبکاري خواهرش را به جاي همسرش معرفي کند و از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگيرد، دستش رو و به پرداخت مهريه همسرش محکوم شد.
به گزارش خبرنگار ما چندي قبل مردي به نام مرتضي به دادگاه خانواده رفت و عليه همسرش سيما دادخواست عدم تمکين داد. او به قاضي عليرضا صداقي- رئيس شعبه 262- گفت؛ من و همسرم 17 سال است که با هم زندگي مي کنيم. مدتي قبل وقتي با دو فرزندمان براي تفريح به شمال رفته بوديم دچار يک سانحه رانندگي شديم. در آن حادثه يکي از بچه هايم فوت شد و سيما هم به شدت آسيب ديد. بعد از اين اتفاق روزهاي سخت زندگي ام شروع شد. وضعيت سيما وخيم بود و هر کاري توانستيم انجام داديم اما او در نهايت زمينگير شد. مرتضي ادامه داد؛ من همسرم را دوست داشتم اما زندگي با او خيلي سخت بود. وي حتي کارهاي خودش را هم نمي توانست انجام دهد و من بايد از او پرستاري مي کردم. از سويي تامين مخارج نگهداري او و تامين داروهايش هم برايم سنگين بود. اين وضعيت ادامه داشت تا اينکه با سيما بر سر اين موضوع بحث مان شد و او خانه را ترک کرد و همراه تنها فرزندم به خانه پدرش رفت. هر چه از او خواستم به خانه برگردد قبول نکرد. من هم ناچار شدم از دادگاه کمک بخواهم. به دنبال درخواست مرتضي قاضي صداقي همسرش را به دادگاه فراخواند. سيما با رد حرف هاي شوهرش ماجرا را به گونه يي ديگر بازگو کرد. او گفت؛ در سانحه رانندگي مرتضي مقصر بود. غفلت او باعث شد زندگي من و فرزندانم تباه شود. بعد از آن در حالي که من خانه نشين شده بودم او سراغ زن ديگري رفت و مي خواست با او ازدواج کند. مرتضي گاهي تا چند روز هم به خانه نمي آمد و مرا در وضعيت سختي با دختر 10ساله ام تنها مي گذاشت. من هم چون نياز به مراقبت داشتم براي راحتي خودم و فرزندم به خانه پدرم رفتم. مرتضي زماني را که با خواهش و التماس به خواستگاري ام آمد فراموش کرده و حالا که به خاطر اشتباه خودش معلول شده ام به زن ديگري دل بسته است. پس از اظهارات سيما، قاضي صداقي به تحقيق در اين باره پرداخت و سپس دادخواست عدم تمکين را رد کرد.
در حالي که چند ماه از اين ماجرا گذشته بود مرتضي بار ديگر به دادگاه خانواده مراجعه کرد و اين بار گفت همسرش با ازدواج مجدد او موافقت کرده است. او سپس مدعي شد زني که همراهش است، سيما است. به اين ترتيب رئيس دادگاه تصميم گرفت به او اجازه ازدواج مجدد دهد اما در آخرين مراحل قاضي صداقي که چهره سيما را از گذشته به خاطر داشت متوجه شد زني که در دادگاه حضور دارد همسر اين مرد نيست و مرتضي قصد دارد دادگاه را فريب دهد. مرتضي که فکر نمي کرد دستش رو شود وقتي فهميد اين ترفندش کارساز نيست اعتراف کرد زني که همراهش است خواهرش است و او با جا زدن او به جاي سيما قصد داشته از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگيرد. چند روز بعد از اين ماجرا سيما که از دست شوهرش به شدت عصباني شده بود به دادگاه رفت و مهريه 250 سکه يي اش را به اجرا گذاشت. او گفت در بدترين شرايط زندگي کردم و هيچ اعتراضي نکردم اما وقتي فهميدم مرتضي براي اينکه با زن ديگري ازدواج کند حاضر شده خواهرش را به جاي من معرفي کند تصميم گرفتم تمام حق و حقوقم را بگيرم و از زندگي اش بيرون بروم. بنا براين گزارش در پايان رسيدگي به اين پرونده رئيس دادگاه مرتضي را به پرداخت مهريه سيما محکوم کرد. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کلاهبرداران در بانک ضامن يکديگر مي شدند |
|
|
|
گروه حوادث؛ پيگيري ماجراي کلاهبرداري از يک مرد برنج فروش زنجيره يي از کلاهبرداري ها را پيش روي کارآگاهان قرار داد و آنان براي انهدام اين شبکه تبهکاري به تکاپو افتادند.به گزارش خبرنگار ما چندي قبل يک توزيع کننده عمده برنج به شعبه شش بازپرسي دادسراي ناحيه شش رفت و از افرادي که با ارائه چک هاي جعلي از او برنج خريده بودند، شکايت کرد و خواستار بازپس گيري پول هايش و مجازات کلاهبرداران شد.شاکي به بازپرس حسن بابايي گفت؛ چند روز قبل مردي به مغازه ام آمد و مقدار زيادي برنج خريد. او هنگام پرداخت پول گفت پول زيادي همراهش نيست و از من خواست بابت نيمي از برنج ها از او چک بگيرم.من هم چون او فرد مورد اطميناني به نظر مي رسيد پيشنهادش را قبول کردم. اين مرد ادامه داد؛ چند ساعت بعد شخص ديگري نيز وارد مغازه شد و پس از سفارش دادن مقدار زيادي برنج او هم گفت نصف پول برنج ها را نقد و بقيه را به صورت چک پرداخت مي کند.اين مشتري هم توانست موافقتم را جلب کند. در حالي که از فروش مقدار زيادي برنج به اين دو مشتري خوشحال بودم مشتري ديگري نيز آمد و او هم به شيوه دو نفر قبلي يک نوع از برنج هاي اعلا را انتخاب کرد و چند تن سفارش داد.من بي خبر از همه جا در حالي که فکر مي کردم آن روز بخت و اقبال به سراغم آمده به سومين مشتري هم به صورت چکي برنج فروختم و تا شب دو نفر ديگر هم به همين صورت از من برنج خريد کردند. چند روز بعد چک هاي مشتريانم يکي پس از ديگري برگشت خورد.در پي اظهارات اين مرد پرونده يي در اين رابطه تشکيل شد و پنج مرد شياد از سوي پليس آگاهي تحت تعقيب قرار گرفتند. بررسي حساب هاي متهمان نشان داد آنها با مدارک جعلي حساب باز کرده اند و همه اطلاعاتي که از آنان در پرونده شان ثبت شده دروغ است. در حالي که چند ماه از گشوده شدن اين پرونده گذشته و هيچ سرنخي از متهمان به دست نيامده بود مرد مالباخته که خودش نيز درصدد شناسايي کلاهبرداران بود، توانست آنها را شناسايي کند.شاکي که سه نفر از متهمان را در يک مغازه برنج فروشي ديده بود فهميد آنها به صورت يک شبکه عمل مي کنند و پنج کلاهبردار با نقشه يي ازپيش طراحي شده از او کلاهبرداري کرده اند. به اين ترتيب سه متهم دستگير شدند و تحت بازجويي قرار گرفتند. آنان به کلاهبرداري از مرد برنج فروش اقرار کردند و گفتند از مدتي قبل مرد مالباخته را تحت نظر گرفتند و چون مي دانستند او مرد زودباوري است نقشه کلاهبرداري از او را طراحي و اجرا کردند. متهمان اقرار کردند چک هايي را که خرج کرده اند با ارائه مدارک جعلي به دست آورده اند.آنان همچنين گفتند براي افتتاح حساب هر کدام از آنها ضامن همدست ديگرشان شده اند. به اين ترتيب مدارک افتتاح حساب متهمان مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد اين افراد به طور زنجيره وار با مدارک جعلي ضامن همديگر شده و دسته چک دريافت کرده اند.بنابر اين گزارش هم اکنون اين سه نفر در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات براي دستگيري ساير متهمان ادامه دارد.طبق برآوردهاي اوليه اين باند کلاهبرداري رقمي در حدود 700 ميليون تومان کلاهبرداري کرده اند. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کلاهبرداري از جوانان جوياي کار |
|
|
|
گروه حوادث؛ وعده هاي فريبنده مرد کلاهبردار بيش از 20 جوان جوياي کار را به دام انداخت و پول هايشان را به باد داد. به گزارش خبرنگار ما تحقيقات در اين باره از چندي پيش با شکايت مدير يک شرکت پيمانکاري در شعبه دوم بازپرسي دادسراي ناحيه 11 تهران آغاز شد. شاکي به بازپرس عليرضا اربابي فر گفت؛ «معمولاً نيروي انساني شرکت هاي مختلف را تامين مي کنيم. مدتي قبل براي پيدا کردن مشتري نيز در يکي از روزنامه ها آگهي دادم و پس از آن اشخاص و شرکت هاي زيادي تماس گرفتند و سفارش کارگر دادند. در اين بين مردي به نام داود نيز تماس گرفت و گفت مي تواند تعداد زيادي از کارگران را در يکي از شرکت هاي بزرگ صنعتي استخدام کند. يک روز بعد به دفتر شرکت آمد و برگه هايي را که آرم شرکت روي آن بود نشان داد. من هم بدون هيچ تحقيقي پيشنهادش را قبول کردم و قرار شد زمينه استخدام يکصد نفر را فراهم کند. آن مرد به من گفت در قبال اين کار بايد به او سه ميليون تومان بپردازيم. من هم پس از بررسي شرايط با انجام اين کار موافقت کردم. او سپس مدارک کارگران را از من گرفت و قرار شد چند روز بعد آنان شروع به کار کنند اما ديگر خبري از او نشد.» در حالي که براساس شکايت اين مرد پرونده يي در اين باره تشکيل و تحقيقات آغاز شده بود چند نفر ديگر نيز که از طريق آگهي با داود آشنا شده و با وعده استخدام در يکي از شرکت هاي دولتي فريب وي را خورده بودند از او شکايت کردند. يکي از اين افراد ماجرا را اين طور شرح داد؛ مدت ها بود که بيکار بودم، روزي چشمم به آگهي يک شرکت کاريابي افتاد و چون شرايط اعلام شده بسيار مناسب بود تصميم گرفتم شانسم را براي شاغل شدن امتحان کنم. وقتي به دفتر شرکت در خيابان جمهوري رفتم مبلغ چهارصد هزار تومان پرداختم و مدير شرکت گفت چند روز بعد مرا در يکي از وزارتخانه ها استخدام خواهد کرد. بعد از آن منتظر شدم تا او تماس بگيرد، اما مدتي گذشت و از آن مرد خبري نشد. وقتي به محل کارش رفتم فهميدم او متواري شده است. در حالي که تعداد شکات اين پرونده از 20 نفر گذشته بود تحقيقات همه جانبه يي براي شناسايي اين متهم آغاز شد و سرانجام بررسي سرنخ هاي موجود به دستگيري وي انجاميد. در حالي که معلوم شده بود نام اصلي متهم شهرام است و او خود را به طعمه هايش با هويت جعلي معرفي کرده است، بررسي سوابق وي فاش کرد اين مرد در سال 84 به اتهام کلاهبرداري و اخاذي مدتي را در زندان سپري کرده است. شهرام که همان ابتدا اتهامش را پذيرفته بود طي اعترافاتش گفت از هرکدام از طعمه هايش مبالغي بين 150 تا 700 هزار تومان دريافت کرده است. او در مورد اين مبالغ گفت هر کسي که شغل بهتري مي خواست بايد پول بيشتري پرداخت مي کرد. بالاترين مبلغ را از افرادي که مي خواستند در وزارتخانه هاي دولتي استخدام شوند مي گرفتم. بازپرس عليرضا اربابي فر ضمن اعلام اين خبر گفت؛ استخدام در شرکت ها و مراکز دولتي روال خاص خود را دارد و هيچ فردي به اين صورت قادر به استخدام افراد ديگر نيست. وي ادامه داد؛ هم اکنون اين متهم در بازداشت به سر مي برد و تحقيقات از وي در جريان است. |
|
|
|
|
|
|
|
 |
عناوين اين
صفحه |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| محاکمه دوباره اعضاي يک باند
|
|
|
|
|
گروه حوادث؛ دو پسر نوجواني که متهم هستند با عضويت در باندي دختري را ربوده و به او تعرض کرده اند براي بار دوم در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار ما دو پسر نوجوان در سال 85 در عمليات جمع آوري سي دي هاي مستهجن شناسايي شدند و مطابق گزارش ماموران پليس امنيت چهره دو نوجوان در فيلمي ديده شده که از تعرض به يک دختر تهيه شده است. دختري که مورد تعرض قرار گرفته بود پس از شناسايي شکايتي را به دادگاه کيفري استان تهران ارائه داد و خواستار مجازات متهمان شد. وي گفت؛ من با يکي از اعضاي باند رابطه داشتم و قرار بود با او به شمال برويم، وقتي به آنجا رسيديم متوجه شدم همه دوستان اين پسر آنجا هستند. آنها به من تعرض و از آن صحنه هاي فجيع و التماس هاي من فيلمبرداري کردند. با توجه به شکايت اين دختر نوجوان و بازبيني فيلم، دو پسري که دخترک را مورد آزار جنسي قرارداده بودند محاکمه و از سوي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به اعدام محکوم شدند. با اعتراض متهمان، پرونده به ديوان عالي کشور فرستاده شد و با توجه به ايرادي که ديوان بر اين پرونده وارد کرد حکم نقض و دوباره به شعبه 71 بازگردانده شد تا هيات قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ايراد موجود را بررسي کنند و بنابراين دو پسر نوجوان بار ديگر مورد محاکمه قرار گرفتند. آنها روز گذشته در جلسه محاکمه خود يک بار ديگر اتهام شان را رد کردند. در حال حاضر هيات قضات براي تصميم گيري در اين خصوص وارد شور شدند.
|
|
|
|
دختر 14 ساله يي در ايرانشهر به خاطر اختلافات خانوادگي خودش را به آتش کشيد. به گزارش ايسنا ماموران انتظامي کلانتري 12 شهرستان ايرانشهر در پي کسب خبري مبني بر يک مورد خودسوزي در خيابان مکران اين شهرستان براي بررسي موضوع به محل مذکور اعزام شدند و مشخص شد يک دختر 14 ساله در حياط منزلش پس از ريختن نفت روي خود اقدام به خودسوزي کرده که با حضور به موقع همسايگان آتش خاموش شده و او از مرگ نجات پيدا کرده است. در بازجويي هاي به عمل آمده از اطرافيان و همسايگان مشخص شد وي به علت اختلافات خانوادگي دست به خودسوزي زده است.
|
|
|
|
مرد جواني به دليل زياد صحبت کردن همسرش با تلفن براي طلاق دادن وي به دادگاه خانواده مراجعه کرد. اين مرد که نادر نام دارد با مراجعه به دادگاه خانواده شماره 2 با ارائه دادخواست طلاق به قاضي پرونده گفت زنم خيلي پرحرف است. در سه سالي که با هم ازدواج کرديم او بيشتر وقتش را پاي تلفن گذراند. هر وقت از او مي پرسيدم با چه کسي حرف مي زند از جواب دادن طفره مي رفت. ديگر نمي توانم اين وضعيت را تحمل کنم و مي خواهم او را طلاق بدهم. در ادامه اين جلسه همسر نادر نيز که در دادگاه حضور داشت، گفت؛ سه سال پيش با نادر که همکلاسي دانشگاهي ام بود آشنا شدم و پس از چندين ماه ارتباط، وي از من خواستگاري کرد و من هم پذيرفتم و زندگي مشترک مان را آغاز کرديم. وي افزود؛ شوهرم از روز اول زندگي مان با حرف هاي مشکوک مرا آزار مي داد و دائم به دليل حرف زدن و کارهايم از من ايراد مي گرفت. پس از ثبت اظهارات طرفين، قاضي دادگاه رسيدگي به پرونده را به جلسه ديگري موکول کرد.
|
|
|
|
|
| کلاهبرداري مدير آژانس مسافرتي از 400 مالباخته
|
|
|
|
|
مدير يک آژانس مسافرتي با وعده گرفتن ويزا و بليت پرواز براي کشورهاي اروپايي از 400 نفر کلاهبرداري کرد. مدتي پيش چند پرونده مشابه مبني بر کلاهبرداري مدير آژانس مسافرتي به پليس آگاهي ارجاع شد و شاکيان درباره اين ماجرا توضيح دادند. مدير آژانس مسافرتي با وعده گرفتن ويزا و بليت پرواز به يکي از کشورهاي اروپايي از هر نفر 400 هزار تومان دريافت کرده و پس از گذشت مدتي فراري شده است. با تحقيقات پليس آگاهي و چهره نگاري از متهم اين مرد پس از گذشت يک ماه در مخفيگاهش در لواسان شناسايي و دستگير شد. متهم که حسين نام دارد در بازجويي ها به جرم خود اعتراف کرد و از سوي بازپرس دادسراي ناحيه 2 تهران به اتهام کلاهبرداري و خيانت در امانت روانه زندان شد.
|
|
|
|
|
| شيرجه مرگبار به عمق 200 متري
|
|
|
|
|
سقوط مرگبار يک جوان که هنوز هويت او فاش نشده است کارآگاهان پليس آگاهي اصفهان را در مقابل يک معما قرار داده است. به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت بعدازظهر سه شنبه چند مرد کوهنورد شاهد عبور جواني سراسيمه بودند که خود را به نزديک يک بلندي رساند و با فرياد بلند خودش را به تيغه يي خطرناک نزديک کرد. شاهدان عيني اين واقعه گفتند در مدت کوتاهي اين جوان پشت به دره ايستاد و به سمت پايين شيرجه زد و به عمق 200 متري سقوط کرد. با وقوع اين حادثه کوهنوردان موضوع را به پليس گزارش دادند و ماموران خود را به محل رساندند. تحقيقات دامنه دار درخصوص هويت اين فرد ادامه دارد اما تاکنون معلوم نشده او کيست و با چه انگيزه يي خودکشي کرده است.
|
|
متهم در آخرين جلسه بازپرسي؛ |
|
|
| زنم را به خاطر پول مواد کشتم
|
|
|
|
|
بازپرس جنايي مرد معتادي را که براي تامين پول خريد کراک با همسرش درگير شده و وي را با سيم برق خفه کرده بود، مجرم شناخت. به گزارش فارس شامگاه 7 مهر سال گذشته ماموران کلانتري فرجام از کشف جسد يک زن 24ساله در آپارتمان محل سکونتش باخبر شدند. اين زن به نام سميرا به دليل خفگي جان باخته و پيکر بي جانش روي تختخواب رها شده بود. محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت؛ همسر 28ساله مقتول به نام امين در بازجويي ها مدعي شد زماني که از محل کار خود به خانه برگشت با جسد حلق آويزشده همسرش مواجه شد و وي را به پايين آورد و روي تخت گذاشت. وي ادامه داد؛ با بررسي صحنه و جسد مشخص شد جاي طناب روي گردن سميرا به صورت افقي است و با الگوهاي حلق آويز شدن تفاوت دارد همين امر باعث شد ادعاي کذب امين درخصوص حلق آويز شدن همسرش مشخص شود. بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران افزود؛ متهم بالاخره اعتراف کرد عصر روز حادثه از همسرش براي خريد ماده مخدر کراک پول خواسته اما وي حاضر نشده النگوي خود را براي فروش به شوهرش بدهد، او نيز عصباني شده و با سيم برق وي را به قتل رسانده است. شهرياري گفت؛ تحقيقات براي مشخص شدن زواياي پنهان اين حادثه انجام تا اينکه با توجه به اعتراف صريح اين فرد براي وي قرار مجرميت صادر شد.
|
|
|
|
|
| سارقان از کانال کولر به موبايل فروشي دستبرد زدند
|
|
|
|
|
سارقان با عبور از کانال کولر، وارد مغازه فروش گوشي موبايل شدند و 200 دستگاه تلفن همراه و لوازم جانبي آن را سرقت کردند. «سرهنگ ايرج قاسم آبادي» فرمانده انتظامي ورامين در اين باره گفت؛ در پي مراجعه شخصي به پليس آگاهي و اعلام اينکه مغازه موبايل فروشي وي در زيباشهر مورد دستبرد قرار گرفته، بلافاصله شناسايي و دستگيري سارق يا سارقان در دستور کار ماموران قرار گرفت.قاسم آبادي تصريح کرد؛ با مراجعه ماموران به محل سرقت و در بررسي ها مشخص شد دزدان از کانال کولر وارد مغازه شده اند و اين احتمال متصور بود که آنها داراي جثه کوچکي باشند. وي افزود؛ با انجام کارهاي اطلاعاتي و کنترل مغازه هاي موبايل فروشي هنگامي که دو نفر به نام هاي «وحيد م» و «حميد ن» قصد فروش تعدادي از گوشي هاي موبايل و لوازم جانبي آن را در پاساژ توحيد ورامين داشتند، از سوي ماموران دستگير شدند. فرمانده انتظامي ورامين خاطرنشان کرد؛ متهمان در بازجويي هاي پليسي ضمن اعلام محل اختفاي گوشي هاي تلفن همراه دو نفر مالخر را نيز معرفي کردند. سرهنگ ايرج قاسم آبادي در پايان گفت؛ با دستگيري مالخران، چهار متهم دستگيرشده براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شدند.
|
|
|
|
|
| پرونده يک قاتل پس از سه سال به دادگاه رفت
|
|
|
|
|
پرونده مردي که دوست خود را به خاطر اختلافات مالي به قتل رسانده بود پس از سه سال بررسي براي مشخص شدن مجازات به دادگاه ارجاع شد. به گزارش فارس شامگاه روز 26 فروردين سال 84 ماموران کلانتري بهارستان از طريق مرکز فوريت هاي پليسي 110 تهران بزرگ از يک قتل باخبر شدند. در اين جنايت مردي 32 ساله يي بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو در يکي از ساختمان هاي محله ظهير الاسلام از پا درآمده بود. آرش سيفي قاضي واحد اظهار نظر دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت؛ با انجام تحقيقات مشخص شد اين مرد روز قبل از کشف جسدش با يکي از دوستانش ديدار داشته است. چند روز بعد متهم 28 ساله دستگير شد. وي افزود؛ اين مرد به نام علي در اولين جلسه بازجويي به ارتکاب قتل اعتراف کرد و گفت؛ مقتول از او طلب داشت و برايش حکم جلب گرفته بود او نيز به همين دليل دست به قتل زد. سيفي افزود؛ با توجه به مجرم شناخته شدن علي از سوي بازپرس پرونده و همچنين درخواست اولياي دم براي قصاص وي کيفرخواست صادر شد تا دادگاه در خصوص مجازات اين مرد تصميم بگيرد.
|
|
|
|
|
| قاتل مزاحم تلفني مجرم شناخته شد
|
|
|
|
|
پسري که مزاحم تلفني خواهرش را به قتل رسانده بود ديروز در دادسراي جنايي تهران مجرم شناخته شد. در اين جنايت که روز 19 شهريورماه رخ داد مرد 35 ساله يي به نام رضا به خاطر شدت جراحات در بيمارستان امام حسين (ع) جان باخت و محمدحسين شاملو بازپرس جنايي تهران به تحقيق درباره اين جنايت پرداخت. تحقيق محلي نشان مي داد رضا مزاحم تلفني دختري 24 ساله به نام رويا بود و توسط برادر اين دختر به قتل رسيده است. به دنبال افشاي اين مساله رويا با تلاش پليس دستگير شد و گفت؛ برادرم جعفر که از مزاحمت تلفني رضا باخبر شده بود او را در يک قرار ملاقات با چاقو زد و گريخت. تجسس پليس جنايي براي دستگيري جعفر 28ساله ادامه داشت تا اينکه دو نفر از بستگانش به اتهام فراري دادن او دستگير شدند بدين ترتيب متهم که به مشهد گريخته بود عصر دوم مهر تسليم پليس شد و در بازجويي ها جنايت را گردن گرفت و سرانجام ديروز قرار مجرميت جعفر در شعبه اول دادسراي جنايي تهران صادر شد.
|
|
|