سه شنبه، 15 بهمن 1387 - شماره 1883
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
از سوي قضات ديوان عالي کشور صورت گرفت
تاييد حکم کور کردن پسر اسيدپاش

گروه حوادث؛ حکم کور کردن دو چشم پسر جواني که روي صورت دختر مورد علاقه اش اسيد پاشيده و بينايي اش را از او گرفته بود از سوي ديوان عالي کشور تاييد شد. به گزارش خبرنگار ما، صدور حکم قصاص دو چشم پسري به نام مجيد از سوي شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران و به درخواست آمنه، دختر 29ساله يي صورت گرفت که زمستان سال 83 در پارکي در نزديکي سيدخندان قرباني کينه جوان اسيدپاش شد. آمنه به رغم اينکه دوسال در کشور اسپانيا تحت نظر متخصصان چشم قرار داشت اما به طور کامل بينايي دو چشمش را از دست داد.جلسه محاکمه مجيد جوان اسيدپاش دو ماه پيش در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي نورالله عزيزمحمدي برگزار شده بود و آمنه شاکي پرونده در شکايت خود گفت؛ من هيچ رابطه يي با مجيد نداشتم و فقط او چند بار از من خواستگاري کرده و من جواب منفي داده بودم. مدتي بود که احساس مي کردم مجيد مرا تعقيب مي کند، به همين خاطر يک روز جلوي او را گرفتم و گفتم من ازدواج کرده ام و همسرم را دوست دارم و ديگر مزاحمم نشو. چند روزي بود که مجيد مرا تعقيب نمي کرد و من هم فکر کردم ماجرا تمام شده است تا اينکه روز حادثه دوباره احساس کردم کسي دنبالم مي کند، قدم هايم را تند کردم، او هم سريع تر حرکت کرد و يک لحظه ايستادم تا آن فرد از کنارم رد شود، يکدفعه مجيد با پارچ اسيد جلويم پيچيد و مايع را به صورتم پاشيد. من قبل از اين حادثه به پليس اطلاع داده بودم مجيد برايم ايجاد مزاحمت مي کند اما پليس کمکي به من نکرد و گفتند بايد حادثه يي رخ بدهد تا ما وارد عمل شويم.

آمنه در ادامه گفت؛ من خيلي تلاش کردم چشمانم را معالجه کنم و به خاطرش به اسپانيا هم رفتم اما نابينا شدم چون يک چشم ام به طور کامل تخليه شده و ديگري هم قرنيه اش از بين رفته بود، حالا هم تقاضاي قصاص دارم چون مي خواهم عبرتي براي آيندگان باشد.

مجيد متهم پرونده نيز در جلسه دادگاه اتهام اسيدپاشي را قبول و ادعا کرد ابتدا آمنه عاشق او شده بود. وي گفت؛ آمنه عاشق من شد و پيشنهاد دوستي داد و بعد که من عاشقش شدم، مرا پس زد. حالا هم قصاص را قبول دارم به اين شرط که هر دو ما را به اتاق عمل ببرند و چشمان مان را کور کنند، چون ممکن است در آينده راه درماني براي چشمان آمنه پيدا شود اما براي من نه. سپس هيات قضات وارد شور شدند و حکم به قصاص دو چشم مجيد دادند. در رايي که توسط قاضي عزيزمحمدي نوشته شده و به امضاي دو قاضي مستشار (رحيمي و بومي) هم رسيده، آمده است؛ با توجه به تقاضاي قصاص شاکي که خواسته خودش اسيد را به چشم متهم بريزد و با توجه به اينکه مجرم بودن مجيد محرز است، بنابراين حکم بر ريختن چند قطره اسيد به چشمان مجيد توسط آمنه به اندازه کور شدن متهم صادر مي شود.اين حکم از سوي مجيد و وکيل مدافعش مورد اعتراض قرار گرفت و پرونده به ديوان عالي کشور فرستاده شد، هر چند به نظر مي رسيد اين راي با توجه به اينکه پيش از اين پزشکي قانوني در پرونده هاي مشابه اعلام کرده بود قصاص چشم قابل اجرا نيست، نقض شود، توسط قضات شعبه 33 ديوان عالي کشور مورد تاييد قرار گرفت و قضات اين شعبه اعلام کردند با توجه به اينکه قرار است اسيد چند قطره به اندازه کور شدن در چشم ها چکانده شود، بنابراين حکم قابل اجراست.

اکنون با توجه به تاييد حکم از سوي ديوان عالي کشور پرونده براي اجرا به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي تهران فرستاده شده است.
مطالبه ارثيه 285 سال بعد از مرگ جد پدري
گروه حوادث، محمد جعفري؛ مردي با مراجعه به دادگاه ارثيه يکي از اجداد خود را که 285 سال پيش فوت شده است، مطالبه کرد.

رسيدگي به اين پرونده با ارائه دادخواست اثبات نسب از سوي مردي 65 ساله به نام قدرت در شعبه 261 دادگاه خانواده آغاز شد. قدرت به قاضي اصلان اقدم گفت؛ 285 سال قبل يکي از اجداد پدري ام به نام رحيم خان که ملاکي ثروتمند بود، فوت شد و زمين هاي زيادي از خود برجاي گذاشت. پس از اين اتفاق املاک جدم به فرزندانش ارث رسيد و پس از آنها نيز به همين ترتيب زمين ها به اجداد ديگرم رسيد و هم اکنون من که هفت نسل با رحيم خان فاصله دارم، خواستار اثبات نسب با او هستم تا بتوانم ارثيه اش را بگيرم. اين مرد همچنين با ارائه شجره نامه يي که نشان مي داد نوه هفتم رحيم خان است، گفت چند نفر ديگر با مدارکي جعلي زمين هاي رحيم خان را که چندين هکتار است و ميليون ها تومان ارزش دارد، تصاحب کرده و هيچ سهمي به او نداده اند.

به دنبال اظهارات اين مرد قاضي اقدم در نخستين اقدام سه مرد و يک زن را که خود را وارث رحيم خان معرفي کرده بودند، به دادگاه احضار کرد. آنها هنگامي که مقابل رئيس دادگاه قرار گرفتند، ادعاي قدرت را رد کردند و گفتند، املاک رحيم خان به طور کاملاً قانوني به آنها رسيده است و قدرت هيچ سهمي از زمين ها ندارد. يکي از اين افراد گفت؛ طبق حرف هايي که از پدرم شنيدم، جدمان نيکوکاري سرشناس بود. او پيش از فوت بخش هايي از اراضي اش را بين فرزندانش تقسيم و بقيه را براي امور خيريه وقف کرد.

رحيم خان اهل حساب و کتاب بود و همين که قبل از مرگ ارثيه اش را تقسيم کرده، نشان مي دهد مرد دقيقي بود. حال چطور ممکن است شخص ديگري 285 سال بعد از مرگ وي مدعي شود که از نوادگان او است.

اين مرد در ادامه گفت؛ قدرت چون فهميده جدمان ارث زيادي براي ما برجا گذاشته، چشم طمع به اموالمان دارد و مي خواهد با اين حرف ها پولي به جيب بزند.

در ادامه رسيدگي به اين پرونده رئيس دادگاه با بررسي دقيق اسناد ارائه شده از سوي طرفين اعلام کرد قدرت بايد عليه تمام وراث رحيم خان که طي 285 سال گذشته زندگي مي کردند، دادخواست ارائه دهد و به تک تک اين دادخواست ها رسيدگي شود تا حقيقت مشخص شود. اين در حالي است که تعداد اين افراد بيش از يکصد نفر تخمين زده مي شود و اکثر آنها فوت شده اند. بنا بر اين گزارش هم اکنون قاضي اقدم در حال تحقيق در اين باره است.
با تلاش امدادگران سازمان آتش نشاني تهران رخ داد
نجات معجزه آساي يک کارگر جوان از زير خروارها خاک
گروه حوادث؛ يک کارگر جوان که در حادثه ساختماني زير خروارها خاک مدفون شده بود با تلاش امدادگران سازمان آتش نشاني تهران به طرز معجزه آسايي از مرگ حتمي نجات يافت. اين کارگر 21ساله مشغول کندن پي براي نصب تيرآهن در زيرزمين يک ساختمان بود که به علت رعايت نکردن اصول ايمني و شمع بندي نکردن يکي از ديواره ها ريزش کرد و وي زير خروارها خاک و انبوهي از تيرآهن و چوب مدفون شد.



بعد از اين حادثه امدادگران ايستگاه 17 و گروه 12 نجات سازمان آتش نشاني به محل حادثه واقع در خيابان فرجام رفتند. آنان با مشاهده حجم انبوه خاک ابتدا تصور کردند کارگر جوان به نام رحيم هرگز زنده از زير آوار بيرون نخواهد آمد اما هنگامي که دستگاه زنده ياب علائم حياتي اين مرد را تشخيص داد اميد امدادگران بيشتر شد. آنها که مي دانستند در صورت جابه جا کردن خاک ها امکان ريزش مجدد آوار و مرگ رحيم وجود دارد، اول آنجا را شمع گذاري کردند و سپس به جست وجوي حادثه ديده پرداختند. ساعتي بعد آتش نشانان هنگام حفاري دست اين جوان را ديدند اما هنوز يک مشکل بزرگ وجود داشت و اين احتمال مي رفت که هنگام بيرون کشيدن رحيم او دچار جراحتي مرگبار شود، به همين خاطر عمليات با کندي پيش رفت تا اينکه بالاخره کارگر 21ساله سالم از زير آوار بيرون آورده شد.

رضا سلمي- افسر آماده منطقه سه عمليات سازمان آتش نشاني- که در عمليات نجات اين کارگر حضور داشت، با معجزه آسا خواندن نجات رحيم گفت؛ «من نزديک 30 سال کار امداد انجام داده ام. در اين مدت چندين نفر را از مرگ نجات داده ام ولي اين عمليات پيچيده ترين عملياتي بود که در عمر حرفه يي ام با آن روبه رو شدم. نجات رحيم کار بسيار دشواري بود.»

وي افزود؛ «آتش نشانان پس از حضور در محل حادثه بلافاصله با ايمن سازي محل، شمع بندي و به کارگيري تجهيزات عمليات خاکبرداري را به سرعت آغاز کردند و بعد از پنج ساعت تلاش بي وقفه کارگر را در حالي زنده از زير آوار بيرون کشيدند که فقط کمي مشکل تنفسي پيدا کرده بود.»

رحيم که خودش باور نداشت زنده مانده است، بعد از بيرون کشيده شدن از زير آوار سجده شکر به جا آورد و با سپاسگزاري از امدادگران گفت؛ «من مرگ را با چشمان خودم ديدم و اين پنج ساعت به اندازه ساليان سال برايم طول کشيد. در اين مدت سعي مي کردم روحيه خودم را حفظ کنم. الان واقعاً نمي دانم چطور بايد آن شرايط و احساسي را که دارم، توصيف کنم.»

نجات رحيم از مرگ براي همکارانش نيز شگفت انگيز بود و آنها از اينکه دوست شان را بار ديگر زنده مي ديدند شکرگزار بودند. در همين حال بهروز تشکر- مدير روابط عمومي سازمان آتش نشاني- درباره اين حادثه به خبرنگار ما گفت؛ چند تن خاک روي اين کارگر ريخته بود و نجات وي در واقع تولدي دوباره براي او است، البته در مدتي که رحيم زير خاک بود اکسيژن به او مي رسيد. چوب و تيرآهن ها به نحوي قرار گرفته بود که او مي توانست نفس بکشد. اين اتفاق و تلاش امدادگران باعث شد کارگر جوان جانش را از دست ندهد.
راننده سارق در تله زن مسافر
گروه حوادث؛ مردي که به عنوان مسافرکش با همدستي دو نفر از مسافرانش سرقت مي کرد، توسط آخرين طعمه اش به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما تحقيقات براي دستگيري اعضاي اين باند از روز 20 دي ماه و پس از مراجعه زني به کلانتري خاني آباد آغاز شد. اين زن به افسر نگهبان گفت؛ چند ساعت قبل در بزرگراه آزادگان منتظر تاکسي بودم که يک خودرو پيکان سفيدرنگ مقابلم ايستاد و من سوار شدم. لحظاتي بعد فهميدم يکي از سرنشينان ماشين دستش را داخل جيبم کرده و قصد دارد پول هايم را سرقت کند. به همين دليل داد و فرياد کردم، با کمک چند نفر راننده خودرو دستگير شد اما دو سرنشين ديگر توانستند فرار کنند. به اين ترتيب پرونده يي در اين باره تشکيل شد و متهم 57 ساله که محمدکاظم نام دارد براي انجام تحقيقات به شعبه 8 دادسراي ناحيه 16 انتقال يافت. وي ضمن پذيرفتن اتهامش گفت مدت ها است به همراه دو همدست ديگرش به نام هاي موسي و فرهاد اقدام به سرقت مي کند. او گفت؛ در ساعت هاي اوليه صبح با يک پيکان سفيدرنگ در مناطق جنوبي تهران به دنبال فرد مناسبي براي دزديدن اموالش مي گشتيم. سپس با شناسايي طعمه مان در حالي که يکي از ما در صندلي جلوي ماشين و ديگري در صندلي عقب نشسته بود با اين بهانه که در عقب خراب است مسافر را مجبور مي کرديم در صندلي جلو بنشيند. پس از طي مسافتي مسافر که از جايش ناراضي بود بي خبر از اينکه در اين مدت پول هايش سرقت شده از خودرو پياده مي شد و ما هم فرار مي کرديم. بازپرس پرونده از روزنامه ها خواست تصوير محمدکاظم را بدون پوشش منتشر کنند تا افرادي که هدف سرقت وي قرار گرفته اند اين مرد را شناسايي کنند. مالباختگان مي توانند براي پيگيري اين ماجرا به دادسراي ناحيه 16 يا پايگاه پنجم پليس آگاهي مراجعه کنند.
شگرد عجيب دزدان براي سرقت از منازل
گروه حوادث؛ اعضاي يک باند سرقت که پس از کنترل خروجي فاضلاب به دزدي از منازل مي رفتند پس از دستگيري به 27 فقره سرقت اقرار کردند. به گزارش خبرنگاران چندي قبل با افزايش سرقت از منازل منطقه نسيم شهر واقع در شهرستان رباط کريم تحقيقات وسيعي براي شناسايي سارقان آغاز شد. بررسي هاي اوليه نشان مي داد اکثر اين دزدي ها شبيه به هم است و احتمالاً همه آنها توسط اعضاي يک باند انجام شده است. به اين ترتيب چند نفر از افراد سابقه دار منطقه به طور نامحسوس تحت مراقبت قرار گرفتند و از سوي ديگر اکيپ هاي ويژه يي مکان هايي را که احتمال وقوع سرقت در آنجا وجود داشته تحت کنترل درآوردند.

مجموعه اين بررسي ها پس از چند روز به شناسايي و دستگيري پنج مجرم سابقه دار انجاميد. اعضاي اين شبکه بعد از دستگيري به ارتکاب 27 فقره سرقت از خانه هاي محدوده رباط کريم اقرار کردند. رضا

-سردسته باند- در اعترافاتش گفت؛ يکي از اعضاي باند در ساعت هاي خلوت خروجي فاضلاب خانه ها را کنترل مي کرد و در صورتي که محل خروجي خشک بود و از آن آبي خارج نشده بود در خانه را مي زديم و پس از اطمينان از اينکه کسي در منزل نيست وارد آنجا مي شديم و با خيال راحت به جست وجوي خانه مي پرداختيم. ما وسايل کم حجم و قيمتي را بر مي داشتيم و بدون جلب توجه همسايه ها فرار مي کرديم. سپس اموال مسروقه را به دو مالخر به نام هاي آرش و مهرداد مي فروختيم.

سرهنگ خيرخواه سرپرست فرمانده انتظامي رباط کريم در اين باره گفت؛ چند روز پس از شناسايي سارقان دو مالخر نيز جداگانه دستگير شدند. در بازرسي از انبار مالخرها بخشي از اموال مسروقه کشف و ضبط شد. وي افزود هم اکنون متهمان در بازداشت به سر مي بردند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
عناوين اين صفحه
تاييد حکم کور کردن پسر اسيدپاش
مطالبه ارثيه 285 سال بعد از مرگ جد پدري
نجات معجزه آساي يک کارگر جوان از زير خروارها خاک
راننده سارق در تله زن مسافر
شگرد عجيب دزدان براي سرقت از منازل
کلاهبرداري با فروش سکه هاي تقلبي
دردسر عکاسي در خيابان
باند کودک ربايي متلاشي شد
فوتباليست هاي نوجوان سارقي را به تله انداختند
پيشگيري از کيف قاپي
مرد ايتاليايي مي خواهد ايراني شود
سنددار کردن خانه بهانه يي براي زن کلاهبردار
کلاهبرداري پنج ميليارد توماني با چک جعلي

کلاهبرداري با فروش سکه هاي تقلبي
فردي که با فروش سکه هاي تقلبي اقدام به کلاهبرداري کرده بود به زندان افتاد. چندي پيش در پي شکايت مرد جواني با عنوان کلاهبرداري پرونده يي در دادسراي ناحيه 16 تهران تشکيل شد و شاکي در اظهاراتش گفت؛ سال هاست که در کار خريد و فروش مواد غذايي فعاليت دارم تا اينکه دو ماه پيش فردي به مغازه ام مراجعه کرد و پس از جلب اعتمادم از من خواست در زمينه خريد و فروش سکه با وي همکاري کنم. من به دليل اينکه اطلاعات کافي در اين زمينه نداشتم از او خواستم مرا راهنمايي کند. مالباخته افزود؛ پس از گفت وگوي فراوان در ترمينال جنوب با هم قرار گذاشتيم و قرار شد در ازاي هشت کيلو سکه طلا، 100 ميليون تومان بپردازم. من با در دست داشتن پول به ترمينال رفتم اما آن مرد گفت بايد همه اسکناس ها را به دلار تبديل کنم. به همراه هم به چهارراه استانبول رفتيم و پس از تبديل پول ها سکه ها را گرفتم و کمي بعد از دور شدن آن مرد متوجه تقلبي بودن سکه ها شدم. پس از آن که مالباخته شماره پلاک خودروي متهم را ارائه داد ماموران موفق شدند اين اتومبيل را شناسايي و فرد کلاهبردار را دستگير کنند.


دردسر عکاسي در خيابان
عکاسي پسر جوان از دو دختر برايش دردسر ساز و باعث دستگيري او شد.ماموران نيروي انتظامي وقتي گزارشي مبني بر دستگيري يک مزاحم خياباني دريافت کردند به محل حادثه رفتند. در آنجا دو دختر گفتند؛ در خيابان ايستاده بوديم که پسري جوان با تلفن همراهش از ما تعداد زيادي عکس گرفت و وقتي به وي اعتراض کرديم، گفت قصد دارد از اين طريق از ما اخاذي کند و ما هم شروع به داد و فرياد کرديم و در نهايت با کمک مردم موفق به دستگيري وي شديم. متهم پس از تشکيل پرونده منکر هرگونه جرمي شد و گفت؛ گوشي تلفن همراهم را پس از تعمير امتحان مي کردم و مجبور شدم با آن چند عکس از شاکيان بگيرم که آنها اعتراض کردند. بنا براين گزارش بررسي اظهارات دو طرف پرونده همچنان ادامه دارد.


باند کودک ربايي متلاشي شد
فرمانده انتظامي خراسان رضوي از متلاشي شدن يک باند کودک ربايي در مشهد خبر داد. حميد فهيمي راد گفت؛ با تلاش ماموران انتظامي چهار نفر از اعضاي اين باند شش نفري که دو کودک را ربوده بودند، دستگير شدند. وي افزود؛ ربودن کودک هشت ساله يي به نام شيرين در 26 آذر سال گذشته و دختر بچه هفت ساله يي به نام هانيه در 24 مهر امسال از مقابل منازل مسکوني شان از اقدامات اعضاي اين باند است. وي تصريح کرد؛ با دستگيري يکي از اعضاي اين باند به نام پدرام در دي ماه، امسال و بر اساس اعترافات وي به تازگي سرکرده اصلي اين باند به نام جمعه و دو همدست ديگرش که افغان هستند، دستگير شدند. فرمانده انتظامي خراسان رضوي گفت؛ سرکرده اصلي اين باند آدم ربايي داراي سه فقره سابقه کيفري در زمينه مواد مخدر، آدم ربايي و شرارت است. وي خاطرنشان کرد؛ با اعترافات متهمان دستگيرشده، تلاش براي دستگيري دو عضو ديگر اين باند همچنان ادامه دارد. فهيمي راد افزود؛ اعضاي اين باند پس از ربودن کودکان در تماس با خانواده هاي آنان 500 ميليون تومان وجه نقد را براي آزادي دختر بچه ها خواستار مي شدند و پس از دريافت پول آنان را رها مي کردند. هم اکنون اين کودکان در سلامت کامل و در کنار خانواده هاي خود به سر مي برند.


فوتباليست هاي نوجوان سارقي را به تله انداختند
جوان شهرستاني که براي سرقت به تهران آمده بود، حين سرقت از نوجوانان فوتباليست دستگير شد. چندي قبل گزارش دستگيري يک سارق به ماموران اعلام شد و آنان خود را به محل مورد نظر در جنوب تهران رساندند و جواني به نام حسين به آنها گفت؛ به همراه دوستانم مشغول بازي فوتبال بودم که اين مرد به ما مراجعه کرد و خواست با ما بازي کند. ما هم پذيرفتيم اما پس از مدت کوتاهي بي دليل بازي را ترک کرد که ما به وي مشکوک شديم و به تعقيبش پرداختيم و در نهايت او را حين سرقت گوشي تلفن همراه و وجه نقد از داخل ساک هاي بچه ها به دام انداختيم.بعد از انتقال متهم 19 ساله به دادسراي ناحيه 16 تهران وي با اعتراف به چندين فقره سرقت گفت؛ چند ماه پيش از شهرستان به تهران آمدم و در پارکي در شمال تهران با دو نفر آشنا شدم و آنها اين شيوه سرقت را به من ياد دادند و پس از آن هر چند وقت يک بار براي دزدي به تهران مي آمدم و بعد از سرقت، اموال مسروقه را براي فروش به شهرستان مان مي بردم.متهم پس از تکميل تحقيقات به اتهام سرقت راهي زندان شد.


پيشگيري از کيف قاپي
گروه حوادث؛ پليس آگاهي ناجا براي پيشگيري از وقوع کلاهبرداري از شهروندان خواست به هشدارهاي نيروي انتظامي توجه کنند. در توصيه هايي که اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا ارائه داده، آمده است؛ هنگام دريافت پول از بانک حرکات اطرافيان خود را در داخل و خارج از بانک مخصوصاً موتورسواران دقيقاً زير نظر بگيريد و تا حد امکان از چک هاي رمزدار و بين بانکي استفاده کنيد اما در صورتي که مجبور به جابه جايي وجه نقد هستيد از قرار دادن پول در کيسه پلاستيکي و پاکت بپرهيزيد و از پياده رفتن خودداري کنيد ضمن اينکه در اماکن شلوغ مثل سينما، صف هاي اتوبوس، مترو و... مراقب کيف خود باشيد.


مرد ايتاليايي مي خواهد ايراني شود
گروه حوادث؛ دادگاه تقاضاي مرد ايتاليايي را که به خاطر ازدواج با دختري جوان قصد دارد تبعه ايران شود، بررسي مي کند. به گزارش خبرنگار ما، اين مرد ايتاليايي که جورجيو جياني نام دارد و مدير يکي از شرکت هاي معتبر بين المللي در ايران است، سال ها پيش براي کار و زندگي به ايران آمد و هفت سال پيش ازدواج و درخواست کرد تبعه ايران شود. جورجيو در اين باره که چرا تقاضاي تابعيت ايراني کرده است، گفت؛ من هفت سال است زندگي مشترکم را در ايران آغاز کرده ام و در واقع ايران وطن اول من شده است. در طول اين سال ها عاشق ايران شدم و از آنجايي که مطمئن هستم مي خواهم براي هميشه در اين کشور زندگي کنم، اقدامات خودم را براي گرفتن تابعيت ايراني آغاز کردم اما تاکنون موفق نشده ام به خواسته ام برسم. وي ادامه داد؛ وقتي من و همسرم با هم ازدواج کرديم، او به راحتي تابعيت کشور ايتاليا را دريافت کرد چرا که همسر من است بنابراين يک ايتاليايي محسوب مي شود، اما متاسفانه من سال هاست براي گرفتن تابعيت ايراني تلاش مي کنم و به رغم اينکه همسر ايراني دارم و هيچ سوءپيشينه يي هم ندارم و در اين مدت ثابت کردم فرد مفيدي براي جامعه خواهم بود، نتوانستم تابعيت کشور ايران را دريافت کنم. مرد 42 ساله ايتاليايي از دادگاه تقاضا کرد براي اينکه بتواند با اطمينان خاطر بيشتر و راحت تر در ايران زندگي کنند با تقاضاي وي موافقت کنند. پرونده اين مرد در حال بررسي است.


سنددار کردن خانه بهانه يي براي زن کلاهبردار
زن شياد به بهانه سنددار کردن خانه روستاييان، از آنها کلاهبرداري کرد. رئيس پليس آگاهي استان کردستان در اين باره گفت؛ در پي شکايت جمعي از روستاييان از زني که خود را به عنوان کارمند يکي از ادارات دولتي معرفي و کلاهبرداري کرده بود، پرونده يي تشکيل شد و در دستور کار ماموران آگاهي قرار گرفت. سرهنگ قنبري افزود؛ در بررسي اين پرونده و اظهارات شاکيان مشخص شد، اين زن با مراجعه به مردم روستا در قبال دريافت مبالغي از آنها قرار بوده منازل شان را به ثبت برساند و برايشان سند دريافت کند اما پس از دريافت وجه فرار کرده است. رئيس پليس آگاهي کردستان گفت؛ با تحقيقات ماموران هويت اين زن مشخص شد و وي با هماهنگي مقام قضايي دستگير و به آگاهي انتقال داده شد و در بازجويي ها به 30 فقره کلاهبرداري با اين شگرد اعتراف کرد.


کلاهبرداري پنج ميليارد توماني با چک جعلي
چهار سارق کيف قاپ با جعل چک هاي خام و خرج کردن آن در بازار، کلاهبرداري پنج ميليارد توماني را در کارنامه جرائم خود ثبت کردند. از ابتداي مهر امسال ماموران پليس آگاهي تهران از يکسري کلاهبرداري با چک هاي جعلي مطلع شدند و با بررسي اظهارات شاکيان دريافتند متهمان به واسطه خريد غيرنقدي مقادير زيادي اقلام خوراکي اقدام به کلاهبرداري کرده اند. در جريان تحقيقات مشخص شد متهمان در قالب چهار شرکت مختلف از فروشندگان کالا به صورت عمده خريد مي کنند. در ادامه از اين افراد چهره نگاري شد تا اينکه سرانجام چهارشنبه گذشته ماموران موفق شدند آنها را در مخفيگاهشان در جنوب شهر دستگير کنند. چهار متهم اين پرونده در بازجويي اوليه به کلاهبرداري اعتراف کردند و گفتند با سرقت و کيف قاپي از مردم چک هاي خامي را که از دسته چک افراد مالباخته به دست مي آوردند، جعل و با آنها کلاهبرداري مي کردند. تاکنون اين افراد به خرج کردن بيش از 400 فقره چک جعلي اعتراف کرده و گفته اند از اين طريق بيش از پنج ميليارد تومان به دست آورده اند.

100مالباخته

پرونده اعضاي يک باند مامور نما با شناسايي بيش از 100 مالباخته روي ميز بازپرس دادسراي جنايي تهران قرار گرفت.

به گزارش فارس شهريور امسال کارآگاهان پليس آگاهي از وقوع دو فقره سرقت تحت پوشش مامور انتظامي در غرب تهران باخبر شدند و با بررسي سوابق موجود و اطلاعات به دست آمده از اظهارات مالباختگان، دريافتند اين دو سرقت توسط يکي از سارقان سابقه دار و تحت تعقيب پليس به نام لطيف 47 ساله و اعضاي باند وي صورت گرفته است. لطيف که از سارقان سابقه دار و از طايفه فيوج است، در سال 82 در پي يک فقره سرقت در رشت دستگير و توسط مرجع قضايي با قرار وثيقه روانه زندان شده و فرار کرده بود تا اينکه در رسيدگي نهايي به پرونده وي غيابي به تحمل 10 سال زندان محکوم شد. کارآگاهان با ادامه تحقيقات دو همدست لطيف به نام هاي ايوب و مصطفي را نيز شناسايي کردند و دستگيري اين افراد را در دستور کار خود قرار دادند. ماموران پس از تعقيب و مراقبت هاي شبانه روزي موفق شدند سه متهم را در دو عمليات در شهرستان کرج دستگير کنند.با انتقال اين سارقان به پليس آگاهي ارتباط آنان با يک گروه ديگر از سارقان طايفه فيوج به اسامي محسن و حبيب و ايرج که قبلاً در شهرستان هاي قم و ري و تهران توسط ماموران انتظامي دستگير شده بودند، روشن شد. متهمان در اعترافات خود گفتند در سرقت هاي خود از خودروهاي زانتيا، انواع پژو و ريو استفاده مي کردند و با تعقيب وي پس از خروج در يک فرصت مناسب در حالي که لباس نيروي انتظامي به تن داشتند، با ارائه کارت شناسايي جعلي و نشان دادن تجهيزاتي مانند بيسيم و دستبند به بهانه حمل و نگهداري مواد مخدر يا حمل تراول هاي جعلي، خودروي طعمه شان را بازرسي مي کردند و پس از سرقت وجوه نقد، تراول چک، مدارک هويتي، کارت سوخت، عابربانک و... از مالباخته، با شگردهاي متفاوت از محل متواري مي شدند. در حالي که تحقيقات از اين متهمان ادامه داشت، 100 مالباخته از آنان شکايت کردند و در ادامه مشخص شد اعضاي اين باند با همدستي يک زن که از اقوام يکي از آنها بود، طعمه هاي زن خود را تفتيش بدني مي کردند و اموال آنها را به سرقت مي بردند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام