سه شنبه، 15 بهمن 1387 - شماره 1883
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: اجتماعي
با تصويب طرحي از سوي مجلس در وزارت جهاد کشاورزي و سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري صورت مي گيرد
واگذاري و ساخت بنا در اراضي جنگلي و ملي
گروه اجتماعي، مونا قاسميان؛ پس از تصويب طرح هاي 10 هکتاري، طرح طوبي و بوستان خانواده، اين بار تعدادي از نمايندگان کميسيون هاي کشاورزي، آموزش و تحقيقات، اجتماعي ، اقتصادي، امنيت ملي و صنايع و معادن مجلس با طرح «افزايش بهره وري بخش کشاورزي» خواهان واگذاري منابع طبيعي و ساخت و ساز در عرصه هاي ملي و جنگلي شدند.

در ماده هشت اين طرح آمده است؛ «به منظور حفظ اراضي ملي واقع در حريم شهرهاي بالاي يکصدهزار نفر جمعيت و جلوگيري از تجاوز به اين اراضي و توسعه فضاي سبز اعم از زراعت چوب، جنگلکاري و پارک هاي جنگلي و باغات مثمر، وزارت جهاد کشاورزي مي تواند با حفظ مالکيت دولت بهره برداري از اين اراضي را به صورت اجاره هاي بلند مدت 99 ساله ثبتي و در قالب طرح مصوب در اختيار متقاضيان قرار دهد. حداکثر مساحت واگذاري هاي موضوع اين ماده دو هکتار است و هرگونه واگذاري اراضي موضوع اين ماده بالاتر از ارتفاع دو هزار متر از سطح دريا به کلي ممنوع است.

همچنين واگذاري حق بهره برداري اراضي جنگلي و جنگل هاي کم بازده با ميزان چوبدهي کمتر از 50 متر مکعب و در قالب طرح هاي مصوب و به ميزان حداکثر يک هکتار به منظور ايجاد جنگل جديد، پارک جنگلي جديد و زراعت چوب از مناطق واقع در حريم شهرها يا خارج از حريم شهرها و حداکثر تا ارتفاع 500 متري از سطح دريا و در قالب مفاد اين ماده مجاز است.»

طبق تبصره يک اين طرح« اجاره بهاي اين گونه اراضي براي سال اول به صورت مزايده تعيين و براي سال هاي بعد بر اساس نرخ تورم سالانه اعلامي از سوي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تعديل و تعيين مي شود که اجاره بهاي سالانه بايد توسط مستاجران حداکثر تا پايان سال مالي به حساب مربوطه در خزانه واريز شود. همچنين طبق تبصره 2 اين طرح؛ مستاجران موضوع اين ماده مي توانند در اين اراضي و بر اساس مندرجات طرح مصوب، حداکثر 250 متر مربع بناي مسکوني ويلايي احداث و استفاده کنند.»

نگاه مسوولان به منابع طبيعي تاکنون به گونه يي بوده است که نه تنها از اين منابع حفاظتي صورت نمي گيرد بلکه دائماً به نوعي عليه آن تبليغ مي شود. رئيس جامعه جنگلباني با بيان اين جملات پس از مطرح شدن اين طرح در مجلس گفت؛ « در ماده 8 اين طرح بدترين اتفاق براي منابع طبيعي و محيط زيست کشور گنجانده شده است. از زمان واگذاري طرح ده هکتاري در شمال ايران که يکي از خائنانه ترين طرح هاي مصوب شده در سال 46 در عرصه هاي منابع طبيعي کشور بود، بسياري از آدم ها به نوعي حريص شدند تا در مقاطع مختلف با ترفندهاي مختلف عرصه هاي منابع طبيعي را تملک کنند.»

کاظم نصرتي در پاسخ به وجود خلأهاي قانوني در زمينه حفاظت از منابع طبيعي گفت؛ «ما نه تنها خلاء قانوني نداريم بلکه قوانين بسياري داريم که متضاد و موازي با همديگر باعث تخريب بيشتر منابع ما مي شود. به همين دليل است که معتقديم نظام توليد، ساختار، قوانين و مقررات را بايد تغيير بدهيم و متناسب با ظرفيت علمي، کارشناسي و تحقيقاتي امروز کشورمان برنامه ريزي کنيم و نه بر فرضيات 40 سال گذشته.»طرح 10 هکتاري ها باعث شد بيش از 800 قطعه دو تا 35 هکتاري جنگلي بين چابکسر و نور تفکيک شد و در اختيار نظاميان، استادان و بعضي از مديران سازمان وقت قرار گرفت که آغازي براي تخريب ها و تجاوزات به جنگل هاي شمالي بود که همچنان به رغم پيگيري هاي دستگاه هاي قضايي و امنيتي يک معضل بزرگ در کشور است. اما بعد از آن بازهم با تصويب طرح هايي مانند طرح طوبي و بوستان خانواده اين گونه تخريب ها شدت گرفت.

نصرتي با اشاره به يک مورد از واگذاري هاي منابع طبيعي با دستورالعمل شوراي عالي انقلاب گفت؛ «اين واگذاري ها هدفمند تر شد. يعني با اهدافي خاص صورت گرفت و در بسياري از نقاط کشور توليدات باغات و اراضي کشاورزي جديدي صورت گرفت ولي هيچ وقت ارزيابي از اين واگذاري ها صورت نگرفت.»

رئيس جامعه جنگلباني با تاکيد بر اينکه در يک مقطع زماني، اراضي وسيعي در جنوب کشور به عنوان پرورش ميگو ماهي واگذار شد، گفت؛ « هيچ وقت ارزيابي نشد چه کساني اين طرح ها را دادند و چه کساني اين اراضي را واگذار يا دريافت کردند. مهم ترين هدف ما در اين واگذاري ها توليد و امنيت غذايي کشور و در نهايت رضايت مردم و جوامع محلي بود. اما آيا تبديل اين همه اراضي ما را به اهداف مان رساند؟»در نيمه اول دهه 70 با تغيير و تحولاتي که در سازمان جنگل ها صورت گرفت واگذاري هاي عرصه هاي منابع طبيعي شدت بيشتري گرفت. در نيمه دوم دهه 70 باز طرحي مطرح شد؛ با عنوان و ايده بسيار خوب و هدف متعالي به نام طرح طوبي.نصرتي درباره اين طرح گفت؛ «هيچ وقت ارزيابي در مورد اين طرح صورت نگرفت که آيا اجراي آن با توجه به شرايط اقليمي ايران در يک مقطع کوتاه صلاح است يا خير. در دهه اول 80 در دولت نهم بوستان خانواده مطرح شد که يکي از غيرعلمي ترين طرح ها در کشور بود که نه تنها عدالت محوري و مهرورزي در آن ديده نمي شد، بلکه باز افرادي با آن به نان و نوايي رسيدند.»

رئيس جامعه جنگلباني با تاکيد بر اينکه تمام آرزوهاي عده يي براي ويلاسازي در جنگل در ماده هشت اين طرح خلاصه شده است، گفت؛ «متخصصان و جنگلبانان حرفه يي معتقدند اين طرح نه تنها به نفع کشور و مردم نيست بلکه فقط به نفع عده يي محدود است. چرا در اين طرح نوشته شده، شهرهاي 100 هزار نفر به بالا ؟ چرا دو هکتار؟ چرا اجازه ساخت 250 متر مربعي ويلا؟ پاسخ اين سوالات نشان مي دهد افرادي براي اين اراضي برنامه ريزي کرده اند.»

نصرتي با تاکيد بر اينکه بيشتر استادان دانشگاه، مديران و کارشناسان منابع طبيعي با اين طرح مخالف هستند، گفت؛ «اگر سازمان جنگل ها و وزارت جهاد کشاورزي مخالف اين طرح هستند بايد به عنوان دستگاه اجرايي و متولي مخالفت خودشان را صريحاً اعلام کنند. اگر وزارت جهاد مخالفت خود را اعلام نکند تمام اتهامات منتسب به اين سازمان در مورد نداشتن توانايي براي دفاع از منابع طبيعي مصداق عيني پيدا مي کند.»
وقتي همه خوابيم
علي نواصرزاده

1- بگذاريم اين بار اين نوشته مستقيم به ماجراي گزارش؛ به اين دختر 18ساله يي که با ديدن جثه اش شوکه شدم نپردازد. بگذاريم اين بار به گوشه و کنارش بزند. به نوع نگاهم، به اينکه اصلاً چرا ما اين همه راه مي کوبيم و مي رويم که چيزي ببينيم، چيزي بنويسيم و شايد... فقط شايد کاري بتوانيم انجام دهيم.

2- نقطه پايان اين ماجرا کجاست؟ فرار اين دختر 18ساله و جايي که الان به زعم خودش آرام است و دوستش دارد. حکم قاضي دادگاه که آيا از خانواده اش سلب صلاحيت خواهد شد يا نه، تنها نقطه شروع قضيه يي است که متاسفانه فرجام خوشي نخواهد داشت. اين پايان تلخ به خاطر بدن تکه تکه شده «ليلا» که به طرز فجيعي زخمي و خون آلود است، نيست که زخم هاي تن پاک مي شوند، عادت مي شوند؛ به خاطر اين که به روح اين «آدم» اين دختر 18ساله به طرز فجيعي تجاوز شده و اين چيزي است که هيچ کدام از ما نمي خواهيم زياد در خاطرمان بماند. ما آدم هاي فراموشکاري هستيم. زندگي حقيرانه امروز آنچنان درهم مي پيچدمان که در عين بيکاري زمان فکر کردن به اين مسائل را نداريم يا نمي خواهيم داشته باشيم. وقتي اين دختر از آرزوهايش براي خريد کلوچه مي گفت و من به شهرم، ابرشهرم فکر مي کردم، به رستوران هاي رنگارنگي که لبخندي مصنوعي چهره آدم هايش را پر کرده است، به ماشين هايي که انگار حريم امن شان شده است، به شيشه هايي که در سرما و در گرما بالا مي روند که خداي ناکرده دست يکي از اين کودکان خياباني آرامش ظاهري صاحبش را مخدوش نکند، به ترحم هاي بيجا و خنده دارشان و به پشت ميز نشستن هايي که روز به روز شکمم را بزرگ تر مي کنند که فکر مي کردم، ديدم که چقدر از آن دختر دورم. چقدر جنس من با او فاصله دارد. اين را از نگاهش، از لبخندش که از من مي دزديد فهميدم. انگار فرياد مي زد؛ «اين اعداد و ارقام لعنتي، اين دوربين ها که لحظه به لحظه صداي دکمه هايشان مي آيد، آن چيزي نيست که من مي خواهم...» صدايش را مي شنوم. مي فهمم من؛ تمام آن آدم بزرگ ها که دور ميز نشسته ايم با او غريبه ايم. که او را ياد لحظاتي مي اندازيم که آزارش مي دهد. که من برايش تجسم آن پدري هستم که کنار آکواريوم دوطبقه اش لم داده تا دست هاي دخترک روزبه روز بيشتر از حالت طبيعي خارج شود. مثال آن برادري هستم که گوشه يي نشسته تا با پول فرشي که او مي بافد، عروسي اش را رويايي کند و همان خواهري که آنقدر با شانه فرش به کمرش کوبيده که ديگر جاي سالمي روي بدنش باقي نمانده است. من تمام اينها را در چشماني که از من مي دزد، کشف مي کنم، مي بينم و هنوز نمي دانم «ليلا» چقدر کودکي مي خواهد. چه در سر دارد. نه مي توانم آدم هاي شهرم را به خاطر تصنع وجودشان محکوم کنم و نه مي توانم بفهمم شان و اين بزرگ ترين درد من است.

3- عاشق قدم زدن تو هواهاي برفي و باراني وسط هفته ميان قبر کودکاني هستم که سال هاست از خاک کردن شان گذشته است. ديدن قبرهايي که ديگر شسته نمي شوند، که ديگر کسي با شور و حال کنارشان نمي نشيند، که ديگر مادرها با بچه هاي کوچک شان حرف نمي زنند که از تاريکي نترسند، شايد به خيال خودشان ديگر بزرگ شده اند. گاهي دوست دارم در خلوت کامل فقط و فقط بالاي اين قبرها راه بروم و به خودم ثابت کنم هنوز براي بعضي چيزها ارزش قائلم، فراموش شان نکرده ام که من پر از گناهم. ياد آن لحظه يي مي افتم که خواستم از دستان نحيف و پر از زخم «ليلا» عکس بيندازم و او دست هايش را به گونه يي گرفته بود که انگار داشت دعا مي کرد. شايد تشکر بابت اينکه توانسته از آن دخمه فرار کند، شايد هم طلب چيزهاي بزرگي که آرزو مي کرد؛ چيزهايي به بزرگي يک بسته کلوچه. آنقدر بزرگ که من هيچ وقت نمي توانم درک شان کنم.
ايستگاه
افتتاح موسسه مالي و اعتباري شهر

موسسه مالي و اعتباري شهر، 21 بهمن ماه سال جاري به مناسبت سي امين سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامي رسماً با حضور شهردار، مقامات پولي و بانکي و اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران و کلانشهرها افتتاح مي شود. حسين محمدپورزرندي معاون مالي و اداري شهرداري تهران با بيان اين مطلب گفت؛ افتتاح اين موسسه به آرزوي ديرينه شهرداري تهران و ديگر کلانشهرها براي داشتن يک بانک جامه عمل پوشاند. وي در ادامه افزود؛ پس از موافقت بانک مرکزي و پذيره نويسي موفقيت آميز توسط عموم مردم و کارکنان شهرداري ها، موسسه مالي و اعتباري شهر با حضور تهران و کلانشهرها در يک برنامه زمانبندي شده از 21 بهمن ماه رسماً آماده افتتاح مي شود. وي همچنين با تاکيد براينکه با توافق بانک مرکزي، کليه عمليات جديد بانکي تعاوني اعتباري شهر از 21 بهمن ماه به موسسه مالي و اعتباري شهر منتقل خواهد شد، تاکيد کرد؛ ضمناً فرآيند انتقال منابع و مصارف تعاوني مذکور در يک برنامه زمانبندي شده به موسسه مالي و اعتباري منتقل خواهد شد.

گروهي در دولت به منوريل تعلق خاطر دارند

عضو کميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران گفت؛ نظر شوراي شهر در مورد منوريل تغيير نمي کند، مگر آنکه معجزه يي شود و يک کارشناس آنها را در اين زمينه مجاب کند. محمدعلي نجفي در گفت و گو با ايلنا در مورد تغيير طرح جامع حمل و نقل و ترافيک تهران و گنجاندن منوريل در اين طرح تاکيد کرد؛ منوريل براي تهران طرحي کارشناسي به حساب نمي آيد و اين وسيله در برابر مترو به هيچ عنوان قابل دفاع نيست. عضو شوراي شهر تهران با بيان اينکه گروهي در دولت تعلق خاطر خاصي به منوريل دارند، اعلام کرد؛ مطالعاتي که پيرامون اين پروژه انجام شده بر اين امر صحه مي گذارد که احداث منوريل در تهران ضرورتي ندارد و حتي هرگونه ضرورتي را هم نفي مي کند و با امکانات محدود دولت و شهرداري نمي توان در مورد آن بحث کرد. نجفي در پايان گفت؛ اعضاي شوراي شهر تهران همچنان با منوريل مخالف هستند مگر آنکه معجزه يي در زمينه بحث هاي کارشناسي اتفاق افتد و اعضاي شوراي شهر بتوانند در اين زمينه قانع شوند.

آمار ورود گردشگر مستند نيست

رئيس هيات مديره انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي گفت؛ آمار درست و واقعي در مورد ورود گردشگران خارجي به کشور نداريم و آمارهايي که در اين زمينه ارائه مي شود واقعي و قابل استناد نيست. محمدحسن کرماني در گفت وگو با مهر در مورد ارائه آمار گردشگران و توريست ها از سوي سازمان ميراث فرهنگي افزود؛ هيچ يک از آمارهايي که در مورد ورود توريست ها به کشور ارائه مي شود واقعي و قابل استناد نيست. سازمان ميراث فرهنگي پيش از اين از ورود بيش از دو ميليون و 168 هزار گردشگر خارجي به کشور در سال گذشته خبر داده و آمار 10 ماهه گذشته سال جاري را رقمي بالاتر از سال گذشته اعلام کرده است. امري که مورد موافقت رئيس جامعه تخصصي تورگردانان و رئيس هيات مديره انجمن دفاتر خدمات مسافرتي نيست و مشاهدات کارشناسان نيز از کاهش ورود توريست هاي خارجي به کشور حکايت دارد.در اين باره رئيس هيات مديره انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي با اشاره به اينکه در سال جاري با کاهش آمار گردشگران ورودي به کشور مواجه بوديم، گفت؛ شنيده شده است سازمان ميراث فرهنگي آمار توريست ها را دو ميليون نفر در سال جاري عنوان کرده اما آمارهايي که از سوي دستگاه هايي مانند سازمان ميراث فرهنگي و... ارائه مي شود مستند نيست و نمي توان بر اساس آن تعداد توريست هاي ورودي به کشور را اعلام کرد.کرماني با اشاره به اينکه اطلاعاتي که به سازمان جهاني جهانگردي نيز در مورد آمار گردشگران مي رسد درست نيست، تاکيد کرد؛ سازمان جهاني جهانگردي بر اساس اطلاعاتي که در اختيارش گذاشته مي شود در مورد کشورها و رشد گردشگر و توسعه توريسم در آنها نظر مي دهد و اگر در مورد ايران نظرش اين باشد که با رشد گردشگر مواجه بوده بنابراين نمي توان به آن استناد کرد. به گفته وي ارائه آمار و اطلاعات درست در مورد تعداد گردشگران به ما کمک مي کند براي ارائه خدمات اين افراد برنامه ريزي هاي لازم را انجام دهيم.
عناوين اين صفحه
واگذاري و ساخت بنا در اراضي جنگلي و ملي
وقتي همه خوابيم
ايستگاه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام