ندا طيبي
هرگز اجراي هيچ نمايشي جزء آرزوهايم نبوده است اما اجراي «کوکوي کبوتران حرم» برايم به آرزو تبديل شده است و اميدوارم تا آخر بدون هيچ مشکلي به صحنه برود.
عليرضا نادري حتي زماني که تمرينات نمايش جديدش به شکل کاملاً جدي در حال انجام بود، هنوز دچار ترديد بود. او پس از غيبت پنج ساله خود همچنان اصرار داشت «کوکوي کبوتران حرم» را به صحنه بياورد؛ «درباره دليل اين پافشاري بعدها به تفصيل سخن مي گويم اما براي من مهم ترين مساله اتلاف وقت و عمر يک انسان به دلايل واهي است و کاملاً از اين موضوع دفاع مي کنم که نمايش «کوکوي کبوتران حرم» به دلايل واهي شش سال تمام در محاق ماند و همراه با نمايشنامه ديگرم «اين قصه را ايرانيان نبشته اند» در هر دو دوره يي که مي شناسيم امکان اجرا پيدا نکرد.»
پيشنهاد
نادري براي تحقق اين آرزو دو وضعيت را پيشنهاد کرد؛ هر اصلاحي را که مدنظر مميزان بود اعمال مي کند و حتي اگر نمايش را خيلي مساله دار دانستند، حاضر بود آن را ويژه بانوان اجرا کند؛ «هر دو پيشنهاد را از آن رو عنوان کردم تا نشان بدهم نمايش به دلايل نادرستي که ساخته ذهن ديگران است، امکان اجرا نيافته است. در اين مدت ماجرايي را به اين متن نسبت مي دادند که ارتباطي به آن نداشت و اينها ناشي از اين است که عده يي نمايشنامه نمي خوانند و براساس شنيده هايشان تصميم گيري مي کنند و اگر اين نمايشنامه مانند هر متن ديگري با تمرکز بهتري خوانده مي شد، اين همه حاشيه سازي هم صورت نمي گرفت.»
نگارش «کوکوي کبوتران حرم» اواخر سال 81 آغاز شد و اوايل سال 82 به پايان رسيد و همين سال بود که يکي از دوستان نادري آن را به جشنواره فجر پيشنهاد کرد که رد شد و اين حاشيه ها از همان جا شروع شد.
تغيير شرايط
بعد از اجراي «31/6/77» عليرضا نادري همچنان در انديشه «اين قصه را ايرانيان نبشته اند» بود؛ همان متني که بهمن 79 در جشنواره فجر اجرا شد و با اينکه جايزه هم گرفت اما در اجراي عمومي ناکام ماند؛ انتظاري که هشت سال به طول انجاميد و آنقدر ادامه پيدا کرد که انگيزه اجرا را از نادري گرفت و اين بي انگيزگي بعد از بيماري و بستري شدن او دوچندان شد؛ «در بيمارستان به اين فکر کردم که چرا امروز اين نمايش را اجرا کنم. اين نمايش هم مانند هر متن ديگري براي ماندگاري نوشته شده بود اما اجراي آن را در شرايط کنوني چندان مناسب نمي ديدم. مانند جمله يي که آماده مي کنيد در شرايط خاصي به زبان بياوريد اما متوجه مي شويد شرايط تغيير کرده است، اجراي اين نمايش هم در فاصله سال هاي 79 تا 82 خيلي خوب بود. پافشاري بر مساله هويت ايراني هنوز هم منتفي نشده است اما امروزه به نظر مي رسد مسائل مهم تري وجود دارد.» نادري در دوره دوري از صحنه پيشنهادات ديگري را هم ارائه کرده بود؛«هتل ايرانيان» را که براي اجرا در مراسم بازگشايي تئاتر شهر به او سفارش شده بود و نمايشنامه يي با موضوع جنگ که البته آن را نپذيرفتند. «قاضي و رقصنده» و «هونگ اجدادي» ديگر آثار ناکام اين نمايشنامه نويس و کارگردان تئاتر در طول اين سال ها هستند.
12 زن
12 زن همه همراه، همسفر، هر يک با آرزويي. از اين زنان يکي در انديشه فرزند است و ديگري بعد از اين همه سال حتي حالا که دختر را روانه خانه بخت کرده در حسرت مرد بودن، هنوز کابوس ناظم مدرسه با آن يکي همراه است، آن ديگري هم اندوه شوهر الکلي اش را دارد...12 زن همه همراه، همه تنها. عليرضا نادري را به عنوان نمايشنامه نويس جنگ مي شناسيم هرچند پرداختن به مضامين جنگي تنها بخشي از کارنامه کاري او را تشکيل مي دهد و او همواره در جست و جوي دست يازيدن به تجربه هاي نو است اما در ميان آثارش جاي نمايشنامه يي زنانه خالي بود و حالا نادري با اجراي «کوکوي کبوتران حرم» اين جاي خالي را پر مي کند، آن هم با 12زن و بدون هيچ مردي؛ «يک دسته کار کاملاً مردانه دارم. گفته مي شد کمي روحيه زن ستيزي در کارهايم وجود دارد. متاسفانه در حوزه نقد و تحليل قدري مشکل داريم. زماني که کاراکتر زني در نمايشي ويرانگر است، ويرانگري او به پاي نويسنده گذاشته مي شود در حالي که اين گونه نيست بلکه جهان چنين است. در دنيا هر کس بار گناه خود را به دوش مي کشد هرچند هيچ کس به تنهايي مقصر نيست اما هر کسي کيفر اعمال خود را پس مي دهد. دوست داشتم نمايشي با رويکرد کاملاً زنانه و کندوکاو در مناسبات زنان داشته باشم و اين سوژه با اين ساختار و موقعيت به ذهنم رسيد.» او برخلاف برخي از نويسندگان که در پرداختن به کاراکترهاي زنانه دچار افراط و تفريط مي شوند، به خوبي از عهده اين کار برآمده است و زنان نمايش او همه باورپذير و ملموس اند؛ «قاعدتاً نويسنده بايد بتواند کاراکترها را باورپذير خلق کند البته براي طي اين مسير روش هاي گوناگوني وجود دارد. چندان با اين موضوع موافق نيستم که نگارش چنين اثري نيازمند معاشرت نزديک با زنان است چرا که براي نويسنده کوچه نرفتن مثل کوچه نديدن نيست. نويسنده مي تواند شرايطي را تصور کند که هرگز در آن قرار نگرفته البته استفاده از تجربيات شخصي بسيار خوب است. من هم در نگارش اين اثر از اين تجربيات استفاده کرده ام اما همان گونه که اشاره کردم نويسنده از قوه تخيل خود استفاده مي کند.»
پيچيدگي هايش
تور زيارتي تازه به مشهد رسيده است. زنان با سر و صدا وارد محل اقامت خود مي شوند. حاج خانم (مسوول تور) در مورد مهمانسرا توضيحاتي به آنان مي دهد. يکي از اتاق ها درست روبه روي حرم است و از پنجره آن مي توان وسط ضريح امام غريب را نگريست. «کوکوي کبوتران حرم» داستاني خطي و ساده دارد. پيچيدگي هاي آن در حوزه ساختار نيست که بيشتر کاراکترها را دربرمي گيرد. نادري که تجربه نگارش و کارگرداني نمايشنامه پيچيده يي همچون «چهار حکايت از چندين حکايت رحمان» را در کارنامه کاري خود به ثبت رسانده، مي گويد؛ «ساختار يک متن تبلور درونمايه آن است؛ اين متن ساده نيست. اينکه در قياس با چهار حکايت ساختار ساده تري دارد تا حدي قابل پذيرش است چون در آن نمايشنامه درباره دروغ سخن مي گوييم و ذات دروغ و فريب پيچيده است و اينجا درباره تنهايي آدم ها و روابطشان. اين نمايشنامه اثر ساده يي نيست. اينکه آدم ها در شرايط خيلي عادي ديده مي شوند، به ظاهر ساده مي آيد اما اگر توانسته باشم عمق موجود در شخصيت ها را واکاوي کنم، بعد ديگري از ساختار را به ما پيشنهاد مي دهد که همان پيچيدگي در کاراکترهاست.»
بازگشت از جعبه جادويي
عليرضا نادري در سال هاي دوري از صحنه همچنان سرگرم نوشتن بود. هرچند آثار نوشتاري او به اجرا نرسيدند اما در آن ميان نگارش ديالوگ هاي مجموعه تلويزيوني «ميوه ممنوعه» به کارگرداني حسن فتحي فرصتي را براي شناسايي قلم تواناي اين هنرمند نزد طيف گسترده تر تماشاگران رسانه ملي فراهم آورد و حالا بازگشت دوباره او به هنر نخبه تر تئاتر اين پرسش را در ذهن تماشاگران مشتاق و علاقه مندش پديد آورد که آيا نادري هم مانند برخي ديگر از هنرمنداني که حضور در جعبه جادويي را تجربه کرده اند، دچار سطحي نگري شده است؟ او البته با اين نظريه چندان موافق نيست بنابراين با ترديد مي گويد؛ «اگر واقعاً اين گونه است مي کوشم اين اتفاق برايم نيفتد ضمن اينکه سال هاست براي تلويزيون مي نويسم اما هيچ يک از آثارم امکان ساخت نيافته اند. بخشي از اين ناکامي ها به دلايل کاملاً خودخواهانه، مادي و سهل انگارانه بوده و بخش ديگر هم برايم چندان مشخص نيست. بايد ديد اين موضوع درباره کدام يک از هنرمندان صدق مي کند. شايد تعدادي از آنان با اين نظر موافق نباشند و من نيز کمي ترديد دارم که تلويزيون، هنرمندان را دچار سطحي نگري مي کند. اما اين پرسش فرصتي را فراهم مي کند تا اين هنرمند از تلويزيون بيشتر بگويد؛ «در کشورهاي مترقي رسانه هاي تصويري همچون تلويزيون و سينما بيشتر به افکار انسان ها و کمتر به غرايز آنان مي پردازند اما تلويزيون و اخيراً سينماي ما اصولاً به غرايز انسان ها مي پردازند و اين همان چيزي است که قشر نخبه به آن ابتذال مي گويد. اين ابتذال به دليل رسانه تلويزيون نيست بلکه نگرش مسوولان و مصوبان آن هنرمندان را به چنين کاري وامي دارد البته هنرمند هم مي تواند تصميم بگيرد مبتذل نشود. و هستند کساني که تن به اين کار نداده اند. اين مساله يي کاملاً اساسي است چون در اين رسانه هنرمند را ميرزا بنويس مي دانند نه موجودي متفکر. در سينما نيز چنين است. مديراني که هيچ فني را نمي دانند، براي بازتاب دادن افکارشان تعدادي نويسنده را به استخدام درمي آورند و چون قرار است در اين رسانه هم به بخش بزرگي از غرايز انسان ها و نه زيبايي شناسي و تفکرشان پاسخ داده شود، زيبايي شناسي هنرمند بايد بر اساس جهان بيني و داوري مدير آن رسانه باشد. اگر آن مدير خود اين فنون را مي آموخت، دست به خلق مي زد اما چون هنرمند را به کار مي گيرد تماشاگر ابتذال را به هنرمند نسبت مي دهد. کنترل کنندگان که هرگز مردم را جدي نمي گيرند اين وضعيت را ايجاد مي کنند به همين خاطر سينماي فوق مترقي ما- اگر داشته باشيم- هزاران گام از مردم عقب تر است. اما هنرمند در تئاتر فضاي بازتري دارد. اين آزادي هم اصيل تر است و هم قابل لمس تر چراکه در تئاتر حدود را مشخص مي کنند اما در سينما چون کنترل در تمام مراحل وجود دارد و توسط افرادي اعمال مي شود که مميز هستند دست و پاي هنرمند بسته است.»
فرصت آفريني
زنان از راه رسيده حاج خانم را خوب نمي شناسند. هما اما با او خرده برده هايي دارد. «کوکوي کبوتران حرم» فرصتي را براي بهناز جعفري فراهم کرد تا با نادري کار کند و به افسانه ماهيان نيز نقشي کاملاً متفاوت در کارنامه او پيشنهاد شده است. جعفري که از علاقه مندان آثار نادري است در آغاز از حضور دوباره او خوشحال شد و بعد از قطعيت همکاري اش در اين نمايش، اين خوشحالي دوچندان شد؛ «اين متن از کارهايي است که بايد مدام بدوم تا به آن برسم و جزئيات آن را دريابم. مي دانم که همه عناصر کاملاً درست و قابل تامل کنار هم چيده شده اند. جملاتي که در روزمرگي زندگي به آساني فراموش شان مي کنيم اينجا به زيباترين شکلي کنار هم چيده شده اند و همين جزئيات است که مرا به کليات نقش مي رساند.» گرچه اصطلاح زندگي کردن در نقش را بسيار لوث شده مي داند اما؛ «براي من زندگي دوباره يي است. هر يک از اين زنان از قشر خاصي هستند و در کنار هم برشي از زندگي را روايت مي کنند. نقش هايمان دور از ذهن يا اساطيري نيست به همين امروز و همين گوشه کنارها تعلق دارد و اينچنين است که بايد هرچه پذيرفتني تر بازي کنيم.» جعفري که نادري را از «سعادت لرزان مردمان تيره روز» مي شناسد اميدوار است اين هنرمند هميشه به بدنه تئاتر وصل باشد که بودنش ثروتي است براي تئاتر و مي تواند مردم را به سالن کشاند تا شاهد زندگي خودشان روي صحنه باشند.
عکس يادگاري
افسانه ماهيان اما براي اجراي صحنه يي ترجيح داد «حاج خانم» را بازي کند، پس نقش «هما» بر عهده بهناز جعفري گذاشته شد و با اينکه تمام گروه به اين انتخاب مردد بودند قرار شد ماهيان نقشي را بازي کند با فرسنگ ها فاصله نسبت به تجربيات قبلي اش؛ «نقش حاج خانم کوتاه تر است اما در «کوکو...» همه کاراکترها در جاي خودشان ديده مي شوند، همه رنگ دارند همچون عکس يادگاري که همه ديده مي شوند و نه مثل عکس پرتره به همين دليل خواستم نقشي کاملاً متفاوت را بازي کنم.» حاج خانم اما با تمام جديت اش لحظاتي طنز مي آفريند؛ «اين متن پر از طنز موقعيت است. در برخورد با کاراکترها و گونه گوني آنهاست که موقعيت هاي کميک ايجاد مي شود. همه کاراکترها جدي هستند اما در برخورد با هم اين طنز به وجود مي آيد.»
شايعه
از همان بدو ورود، بعد از نفس نفس زدن هاي بالا آمدن از اين همه پله، جاري ديگر بنا را بر غرغر کردن مي گذارد... شبنم مقدمي اما همان نقشي را بازي مي کند که در نمايشنامه خواني داشت؛ «مانند تمام نقش هاي اين نمايشنامه، نقشي است که خوب پرداخت شده و به لحاظ فيزيکي و سني ويژگي هايي دارد که هر بازيگري دوست دارد خود را در آن محک بزند. همه نقش هاي اين متن کاراکتر هستند و همه شناسنامه دارند.» نادري گرچه به ريزه کاري ها توجه بسياري دارد اما اين دقت، آزادي عمل را از بازيگرانش نمي گيرد؛ «اين ريزبيني به معناي ديکتاتوري نيست. همه اتودهاي خود را داريم اگر در راستاي نقش باشد آقاي نادري مي پذيرد. اصولاً براي بازيگر بسيار لذت بخش است زماني که مي بيند تمام جزئيات رفتاري و گفتاري اش توسط کارگردان ديده مي شود.» همه گروه اميدوارند نمايش بدون دردسر اجرا شود؛ نمايشي که افسانه ماهيان از آن همچون دختر زيبا و پاکي ياد مي کند که پشت سرش سخنان بيهوده يي وجود دارد.
نمايش «کوکوي کبوتران حرم» در آخرين روز جشنواره (10 دي ماه)روي صحنه خواهد رفت.