محمد حسن شهسواري

بسياري مانند من، زماني که به جهان مجازي وارد مي شدند اولين کاري که مي کردند، سر زدن به سايت فرهنگي «هفتان» بود. اما بسياري مانند من، امروز (ششم بهمن) در هنگام ارتباط با اين جهان پر غوغا، وقتي سراغ هفتان را گرفتند، با پيامي رو به رو شدند که گويا زين پس گشت و گذار در هفت آسمان فرهنگ و هنر ممنوع است. به زبان اينترنت يعني هفتان، زير آسمان نيلگون ايران، فيلتر است. هفتان در طول بيش از سه سال فعاليت، همواره سعي کرده بود تمام سلايق فرهنگي و هنري فعال و دلسوز تمدن ايران را پوشش دهد و هيچ گاه در غوغاي سياست هاي فرهنگي و فرهنگ هاي سياسي وارد نشود. اين مساله را بر اساس مرور هرروزه ام بر اين سايت مي گويم. بعيد مي دانم کسي از ميان هنرمندان و فرهنگيان از همه گرايش ها و تفکرات، از تعطيلي اين سايت نه تنها خشنود باشد که حيرت زده نباشد. در روزهايي هستيم که دوست و دشمن در تمام حوزه ها به مرور 30 سال تاريخ انقلاب اسلامي پرداخته اند. من نه اهليتش را دارم و نه علاقه آن را که بدانم چه سياست و تفکري باعث شده اهل فرهنگ و هنر اين ملک از پر مخاطب ترين و سالم ترين سايت خبري در اين حوزه که همواره با رعايت قوانين عرف رسانه فرهنگي فعاليت مي کرده است، محروم شود، اما خوش ندارم تعطيلي يک رسانه فرهنگي با اين ساعات و اين روزها متقارن شود. گرچه محروميت مردمان از توليدات فرهنگي وزين را در هيچ ساعت و روزي خوش ندارم. تنها مي توانم از زبان خواجه شيراز به تصميم گيران فرهنگي که موجب اين عمل شده اند تا من و بسياري ديگر از هفتان محروم شويم، بگويم؛ «برق غيرت چو چنين مي جهد از ممکن غيب / تو بفرما که من سوخته خرمن، چه کنم؟»
بسيار دلزده هستم که افعال جمله اول اين مطلب ماضي است و دلزده تر آنکه در آينده نزديک زمان افعالم، وقتي دارم از هفتان صحبت مي کنم، مضارع نباشد.