سه شنبه، 15 بهمن 1387 - شماره 1883
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
دفاع از کوهنوردي- بخش دوم
کوهنوردي همچون مهره سرخي است بر بازو
سيدحميد صديقيان*

شرمنده از اينکه گاه قلم من نيز متاسفانه رو به تلخي مي رود ولي هدفم نه طعنه زدن به کسي و نه حتي عيب جويي صرف است. بلکه تنها مي کوشم نشان دهم از منظرهاي ديگر نيز مي توان به قضايا نگريست.

آقاي کاظم فريديان از جاي ديگري نيامده است. او يکي از صدها کوهنوردي است که با انگيزه تمام با شور و شوق در اردوهاي تيم ملي کوهنوردي برگزارشده از طرف فدراسيون شرکت داشته و در چندين اردوي زمستاني تيم لوتسه که اينجانب به عنوان يکي از مربيان حضور داشتم چه در صعود زمستاني ديواره علم کوه از مسير رست- علايي تا کلاهک فرانسه و چه در صعود يک روزه ديواره شمالي شاخک و چه در ساير اردوها يکي از افراد قوي و خوب اردوها بود و شايد اگر انتخاب مي شد اکنون يکي از اعضاي ثابت تيم هاي فدراسيون بود.

در نوبت ديگر ايشان به رغم انجام خوب تمامي موارد تست هاي ورودي مربيگري درجه2 سنگ نوردي که در سرطاق کرمانشاه انجام مي شد از ورود به کلاس ها بازماند.

و در نوبت سوم در بازآموزي مربيان که در شيرپلا برگزار مي شد در پيش چشم تمامي مربيان به رغم توانايي ها، ايشان را مردود کردند. و در حال حاضر با تمامي حرف و حديث ها ايشان نخستين فاتح ايراني سخت ترين قله جهان کي دو است. آيا اين سرمايه، براي کوهنوردي ايران ناچيز است؟

در مورد خانم اسفندياري نيز نيازي به گفتن نيست چون کساني که از نزديک ايشان را مي شناسند مي دانند سرپرستي ايشان نه نمايشي و نه صرفاً تبليغي بوده است. اينجانب يقين دارم که اگر تيمي هم در کار نبود حتماً ايشان خواسته خود مبني بر استخدام باربر و راهنما جهت صعود انفرادي را عملي مي ساخت. به ياد دارم که پس از اقدام در نفوذ به غار «ورونيا» عميق ترين غار جهان که به علت بروز درگيري ها در مرز روسيه و گرجستان در پشت مرزهاي گرجستان متوقف شد، مدتي افسرده شد، چون حداقل يک سال و نيم روي سانت به سانت کروکي هاي موجود غار کار کرده بود و هنگام صحبت از ناکامي، مدام بغض خود را فرو مي خورد و اشک چشم پاک مي کرد و نمي توانست نفرت خود از جنگ را که موجب شده بود از رسيدن به يکي از آرزوهاي مهم زندگي اش بازماند ابراز ندارد. حتي اگر تبليغاتي هم در کار باشد چه ايرادي دارد؟ مگر يکي از اهداف صعود نخستين زنان مسلمان جهان به قله اورست جنبه تبليغاتي آن نبود؟،

آيا به راستي صعود نانگاپاربات هيچ دستاورد مثبتي نداشته است؟ آيا اگر منتقدان تا حدي که معتقدند صعود صورت گرفته، خود به جاي صعودکنندگان بودند باز با قضيه اين گونه برخورد مي کردند؟

اينجانب نيز به شدت غصه دار و متاثر از حادثه رخ داده هستم چون دوست بسيار خوب و کوهنورد و ديواره نورد جسور و مثمرثمري همچون «سامان نعمتي» را از دست داده ايم و افسوسم از اينجاست که هيچ گاه نتوانستيم برنامه هاي مشترک خود مبني بر انجام تمرينات و برگزاري مسابقات دوره يي داخل سالن زنجان- قروه را پي گيريم و دغدغه هاي گروه کوهنوردي قاجر برايم قابل درک، تعمق برانگيز و درس آموز است.

ولي سخن من اين است که اگر هر نقد و بررسي يا مکانيسم برخورد، نتواند در تصحيح بينش ها يا روش هاي خطازا موثر باشد يا از خطاها و حوادث مشابه پيشگيري کند، ممکن است به ضد خود تبديل شود.

ما که گاه در کوهنوردي به طور اجماع و بدون کمترين اختلافي از دستاوردهاي کوهنوردان جهاني بهره مي جوييم چرا از تجارب تلخ آنها در مورد حوادث سال هاي آغازين هيماليانوردي يا صعودهاي حرفه يي بعدي درس نمي گيريم که گاه درگيري ها و اتهام زني ها و حاشيه پردازي ها چنان رمق کوهنوردي را مي گرفت که بسياري از علاقه مندان بيزار و فراري مي شدند يا گاه برخوردهاي غيرمنصفانه و شايد از سر قصد و غرض و حسادت موجب مي شد تا کوهنوردان بزرگي که شايد تنها با قدرشناسي از توانايي و کارشان مي توانستند بسيار مثمرثمر و فروتن باشند و در صورت لزوم به اصلاح کاستي هاي خود بپردازند به مرداني تلخ، گزنده و حتي پرخاشجو بدل شوند و در دفاع حيثيتي از خود به کارهاي متهورانه تري دست بزنند. هنوز داستان هاي کوهنورداني همچون «والتر بوناتي» از يادها نرفته است. مگر «رينهولد مسنر» نخستين فاتح 14قله هشت هزار متري در نخستين تجربه هيماليانوردي اش در همين قله نانگاپاربات که بعد از آن همه مشقت و رنج و سرمازدگي توانسته بود جان سالم به دربرد، به قتل عزيزترين کس خود، يعني برادرش متهم نشد؟، مگر در زير فشار برخوردهاي خردکننده که موجب افسردگي روحي او شد يکسالي خانه نشين نشد؟ ولي نتيجه چه بود؟ از طرف مخالفان سال ها تلاش براي اثبات بي عرضگي، خودخواهي و کله شقي بدون تفکر و از طرف مسنر تلاش براي اثبات عکس همه آنها.

اکنون با عمومي تر شدن هيماليانوردي، کوهنوردي ايران در وضعيت مشابهي قرار گرفته است. فرستادن پرونده هر حادثه به دادگاه به نظر من ساده ترين و غيرموثرترين راه مي تواند باشد. چون تجربه نشان داده که حکم قضايي چه له و چه عليه، مي تواند متهم را از زير بار رواني، وجداني و انتقادها برهاند و در صورت خطا و منصفانه نبودن مظلوميتي را به ارمغان آورد. تجربه به من آموخته که فراتر از هر قضاوتي، داور تيزبين و بسيار عادلي نشسته که هرچند ممکن است رداي معمول قاضيان بر تن نداشته باشد ولي در حکم بي نقص او ترديدي نيست و آن هم قاضي زمان است که هرچند حکم خود را با تاخير ولي دقيق و در مورد همه صادر خواهد کرد؛ تنها کمي صبوري و بردباري لازم دارد.

نکته قابل تاکيد اين است که اعضاي تيم نانگا بايد متوجه باشند در هر يک از انتقادها حتي اگر از روي غرض ورزي يا حسادت هم صورت گرفته باشد، رگه يي از حقيقت وجود دارد. اميدوارم که آن نکات را جدا کرده و سعي کنيد ضعف هاي خود را در آيينه منتقدان اصلاح کنيد. اين به معناي قوت و قدرت شما خواهد بود نه ضعف شما؛ و اما فارغ از برخوردهاي حذفي، نکات مثبت زيادي نيز در اظهارنظرهاي مختلف وجود دارد که اگر خوب جمع بندي شوند، مي توانند براي کوهنوردي مثمرثمر باشند.

«گروه قاجر» که يکي از بهترين کوهنوردان خود را در اين صعود از دست داده ، طبيعي است تا حدي خود را مغبون احساس کند و در يک جو مملو از سوءظن ترجيح منافع گروهي (باشگاهي) بر منافع تيمي، و ارجح دانستن صعود قله به همبستگي انساني را عامل وقوع حادثه بداند. اگر چنين نيز باشد (که به نظر من چنين نيست) بايد به چند عامل ديگر نيز توجه کرد که موجب مي شود کوهنورد ايراني براي رسيدن به قله بسياري از موارد ديگر را در حاشيه ببيند.

يکي اينکه تهيه هزينه يک برنامه برون مرزي سنگين و برنامه ريزي، تدارکات و تمرينات واقعاً توان فرساست. لذا خود به خود تامين نظر کمک کنندگان مالي و جذب کمک هاي آتي از اهميت برخوردار شده و اين مهم با صعود قله و برد تبليغاتي آن ارتباط مستقيم دارد. اين مساله متاسفانه برنامه صعود را تحت الشعاع قرار خواهد داد. ديگر اينکه اقدام به صعودهاي اينچنين هم اکنون در ايران همچون بستن مهره سرخي است بر بازو، از همان نوعي که سهراب بر بازو بست. مهره يي که مي تواند تحريک کننده دوست و دشمن باشد و حتي پدر را نيز در برابر اين مدعيان تازه به دوران رسيده به واکنش گاه غم انگيز وادارد. همين امر موجب مي شود صعودکننده حتي اگر براي اثبات توانايي خود نيز باشد، رسيدن به قله را در اولويت قرار دهد به طوري که هم پنج نفر نتوانند از وسوسه قله بگذرند و هم «سامان نعمتي» در زير جاذبه اين وسوسه بزرگ حتي به رغم مشکل پيش آمده، همچون پروانه يي که خود را بر شعله شمعي فرو مي کوبد، مجبور به جانبازي شود. اما تمامي حرف گروه قاجر معطوف به گذشته نيست.

شاه بيت اين سخنان که آن را حاصل پيام از دست رفتن سامان مي داند اين است که «کوهنوردي در هر کوه- چه بالاي هشت هزار متر و چه در يک تپه يي در داخل ايران- بايد در جهت تقويت همبستگي و ايثار انسان ها نسبت به هم باشد»؛ پيامي که بسيار اساسي و پراهميت است. ولي متاسفانه راه دراز و پرسنگلاخي براي رسيدن به اين هدف بلند داريم چون هنوز براي کوهنورد ايراني کوه هاي بلند هميشه در دسترس نيستند، او نمي داند که آيا در صورت بازگشت از نيمه راه قله، باز خواهد توانست هزينه صعود ديگر يا وقت آن را فراهم کند؟ حال ملامت ها و رويگرداني هاي ديگران به کنار، از طرف ديگر هيماليانوردي امروز ايران شبيه مدرک گرفتن هاي رقابتي شده است. به عبارت ديگر اقدام مثبت فدراسيون سابق مبني بر صدور حکم معادل براي صعودکنندگان قلل فراتر از 7 هزارمتر، طبق مصوبه سازمان تربيت بدني، اينک خود مساله ساز شده است. کوهنورداني که با اقدام به صعود از يک قله پرخطر با تمامي هست و نيست خود وارد يک فعاليت به شدت سنگين مي شوند انتظار دارند که با به دست آوردن مدرک قهرماني، حداقل در بين خانواده و محيط منتقد، توجيهي براي عمل خود بيابند و اگر حداقل مزايايي هم بر آن مترتب باشد از آن استفاده کنند. ولي اين ميسر نيست مگر اينکه فدراسيون با مکانيسم هايي که خود طراحي کرده صعود را تاييد کند. به طوري که در صعود نانگا فدراسيون براي امتناع از صدور حکم معادل که مي تواند به معناي تاييد اقدام تيم نانگا باشد، حتي گواهي صعود صادره از آلپاين کلوب کشور پاکستان را زير سوال برد. اين امر مي تواند سرآغازي باشد براي ابهام آميزي در مورد تمامي تاييديه هاي صعود به ويژه نزد مسوولان بلند پايه سازمان تربيت بدني. تا موقعي که کوهنوردان ايراني نتوانند بر وسوسه مدرک فائق آيند ممکن است قرباني ديدگاهي شوند که براي تاييد قهرماني و توانايي يک کوهنورد تنها مبنا را رسيدن به نوک قله به هر بها و طريقي مي داند.

با مرور تاريخچه هيماليانوردي حداقل سه نوع سرپرستي قابل شناسايي است؛ يکي سرپرستي نظامي وار و ارتشي که بيشتر در سال هاي آغازين هيماليانوردي معمول بود. آن هم به علت اين بود که نخستين صعودها با آن حجم تجهيزات و تدارکات و با آن جمعيت زياد بدون پشتيباني دولت ها مقدور نبود و نيز اولين سرپرستان يا طراحان صعود بيشتر فرماندهان و افسران کشورهاي استعمارگر بودند که بر شبه قاره هند تسلط داشتند و چون افراد از ميان بي شمار داوطلب برگزيده مي شدند و در تدارکات و فراهم کردن هزينه و امکانات نقشي نداشتند لذا همچون سربازان تحت امري به شمار مي رفتند که وظيفه شان اطاعت بي چون و چرا از فرمان هاي سرپرستي بود و در صورت تخطي نيز شايد به قول دبير محترم فدراسيون کوهنوردي آقاي افلاکي، سرپرست مسلح مي توانست با گلوله حال خاطي را جا آورد،، (برنامه زنده تلويزيوني «رخصت پهلوان» سه شنبه 26/9/87)

نوع ديگر سرپرستي، هدايت تورهاي تجاري- تضميني گله گشادي است که به علت پيروي از شعاري همچون «هر که خواهد گو بيا و هر که خواهد گو برو» ممکن است فاجعه يي همچون فاجعه اورست (حادثه مه سال 1996 در فاصله قله تا کمپ4 در گردنه جنوبي مسير اورست که طي آن 14 کوهنورد از جمله «راب هال» و «اسکات فيشر» جان باختند ) را تجربه کند.

اما نوع سوم سرپرستي، هدايت تيمي است که افراد تقريباً هم توان و برخوردار از تجارب مشابه به طور داوطلبانه، مشروط و موقت دور هم جمع مي شوند تا صعودي را انجام دهند. در اين نوع تيم ها که همه اعضا مدعي صعودند، کمتر کسي حاضر مي شود شانس صعود را (با وضعيت مالي بسياري از کوهنوردان ايران) که همچون شاه باز نشسته بر شانه است، از دست بدهد. لذا سرپرستي چنين تيم هايي بسيار سخت و توان فرساست و اگر مشکلاتي چون تفاوت هاي فردي در تطابق پذيري يا عدم تطابق به ارتفاع يا تحريک پذيري و زودرنجي را هم در نظر بگيريم حساسيت موضوع مشخص خواهد شد و نيز از آنجايي که اعضا، سرپرست را فردي همچون خود مي دانند اگر به هر دليلي قانع نشوند و وسوسه قله در آنان فروکش نکند، ممکن است هر تصميمي را که به نفع شان تشخيص ندهند به راحتي زير پا بگذارند و چون ترس شليک گلوله به پايشان را نيز ندارند به اقدام عکس العملي دست زنند. گاه تصميم گيري افراد در ارتفاع بالاي «منطقه مرگ» به تصميم گيري کودکان شبيه است و ممکن است سرپرست پرتجربه و منظمي چون «راب هال» نيز چنان کنترل زمان و افراد را از دست بدهد که شيرازه تيمش، از هم گسيخته و خود نيز قرباني شرايط شود.

حتي در تيم هايي همچون تيم هاي فدراسيون نيز که تمامي امکانات و خدمات در اختيار تيم قرار مي گيرد باز در عمل، اعمال مديريت شداد و غلاظ مقدور نيست. اگر نمونه صعود تيليچوپيک را در نظر بگيريم و خود را به جاي آقاي «حسين اماني» بگذاريم، آنگاه مساله را واقعي تر خواهيم ديد. بنا بر استدلال هاي پيشين در وضعيت کنوني کوهنوردي ايران، هر کوهنوردي که به هر طريقي پا بر دامنه هاي قلل هيماليا مي گذارد متناسب با آمال و آرزوهايش، خود را در چند گامي رسيدن به آرزوهاي ديرينه اش يعني صعود اين قلل مي يابد. لذا مايل است با هر تمهيدي به آرزويش برسد. درست است که زنده ياد دکتر بهالو در وهله نخست وظيفه داشت از ارتفاع مشخصي بالاتر نرود و نرسينگ و مداواي افراد تيم را عهده دار شود، ولي مصاحبه ايشان با يکي از مجلات موفقيت نشان از روحيه کوهنوردي شاد و مصمم دارد. وقتي چنين شخصي در بيس کمپ حتي کمپ هاي بالاتر ضعفي از خود نشان نمي دهد و مدام سرپرست را جهت صعود در معذوريت اخلاقي قرار مي دهد و سرپرست نيز حضور پزشک در کنار تيم را امري بد تلقي نکند، خود به خود مجوز صعود صادر خواهد شد. همان گونه که مي دانيم معمولاً در صعود نيست که مشکل پيش مي آيد بلکه در زمان تخليه شدگي در فرود بيشتر فاجعه ها رخ مي دهد. در تيليچوپيک نيز به علت فاصله زياد کمپ آخر با قله و طولاني بودن فعاليت در رفت و برگشت (نزديک 20-19ساعت) کسي که در صعود ضعفي از خود نشان نداده بود در بازگشت 180 درجه تغيير وضعيت داد. باز مجبورم تاکيد کنم که همه اينها نافي انتقادها، بررسي ها و رسيدگي به علل حوادث نيست بلکه به اين حقيقت کوچک اشاره دارد که اگر دکتر بهالو امکان صعودهاي متعدد آن هم نه به عنوان پزشک بلکه به عنوان کوهنورد را دارا بود، يقيناً در اين برنامه مسووليت او با خواسته هايش در تعارض قرار نمي گرفت.

حاصل کلام اينکه در کوهنوردي امروز ايران، ديدگاه هاي مختلف و متفاوتي نسبت به کوهنوردي و هيماليانوردي وجود دارد. تنها احترام متقابل، به رسميت شناختن تفاوت ها و مديريت عاقلانه تنش ها مي تواند گامي در جهت ارتقاي سطح کوهنوردي کشور باشد نه نفي، انکار و حذف.

شيوه ها، روش ها و ديدگاه ها را مي توان و بايد هم نقد کرد و اين به هيچ وجه به معناي بي احترامي به اشخاص نيست و اگر خط قرمزي هم باشد آن را مي توان انصاف دانست.

چه ما بپذيريم و چه نپذيريم آنچه امروز به کوهنوردي مستقل موسوم شده متاثر از تجارب کوهنوردي در فدراسيون است. چه آن را فرزند خلف تلقي کنيم، چه ناخلف. هيچ کوهنوردي نمي تواند دستاوردهاي مثبت و تلاش هاي قابل تحسين اعضاي تيم هاي ملي سازمان دهي شده از طرف فدراسيون را نفي کرده يا ناديده بگيرد. همچنان که فدراسيون اگر صعودهايي از نوع صعودهاي آقاي فريديان را هم جنجالي ارزيابي کند به هيچ وجه نمي تواند صعودهاي سنجيده، بي حاشيه و اثرگذار کوهنورد متيني همچون آقاي مهدي اعتمادفر را ناديده بگيرد.

اينجانب به قول حافظ معتقدم که؛ «ره صومعه تا دير مغان اين همه نيست» و ترديدي ندارم اگر کوهنوردان خوبي همچون آقايان چشمه قصاباني، اولنج، زارع، نجاريان و... به هر دليلي از گردونه تيم هاي ملي حذف مي شدند حتماً امروز از سردمداران صعودهاي مستقل بودند و چه بسا برعکس آن نيز صادق باشد. در پايان از همه کوهنوردان دلسوز ايران عزيز که در اين راه خاک ها خورده و استخوان ها خرد کرده اند دعوت مي کنم قبل از اينکه افسوس فرصت هاي از دست رفته، وجودشان را فرا گيرد در اين مقطع زماني براي دفاع از کوهنوردي ايران، قلم هايشان را به کار گيرند.

* مربي کوهنوردي از زنجان
قرعه کشي جام حذفي آلمان
مرحله يک چهارم نهايي رقابت هاي جام حذفي باشگاه هاي آلمان قرعه کشي شد. بايرلورکوزن و بايرن مونيخ حساس ترين ديدار اين مرحله از رقابت هاي جام حذفي باشگاه هاي آلمان را برگزار مي کنند. ديدار رفت دو تيم در فصل جاري رقابت هاي بوندس ليگا با پيروزي دو بر صفر شاگردان يورگن کلينزمن به پايان رسيد. برونو لاباديا سرمربي کنوني بايرلورکوزن روزگاري در بايرن توپ مي زد و با اين تيم قهرمان بوندس ليگا هم شد. اگرچه لورکوزني ها در بازي دور رفت در باي آر نا ميزبان تيم مونيخي بودند، اما اين بار در شروع ماه مارس ميلادي در ورزشگاه دوسلدورفر آر نا از پرافتخارترين باشگاه آلمان ميزباني خواهند کرد. لورکوزن در دور برگشت رقابت هاي بوندس ليگا در اين ورزشگاه ميزبان رقيبانش خواهد بود. بازي هاي مرحله يک چهارم نهايي براساس برنامه روزهاي سوم و چهارم ماه مارس انجام مي شوند. برندگان اين ديدارها 21 و 22 آوريل در مرحله نيمه نهايي با هم پيکار مي کنند. فينال DFB پوکال هم سي ام ماه مه در ورزشگاه المپيک برلين انجام خواهد شد.

برنامه ديدارها

ولفسبورگ- وردربرمن

ماينس- شالکه

بايرلورکوزن- بايرن مونيخ

هامبورگ- وهن ويسبادن
اسکولاري؛ اخراج «لمپارد» اشتباه بود
سرمربي برزيلي چلسي خواستار بخشيده شدن کارت قرمز فرانک لمپارد شد. لوئيس فليپه اسکولاري که تيمش يکشنبه شب در ديداري حساس برابر ليورپول با نتيجه دو بر صفر بازي را واگذار کرد بر اين باور است که اخراج لمپارد در دقيقه 60 بازي براي آبي هاي لندن گران تمام شد. فرانک لمپارد در دقيقه 60 به دنبال تکلي که روي پاي ژابي آلونسو هافبک اسپانيايي ليورپول زد با تصميم مايک رايلي از زمين مسابقه اخراج شد. اسکولاري در اين باره گفت؛ «اگر داور دوباره اين صحنه را از طريق تلويزيون نگاه کند، شايد از کارت قرمز لمپارد صرف نظر کند. آن گونه که من ديدم، خطا توسط بازيکن ديگري صورت گرفته، نه لمپارد.» وي افزود؛ «تصميم داور برايم قابل هضم نيست اما شايد اگر او دوباره فيلم بازي را ببيند، از تصميم خود مبني بر اخراج لمپارد بگذرد و او بتواند در ديدار بعدي براي ما بازي کند. لمپارد به خاطر يک اشتباه از سوي داور سه بازي بعدي را از دست خواهد داد و ممکن نيست مسوولان اتحاديه فوتبال انگليس با اين موضوع موافقت کنند.» در همين حال خوزه بوسينگوا مدافع پرتغالي چلسي در دقايق پاياني ديدار برابر ليورپول و هنگامي که يوسي بنايون بازيکن حريف سعي در تلف کردن وقت داشت با ضربه يي محکم به کمر وي او را نقش بر زمين کرد که اين مساله از ديد داور مسابقه مايک رايلي پنهان ماند. با اين حال اسکولاري اعتقاد دارد اخراج مدافع پرتغالي تيمش به مراتب معقولانه تر از اخراج فرانک لمپارد بود. سرمربي برزيلي چلسي در اين باره گفت؛ «اگر داور تصميم به اخراج بوسينگوا مي گرفت برايم قابل درک بود. کارت قرمز براي بوسينگوا را مي توان پذيرفت، اما لمپارد را نه.»
پيروزي بارسلونا و تثبيت صدرنشيني
بارسا در خانه رسينگ سانتاندر ميهمان بود و در نهايت با نتيجه دو بر يک به پيروزي رسيد. سانتاندر تيمي بود که هفته گذشته سويا را در خانه اش دو بر صفر تحقير کرد و آمده بود تا مقابل بارسا نيز اين کار را تکرار کند غافل از اينکه بارسا بازيکني مثل مسي را داشت. در ديداري ديگر اوساسونا با نتيجه يک بر صفر مايورکا را شکست داد. والتر پانديايني گلزن اوساسونا موفق شد در ابتداي بازي روي سانتر خوان فران تک گل برتري بخش تيمش را وارد دروازه رئال مايورکا کند.

نتايج بازي ها

اتلتيکو مادريد يک- رئال وايادوليد 2

دپورتيوو لاکرونيا 3- ويارئال صفر

اسپانيول يک- رکرتيوو اوئلوا يک

اوساسونا يک- رئال مايورکا صفر

رسينگ سانتاندر يک- بارسلونا 2

رئال بتيس2- ختافه 2

والنسيا 3- آلمريا 2

اسپورتينگ خيخون يک- سويا صفر
پيروزي ميلان در خانه لاتزيو
شاگردان کارلو آنچلوتي با درخشش پاتو و آمبروزيني موفق به گلزني در خانه لاتزيو شدند. بازيکنان آث ميلان ايتاليا با ارائه يک بازي تماشاگرپسند موفق شدند هر 3 امتياز بازي برابر لاتزيو را تصاحب کنند.

نتايج بازي ها

آتالانتا يک- کاتانا صفر

کيه وو يک- سمپدوريا يک

جنوا يک- پالرمو صفر

اينترميلان يک- تورينو يک

رجينا 2- رم 2

لاتزيو صفر- ميلان 3
باخت اسکولاري به تيم هاي بزرگ
چلسي با مربيگري اسکولاري باز هم به يک تيم بزرگ ديگر باخت. در دو ديدار حساس از بازي هاي ليگ برتر از هفته بيست و چهارم فوتبال باشگاهي انگليس نيوکاسل در خانه متوقف شد و ليورپول با درخشش تورس برابر چلسي به برتري رسيد.

نتايج بازي ها

نيوکاسل يک- ساندرلند يک

ليورپول 2- چلسي صفر
رکوردشکني کاتالان ها با پيروزي برابر رسينگ
پنج هزارمين گل براي مسي


غزال زياري

در نهايت انتظارها به سر آمد. مدت ها بود همگان و به ويژه طرفداران باشگاه کاتالان منتظر آن بودند تا ببينند کدام بازيکن پنج هزارمين گل تاريخ باشگاه را به ثمر مي رساند و بالاخره اين اتفاق در ورزشگاه سانتاندر و توسط مسي رخ داد. بارسلونا در نيمه اول ديدار يکشنبه شب در زمين رسينگ، بسان هميشه ظاهر شد. کاتالونيايي ها کنترل بازي را در دست داشتند و با پاس هايي تک ضرب و کوتاه، بازيکنان تيم ميزبان را که معمولاً از آنها عقب مي ماندند کاملاً گيج و مبهوت مي کردند. اين ديدار با نيمکت نشيني مسي آغاز شد و گوارديولا، آنري، اتوئو و اينيستا را در زمين مسابقه قرار داده بودند و با اتکا به اين بازيکنان، به دنبال تغيير نتيجه بازي بود. اين براي اولين بار در تمام ديدارهاي لاليگا بود که بارسا در طول تمام نيمه اول نتوانست حتي يک شوت را روانه دروازه حريف کند. همين موضوع باعث شد مربي آبي اناري پوشان به اين فکر بيفتد که در صورت بي احتياطي، بارسا هم تيمي مثل تيم هاي ديگر خواهد بود. در اين ميان بازيکنان تيم ميزبان در مواردي خطراتي را روي دروازه والدس خلق مي کردند ولي اين تنها به توانايي هاي فردي بازيکناني از جمله پريرا برمي گشت. غيبت فوتبال، مهم ترين نکته يي بود که در طول 45 دقيقه اول کاملاً محسوس بود. اين نيمه در حالي تمام شد که علائمي از خستگي در ميان بازيکنان تيم ميهمان به چشم مي خورد ولي با ورود مسي به زمين مسابقه در نيمه دوم، همه چيز کاملاً متحول شد و اين ستاره آرژانتيني توانست علاوه بر کسب سه امتياز حساس اين بازي، نامش را در ليست بازيکنان جاودانه بارسا ثبت کند. با آغاز نيمه دوم، ابتدا اين تيم ميزبان بود که به گل رسيد. پريرا در حرکتي انفرادي خود را به دروازه والدس نزديک مي کرد که خطاي محرز مارکز ضربه يي پنالتي را براي تيم ميزبان دربرداشت. زيگيچ پشت اين توپ قرار گرفت و در نهايت توانست با شکست دادن والدس، اولين گل ديدار را به ثمر برساند. گويي که آب سردي بر پيکر کاتالونيايي ها ريخته شود. گوارديولاي جوان راهکار را در به زمين فرستادن مسي ديد و با ورود مسي به ميدان، روند بازي کاملاً تغيير کرد. مسي در دقيقه 59 به جاي بوسکتس وارد زمين شد و افسانه بارسا از همين جا آغاز شد. آنري توپ را براي ژابي ارسال کرد ولي در نهايت به مسي رسيد تا در دقيقه 64، با ضربه پاي راستش، بازي را به تساوي بکشاند. اين گل به منزله تولد مجددي براي کاتالونيايي ها بود. بازيکنان شور و شوق بيشتري يافتند و در نهايت مسي در دقيقه 80 با کنترل توپ با سينه و بهره گيري از پاي راستش گل پيروزي بخش آبي اناري پوشان را به ثمر رساند.

پنج هزارمين گل

گل پيروزي بخش بارسا در حقيقت گلي افسانه يي بود، چرا که در کتاب تاريخ اين باشگاه، به عنوان پنج هزارمين گل تاريخ بارسلونا ثبت شد. ليو مسي اين گل را به نام خود ثبت کرد؛ ستاره يي که با توانايي هاي خارق العاده اش، يک تنه روند بازي را تغيير و نشان داد شايستگي اين را دارد که جزء بهترين هاي دنيا قرار گيرد. بدين ترتيب مسي گل هاي چهارهزار و نهصد و نود و نهم و پنج هزارم باشگاه بارسا را به ثمر رساند تا علاوه بر اينکه پيروزي و سه امتياز حساس را براي بارسا به ارمغان آورد، بلکه زننده گل پنج هزارم تاريخ باشگاه بارسا لقب گيرد. مسي در حال حاضر با به ثمر رساندن 16 گل در طول رقابت هاي اين فصل لاليگا، جزء يکي از برترين گلزنان باشگاه بارساست. نکته جالب توجهي که در اين ميان وجود دارد، اين است که اولين گل بارسلونا نيز، در فصل 9-1928 در زمين تيم رسينگ سانتاندر به ثمر رسيده بود. پاررا زننده اين گل بود و بارسا آن ديدار را با نتيجه 2 بر صفر به پايان برده بود. هزارمين گل باشگاه بارسلونا در سال 1950 و توسط مارکو اورليو از راه رسيد. دوهزارمين گل را سابايا، در سال 1964 وارد دروازه والنسيا کرد و سه هزارمين گل توسط کيني در سال 1982 به ثمر رسيد. در نهايت اين گيرمو آمور بود که در سال 1996، چهارهزارمين گل تاريخ بارسا را در ورزشگاه مستايا وارد دروازه والنسيا کرد.

مسي، فروتن مثل هميشه

ليوي جوان زننده پنج هزارمين گل باشگاه کاتالان لقب گرفت و اين در حالي بود که خود اين ستاره آرژانتيني از اين موضوع مطلع نبود. مسي در پايان ديدار بود که متوجه اين نکته شد؛ «من اصلاً نمي دانستم و پس از پايان يافتن بازي متوجه اين موضوع شدم. وقتي در زمين مسابقه هستي، اصلاً به اين وجهه هاي گلزني فکر نمي کني و فقط و فقط تمام نيرويت را براي رسيدن به پيروزي متمرکز مي کني. اين بسيار دلنشين است که بتواني نامت را در تاريخ باشگاه بزرگي مثل بارسلونا ثبت کني.» پس از آن توپي که توسط تمام بازيکنان بارسا امضا شده بود، به مسي داده شد و ستاره آرژانتيني در اين باره گفت؛ «پنج هزارمين گل بارسا، براي هواداران است و اين توپ هم متعلق به موزه بارسلوناست و مال من نيست.» مسي در پايان در مورد ديدار مقابل رسينگ گفت؛ «مهم ترين نکته براي ما کسب سه امتياز اين بازي بود، چراکه بازي بسيار سختي را پيش رو داشتيم. با اطلاع از پيروزي رئال در ديدار روز شنبه، فقط به پيروزي مي انديشيديم و به خوبي مي دانستيم که شکست کار را براي ما سخت خواهد کرد و از اينکه در نهايت توانستيم پيروز اين ميدان باشيم، بسيار خوشحالم.»

تمجيد بازيکنان بارسا از مسي

پيکه اولين بازيکني بود که زبان به تحسين ستاره آرژانتيني گشود. او که روز دوشنبه تولد 22 سالگي اش را جشن گرفت، معتقد است از زماني که مسي گام روي زمين چمن مي گذارد، همه چيز ممکن خواهد بود؛ «مسي هميشه به منزله يک امتياز مثبت براي تيم ما محسوب مي شود و نشان داده است که اين روزها بهترين بازيکن دنياست. اين براي من افتخار بسيار بزرگي است که در کنار او در يک تيم توپ مي زنم.» پس از پيکه نوبت مارکز بود که از ستاره آرژانتيني باشگاه کاتالان تحسين کند؛ «مسي در ديدار يکشنبه شب استثنايي ظاهر شد. با حضور او در ترکيب تيم، بارسلونا هميشه يک گام جلوتر از حريفان است و وجود او در زمين مسابقه بازي را مي سازد و فرصت ها و گل هاي زيادي را براي تيم به ارمغان مي آورد.» ويکتور والدس سنگربان باشگاه کاتالان نيز در اين رابطه گفت؛ «مسي با تمام بازيکنان دنيا متفاوت است. او يک پديده به تمام معناست. بازي بسيار سخت و پيچيده بود و فکر مي کنم با سه امتياز اين ديدار، ضربه کاري و محکمي به تمام حريفان مان وارد کرديم.»
چه کسي بود صدا زد ژنرال


صدرا بکتاش



اين روزها چرخ روزگار به کام سرمربي استقلال مي چرخد. تيم او قبل از شروع رقابت هاي هفته بيست و پنجم با اختلاف پنج امتياز نسبت به نزديک ترين تعقيب کننده اش ذوب آهن اصفهان به صدر جدول رده بندي ليگ برتر تکيه زده است و به نظر نمي رسد تا قبل از داربي 66 موقعيتش از جانب هيچ بني بشري به صورت جدي تهديد شود. امير قلعه نويي در شرايطي به وضعيت مطلوب تيمش در جدول مي بالد که حال و روز ساير مدعيان تعريف چنداني ندارد. شاگردان منصور ابراهيم زاده با وجود پيروزي حساس هفته گذشته مقابل سپاهان براي قهرماني هنوز به قدر کافي «دندان تيز» ندارند. باخت سنگين در ورزشگاه خانگي مقابل ابومسلم خراسان دليل محکمي براي اين ادعاست.

بعد از ذوب آهن، پرسپوليس دومين تيمي است که مي تواند موقعيت قلعه نويي و تيمش را به خطر بيندازد. سرخپوشان تهراني در بازي هاي گذشته شان 9 امتياز کمتر از استقلال گرفته اند و در رده سوم جدول ايستاده اند. آنها با وجود صرف هزينه زياد در ابتداي فصل و گلچين کردن ستاره هاي مختلف به يکباره در ميانه راه متوقف شدند و دست کم تا امروز هيچ علامت اميدوارکننده يي مبني بر پيشرفت از خود نشان نداده اند. شاگردان پيرواني اتفاقاً تا حدودي مديون قناعت ورزي ساير تيم ها بوده اند والا در کشاکش جار و جنجال ها و حاشيه هاي تمام نشدني اردوي سرخ ها، صباباتري و سپاهان بايد خيلي وقت پيش گوي سبقت را از آنها مي ربودند.

با تمام اين حرف ها نبايد از داشته هاي استقلال غافل شد. آبي ها موفقيت امروزشان را بيش از تيره روزي رقبا وامدار خودشان و سرمربي شان هستند. در اين بين امير قلعه نويي نقش پررنگ تري در پيروزي هاي اخير استقلال دارد. او با توسل به انواع و اقسام شيوه هاي فوتبالي و غيرفوتبالي با چنگ و دندان تيمش را به بالاي جدول رسانده است (فعلاً با درستي يا نادرستي شيوه هاي قلعه نويي کاري نداريم). تلاش هاي سرمربي استقلال وقتي بيشتر جلوه پيدا مي کند که کمي به عقب برگرديم. به روزهايي که بازي هاي ليگ به دليل سفر تيم ملي به عمان و اسپانيا با وقفه يي اجباري روبه رو شد. الهه فوتبال در چنين شرايطي بسيار سختگيرانه عمل مي کند و با قساوتي مثال زدني شيره انگيزه و آمادگي را از کالبد تيم هاي مدعي بيرون مي کشد. در شرايط عادي استقلال نيز بايد به چنين شرايطي دچار مي شد. اما قلعه نويي پشت سر تيمش ايستاد، عليه سازمان ليگ مصاحبه کرد، فرياد کشيد، جنگ رواني به راه انداخت و به هر طريق ممکن انگيزه را مجدداً به بازيکنانش بازگرداند. او حتي از آرش برهاني مهاجمي ساخت که در صدر جدول گلزنان ليگ برتر همه را دچار شگفتي کرده است.

اين روزها از روي سکوهاي استاديوم محل بازي استقلال تنها شعارهايي يکدست در حمايت از قلعه نويي شنيده مي شود. تماشاگران اين تيم به خوبي از نقش غير قابل انکار سرمربي در موفقيت استقلال آگاهند و مي دانند که قلعه نويي در صورت ادامه اين روند، قهرماني ليگ هشتم را برايشان به ارمغان خواهد آورد. اما آيا عملکرد قلعه نويي هيچ عيب و نقصي نداشته است؟ مي توان خوشبين بود و در پاسخ به اين سوال گفت ان شاء الله همين طور است، اما حتي هواداران دوآتشه ژنرال نيز خيلي خوب به خاطر دارند که او پيش از اين و در طول دوره سوم ليگ برتر دکتراي نااميد کردن هواداران را در هفته هاي پاياني گرفته است، او در آن سال در حالي که در يک قدمي قهرماني قرار داشت به طرزي ناگهاني کم آورد و جام را به پاس واگذار کرد. مشکل ژنرال کجاست؟ به نظر مي رسد امير قلعه نويي به شدت از نوعي محافظه کاري محض رنج مي برد؛ همان محافظه کاري که موجب مي شود او تيمش را پس از رسيدن به نتيجه دلخواه به يکباره عقب بکشد و با تعويض هايي تدافعي، روح برتري جويي را از بازيکنانش بگيرد. بازي با برق شيراز در حافظيه را مرور کنيد. در آن بازي گل آخر استقلال در دقيقه 58 به ثمر رسيد و بعد از آن برق که همه چيز را از دست رفته مي ديد بي محابا روي دروازه استقلال هجوم آورد. در 30 دقيقه باقي مانده بازي برق تنها با دو مدافع از دروازه اش پاسداري مي کرد اما دريغ از حتي يک ضد حمله استقلال. تغييرات تاکتيکي قلعه نويي مقابل صباباتري در ورزشگاه آزادي نيز چيزي شبيه بازي با برق شيراز بود. به نظر مي رسد امير قلعه نويي که پيش از شروع اين بازي ها و در گفت وگوهاي رسانه يي با توسل به جنگ رواني برتري را به تيمش ديکته کرده بود با امير قلعه نويي که حين بازي روي نيمکت نشست، تفاوت هاي بسياري دارد. آيا او روي نيمکت ترسو مي شود؟ مرور کارنامه قلعه نويي چاره يي جز پاسخ مثبت گفتن به اين سوال باقي نمي گذارد.

دوباره به ابتداي يادداشت برگرديم. اين روزها چرخ روزگار به کام سرمربي استقلال مي چرخد. تيم او در فاصله 10 هفته مانده به پايان رقابت هاي اين فصل ليگ برتر با اختلاف پنج امتياز نسبت به نزديک ترين تعقيب کننده اش به صدر جدول رده بندي تکيه زده است و بررسي عملکرد ساير مدعيان نشان مي دهد موقعيت آنها از جانب هيچ بني بشري تهديد نمي شود. با اين حال هواداران استقلال به خوبي مي دانند که در ادامه فصل تيم شان محتاج يک سرمربي شجاع است که روي نيمکت نيز همچون پيش از شروع بازي نمايشي جسورانه داشته باشد. آنها از خودشان مي پرسند آيا قلعه نويي مي تواند با خودش کنار بيايد يا همچون دوره هاي اول و دوم ليگ برتر در آخرين لحظات قافيه را به رقبايش مي بازد؟
بازشگت سرمربي پرسپوليس


پرسپوليس همچنان خبرساز ترين تيم ايران است. در تمرين ديروز اين تيم هم اتفاقات جالبي رخ داد که بازگشت پيرواني و آشتي کنان کريمي و انصاري فرد، از مهم ترين اتفاقات قرمزها محسوب مي شود. ديروز افشين پيرواني با لباس شخصي در تمرين حاضر شد، اما تمرين ديروز مانند روز يکشنبه زيرنظر نعيم سعداوي، احمدرضا عابدزاده و پرويز کماسي برگزار شد و پيرواني هم در گوشه يي از زمين تنها تمرين را نگاه کرد. اين در حالي بود که سرمربي جوان پرسپوليس دقايقي قبل از شروع تمرين جلسه يي با بازيکنان برگزار کرده بود. عباس انصاري فرد و مجيد فرخ زادي مديرعامل و از اعضاي هيات مديره باشگاه هم در تمرين ديروز حاضر بودند. سرمربي پرسپوليس، پس از بازگشتش به تمرينات تيم دلگيري از اتفاقات بازي با پيام را عامل غيبت خود در تمرين روز يکشنبه عنوان کرد و گفت؛ «از اتفاقاتي که در بازي پرسپوليس با پيام رقم خورد، دلخور بودم و شرايط روحي خوبي براي حضور در تمرينات نداشتم. يک بازيکن طبيعي است در طول فصل حداقل يک روز خوب نداشته باشد. در اين شرايط شايسته نيست آن بازيکن يا حتي مربي توهين و ناسزا بشنود. براي من خيلي عجيب بود، طي سال هاي گذشته تا به حال نديده بودم که عليه يک تيم از دقيقه 60 شعار بدهند. متاسفانه تيم ما حتي زماني که به گل رسيد هم هواداران شعار مي دادند که اين رفتار خيلي عجيب و دور از انتظار بود. اگر قرار باشد در بين هواداران تيم جناح بندي باشد و هر کس فرد مورد علاقه خود را تشويق کند، مطمئن باشيد که پرسپوليس ضربه مي خورد. در اين بين بيش از افشين پيرواني به تيم پرطرفدار پرسپوليس لطمه وارد مي آيد.» جالب اينکه پيرواني تاکيد کرد مسائل به وجود آمده را فراموش کرده و حتي آنها را به فال نيک مي گيرد؛ «تمام اتفاقاتي که در بازي روز شنبه رقم خورد را به فال نيک مي گيرم و از امروز در کنار ديگر بازيکنان تلاش مي کنيم خود را براي بازي مهم مقابل داماش آماده کنيم و پس از آن در انديشه موفقيت در بازي حساس برابر استقلال خواهيم بود. تمام اتفاقات گذشته را فراموش کردم و برگشتم تا با قدرت به کارم ادامه دهم. همه ما خادم و عاشق پرسپوليس هستيم. در تيم ما هميشه حاشيه وجود داشته و من به عنوان فردي که سابقه بازي و مربيگري در تيم پرسپوليس را دارم با اين حواشي غريبه نيستم.»

آشتي کنان کريمي با انصاري فرد

در جريان تمرين ديروز پرسپوليس در اواسط تمرين بازيکنان پرسپوليس به همراه افشين پيرواني به کناره هاي زمين آمدند و با عباس انصاري فرد و مجيد فرخزادي مديرعامل و عضو هيات مديره باشگاه پرسپوليس ديدار و احوالپرسي کردند. در همين گيرودار علي کريمي که در چند روز گذشته به انتقاد از انصاري فرد مديرعامل باشگاه پرداخته بود، به گفت وگو با عباس انصاري فرد پرداخت و به نوعي اين دو با يکديگر آشتي کردند. مديرعامل پرسپوليس درباره برطرف شدن سوءتفاهماتش با علي کريمي توضيح داد؛ «بين من و علي کريمي سوتفاهمي نبوده که قرار باشد برطرف شود. متاسفانه طي روزهاي گذشته حرف ها و شايعاتي مطرح شد که با درايت مسوولان باشگاه و گذشت آنها همه چيز حل و فصل شد و از امروز با آمادگي بيشتر خود را براي ميدان هاي پيش رو آماده خواهيم کرد.» همچنين مديرعامل پرسپوليس در پاسخ به اين سوال که آيا کريمي گفت وگوهاي اخير خود با رسانه ها را تکذيب کرده که شما از تخلفش چشم پوشي کرديد، گفت؛ «بحث تکذيب نيست. ما با بازيکنان خود در تعامل هستيم. شما توجه داشته باشيد گاهي يک بازيکن از زمين اخراج مي شود و با او گفت وگويي صورت مي گيرد. آن بازيکن با ناراحتي مطالبي را مي گويد که در مواقع عادي شايد چنين مطالبي را عنوان نمي کرد و بعد از گفت وگوي اول بدون شک از رفتار خود پشيمان مي شود.» گويا علي کريمي در گفت وگويش با انصاري فرد پذيرفته که در صحبت هايش خيلي تند رفته و بين او و انصاري فرد صلح برقرار شده است. انصاري فرد در پايان تاکيد کرد پرسپوليس مي تواند حتي به قهرماني ليگ هم در اين فصل برسد؛ «براي رسيدن به موفقيت راه سختي نداريم از زماني که من مديرعامل پرسپوليس شدم، تيم به دو پيروزي و يک تساوي رسيده است که نمي تواند آمار بدي باشد. در حال حاضر ما تيم سوم جدول هستيم و اميدوار به کسب قهرماني ليگ. براي ما هنوز هيچ چيزي از دست نرفته و مي توانيم در مسير موفقيت گام برداريم.»

مربي سوئدي براي پرسپوليس

در حالي که عباس انصاري فرد يک بار ديگر بر حمايت از افشين پيرواني تاکيد کرده، ديروز سايت خبري برنا از مذاکره مسوولان پرسپوليس با يک مربي سوئدي خبر داد. مسوولان باشگاه پرسپوليس باب مذاکره با «هانس باکه» دستيار کنوني «اريکسون» در تيم ملي مکزيک را گشودند. «هانس باکه» دستيار سوئدي «اريکسون» در تيم ملي مکزيک که سابقه سرمربيگري باشگاه هاي کپنهاگن دانمارک، سالزبورگ اتريش، پاناتينايکوس يونان و مربيگري در باشگاه منچسترسيتي انگلستان را در کارنامه خود دارد با 56 سال سن گزينه تازه پرسپوليسي ها به شمار مي رود.
درام 94 دقيقه يي چلسي-ليورپول
سرعت اتفاقات رخ داده در دقايق پاياني بازي ليورپول و چلسي کندتر و البته دراماتيک تر از جريان 45 دقيقه دوم بود و طعنه آميز اينکه بازيگر اصلي تئاتر يکشنبه، ستاره شدن خود را مديون نقش مکمل بود.

استيون جرارد در دقايق ابتدايي نيمه اول درخشش فوق العاده يي نداشت. برخلاف مدافعان سردرگم چلسي. آنها يک بار تا آستانه بازگشايي دروازه خود پيش رفتند اما تقدير مي خواست هواداران ليورپول قبل از بالاي دست گرفتن شال هايشان به مرز سکته برسند. اخراج لمپارد در نيمه دوم، معادلات را به سود ميزبان تغيير داد و در ادامه يوسي بنايون آماده به لطف تکنيک و ظرافت پاس هايش، کناره هاي زمين را از آن ليورپول کرد. اسکولاري مي خواست خلأ و فاصله فراوان طول زمين ميزبان را به جولانگاه هافبک هاي تيمش تبديل کند اما ضدتاکتيک بنيتس جواب داد. جرارد از چپ و راست توپ مي ريخت و ارسال هاي بلند هم در دستور کار قرمزها قرار داشت. در اين شرايط پتر چک سد راه انفجار ورزشگاه مي شود و اگر هم کم مي آورد تير دروازه بار وي را به دوش مي کشيد. 80 درصد مالکيت توپ براي ليورپول بود. در اين لحظات خاطره بازي معروف فصل

2005-2004 بين منچستريونايتد و آرسنال در خاطر تداعي مي شد؛ جايي که آرسنال با وجود برتري 70 به 30 در تصاحب توپ، دو بر صفر شکست خورد. اين بار تاريخ تکرار نشد چون نه چلسي آنقدرها فرصت طلب بود و نه ليورپول خيلي سهل انگار. چهار پاس زيبا در ميانه ميدان در نهايت به آئورليو رسيد و سانتر زيباي او، ضربه سر زيباتر تورس و گل دقيقه 88 پرافتخارترين تيم انگليس را در پي داشت. به نظر مي رسيد توپ با سايش به سر مدافع چلسي به پاي چک برخورد کرده و درون دروازه غلتيده است. وقت هاي تلف شده زماني براي شادي هواداران و شکار نماهاي جادويي از سوي کارگردان ذوق زده آنفيلد تلقي مي شد. چند دقيقه بعد کرنر به دست آمده توسط جرارد پس از ناتواني بنايون به تورس رسيد. دروازه خالي و تمام، در سومين دقيقه وقت هاي تلف شده اختلاف به دو گل رسيد. سرمربي اسپانيايي ليورپول در پايان بازي به ستايش از شاگردانش پرداخت؛ «به شاگردانم افتخار مي کنم. آنها ثابت کردند فقط ما شايسته پيروزي بوديم. البته قبل از اخراج لمپارد هم تيم برتر ميدان نام داشتيم اما 10نفره شدن رقيب روند احاطه تيم من بر جريان بازي را تسهيل کرد. هنوز همان احساس قبل از اين رقابت را دارم. چيزي عوض نشده است.» اسکولاري بدون اينکه بخواهد داور را تخطئه کند، خيلي ملايم عملکرد او را زير ذره بين برد؛ «برتري ليورپول نتيجه طبيعي اخراج لمپارد بود. اگر رايلي يک بار ديگر صحنه را ببيند، متوجه اشتباه خود مي شود. به نظر مي رسيد آلونسو نيز مرتکب خطا شد اما فقط حرکت لمپارد به چشم آمد. بايد اعتراف کنم کار خيلي دشواري پيش رو داريم، با اين حال نااميد نمي شويم و پله به پله بالا مي رويم. نبرد همچنان ادامه دارد.» لمپارد از سوي همکاران پدرش در کميته انضباطي فوتبال انگليس از همراهي چلسي در بازي دور پنجم جام حذفي مقابل واتفورد و همچنين رقابت با هال سيتي و استون ويلا در ليگ برتر محروم شده اما اسکولاري اطمينان داده مي تواند با ارائه فرجام خواهي مجوز حضور «لمپ» در بازي بعدي آبي ها را به دست آورد. دور از اين قيل و قال ها، ليورپول به تنهايي در رتبه دوم جاي گرفت تا حداقل اجازه روياپردازي براي رسيدن به صدر جدول (مکاني که چند هفته پيش به خودش تعلق داشت) را بيابد.
هفته پرماجراي لژيونرها در آلمان و اسپانيا
هفته جاري رقابت هاي باشگاهي در آلمان و اسپانيا براي لژيونرهاي ايراني شاغل در آنها هفته پرماجرايي بود. در اسپانيا اوساسونا پس از هفته ها ناکامي موفق شد در ورزشگاه خانگي اش پمپلونا يک بر صفر مايورکا را شکست دهد و سرانجام از قعر جدول رده بندي لاليگا جدا شود. در اين ديدار هر دو بازيکن ايراني اوساسونا در ترکيب اوليه يي که خوزه آنتونيو راهي زمين کرده بود، حضور داشتند. والتر پاندياني مهاجم اوساسونا در دقايق ابتدايي اين ديدار موفق شد روي سانتر خوان فران تک گل پيروزي بخش اوساسونا را وارد دروازه مايورکا کند. مسعود شجاعي و جواد نکونام نيز در طول بازي نمايش قابل قبولي از خود ارائه کردند. شجاعي که تا دقيقه 83 در ميدان حاضر بود در انتها به عنوان تاثيرگذارترين بازيکن ميدان انتخاب شد اما وضع براي جواد نکونام اندکي متفاوت بود. او که در دقيقه 88 به دليل خطا روي مارتي براي دومين بار با کارت زرد داور روبه رو شد، ضمن ثبت نخستين کارت قرمز در پرونده اش هفته بيست و دوم لاليگا را از دست داد. خوزه آنتونيو کاماچو سرمربي اوساسونا پس از اين پيروزي به وب سايت باشگاه اوساسونا مي گويد؛ «بازيکنان من خيلي خوب دستورات تاکتيکي را اجرا کردند و از آنها رضايت کامل دارم.» سرمربي اوساسونا در مورد گل زودهنگام تيمش مي گويد؛ «گل پاندياني تصادفي نبود و ما براي رسيدن به اين گل برنامه ريزي کرده بوديم.» او با ابراز رضايت از عملکرد بازيکنان ايراني اوساسونا در مورد جواد نکونام مي گويد؛ «جواد نکونام يکي از بهترين بازيکنان من است. از باشگاه خواسته ام او را حفظ کند. او بايد بيش از پيش در کارهاي گروهي شرکت کند و در برخي موارد کنترل کاملي بر اعصاب خود داشته باشد.» کاماچو درباره اخراج نکونام از بازي مي گويد؛ «از اخراج او خيلي ناراحت شدم. ما بايد به خاطر غيبتش در بازي بعدي تغيير تاکتيک بدهيم اما با وجود اخراج و محروميت از بازي بعدي، از نکونام خواسته ام در تمام تمرينات حاضر باشد تا بتوانم هم از آمادگي وي اطمينان داشته باشم و هم دستورات تاکتيکي را اجرا کنم.» سرمربي اوساسونا در مورد نحوه عملکرد مسعود شجاعي نيز مي گويد؛ «او بايد با شرايط سازگار شود. شجاعي کمتر از آنچه توقع دارم در کارهاي تيمي شرکت مي کند اما در کل زوج خوبي هنگام حمله با مهاجمان مي سازد.» اوساسونا با پيروزي مقابل مايورکا سرانجام از قعر جدول رده بندي لاليگا جدا شد و با 17 امتياز و به لطف تفاضل گل بهتر در جايگاه هجدهم جدول ايستاد. در رقابت هاي باشگاهي آلمان نيز بوخوم با کسب پيروزي دو بر صفر مقابل کارلسروهه 14امتيازه شد و در رده پانزدهم جدول رده بندي ايستاد. وحيد هاشميان در اين ديدار تنها به عنوان بازيکن جايگزين سه دقيقه به ميدان رفت و در پايان بازي در شادي هم تيمي هايش شرکت کرد. اينتراخت فرانکفورت که شنبه ميهمان هرتابرلين بود نتيجه يي بهتر از شکست دو بر صفر کسب نکرد. فرانکفورتي ها به اين ترتيب با توجه به 19 امتيازي که از قبل اندوخته بودند در جايگاه سيزدهم جدول قرار گرفتند. مهدي مهدوي کيا ملي پوش ايراني اينتراخت فرانکفورت در اين بازي به ميدان نرفت.
عناوين اين صفحه
کوهنوردي همچون مهره سرخي است بر بازو
قرعه کشي جام حذفي آلمان
اسکولاري؛ اخراج «لمپارد» اشتباه بود
پيروزي بارسلونا و تثبيت صدرنشيني
پيروزي ميلان در خانه لاتزيو
باخت اسکولاري به تيم هاي بزرگ
پنج هزارمين گل براي مسي
چه کسي بود صدا زد ژنرال
بازشگت سرمربي پرسپوليس
درام 94 دقيقه يي چلسي-ليورپول
هفته پرماجراي لژيونرها در آلمان و اسپانيا
تاريخ بازي هاي اول فروردين عوض نمي شود
معرفي سايپا به عنوان حامي مالي فدراسيون فوتبال
اسکوربورد فولادشهر 20 بهمن راه اندازي مي شود
هيات رئيسه مجلس درباره گزارش المپيک تصميم مي گيرد
«سايپا مينياتور» حامي مالي استقلال در آسيا
پتروويچ؛ دايي بخواهد ملي پوش مي شوم
فلاح؛ يک خبرنگار بحث جادوگر را در برق راه انداخت
نوروز بي«نود» شد
در خصوص ديدار ايران و کره جنوبي
برنامه و داوران هفته بيست و پنجم

تاريخ بازي هاي اول فروردين عوض نمي شود
به دنبال اعتراض سرمربي تيم فوتبال استقلال به تاريخ برگزاري مسابقه در روز اول فروردين ماه عزيز محمدي رئيس سازمان ليگ عنوان کرد؛ « بارها گفته ام، بار ديگر هم مي گويم که برنامه ريزي هاي انجام شده توسط سازمان ليگ تغيير نمي کند و در همين جا اعلام مي کنم به هيچ عنوان مسابقات روز اول فروردين ماه به روز ديگري موکول نمي شود.»


معرفي سايپا به عنوان حامي مالي فدراسيون فوتبال
در حالي که از مدت ها قبل اخبار متفاوتي درباره حامي مالي تيم هاي ملي مطرح شده بود، سرانجام فدراسيون فوتبال با شرکت خودروسازي سايپا به توافق رسيد و اين شرکت به عنوان اسپانسر تيم هاي ملي فعاليت خود را تا پايان جام جهاني که قابليت تمديد تا پايان جام ملت هاي 2011 آسيا را دارد، آغاز خواهد کرد. امروز مراسم معارفه اسپانسر فدراسيون فوتبال راس ساعت 10 صبح با حضور رئيس سازمان تربيت بدني، رئيس و اعضاي هيات رئيسه، روساي کميته هاي فدراسيون فوتبال و سرمربيان و مربيان تيم هاي ملي در هتل آکادمي ملي فوتبال برگزار خواهد شد.


اسکوربورد فولادشهر 20 بهمن راه اندازي مي شود
تابلوي نتايج ورزشگاه فولادشهر اصفهان 20 بهمن ماه راه اندازي خواهد شد. مراحل مقدماتي نصب انجام شده و طبق گفته پيمانکار به مسوولان باشگاه ذوب آهن اين اسکوربورد از 20 بهمن ماه راه اندازي خواهد شد. استاديوم فولادشهر ميزبان بازي هاي سپاهان در جام باشگاه هاي آسيا خواهد بود و به همين دليل امکاناتي همچون سالن کنفرانس آن راه اندازي شده و اسکوربورد نيز در دست تکميل شدن است.


هيات رئيسه مجلس درباره گزارش المپيک تصميم مي گيرد
حجت الاسلام سيدجلال يحيي زاده از نهايي شدن تصميم در خصوص چگونگي ارائه گزارش المپيک 2008 پکن خبر داد. رئيس کميته تربيت بدني و جوانان مجلس شوراي اسلامي با اعلام اين خبر گفت؛ براي آخرين بار موضوع چگونگي ارائه گزارش تلفيقي تهيه شده در مورد المپيک 2008 در جلسه يکشنبه کميسيون فرهنگي مطرح شد. قرار شد طي نامه يي از سوي دکتر حدادعادل رئيس کميسيون به رئيس مجلس اين گزارش ارائه شود. البته براي انتشار اين گزارش تصميم نهايي با رئيس مجلس و هيات رئيسه خواهد بود. نماينده مردم تفت و ميبد در خانه ملت تصريح کرد؛ اگر قرار و تصميم بر اين شود که اين گزارش در صحن علني قرائت شود، طبيعتاً از اين طريق اقدام خواهد شد و چنانچه خواسته شود به همين شکل آن را در اختيار مطبوعات، رسانه ها و مردم براي اطلاع رساني و ارائه قرار دهند، به اين شکل ارائه مي شود و اين آخرين بحثي بود که در جلسه ديروز انجام شد. يحيي زاده در پايان گفت؛ البته قرار ما بر اين است که ويرايش نهايي هم با اجازه کميسيون در مورد اين گزارش داشته باشيم که گزارش با آخرين ويرايش با نامه رئيس کميسيون امروز و فردا به رئيس مجلس ارائه شود.


«سايپا مينياتور» حامي مالي استقلال در آسيا
به احتمال فراوان «سايپا مينياتور» پس از توافق نهايي مابين مديرعامل باشگاه استقلال و مديرعامل گروه صنعتي سايپا به عنوان حامي مالي استقلال در آسيا معرفي خواهد شد. به دنبال نشستي که مهرداد بذرپاش و اميررضا واعظي آشتياني در هفته گذشته انجام دادند توافق اوليه براي حمايت مالي کارخانه سايپا در شش بازي استقلال در ليگ قهرمانان صورت گرفت.


پتروويچ؛ دايي بخواهد ملي پوش مي شوم
ايوان پتروويچ هافبک صربستاني پرسپوليس در خصوص حضورش در تيم ملي ايران گفت؛ زماني بحثي بود که مطرح شد، اما به صورت جدي نبود. فقط از طرف روزنامه ها از من سوال مي کنند که آيا دوست داري در تيم ملي ايران بازي کني که من هم گفتم مسوولان فدراسيون فوتبال ايران در اين خصوص با من صحبتي نکرده اند. الان سرمربي تيم ملي ايران علي دايي است، اگر او فکر کند که من مي توانم براي تيم ملي شما مفيد باشم، اعلام نياز کند تا با بررسي دقيق جواب بدهم. اگر توانستم براي تيم ملي صربستان بازي مي کنم وگرنه پيراهن تيم ملي ايران را خواهم پوشيد.


فلاح؛ يک خبرنگار بحث جادوگر را در برق راه انداخت
مديرعامل باشگاه برق شيراز با رد شايعه تماس مدعيان جادو و جنبل با مسوولان باشگاه از اقدام قانوني عليه شايعه سازان خبر داد. عبدالرسول فلاح گفت؛ متاسفانه عده يي خواسته يا ناخواسته مسائلي را مطرح مي کنند که با آموزه هاي ديني ما هم منافات دارد. اخيراً برخي از دوستان با راه اندازي شايعه حضور جادوگر و طلسم در تيم به گونه يي رفتار مي کنند که به رواج خرافه پرستي مي انجامد. اگر قرار بود نتايج فوتبال با طلسم جادوگران رقم بخورد، قيمت «ديويد بکام» 10هزار تومان بود و آقايان جادوگر ميلياردها تومان حقوق مي گرفتند. تاکنون به اين مسائل واکنشي نشان نداده ايم، اما در صورتي که اين موضوعات ادامه يابد مطمئن باشيد اقدام قانوني مي کنيم تا شايعه سازان تنبيه شوند. وي با اذعان بر اينکه اين افراد شايعه ساز را مي شناسد، اظهار کرد؛ برخي دوستان با يک شوخي جو فوتبال را به هم مي ريزند و نمي دانند اين کارها چه عواقب سوئي دارد. فرد شايعه ساز که اتفاقاً از خبرنگاران خوب هم هست بايد بداند ماهم آستانه تحملي داريم و تا يک حدي رعايت حال او را مي کنيم.


نوروز بي«نود» شد


در طول 10 سال گذشته برنامه «نود» هيچ گاه در ايام نوروز پخش نشده است اما با توجه به اينکه نوروز امسال مسابقات زيادي مثل ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا برگزار مي شود جاي سوال دارد که آيا برنامه نود براي بررسي اين ديدارها پخش مي شود يا نه؟ پورمحمدي مدير شبکه سه در پاسخ به اين سوال مي گويد؛ «برنامه نود در نوروز روي آنتن نمي رود و بعد از نوروز مجدداً پخش مي شود.» مدير شبکه سه به دليل کثرت مسابقات فوتبال در ايام نوروز قصد دارد آنها را به شکل مطلوب پوشش دهد، به همين خاطر برنامه ويژه ورزشي با اجراي عادل فردوسي پور در ايام نوروز در نظر گرفته است که احتمالاً پس از ديدارها به منظور آناليز بازي ها پخش خواهد شد. علي اصغر پورمحمدي مدير شبکه سه در خصوص توليد برنامه هاي ورزشي ويژه ايام نوروز مي گويد؛ «يک برنامه گفت وگومحور جذاب هم در مرحله پيش توليد داريم که محوريت برنامه پرداختن به فرهنگ و هويت ايراني است. هنوز مجري برنامه را انتخاب نکرديم و در حال حاضر مشغول بررسي يک مجري مناسب براي اين برنامه هستيم. پخش فوتبال برگزيده و قديمي از ديگر برنامه هاي شبکه سه در اين ايام است.» پورمحمدي به توليد يک جنگ در گروه ورزش شبکه سه براي ايام نوروز اشاره مي کند و توضيح مي دهد اين جنگ سال گذشته در حاشيه خليج فارس اجرا شده بود، اما امسال عوامل برنامه ساز هر روز در يکي از شهرهاي مرزي ايران برنامه اجرا مي کنند و روي آنتن مي فرستند.


بيانيه فدراسيون فوتبال
در خصوص ديدار ايران و کره جنوبي
فدراسيون فوتبال در آستانه ديدار تيم هاي ملي ايران و کره جنوبي در بيانيه يي بر حضور تماشاگران در ورزشگاه آزادي تاکيد کرد. در اين بيانيه آمده است؛ 23 بهمن فوتبال ايراني در چنبره آزموني دشوار، ديگر بار سکوت سنگين درون خود را به گوشه يي وامي نهد تا که گامي با يکديگر برداريم به پيش. گامي که چون نقبي ژرف، شور بي پايان فوتبال را به دل هاي ما پيوند مي زند تا ما را از ميان پرخاشگري ها و گره افکني ها، از ميان ترديدها و پرواها و از ميان کنايه ها و سياه نمايي ها به روشني هدايت کند.

آنجا که دست به دست هم کاري کنيم «کارستان». آنجا که يادمان نرود روزي افسون خواب خمارخيزي مانديم و در خانه خفتيم تا همين «کره يي ها» به نيرنگ نغمه يي ناچيز، به هياهوي ساختگي اندک، آرزوهاي المپيکي ما را به باد تباهي بسپارند. بي هيچ واهمه يي چه سخت بود، يادمان و يادتان هست. ... و ما اکنون در رويارويي «شش امتيازي» با کره يي ها، پندارمان کدام است؟ جز اين است که بايد با دست هايي که پيوسته اند و دل هايي که همبسته در لابه لاي ارژنگ تاريخي روزگاران همبستگي هامان نقش خوش رنگ ديگري بنگاريم. جز اين است که بايد مهربانانه براي قهرمانان مان «چراغي ببريم و دريچه يي که از روزنه روشنان آن سوسوي پيروزي را بنگرند». بيست و سه بهمن، «ورزشگاه آزادي» چشم به راه ماست که لرزه بر استخوان هاي رقيبي ديرينه درافکنيم، بيست و سه بهمن، «ورزشگاه آزادي» چشم به راه ماست که بر فراز رنگ ها پرواز کنيم و نواي روح انگيز «چو ايران نباشد، تن من مباد» را بسراييم. 23 بهمن، «ورزشگاه آزادي» چشم به راه ماست که کاري کنيم.


برنامه و داوران هفته بيست و پنجم
چهارشنبه 16 بهمن

داماش - پرسپوليس (عضدي- 30/13)

داوران؛ ممبيني - تقي پور - يزداني - دانش مهر

ذوب آهن - پاس (فولاد شهر - 45/14)

داوران؛ قهرماني - کامراني فر - علي نژاديان - شهريار پناه

مقاومت سپاسي - ابومسلم (حافظيه -45/14)

داوران؛ رفيعي - سنجري - منصوري - شرفي

پيکان - استقلال اهواز (رجايي -45/14)

داوران؛ حاج بابايي - شمس- زارع - ساعدي

سايپا - ملوان انزلي (انقلاب - 45/14)

داوران؛ رحيمي مقدم - قرا ملکي - شاهين - بابلي

فولاد - سپاهان (تختي - 45/14)

داوران؛ واحدي - سخندان - رفعتي - ارشادي

مس کرمان - برق شيراز (باهنر -45/14)

داوران؛ فغاني - فروغي - صفا - احمدي

پيام - صبا (ثامن الائمه - 45/14)

داوران؛ مرادي - حيدري - عباسي - ملکي

راه آهن - استقلال (آزادي - ساعت 45/15)

داوران؛ جهانبازي - شکور - کريمي - جباري


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام