يكشنبه، 6 بهمن 1387 - شماره 1875
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اعضاي باند پيش از انجام معامله دستگير شدند
کلاهبرداري با فروش تابوت قلابي پادشاه هخامنشي


گروه حوادث؛ کلاهبرداران با ساخت يک تابوت قصد داشتند آن را به جاي تابوت يکي از پادشاهان هخامنشي به مردي ثروتمند بفروشند.

به گزارش خبرنگار ما چندي قبل ماموران پليس آگاهي استان فارس با بررسي منابع اطلاعاتي خود دريافتند قرار است به زودي تابوتي متعلق به يکي از پادشاهان هخامنشي به حوزه استحفاظي شان منتقل شود و در معامله يي ميليوني به فروش برسد. پس از کسب اين خبر اکيپ ويژه يي براي تحقيق در اين باره تشکيل شد و افسران پليس به لحاظ اهميت موضوع بررسي هاي خود را به طور تخصصي آغاز کردند. آنان در شاخه هاي مختلف درصدد کسب اطلاعات در خصوص زمان ورود محموله و همچنين مکان مبادله آن برآمدند. با توجه به زمان محدودي که در اختيار کارآگاهان بود، اطلاعات دقيقي در اين باره به دست نيامد و فقط براساس اطلاعاتي غيرموثق احتمال داده شد قاچاقچيان خانه يي را در منطقه بوانات براي اين کار انتخاب کرده اند. با توسل به همين اطلاعات ناچيز ادامه تحقيقات روي منطقه مورد نظر متمرکز شد تا بلکه ردي از قاچاقچيان پيدا کنند. در اين ميان افراد سابقه داري که احتمال داشت در اين معامله نقش داشته باشند، تحت نظر گرفته شدند. مجموعه اين اقدامات باعث شد کارآگاهان به تکه هاي پراکنده يک پازل دست يابند. کنار هم چيدن اين قطعات به دستگيري سه مظنون منجر شد و آنها وقتي به پليس آگاهي انتقال يافتند، در مقابل سوالات کارآگاهان سعي کردند خود را از معامله تابوت هخامنشي بي خبر نشان دهند و وانمود کنند از همه چيز بي اطلاع هستند اما هنگامي که بازجويي ها به طور فني ادامه يافت، دستگيرشدگان به دست داشتن در اين ماجرا اقرار کردند و گفتند تابوت هخامنشي يک تابوت قلابي است و آنها با همکاري شخص ديگري به نام کيومرث آن را ساخته اند و قرار است آن را به عنوان يک شيء عتيقه نفيس و به مبلغ چندين ميليون تومان به يکي از اهالي منطقه بفروشند. به اين ترتيب تحقيقات براي دستگيري متهم اصلي اين پرونده پيگيري شد و بررسي اظهارات سه متهم نشان داد کيومرث در شهرستان اقليد به سر مي برد و قرار است طي چند روز آتي تابوت قلابي را به بوانات منتقل کند. در اين مرحله از آنجا که افسران پليس آگاهي گمان مي کردند کيومرث احتمال دارد از دستگير شدن همدستانش باخبر شود و به همين دليل انتقال محموله را متوقف کند، گروهي از ماموران به اقليد رفتند و در اقدامي غافلگيرکننده او را دستگير کردند. ماموران در بازرسي خانه وي توانستند تابوت قلابي را کشف کنند. با دستگيري همه اعضاي اين شبکه بار ديگر آنها تحت بازجويي قرار گرفتند. اين تحقيقات فاش کرد تابوت جعلي مدتي قبل به طرز ماهرانه يي در اصفهان ساخته شده است. کيومرث در اين باره گفت؛ مدتي قبل فکر ساختن يک شيء عتيقه به ذهنم خطور کرد و موضوع را با دوستانم در ميان گذاشتم. آنها هم چون فکر مي کردند پول زيادي عايدشان مي شود، در اين کار مشارکت و مرا تشويق کردند هر چه زودتر اين نقشه را عملي کنم.سپس به اصفهان رفتم و با تهيه مواد اوليه که مقدار زيادي مس و موکت بود، کار را آغاز کردم و تابوتي ساختم که به ظاهر متعلق به يکي از پادشاهان هخامنشي بود. سپس آن را به چند کارشناس عتيقه نشان دادم اما هيچ کدام از آنها متوجه قلابي بودن تابوت نشدند و هر يک براي آن قيمت هاي گزافي تعيين کردند. وقتي از کارم مطمئن شدم، از دوستانم خواستم براي آن مشتري مناسبي پيدا کنند. آنها هم فردي را که حاضر بود چندين ميليون تومان براي اين تابوت بدلي بدهد، شناسايي کردند و با او قرار گذاشتند اما پيش از انجام هر معامله يي همگي دستگير شديم.

بنا بر اين گزارش هم اکنون اعضاي اين شبکه در بازداشت به سر مي برند و تحقيقات از آنان ادامه دارد.
زن جوان به اتهام قتل شوهرش به قصاص محکوم شد
ازدواج اجباري دختر بافنده فرش فقط سه ماه دوام آورد
گروه حوادث؛ عروس 18 ساله يي که سه ماه پس از ازدواج شوهرش را به قتل رسانده بود به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما در ابتداي جلسه محاکمه اين زن که ديروز در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران برگزار شد، محمد شادابي نماينده دادستان تهران به تشريح پرونده پرداخت و گفت؛ «ساعت 11 شب 18 آذرماه سال گذشته به ماموران کلانتري مولوي خبر دادند مرد 30 ساله يي به نام داريوش با ضربه چاقو به قتل رسيده است. در حالي که تحقيقات نشان مي داد اين مرد در پي درگيري با همسرش سحر کشته شده متخصصان پزشکي قانوني اعلام کردند داريوش به دليل اصابت ضربه چاقو به کتفش که باعث پارگي ريه شده جان باخته است. مطابق اين نظريه در نسج مغزي مقتول مورفين نيز مشاهده شده بود.» نماينده دادستان ادامه داد؛ «سحر به دستور بازپرس بازداشت شد و در همان دقايق ابتدايي به قتل شوهرش اعتراف و انگيزه خود را درگيري طولاني مدت با وي عنوان کرد و اکنون من به عنوان نماينده دادستان تهران مطابق محتويات پرونده تقاضاي صدور حکم قانوني براي متهم را دارم.» در ادامه پدر مقتول به عنوان تنها ولي دم در جايگاه قرار گرفت و خواستار به دار آويختن عروسش شد. سپس به دستور قاضي عزيزمحمدي رئيس دادگاه، سحر نوجوان 18 ساله براي دفاع از خود حاضر شد و گفت؛ «اتهام را قبول دارم اما در لحظه قتل قصد اين کار را نداشتم و فقط مي خواستم از خودم دفاع کنم. سه ماه و سه روز قبل از حادثه من و داريوش با هم ازدواج کرديم، البته ازدواج من کاملاً تحميلي بود. در آن زمان هنوز مدرسه مي رفتم و مي خواستم درسم را ادامه دهم اما پدر و مادرم با اصرار مرا به عقد داريوش درآوردند و معتقد بودند بعد از ازدواج من به او علاقه مند مي شوم. از همان دوران بود که درگيري هاي من و شوهرم آغاز شد. او مردي بسيار بد اخلاق بود. هميشه مرا کتک مي زد. حتي زماني که ما نامزد بوديم و من در خانه پدرم بودم از وي کتک مي خوردم. در اين درگيري ها يک بار تصميم به جدايي گرفتم و به دادگاه شکايت کردم اما خانواده ام مانع اين جدايي شدند و ما را آشتي دادند. شوهرم هيچ وقت به من اهميت نمي داد و هر چقدر سعي مي کردم اين روابط تيره را ترميم کنم فايده يي نداشت.» وي ادامه داد؛ «چند شب قبل از حادثه به خانه خواهرم رفتيم. آنجا جاي پارک براي خودرو پيدا نشد. داريوش از اين مساله خيلي ناراحت شد. شب که به خانه آمديم عصباني شد و مرا کتک زد و گفت تو مقصر اين ماجرا هستي. فرداي آن روز قرار بود با هم به گردش برويم. اما داريوش به خاطر درگيري شب قبل مرا بيرون نبرد و دوباره با داد و فرياد دعوا را شروع کرد. من برايش صبحانه و ناهار درست کردم اما نخورد و خوابيد. سر شب که بيدار شد برايش شام پختم. باز هم نخورد و با من دعوا کرد. من هم عصباني شدم و جواب او را دادم. داريوش به شدت مرا کتک زد و دوباره خوابيد. من ماجراي اين درگيري را به مادرم گفتم اما او گفت بايد تحمل کني. روز حادثه شوهرم با من قهر کرده بود و به همين خاطر سر کار نرفت. به بي محلي هايش ادامه داد تا اينکه سر ظهر از خواب بيدار شد. من پاي دار قالي نشسته بودم و آنقدر از دست او عصباني بودم که هيچ کدام از کارهاي خانه را انجام نداده بودم. داريوش وقتي ديد من با او لج کرده ام فحاشي کرد. جوابي ندادم. مرا کتک زد و بعد وسايلش را برداشت که از خانه بيرون برود. مي دانستم اگر برود ديگر باز نمي گردد. از او عذرخواهي کردم و خواستم که بماند، اما قبول نکرد و رفت. چندين بار با او تماس گرفتم، تلفنش را جواب نمي داد. با پليس تماس گرفتم و گفتم شوهرم قهر کرده و از خانه رفته و من نمي دانم کجاست. قبل از اينکه پليس به خانه ما بيايد دوباره با شوهرم تماس گرفتم. گوشي را جواب داد و گفت؛ من در خانه چيزي جا گذاشتم، مي آيم که آنها را بردارم. لباس هايم را هم جمع کن که با خود ببرم. شوهرم وقتي به منزل آمد که ماموران هم رسيده بودند. از اينکه من پليس را خبر کرده بودم عصباني شد. اما با دخالت ماموران و خانواده ام پذيرفت که با من آشتي کند و ساعاتي بعد باز هم من پاي دار قالي نشسته بودم که يک دفعه همان اختلاف قديمي را بهانه کرد و به من فحش داد. بعد هم به آشپزخانه رفت، چاقويي برداشت و به سراغ من آمد. من با اين تصور که قصد کشتن مرا دارد چاقويي برداشتم تا از خودم دفاع کنم. او به سمت دار قالي رفت و قالي را پاره کرد. طاقتم تمام شده بود. ديگر نمي توانستم تحمل کنم و در يک لحظه براي اينکه جلوي او را بگيرم چاقو را به کتفش فرو کردم. شوهرم به زمين افتاد. من با داد و فرياد از همسايه ها کمک خواستم و به اورژانس اطلاع دادم. تکنسين هاي اورژانس که رسيدند گفتند شوهرم فوت شده است و بعد به پليس خبر داديم.» سحر در ادامه اعترافاتش گفت؛ «از اتفاقي که افتاده متاسفم. من قصد قتل نداشتم و اگر ضربه را به کتف شوهرم نمي زدم او مرا مي کشت.» بعد از دفاعيات متهم وکيل مدافعش در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ «زماني که سحر ازدواج کرده يک دختربچه بوده و اختلاف او و شوهرش از همان ابتدا آغاز شده. خانواده ها نيز از اين ماجرا با خبر بودند اما به جدايي سحر از داريوش رضايت نمي دادند. شوهر سحر به او بي مهري مي کرده و همين مسائل باعث درگيري آنها شده. سحر قصد قتل نداشته و در دفاع از خود مرتکب اين عمل شده است.» پس از پايان جلسه دادگاه هيات قضات وارد شور شدند و سحر را به قصاص محکوم کردند.

در انتظار محاکمه

حکم مرگ سحر در حالي صادر شد که به زودي زن ديگري که در ماجرايي مشابه شوهرش را با ضربات چاقو به قتل رسانده است در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه مي رود.

14 خردادماه 87 به پليس خبر دادند مردي به نام علي به قتل رسيده است. بلافاصله ماموران در محل حاضر و با جسد علي که با ضربه چاقو به قتل رسيده بود رو به رو شدند. اکرم همسر 26 ساله علي در همان جا به قتل شوهرش اعتراف کرد و گفت اين حادثه اتفاقي بوده و او قصد نداشته شوهرش را بکشد. با توجه به اين اعترافات اکرم بازداشت شد و به دستور بازپرس جسد شوهرش به پزشکي قانوني انتقال يافت. اکرم هنگامي که در اداره آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت در توضيح واقعه گفت؛ «علي مردي بسيار عصبي بود و من هميشه او را رعايت مي کردم. روز حادثه او بيرون از خانه با کسي دعوا کرده بود. وقتي به خانه آمد خيلي عصباني بود. از من چاي خواست. داشتم آماده مي کردم که يک دفعه به من حمله کرد و گفت چرا دير کردي؟ بعد هم مرا کتک زد. من به او توجهي نکردم و بعد از دادن چاي به حمام رفتم تا لباس ها را بشويم. يک دفعه صداي گريه فرزندم را شنيدم و سراسيمه بيرون دويدم.» اکرم ادامه داد؛ «وقتي به اتاق رفتم متوجه شدم فرزندم بيدار شده و گريه کرده و علي هم به جاي آرام کردن بچه از صداي او ناراحت شده و او را به باد کتک گرفته است. کودک را در آغوش گرفتم و او را آرام کردم. بعد هم به آشپزخانه رفتم تا ناهار را آماده کنم. وقتي غذا خورديم شوهرم عصباني شد و طعم غذا را بهانه و دوباره فحاشي کرد. بعد به اتاق رفت تا تلويزيون تماشا کند.»

زن جوان ادامه داد؛ «حدود ساعت 4 بود که علي بدرفتاري هايش را دوباره شروع کرد. من هم عصباني شدم و جوابش را دادم. به آشپزخانه رفت و چاقويي برداشت و به طرف من حمله کرد. من موفق شدم فرار کنم. به سمت آشپزخانه رفتم. علي کمربندش را بيرون کشيد تا مرا بزند. ما با هم درگير شديم. من چاقويي برداشتم که او را بترسانم. علي عصباني شد و گفت؛ چه حقي داري به روي من چاقو بکشي؟ و بعد مرا به زمين زد که کتکم بزند. همين طور که چاقو در دستم بود دستم را بالا آوردم و يک دفعه چاقو به زير بغلش برخورد کرد. شوهرم از روي من بلند شد و به عقب رفت. خون زيادي از او مي رفت، بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم و همسايه ها را خبر کردم. اما قبل از انجام هر کاري شوهرم فوت شد.»

با توجه به اين اعترافات بازپرس ويژه قتل دادسراي گلستان براي اکرم قرار مجرميت صادر کرد و پس از طي مراحل قانوني پرونده براي محاکمه به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران براي رسيدگي فرستاده شد.
کلاهبرداران وعده استخدام مي دادند


گروه حوادث؛ دو مرد شياد که با راه اندازي شرکت هاي کاريابي افراد جوياي کار را به دام انداخته و با وعده استخدام از آنها مبالغ زيادي کلاهبرداري کرده بودند از سوي پليس آگاهي به دام افتادند. به گزارش خبرنگار ما در اولين پرونده که در دادسراي ناحيه يک تهران مورد بررسي قرار گرفت مردي به نام محمدرضا با تاسيس يک شرکت قلابي کاريابي زنان و دختران جوان را به دفترش واقع در خيابان آفريقا مي کشاند و با وعده اشتغال در يکي از سازمان هاي دولتي از آنان مبالغي بين 50 تا 200 هزار تومان مي گرفت. فعاليت غيرقانوني اين متهم با شکايت يکي از طعمه هايش فاش شد. شاکي که ماه ها قبل به دفتر محمدرضا مراجعه کرده و با پرداخت 150 هزار تومان خواستار استخدام در يک سازمان دولتي شده بود وقتي فهميد تمام وعده هاي او دروغين است به شکايت از وي پرداخت و باعث برملا شدن فعاليت غيرقانوني اين مرد شد. در پي اين شکايت گروهي از ماموران به دفتر محمدرضا رفتند و ضمن بازداشت وي به بازرسي از آنجا پرداختند. تحقيقات نشان داد اين متهم با جعل مهر و اوراق يکي از سازمان هاي دولتي به اغفال زن ها و دختران جوياي کار پرداخته و مبالغ زيادي از آنها کلاهبرداري کرده است.در پرونده مشابه ديگري که در دادسراي ناحيه 2 تهران در جريان است مردي به نام نادر با درج آگهي در روزنامه ها و با وعده استخدام از دو هزار جوياي کار کلاهبرداري کرده است. طعمه هاي اين مرد شياد وقتي مدتي از ثبت نام شان در شرکت نادر و پرداخت پول به او گذشت ولي از استخدام شان خبري نشد از اين مرد شکايت کردند تا وي از سوي پليس آگاهي تحت تعقيب قرار گيرد. سرانجام پس از يک ماه تلاش براي دستگيري اين متهم وي شناسايي و دستگير شد و به کلاهبرداري از دو هزار نفر اقرار کرد. هم اکنون رسيدگي به پرونده اين متهم ادامه دارد.
باج خواهي اينترنتي از دختر جوان


گروه حوادث؛ دختري که از سوي پسري جوان مورد باج خواهي اينترنتي قرار گرفته و به انتشار عکس هاي خصوصي اش تهديد شده بود با شکايت از اين پسر خواستار مجازات او شد. به گزارش خبرنگار ما چندي قبل اين دختر به دادسراي ناحيه 4 تهران مراجعه کرد و گفت؛ يکي از سرگرمي هاي من چت کردن در اينترنت است. دو هفته قبل که طبق عادت هميشگي در چت روم مشغول گفت وگو با افراد مختلفي بودم با پسر جواني به نام آرش آشنا شدم. او حرف هاي جذابي مي زد و با چرب زباني توانست توجه مرا نسبت به خودش جلب کند. پس از چند مرتبه چت کردن آرش از من خواست براي اينکه راحت تر با هم ارتباط داشته باشيم و بيشتر با هم آشنا شويم شماره منزل و محل کارم را به او بدهم. من ابتدا با اين خواسته اش مخالفت کردم و به او گفتم فقط حاضرم از طريق اينترنت با وي در ارتباط باشم اما پس از چند روز حرف هاي فريبنده آرش باعث شد شماره خانه مان را به او بدهم. در مدت کوتاهي که از آشنايي ام با آرش مي گذشت او چندين مرتبه با من تماس گرفت. اين دختر ادامه داد؛ رابطه مان به همين شيوه ادامه داشت تا اينکه يک شب که مشغول چت کردن بوديم و از طريق وب کم نيز همديگر را مي ديديم مرا مجبور به انجام کارهاي غيراخلاقي کرد. چند دقيقه از اين موضوع گذشته بود که او دو قطعه عکس که به گفته خودش با فتوشاپ آنها را تهيه کرده بود برايم فرستاد. آن عکس ها مرا در وضعيت بسيار زننده يي نشان مي داد و شماره منزل مان نيز زير عکس ها درج شده بود. پس از آن بود که متوجه نيت شوم او شدم. آرش پس از آن از من خواست برايش شارژ موبايل اعتباري بخرم و تهديد کرد اگر اين کار را نکنم عکس ها را منتشر مي کند. تا مدتي به اين بهانه که حقوق نگرفتم و پول ندارم او را معطل کردم اما در چند روز گذشته او تهديدهايش را جدي تر کرد، من هم تصميم گرفتم از او شکايت کنم.در پي ثبت اظهارات اين دختر پرونده به جريان افتاد و تحقيقات آغاز شد.
عناوين اين صفحه
کلاهبرداري با فروش تابوت قلابي پادشاه هخامنشي
ازدواج اجباري دختر بافنده فرش فقط سه ماه دوام آورد
کلاهبرداران وعده استخدام مي دادند
باج خواهي اينترنتي از دختر جوان
دستگيري اعضاي باند خانوادگي قاچاق مواد مخدر
برادرکشي به خاطر مواد مخدر

دستگيري اعضاي باند خانوادگي قاچاق مواد مخدر
ماموران پليس مبارزه با مواد مخدر اعضاي يک باند خانوادگي قاچاق را که از استان هاي شرقي کشور مواد مخدر به تهران قاچاق مي کردند به دام انداختند.

به گزارش مرکز اطلاع رساني پليس استان تهران، «سرهنگ حسين صالحي آراء» فرمانده انتظامي شهرستان شهريار با اعلام اين خبر گفت؛ ساعت 5 بعدازظهر يکم بهمن ماه ماموران کلانتري وحيديه در حال گشت زني به راننده يک پژو 405 که در خيابان اميرآباد شهريار توقف کرده بود، مشکوک شدند و راننده را از خودرو پياده و ضمن بازرسي بدني، اقدام به بررسي خودرو کردند و موفق شدند از داخل صندوق عقب 75 کيلوگرم حشيش کشف و ضبط کنند.فرمانده انتظامي شهرستان شهريار گفت؛ راننده 35 ساله خودرو به نام رمضان دستگير شد و به همراه مواد مکشوفه براي پيگيري هاي بعدي در اختيار ماموران پليس مبارزه با مواد مخدر شهريار قرار گرفت.وي اظهار داشت؛ متهم در بازجويي هاي اوليه، خود را ساکن استان ديگري معرفي کرد و گفت؛ مواد مخدر را از استان هاي شرقي کشور به شهريار آورده و قصد داشت محموله را بفروشد. در ادامه بررسي ها، ماموران انتظامي با انجام کارهاي اطلاعاتي پي بردند متهم مخفيگاهي نيز در شهريار دارد که احتمالاً در آنجا مواد مخدر نگهداري مي کند.صالحي آراء ادامه داد؛ سرانجام ماموران با پيگيري خود محل مورد نظر را که يک واحد آپارتماني بود، شناسايي کردند و با هماهنگي مراجع قضايي وارد آن شدند اما در بازرسي از آنجا مواد مخدري کشف نشد ولي ماموران دسته کليدي به دست آوردند که حکايت از وجود مکان ديگري براي اختفاي مواد مخدر داشت.فرمانده پليس شهريار تصريح کرد؛ با شناسايي مخفيگاه دوم رمضان ماموران اقدام به بازرسي از آنجا کردند و موفق شدند از داخل کمدديواري يک ساک بزرگ را که به طرز ماهرانه يي جاسازي شده بود، کشف کنند. اين ساک حاوي 20 کيلو هروئين، 2 کيلو شيشه، 800 گرم کراک، سه کيلو مواد اوليه تهيه شيشه، مقداري ترياک، دو قبضه کلت کمري و 16 تير جنگي بود.صالحي آراء افزود؛ ماموران حين بازرسي اين آپارتمان متوجه شدند افرادي قصد دارند وارد آنجا شوند. به اين ترتيب آن افراد را که دو زن و مرد بودند، دستگير کردند. اين مقام انتظامي خاطرنشان کرد؛ در ادامه معلوم شد «مهين الف» همسر و «رضا م» پسرخاله «رمضان» هستند و قصد داشتند مواد مکشوفه را به محل ديگري انتقال دهند.فرمانده انتظامي شهرستان شهريار اذعان داشت؛ سه قاچاقچي دستگيرشده اعتراف کردند يک باند خانوادگي تشکيل داده و با تهيه دو مخفيگاه در شهريار اقدام به قاچاق مواد مخدر از استان هاي شرقي کشور به اين شهرستان مي کردند.صالحي آراء خاطرنشان کرد؛ تحقيقات روي اين پرونده به پايان نرسيده و پيگيري هاي ماموران پليس مبارزه با مواد مخدر شهريار ادامه دارد.


برادرکشي به خاطر مواد مخدر
درگيري مردي با برادر بزرگش به خاطر تامين هزينه اعتياد به قتل او منجر شد. «سرهنگ مهدي يارندي» معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي استان تهران در تشريح جزييات اين خبر گفت؛ دقايق اوليه بامداد روز پنجشنبه هفته گذشته طي تماس تلفني از بيمارستان امام رضا(ع) اسلامشهر، قتل مرد جواني بر اثر اصابت ضربات چاقو به مرکز فوريت هاي پليسي 110 گزارش داده شد و ماموران به بررسي موضوع پرداختند. معاون اجتماعي استان تهران افزود؛ در تحقيقات اوليه مشخص شد مقتول فردي 30 ساله به نام «رحيم ر» است که ضربه چاقو به پهلوي سمت چپش وارد و وي دچار خونريزي شديد شده و در حالي که جان خود را از دست داده بود، توسط برادرش به بيمارستان منتقل شده است. وي تصريح کرد؛ ماموران تحقيقات را با بازجويي از برادر مقتول ادامه دادند و در همان ابتدا به قتل برادرش اعتراف کرد و گفت؛ «رحيم» را به خاطر اعتيادش کشته است.به گفته سرهنگ يارندي، «کريم» که يک سال از برادرش بزرگ تر است، ماجراي قتل «رحيم» را اين گونه شرح داد؛ برادرم چند سال بود که بيکار شده و به مواد مخدر اعتياد پيدا کرده بود و هزينه خريد مواد مخدرش را از پدر و مادرمان دريافت مي کرد. شب حادثه نيز قصد تکرار اين کار را داشت که با مخالفت من روبه رو شد. در اين حين «رحيم» با من درگير شد و با شدت گرفتن درگيري، من عصباني شدم و با استفاده از کارد آشپزخانه، يک ضربه چاقو به پهلوي سمت چپش وارد کردم. سرهنگ يارندي خاطرنشان کرد؛ کارآگاهان پليس اسلامشهر از پدر و مادر مقتول تحقيق انجام دادند که آنها نيز اظهارات پسرشان را تاييد و هيچ گونه شکايتي از قاتل مطرح نکردند. سرهنگ يارندي در ادامه خاطرنشان کرد؛ مقتول 31 ساله چندين سال به مخدر اعتياد داشت و براي تامين هزينه مواد بارها از والدينش درخواست پول زياد کرده بود که اين بار با مخالفت برادرش روبه رو شد و طي درگيري که به وجود آمد به قتل رسيد. گاهي افراد به علت وضع خاص شخصيتي، نيازها، شکست ها، ناتواني در برخورد با مسائل و ناکامي در زندگي، نداشتن ثبات عاطفي و ناملايمات ديگر به اعتياد رو مي آورند و اعتياد موجب از بين رفتن انسجام رواني و هيجاني شخص مي شود و فرد کنترل حرکات خود را از دست داده و آمادگي آسيب رساني به خود و ديگران را پيدا مي کند. از اين رو به موازات افزايش معتادان سرقت ها و انحرافات اجتماعي و اخلاقي و حتي قتل نيز روزافزون مي شود. بنابراين شناخت شخصيت و ويژگي رفتاري معتادان به منظور مبارزه با اعتياد و نيز پيشگيري و درمان آن از اهميت ويژه يي برخوردار است لذا بايد تحقيقات وسيع علمي به منظور شناسايي دقيق علل و عوامل روي آوري افراد به ويژه جوانان به اعتياد توسط مراکز پژوهشي انجام شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام