پنج شنبه، 17 بهمن 1387 - شماره 1885
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
قائم مقام ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي خبر داد
افزايش نرخ هتل ها تا 20 درصد
قائم مقام ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي کشور با اعلام اينکه نرخ هتل ها امسال تا 20 درصد افزايش پيدا مي کند به تغيير هر ساله نرخ هتل ها اشاره کرد؛ نرخ هتل ها براساس تورم موجود و همچنين ارتقاي سطح خدمات، افزايش يافته است و معمولاً در ايام نوروز به دليل حجم انبوه مسافرت هاي داخلي، کنترل مستمر و دقيقي روي آنها اعمال مي شود.

به گفته محمدابراهيم لاريجاني به دليل فضاي رقابتي ايجادشده در نوروز و اعمال سياست هاي کلان براي جذب مسافر بيشتر در بسياري از استان ها، هتل ها علاقه يي به اعمال نرخ هاي جديد و افزايش يافته از خود نشان نداده اند. به عنوان مثال، در استان زنجان جامعه هتلداران اعلام کرده است، نرخ هاي جديد مصوب خود را از 15 فروردين به بعد اجرا مي کند يا در استان تهران به دليل کاهش مسافر ورودي به اين استان، حاضرند تا 40 درصد تخفيف به مسافران ورودي نوروز بدهند.

قائم مقام ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي ايجاد تنوع در ظرفيت هاي اقامتي را عامل اصلي ايجاد فضاي رقابتي در ميان هتلداران دانست و گفت؛ نوروز امسال، علاوه بر ظرفيت چادرها و کمپ، مدارس تجهيز شده، مساجد و زائر سراها، ظرفيت خانه هاي استيجاري نيز براي اسکان مسافران نوروزي پيش بيني شده است. اين امر موجب شده است هتلداران دغدغه رقابت با اين تنوع اقامتي را داشته باشند و با ارائه قيمت هاي مناسب و خدمات مطلوب براي جذب بيشتر مسافران برنامه ريزي کنند.

او به تمهيدات ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي براي افزايش مدت ماندگاري مسافران نوروزي در برخي استان هاي عبوري استان هايي مانند سمنان، قزوين، زنجان، سيستان و بلوچستان، خراسان جنوبي و ايلام اشاره کرد که از جمله استان هاي گذري و کم مسافرند و قرار است با اتخاذ تدابيري، به ويژه از سوي ستاد هاي استاني، مدت ماندگاري و ورود به آنها افزايش پيدا کند.

لاريجاني طرح «تشويق سفر» را از جمله تدابير پيش بيني شده براي افزايش مسافرت به استان هاي کم برخوردار دانست و گفت؛ اين طرح قرار است به صورت پايلوت در سه استان خراسان جنوبي، سيستان و بلوچستان و ايلام که نوروز سال گذشته کمتر از 500 هزار گردشگر داشتند، اجرايي شود.

وي به حضور مشوق هاي مختلف براي جذب گردشگران به اين استان ها اشاره کرد و افزود؛ کميته ويژه يي به عنوان تشويق سفر با حضور مقامات دستگاه هاي استاني سه استان پايلوت براي اتخاذ تدابير بيشتر و جذب مشوق هاي بومي، محلي و صنعتي تشکيل مي شود.

قائم مقام ستاد تسهيلات سفرهاي دائمي اظهار کرد؛ ارائه سفرکارت ملي، ارائه تخفيف هاي ويژه نوروزي و اختصاص تسهيلات رايگان براي سفر به اين استان ها در ايام ديگر سال، ارائه محصولات صنعتي و توليدي استان ها به صورت رايگان به مسافران ورودي از جمله تدابير پيش بيني شده براي اجراي طرح تشويق سفرند.

لاريجاني با بيان اينکه اين طرح پس از ايام نوروز نيز ادامه خواهد يافت، ادامه داد؛ اين طرح با هدف معرفي مقاصد جديد گردشگري به مردم و کاهش حجم انبوه مسافران خارج از ظرفيت به برخي استان ها پيش بيني شده است. او درباره چگونگي انتخاب سه استان ايلام، سيستان و بلوچستان و خراسان جنوبي براي اجراي پايلوت طرح تشويق سفر گفت؛ براساس آمار، وقوع 70 ميليون نفرسفر در نوروز گذشته به طور ميانگين سهم هر استان بين دو ميليون تا دو ميليون و 300 هزار نفر مي شود که در برآوردهاي صورت گرفته 14 استان کشور از ميانگين نسبي پيش بيني شده کمتر بودند.

وي بيان کرد؛ سه استان پايلوت طرح تشويق سفر از ميانگين پيش بيني شده بسيار دور بودند، به طوري که استان سيستان و بلوچستان 168 هزار نفر و استان هاي ايلام و خراسان جنوبي بين 400 تا 500 هزار مسافر ورودي داشته اند.

لاريجاني نکته قابل توجه را درباره استان هاي کم مسافر، افزايش بيش از صد درصد مسافرت به آنها دانست و گفت؛ سيستان و بلوچستان سال گذشته با وجود جذب 168 مسافر که کمترين ميزان جذب در ميان استان ها بود، با 120 تا 130 درصد رشد همراه بود. اين امر نشان مي دهد سال گذشته مردم براي سفر به اين استان توجه ويژه يي داشتند و با برنامه ريزي و حمايت هاي استاني و دولتي، اين توجه را مي توان هدفمند کرد.

وي از اجراي برنامه هاي ابتکاري و جديد در حوزه خدمات دهي به گردشگران نوروزي در استان ها خبر داد و افزود؛ بيشتر ستاد هاي استاني براي نوروز برنامه هاي خاصي را پيش بيني کرده اند که از جمله به اجراي طرح امداد هوايي در استان فارس، ارائه تخفيف هاي اقامتي پله يي در زنجان و راه اندازي نمايشگاه هاي متنوع صنايع دستي در محورهاي مواصلاتي استان هاي عبوري مي توان اشاره کرد. لاريجاني همچنين به راه اندازي راديو هاي محلي گردشگري اشاره و اضافه کرد؛ ستاد هاي تسهيلات سفر براي ارائه اطلاعات مورد نياز مسافران ورودي به هر استان، همکاري و تعامل مناسبي را با صدا وسيماي استاني ايجاد کرده اند.
مراسم جشن سده هفته پيش در تهران برگزار شد
حرکت به سوي خورشيد


شايد به دليل اينکه هموطنان زرتشتي فقط مراسم جشن سده را برگزار مي کنند، عده يي بر اين باورند که اين جشن متعلق به زرتشتيان است. اما جشن سده، به هيچ يک از اقوام يا اديان باستاني ايراني ارتباطي ندارد و جشني ملي و برگرفته از شرايط اقليمي و رويدادهاي کيهاني است. جشني همانند نوروز و يلدا، با اين تفاوت که تاکنون با آن، آن گونه که شايسته بوده است، برخورد نشده است.

همه ساله در تاريخ مشخصي که برابر با 10 بهمن است، زرتشتيان گرد هم مي آيند و به سنتي ديرينه جشني را برگزار مي کنند که نشان از تولد دوباره دارد.

شايد به همين دليل است که اسفنديار اختياري نماينده زرتشتيان تهران در مراسمي که هفته گذشته در مجتمع مارکار تهرانپارس به همين مناسبت برگزار شد، خواستار توجه جدي دولت و ثبت اين روز در تقويم رسمي کشور شد.

او در اين جشن و در ميان همه زرتشتيان حاضر و مهمان هايي که دعوت شده بودند، به نماد اين جشن که همان آتش است، اشاره کرد و آتش را نشانگر معناي غلبه نور بر تاريکي دانست. آب، باد، خاک و آتش چهار عنصر مورد احترام زرتشتيان اند و چهار عنصر محيط زيست نيز به شمار مي آيند و ما به عنوان ايرانيان بايد اين جشن را برپا کنيم.

فلسفه جشن سده، حرکت به سمت نور و خورشيد و نو شدن است. رئيس انجمن زرتشتيان با تاکيد بر فلسفه اين جشن ها گفت؛ هر کدام از آيين هاي ايراني فلسفه يي دارند و بر مبناي درستي بنا شده اند که معيارهاي علمي و فرهنگي آن زمان بوده است. سده، يک جشن ملي است و به فرهنگ و تمدن ايران متعلق است و تنها يک جشن مذهبي به شمار نمي آيد.

رستم خسروياني يکي ديگر از حاضران در اين مراسم، جشن سده را متعلق به تمام ايرانيان دانست و بر اين باور است که در ايران قديم، سال را به دو فصل تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسيم مي کردند که جشن سده، در صدمين روز زمستان بزرگ برپا مي شود.

به اعتقاد رئيس انجمن موبدان زرتشتي، جشن سده، گراميداشت آتش در ايران باستان است و فقط به زرتشتيان تعلق ندارد، بلکه متعلق به همه ايرانيان است و يک جشن ملي است.

اردشير خورشيديان معتقد است؛ انديشه هاي بشري بر سه پايه استوارند؛ انديشه هاي واقعي که رئال هستند و تمام علميون به آن اعتقاد دارند. انديشه ديگر، انديشه هاي فراواقعي است که بر پايه راستي ها و نيکي ها استوار است و انديشه ديگر، انديشه انسان هاي فرومايه، ديو و اژدهاسان است. بايد انديشه هاي واقعي و فراواقعي را ياد بگيريم و از انديشه هاي فرومايه دوري جوييم.

به گفته او جشن هاي ايرانيان از ريشه «يîسîن» به معناي ستايش خدا هستند و ما موبدان در اين جشن جمع شده ايم تا آتش مهر، عشق، دوستي و وفاداري را روشن کنيم.

در ادامه در اين مراسم، آتش جشن سده توسط مهربان فيروز گري- موبد موبدان زرتشتي- ابتدا در سالن مجموعه روشن و اوستا- کتاب مذهبي زرتشتيان- خوانده شد. سپس اين آتش توسط موبدان زرتشتي در محوطه باز مجموعه فرهنگي- هنري زرتشتيان برافراشته شد و شرکت کنندگان در جشن، سرودهاي «اي ايران، اي مرز پرگهر» و «يار دبستاني» را خواندند.

پيش از ورود به سالن برگزاري جشن سده، از شرکت کنندگان با گلاب، آينه و نقل استقبال مي شد. بيشتر شرکت کنندگان به زبان فارسي دري صحبت مي کردند و سده را به يکديگر شادباش مي گفتند.

جشن سده يکي از چهار جشن بزرگ ايران زمين است که در بزرگداشت مهم ترين کشف جهان بشريت، آتش، توسط ايرانيان برگزار مي شود. اين کشف آتش بود که آغازگر تمدن بشري، دانش، فن و صنعت و در نتيجه تمدن امروزي ما شد. ما ايرانيان به پاس اين نعمت بزرگ، هميشه آتش را که نماد روشنايي، گرمايش، انرژي و توليد است گرامي داشته ايم.
معاون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اصفهان؛
20 درصد ظرفيت اقامتي به مسافران بدون رزرو اختصاص مي يابد
معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان اصفهان از اختصاص 20 درصد ظرفيت اقامتي اين استان براي اقامت مسافراني که بدون رزرو قبلي به اصفهان وارد مي شوند، خبر داد.

محسن مصلحي در گفت وگو با ايسنا از 20 درصد ظرفيت اقامتي پيش بيني شده خبر داد که با همکاري ستاد اسکان شهرداري ها فقط براي يک شب در اختيار مسافراني که بدون رزرو قبلي به استان وارد شده اند، قرار مي گيرد. وي با اشاره به تشکيل جلسات ستاد تسهيلات سفرهاي نوروزي اصفهان از سه ماه پيش تاکنون بيان کرد؛ در اين ستاد، هشت کميته اجرايي تشکيل شده اند و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به عنوان رياست کميته برنامه ريزي در آن فعاليت مي کند. او همچنين از تشکيل ستاد تسهيلات سفرهاي نوروزي متناسب با شرح وظايف اصلي پيش بيني شده براي ستاد اصلي، در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اصفهان خبر داد و گفت؛ در اين ستاد، معاونت هاي مختلف سازمان، مديريت در هر يک از کميته هاي اجرايي را برعهده دارند.

او معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اصفهان را مسوول کميته اسکان، بازرسي و نظارت بر تاسيسات گردشگري دانست و افزود؛ اين معاونت وظيفه اعزام کارشناسان را براي نظارت بر نحوه خدمات دهي تاسيسات و قيمت هاي آنها برعهده دارد. به گفته مصلحي، نظارت بر عملکرد دفاتر خدمات مسافرتي در مسيرهاي داخلي و خارجي، نظارت بر واحد هاي بين راهي و مسائل فني و تجهيزاتي تاسيسات اقامتي از ديگر وظايف معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است. همچنين 2500 واحد اقامتي شناسايي و پروانه موقت براي آنها صادر شده است. بر اساس آمارهاي نوروز گذشته، روزانه 70 تا 100 هزار نفر در ايام نوروز به استان اصفهان وارد مي شوند که 10 تا 15 هزار نفر از آنها در مراکز اقامتي، 35 تا 50 هزار نفر در مدارس، 20 تا 30 هزار نفر در چادر هاي کمپي و بقيه مسافران که به 20 هزار نفر مي رسند، در خانه هاي شخصي اسکان داده مي شوند. معاون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري اصفهان گفت؛ سال گذشته مسافران ورودي نوروزي به اصفهان حدود µ/² ميليون نفر گزارش شد و براي نوروز 1388بين µ/² تا ³ ميليون نفر پيش بيني مي شود.

در صورت تاييد نهايي، تخفيف پله يي در زنجان

هتلداران زنجان براي افزايش مدت ماندگاري گردشگران، به صورت پله يي به اقامت کنندگان تخفيف مي دهند. اين تخفيف در شرايطي اعطا خواهد شد که اين استان قابليت هاي بسياري براي جذب گردشگر دارد. با اين وجود رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان در گفت وگو با ايسنا با اشاره به تشکيل ستاد تسهيلات سفرهاي نوروزي در استان زنجان بيان کرد؛ اين ستاد با تشکيل کميته هاي مختلف اجرايي، به ويژه کميته استقبال از مسافران ورودي راه اندازي شده است. فرهنگ فرخي از اعطاي هدايايي از سوي کميته استقبال، به گردشگران ورودي به زنجان خبر داد و گفت؛ براي افزايش مدت ماندگاري گردشگران، طرحي را با همکاري هتلداران استان در دست بررسي داريم که در صورت تاييد نهايي آن، هتلداران به صورت پله يي از 10 تا 50 درصد به مسافراني که اقامت بيشتري در استان داشته باشند، تخفيف مي دهند. فرخي به چاپ و توزيع کتابچه هاي اطلاعاتي نوروزي در ميان مسافران اين استان اشاره کرد و افزود؛ براي ايام نوروز، در حوزه اقامت و اسکان مسافران، کمبودي نداريم. 12 هتل و 9 کمپ گردشگري استان زنجان با حدود دوهزار تخت، آماده ارائه خدمات به گردشگران نوروزي اند. رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري زنجان درباره تدوين برنامه يي جامع براي افزايش مدت ماندگاري گردشگران در اين استان اظهار کرد؛ استان هايي مانند زنجان، قزوين و ديگر استان هايي که محل توقف موقت گردشگران هستند، در اين باره با مشکل مواجه اند.

وي با بيان اينکه براي افزايش مدت ماندگاري گردشگران برنامه يي جامع نداريم، ادامه داد؛ مقدمات لازم را نتوانستيم انجام دهيم، چراکه بايد در تبليغات و اطلاع رساني، فعاليت هاي زيادي مي کرديم. فرخي با تاکيد بر اينکه معضل استان هاي عبوري گردشگران، با يک سال برنامه ريزي رفع نمي شود، گفت؛ رفع اين معضل به برنامه يي بلند مدت و نظام جامع بازاريابي و اطلاع رساني نيازمند است. ما بايد آنقدر اطلاع رساني کنيم که مردم نسبت به پتانسيل ها و ظرفيت هاي فرهنگي و گردشگري استان ها، اطلاعات کافي داشته باشند تا همين امر، انگيزه يي براي اقامت بيشتر در آن استان باشد.

وي با بيان اينکه تبليغات گردشگري ما ضعيف است، افزود؛ امکانات براي تبليغات کم است و ما نمي توانيم به جز در صدا وسيما، تبليغ ديگري داشته باشيم. فرخي با بيان اينکه معرفي جاذبه هاي زنجان را به طور جدي در دستور کار قرار داده ايم، اضافه کرد؛ سال گذشته حدود 170 هزار مسافر ورودي به زنجان داشتيم. اميدواريم اين ميزان در نوروز 1388 به دو برابر افزايش يابد.
اهلاً و سهلاً- بخش دوم
رضا اسماعيلي

بعد از اينکه انگشت نگاري شديم و از ما عکس گرفتند، پاسپورت هايمان را مهر کردند و به دست مان دادند. حالا اجازه داريم از گيت رد شويم. چند قدم که مي رويم يک مامور ديگر گذرنامه ها را از ما مي گيرد و ضبط مي کند. از يکي مي پرسم؛ براي چي گرفتن؟ کي پس ميدن؟

- تا آخر پس نميدن. موقع برگشت دوباره از رئيس کاروان مي گيري. زائران حق ندارن موقع حج از مکه و مدينه بيرون برن.

از سالن بيرون مي آيم و وارد محوطه فرودگاه مي شوم. با آنکه آخر آبان است، هوا به شدت گرم است و آفتاب بي دريغ آتش مي ريزد. مي روم زير يک سايبان و مثل بقيه منتظر مي مانم. چند دقيقه بعد حوصله ام سر مي رود از يکي مي پرسم؛ براي چي منتظريم، چرا نمي ريم؟

- ساکتو نمي خواي؟ هر وقت ساک و چمدونتو گرفتي ميري اونجا سوار اتوبوس ميشي و ميري هتل.

به در خروجي سالن فرودگاه نگاه مي کنم، کارگرهايي را مي بينم که ساک ها و چمدان ها را سوار چهار چرخه مي کنند و تا سايبان مي آورند. هر کس هم وسايلش را برمي دارد. روي تابلوي بزرگي به زبان هاي مختلف نوشته شده است؛ «از پرداخت پول به کارگران خودداري کنيد. شرکت خدماتي شما قبلاً همه هزينه ها را پرداخت کرده است.» کارگران همه لباس فرم نامرتب و کثيفي به تن دارند. از وضعيت ظاهر آنها پيداست وضعيت اقتصادي چندان مرتبي ندارند. پيش خودم مي گويم پس آن رفاه و ثروت افسانه يي عربستان که مي گفتند کجاست؟ ولي بعدها فهميدم اين کارگران اصلاً عربستاني نيستند، بيشتر از کشورهايي مثل مصر، يمن و... مي آيند براي کار.

چمدان همه مسافران مي آيد، اما از چمدان من خبري نيست. آقاي امامي راد (که سرپرست گروه خبري است) مي پرسد آقاي اسماعيلي چمدونتون نيومده؟ مي گويم؛ نه. مي گويد؛ پس چرا منتظري؟ برو دنبالش. يک بار ديگر مي روم داخل سالن. هنوز چمدان هاي زيادي روي زمين است، روي تسمه نقاله هم چمدان ها رژه مي روند. به چمدان ها نگاه مي کنم، اما چمدان خودم را پيدا نمي کنم. به عربي دست و پا شکسته يي به يک مامور مي گويم چمدانم گم شده است. او هم چيزي مي گويد. حدس مي زنم گفته است «بيرون باش، هر وقت پيدا شد، مي آوريم.» مي روم بيرون، زير سايبان. حالا همه آماده رفتن هستند و معطل من. آقاي امامي راد هر چند دقيقه يک بار مي پرسد پس چي شد، پيدا کردي؟ از اينکه اين همه آدم معطل من شده اند، احساس شرمندگي مي کنم. حسابي کلافه ام. يکي از بغل دستي ها مي گويد؛ يک کاسه يي زير نيم کاسه است. چمدون به اون بزرگي که گم نمي شه. يکي ديگر؛ اونها کلاً با ايراني جماعت لج اند، تا بتونن حال گيري مي کنن.

يک بار ديگر به داخل سالن مي روم و بي نتيجه برمي گردم.

يکي ديگر مي گويد؛ جز مردم آزاري کار ديگه يي بلد نيستن، تو چمدونت که چيز خاصي نداشتي؟

واقعيتش فقط لباس و وسايل شخصي و لباس احرام درون چمدان بود، اما از اين وضعيت حسابي کلافه ام. اظهارنظرهاي اين دوستان ناشناخته و دلسوزي هاي بي موردشان هم بيشتر عصبي ام مي کند. مي گويم «چي چي رو چيز خاصي نداري؟ همه زندگي ام تو اون چمدون بود،»

براي اينکه بيشتر از اين کسي را منتظر نگذارم مي گويم شما برويد، چمدانم را که پيدا کردم خودم مي آيم. يکي مي گويد هر جور شده چمدونت رو پيدا کن. اگر امروز پيدا نکني ديگه بيچاره يي، تا آخر در به در مي شي، همه اعمال حج رو انجام ميدن تو دنبال چمدونتي، نگي خبرنگاري ها، بدتر حالتو مي گيرن، از خبرنگارجماعت بدشون مياد، باز هم مي روم درون سالن. اين بار خلوت خلوت است. از نيروهاي خدماتي هم خبري نيست. فقط پليس و نيروهاي نظامي هستند. حالي اش مي کنم که چمدانم گم شده. مي پرسد مشخصاتش چي بوده؟ خدايا حالا چه جوري به اين عرب حالي کنم که رنگش آبي تيره است و رويش عکس دلفين با يک تاج؟

مرا مي فرستد پيش يکي ديگر. مثلاً فارسي بلدشان است. اما فارسي او هم از عربي من بهتر نيست. مرا به اتاقي راهنمايي مي کند که گويا چمدان هاي بي صاحب را آنجا انبار کرده اند، اما چمدان من آنجا هم نيست. عصباني مي شوم و به فارسي سر کارمند داد مي زنم.

او هم عربي چيزهايي مي گويد. کار بالا مي گيرد. ماموران پليس به انبار مي آيند، طرف حالي شان مي کند که موضوع از چه قرار است. مامور به من مي گويد بروم بيرون که من توجهي نمي کنم. يکي اون يکي من، يک وقت متوجه مي شوم دورم را ماموران گرفته اند. يک مامور که گويا رئيس بقيه است با تحکم مي گويد بروم بيرون. مثل اينکه هوا حسابي پس است. از اين همه مردم آزاري متنفر مي شوم و در دلم به همه لعنت مي فرستم و باز هم مي روم به محوطه فرودگاه. اما اين بار کسي نيست. فقط منم. حالا چي کار کنم؟ تو افکار خودم غرقم که يک مرتبه يک ون کنارم ترمز مي کند.

- حاج آقا، کجا تشريف مي برين؟ در خدمت تون باشيم.

نمي دانم بايد کجا بروم. فقط کلافه نگاهش مي کنم.

- حاج آقا اسم هتل تون چيه؟

-...

- حاج آقا، از کدوم کارواني؟

- حاج آقا، شهرستاني هستي؟

- نه، تهراني.

طرف لبخندي مي زند. يعني تهراني و اين همه دست و پا چلفتي؟،

يکي از مسافران غائله را ختم مي کند؛

- حاج آقا مي بريمش بعثه، اونجا ميان مي برنش،

يادم مي آيد من هم از کاروان بعثه هستم. مي گويم من هم مي آيم بعثه و سوار مي شوم. چند دقيقه بعد مي رسيم هتل؛ هتل «قصرالدخيل». از در که وارد مي شوم يکي از کارمندان عرب هتل به عربي خوشامد مي گويد؛ «اهلاً و سهلاً». در همين لحظه چشمم مي افتد به ستون هتل و يک کپه چمدان که آنجا است. چمدان من هم همين جا است. از اين همه لعن و نفرين بيجا شرمنده مي شوم و از همه شان حلاليت مي خواهم.
اتفاق خودش نمي افتد
صبا قاسمي

يک ستون کوتاه و جمع و جور کنار صفحه 8 پنجشنبه هاي اعتماد را به عنوان اولين شروع نسل ما ثبت کنيد؛ نسلي که قرار است حرف هايش را از همين امروز و با همين نوشته ها شروع کند. نسلي که مي خواهد بنويسد تا جواب بگيرد براي نادانسته هايش، نقد شود براي اشتباهاتش و ثابت کند آمده تا بماند. اگر خوب شروع نکرده، اگر در انشايش هنوز ايرادي هست، اگر بايد چيزي را بداند، اگر... بگوييد. ما مي شنويم و مي خوانيم. سال هاست اين وظيفه نسل مان است و هنوز هم خواهد بود تا وقتي کسي بگويد.

---

بعد از 13 يادداشت اولين بار بود که کلمات به راحتي روي کاغذ نمي آمدند، ذهنم پر بود از حرف ها و نوشته هاي مختلف اما جمله هاي روي کاغذ بيان آنچه بايد نبودند. موضوعات مثل فهرست از ذهنم مي گذشتند و هر کدام را بر کاغذي قلمي مي کردم اما هيچ گونه حق مطلب ادا نمي شد.

1- 12 بهمن سال 1357 انقلاب، 22 بهمن 1357، شروعي ديگر، رقم خوردن روزي تاريخي و بيش از 10 سال گذشته بود از آن هفته و از آن روزها، که ما آمديم، خودمان را مي گويم؛ نسل چهارمي ها. آمديم و شديم وارث انقلاب. حفظ کرده ايم، آنچه پيش از ما بر خاک اين سرزمين گذشته است. به ياد سپرده ايم خاطرات پدرمان را و از بر کرده ايم تاريخ اين مرز و خاک را؛ براي نسل هاي بعد، تا اگر نبوده ايم و نديده ايم آنچه را اتفاق افتاده، بدانيم و برايشان بازگو کنيم.

2- معلم اجتماعي سال اول دبيرستان مان مي گفت فرهنگ يعني مجموعه آداب و رسوم و عادت ها. مي گفت بي فرهنگي اصطلاح نادرستي است که ما به معناي «فرهنگ اشتباه و غلط» به کار مي بريم و من اين روزها دارم مي فهمم که چقدر بين اين دو اصطلاح تفاوت است. وقتي داخل محيط هايي که فرهنگي مي ناميم و بر سر کوچک ترين مساله مربوطه کار به مشاجره و دعوا مي کشد؛ وقتي براي انجام بسياري از کارها و برنامه ها بايد داخل صف هاي طويل ايستاد آن وقت مي شود به تفاوت اين دو اصطلاح پي برد. مثالش اين روزهاي جشنواره فيلم فجر است، بيش از اينکه فرهنگ درست فيلم ديدن در سالن هاي سينما را داشته باشيم، مي رويم و در صف هاي طويل براي گرفتن بليت مي ايستيم و لابد دعواي بعد از نمايش فيلم هم حاصل خستگي آن صف سرد چندين ساعته است و فيلمي که شايد آنچه ما مي خواهيم نبوده و اين همين جايي است که عادتي غلط را تکرار مي کنيم و يادمان مي رود هدف از فيلم و جشنواره و سينما چيست؛ همان موقعي است که بي گمان اگر بي فرهنگ بوديم و عادت سينما آمدن و تماشاي فيلم ها را در جشنواره نداشتيم بهتر مي نمود.

همه فعل ها را با اول شخص جمع نوشته ام که اگر اين عادت ها را هم نداريم و دچار صف و دعوا و فرهنگ هاي غلط نشده ايم، بي شک مقصريم. يادمان نرود در جامعه و يک زندگي اجتماعي مي توانيم تغيير دهنده و پايه گذار فرهنگي درست باشيم؛ فرهنگي که ميراث نسل بعد است.
ايستگاه
اردبيل و بازي هاي زمستاني

گردشگران زمستاني از سراسر کشور از 16 تا 18 بهمن در دومين جشنواره بازي هاي زمستاني گرد هم مي آيند. به گزارش اداره کل روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري دبير دومين جشنواره بازي هاي زمستاني اردبيل با بيان اين مطلب از رقابت گروه هاي مختلف هنرمندان ورزشکاران و ساير علاقه مندان به بازي هاي زمستاني در اين جشنواره خبر داد. يحيي نقي زاده گفت؛ «رقابت گروه هاي هنرمند از استان هاي مختلف براي ساخت تنديس هاي يخي و برفي از 16 بهمن در منطقه نمونه گردشگري اندبيل خلخال آغاز و همزمان با فعاليت هاي کارگاهي در اين منطقه گردشگري اقشار مختلف مردم نيز حضور خواهند داشت.» سرپرست معاونت امور گردشگري سازمان استان اردبيل، توسعه و ترويج فرهنگ سفر و ايجاد فضاي تفريح و سرگرمي سالم براي دوستداران طبيعت و خانواده ها از جمله اهداف اين جشنواره برشمرد. نقي زاده افزود؛ «برگزاري اين جشنواره فرهنگي - ورزشي در بخش هاي مختلف از جمله ساخت تنديس هاي يخي و برفي در طرح هاي هنري توسط هنرمندان حرفه يي و ساخت تنديس هاي يخي و برفي توسط آماتورها در مقطع دانش آموزان، دانشجويان و خانواده ها و نيز در بخش ورزشي نيز مسابقات اسکي، تيراندازي با کمان و تيراندازي با اهداف متحرک (تراپ) و سورتمه سواري برگزار و در نهايت در اين بخش ها نيز نفرات برگزيده معرفي خواهند شد.»

سه هزار سال در باغچه

يک گلدان تاريخي با دست کم سه هزار سال قدمت که به مدت 20 سال از آن به عنوان مجسمه يي تزئيني در باغچه استفاده مي شد، در انگليس حراج مي شود. به گزارش ايسنا يک گلدان سفالي که به عنوان مجسمه يي دکوري در باغچه خانه يي مسکوني در انگليس استفاده مي شد، اثري تاريخي با دست کم سه هزار سال قدمت و متعلق به مصر از آب درآمد. اين اثر که از آن به عنوان يکي از ابزارهاي مراسم خاکسپاري مصريان باستان نام برده مي شود، از جنس سفال و به شکل يک جام است و از دو قسمت تشکيل شده است. قسمت اصلي اين گلدان يا جام سفالي، شبيه کوزه است و قسمت ديگر که درپوش آن محسوب مي شود، به شکل سر يکي از خدايان مصر باستان به نام ايمستي که کلاه گيسي به سر دارد، ساخته شده است. براساس بررسي هاي باستان شناسان، از اين جام يا گلدان براي نگهداري اندام هاي داخلي بدن انسان هاي موميايي شده به ويژه کبد يا جگر آنها استفاده مي شده است. همچنين براساس بررسي هاي اوليه باستان شناسان، اين شيء تاريخي بين سال هاي 1550 تا 1069 پيش از ميلاد مسيح (ع) در کشور مصر ساخته شده است و در آينده نزديک، در خانه حراج دوک به حراج گذاشته مي شود. مالک اين جام تاريخي که علاقه يي به ذکر نام خود نداشت، درباره اين اثر به خبرنگاران گفت؛ اين گلدان تاريخي 20 سال پيش توسط عمويم که علاقه يي به جمع آوري آثار تاريخي داشت، به من هديه شد. از آنجا که به اين اثر تاريخي در طول سال ها، صدمه هاي زيادي وارد شده است، پيش بيني نمي شود روز پنجم فوريه به مبلغي بيش از هزار پوند به فروش برسد.
عناوين اين صفحه
افزايش نرخ هتل ها تا 20 درصد
حرکت به سوي خورشيد
20 درصد ظرفيت اقامتي به مسافران بدون رزرو اختصاص مي يابد
اهلاً و سهلاً- بخش دوم
اتفاق خودش نمي افتد
ايستگاه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام