پنج شنبه، 3 بهمن 1387 - شماره 1873
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
تاثير رابطه اعراب و ايران بر مسائل غزه

محمدعلي عسگري

به رغم صدور قطعنامه 1860 شوراي امنيت مبني بر ايجاد آتش بس در غزه، جنگ در اين منطقه ادامه يافت. بلافاصله پس از تصميم شوراي امنيت اسرائيل مدعي شد براي دفاع از شهروندان خود در برابر حملات موشکي فلسطيني ها اجازه نمي دهد طرف هاي خارجي در اين باره دخالت کنند و تزيپي ليوني وزير خارجه اسرائيل نيز به صراحت گفت «آتش بس» براي او معنا و مفهومي ندارد. از اين رو اسرائيل نه تنها حملات خود را به غزه کاهش نداد بلکه با تشديد آن سعي کرد مناطقي از غزه را به اشغال خود درآورد اما با مقاومت سرسختانه فلسطيني ها مواجه شد و در اين کار ناکام ماند. از سوي ديگر رهبران جنبش حماس که طرف اصلي جنگ در غزه محسوب مي شوند به صراحت اعلام کردند آتش بس دائم را نمي پذيرند و تنها زمان حملات موشکي خود را متوقف خواهند کرد تا نيروهاي اسرائيلي از غزه عقب نشيني کرده و اين رژيم تمامي گذرگاه هاي رو به غزه را بازگشايي کند. به اين ترتيب جنگ در غزه پس از دو هفته که صدها شهيد و هزاران مجروح بر جاي گذاشته بود استمرار يافت و رايزني هاي بين المللي نيز نتوانست آتش آن را خاموش کند. قطعنامه سازمان ملل با وجودي که توسط عربستان سعودي و انگلستان تنظيم شده بود برخلاف دفعات گذشته با وتوي امريکا مواجه نشد اما اين کشور رسماً به قطعنامه مذکور راي ممتنع داد. راي ممتنع امريکا کارآمدي قطعنامه را به حداقل مي رساند و آشکارا نشان مي داد اين کشور آن را قبول نداشته و همچنان بر حمايت از اسرائيل و توجيه اعمال تجاوزگرانه اش در غزه پافشاري مي کند. همچنين ناکامي قطعنامه نشان مي داد هيچ يک از طرف هاي درگير يعني اسرائيل و گروه هاي مقاومت به رهبري حماس اجراي آن را در مسير اهداف و خواسته هاي مرحله يي خود نمي دانند. اسرائيل از ابتداي اين جنگ هدف خود را نابودي حماس اعلام کرده بود؛ امري که نه تنها تاکنون تحقق نيافته حتي امکان تحقق آن در کوتاه مدت بسيار بعيد به نظر مي رسد. از سوي ديگر حماس هدف خود را از عدم پذيرش آتش بس دوجانبه با اسرائيل و ازسرگيري حملات موشکي شکستن محاصره غزه اعلام کرده بود. اسرائيل دست کم انتظار دارد شرايط به گونه يي درآيد که ديگر موشکي از طرف غزه به شهرک هاي جنوبي اين رژيم شليک نشود. طرف هاي بين المللي براي دادن تضمين به اسرائيل پيشنهاد کردند يک نيروي بين المللي در مرزهاي جنوبي غزه مستقر شود اما حضور چنين نيرويي نيز تاکنون امکا ن پذير نشده است زيرا از يک طرف حماس غزه را محدوده حاکميت خود مي داند و حضور چنين نيرويي به معناي اشغال غزه توسط نيروهاي خارجي خواهد بود. اسرائيل نيز مي گويد به چنين نيروهايي اطمينان ندارد و نمي خواهد تجربه جنوب لبنان در جنوب غزه تکرار شود. طرف ديگر اين قضيه مصر است که حضور نيروهاي بين المللي را در مرزهاي کشورش نمي پذيرد و معتقد است بايد اين نيروها در داخل غزه مستقر شوند.

تنها طرفي که موافق حضور چنين نيروهايي نه تنها در غزه که در کل فلسطين است، دولت خودگردان به رهبري محمود عباس است. در چنين فضايي اسرائيل با اصرار از دولت حسني مبارک مي خواهد با استقرار سربازان مصري در مرزهاي جنوبي غزه به اين رژيم تضمين دهد هيچ کالا يا سلاح قاچاقي به غزه ارسال نخواهد شد؛ موضوعي که مصر نمي تواند آن را تضمين کند و در واقع انجام چنين عملي و اعطاي چنين تضميني را در حوزه مسووليت هاي خود نمي داند. طي بحران ياد شده مصر به رغم همه خواسته هاي کشورهاي اسلامي از جمله ايران و سوريه و فشار گسترده افکار عمومي مسلمانان حاضر به بازگشايي مرزهاي رفح نشد و گفت تنها زماني اين مرزها را باز خواهد کرد که اسرائيلي ها بر آن نظارت داشته باشند. از ابتداي اين بحران اسرائيل قصد داشت با فشار از شمال غزه نيروهاي فلسطيني را به سمت مصر براند و بي ترديد اگر مصر مرزهاي رفح را مي گشود هزاران فلسطيني به اين کشور سرازير مي شدند. مصر با درک تبعات چنين واقعه يي از بازگشايي مرزهاي رفح امتناع کرد زيرا نمي خواست کشور خود را درگير با انبوهي از آواره هاي فلسطيني کند. نکته مهمي که در موضوع بحران اخير غزه پررنگ شده بود مساله حمايت ايران از حماس بود.

رسانه هاي عربي و غربي پيوسته مي کوشيدند آن را برجسته سازند تا ضمن نشان دادن وابستگي حماس به ايران هم کشورهاي منطقه را عليه ايران تهييج کنند و هم با کنار کشيدن آنها، هرگونه احساس مسووليتي را در قبال کشتار فجيع مردم غزه توسط اسرائيل از آنان سلب کنند. حال آنکه جنبش حماس يک جنبش عربي - اسلامي با ايدئولوژي اهل سنت بود و از آن گذشته قضيه فلسطين يک قضيه تاريخي متعلق به اعراب و مسلمانان تلقي مي شد و در چنين شرايطي بايد همه مسلمانان و اعراب از جمله رهبران اين کشورها در قبال آن احساس مسووليت مي کردند. هدف ديگر از وابسته نشان دادن حماس به ايران اين بود که اگر اين جنبش شکست خورد غموضوعي که بيشتر رهبران ميانه رو عرب از جمله مصر، اردن، عربستان سعودي و دولت خودگردان آن را قطعي مي دانستندف به نوعي شکست ايران تلقي شده و در مرحله بعد اسرائيل با انهدام حماس راه را براي ضربه زدن به حزب الله لبنان و پس از آن خود ايران هموار کند. اين نکته از يک سال پيش تاکنون به طور آزاردهنده يي برجسته مي شود که دشمني با ايران، اعراب را به دوستي با امريکا و به خصوص در برهه اخير به اسرائيل نزديک کرده است. اين اتفاقي خطرناک و زيان آور بود که بارها هشدار داده شد. بحران اخير غزه نشان داد اسرائيل تا چه حد توانسته است از شکاف بين اعراب و ايران استفاده کرده و با فراغ بال از زمين و هوا مردم بي دفاع غزه را آماج حملات خود قرار دهد. تيره شدن روابط ايران و اعراب نه تنها به سود امريکا و اسرائيل بوده که به طور مستقيم به زيان گروه هاي مقاومت فلسطيني تمام مي شود. تيره بودن روابط ايران و مصر مانع بزرگي بر سر دسترسي ايران به غزه بود و به همين لحاظ نمي توانست هيچ گونه کمکي را از اين طريق در اختيار فلسطيني هاي ساکن غزه قرار دهد. همچنان که تيره بودن روابط ايران و عربستان سعودي راه را بر هرگونه همکاري و مشارکت دوجانبه اين کشورها براي پايان دادن به بحران مذکور بست. با توجه به اين تجربه بايد گفت آيا زمان آن نرسيده که در اين روابط تجديدنظر شود؟

هيلاري کلينتون درباره ايران چگونه مي انديشد
مذاکره يا تقابل بيشتر

هنگامه شهيدي

«باراک حسين اوباما» که از روز 20 ژانويه 2009 به طور رسمي رياست جمهوري ايالات متحده را برعهده گرفت، روز دوشنبه اول دسامبر 2008 مصادف با يازدهم آذرماه 1387 طي کنفرانس خبري در شيکاگو اعضاي تيم امنيتي خود را معرفي کرد. اوباما در اين کنفرانس از «هيلاري کلينتون»، سناتور دموکرات ايالت نيويورک و رقيب سابق خود در مبارزات مقدماتي انتخابات رياست جمهوري، به عنوان شصت و هفتمين وزير امور خارجه ايالات متحده نام برد. انتصاب رقيب انتخاباتي و منتقد سياست هاي اوباما، اقدامي بي سابقه در بيش از يک قرن گذشته است. سال 1881 آخرين باري بود که رئيس جمهوري وقت ايالات متحده، «جيمز گارفيلد»، يک رقيب انتخاباتي، «جيمز بلين»، را به عنوان وزير خارجه کابينه اش انتخاب کرد. «هيلاري کلينتون» نخستين بانوي اول امريکاست که به مقام وزير امور خارجه دست مي يابد. گفته مي شود او موافقت اوباما را درباره برخورداري از آزادي عمل کافي براي انتخاب گروه ديپلماتيک خويش در وزارت خارجه کسب کرده است.

«باراک اوباما» در شيکاگو «هيلاري کلينتون» را فردي معتبر و داراي جايگاه عالي خواند و از او به عنوان «يک امريکايي برخوردار از حيثيتي عظيم که مورد اعتماد کامل من است، و کسي است که بسياري از رهبران جهان را مي شناسد؛ او کسي است که در هر کنگره يي از احترام برخوردار بوده و کسي است که آشکارا توانايي پيشبرد منافع مان را در سرتاسر جهان خواهد داشت» ياد کرد. اوباما همچنين گفت؛ «کلينتون در صورت تاييد، يک «برنامه سياست خارجي بلندپروازانه» را شامل جلوگيري از گسترش سلاح هاي هسته يي به ايران و کره شمالي، استقرار صلح پايدار بين اسرائيل و فلسطين و تقويت نهادهاي بين المللي در پيش خواهد داشت. انتصاب هيلاري براي دوستان و دشمنان، نشانه يي است که بيانگر جديت تعهد من به تجديد ديپلماسي امريکا و روابط مان با متحدان مان است. هيچ ترديدي ندارم که هيلاري کلينتون شايسته ترين شخص براي رهبري وزارت خارجه و همکاري با من در برعهده گرفتن اين دستور کار سياست خارجي جاه طلبانه است. » کلينتون نيز در سخنراني خود در شيکاگو به اوباما گفت؛ «اگر اين انتخاب در مجلس سنا تائيد شود، من تمام توان خود را در خدمت اين وظيفه، دولت شما و کشورمان خواهم گذاشت... مي دانيم که مسائل امنيتي، ارزش ها و منافع ما صرفاً با زور يا در واقع، تنها توسط امريکايي ها محافظت نمي شود و توسعه نمي يابد. ما بايد ديپلماسي نيرومندي را با استفاده از تمامي ابزارهايي که مي توانيم در اختيار داشته باشيم براي ساختن آينده يي با دوستان بيشتر و مخالفان کمتر، فرصت هاي بيشتر و خطرات کمتر، براي تمام کساني که به دنبال آزادي، صلح و خوشبختي هستند، پيش بريم.»

برخي واکنش ها در قبال انتخاب «هيلاري کلينتون»

انتخاب هيلاري به عنوان وزير امور خارجه «دولت تغييرات» مورد استقبال جناح چپ حزب دموکرات و گروه هاي ضدجنگ واقع نشده است. بخشي از جناح چپ حزب دموکرات معتقدند اوباما با انتخاب «هيلاري کلينتون» به قماري بزرگ دست زده است. آنها به سخنان و اظهارات کلينتون در دوران رقابت هاي انتخاباتي اشاره مي کنند و مي گويند اين انتخاب نمي تواند نشان دهنده شعار تغييري باشد که اوباما وعده آن را داده بود؛ به عنوان مثال در دوران رقابت هاي انتخاباتي، هنگامي که باراک اوباما سياست خود را در قبال ايران تشريح کرد و گفت در صورتي که در انتخابات برنده شود، سياست گفت وگوي مستقيم بدون پيش شرط را در قبال ايران در پيش مي گيرد،کلينتون او را به شدت مورد انتقاد قرار داد و اين سياست اوباما را زير سوال برد و وي را در عرصه سياست خارجي کم تجربه معرفي کرد. برخي پا را از اين فراتر گذاشته و مي گويند انتخاب کلينتون از سوي باراک اوباما به منزله تاييد حضور چهره هاي تندرو در دولت آتي امريکاست.

گروهي از کارشناسان امور امريکا مي گويند؛ «اوباما در پي تکرار الگوي همکاري آرماني بوش پدر با وزير خارجه باتجربه و مورد اعتمادش «جيمز بيکر» است؛ و انتخاب کلينتون که چندان به او نزديک نيست، مي تواند يادآور رابطه نه چندان محکم «جرج بوش» با نخستين وزير خارجه اش، «کالين پاول»، باشد. منتقدان او نيز بر اين باورند که «هيلاري» تنها سابقه سناتوري دارد و هيچ گاه نقشي اجرايي نداشته است.» در مجموع انتخاب کلينتون مورد استقبال اعضاي ارشد دو حزب جمهوريخواه و دموکرات که مسووليت تاييد صلاحيت وزيران را بر عهده دارند، قرار گرفته است. بنا بر نظرسنجي «اي بي سي» 66 درصد مردم امريکا از انتخاب خانم کلينتون براي رياست بر وزارت امور خارجه حمايت کرده اند. «ايهود اولمرت» نخست وزير اسرائيل نيز انتخاب «هيلاري کلينتون» از سوي اوباما به عنوان وزير امور خارجه دولت آينده امريکا را موجب تقويت روابط اسرائيل و امريکا دانسته و گفته بود؛ «سناتور کلينتون دوست اسرائيل و مردم يهود است.»

«هيلاري دايان رودهام کلينتون» کيست

«هيلاري دايان رودهام کلينتون» 26 اکتبر 1947 ميلادي در ايلينويز متولد شد. وي توانست در سال 1969 در رشته حقوق از «کالج ولسلي» فارغ التحصيل شود. هيلاري فعاليت حرفه يي خود را در سال 1973 در کالج حقوق «ييل» دنبال کرد؛ سپس به «آرکانزاس» رفت و در آنجا به عنوان يکي از فعال ترين اعضاي سازمان هاي خيريه حمايت از کودکان ايفاي نقش کرد. او در سال 1974 در کميته قضايي مجلس نمايندگان ايالات متحده به کار اشتغال يافت و عضو گروهي از کارکنان شد که در زمينه امکان استيضاح پرزيدنت ريچارد نيکسون رئيس جمهوري وقت به دليل دست داشتن در رسوايي واترگيت تحقيق مي کرد.

هيلاري روز يازدهم اکتبر 1975 با «بيل کلينتون» چهل و دومين رئيس جمهوري امريکا ازدواج کرد؛ و از سال 1993 تا 2001 ساکن کاخ سفيد و بانوي اول امريکا شد. پيش از اين هيلاري سمت بانوي اول ايالت آرکانزاس را نيز کسب کرده بود و يکي از مهم ترين و سرشناس ترين وکلاي اين ايالت به شمار مي رفت. کلينتون در مقام بانوي اول ايالات متحده به 79 کشور سفر کرد؛ و از طرفداران جدي حقوق زنان در سراسر جهان و يکي از مخالفان فعال رفتار طالبان با زنان در افغانستان بود. وي همچنين به پيدايش برنامه صداهاي حياتي، که براي تشويق زنان به مشارکت در امور سياسي در جهان طراحي شده بود، کمک کرد.

«هيلاري کلينتون» در انتخابات نوامبر 2000 به عنوان اولين سناتور ارشد ايالت نيويورک برگزيده شد و از سوم ژانويه 2001 به عنوان نخستين بانوي اول امريکا توانست به مجلس سناي اين کشور راه پيدا کند. او از اصلي ترين حاميان آغاز جنگ عراق بود، و به همين خاطر نيز کابينه «جرج بوش» به شدت از وي حمايت مي کرد؛ اما پس از مدتي در يک تغيير موضع آشکار، به يکي از مخالفان جدي ادامه جنگ عراق تبديل شد. هيلاري کلينتون در کميته هاي بودجه، نيروهاي مسلح، کار و امور اجتماعي، بهداشت، آموزش، کار و بازنشستگي کار کرده است. خانم کلينتون در طول دوره هشت ساله فعاليت خود در مجلس سناي امريکا به کشورهاي مختلفي سفر کرده است. در اين ميان مي توان به سه سفر به عراق و افغانستان، دو سفر به اسرائيل و سفرهاي متعدد به اروپا، آفريقا ، کانادا و... اشاره کرد. وي پس از يک مبارزه انتخاباتي درون حزبي که 18 ماه به طول انجاميد، در تاريخ هفتم ژوئن 2008 اعلام کرد از ادامه مبارزه در مقابل «باراک اوباما» منصرف شده است. هيلاري سپس حمايت خود را از اوباما براي احراز پست رياست جمهوري امريکا اعلام کرد؛ و سرانجام در اول دسامبر 2008 پس از رايزني هاي مکرر، به عنوان وزير امور خارجه کابينه 44 معرفي شد.

«هيلاري کلينتون» در مورد ايران چگونه مي انديشد؟

خانم هيلاري کلينتون، روز سيزدهم ژانويه 2009 مصادف با 24 دي ماه 1387 در جلسه رسيدگي به صلاحيت وي براي تصدي بر وزارت امور خارجه امريکا در کميته روابط خارجي مجلس سنا، در مورد سياست ها و دستور کار دولت آينده ايالات متحده در قبال جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت؛ «در برابر ايران همه گزينه ها مدنظر هستند. دولت اوباما براي مقابله با برنامه هسته يي ايران، سياست هاي کنوني را مورد بررسي قرار خواهد داد. آنچه که ما تاکنون انجام داده ايم، نتيجه بخش نبوده است. ما هر آنچه را که بتوانيم از طريق ديپلماسي به کار خواهيم گرفت؛ از طريق تحريم ها، از طريق ايجاد ائتلاف هاي محکم تر با کشورهايي که منافع بزرگي در جلوگيري از تبديل شدن ايران به يک قدرت اتمي دارند.» وي درباره احتمال آغاز به کار دفتر حافظ منافع امريکا در تهران گفت؛ «اين مساله بخشي از ارزيابي سياست هاي موجود خواهد بود. ما با دقت زياد به اين موضوعات توجه خواهيم کرد.» هيلاري کلينتون در اين نشست در پاسخ به پرسشي درباره احتمال مذاکره مستقيم با ايران مدعي شد؛ «واشنگتن تمايل دارد پيش از اتخاذ هرگونه تصميمي در اين باره با متحدان خود مذاکره کند.»

در ژوئيه 2007 «هيلاري کلينتون» در يکي از برنامه هاي انتخاباتي خود مدعي شده بود؛ «ايران منبع خطر براي امريکا و يکي از بزرگ ترين تهديدها براي اسرائيل محسوب مي شود. هيچ گزينه يي براي مقابله با ايران نمي تواند از روي ميز برداشته شود. سياست خارجي امريکا در برابر ايران بايد روشن و بدون ابهام باشد. نمي توانيم، نبايد، و اجازه نمي دهيم ايران به ساختن يا در اختيار گرفتن بمب اتمي نائل شود.» او طي سخنراني ديگري که در 22 ژانويه 2006 در دانشگاه پرينستون ايراد کرد، گفته بود؛ «دولت بوش به رغم تمامي شعارهايي که عليه ايران سر داده براي مقابله مستقيم با ايران شجاعت لازم را نداشته و در نتيجه گذشتن از کنار خطري که ايران به وجود آورده، به شکل گرفتن يک فاجعه استراتژيکي انجاميده است.»

وي نوامبر 2006 (آبان 1385) ضمن درخواست براي اصلاح گسترده در سياست خارجه امريکا، مذاکره دوجانبه واشنگتن با کشورهايي چون ايران و کوبا را خواستار شده بود. خبرگزاري فرانسه از نيويورک، به نقل از «هيلاري کلينتون» که در شوراي روابط خارجي امريکا سخن مي گفت، نوشت؛ «سناتور ارشد دموکرات ايالت نيويورک، خواستار آن شده که سياست خارجه امريکا بايد شامل همکاري بهتر با ديگر کشورها و گفت وگوي دوجانبه با دشمنان واشنگتن باشد. سياست امريکا در جهان بالاخص در قبال ايران، کره شمالي، عراق و افغانستان، بايد داراي رويکردي چندجانبه گرايانه باشد. ما بايد در زبان و عمل، گرايش به جامعه بين الملل را در دستور کار خود در قرن جديد قرار دهيم. امريکا نمي تواند به تنهايي مسائل مهم جهاني را حل کند، همان طوري که جهان نيز نمي تواند بدون امريکا اين گونه مشکلات را حل کند. ما بايد براي ديپلماسي به علاوه داشتن ارتشي قوي ارزش قائل شويم. نبايد از اينکه در مناقشات دشوار جهاني از طريق ديپلماسي وارد عمل شويم، ترديد به خود راه دهيم. مذاکره مستقيم نشانه ضعف ما نيست، بلکه نشانه رهبري است.» هيلاري بر اين باور است که مي توان «رهبري امريکا را در جهان از طريق ترکيب «ديپلماسي» و «سياست هاي دفاعي»، زنده کرد.» در اکتبر 2007 در هنگامه يي که گمانه زني ها براي حمله نظامي امريکا به ايران شدت گرفته بود، سناتور دموکرات «هيلاري کلينتون» براي جلب نظر و حمايت گروه هاي ضدجنگ و ترميم چهره جنگ طلب خود در موافقت با حمله نظامي به عراق، طرحي را به مجلس سناي امريکا ارائه کرد که طبق آن رئيس جمهور نومحافظه کار و جنگ طلب اين کشور، بدون تصويب کنگره ايالات متحده حق تامين مالي جنگي ديگر را نداشته باشد. در همين حال وي در اقدامي متضاد به طرح قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان هاي تروريستي راي مثبت داد. در مجموع مي توان گفت «هيلاري کلينتون» در رويکري نرم و ديپلماتيک، اما تقابل گرا، خواستار توقف غني سازي اورانيوم در ايران و تعطيلي کامل چرخه سوخت اتمي، در عراق و افغانستان خواهان اجراي نقش مثبت و همکاري جمهوري اسلامي و قطع اقداماتي از سوي ايران است که او آنها را تحريک آميز مي داند. در خاورميانه خواستار توقف حمايت ايران از حزب الله لبنان و جنبش مردمي حماس در فلسطين است. هيلاري از ايران مي خواهد به جاي پيگيري آنچه او سياست هاي افراطي و تشنج زا و مقابله با کشورهاي دوست امريکا در منطقه مي نامد، به کشور متعارفي در خاورميانه تبديل شود. در نهايت به نظر مي رسد خانم کلينتون جزء «بازهاي ليبرالي» است که «مذاکره» با «پشتوانه نظامي» را براي به «تسليم» کشاندن حريف يا «تقابل بيشتر» مفيد مي داند. در خاتمه آنچه که در زمينه سياست خارجي تيم اوباما جلب نظر مي کند، گرايش خاورميانه يي آنها در مقايسه با گرايش روسيه و اروپاي شرقي تيم سياست خارجي بوش است. به عبارت ديگر تمرکز تخصص و توجه تيم اوباما در بعد منطقه يي، خاورميانه خواهد بود. اکنون سوال اصلي اين است که آيا تيم سياست خارجي اوباما خواهد توانست او را در تغييري که ماموريت اصلي وي اعلام شده، کمک کنند و آيا سياست خارجي امريکا در قبال ايران با اين انتصاب دگرگون خواهد شد؟

نماد «دوره پاکدامنان انقلابي»
علي محمد حاضري

يکي از صاحب نظران مشهور تحليل انقلاب ها که در خصوص مراحل انقلاب نظرياتي ويژه دارد1 در مورد ويژگي هاي شخصيتي رهبران و رخدادهاي مراحل پيروزي انقلاب و بعد از آن سخناني دارد که مي تواند مورد توجه قرار گيرد. او مدعي است انقلاب ها در آغاز پيروزي توسط ميانه روها هدايت مي شود ولي در مرحله بعد تندروهاي انقلابي به قدرت مي رسند. او معتقد است جامعه انقلابي تحت مديريت و مسووليت اين تندروهاي انقلابي با دو خصوصيت نسبتاً متناقض مواجه است. از يک سو اين رهبران تندرو با نوعي ارزش هاي انقلابي دمخورند که با خصوصيات حاکمان فاسد رژيم پيش از انقلاب به کلي متفاوت است و او از آن ذيل عنوان «پاکدامني»، ياد مي کند. منظور اين است که اين مسوولان معمولاً هم از جهت اخلاق پاکند و از شهوتراني هاي معمول حاکمان فاصله دارند، هم با نوعي سلامت اقتصادي و وارستگي مالي و پاکدستي انقلابي زندگي مي کنند و هيچ نشاني از حيف و ميل و غارت اموال و ثروت ها در آنان مشاهده نمي شود. وي در عين حال دوره حاکميت اين رهبران را به گونه يي ديگر نيز تفسير مي کند. او مي گويد بروز تسويه حساب هاي سنگين، قلع و قمع شديد مخالفان، سخت گيري ها و محدوديت گسترده آزادي ها است که به بهانه دفاع از انقلاب و ارزش هاي آن صورت مي گيرد. بعضي ها کوشيده اند آراي اين نويسنده را با شرايط و رخدادهاي انقلاب اسلامي هم مطابقت دهند. صرف نظر از تاملاتي که در خصوص اينگونه مقارنه ها وجود دارد مي توان مشابهت ها و تفاوت ها و امتيازات انقلاب اسلامي را با ديگر انقلاباتي که اين صاحب نظر مورد بررسي قرار داده است به وضوح دريافت. در اين خصوص با تسامح مي توان دوره نخست وزيري مهندس ميرحسين موسوي را دوره بعد از حاکميت ميانه روها ناميد. اما واقعيت هاي انقلاب اسلامي گواه آن است که دوره مهندس موسوي برخلاف ديگر انقلابات، دوره پاکدامني انقلابي ولي بدون خشونت معمول بود. در خصوص وجه اول آن که مي توان گفت تقريباً دوست و دشمن بر پاکدامني همه جانبه ميرحسين موسوي گواهي مي دهند و حتي بي انصاف ترين دشمنان و مخالفان هم نتوانسته اند حتي کوچک ترين شائبه يا اتهامي را به ميرحسين نسبت دهند.

اما نکته جالب و قابل توجه در انقلاب اسلامي تحت رهبري حضرت امام و مسووليت اجرايي موسوي که براساس قانون اساسي قبل از بازنگري نخست وزير عمده ترين مسووليت اجرايي کشور را بر عهده داشت، اين است که در دوره يي که قاعدتاً به عنوان دوره تندروي بايد شناخته شود، کمترين نشانه يي از آن تسويه حساب هاي آنچناني نمي توان سراغ گرفت. حداکثر آنچه در خصوص ميانه روها اتفاق افتاد عدم اقبال مردم و حذف آنها از قدرت و مسووليت بود. در همان دوره و حتي در شرايطي که کشور درگير گسترده ترين تهاجمات نظامي جبهه متحد استکبار و جنگ تحميلي بود و منافقين نيز خشن ترين اقدامات تروريستي را عليه مسوولان و عناصر حاکميت و حتي مردم عادي مدافع حاکميت به راه انداخته بودند، شاهد کمترين تضييقات و محدوديت هاي معمول جوامع و دولت هاي در حال جنگ بوديم. حضرت امام و دولت ميرحسين موسوي در همان سال ها حتي يک روز، روزنامه جناح مخالف و منتقد دولت را تعطيل نکردند. جناح مخالف دولت و منتقد امام در مجلس شوراي اسلامي آشکارا مخالفت و بعضاً کارشکني مي کردند و هيچ گاه به بهانه اين مخالفت ها، سلب صلاحيت نشدند و از کانديدا شدن براي انتخابات منع نشدند. راقم اين سطور نمي خواهد مدعي شود که در آن دوران هيچ کم و کاستي و ضعف و خطايي وجود نداشت، اما به جرات مي توان گفت انقلاب اسلامي در آن دوران با تندروي هايي از نوع ديگر انقلابات فاصله يي عظيم داشت و مردم ما هنوز خاطره خوشايند عصر پاکدامني هاي دوران نخست وزير محبوب امام را به خوبي در ذهن دارند و مي توان گفت جاذبه همين خاطرات شيرين است که نام و ياد ميرحسين موسوي را با درايت، حسن مديريت، صداقت، ساده زيستي و عدالتخواهي و مردم داري و نيز آزادي و آزادگي قرين و همراه مي دانند. سکوت پرمعني موسوي در تمامي تب و تاب هاي سال هاي بعد از نخست وزيري نيز نزد آگاهان و آشنايان با خلقيات و منش ميرحسين، بيش و پيش از هر چيز تداوم همان سعه صدرها، خداباوري ها و مسووليت شناسي بدون ادعا ارزيابي مي شود.

پي نوشت؛---------------------------

1- کرين برنيتون، نويسنده کتاب کالبدشکافي چهار انقلاب
عناوين اين صفحه
تاثير رابطه اعراب و ايران بر مسائل غزه
مذاکره يا تقابل بيشتر
نماد «دوره پاکدامنان انقلابي»
متکي؛ حمايت از غزه،سرمايه گذاري است
احضار کاردار چک در تهران
ادامه ديدارهاي قشقاوي در کردستان عراق
تشکر از موضع کشورهاي امريکاي لاتين
نظارت حوزه علميه بر روحانيون دولتي
سه وزير در کميسيون طرح تحول
کرباسچي يا نجفي رئيس ستاد کروبي
احتمال اعلام کانديداتوري خاتمي هفته آينده
نظر بهروزي درباره کانديداتوري ميرحسين
بيست و پنجمين کتاب هاشمي رفسنجاني
9 سال زندان براي برادران علايي
کانديداي مستقل، اولويت اصولگرايان
ارائه برنامه توسعه سال آينده
تاکيد بر اجراي قانون در انتخابات
برگزاري دادگاه سه دانشجو

متکي؛ حمايت از غزه،سرمايه گذاري است
منوچهر متکي وزير خارجه، حمايت از مردم مظلوم فلسطين و غزه را به عنوان حوزه امنيتي جهان اسلام، خاورميانه و جمهوري اسلامي ايران تعريف کرد و گفت؛ اين حمايت نه تنها هزينه نيست بلکه سرمايه گذاري براي امنيت کشورهايمان است. به گزارش ايسنا، متکي در سخناني در همايش سراسري سازمان هاي مردم نهاد در حمايت از مردم مظلوم غزه با تاکيد بر حمايت از مردم فلسطين و غزه با بيان اين سخنان خاطرنشان کرد؛ اين حمايت ها بايد صورت بگيرد؛ چرا که اين موارد هزينه نيست بلکه سرمايه گذاري براي امنيت مان است که به فضل خداوند پيروزي جنبش مقاومت دور نيست و اين نصرت الهي ايجاد خواهد شد. وزير امور خارجه با اشاره به پيگيري هاي حقوقي و قضايي در خصوص جنايتکاران جنگي رژيم صهيونيستي خاطرنشان کرد؛ مثلث مديريت تجاوز به غزه يعني اولمرت، باراک و ليوني که مصاديق بارز جنايتکاران جنگي هستند، بايد مشمول پيگيري هاي حقوقي و قضايي بين الملل شوند و در حلقه اول اين سه عنصر بايد مدنظر قرار گيرند. وي ادامه داد؛ اگر در محاکم کيفري بين المللي عدالت جاري و ساري بود، بايد با آغاز تجاوز و حداقل پس از آن احضاريه هاي لازم داده مي شد. وي خطاب به دولت جديد امريکا گفت؛ اگر اين دولت مدعي شعار تغيير است، بايد به اين مساله توجه کند. دولت قبلي دو بحران نيمه تمام چونان استخواني در لايه زخم با چند شکست براي دولت جديد به ارث گذاشته است. وزير امور خارجه همچنين از برخي تصميمات در مورد بازسازي غزه انتقاد کرد و گفت؛ بحث بازسازي غزه رسالت مهمي است که بايد به گوش همه جهانيان رسانده شود، اما طراحي در پشت صحنه صورت مي گيرد که بازسازي به دست اهلش نباشد. وي اضافه کرد؛ دوران رياست حکومت خودگردان فلسطين به سرآمده و طبق روال موجود بايد انتخابات مجددي برگزار شود و لذا در اختيار قرار دادن اختيارات و کمک ها در اختيار مجموعه خودگردان شبهه جدي و قانوني دارد.


احضار کاردار چک در تهران
جان کوريل کاردار چک در تهران که کشورش از اوايل ژانويه سال جديد ميلادي 2009 رياست دوره يي اتحاديه اروپا را در اختيار گرفته است، به وزارت امور خارجه احضار و مراتب اعتراض شديد جمهوري اسلامي ايران نسبت به بي تفاوتي اتحاديه اروپا در قبال موارد متعدد نقض حقوق بشر در غزه از سوي رژيم اشغالگر صهيونيستي و سکوت معني دار اتحاديه اروپا در اين راستا به وي ابراز شد. به گزارش ايسنا، ايران در اين ديدار ضمن نکوهش برخوردهاي دوگانه اتحاديه اروپا در زمينه حقوق بشر تاکيد کرد در غزه موارد متعددي از نقض فاحش حقوق بشر از جمله کشتار کودکان و زنان و جلوگيري از دسترسي مردم به غذا و دارو در حال وقوع است و سکوت اتحاديه اروپا موجب تشويق اسرائيل به ادامه جناياتش خواهد بود . کاردار چک نيز در پايان اين ديدار گفت؛ موارد مذکور را به اتحاديه انعکاس خواهد داد.


ادامه ديدارهاي قشقاوي در کردستان عراق
حسن قشقاوي سخنگوي وزير امورخارجه که در راس هيات رسانه يي به منظور تقويت مراودات و همکاري هاي رسانه يي در عراق به سر مي برد، روز سه شنبه وارد اربيل مرکز کردستان عراق شد و با نيچروان بارزاني نخست وزير و تعدادي از وزيران و مسوولان اقليم کردستان عراق ديدار کرد. به گزارش «ايلنا»، نيچروان بارزاني با اشاره به سفر سخنگوي وزارت خارجه به اين منطقه، ضمن يادآوري پيوندهاي تاريخي و فرهنگي ايران و کردستان عراق، انجام اين گونه سفرها را در ايجاد زمينه هاي شناخت هر چه بيشتر مردم با يکديگر مثبت ارزيابي کرد. وي با اشاره به سفر اخير خود به ايران اظهار کرد؛ ما ايران را خانه دوم خود مي دانيم و هيچ گاه خاطره کمک هاي ايران در روزهاي سخت مبارزه با رژيم صدام و پذيرايي از مهاجرين را فراموش نخواهيم کرد. بارزاني ايران را اولين کشوري دانست که اقدام به گشايش سرکنسولگري در اربيل کرد و خواستار حضور فعال شرکت هاي ايراني شد. از سوي ديگر حکومت محلي منطقه کردستان عراق اعلام کرد اتباع ايراني براي مسافرت به کردستان عراق نيازي به ويزا و کفالت ندارند. به گزارش فارس، بر اساس اطلاعيه نمايندگي اتحاديه ميهني کردستان عراق در تهران، اتباع ايراني از29 دي ماه براي مسافرت به کردستان عراق نيازي به اخذ ويزا و معرفي کفيل ندارند. در اين اطلاعيه تاکيد شده به اتباع ايراني که از مرز «باشماق» در مريوان و «حاج عمران» در پيرانشهر وارد کردستان عراق مي شوند، مشروط به ممهور شدن پاسپورت به مهر خروجي ايران در همان نقطه مرزي مجوز اقامت 10روزه را دريافت مي کنند.


تشکر از موضع کشورهاي امريکاي لاتين
علي آهني معاون پژوهش وزارتخانه در ديدار با سفراي امريکاي لاتين در تهران، از همبستگي دولت ها و مردم امريکاي لاتين با مردم غزه در جنايات اخير اسرائيل تشکر کرد و گفت؛ جامعه بين المللي مسووليت سنگيني براي اتخاذ تدابير لازم جهت جلوگيري از تکرار نسل کشي و جنايات جنگي رژيم صهيونيستي بر عهده دارد و تنها راه حل در اين رابطه تشکيل دادگاه بين المللي و محاکمه و مجازات سران سياسي نظام رژيم صهيونيستي و محکوميت آنها است. به گزارش دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه، آهني همچنين در خصوص روي کار آمدن اوباما ضمن اشاره به سياست هاي اشتباه بوش و رويکرد مداخله آميز و سياست نظامي گري دولت امريکا در خاورميانه و ديگر نقاط جهان اظهار کرد؛ اوباما در صورتي مي تواند تصوير امريکا را در افکار عمومي جهان تغيير دهد که با واقع بيني برخورد کند و ضمن احترام و شناسايي قدرت هاي جديد که در صحنه بين المللي ظاهر شده اند تلاش کند تا اشتباهات بوش را در صحنه بين المللي جبران کند.


نظارت حوزه علميه بر روحانيون دولتي
جامعه مدرسين حوزه علميه قم، جايگاه و نقش روحانيون شاغل در نهادهاي نظام اسلامي را بررسي کرد. به گزارش ايسنا به نقل از مرکز خبر حوزه، حجت الاسلام والمسلمين «حسيني بوشهري» نايب رئيس دوم جامعه مدرسين گفت؛ دفتر ارتباط حوزه علميه با نهادها و مراکزي که روحانيون شاغل دارند، ايجاد خواهد شد و همچنين برگزاري جلسات جهت برقراري ارتباط با مسوولان، روسا و نمايندگان اين نهادها جهت انتقال موضوعات و اخذ نظرات و ايده هاي آنان انجام خواهد شد. وي افزود؛ ايجاد ارتباط و هماهنگي بين دفتر دانش آموختگان و فارغ التحصيلان مرکز مديريت يا نهاد و تشکيلات روحاني، ايجاد بانک اطلاعاتي جامع و طبقه بندي شده از آنان و ارتباط و هماهنگي با دفتر مقام معظم رهبري به عنوان متولي نهادهاي نظام اسلامي از ديگر برنامه هاي جامعه مدرسين در ارتباط با روحانيون شاغل در نهادها خواهد بود. معاون جامعه و روحانيت جامعه مدرسين، تشکيل شبکه سراسري از تشکل هاي روحاني اعم از شاغل و غير شاغل و انسجام بخشي و برقراري ارتباط هرچه بيشتر با روحانيت و حوزه هاي علميه، جهت شناخت ظرفيت ها و ضعف ها را از برنامه هاي انسجام بخشي حوزه به روحانيون شاغل در نهاد هاي نظامي - اسلامي بيان کرد و گفت؛ روحانيوني که جذب بدنه حکومت مي شوند، جهت نظارت و تخصصي شدن آنها ضرورت دارد که مدرک علمي و توانايي اجرايي از حوزه ارائه کنند.


سه وزير در کميسيون طرح تحول
نايب رئيس کميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي با اشاره به حضور کارشناسان اقتصادي در جلسه ديروز اين کميسيون اظهار داشت؛ «قرار بر اين شد تا از وزراي کشور، اطلاعات و بازرگاني نيز براي حضور در جلسات هفته آينده اين کميسيون دعوت شود.» «محمدرضا تابش» نماينده اردکان به ايلنا گفت؛ «در جلسه يي که داشتيم آقاي آقامحمدي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و کارشناساني همچون نيلي و پژوهان نيز حضور داشتند. هدف از حضور اين کارشناسان در جلسه کميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي، جلب نظرات کارشناسان در مورد بررسي کليات اين طرح بود.»وي به دغدغه هاي نمايندگان نسبت به چگونگي اجراي لايحه هدفمند کردن يارانه ها از سوي دولت اشاره کرد و افزود؛ «نمايندگان نگران چگونگي تامين منابع لازم براي اجراي اين لايحه هستند. نگراني ديگر به دليل اختيارات بسيط و گسترده دولت است که اگر فارغ از نظارت مجلس باشد، ديگر دولت در قبال اجراي اين لايحه به مجلس پاسخگو نخواهد بود.»نايب رئيس کميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي با بيان اينکه اين کميسيون با بررسي نظرات و پيشنهادات نمايندگان و ديگر کميسيون هاي تخصصي مجلس در مورد کليات اين لايحه، هفته آينده به جمع بندي نهايي خواهد رسيد، تاکيد کرد؛ اهميت اين لايحه ايجاب مي کند مجلس با کار کارشناسي دقيق و به دور از هرگونه تعجيل، به بررسي لايحه هدفمند کردن يارانه ها بپردازد. به نظر مي رسد دولت نيز با اين رويکرد در مجلس موافق باشد.


کرباسچي يا نجفي رئيس ستاد کروبي
محسن رهامي از احتمال انتخاب غلامحسين کرباسچي يا محمدعلي نجفي به رياست ستاد کروبي خبر داد.به گزارش ايسنا مسوول برنامه ريزي ستاد انتخاباتي مهدي کروبي با بيان اين مطلب اظهار داشت؛ ما در حال برنامه ريزي براي اساس انتخابات هستيم و کميته سياست هاي راهبردي ذيل شوراي معاونان شکل گرفته است. علاوه بر اين کميته برنامه ريزي براي آماده کردن برنامه هاي ايشان تشکيل شده که مامور تدوين برنامه هاي مختلف شده اند.


احتمال اعلام کانديداتوري خاتمي هفته آينده
مصطفي درايتي از اعلام کانديداتوري خاتمي در هفته آينده خبر داد.به گزارش ايلنا مشاور امور روحانيت با بيان اين مطلب اظهار داشت؛ «آقاي خاتمي هفته آينده به طور رسمي کانديداتوري خود را اعلام خواهند کرد.» وي در ادامه افزود؛ ميرحسين موسوي و خاتمي با يکديگر هماهنگ هستند و در صورت ورود هر يک از دوستان ديگري از وي حمايت خواهد کرد.


نظر بهروزي درباره کانديداتوري ميرحسين
دبيرکل جامعه زينب(س) گفت؛ «به نظر من ميرحسين موسوي اکنون هم احساس مسووليت مي کند و هم اين تصور را دارد که راي مي آورد، به همين دليل سکوت چندين ساله خود را شکسته است.» «مريم بهروزي» انتخابات در ايران را غيرقابل پيش بيني عنوان کرد و به ايلنا گفت؛ «عده يي ميرحسين را اصولگرا مي دانند و عده يي ديگر او را اصلاح طلب. اما احتمال حمايت از ميرحسين از سوي برخي اصولگرايان وجود دارد. از طرف ديگر افراد ديگر که در هيچ يک از دو جناح نيستند نيز به ميرحسين اقبال دارند. به هرحال نمي توان ايشان را اصلاح طلب دانست زيرا ميرحسين از سوي جريان اصلاح طلب مطرح شد و وقتي آقاي خاتمي مي گويد يا من مي آيم يا ميرحسين مي آيد، يعني ميرحسين همتا و در کنار من است.»وي در عين حال توضيح داد؛ به نظر من امکان کانديداتوري ميرحسين کم است و آرايش نيروهاي سياسي در صورت حضور ميرحسين به هم خواهد خورد اما اينکه جامعه و گروه هاي سياسي چه تغييري خواهند داشت، بايد صبر کرد و آن را به زمان اجرا و برگزاري انتخابات موکول کرد.


بيست و پنجمين کتاب هاشمي رفسنجاني
دفتر نشر معارف انقلاب بيست و پنجمين کتاب هاشمي رفسنجاني را با عنوان کارنامه و خاطرات سال 65 منتشر کرد. به گزارش ايلنا، در کتاب کارنامه و خاطرات سال 65 هاشمي رفسنجاني نيز همانند کتاب هاي قبلي وي خاطرات روزنوشت مربوط به سال 1363 تدوين يافته است.قابل ذکر است که دفتر نشر معارف انقلاب در آستانه سي امين سالگرد انقلاب اسلامي و به کوشش عماد هاشمي کتاب مذکور را منتشر ساخته است.


9 سال زندان براي برادران علايي
با حکم دادگاه انقلاب اسلامي، آرش و کاميار علايي به اتهام ارتباط با پرونده موسوم به «براندازي نرم در ايران» در مجموع به 9 سال زندان محکوم شدند.

بر اساس راي دادگاه، آرش علايي به تحمل شش سال زندان و کاميار علايي به تحمل سه سال زندان محکوم شده اند. مسعود شفيعي وکيل برادران علايي در گفت وگو با يک سايت خارجي، با بيان اينکه اين حکم نهايي نيست، گفت؛ در فرصت بيست روزه به اين حکم اعتراض مي کنم.


کانديداي مستقل، اولويت اصولگرايان
دبيرکل جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار گفت؛ «به نظر ما براي رياست جمهوري آينده بايد يک فرد معتدل انتخاب شود که بتواند خواسته هاي مردم را اجابت کند.»«احمد کريمي اصفهاني» به ايسنا گفت؛ «از آنجا که در جناح اصولگرايي شاهديم که بسياري براي کانديداتوري مدعي هستند، احتمال اينکه بيشتر از دو کانديدا در اين جناح داشته باشيم، دور از ذهن نيست.»وي ادامه داد؛ در حال حاضر مشکلي از جهت تعدد کانديداها وجود ندارد، مهم اين است که ما بتوانيم تمامي نظريات افراد اصولگرا را در مجموعه اصولگرا جلب کنيم؛ چراکه اين روند باعث مي شود شمار بسياري از افراد در عرصه انتخابات شرکت کنند. وي با بيان اينکه «به هر ترتيب بهتر اين است که انتخابات از حالت دوقطبي خارج شود»، اظهار کرد؛ تاکيد بر يک شخص خاص براي ما مهم نيست، بلکه اصل براي ما به عنوان عضوي از جبهه پيروان خط امام و رهبري اين است که بايد يک اصولگرا در انتخابات رياست جمهوري آينده انتخاب شود. دبيرکل جامعه انجمن هاي اسلامي اصناف و بازار با بيان اينکه «ما به برنامه محوري فکر مي کنيم و معتقديم هر کس برنامه و مديريت بهتري داشته باشد و بتواند خواسته هاي مردم را عملياتي کند، مورد توجه قرار خواهد گرفت»، ادامه داد؛ به نظر ما کسي که از همه معتدل تر است بايد براي رياست جمهوري انتخاب شود.وي همچنين درباره به نتيجه رسيدن استراتژي اصولگرايان نيز اظهار کرد؛ اصلاً نبودن استراتژي خود مي تواند يک استراتژي باشد، ولي به هر ترتيب معتقدم اصولگرايان چاره يي ندارند که تا اسفندماه در اين راستا به نتيجه مورد توجه برسند، چراکه پس از آن فرصتي براي اين امر نداريم.


ارائه برنامه توسعه سال آينده
يک نماينده تهران در مجلس بهترين زمان ارائه لايحه برنامه پنج ساله پنجم از سوي دولت به مجلس را اوايل سال آينده عنوان کرد. علي اصغر زارعي با تاکيد بر حفظ هماهنگي در کليت برنامه توسعه به ايسنا گفت؛ «بايد سعي کنيم همسويي در کليت برنامه حفظ شود.»وي خاطرنشان کرد؛ «اگر دولت بتواند در اوايل سال آينده برنامه را آماده کرده و به مجلس بدهد و مجلس هم فرصتي براي بررسي و تصويب آن داشته باشد، بسيار سودمند است.»وي با تاکيد بر اينکه بايد بودجه سال 89 بر اساس برنامه پنجم از سوي دولت تدوين شود، در پايان خاطرنشان کرد؛ «بر اين اساس تا نيمه اول سال 88 به نظر مي رسد که اين لايحه به مجلس ارائه شود و در مجلس هم مراحل تصويب را بگذراند.»


تاکيد بر اجراي قانون در انتخابات
دبيرکل حزب عدالت و توسعه با بيان اينکه فقدان سياست هاي کلي نظام براي انتخابات موجب قانونگذاري هاي سليقه يي، بي ثباتي و برخي برداشت هاي غيرمنطبق با قانون اساسي از انتخابات بوده است، گفت؛ «بايد با سرعت و اولويت براي کارآمدتر شدن قوانين انتخابات و رفع برخي مشکلات اجرايي و نظارتي سياست هاي کلي نظام انتخابات تبيين شود.»

«رضا طلايي نيک» با بيان اينکه بررسي صلاحيت کانديداها نبايد با برداشت هاي سليقه يي و گزينشي باشد، اظهار داشت؛ «با احساس حاکميت قانون در رسيدگي به صلاحيت نامزدها و در همه مراحل انتخابات مولفه هاي اميد، انگيزه و مشارکت ملي مردم و کارکردهاي انتخابات به شدت ارتقا مي يابد و برخي از پيش داوري ها و سوءتبليغ ها در موضوع رسيدگي به صلاحيت نامزدها به ايجاد برخي فاصله ها از حاکميت قانون، در برخي از مراحل انتخابات مي انجامد.»نماينده کبودرآهنگ در مجلس هفتم فرآيند سالم انتخابات توام با نتايج کارآمد را در نهادينه کردن مشارکت و حضور مردم در انتخابات بعدي تعيين کننده دانست و افزود؛ «بر همين اساس بايد در اصلاح قوانين انتخابات به تلفيق دموکراسي و کارآمدي بر مبناي مردمسالاري ديني تکيه شود.»طلايي نيک تاکيد کرد؛ صلاحيت نامزدهاي انتخابات بايد تنها با ملاک حاکميت قانون همراه باشد و طبق مباني ديني، اصول انقلاب، قانون اساسي و رويه رهبري انجام گيرد.


برگزاري دادگاه سه دانشجو
دادگاه رسيدگي به اتهامات سه فعال دانشجويي روز گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد.مهدي خدايي دبير سابق انجمن اسلامي دانشگاه آزاد شهر ري، سلمان سيما مديرمسوول نشريه توقيف شده سخن تازه در دانشگاه آزاد تهران جنوب و مجيد اسدي دانشجوي عضو سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشکده اقتصاد علامه طباطبايي به همراه وکلاي خود، محمد اوليايي فرد و آرش کيخسروي در شعبه 15 دادگاه انقلاب حاضر شدند و به دفاع از خود پرداختند.اتهامات دانشجويان مذکور اقدام عليه امنيت ملي از طريق راه اندازي تجمع، تباني و تبليغ عليه نظام بوده است که با پايان دادرسي مذکور ظرف روزهاي آينده دادگاه به صدور راي اقدام خواهد کرد.همچنين جلسه رسيدگي به اتهامات مقصود عهدي، منصور امينيان، آيدين خواجه يي، امير مرداني، فراز زهتاب و سجاد رادمهر از دانشجويان دانشگاه تبريز به همراه مجيد ماکويي دانشجوي کشتي سازي دانشگاه مالک اشتر اصفهان و داريوش حاتمي افسر وظيفه نيروي زميني ارتش روز شنبه 28 دي ماه در شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز برگزار شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام