شنبه، 12 بهمن 1387 - شماره 1880
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
پس از اعتراض به شيمون پرز و ترک جلسه داووس اتفاق افتاد
سپاسگزاري حماس و جهاد اسلامي از اردوغان

عملکرد نخست وزير ترکيه پس از پاسخگويي به رئيس جمهور اسرائيل و ترک جلسه بازتاب گسترده يي در کشورهاي جهان اسلام داشت، طوري که ناگهان اردوغان را در جايگاه يک «قهرمان ملي» براي ترکيه نشاند

گروه بين الملل؛ پس لرزه هاي جنگ غزه با متوقف شدن نسبي اين جنگ پايان نپذيرفته و به اشکال گوناگون خود را در محافل سياسي و اقتصادي جهان بروز مي دهد. پرخاش رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه به اظهارات شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل يک نمونه از اين پس لرزه ها بود که روز پنجشنبه گذشته در حاشيه اجلاس اقتصادي داووس در سوئيس رخ داد و خبر آن به زودي در صدر گزارش هاي رسانه هاي جهان قرار مي گيرد. عملکرد نخست وزير ترکيه به ويژه پس از پاسخگويي به رئيس جمهور اسرائيل و ترک جلسه بازتاب گسترده يي در ترکيه و ساير کشورهاي جهان اسلام داشت، به طوري که ناگهان اردوغان را در جايگاه يک «قهرمان ملي» براي ترکيه نشاند و سايرين نيز به تشويق و تحسين او پرداختند. بشار اسد رئيس جمهور سوريه طي يک تماس تلفني با ستايش از برخورد اردوغان حمايت کشورش را از مواضع ترکيه اعلام کرد. «بني معروف» سفير فلسطين در آنکارا، اقدام اردوغان را ستود و سازمان هاي جهاد اسلامي و حماس با انتشار بيانيه هايي خروج اردوغان را از نشست داووس «يک پيروزي براي فلسطينيان» توصيف و ابراز اميدواري کردند «ساير کشورها و دولت هاي عربي نيز چنين موضعي اتخاذ کنند و به اسرائيل اجازه ندهند تا در هر نشست و کنفرانسي بين المللي حضور يافته و براي جلب حمايت از جناياتش عليه کودکان و مردم بي گناه فلسطين بازار گر مي کند.» عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب نيز که در همان اجلاس حضور داشت و به احترام اردوغان غهنگام ترک جلسهف برخاست و او را در آغوش گرفت، گفت؛ «آقاي اردوغان آنچه را مي خواست بگويد، گفت. همه حرف هاي او درست بود اما آنها گوش نمي دهند.» همسر اردوغان نيز که به شدت از اين پيشامد ناراحت شده بود، گفت؛ «تمام سخنان پرز دروغ بود و غيرقابل پذيرش.» ترکيه برخلاف اکثر کشورهاي اسلامي روابط خوبي با اسرائيل داشته و دارد. همين موضوع محور فعاليت هاي ميانجيگرانه اين کشور قرار گرفته و سال گذشته مقامات ترک تلاش زيادي براي انجام مذاکرات غيرمستقيم بين سوريه و اسرائيل انجام دادند؛ مذاکراتي که تا حدي خوشبيني تازه يي را برانگيخت اما با وقوع جنگ غزه به کلي تعطيل شد. اسلامگرايان حاکم بر ترکيه، علاوه بر اسرائيل، روابط خوبي با فلسطيني ها و حتي گروه هايي مانند جنبش حماس دارند. از اين رو در جنگ غزه به شدت به نفع فلسطيني ها موضع گيري کرده و عمليات وحشيانه اسرائيل در بمباران غيرنظاميان غزه را مورد انتقاد شديد قرار دادند. اين مسائل گرچه روابط ترکيه و اسرائيل را تا حدود زيادي تيره کرد اما به آن حد از وخامت نرسيده بود که دو روز گذشته در اجلاس داووس پديد آمد. پيش از سخنراني رئيس جمهور اسرائيل، رجب طيب اردوغان و سپس عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب در مورد مسائل سياسي و اقتصادي روز به ويژه جنگ غزه سخنراني کرده و اسرائيل را مورد انتقاد قرار دادند. اردوغان در سخنان خود اسرائيل را متهم به استفاده «نامتناسب از زور» کرد و خواستار آن شد که جنبش حماس نيز در چارچوب روند صلح قرار گيرد. موسي نيز در سخنان خود از اسرائيل خواست پيشنهاد صلح کشورهاي عرب را بپذيرد. در پي آن وقتي نوبت به سخنراني پرز رسيد او سخناني طولاني در دفاع از عمليات نظامي اسرائيل بيان کرد و به صراحت گفت؛ «اسرائيل غزه را محاصره نکرده است. آنها براي چه ما را مي کشند؟ از ما چه مي خواهند؟ در غزه هيچ کسي به خاطره گرسنگي نمرده است. ما هرگز تسليم نمي شويم.» سخنان تند و احساسي پرز که با صداي بلند او همراه مي شد مورد تشويق حاضران قرار گرفت و براي او دست زدند. رجب طيب اردوغان پس از اتمام سخنان پرز اجازه پاسخ خواست و رئيس جلسه که ديويد اگناتوس خبرنگار واشنگتن پست بود به او اجازه داد. اردوغان در سخنان خود به صورتي منطقي به پرز پاسخ داد و گفت؛ «آقاي پرز، شما مسن تر از من هستيد. صداي شما خيلي بلند بود. شما مردم را مي کشتيد. من کودکاني را به خاطر دارم که در سواحل غزه کشته مي شدند. من حرف هاي نخست وزير پيشين غاولمرتف را به ياد دارم که مي گفت از اينکه تانک هاي اسرائيل وارد غزه شده اند احساس خوشبختي مي کند.» در همين اثنا رئيس جلسه حرف هاي اردوغان را به بهانه وقت شام قطع کرد و او در حالي که عصباني به نظر مي رسيد با گفتن حرف هايي به عنوان اعتراض در حضور بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد جلسه را ترک کرد. اردوغان گفت؛ «وقتي نوبت به کشتن مي رسد شما اين کار را خيلي خوب بلد هستيد.» وي از اين شکايت داشت که به پرز 25 دقيقه براي سخن گفتن وقت داده شده بود اما براي پاسخگويي به او تنها 12 دقيقه وقت داده بودند. اردوغان پس از اين جلسه نيز گفت؛ «من به هيج وجه قصد اهانت به مردم اسرائيل، پرزيدنت پرز يا رژيم يهودي را نداشتم، فقط مي خواستم به او پاسخ بدهم.»
گفته مي شود پس از اين ماجرا پرز طي يک تماس تلفني از اردوغان عذرخواهي کرده است اما منابع اسرائيلي مي گويند او به خاطر بلند شدن صدايش عذرخواهي کرده نه به خاطر مواضعش و اين امر نيز به دليل ثقل شنوايي او صورت گرفته است. اقدام اردوغان بازتاب گسترده يي در ترکيه داشت و هزاران نفر به رغم هواي سرد شب هنگام در فرودگاه منتظر ورود اردوغان به کشورش شدند. آنها با در دست داشتن پرچم هاي ترکيه و فلسطين و طرح شعارهايي از اين اقدام حمايت کرده و اسرائيل را به شدت محکوم کردند. علي باباجان وزير امور خارجه ترکيه معتقد است حضور اسرائيل بدون ترکيه در منطقه آسان نخواهد بود. وي با دفاع از مواضع کشورش در قبال جنگ غزه و پس لرزه هاي آن مي گويد؛ «ديپلماسي و مذاکره بايد اصلي ترين ابزار براي حل و فصل قضيه فلسطين باشد.» وي انتقاد هاي ترکيه را از اسرائيل در طول جنگ غزه و پس از آن کاملاً «طبيعي» مي داند. با اين حال گروه هاي سکولار مخالف اردوغان در ترکيه اين اقدام او را نپسنديده و آن را برخلاف شئون ديپلماتيک توصيف مي کنند. به طور کلي اين طيف از مخالفان دولت ترکيه معتقدند نزديکي ترکيه به کشورها و گروه هاي تندرو عرب و مسلمان، موجب فاصله گرفتن آنکارا از اردوگاه غرب به رهبري امريکا مي شود و براي آينده اين کشور هزينه خواهد داشت.
دور تازه اختلاف در اردوگاه راست کليد خورد
افزايش شمار موافقان عبور از احمدي نژاد
گروه سياسي؛ هنوز انتقادها به سخنان سرلشکر فيروزآبادي در حمايت از احمدي نژاد ادامه دارد که حجت الاسلام والمسلمين «محسن دعاگو» باب ديگري را در اعتراض به عملکرد حاميان دولت نهم گشود. عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز، آن دسته از همفکران و هم لباس هايش که حمايت از احمدي نژاد را «شرعي» کرده اند، خطاب قرار داد و گفت؛ «کساني که فتواي عبور از فلاني حرام است را صادر مي کنند، آدم هاي دلشادي هستند که به لحاظ سياسي از توجه کافي برخوردار نيستند و همه جانبه گرايي و آينده نگري ندارند.» اشاره امام جمعه شميرانات به اظهارات چندي پيش «محمد يزدي» دبيرکل جامعه مدرسين حوزه علميه قم است که به صراحت اعلام کرد؛ «عبور از احمدي نژاد را مجاز نمي داند.» موضع گيري روحاني بلندپايه ساکن قم بلافاصله با واکنش ساير اصولگرايان همراه شد. محافظه کاران سنتي، منتقد و تحول خواه که انتقادهاي جدي به عملکرد دولتمردان نهم دارند، صدور چنين دستورالعمل هايي را خارج از چارچوب ائتلاف اصولگرايان و رفتارهايي تکروانه ارزيابي کردند. به ويژه آنکه در حال حاضر گزينه هاي متنوعي براي کانديداتوري از جانب راستگرايان مطرح هستند و به همين دليل ساکنان اين اردوگاه اصرار دارند تا رسيدن به نتيجه نهايي درباره «مصاديق» اظهارنظري نکنند. آنچه سبب شده اصولگرايان بيش از آنچه انتظار مي رفت از موضع گيري هاي آشکار در پشتيباني از کانديداتوري دوباره احمدي نژاد واکنش نشان دهند، ناکامي هاي دولت نهم در حوزه هاي مختلف است. طيف محافظه کاران سنتي و تحول خواهان به دنبال آن هستند که با تبري جويي از اقدامات پاستورنشينان به خصوص در عرصه اقتصادي، وجهه اصولگرايي را ترميم کنند. از اين رو ابايي ندارند که انتقادهايشان از عملکرد دولت را علني کنند. اصولگرايان در آستانه انتخابات رياست جمهوري شرايط پيچيده يي را تجربه مي کنند. نه تنها آنها با نامزدهاي متعددي براي حضور در عرصه روبه رو هستند، بلکه برخلاف چندين انتخابات گذشته، از يک مديريت واحد و گروه هاي «مرضي الطرفين» که بتواند از اختلاف ها با ريش سفيدي و سهم دهي، بکاهد، برخوردار نيستند. علاوه بر اين رقابت هاي رياست جمهوري دهم فرصتي را فراهم آورده است تا گروه هايي از اصولگرايان که توسط اصولگرايان در قدرت کنار گذاشته شده بودند، دوباره عرض اندام کنند و براي داشتن سهمي از قدرت به ميدان رقابت بيايند. همچنين شرايط سخت اقتصادي و بين المللي نيز فشار زيادي را به اصولگرايان تحميل کرده است. در چنين فضايي انتقادهاي تند و تيز طرفين از عملکرد يکديگر اجتناب ناپذير مي شود و به سطح رسانه ها مي آيد. اين گونه است که دعاگو نيز در مصاحبه مفصلي با دفتر اطلاع رساني جامعه روحانيت مبارز در کنار اعتراض هاي صريح اش به اصولگراياني که از کانديداتوري احمدي نژاد حمايت مي کنند، شخص رئيس جمهور را نيز آماج انتقادهايش قرار داد و گفت؛ «آقاي احمدي نژاد در راس هر کاري که جوان بي تجربه يي گذاشته، نه تنها کار را خراب کرده، بلکه آن جوان را هم خراب کرده است چون ناچار شده پس از مدتي همان را بردارد. اين عزل و نصب هاي پي در پي که صورت گرفته است، ناشي از همين کار است.»
دعاگو تاکيد کرد؛ «نيروي جوان بايد ابتدا در کنار نيروي باتجربه تجارب کافي را به دست بياورد، بعد به وي مسووليت سپرده شود. اين روش که ما جوان بي تجربه يي را در راس مسووليت ها قرار دهيم کار خطرناکي است و خواسته يا ناخواسته کار را خراب کرده ايم.» وي در ادامه اين گفت وگو در باره اينکه آيا عبور از احمدي نژاد، خط قرمز اصولگرايي است، گفت؛ «خط قرمز اصولگرايان عبور نکردن از اصولگرايي است. هيچ انساني خودش مبنا نيست. انسان ها را با مباني مي سنجند نه مباني را با انسان ها. يعني به عبارت ديگر حق را بايد بشناسي بعد اهل حق را بشناسي. اين تعابير که عبور از فلاني حرام است، فتواهايي است که آدم هاي دلشاد صادر مي کنند. اينکه مي گويند عبور از فلاني حرام است، نظر شخصي است.»وي تصريح کرد؛ «انسان هاي آينده نگر و همه جانبه نگري که به منافع و مسائل کشور مي انديشند، اساساً روي معيارها تکيه مي کنند و عبور از معيارها را منع مي کنند. عبور از آدم ها هميشه آزاد است، جز مساله رهبري که عبور از رهبر مجاز نيست. تکليف شرعي و سياسي براي مردم را فقط رهبر مي تواند تعيين کند که مقام معظم رهبري در موقع انتخابات هرگز تکليف شرعي سياسي براي انتخاب فرد معيني نکرده اند و انتخاب رئيس جمهور را به راي خود مردم گذاشته اند. عبور از همه آدم ها بر اساس ملاک ها مجاز است. اگر ملاک به ما گفت بايد از همه عبور کني بايد عبور کرد و اگر ملاکي گفت نبايد از اين آدم عبور کرد، نبايد عبور کرد. يعني در حقيقت براي عبور يا عدم عبور آن چيزي که معيار هست خود ملاک است. ما روي اصول توقف مي کنيم و با اصول حرکت مي کنيم. اگر فردي هم با مباني و معيارها تعارض داشته باشد و معيار بگويد از اين فرد عبور کنيد، هيچ تاملي در عبور نخواهيم کرد.»وي آنگاه تاکيد کرد تعيين تکليف براي مردم کار بسيار زشتي است و بر اين اساس به کساني که «اهل تحليل سياسي هستند، توصيه کرد؛ «هرگز روي افراد توقف نکنند و تنها روي مباني توقف کنند. اگر مردم معيارها را بشناسند واژه صحيح آن معيارها را هم پيدا مي کنند. ما براي مردم تعيين تکليف نکنيم که به چه فردي در انتخابات راي بدهند و به چه فردي راي ندهند. ما بايد به مردم بياموزيم هر کسي داراي اين شرايط باشد به او راي بدهند و در تشخيص آن فرد مردم را مجاز کنيم.» دعاگو افزود؛ «ما موضوع کلي و حکم کلي را بايد بگوييم و تطبيق را بر عهده خود مردم بگذاريم. اساساً تعيين تکليف براي مردم کار زشتي است، يک نوع تحميل عقيده بر ديگران است و سوءاستفاده از شئون مذهبي يا سوءاستفاده از احساسات ديني و ملي مردم است. مردم مکلفند هم به لحاظ شرعي و هم به لحاظ سياسي به نامزد شايسته تر راي دهند.»دعاگو از اظهارات و انتقاداتش نتيجه گرفت؛ «اگر ملت ايران فردي را يافت که در شعار وحدت ملي، ائتلاف و شعار استفاده از توان ديگران يا استفاده از توان همه خدمتگزاران براي خدمت به ملت ايران، صادق است و بين شعار و عمل اش همسويي دارد و توان اداره کردن کشور را هم دارد، نبايد درنگ شود و وي را براي رئيس جمهوري حتماً انتخاب کنند.»وي پيام ائتلاف را نيز اين دانست که در مديريت اجرايي کشور از همه جناح ها و گروه ها و گرايش ها براساس شايستگي هايشان، براي شکل دادن به دولت جمهوري اسلامي استفاده شود. اين پيام بسيار خوبي است ولي آنچه در خارج اتفاق مي افتد نوعاً اين نيست. کساني که با شعار وحدت ملي و ائتلاف تا اين لحظه به ميدان آمده اند، دوستان و همفکران و افراد طيف و جناح خودشان را در درون نظام اجرايي چيده اند و هيچ اعتنايي به شعارهاي اوليه نداشته اند. من در طول چند سال تجربه يي که دارم، شعارها را زيبا ولي عمل را کاملاً جناحي و گروهي ديدم، يعني عمل جناح گرايي بوده ولي شعار وحدت گرايي.» دعاگو در ادامه اظهاراتش توصيه هايي نيز براي شوراي نگهبان داشت. وي گفت؛ «گاهي ما افراد کم تجربه يا افراد بي تجربه را به خاطر برجستگي هاي سياسي که دارند، به عنوان نامزد رئيس جمهوري انتخاب مي کنيم، اما مردم آنها را تجربه نکرده اند و توانشان را به مردم نشان نداده اند. همين انتخاب باعث مي شود بين باوري که مردم نسبت به اين افراد داشتند و بين قدرت اجرايي فاصله زيادي به وجود آيد. اين فاصله را افراد به سرعت نمي توانند پر کنند و اين تجربه به زمان نياز دارد. شوراي نگهبان بايد افرادي که توان شان در عرصه هاي سياسي و مديريتي تجربه شده است را تاييد کند تا اينکه انتخاب براي مردم مشکل نباشد.»معاون فرهنگي جامعه روحانيت مبارز معتقد است «احزاب سياسي ما توانايي انتخاب نامزد با تجربه را ندارند» و افزود؛ «در کشور ما احزاب سياسي در اين حد از توانايي نيستند که بتوانند نامزد با تجربه و توانايي با کابينه يي توانمند که بتوانند کشور را اداره کنند انتخاب بکنند. چون احزاب قوي در کشورمان وجود ندارد، اين مسووليت را بايد شوراي محترم نگهبان بر عهده بگيرد. اما اگر فرضاً 10 نفر معرفي شوند، شوراي نگهبان مي داند که از اين ده نفر يک نفر بيشتر صالح نيست ولي اين کنار زدن به افکار عمومي مردم واگذار مي شود، بعد گروه هاي سياسي براي اينکه آدم هاي ناتوان را از رده خارج کنند، فعال مي شوند. گروه هاي سياسي هم هر کدام نامزد خودشان را صالح مي دانند. افکار عمومي هم در اين حد از توانايي نيست که بتواند بين چند نامزد مشخص بهترينش را انتخاب کند، لذا ممکن است تحت تاثير تبليغات وسيع سياسي يا فريب افکار عمومي، فردي انتخاب شود که در بين کانديداها ضعيف ترين آنها باشد. در اين صورت يک فاجعه بزرگ در کشور به وجود مي آيد.»
واکنش وزير ارشاد به دستور رئيس جمهور
صفار هرندي اکران فيلم «درباره الي» را منوط به رعايت ضوابط قانوني دانست
اظهارنظر اخير

وزير ارشاد مساله اکران آخرين ساخته اصغر فرهادي را وارد فاز ديگري کرد که مي توان آن را ادامه مناقشات اين وزير و مشاور هنري رئيس جمهور قلمداد کرد

گروه فرهنگي؛ محمد حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم پس از بازگشت از سفر خارج و در حاشيه برگزاري جشنواره شعر فجر در مشهد درباره فيلم «درباره الي» موضع گرفت تا سرنوشت اکران اين فيلم در جشنواره فيلم فجر امسال همچنان در پرده ابهام باقي بماند. او دستور رئيس جمهوري براي رفع و حل مشکلات فيلم درباره الي را خيرخواهانه و اکران فيلم را منوط به رعايت ضوابط قانوني دانست؛ «ايشان (رئيس جمهور) از موضع خيرخواهي اين مطلب را گفتند، بنابراين در چارچوب ضوابط و قانون اگر کاري صورت بگيرد دنبال خواهد شد.» اظهارنظر اخير وزير ارشاد مساله اکران آخرين ساخته اصغر فرهادي را وارد فاز ديگري کرد که مي توان آن را ادامه مناقشات اين وزير و مشاور هنري رئيس جمهور قلمداد کرد. جواد شمقدري که در هر فرصتي سياست هاي وزارت ارشاد را زير سوال برده و از تاختن به وزير و معاونت سينمايي وزارت ارشاد نيز خودداري نکرده است، يک سوي ماجراي اکران فيلم «درباره الي» قرار دارد و شايد يکي از دلايل آسان نگرفتن حسين صفارهرندي حضور شمقدري در سمت ديگر اين ماجرا باشد. اين واکنش از سوي وزير ارشاد در حالي مطرح شد که چند روز پيشتر جواد شمقدري مشاور هنري محمود احمدي نژاد از دستور رئيس جمهوري به وزير ارشاد براي حضور «درباره الي» در جشنواره فيلم فجر خبر داد. شمقدري گفته بود؛ «با توجه به ايجاد جو بي اعتمادي بين سينماگران در نامه يي به رئيس جمهوري از ايشان خواستم نظر کارگشا و روشنگر خود را بيان کنند و دکتر احمدي نژاد با ديد فرهنگي عميق و روشني که دارند به وزير ارشاد نوشتند براي جلوگيري از تضييع حقوق سازندگان فيلم «درباره الي» وارد عمل شوند.» شمقدري در همان روزهاي اول رسيدن به مقام مشاور هنري رئيس جمهور سياست هاي وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامي را زير سوال برد. او در مصاحبه يي از حذف سينما حرف زد و گفت؛ «با وجود اين سياست هاي ارشاد مي توان سينما را حذف کرد.» او مدتي بعد در يک برنامه زنده تلويزيوني بار ديگر صفارهرندي را مورد انتقاد قرار داد و گفت؛ «در شرايط کنوني رئيس جمهور سياست هاي وزير ارشاد را تحمل مي کند.» اين حرف او بلافاصله با واکنش صفارهرندي روبه رو شد و وزير ارشاد در حاشيه جلسات هيات وزيران گفت؛ «آقاي شمقدري سخنگوي رئيس جمهور نيست. رئيس جمهور هرگاه بکاهد در خصوص وزرا حرف مي زند، نيازي نيست افراد ديگر اظهارنظر کنند.» مناقشات شمقدري و صفارهرندي هنوز هم ادامه دارد تا حدي که ابراز خوشحالي معاونت سينمايي هم درباره اکران «درباره الي» تا زماني که يک سوي ديگر ماجرا شمقدري است، مبهم است. محمدرضا جعفري جلوه نيز که معاونت سينمايي وزارت ارشاد را عهده دار است از حضور «درباره الي» در جشنواره فيلم فجر استقبال کرد و از اعمال نظر صريح مقامات عالي کشور خبر داد. تمامي اظهار نظرها از دستور رئيس جمهوري تا اشتياق معاونت سينمايي وزارت ارشاد براي اجرا حکايت از اکران فيلم در جشنواره داشت اما موضع گيري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تمام معادلات را به هم ريخت؛ «من در آن روزها براي ماموريتي در خارج از کشور بودم و تازه آمدم. همان موقع به معاونت سينمايي گفتم از چند و چون اين نامه اطلاع حاصل کنند و در صورتي که براي ما روشن شود مطلبي مورد نظر رئيس جمهوري است، بررسي شود. چون ايشان از موضع خيرخواهي اين مطلب را گفتند و در چارچوب ضوابط و قانون اگر کاري صورت بگيرد، دنبال خواهد شد.» حالا ديگر همه حرف ها در محور «درباره الي» و تصميم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم است.
حکايت مردي که «نه» مي گفت،
احمد پورنجاتي

بود در کشور افسانه کسي / شهره در، نه، گفتن؛ / نام مي خواهي؟ / نه / کام مي جويي؟ / نه / تو نمي خواهي يک تاج طلا بر سر؟ / نه / مذهب ما را مي داني؟ / نه / خط ما مي خواني آيا؟ / نه / نه، به هر بانگ که برپا مي شد / نه، به هر سر که فرو مي آمد / نه، به هر جام که بالا مي رفت / نه، به هر نکته که تحسين مي شد / نه، به هر سکه که رايج مي گشت / روزي آينه به دستش دادند؛ / مي شناسي او را؟ / آه، آري خود اوست / مي شناسم او را / گفته شد ديوانه است / سنگسارش کردند.

«سياوش کسرايي»

آدم ها را به صفت هاي گوناگون مي توان طبقه بندي کرد؛ جنسيتي، جغرافيايي، قومي و نژادي و مذهبي و غير اينها. از جمله به صفت شغل و حرفه و منزلت اجتماعي. اهالي هر صنف و حرفه را، در کنار همه کمالات و جمالات و مزاياي مادي و معنوي، دنيوي و اخروي و امثالهم، آفات و بلايايي نيز در کمين است. در اين مجال، که به بهانه گراميداشت ياد مرحوم احمد بورقاني برپاست، مي خواهم اندکي به «آفات المشاغل» بپردازم. چون اين مراسم در «خانه هنرمندان» برگزار مي شود، به احترام صاحب خانه، از «صنف هنرمند» آغاز مي کنم. پيشاپيش از اتحاديه اصناف و مشاغل پوزش مي خواهم؛

1- هنرمندجماعت، در معرض آفت «سقوط از دماغ فيل» است. کار هنري اش را بايد بفهمي، بايد تحسين کني، به چشم بکشي و البته از اينکه چنين فهم و شعور هنرشناسانه يي داشته يي، سر به آسمان افتخار بسايي، نازک تر از گل؟، پرسش و نقد؟، لابد شعور هنري نداري. هنرمند عزيز، قهر مي کند، چهره درهم مي کشد، عصباني مي شود و خدا آن روز را نياورد که؛ جيغ بکشد، هنرمندجماعت، در معرض آفت ننر بودن است.

2- سياستمدارجماعت، در معرض آفت «قالتاق گري و پاچه ورماليدگي» است. به همه موجودات عالم، از جماد و نبات و جانور، اعم از حيوان و انسان و امثال اينها و حتي به همه مقدسات زميني و آسماني و تحت الارضي و فوق العرشي، به چشم نردبان يا تسمه نقاله نگاه مي کند. قرار است که تشريف ببرد آن بالا. به هر وسيله که شتابان تر، همان بهتر.

3- اعزه الاصناف، «طبيبان و قاضيان و روحانيان» هر سه صنف که غبار قدوم مبارک شان را توتياي ديدگان کورشده مان مي کنيم، در معرض آفت؛ «نگاه عاقل اندرسفيه» به جمله خلايق اند. غرور و تکبر و خودگنده بيني، انگار از لوازم شغلي اين سه صنف شريف است، که البته نيست. «طبيب جماعت» گمان مي کند زمامدار مرگ و زندگي بيمار مفلوک است. سلامتي و زندگي بيمار، بازيچه طبابت اوست. تا بخواهي براي بيمار قيافه مي گيرد و پرسش هاي مضطربانه او را به نگاهي خشک و بي اعتنا پاسخ مي دهد. «قاضي جماعت» مقدرات حال و آينده اصحاب دعوا، خواه متهم يا مدعي، را در کف با کفايت داوري خويش مي بيند. چرخش نوک قلم شريفش، مي تواند شما را محکوم يا تبرئه کند. تا چه پسندد طبع خيال انگيزش، از اين رو ذره يي فروتني و ادب و نزاکت و مهرباني و تعارفات معمول نسبت به ارباب رجوع را مخل آن هيبت سرنوشت ساز مي داند. چه بسا نيم ساعت شما را، خواه متهم يا مدعي، در برابر خود، سرپا نگه مي دارد، حتي سر مبارک خويش را از نمايش مطالعه پرونده يي که پيش رويش گشوده، بلند نمي کند و گاه حتي پاسخ سلام شما را نمي دهد که مبادا به اقتدار صنفي اش که به اشتباه «استقلال قاضي» ناميده مي شود، خدشه يي وارد نشود. اما «روحاني جماعت» در همه اديان و مذاهب، «و ما ادراک ما روحاني»، خدايگان دنيا و آخرت. از لحظه قرائت اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ تا هنگامه تلقين شهادتنامه ميت در موسم تدفين.
اگر کسي را از اين صنف شريف مشاهده کرديد که در سلام کردن از شما پيشي بگيرد، حق داريد تعجب کنيد. خيلي اگر مرحمت کنند، سلام شما را به پاسخي زيردنداني تسويه کنند. به اين فروتني آخوندهاي اصلاح طلب، امثال خاتمي و کروبي و کديور، دل خوش نکنيد. اينها که روحاني نيستند، روحاني نمايند،

4- روشنفکرجماعت در معرض آفت «خودبسندگي و افاده هاي طبق طبق» است. هزار نسخه آزادي و حقوق بشر و نقد قدرت براي «توده» مي پيچد اما توانايي دو دقيقه برقراري ارتباط و همدمي با مردم کوچه و بازار را ندارد. حوصله اش سر مي رود. براي گفت وگو با توده، واژه کم مي آورد. اما تا بخواهيد کاسه کوزه همه عقب ماندگي ها و توسعه نايافتگي ها را بر سر توده عوام مي شکند.

5- مدير دولتي جماعت، در معرض آفت «نان به نرخ روز خواري، چهار شاخداري لنجان» است و متخصص شدن در عرصه موفق هواشناسي، کسي که تا ديروز در دولت پيشين براي واکس زدن کفش هاي آقاي رئيس جمهور و البته عرض ارادت ششدانگ، در صف نوبت مي ايستاد، امروز به اشتياق و اميد چسباندن نان فتير خود به تنور داغ سفارت فلان کشور دست چندم، در هر مجال و جلسه يي روضه مصيبت دوران اصلاحات سر مي دهد. باري، مشاغل فراوان است و آفات فراوان تر. باز هم بگويم؟

6- روزنامه نگارجماعت در معرض آفت «سواد بند انگشتي و ادعاهاي به اين درشتي است». کم سوادي و بي اطلاعي و ناشيگري اش را با مچ گيري هاي کودکانه، پرسش هاي ساديست مآبانه و گاه «سرکار گذاشته شدن» هاي هنرمندانه جبران مي کند. خبرنگار و روزنامه نگار اگر گرفتار اين آفت مرموز شود، لقمه لذيذي است در کام بي انتهاي آفت زدگان همه مشاغل به ويژه خطرناک ترين آنها که؛ سياستمداران باشند.

اينک مي پرسم؛ احمد بورقاني چه کاره بود؟ شغلش چه بود؟ سياستمدار؟ روشنفکر؟ روزنامه نگار؟ مدير دولتي؟ وکيل مجلس؟ همه اينها بود و نبود،

احمد بورقاني، مست بود. مست حقيقت. فقط و فقط،

من مستم/ من مستم و ميخانه پرستم/ راهم منماييد، پايم بگشاييد/ وين جام جگرسوز مگيريد ز دستم/ من لاله و باغم / من شمع و چراغم/ مي همدم من، همنفسم، عطر دماغم/ خوش رنگ، خوش آهنگ/ لغزيده به جامم/ از تلخي طعم وي انديشه مداريد/ گواراست به کامم/ با آن که در ميکده را باز ببستند/ با آن که سبوي مي ما را بشکستند/ با آن که گرفتند ز لب توبه و پيمانه ز دستم/ با محتسب شهر بگوييد که هشدار،/ هشدار که من مست مي هر شبه هستم

«فرازي از سروده سياوش کسرايي»
عناوين اين صفحه
سپاسگزاري حماس و جهاد اسلامي از اردوغان
افزايش شمار موافقان عبور از احمدي نژاد
صفار هرندي اکران فيلم «درباره الي» را منوط به رعايت ضوابط قانوني دانست
حکايت مردي که «نه» مي گفت،

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام