سه شنبه، 15 بهمن 1387 - شماره 1883
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست
سياست
فرضيات روز
مصطفي پورمحمدي (رئيس سازمان بازرسي کل کشور)؛ در قانون جديد سازمان بازرسي اين اجازه به ما داده شده که از ظرفيت رسانه براي اطلاع رساني در زمينه هاي مختلف استفاده کنيم و دست آنها را در بررسي موارد مختلف باز بگذاريم که اين موضوع نياز به تدوين و تهيه آيين نامه خاصي دارد و اميدواريم هرچه زودتر اين آيين نامه تدوين شود و ما از سال آينده طبق آن عمل کنيم.

بسياري از نظام هاي اجتماعي و اصلاح امور آنها همان طور که تجربيات جهاني نشان داده با استفاده از آزادي رسانه ها و انتقادهاي آنها بوده است. بسياري از کانديداهاي رياست جمهوري و مجالس در کشورهاي مختلف هنگام انتخابات دست شان توسط رسانه ها رو مي شود و اين ظرفيت کار رسانه را مي رساند. بخش عمده سالم سازي در کشور بايد توسط رسانه تامين شود. البته رسانه ها بايد خود را تقويت و تربيت کنند و اين در حالي است که بايد حدود امنيتي نيز براي کار رسانه به وجود آيد.

فرضيه اول؛ دفاع پورمحمدي از آزادي رسانه ها را بايد به حساب تصميم وي براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري گذاشت. او قصد دارد چهره يي طرفدار آزادي بيان از خود به نمايش بگذارد و از همين رو نيز به تمجيد از اهميت رسانه هاي آزاد در شفاف سازي حوزه سياسي اشاره کرده است.

فرضيه دوم؛ پورمحمدي نگاه امنيتي خود را به مطبوعات حفظ کرده است و به رغم دفاعي که از آزادي رسانه ها به عمل آورده آن را مقيد به حفظ حدود امنيتي کرده تا نشان دهد ديدگاه سابقش به رسانه ها تغييري نکرده است.

مهدي کوچک زاده (نماينده مجلس)؛ از ميرحسين موسوي در دوره هاي گذشته دعوت واقعي به عمل آمده بود، اما وي صلاح دانست که کانديدا نشود، ولي دعوت کنوني دروغ و بازارگرمي بيش نيست. قطعاً مير حسين موسوي عاقل تر از آن است که قصد اصلاح طلبان و شعار دادن آنها را به نفع خود نداند. خاتمي قصد دارد وارد عرصه انتخابات شود و از ابتدا همين نيت را داشت، ولي بيان عدم ورود به عرصه نوعي کار تبليغاتي است و خواهيم ديد که وي در نهايت کانديدا مي شود. همان طور که همه مي دانند کروبي از ابتدا قصد شرکت در انتخابات را داشته و بارها نيز گفته به نفع کسي کنار نمي رود و در کنار وي خاتمي نيز مطرح است.

فرضيه اول؛ کوچک زاده درصدد است خاتمي را فردي فريبکار معرفي کند تا از اين طريق راه تخريب چهره وي در صورت کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري هموار شود. او به صراحت خاتمي را دروغگو مي خواند و تصوير فردي شيفته قدرت از رئيس جمهوري سابق ارائه مي دهد تا راه مقابله با خاتمي را به همفکرانش يادآور شود.

فرضيه دوم؛ در نظر کوچک زاده ابراز ترديدهاي خاتمي درباره انتخابات، تاکتيکي جهت سردرگم کردن محافظه کاران است. به باور وي خاتمي از مدت ها پيش تصميم خود را به حضور در انتخابات گرفته اما براي سردرگم کردن رقيب، اعلام رسمي کانديداتوري را به زماني مناسب محول کرده است.
پيش بيني
پيش بيني مي شود علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي و جو بايدن معاون رئيس جمهوري امريکا بدون آنکه ديداري با يکديگر داشته باشند، به کار خود در اجلاس امنيتي مونيخ پايان دهند. نشست امنيتي مونيخ قرار است امروز (چهارشنبه) برگزار شود و حضور همزمان لاريجاني و بايدن در اين اجلاس گمانه هايي را درباره احتمال رويارويي اين دو مقام بلندپايه پديد آورده است. برخي ديپلمات ها پيش بيني کرده اند بايدن در راستاي پياده کردن سياست اوباما مبني بر مذاکره بدون پيش شرط با ايران مايل به ديدار با لاريجاني خواهد بود اما به نظر مي رسد طرف ايراني هنوز به ارزيابي دقيقي درباره سياست هاي دولت جديد امريکا دست پيدا نکرده و از همين رو نسبت به مذاکره در زمان فعلي ترديدها دارد.

پيش بيني مي شود برخي گروه هاي دانشجويي از رجب طيب اردوغان براي سخنراني در يکي از دانشگاه هاي معتبر ايران دعوت کنند. اردوغان انتهاي هفته گذشته در حاشيه اجلاس داووس پس از سرزنش شيمون پرز رئيس جمهوري اسرائيل، حمله نظاميان اين رژيم به غزه را محکوم کرد و سپس به نشانه اعتراض سالن اجلاس را ترک کرد. برخي تشکل هاي دانشجويي ايران براي نشان دادن همراهي خود با مواضع اردوغان سفارت ترکيه در تهران را گلباران کردند و با نوشتن نامه ها و بيانيه هايي از اقدام وي در حمله لفظي به اسرائيل تمجيد کردند. بنابراين به نظر مي رسد اين تشکل ها بي ميل نباشند براي نشان دادن عمق همراهي خود نخست وزير ترکيه را به تهران دعوت کنند به صورت حضوري حمايت خود را از او نمايش دهند.
مسووليت تاريخي خاتمي
غلامعباس توسلي

آمدن يا نيامدن سيدمحمد خاتمي در اين مدت بحث روز محافل سياسي شده است. از يک سو ما شاهد بحث ها و شايعات پراکنده درباره ورود ايشان به انتخابات هستيم و از سوي ديگر عده يي نيز شايعاتي ايجاد کرده اند به مفهوم نيامدن خاتمي به عرصه رسمي انتخابات به عنوان کانديداي اصلاح طلب. به گمان من و بسياري از محافل سياسي و اجتماعي اين طور به نظر مي رسد که سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين ايران براي ورود به عرصه انتخابات بر ترديد هاي خود فائق آمده است اما اين تاخير براي اصلاحات ضررها و زيان هاي زيادي داشته است.

ضررها و زيان هايي که بايد به سرعت با آنها روبه رو شد و آنها را از ميان برداشت چرا که سدي در راه اصلاح طلبان به وجود مي آورند. از منظر ديگري آقاي خاتمي نيز هنوز ترديد هايي براي ورود به عرصه انتخابات دارد که اين ترديد ها با توجه به ديد ايشان بايد رفع شود. در اين ميان به نظر مي رسد آقاي سيدمحمد خاتمي در يک شرايط ويژه تاريخي قرار گرفته اند؛ از يک سو با مسائل و مشکلات انباشته شده در چهار سال گذشته روبه رو هستند که چالش سنگين مديريتي را براي رئيس جمهور اصلاح طلب دور بعد به همراه خواهد داشت و از سوي ديگر احساس مسووليت تاريخي براي پذيرش اين مسووليت است که در روال آينده جنبش اصلاحات براي خود احساس مي کنند همان طور که در چند ماه گذشته فعالان سياسي و اقشار مختلف جامعه در قالب هاي گوناگون اين مسووليت تاريخي را به آقاي خاتمي خاطرنشان کردند.

نمودي از اين حرکت در قالب پويش دعوت از خاتمي و همايش چندساعته پويش بود که در قالب آن همايش اقشار گوناگون جامعه، هنرمندان و فعالان سياسي کوشش کردند اين پيام را به آقاي خاتمي برسانند که در قبال آينده کشور و جنبش اصلاحات مسووليتي تاريخي دارد. آقاي خاتمي از آن طرف با يک چالش بزرگ مديريتي روبه رو هستند که نگراني خاصي براي ايشان به وجود آورده است. من به نوبه خودم اميدوارم آقاي خاتمي درايت و بينش تاريخي خود را در اعمال تصميم مهم شان وارد کنند و بر ترديد هاي بر حق مديريتي فائق آيند و سيدمحمد خاتمي بايد هر چه سريع تر به اين تصميم برسد چرا که تاخير در اعلام اين تصميم هزينه هايي براي شخص آقاي خاتمي و جنبش اصلاح طلبي و تحول خواه دربر دارد.

جنبش اصلاحات و رهبري اين جنبش نياز به قاطعيت بيشتر و شفافيت در موضع گيري هاي سياسي دارد که اگر اين نباشد شاهد همان معضلاتي خواهيم بود که در طول هشت ساله دوران اصلاحات کم و بيش با آن سر و کار داشتيم که باعث شد اختلافاتي در بين برخي از فعالان سياسي و حتي مسوولان امر به وجود آيد و زمينه هاي برخي از شکست ها را در اين جبهه آماده سازد.ضرورت ايجاب مي کند که آقاي خاتمي و مشاوران ايشان در جهت تسريع اين فرآيند اقدام کنند چرا که از دست دادن زمان منجر به فرصت سوزي و بيشتر شدن مشکلات پيش روي اصلاح طلبان مي شود. به نظر مي رسد و اميدواريم آقاي خاتمي در چند روز آينده نظر قطعي خودشان را اعلام کنند.
آيا دير نيست
در روزهاي گذشته شنيده شده که ميرحسين موسوي اعلام کرده است به اين زودي قصد تعيين تکليف براي حضور يا عدم حضور در انتخابات را ندارد و تصميمش را تا اواخر فروردين يا حتي ارديبهشت ماه سال آينده اتخاذ مي کند. آيا چنين اظهار نظري درست است؟ در شرايطي که تيم رسانه يي ميرحسين موسوي در قبال کانديداتوري وي سکوت کرده و تنها اخبار جسته گريخته يي از برخي سايت هاي اينترنتي مطرح مي شود اين سوال مطرح است که آيا واقعاً ميرحسين موسوي قصد دارد اعلام نظرش را به اواخر فروردين موکول کند؟ آيا اين زمان براي برنامه ريزي در خصوص انتخابات دير نيست؟ آيا در مدت کوتاه باقيمانده تا انتخابات مي توان در اقصي نقاط کشور ستاد انتخاباتي راه انداخت و برنامه ها را به اطلاع مردم رساند؟ در شرايطي که مهدي کروبي کانديداتوري خود را اعلام کرده و سيدمحمد خاتمي هم در تلاش است هر چه زودتر تعيين تکليف کند، موکول کردن تصميم به اواخر فروردين يا اوايل ارديبهشت جز ايجاد بلاتکليفي در جمع اصلاح طلبان و دشوار شدن راه اجماع چه سودي در بر دارد؟

آيا فعاليت سنگيني چون انتخابات رياست جمهوري را مي توان تنها در دو ماه به سرانجام رساند؟ وضع هواداران اصلاحات و ديگر کانديداهاي احتمالي چه مي شود؟ چگونه مي توان جمع پرشمار و متنوع تحول خواهان را قانع کرد تا ارديبهشت ماه صبر کنند و همه کارهاي خود را به حالت تعليق درآورند تا وضع کانديداي نهايي اصلاح طلبان مشخص شود؟
ناهماهنگي غيرقابل قبول
با نزديک شدن به هفته هاي پاياني سال و افزايش حجم مسافرت هاي درون شهري، وضع ترافيک تهران به وضع غيرقابل قبولي رسيده و بدتر از آن اينکه مترو تهران اوضاع و احوال بدي را تجربه مي کند. ظاهراً همه مشکل به ناهماهنگي دولت و شهرداري برمي گردد و لطمه اين ناهماهنگي متوجه مردم شده است.

چندي پيش دولت تصميم گرفت با دعوت از مسوولان شهرداري مشکل ترافيک تهران را مورد بررسي قرار دهد اما اين جلسات آنقدر بي حاصل بود که شهردار تهران ديگر تمايلي به حضور در اين جلسات نشان نداد.

از سوي ديگر شهروندان تهراني اين روزها شاهد مشکلات زيادي در حرکت مترو تهران، ازدحام جمعيت و تاخير در حرکت قطارها هستند. اين در حالي است که از اوايل اسفند به دليل خريد هاي نوروزي و افزايش شمار مسافران پيش بيني مي شود مترو تهران اوضاع بغرنج تري را تجربه کند. اين در حالي است که مسوولان مترو تهران، عدم اختصاص اعتبارات از سوي دولت را عامل تاخير حرکت قطارها اعلام کرده و دولتي ها هم اين ادعا را رد مي کنند. واقعاً چرا بايد اوضاع و احوال به گونه يي پيش برود که دود ناهماهنگي مسوولان شهرداري و دولت به چشم مردم برود؟ دولت و شهرداري بايد براي مشکل ترافيک تهران و مشکلات مترو فکري اساسي کرده و از انداختن توپ به زمين يکديگر خودداري کنند. اتفاقات رخ داده در روابط ميان شهرداري و دولت طي دو سال گذشته اصلاً قابل قبول نبوده و جاي استيضاح دارد.
صراحت در عين رفاقت
در چند روز گذشته فعالان سياسي نزديک به خاتمي، تعارف را کنار گذاشته و به صراحت در تريبون هاي عمومي از وي خواستند تکليف کانديداتوري را روشن کند. اين دسته از فعالان سياسي در مصاحبه هاي مختلفي که انجام دادند بر لزوم تعيين تکليف جبهه اصلاحات تاکيد کرده و براي برنامه ريزي دقيق تر و پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات آينده خواستار اين شدند که خاتمي و ميرحسين موسوي ترديد ها را کنار گذاشته و به بدنه اصلاح طلب جامعه تصميم قطعي خود را بگويند. هشدار فعالان سياسي در تريبون هاي عمومي در حالي مطرح مي شود که اين دسته از افراد جزء نزديکان و همفکران خاتمي بوده اما با توجه به تاخير پيش آمده، رفاقت را کنار گذاشته و با توجه به اهميت وضع جنبش اصلاحات بدون لحاظ مناسبات شخصي رو به هشدار آوردند تا از قبل اين تاخير کل جنبش اصلاحي با مشکل رو به رو نشود. اين اتفاق در حالي صورت گرفت که برخي ديگر از اصلاح طلبان هوادار خاتمي، با سکوت از کنار اين قضيه گذشته و ترجيح دادند کاري به اين تاخير نداشته باشند. هشدار چهره هاي اصلاح طلب به خاتمي از اين زاويه جاي تحسين دارد که اين قبيل افراد بدون توجه به دلگير شدن خاتمي و کدورت هاي دو سه روزه، به خاطر کل جنبش اصلاح طلبي، وارد عمل شده و تذکرات دلسوزانه خود را مطرح کردند. انتظار مي رود ديگر اصلاح طلبان هم در بزنگاه هاي خاص، هشدارهاي خود را خطاب به بزرگان اصلاحات مطرح کنند.
آمادگي براي حضور خاتمي
آذر منصوري

به ميزاني که بر درصد حضور آقاي خاتمي در انتخابات پيش رو افزوده مي شود، ضرورت پاسخگويي مدافعان حضور ايشان به سوالات محتملي که مخالفان او و کساني که هنوز براي تصميم گيري با ترديد مواجهند، برجسته تر مي شود. اين پرسش ها غالباً از جانب چند گروه مطرح مي شود.

1- گروهي که تحت هر شرايطي مخالف حضور وي هستند. دليل آن است که اين گروه در اردوگاه مخالفان اصلاحات قرار دارند و از قضا از امکانات همه جانبه يي در مقايسه با هواداران خاتمي برخوردارند. آنها از همه ابزارها و امکانات در اختيار خود براي عدم موفقيت اصلاح طلبان در انتخابات بهره مي گيرند و اتفاقاً به درستي مي دانند شانس پيروزي اصلاح طلبان در صورت حضور خاتمي است که افزايش پيدا مي کند. بنابراين با اقدامات غيرقانوني و غيراخلاقي مانند تخريب، اختلاف افکني، طرح موضوع رد صلاحيت خاتمي و برچسب ناکارآمدي او و مهره چيني براي برگزاري انتخابات، بيشترين تلاش شان در وهله اول عدم حضور خاتمي و پس از آن تخريب و اختلاف افکني در ائتلاف اصلاح طلبان است. شايد خوشايندترين اتفاق در اين اردوگاه اين باشد که آقاي خاتمي در انتخابات کانديدا نخواهد شد.

2- گروهي که نه تنها مخالف اصلاحات، بلکه مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران نيز هستند. اين گروه از آن جهت با حضور خاتمي مخالفند که آمدن او و تداوم اصلاحات دموکراتيک در ايران، عمر و بقاي نظام جمهوري اسلامي افزايش پيدا مي کند.

بنابراين همه توان خود را به کار مي بندند تا با تخريب و تضعيف اصلاحات، به ويژه خاتمي، درصد حضور و پيروزي او را در انتخابات کاهش دهند. اين گروه نيز مانند گروه اول از امکانات چشمگيري به ويژه امکانات رسانه يي در مقايسه با اصلاح طلبان برخوردارند. آنها از يک طرف خود را مدافع دموکراسي و حقوق بشر مي دانند و از طرف ديگر نتيجه تمامي تحليل هايشان آن است که ساختار حقوقي نظام جمهوري اسلامي اجازه تحقق دموکراسي را نمي دهد و خلاصه اينکه بايد اين ساختار تغيير کند. با اين حال شرکت در هر انتخاباتي را نيز در اين ساختار بلاموضوع قلمداد مي کنند. علي القاعده جمع بندي آنان اين است که بايد ايران نيز مانند عراق و افغانستان در انتظار دموکراسي تزريقي باشد. بخش عمده يي از اين گروه نام خود را اپوزيسيون خارج از کشور گذاشته اند. نکته قابل تامل آن است که نتيجه تلاش اين دو گروه کاهش مشارکت مردم در انتخابات و پيروزي اقليت بر اکثريت است. ذکر اين نکته نيز ضروري است که اين روند نه تنها هيچ سودي براي منافع ملي ندارد، بلکه تهديدهاي پيش رو را افزايش مي دهد.

3- گروهي که نه تنها هنوز به اقناع لازم جهت تصميم گيري در انتخابات نرسيده اند بلکه بر اين باورند حضور آقاي خاتمي، تغييري در روند موجود کشور ايجاد نخواهد کرد. اين گروه اعتقاد دارند بايد در ميان اجتماع رفته و در جهت سازمان يافتگي و تقويت جامعه مدني تلاش کنند. در واقع مي توان گفت اين عده از اصلاحات دولت محور در ايران نااميد شده اند و اصلاحات جامعه محور را مقدم بر هر اقدام ديگري از جانب اصلاح طلبان مي دانند.

4- گروهي که معتقدند آقاي خاتمي به عنوان يکي از سرمايه هاي گرانقدر اصلاحات نبايد در انتخاباتي شرکت کند که از يک سو رقيب يا رقبا از همه ابزارها و امکانات موجود براي پيروزي بهره مي گيرد و از سوي ديگر با فرض راي آوردن او، موانع پيش رو به حدي است که اجازه تداوم اصلاحات را نخواهيد يافت و از جهتي نگرانند که مبادا اين سرمايه گرانقدر اصلاحات آسيب ببيند. آنان بر اين باورند که جايگاه بين المللي و ملي خاتمي، جايگاه تاثيرگذاري است و حضور او در مصدر قوه مجريه ايران، در اين شرايط بي فايده است و اصلاح طلبان بايد در پي گزينه هاي ديگري براي شرکت در انتخابات باشند.

تقريباً اکثريت قريب به اتفاق مخالفان حضور آقاي خاتمي در اين چند گروه قرار دارند. هرچند ممکن است برخي مخالفت هايي نيز غير از موارد برشمرده شده، وجود داشته باشد. اما مهم ترين و اصلي ترين دلايل مخالفت با حضور آقاي خاتمي را مي توان در چهار گروه موفق جست وجو کرد.

بنابر آنچه ذکر شد ضرورت دارد يکي از فعاليت هاي اصلي و جدي اصلاح طلبان پس از اعلام رسمي حضور آقاي خاتمي، پاسخگويي به سوالاتي باشد که از جانب اين گروه ها مطرح مي شود. به طور قطع پاسخ به اين سوالات، تشريح دلايل ايجابي جهت حضور آقاي خاتمي در انتخابات را روشن مي سازد.

اما نوع مخالفت هايي از جنس گروه اول و دوم کاملاً روشن و مشخص است بنابراين ضرورت دارد اصلاح طلبان با تشکيل ستاد مقابله با بحران و جنگ رواني اين دو گروه آسيب هاي احتمالي را شناسايي کرده و براي رفع يا کاهش آن برنامه داشته باشند. نمونه روشني از اين تلاش بلوايي بود که بر سر مدرک تحصيلي آقاي خاتمي به پا داشتند. اين دو گروه از امکانات غيرقابل مقايسه يي با اصلاح طلبان برخوردارند و رفع آسيب هاي ناشي از تلاش هاي اين دو گروه، بخشي از توان اصلاح طلبان را به خود اختصاص مي دهد. با در نظر داشتن اين واقعيت که ويژگي هاي منحصر به فرد آقاي خاتمي به گونه يي است که در اين فضا، تخريب ها عليه او کمترين تاثير را در ميزان محبوبيت او به جاي مي گذارد اما نبايد دست روي دست گذاشت و فقط نظاره گر رفتارهاي اين دسته از مخالفان اصلاحات بود همان گونه که رفع دغدغه هاي سلامت انتخابات نيز جدي است.

اما پاسخگويي به گروه هاي سوم و چهارم ضمن آنکه بخش عمده يي از مخالفت هاي گروه هاي اول و دوم را خنثي مي سازد بر ميزان همراهان آقاي خاتمي و افزايش مشارکت مردم نيز تاثيرگذار خواهد بود.

گروهي که اعتقاد دارند آقاي خاتمي نبايد هزينه اين انتخابات شود و اصلاح طلبان بايد در پي گزينه هاي ديگري براي کانديداتوري باشند اما بنا به دليل روشن پاسخ اين گروه منفي است. خصوصيات منحصر به فرد آقاي خاتمي از او چهره يي ساخته که نه تنها اجماع اصلاح طلبان که يک ضرورت غيرقابل انکار براي پيروزي را ممکن مي سازد بلکه صداقت، تلاش و عدم تمايل جدي وي به قدرت نه تنها باعث اقبال رو به افزايش بخش عمده يي از مردم به او شده است، بلکه آنچه محتمل به نظر مي رسد، آن است که در صورت حضور خاتمي ما شاهد يک انتخابات دوقطبي خواهيم بود. انتخابات دوقطبي تنها گزينه يي است که در شرايط کنوني ايران موجب افزايش مشارکت مردم خواهد شد و کمتر اصلاح طلبي است که امکان پيروزي اصلاح طلبان را بدون افزايش مشارکت مردم، ممکن بداند. به بيان ديگر، مشارکت گسترده مردم در انتخابات متضمن پيروزي اصلاح طلبان خواهد بود. هر چه به زمان برگزاري انتخابات نزديک تر مي شويم، اين احتمال نيز شدت و قوت بيشتري به خود مي گيرد. اما گروه ديگر که يا مخالف حضور آقاي خاتمي هستند يا هنوز به جمع بندي قطعي براي شرکت در انتخابات نرسيده اند، همان طور که ذکر شد اين گروه بر اصلاحات جامعه محور تاکيد دارند و معتقدند تلاش براي اصلاحات دولت محور در کشور تلاش بي حاصلي است و بايد با کار در اجتماع و در حوزه جامعه مدني و تقويت جنبش هاي اجتماعي، اصلاحات جامعه محور را در کشور نهادينه کرد.

تجربه انتخابات دور نهم رياست جمهوري و حاصل بعد از آن ثابت کرد بدون تلاش براي تداوم اصلاحات دولت محور، تاکيد بر تحقق اصلاحات جامعه محور با هزينه ها و موانع متعددي همراه خواهد بود. به گونه يي که اگر دولت مستقر، اعتقادي به اصلاحات دموکراتيک نداشته باشد، راه هر گونه اصلاحات جامعه محور را مسدود و محدود خواهد کرد.

در طول سه سال گذشته نه تنها ارکان جامعه مدني اعم از احزاب، NGO و تشکل هاي صنفي و رسانه ها با عدم حمايت و محدوديت بي سابقه مواجه شده اند بلکه جنبش هاي اجتماعي نيز تهديد قلمداد شده و اين ظرفيت که قرار است ابزار اصلاحات جامعه محور باشد و موجب کاهش شکاف دولت- ملت يا ابزاري براي آگاهي بخشي و نقد اصلاح رفتار متوليان باشد با اتهام هاي مختلف از جمله براندازي نرم يا تهديدهاي ديگر مواجه شده اند. واقعيت آن است که اصلاحات در دو سطح جامعه و دولت در تلازم جدي با يکديگر قرار دارند. نمي توان بدون توجه به اصلاحات جامعه محور فقط بر اصلاحات دولت محور تاکيد کرد، همان گونه که بدون توجه به اصلاحات دولت محور، اصلاحات جامعه محور نيز ميسور نخواهد بود. از همين روست که ضرورت توجه به انتخابات به عنوان ظرفيتي بي بديل براي پيگيري اصلاحات در دو سطح فوق دوچندان مي نمايد و از همين روست که دموکراسي بدون انتخابات از معني تهي خواهد شد. از سوي ديگر يکي از مقدمات اصلي دستيابي به دموکراسي تثبيت صلح و آرامش در کشورهايي است که در جست وجوي اين شيوه براي اداره کشور خود هستند. پرسش جدي آن است که بعد از دولت اصلاحات، رفتار ديپلماسي کشور به چه ميزان تحقق صلح و آرامش را به امري دست يافتني تبديل کرده است. آنچه روشن است، آن است که رفتار کليشه يي و ادبيات و گفتاري در طول سه سال گذشته از جانب دولت ايران بروز کرده که اجماع بي سابقه يي را عليه کشور و نظام مستقر رقم زده است. ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت و صدور چهار قطعنامه عليه ايران توسط اين شورا حاصل دستگاه ديپلماسي کشور پس از دولت اصلاحات بوده است. به تعبيري مي توان گفت در صورت تداوم اصلاحات دموکراتيک در کشور دستيابي به صلح و آرامش و دموکراسي محتمل تر خواهد بود. با اين تحليل علي القاعده هدف از شرکت اصلاح طلبان در اين دوره از انتخابات بايد کسب پيروزي باشد و سوال اين است که در صورت عدم حضور آقاي خاتمي با همه ويژگي هاي فوق الذکر آيا اين پيروزي دست يافتني است.

مخالفان حضور آقاي خاتمي کافي است مقايسه منصفانه يي بين عملکرد دو دوره اصلاحات در حوزه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي داشته باشند تا روشن شود که هرچند خاتمي در هر 9 روز با يک بحران مواجه بود، اما توانست با نفت هشت دلاري حساب ذخيره ارزي را ايجاد کند، رشد اقتصادي کشور را به رقم قابل قبول و مطابق با سند چشم انداز 20 ساله برساند، به عنوان معمار گفت وگوي تمدن ها دولت امريکا را به مرز عذرخواهي از ايران برساند و سنگ بناي جامعه مدني را در ايران بگذارد. اين در حالي است که دولت پس از او نه تنها نتوانست با نفت 140 دلاري به رشد اقتصادي مطلوب دست يابد، بلکه حساب ذخيره ارزي نيز دچار بلا شده است. مداقه در بودجه تقديمي سال 88 دولت به مجلس هشتم مهر تاييدي است بر فرصت سوزي هايي که پس از اصلاحات به ويژه در حوزه اقتصاد اتفاق افتاده است. به نظر مي آيد اصلاح طلبان بايد در اين مقطع نه تنها از آمادگي لازم براي نقد کارشناسانه و منصفانه شرايط موجود برخوردار باشند، بلکه بايد با مقايسه دولت هاي مستقل ظرفيت هاي دولت اصلاح طلب آينده را نيز براي پيشبرد اصلاحات اصلاحي در کشور به نمايش بگذارند.

پاسخ به مخالفت هاي محتمل چهار گروه مذکور و اطلاع رساني به موقع ضمن شناسايي ظرفيت هاي رسانه يي موجود با به کارگيري ظرفيت هاي احزاب حامي و استفاده مناسب از آنها و نيز برنامه ريزي براي حضور در اقصي نقاط کشور جهت آگاهي بخشي و تاکيد بر شرکت در انتخابات در کنار حضور منسجم و يکپارچه و تاکيد بر سلامت و قانوني بودن انتخابات مي تواند متضمن پيروزي اصلاح طلبان در اين انتخابات باشد. اصلاح طلبان بايد با تلاش و فعاليت خود قدرداني از حضور فعالانه سيدمحمد خاتمي را در عمل اثبات کنند چرا که او بيش از هر کسي مي داند در چه ورطه يي قدم نهاده و چه راه سختي را پيش رو دارد. براي کسي که خود هيچ ميلي به قدرت ندارد چنين حضوري فقط ايثار براي کشور و نجات آن است. بايد قدر اين ايثار را دانست. اصلاح طلبان راه سختي پيش رو دارند و از اين پس نيز فقط بايد به پيروزي بينديشند و همه توش و توان خود را براي تحقق اين هدف به کار گيرند.

ہ دبير سياسي حزب مشارکت
گفت وگو با مرتضي مبلغ
جنس ترديدهاي خاتمي
ترديدها و نگراني هاي بزرگان اصلاحات يک روز مداوا مي شود و روزي ديگر انگار نه انگار. باز همان سوالات و نگراني ها برطرف مي شود و گويا همه اينها بهانه يي است براي عدم اعلام مواضع صريح و روشن تا يکي بگويد استراتژي ما اين است و ديگري بگويد اين فرصتي است براي فکر کردن. شايد قرار است همه اين فکرها در ايام انتخابات و روزهاي منتهي به آن باشد و در ساير روزها فرصتي نيست که به اين مسائل پرداخته شود. امروز مي گويد يا فردا، تبديل به جمله ثابتي شده است که اين روزها از اطرافيان خاتمي زياد مي شنويم. اما هميشه آن «فردا» صادق است و امروز موکول به فردا مي شود. هنوز که آن فردا فرا نرسيده است و همه مشتاقان اصلاحات بي صبرانه منتظر آن مي مانند تا بالاخره بگويند کي مي آيد و کي مي آيد. حال بماند که چگونه مي آيد و چرا مي آيد.

اين هفته نيز بازار آمدن ها و نيامدن ها داغ بود و يک پاي ثابت آن هم سيدمحمد خاتمي. ترديدها و سوالات در اين خصوص زماني بيشتر شد که وي در سخنان خود در حسينيه جماران در ديدار با جمعي از مردم قم با اشاره به نتايج آخرين جلسه خود با ميرحسين موسوي اعلام کرد؛ «مهندس موسوي ترديدهاي جدي دارد و اگر او نخواهد بيايد، قطعاً من کانديدا خواهم شد.» اما باز همان سوال اوليه باقي مانده است که دير اعلام کردن مواضع و نتايج چه آثار و تبعاتي دارد. جهت تبيين اين ابهامات و مشخص شدن پاسخ ها يا مواضع بزرگان اصلاحات گفت وگويي با مرتضي مبلغ معاون سياسي وزير کشور دولت اصلاحات انجام شد و او نيز تاکيد داشت اولاً به جاي «تعلل» از «تاخير» استفاده کنيد، ثانياً تاخير هميشه بد نيست. او توضيح داد چرا و چگونه اين تاخير به وجود آمده است.

---

-در اردوگاه اصلاح طلبان غير از کروبي؛ خاتمي و ميرحسين موسوي هر کدام براي حضور در عرصه انتخابات با ترديدهايي مواجه هستند. آيا ترديدهاي خاتمي از جنس ترديدهاي ميرحسين است چرا که خاتمي در آخرين اظهارات خود اعلام کرده بود نگراني هاي ميرحسين را درک مي کند اما به بعضي از آنها حق نمي دهد؟

به نظر مي رسد اساس ترديدها و نگراني ها واحد است و اگر اختلافي باشد در جزئيات است، از اين حيث چون اين دو در يک موقعيت سياسي قرار دارند طبيعي است ترديدها و نگراني هايشان نيز به هم نزديک باشد.

-پس آنچه را که خاتمي حق نمي دهد چيست؟

مثلاً آقاي خاتمي معتقدند بخشي از نگراني هاي آقاي موسوي موضوعيت ندارد، شايد به خاطر اينکه آقاي موسوي با توجه به مشکلات سال هاي اخير که براي دولت اصلاحات ايجاد مي شده و تداوم احتمالي آن نگرانند و آقاي خاتمي معتقدند در آينده بسياري از اين مشکلات به خصوص براي آقاي مهندس موسوي وجود نخواهد داشت.

-از نظر شما نيز همين طور است يا صرفاً بهانه يي است براي آمدن ميرحسين؟

گرچه من شخصاً معتقدم اين مشکلات در آينده به دليل عملکرد غير قابل قبول مشکل سازان براي هيچ يک از نامزدهاي اصلاح طلب وجود نخواهد داشت يا به حداقل خواهد رسيد، البته پيش بيني اينجانب اين است که در فرآيند انتخابات تخريب هاي گسترده يي توسط برخي افراطيون اصولگرا و برخي جريانات بي شناسنامه مخرب اتفاق خواهد افتاد و ما با بداخلاقي هاي زيادي مواجه خواهيم بود اما با توجه به شناختي که مردم پيدا کرده اند اين تخريب ها نتيجه معکوس خواهد داشت.

-فارغ از اينکه ترديدهاي پيش رو ترديدهاي خاتمي باشد يا ترديدهاي موسوي به نظر شما منشاء شکل گيري اين ترديدها چيست؟

متاسفانه شرايط کشور و ساز و کارهاي سياسي و انتخاباتي که به تدريج در طول سال هاي گذشته در کشور جريان پيدا کرده به گونه يي است که هر کسي که مي خواهد وارد عرصه انتخابات شود ترديدهاي جدي در پيش او قرار مي گيرد. ملاحظه کنيد بخشي از ساز و کارها بدين گونه است که تمام امکانات و توانايي هاي رسانه يي کشور گاهي در اختيار يک نامزد خاص قرار مي گيرد و حتي تمام مشکلات و نارسايي ها و ناکارآمدي ها با انواع تبليغات رسانه يي به عنوان دستاورد توانمندي و کارآمدي مطرح مي شود و در مقابل براي نامزد يا افراد ديگري اين روند به شکل معکوس عمل مي کند. مقايسه دوران دولت آقاي خاتمي با دوران آقاي احمدي نژاد به خوبي مبين اين مطلب است. ما در آن زمان مشاهده مي کنيم دستاوردهاي بزرگ و تاريخي دولت اصلاحات ناديده گرفته شد و به شکل حداقل مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و در مقابل کمترين مشکل را در بوق و کرنا کرده و اعصاب ملت را خرد مي کردند و علاوه بر اين با پرداختن به موضوعات واهي و غيرواقعي دائماً به بحران سازي دست مي زدند اما امروز نه تنها از اين جريانات خبري نيست بلکه مشکلات اساسي و روزمره که کمر مردم را خم کرده و از آن مهم تر پيشرفت ساليان سال به تاخير انداخته و ناديده گرفته شده و دائم از دستاوردها، کارآمدي ها و پيشرفت هايي که عمدتاً غيرواقعي است، دم مي زنند.

- آيا تمام ترديدهاي بزرگان اصلاحات به فضاي رسانه يي کشور بازمي گردد؟ اساساً اين ترديدها ناظر بر چه نوع موانع و مشکلاتي است؟


من فکر مي کنم نگراني هايي که در ذهن آقاي خاتمي و ميرحسين موسوي است به اين نوع مشکلات برمي گردد که مشکل رسانه يي يکي از اين مشکلات و موانع پيش رو محسوب مي شود اما اگر نمونه هاي ديگري را بخواهم به اجمال مطرح کنم بايد به برخوردهاي متفاوت در مقابل دولت ها اشاره کنم. اگر دولت با دولتي ديگر مقايسه شود بايد در ابتدا همکاري ها و تقابل ها در هر يک از دولت ها مشخص و معلوم شود. مثلاً با يک دولت همه نهادهاي رسمي و غيررسمي همکاري مي کنند و با دولتي ديگر همين همکاري ها انجام نمي گيرد و حتي چوب لاي چرخ آن دولت ها مي گذارند. اين برخوردهاي دوگانه از ديگر نگراني هاي بزرگاني چون آقاي خاتمي و ميرحسين موسوي است، لذا اين نگراني مطرح مي شود که با اين شرايط کاري و تبعيض ها آيا مي توان همچنان مفيد و کارآمد بود، به عبارتي محور اصلي نگراني بزرگان اصلاحات چنين است که آيا مي توان با همه موانع پيش رو همچنان براي مردم کاري کرد؟ البته اينها در سطح نگراني است اما در واقعيت امر به اعتقاد اينجانب شرايطي که به دست اصولگرايان به وجود آمده و پسرفتي که حاصل شده به گونه يي است که اين نگراني ها را به حداقل مي رساند، يعني افکار عمومي در سطح وسيعي با ناکارآمدي، ناتوانمندي و وعده هاي غيرواقعي اين جريانات آشنا شده و اين آشنايي زمينه هرگونه تخريب، کارشکني و چوب لاي چرخ گذاشتن را از بين برده يا به حداقل خواهد رساند.

-ولي برخي معتقدند قسمتي از ترديدهاي ميرحسين يا خاتمي به مشکلات درون گروهي بازمي گردد و بيشتر از اختلافات جناحي نشأت مي گيرد.

نگراني هايي که مربوط به اتفاقات و تصميمات درون گروهي است نگراني هاي حداقلي است. به طور طبيعي در داخل هر جناح اختلافات و مشکلات آن جناح وجود دارد و اينها حتي اگر گاهي در سطح جدي هم باشد نمي تواند منشاء نگراني هاي اصلي که در ذهن آقايان خاتمي و موسوي و سايرين وجود دارد، باشد.

-تعلل در اعلام نظر خاتمي يا ميرحسين با کدام استراتژي انجام مي گيرد؟ برخي معتقدند اين تعلل يک استراتژي است و در مقابل بعضي از منتقدان اين تعلل را صرفاً يک فرصت سوزي به حساب مي آورند.


من اولاً ترجيح مي دهم از واژه تاخير در تصميم گيري به جاي تعلل که شما اشاره کرديد، استفاده کنم. به نظر من اين تاخير نه يک استراتژي است و نه فرصت سوزي. هيچ يک از اين دو تعبير درست نيست. اين موضوع نشان مي دهد کساني که از اين نوع تعابير استفاده مي کنند مساله را درست متوجه نشده اند. به نظر من علت اصلي اين تاخير به شرايط کشور و مقتضيات فعلي آن برمي گردد. طبيعي است هرکه دلسوز نظام و ايران است براي ورود به اين عرصه خطير و بسيار مهم لازم است همه ابعاد موضوع را مورد بررسي دقيق و کارشناسي قرار دهد و با سنجش ابعاد مختلف به اين جمع بندي برسد که آيا با ورودش مي تواند کشور را از مشکلات به وجودآمده خارج کند و تغيير جدي و اثربخشي را به وجود آورد يا نه. طبيعي است اين گاهي زمان مي برد. اين زمان بردن را نه فرصت سوزي مي دانم و نه يک استراتژي از پيش تعيين شده بلکه يک اقدام عاقلانه است و ما نيز همه بايد کمک کنيم اين بزرگواران زودتر به نتيجه يي عاقلانه و منطقي برسند نه اينکه با تخطئه و ايجاد نگراني هاي جديدتر بر نگراني آنان بيفزاييم و مدام آنها را در تنگناي تسريع در اعلان نظر قرار دهيم. اگر عموم فعالان سياسي و اصحاب رسانه کمک کنند تا فضاي تصميم گيري عاقلانه و منطقي به وجود آيد طبيعي است هم کانديداهاي احتمالي زودتر به نتيجه خواهند رسيد و هم تصميم نهايي آنان هرچه باشد قابل اطمينان تر تلقي مي شود.

-در اردوگاه اصلاح طلبان همه ترديدها، زمينه هاي نوعي تشويش و آشفتگي را به وجود آورده است، در حالي که در اردوگاه اصولگرايان شاهد نوعي آرامش نسبي هستيم، آيا همين اتفاق در نهايت به ضرر اصلاح طلبان تمام نمي شود؟

به اعتقاد من وضعيت برخلاف نظر شما کاملاً معکوس است. آرامش نسبي امروز در جبهه اصلاح طلبان است نه اصولگرايان. شما کافي است ملاحظه کنيد به رغم انواع مخفي کاري هاي اصولگرايان و پوشش هاي مثبت رسانه يي براي آنان اختلافات چشمگير و گسترده يي در جبهه اصولگرايي مشاهده مي شود. آرايش نسبتاً گسترده يي که عليه دولت در طيف اصولگرايان شکل گرفته و هر گروه، جريان و فردي که مي خواهد خود را از وضعيت به وجود آمده مبرا ساخته و از آن فاصله بگيرد شاهد اين مدعاست. در جبهه اصلاح طلبان حداکثر آن است که يکي دو کانديدا در صحنه خواهند بود و اين جريان هم به نظر من به زودي با يک سامان مقبول و منطقي به وحدت نهايي خواهد رسيد. اين همه هياهوي اصولگرايان از اينکه در جبهه اصلاح طلبان آقاي خاتمي مي آيد يا نه و اين عمليات رواني گسترده يي که برپا کرده اند چيزي جز مشکلات گسترده دروني آنان که در واقع حاصل عملکرد خودشان هم است، نيست.

-متاسفانه برخلاف نظر شما حداقل در ظاهر آرامش در اردوگاه اصولگرايان بيشتر به چشم مي خورد اما از اين سو در جبهه اصلاح طلبان اگر تا مدتي پيش تغييرها در مواضع انتخاباتي هفته به هفته بود اخيراً روز به روز اين تغييرات مطرح مي شود؛ يک روز خاتمي مي آيد يک روز ميرحسين.


قطعاً اينچنين است. ملاحظه کنيد در جبهه اصلاح طلبان يکي از آقايان خاتمي و ميرحسين و آقاي کروبي حضور خواهند داشت.

-اما به نظر چنين نمي آيد. به عنوان مثال عارف اعلام کرده است اگر خاتمي نيايد او هم کانديدا مي شود.

از نظر من چنين نيست. از اردوگاه اصلاح طلبان حداکثر دو کانديدا در انتخابات خواهيم داشت. اين حداکثر اختلاف در بين اصلاح طلبان است مقايسه کنيد با آنچه در اردوگاه اصولگرايان جاري است. به علاوه من اميدواري زيادي دارم که اصلاح طلبان در نهايت به يک اجماع معقول و منطقي خواهند رسيد.

-يعني به يک کانديدا خواهند رسيد؟


بله، پيش بيني مي شود اصلاح طلبان با يک نامزد خاص در انتخابات حضور داشته باشند و آن حداکثر دو نفري که عنوان شد در نهايت به يک نامزد تقليل يابد. با توجه به آنچه در جبهه داخلي اصلاحات وجود دارد اين احتمال بسيار جدي تر است.
خاتمي مي آيد يا نمي آيد
اين همه ضرر براي يک ترديد
رضا عليجاني

ترديدهاي آقاي خاتمي يک امر ارادي نبوده و نيست و من فکر نمي کنم اين ترديدها بر اساس يک برنامه مشخص و از پيش تعيين شده ايجاد و پيگيري شده باشند بلکه اين ترديد ها بر اساس يک تضاد دروني در خود آقاي خاتمي و فشارهاي پيراموني ايشان از طرف دوستان و آشنايان آقاي خاتمي ايجاد شده بودند. در کل من دستاورد مثبتي در اين ترديدها نمي بينم چرا که اين ترديدها بيشتر از نقاط مثبت (که در صورت وجود بسيار کم رنگ هستند) نقاط منفي را به همراه داشته است. در مجموع کسي که مي خواهد وارد عرصه رسمي کشور بشود نبايد ترديدي داشته باشد. کسي که مي خواهد بالاترين مقام سياسي انتخاباتي کشور را به دست بگيرد نبايد احساسات ضدسياسي خودش را ابراز کند. اين نقطه منفي مشکلي براي خود آقاي خاتمي ايجاد مي کند و آن تغيير نگرش ديگران به شخصيت آقاي خاتمي است چرا که اين صحبت ها و نگراني ها نشان دهنده نداشتن يک شخصيت سياسي است. ممکن است در توجيه اين ترديد ها مطرح شود که علت موانع و مشکلات پيش روي آقاي خاتمي است اما من براي اين توجيه يک سوال دارم. مگر نه اينکه آقاي خاتمي اين مشکلات را مي داند؟ موانع که عوض نشده است. اين موانع نيز با نصيحت و نگراني قابل رفع شدن نيستند. آقاي خاتمي که اين موانع را مي دانست يا از ابتدا نبايد وارد عرصه مي شد و اگر وارد عرصه شده است نبايد از ابتدا اين نگراني را به اين صورت مطرح مي کرد. هزينه ديگري که اين ترديد ها ايجاد کرده است ايجاد مشکل براي اطرافيان و دوستان آقاي خاتمي است چرا که از آمدن خاتمي يک برداشت اغراق آميز و رمانتيک ايجاد شده است. آناني که از آمدن خاتمي برداشت اغراق آميز و رمانتيکي داشته اند با نيامدن خاتمي دچار يک يأس و نااميدي مزمن مي شوند که اصلاً به صلاح اصلاحات و جنبش اصلاح طلبي نيست.

از سوي ديگر براي ديگر کانديداهاي اصلاح طلب درون حاکميت نيز اين ترديدها باعث مشکلاتي شده است. هر کسي بخواهد وارد فضاي انتخاباتي بشود با اين ترديدها نمي تواند يک برنامه ستادي قابل پيش بيني و مشخص ارائه بدهد چرا که همه برنامه هاي انتخاباتي، ستادهاي تبليغاتي، سرمايه براي تبليغات و سفرهاي استاني اش تحت الشعاع ترديد آقاي سيدمحمد خاتمي قرار مي گيرد. به نظر من بايد به اين مساله يک نگاه کلي تر داشت. چقدر مسائل کشور ما وابسته به انتخابات رياست جمهور و شخص رئيس جمهور است و چقدر بايد باشد؟ با تاکيد بر تاثير زياد رئيس جمهور و انتخابات در سرنوشت کشور و وضعيت نهاد هاي مدني و جنبش اصلاح طلب و تحول خواه اما اين روند چقدر تاثيرگذاري مستقيم بر کشور و جامعه دارد؟ باز هم تاثير رياست جمهوري و انتخابات را مورد تاکيد قرار مي دهم اما به نظر مي رسد از رياست جمهور و انتخابات آن يک برداشت اغراق آميز در رسانه ها و مطبوعات ما به جامعه به مفهوم کلي و جامعه سياسي ما منتقل شده است. با آنکه من معتقدم انتخابات تاثير مستقيم دارد و نبايد از آن غافل شد اما در مطبوعات ما اين مفهوم بيش از اندازه واقعي مطرح شده است. اين مساله که مرگ و زندگي ما به انتخابات بستگي دارد و تمام سرنوشت را اين روند سياسي مشخص مي کند مقداري با واقعيت مطابقت ندارد.

آقاي خاتمي از لحاظ کاراکتر فردي روشنفکر و به لحاظ اخلاقي يک فرد محجوب معرفي مي شود. اين کاراکتر با آن اخلاق آنچنان با حوزه سياست کشور ما که يک حوزه پرتنش و پر از دست هاي پنهان است، جور درنمي آيد.

در برداشت کلي ام از روند انتخابات همان طور که چند بار مورد تاکيد قرار دادم به نظر مي رسد تاثير انتخابات و رئيس جمهور در روند آينده کشور و تاثير آن در جنبش اصلاحات و نهادهاي مدني و بستر اجتماع تا حدود زيادي اغراق آميز معرفي شده اند. با آنکه انتخابات بستر مناسبي براي فعاليت است و تاثيرات مهمي در روند آينده کشور دارد اما تا اين حد که در مطبوعات ما به آن اهميت داده مي شود داراي اهميت نيست.
ترديد خاتمي براي اصولگرايان هزينه ندارد
احمد کريميہ

اينکه علت نيامدن و تعلل بيش از حد آقاي خاتمي چيست را بايد در ابتدا از خود ايشان پرسيد اما آنچه به نظر مي رسد اين است که اصلاح طلبان براي رسيدن به يک کانديداي واحد که در انتخابات وارد شوند با محذوريت ها و محدوديت هاي زيادي رو به رو هستند. اصلاح طلبان بايد با هم بنشينند و اين مساله را براي خود حل و فصل کنند.

از سوي ديگر از طرف برخي اصلاح طلبان آقاي کروبي هم کانديدا شده است و اصلاح طلبان با گزينه يي مانند آقاي کروبي هم روبه رو هستند و بايد در نشست هاي متفاوت مساله کانديداي واحد خود را حل کنند اما چون اين اتفاق در بين اصلاح طلبان و جريان هاي دوم خردادي نمي افتد اين مسائل و نگراني ها به خود کانديداها منتقل مي شود و اجازه نمي دهد آنها به تحليلي درست براي اتخاذ تصميمي صحيح برسند.

به نظر مي رسد آقاي خاتمي با توجه به تعدد گزينه هاي اصلاح طلبان نگران خرد شدن آراي اصلاح طلبان است و چون مي بيند گزينه هايي مانند ميرحسين موسوي و کروبي وجود دارند دچار ترديد و شک براي اعلام نامزدي خود شده است.

در حال حاضر براي اصلاح طلبان بهتر است هرچه زودتر اين مسائل را بين خود حل کنند و خود را از اين بلاتکليفي نجات دهند.

در شرايط فعلي گزينه هايي مانند کروبي، موسوي و خاتمي براي اصلاح طلبان مطرح هستند و اصلاح طلبان بايد با در نظر گرفتن اصول و مباني خود يکي از اين گزينه ها را به عنوان کانديدا در انتخابات دهم مطرح و معرفي کنند.

اين تعلل و ترديد آقاي خاتمي پيش از هر چيز براي خود اصلاح طلبان ضربه بزرگي محسوب مي شود و هزينه جبران ناپذيري را براي آنها در بر خواهد داشت زيرا باعث مي شود اصلاح طلبان تا آخرين لحظات در سردرگمي و بلاتکليفي به سر ببرند و در نهايت مجبور خواهند شد در مدت زمان محدود و بسيار کمي که تا انتخابات مي ماند اقدام به تصميم گيري و معرفي کانديداي واحد کنند.

در مقابل نيز اين ترديد هاي آقاي خاتمي براي مجموعه اصولگرايي هزينه يي در بر ندارد و هيچ تاثيري بر تصميم مجموعه اصولگرايان ندارد. شايد براي عده يي در اين مجموعه تصميم نهايي آقاي خاتمي مهم باشد و حتي در بين اصولگرايان عده يي احساس بلاتکليفي کنند اما تاثير چنداني بر مجموعه اصولگرايي نخواهد داشت.

ہ قائم مقام اصناف بازار
گفت وگو با شمس الواعظين
ما هم بايد تغيير کنيم
مصطفي صادقي

«ما هم بايد تغيير کنيم.» اين چيزي است که شمس الواعظين آن را مطرح مي کند. او بر اين باور است که با تغيير اوباما حالا ديگر ادبيات راديکال مجالي براي بيان ندارد و ديگر عرصه گفت وگو و تعامل است. او البته مي گويد شخص احمدي نژاد و ادبيات راديکالش در دوره بوش توانست معدلي از موفقيت را کسب کند اما يک سوال اساسي را مطرح مي کند حالا که ادبيات راديکال و پايداري ثمره داده آيا کسي هست که بتواند ميوه اين پايداري را بچيند. با شمس الواعظين درباره مساله رابطه با امريکا گفت وگو کرديم.

---

-آيا فکر مي کنيد مذاکره با امريکا در زمان نزديک اتفاق بيفتد؟

در دوره جرج بوش ايالات متحده امريکا براي مذاکره با ايران چند پيش شرط گذاشته بود که اساسي ترين آنها تعليق غني سازي اورانيوم از سوي ايران بود. در پاسخ به اين پيش شرط ايالات متحده امريکا شخص آقاي احمدي نژاد و وزير خارجه آقاي متکي بارها و بارها اعلام کردند ايران براي انجام مذاکره آمادگي دارد ولي بدون پذيرش هيچ پيش شرطي. با روي کار آمدن اوباما در ايالات متحده امريکا گشودن مساله معکوس شده است. امريکا خواهان گشايش گفت وگو با کشورمان با مذاکره بدون پيش شرط شده است وقتي آنها به خواسته هاي ما تن مي دهند، ما بايد اين را يک موفقيت تلقي کنيم و در جهت دستيابي به هدف خود تلاش مان را ادامه دهيم. اگر توجه کنيم در دوره قبل پيش شرط هاي بوش و خانم رايس وضعيت نامناسبي را در اين مورد ايجاد کرد و حالا پيش شرط هاي ما در اين مورد همان کار را انجام مي دهد. حالا که دولت اوباما قصد تغيير در روابط ايالات متحده امريکا با دنياي اسلام را دارد و همچنين خاورميانه مي خواهد با ايران وارد يک سيري از گفت وگوهاي مربوط به مسائل و پرونده هاي معلق روابط دوجانبه شود. آنچه اکنون ايران در حال انجام آن است بايد در ظاهر سياسي گفتمان متناسب با آن هم داشته باشد.

-يعني آنچه هم اکنون در ظاهر مطرح مي شود متفاوت است از آنچه در پشت پرده وجود دارد؟

بله، در باطن در حال تکميل و تکوين تيم مذاکره کننده هستند؛ ديپلمات هاي قديمي ايراني و برخي افراد ديگر را براي اين مساله آماده مي کنند و در حال رايزني با آنها هستند اما بايد در ظاهر هم همه چيز اعلام شود تا طرف مقابل يعني ايالات متحده امريکا بداند با چه وضعيتي روبه رو خواهد شد.

-آيا گفت وگوها در وضعيت برابر انجام خواهد شد؟

بله، در وضعيت برابر همراه با پذيرش وضعيت و جايگاه و نفوذ ايران قرار است گفت وگوها آغاز شود و اين همان چيزي است که ايران از آن به عنوان مذاکره از موضع قدرت نام مي برد و اين آمادگي ايالات متحده و شخص اوباما براي انجام اين گفت وگو در چارچوب اين مدل است که ما نبايد اين فرصت را از دست بدهيم. بايد بتوانيم وارد اين عرصه شده و از موضع عزت به گفت وگو بپردازيم.

-آيا دولت نهم مي تواند در اين مورد نقش مثبتي ايفا کند؟

واقعيت اين است که در دوره رياست جمهوري بوش شخصيتي مثل آقاي احمدي نژاد و ادبيات راديکالش جواب مثبت داد به ويژه در پرونده هسته يي. يعني او توانست معدلي از موفقيت را به رغم همه مشکلاتي که براي ايران به وجود آمد، از قبيل صدور چند قطعنامه و تحريم هاي متفاوت . به رغم اين مسائل پايداري ايران در برابر امريکا پاسخ داد. اما آيا ما اين پايداري ها و ادبيات را به عنوان يک استراتژي انتخاب کرديم يا به عنوان روشي براي دستيابي به يک هدف سياسي؟ اگر به عنوان استراتژي انتخاب کرده ايم بايد بدانيم با اين کار به ترکستان راهي نخواهيم داشت اما اگر به عنوان روشي براي دستيابي به يک هدف سياسي انتخاب کرده ايم بايد گفت هرگاه علائم و نشانه هايي از تحقق آن هدف سياسي به چشم بخورد ما بايد بتوانيم آن روش را با روشي نرم تر جايگزين کنيم تا بتوانيم ميوه ها و ثمرات مربوط به روش پايداري را بچشيم. من فرض را بر اين مي گذارم که پايداري ايران در عرصه ثمردهي است اما آيا حالا ميوه چيناني در عرصه سياست خارجي براي چيدن ميوه هاي پايداري وجود دارند؟ واقعيت اين است که ما هم بايد در چنين وضعيتي تن به تغيير چهره و بازيگر بدهيم. به همان اندازه که آقاي احمدي نژاد و ادبيات راديکالش براي دوره بوش لازم بود، ادامه اين وضعيت در دوره اوباما مخاطره انگيز خواهد بود. وقتي ايالات متحده امريکا به اينجا ختم مي شود که تن به تغيير چهره آن هم از نوع اوبامايي بدهد ايران هم بايد در جهت تغيير چهره، متناسب با فرمول هاي بين المللي حرکت کند. گمانم اين است که ايران پتانسيل اين مذاکره با امريکا را دارد. در صورتي که تغيير چهره بدهد، از پتانسيل هاي ملي استفاده کند و گمان نکند که اگر وارد مذاکره شد و به نتايجي هم دست يافت ديگر دشمني وجود ندارد تا کل مشکلات را سنجاق کند بر پيکره او. ما دشمناني هم در داخل داريم؛ عقب ماندگي هاي صنعتي، نداشتن سرانه بالا، وابستگي به درآمدهاي نفتي و... دشمنان داخل ايران هستند. دشمنان زيادي داريم که در سير انديشه ما لانه کرده اند، ميل به مبارزه جويي بدون داشتن هدف مشخص و ميل به چالش در عرصه بين الملل مواردي است که با غلبه بر اينها مي توانيم دوستان زيادي در عرصه بين المللي پيدا کنيم. ما بايد توانايي صنعت صلح را هم داشته باشيم. در کنار صنعت چالش و بحران، ديپلماسي خارجي ايران همواره در طول سال هاي گذشته در معرض بحران بوده است اما ما هنوز توانايي خودمان را براي ساختن صلح نشان نداده ايم. بايد ديد ما توانايي اين کار را نداريم يا تاکنون وقتي براي نشان دادن آن نداشته ايم. حالا که فرصتش را پيدا کرده ايم بايد قابليت آن را نشان بدهيم چرا که سه دهه بي قراري و سه دهه بحران در ديپلماسي خارجي ايران، مردم را در مورد وجود قابليت هاي بالقوه در نظام سياسي براي ساختن صلح مايوس و دچار تزلزل مي کند و اين بي ثباتي ها مي تواند پيامدهاي مخاطره آميزي داشته باشد بنابراين نفس مبارزه ارزش نيست. مبارزه براي دستيابي به هدف ارزش است.
بدون شرح

بدون شرح
عناوين اين صفحه
فرضيات روز
پيش بيني
مسووليت تاريخي خاتمي
آيا دير نيست
ناهماهنگي غيرقابل قبول
صراحت در عين رفاقت
آمادگي براي حضور خاتمي
جنس ترديدهاي خاتمي
اين همه ضرر براي يک ترديد
ترديد خاتمي براي اصولگرايان هزينه ندارد
ما هم بايد تغيير کنيم
بدون شرح

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام