حامد طبيبي
پيش از جدي شدن حضور اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري آينده و بحبوحه بحث در خصوص مشارکت يا عدم مشارکت در ميدان پيش رو، يک «اصل» از سوي همه احزاب، گروه ها و شخصيت هاي صاحب نفوذ در جبهه اصلاحات پذيرفته شده بود؛ «براي افزايش پيروزي، علاوه بر حضور کانديداي کاريزماي واجد شرايط، بايد همه اصلاح طلبان فقط و فقط با يک کانديدا وارد انتخابات شوند.» با توجه به اعلام رسمي نامزدي مهدي کروبي و احتمال اعلام کانديداتوري سيدمحمد خاتمي، ناظران سياسي بر اين باورند که اين دو «بزرگ» جبهه اصلاحات به هر حال با مکانيسمي مانند نظرسنجي و براساس يک رقابت دروني مبتني بر بيشتر بودن احتمال پيروزي نظير ميزان استقبال در سفرهاي انتخاباتي و براساس روابط «ريشه دار»ي که ميان کروبي و خاتمي وجود دارد به «توافق» خواهند رسيد. اسماعيل دوستي رئيس دفتر انتخابات حزب اعتماد ملي از جمله چهره هاي «باتجربه» اصلاح طلبان به شمار مي رود که سابقه نمايندگي مجلس، فرمانداري، استانداري و کانديداتوري در انتخابات شوراهاي سوم را در کارنامه دارد. او اگرچه در حزب مهدي کروبي به فعاليت مشغول است اما به واسطه استاندار بودن در دولت اصلاحات، از مديران سيدمحمد خاتمي نيز به شمار مي رود. او اعتقاد دارد هر کانديدايي که مورد اجماع اصلاح طلبان واقع شود و تصميم اعتماد ملي نيز حمايت از اين کانديدا باشد، همه پتانسيل حزب متبوع خود را در اختيار کانديداي اجماعي قرار خواهند داد. گفت وگوي اعتماد با اسماعيل دوستي در پي مي آيد.
---
-به نظر مي رسد با نزديک شدن به انتخابات رياست جمهوري دهم، فعاليت دفتر انتخابات هم گسترده تر شده باشد. اصلي ترين دستور کار اين دفتر چيست؟
دفتر انتخابات اعتماد ملي، جزء ارکان حزب است و اعضاي اين دفتر متشکل از اعضاي حزب هستند و در راستاي نقش آفريني در انتخابات هاي مختلف اعم از مجلس، شوراها، خبرگان و انتخابات رياست جمهوري فعاليت مي کنند. پس نتيجه مي گيريم اصلي ترين وظيفه دفتر، ايفاي نقش در انتخابات است.
به طور قطع هدف حزب خدمت به مردم است و اعتقاد دارد ورود به قدرت براي انجام آن، تنها از طريق صندوق راي امکان دارد يعني حزب بايد در سراسر کشور توسعه يافته و در بين قشرهاي مختلف مردم اقدام به عضوگيري کند تا در انتخابات هاي مختلف بتواند کرسي هاي لازم را کسب کند. ما پس از تاسيس حزب در انتخابات گذشته اعم از شوراها، خبرگان و مجلس به طور جدي وارد شديم و شايد در ميان اصلاح طلبان تنها حزبي که به طور رسمي اعلام حضور کرد و به معرفي کانديدا در سراسر کشور پرداخت، اعتماد ملي بود. شعار ما هم حمايت از آقاي هاشمي و ياران ايشان بود. اگر فعاليت حزب و دبيرکل آن در آن مقطع حساس نبود شايد آقاي هاشمي اکنون رئيس مجلس خبرگان نبود. رايزني هاي جدي از سوي آقاي کروبي با علماي نوانديش و نزديک به اصلاح طلبان و حتي چهره هاي معتدل مانند آيت الله واعظ طبسي و جزايري صورت گرفت و اعتماد ملي از آنها حمايت کرد و اين در حالي بود که اصلا ح طلبان و در راس آنها مجمع روحانيون به دليل برخي اعتراضات به طور علني وارد ميدان انتخابات خبرگان نشدند. در انتخابات شوراها نيز سعي شد با ائتلاف اصلاح طلبان وارد عرصه شويم و پس از اتفاقات انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم، اصلاح طلبان توانستند به يک پيروزي نسبي دست يابند. در انتخابات مجلس هشتم هم دفتر انتخابات فعال بود اما عرصه چنان بر اصلاح طلبان تنگ شد که کرسي قابل رقابت چنداني باقي نمانده بود. به هر حال مهم ترين اولويت و برنامه حزب اعتماد ملي، حضور در انتخابات هاي مختلف است.
-ناظران سياسي انتخابات رياست جمهوري را داراي اهميتي دوچندان در ميان ساير انتخابات مي دانند. اکنون که دبيرکل حزب متبوع شما نيز اعلام کانديداتوري کرده، از عملکرد دفتر انتخابات چه ارزيابي داريد؟
به طور طبيعي به دليل اينکه دبيرکل حزب ما به عنوان کانديدا وارد ميدان انتخابات شده قطعاً فعاليت بيشتري را از حزب و دفتر انتخابات طلب مي کند و بايد شرايط کشور و اوضاع نابسامان سياسي، اقتصادي، فرهنگي و علمي کشور را براي مردم تبيين کرد. بر همين اساس دفتر انتخابات با کليه اعضا براساس اين مهم در حال فعاليت است و چارت تشکيلاتي و شرح وظايف به همه استان ها منعکس شده است و به طور طبيعي هر چه به انتخابات نزديک تر شويم فعاليت ما پررنگ تر خواهد شد.
-اصلاح طلبان پس از روي کار آمدن دولت نهم و در دو انتخابات گذشته، دغدغه هاي جدي درخصوص صيانت از آرا و نحوه برگزاري انتخابات توسط دستگاه اجرايي داشتند. با توجه به اينکه شما سابقه نمايندگي مجلس، استانداري، حضور در بدنه اجرايي وزارت کشور و کانديداتوري در انتخابات شوراهاي سوم را در کارنامه داريد، به طور قطعي و نه فقط در حد حرف اصلاح طلبان چگونه مي توانند از برخي تخلفات احتمالي جلوگيري کنند؟
من به کلمه صيانت از آرا اعتقاد ندارم و بايد به جاي آن از «دفاع از قانون انتخابات» استفاده کنيم. به هر حال در قانون انتخابات، فعاليت سه رکن اصلي برگزاري انتخابات داراي تعريف مشخص است. نخست مجريان يا همان دولت ها که بايد امانتدار آراي عمومي بوده و پاسخگوي عقيده، انگيزه و رايي باشند که از درون يک انسان نشات مي گيرد. دومين رکن نيز نظارت است که در قانون اساسي داراي تعريف خاص و ويژه يي است يعني شوراي نگهبان يا همان هيات هاي نظارت که در سراسر کشور فعال هستند. آنها هم بايد در قبال زحماتي که براي حاکم شدن يک نظام مردم سالار ديني کشيده شده احساس مسووليت کرده و پاسخگو باشند. هيات هاي اجرايي که توسط فرمانداران انتخاب شده و مسوولان شعب اخذ راي هستند در پروژه عظيم انتخابات اثرگذارند. اگر اين سه رکن يعني دولت، شوراي نگهبان و هيات هاي اجرايي با دقت قانون را اجرا کنند، مشکلي وجود نخواهد داشت. اشکالي که اکنون به وجود آمده و بسياري از گروه هاي سياسي و شخصيت هاي اصلاح طلب و حتي اصولگرا دغدغه وضع موجود را دارند، نگراني از امين بودن يا نبودن مجريان در اجراي قانون است. در نتيجه اگر قانون به نحو احسن انجام شود چرا بايد نسبت به صيانت از آن هشدار داده شود؟ من از شما مي پرسم چرا در دولت هاي قبل نگراني چنداني درباره صيانت از آرا وجود نداشت؟
-در دوره هاي گذشته هيات هاي اجرايي معمولاً از گرايش هاي سياسي مختلف و هيات هاي نظارت هم با روش مسبوق به سابقه در جريان انتخابات فعاليت مي کردند اما نگراني امروز به دليل همسويي اين دو بازو از يک سو و نپذيرفتن ناظران کانديداها در حوزه هاي اخذ راي از سوي ديگر است.
بله، يکي از دلايل عمده يي که امروز شخصيت هاي کليدي- که در شکل گيري نظام موثر بوده اند- را به تکاپو انداخته، تاکيد بر اين مساله است که نظام توسط يک گروه خاص، امکان اداره شدن ندارد. اين دغدغه در انتخابات بيش از همه برهه ها نمود پيدا مي کند. من به دليل سمت هاي اجرايي در 17 انتخابات فعاليت کرده ام. هرگاه در شعب اخذ راي هيات هاي نظارت، اجرايي و بازرسان از يک جناح سياسي و فکري بوده اند آن صندوق دچار خدشه شده است و اين دغدغه به وجود مي آمد که راي آن صندوق ها همان باشد که از سوي مردم ريخته شده بود. اگر اعتماد مردم از ميان برود و راي خود را صاحب اثر ندانند چه دليلي براي مشارکت در انتخابات خواهند داشت؟
-اين دغدغه به نظر شما اکنون در مردم هست؟ مسوولان دولتي ميزان مشارکت در دو انتخاباتي که دولت نهم برگزار کرده را کافي مي دانند.
اکنون به دليل اينکه اين تصور وجود دارد که هيات هاي نظارت و اجرايي و بازرسان «همسو» شده اند، چه در ميان مردم و چه در گروه هاي سياسي و احزاب اصلاح طلب دغدغه هاي جدي به وجود آمده است.
آمار هم واقعاً راضي کننده نيست، خصوصاً در شهرهاي بزرگ مشارکت به زير 30 درصد سقوط کرده است. من به صراحت اعلام مي کنم در انتخابات شوراي سوم در تهران- که من هم کانديداي ائتلاف اصلاح طلبان بودم - فهرست 15 نفره مورد حمايت احزاب اصلاح طلب، راي لازم را کسب کرد. بسياري از چهره هاي موثر انتخابات - که اصولگرا هم بودند - در تماس با من اعلام مي کردند نفر هفتم تهران هستم. دو روز بعد من نفر بيست و دوم شدم.
-بر چه مبنايي احساس مي کنيد تخلف رخ داده است؟
شايد آماري که اعلام شد درست باشد اما به دليل اينکه برخلاف قانون عمل شده و ناظران کانديداها را از حوزه هاي شمارش آرا بيرون کردند، من باور درستي نسبت به نتايج اعلام شده ندارم و اين ترديد همچنان حفظ شده و اين گونه است که صيانت از قانون انتخابات و آراي مردم براي ما دغدغه شده است. يک زماني که اصلاح طلبان استاندار و فرماندار بوده و در دولت حضور داشتند، از سختگيري و اعمال سليقه هيات هاي نظارت و ردصلاحيت کانديداها انتقاد مي کردند. اما پس از روي کار آمدن دولت نهم، کار به جايي رسيده که هيات نظارت منصوب شوراي نگهبان اعلام مي کند بايد تاييد شود اما هيات هاي اجرايي منصوب دولت نهم که بايد حافظ حقوق مردم و کانديداها باشند، آن را رد کرده اند. اصلاح طلبان اکنون به هيات هاي نظارت و شوراي نگهبان اميدواري بيشتري دارند. وقتي شرايط اين گونه است، چه انتظاري براي صيانت از آرا باقي مي ماند؟
-موضوعاتي از اين دست در انتخابات شوراهاي سوم و مجلس هشتم هم از سوي اصلاح طلبان مطرح شد. صرف نظر از حرف، چه ايده اجرايي و مکانيسمي براي حفاظت از آراي مردم مي توان به مرحله اجرا گذاشت؟
وقتي مجريان، اجازه حضور ناظران کانديداها در حوزه هاي اخذ راي هنگام برگزاري و شمارش آرا را نمي دهند، يکي از اصلي ترين مکانيسم هاي موجود در قانون براي مراقبت از آرا از بين مي رود. راهي نيست مگر اينکه بزرگان اصلاح طلبان و چهره هاي صاحب نفوذ نظام با مقام معظم رهبري جلساتي داشته و از ايشان درخواست کنند به طور جدي اين مساله را مورد بررسي قرار دهند.
-در انتخابات مجلس هشتم اين رايزني ها انجام نشد؟
خير، به آن ميزان که نياز بود اين گفت وگوها صورت نگرفت. اگر براي اصلاح طلبان، ساير احزاب و گروه هاي سياسي و به ويژه جامعه اين اطمينان ايجاد نشود که فرآيند اخذ آرا از برگزاري، شمارش و اعلام نهايي، از سلامت کامل برخوردار است، نمي توان انتظار مشارکت حداکثري داشت.
-تاکنون آقاي کروبي به طور جدي اعلام کرده در صحنه انتخابات خواهد ماند اما در مقابل، برخي اعضاي حزب اعتماد ملي تاکيد دارند يک کانديداي انتخابات بايد موضع گيري محکمي داشته باشد و در عين حال اين امکان وجود دارد که در صورت توافق اصلاح طلبان، کانديداي واحد ديگري وارد رقابت ها شود. دفتر انتخابات حزب تا چه حد آمادگي دارد پتانسيل خود را در آن صورت در اختيار جبهه اصلاحات قرار دهد؟
اين سوال شما من را به دوران مجلس پنجم مي برد که در کنار چهره هايي مانند آقايان مجيد انصاري، مرعشي، معين و حضرتي فراکسيوني قوي از اصلاح طلبان تشکيل شده بود به رغم اينکه در اقليت بوديم. اين فراکسيون احترام ويژه يي براي آقاي ناطق قائل بود و تجربه هم نشان داد شخصيت هاي اصلي اصولگرا، عقبگرد را نمي پسندند و در سه سال و نيم گذشته هم در برابر انحراف دولت نهم سکوت نکردند. در آن مقطع ما تلاش کرديم کابينه آقاي خاتمي با وزرايي مانند عبدالله نوري، مصطفي معين و عطاءالله مهاجراني از مجلس پنجم راي اعتماد کامل بگيرد. به رغم اينکه بر اصول خود پافشاري مي کرديم در فضايي تعامل گونه، اکثريت را هم با خود همراه کرديم. اما پس از راي اعتماد به کابينه برخي محافل نمايندگان اکثريت را تحريک کردند و اين وسوسه ها در جريان راي مجلس پنجم به اولين بودجه پيشنهادي آقاي خاتمي و دولت اصلاحات خود را نشان داد چرا که تصميم گرفته بودند به بودجه راي ندهند آن روز آقاي ناطق به علتي غايب بود و جناح راست هم در نظر داشت اين کار را انجام دهد و به کليات لايحه بودجه راي ندهد.
-در آن صورت از نظر قانوني چه اتفاقي رخ مي داد؟
اگر در آن مقطع بودجه راي نمي آورد معناي آن سقوط دولت اصلاحات بود و براساس قانون، مجلس يک دوازدهم به طور ماهانه بايد بودجه در اختيار دولت بگذارد. اصلاح طلبان در آن مقطع با قدرت ايستاده و مجلس را ترک کردند. آقاي انصاري با دفتر مقام معظم رهبري تماس گرفت و از آقاي ناطق هم خواستيم به مجلس بيايد و ايشان هم خودش را نزديک ظهر رساند. با تذکراتي که دفتر رهبري و ناطق دادند و دفاعي که آقاي خاتمي از بودجه صورت داد، کليات آن با اکثريت آرا به تصويب رسيد. جريان چپ قبل و بعد از دوم خرداد از يک رهبري واحد و مستحکم به رهبري مجمع روحانيون مبارز برخوردار بود. درست است که حزب کارگزاران شکل گرفته بود اما همه ما محوريت مجمع را پذيرفته بوديم. اما برخي اختلاف سليقه ها در ميان اصلاح طلبان که پس از مجلس ششم به وجود آمد، در انتخابات رياست جمهوري نهم خود را نشان داد و چندکانديدايي سبب نتيجه نگرفتن اصلاح طلبان شد. ما بارها تذکر داديم که آقاي معين امکان کسب آراي لازم را ندارد و بهتر است رقابت ميان آقايان هاشمي و کروبي صورت بگيرد. اگر اين اتفاق رخ مي داد و همين دو کانديدا در صحنه مي ماندند و از آنها حمايت مي شد هيچ گاه شاهد روي کار آمدن دولت نهم نبوديم.
در اين صورت تشکيلات دولت آقاي خاتمي کمتر از 20 درصد ريزش داشت. دولت اصلاحات و آقاي خاتمي واقعاً توانمند بوده و کارهاي زيربنايي در سراسر کشور صورت دادند. از نظر عمران و آباداني، سرمايه گذاري، ايجاد شغل و سياست خارجي آقاي خاتمي از آقاي هاشمي موفق تر بود. اگر با مديريت، تنوع و فکر جديد و همان نيروهاي دولت اصلاحات کار ادامه مي يافت، امروز شاهد وضعيت نابسامان کنوني نبوديم.
- اصلاح طلبان اعلام مي کنند از تکرار تجربه چندکانديدايي پرهيز خواهند کرد. در انتخابات رياست جمهوري چقدر آمادگي رايزني براي ائتلاف در حزب اعتماد ملي وجود دارد؟
بله، در انتخابات نهم شکست ها از چند کانديدايي بود. به هر حال اگر پس از رد صلاحيت آقاي معين، ايشان نه به نفع آقايان هاشمي يا کروبي بلکه در اعتراض به روند بررسي صلاحيت ها کنار مي رفتند، آراي ايشان بين اين دو کانديدا تقسيم شده و هر دو به مرحله دوم مي رفتند. اما دکتر معين اين پيشنهاد را نپذيرفت.
- به نظر مي رسد نبايد يکطرفه سراغ چنين بحثي رفت. آقاي کروبي بعد از انتخابات مجلس هفتم، انتقادات تندي را در برخي رسانه هاي مخالف اصلاحات در مورد برخي اصلاح طلبان انجام داده بود که فضا را براي همکاري سخت مي کرد. اين مساله مورد تاييد برخي اعضاي فعلي حزب اعتماد ملي هم هست. بهتر نبود اين انتقادات دروني مطرح مي شد؟
من سيري از تاريخ را مرور مي کنم. اعتقاد دارم اگر در انتخابات نهم شرايط از سوي همه طرفين در جبهه اصلاحات سنجيده مي شد و همان طور که اشاره کرديد واکنش هاي غيرضرور عليه هم صورت نمي دادند، مي شد به ائتلاف رسيد. در نظرسنجي هاي آن روز اعلام مي شد که آقايان کروبي و احمدي نژاد، پايين ترين راي را از نظر مردم دارند اما نتيجه انتخابات عکس آن را نشان داد. من در آن دوره استاندار بودم. اما به نظر مي رسيد بسياري از استانداران هم آن گونه که بايد، به خطير بودن شرايط توجه نداشتند. به هر حال نتايج انتخابات نشان داد که تصور ما از آراي کانديداهايمان چندان درست نبود. به هر حال برنامه ريزي پلي است که گذشته را به آينده متصل مي کند. نبايد گذشته و زحمات برخي بزرگان اصلاحات مانند آقاي کروبي و خدمات آنها فراموش شود. اما در پاسخ به سوال شما، اگر آقاي کروبي به اين نتيجه رسيد که بايد با گروه هاي اصلاح طلب ائتلاف کند و اصلاح طلبان يک کانديداي واحد داشته باشند، مي توان آن را امکان پذير دانست. دفتر انتخابات يکي از ارکان حزب است و هر تصميمي که شوراي مرکزي و دبيرکل اخذ کند، اجرايي مي شود.
- يعني دفتر انتخابات اعتماد ملي اين آمادگي را دارد که پتانسيل خود را در اختيار نامزد مورد ائتلاف همه اصلاح طلبان قرار دهد که ممکن است آقاي کروبي هم نباشد؟
بله، دفتر، سياست مسوولان حزب را اجرا مي کند.
-
اصلاح طلبان از ائتلاف به عنوان يکي از الزامات پيروزي نام مي برند. با توجه به اعلام آمادگي آقاي کروبي و احتمال اعلام کانديداتوري آقاي خاتمي، چقدر اجماع را قابل دسترسي مي دانيد؟
شخصيت هاي کليدي و محوري اصلاح طلب بايد اين موضوع را در گفت وگوهايي که با يکديگر دارند، حل کنند و به بدنه احزاب و هواداران خود اجازه ورود به اين مساله را ندهند. من به عنوان استاندار آقاي خاتمي، به شخصيت ايشان بسيار علاقه دارم چرا که داراي خصوصيات و محبوبيت کم نظيري هستند. در عين حال آقاي کروبي هم از وزنه هاي اصلاح طلبان به شمار مي روند. پس بهتر است اين شخصيت ها خودشان با گفت وگو با يکديگر به اجماع برسند. در عين حال معتقدم اگر حمايت کامل همه اصلاح طلبان حول محور آقاي کروبي باشد، ايشان بيش از 17 ميليون راي کسب مي کنند.
- اگر شرايط، عکس اين ايده شما شد، دبيرکل و حزب اعتماد ملي چگونه از آقاي خاتمي حمايت خواهند کرد؟
صددرصد اين اتفاق هم مي تواند رخ دهد. انسجام ما مساوي است با پيروزي و براي پيروزي از همه پتانسيل خود استفاده خواهيم کرد. تصميم گرفته شده اصلاحات به پيش برده شود و برخي نقاط ضعف ترميم شود و شرايط اجرايي کشور تغيير کند.
موضوع کانديداتوري گزينه جامع الاطرافي که شما آن را داراي ويژگي هاي لازم براي کسب راي از مردم مي دانيد،امري پذيرفته شده است اما حساسيت هاي برخي نهادها را هم نبايد فراموش کرد.
- به نظر مي رسد خط قرمز آنها اصلاح طلبان و برهم خوردن شرايط فعلي باشد. اين اعتقاد وجود دارد که نبايد بر اساس نظر آنها به معرفي کانديدا اقدام کرد.
من معتقدم اگر کانديداي ما آقاي خاتمي باشد، آنها حتماً روي آقاي احمدي نژاد ائتلاف مي کنند.
- اما برخي اعتقاد دارند تصميم حضور آقاي احمدي نژاد از مدت ها قبل گرفته شده و ساير اصولگرايان مجاز به رقابت با وي نيستند.
من بر اساس تجربه يي که دارم، انتخابات را چندقطبي مي بينم و دوقطبي نيست. انتخاباتي در مرحله اول از سلامت بيشتري برخوردار مي شود که چندقطبي باشد. به هر حال من همچنان تاکيد مي کنم که آقايان خاتمي و کروبي از بزرگان اصلاحات هستند و حرف هم را بهتر از اطرافيان خود مي فهمند. بايد اجازه دهيم فضاي انتخابات جدي تر شود. به هر حال مردم نسبت به اصلاح طلبان رويکرد مثبت و اقبال دارند و اين همه ارکان جبهه اصلاحات هستند که بايد اين رويکرد مثبت را مديريت کرده و نتيجه انتخابات را به سود خود رقم بزنند.