چهارشنبه، 2 بهمن 1387 - شماره 1872
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
در جمع اصلاح طلبان اراک عنوان شد
انتقاد شديد بهزاد نبوي از اجراي طرح تحول اقتصادي

گروه سياسي؛ عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب در سخنراني خود در دفتر سازمان مجاهدين انقلاب اراک گفت؛ اين طرح بدون برداشته شدن يارانه ها آن هم در فروردين و ارديبهشت ماه سال 88 که تصادفاً با انتخابات رياست جمهوري مصادف شده است اجرا خواهد شد. به گزارش اعتماد، وي در ادامه افزود؛ اين دولت با شعار عدالت آمده است و شاخص عدالت در اقتصاد امروز ضريب جيني است که هر چه به صفر نزديک تر شود نشانه عدالت است و کم شدن فاصله فقير و غني و اين ضريب جيني که بين صفر و يک است در دولت آقاي خاتمي چهارصد و هجده هزارم بود (418/0) ولي امروز به چهارصد و بيست و هفت هزارم (427/0) رسيده است که نشان از بي عدالتي است و فاصله فقير و غني را در ايران امروز بيشتر کرده است.

نايب رئيس مجلس ششم با انتقاد از انحلال سازمان مديريت گفت؛ اين دولت سازمان مديريت کشور را که اداره آن با خودشان بود منحل کرد چون در برنامه چهارم رشد بالاي 8 درصد پيش بيني شده بود با نفت 20 دلاري و امروز با نفت 150 دلاري به رشدي تقريباً بالاي 7 درصد رسيديم که در کل رشد اقتصادي کمتر شده است و از همه مهم تر رشد سرمايه گذاري در دولت خاتمي به 11 درصد رسيده بود در حالي که امروزه به 8/4 درصد کاهش يافته است.تورم که بايد 9/9 درصد مي شد طبق آمار رسمي به بالاي 25 درصد رسيده و اين در حالي اتفاق افتاده است که درآمد کشور در اين سه سال 250 ميليارد دلار بوده که وقتي آن را با درآمد 126 ميلياردي دولت آقاي هاشمي در هشت سال و درآمد هشت ساله 182 ميليارد دلاري دولت خاتمي مقايسه مي کنيم، مي بينيم که چه جفايي به ايران و ايراني شده است.

وي در ادامه به انتقاد از رويکرد اقتصادي دولت پرداخت و تصريح کرد؛ کساني که تحريم ها را کاغذ پاره مي خواندند و امروز هر مشکلي را به گردن اين تحريم ها مي اندازند بايد جوابگو باشند. هر چند بعضي از مشکلات امروز ايران ربطي به تحريم ها ندارد. اين دولت مهم ترين شعارش آوردن نفت يا پول نفت بر سر سفره هاي مردم بود که خود من از مخالفان سرسخت اين شعار بودم و مي گفتم نبايد ثروت کشور صرف هزينه هاي جاري کشور شود چرا که اين کار خيانت است چون نفت ثروت ملي است و اينان نه تنها آن را بر سر سفره ها نياوردند که پول نفت را ذخيره هم نکردند و امروزه مردم از هر زماني بيشتر در تنگنا قرار دارند.

نايب رئيس مجلس ششم افزود؛ اگر اين پول در صندوق ذخيره ارزي براي آيندگان ذخيره مي شد اشکالي نداشت اما امروزه مي بينيم اين صندوق از سه سال قبل خالي تر شده است.رئيس هيات اجرايي سازمان مجاهدين انقلاب در تبيين اهداف انقلاب گفت؛ هدف انقلاب ايران استقلال از استبداد و استعمار و آزادي بود به مفهوم آزادي سياسي چون آزادي هاي اجتماعي تا حدودي بود و شعار آزادي گفته مي شد و در کنار آن ملت يکصدا فرياد مي زدند زنداني سياسي آزاد بايد گردد و اين شعارها و جمهوري اسلامي همان است که آقاي خاتمي در سال 76 به عنوان مردمسالاري ديني از آن ياد کردند.

وي تصريح کرد؛ ما نبايد امروز امام و انقلاب را رها کنيم و به دست کساني بدهيم که امروزه از امام و انقلاب به نفع خود استفاده مي کنند. هيچ گروهي به اندازه اصلاح طلبان به امام و آرمان هاي او وفادار نبوده و نيستند و با کنار رفتن اصلاح طلبان است که امروزه گروهي امام و انديشه هاي او را به نفع خود تفسير مي کنند.عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب در ادامه افزود؛ تنها دو ماه پس از انقلاب رفراندوم انجام پذيرفت و چند ماه پس از آن مجلس قانون اساسي به اصرار امام (ره) شکل گرفت به گونه يي که بعضي با اين روند سريع مخالف بودند اما اين رهبر کبير انقلاب بود که به اين کار اصرار داشتند و همين اصرار ايشان بود که باعث شد تمام نهادهاي قانوني يکي پس از ديگري شکل بگيرند به گونه يي که اوايل سال 59 ايران داراي اولين مجلس قانونگذاري با راي مردم شد.

نايب رئيس مجلس ششم با تاکيد بر اينکه امام راضي به تضعيف نهادهاي قانوني نبود، گفت؛ در ارديبهشت 59 طرح (يا لايحه) به مجلس رفت که راجع به حذف فرمان همايوني در قانون اساسي مشروطه بود چون هنگامي که قانون اساسي انقلاب نوشته شد تمام مواردي که فرمان همايوني بود به فرمان رئيس جمهور تبديل شد که اين باعث اختلاف بين بني صدر و شهيد رجايي شد و شهيد رجايي مي خواست تکليف اين فرمان همايوني سابق مشخص شود و بعضي از آنها در اختيار نخست وزيري قرار بگيرد که امام امت با آن مخالف بود و با فرمان امام قرار شد اين لايحه از دستور کار مجلس خارج شود که شهيد رجايي و من براي اعتراض پيش ايشان رفتيم که امام با لبخند به اعتراض هاي شهيد رجايي گوش کردند و فرمودند با تصويب اين لايحه (طرح) کشور به آشوب کشيده مي شود و سپس با دورانديشي خاص خود گفتند دنيا خواهد گفت نتوانستند 11 ماه رئيس جمهور قانوني خود را تحمل کنند و در پي گرفتن اختيارات از او هستند. در پايان جلسه امام راضي شدند اين حکم حکومتي خويش را پس بگيرند چون شهيد رجايي و من استدلال کرديم باعث تضعيف مجلس مي شود و امام به هيچ عنوان راضي به تضعيف نهادهاي قانوني در ايران نبودند.
تلاش تازه لندن و پاريس عليه ايران
روزنامه لوموند فرانسه از تلاش فرانسه و انگليس براي تشديد تحريم ها عليه ايران خبر داد که با هدف کمک به باراک اوباما رئيس جمهور جديد امريکا در مواجهه با پرونده هسته يي ايران صورت مي گيرد، گرچه ديگر کشورهاي اروپايي اجماعي بر آن ندارند و امريکا نيز اقدام مشخصي اعلام نکرده است. دو کشور مذکور قصد دارند اين تحريم ها در چارچوب اتحاديه اروپا و کشورهاي عضو آن مورد تصويب قرار بگيرد. اين در حالي است که لوموند در ادامه اين گزارش آورده تاکنون فشارهاي اعمال شده از سوي شوراي امنيت به ايران، موفقيتي نسبي داشته است. اين روزنامه فرانسوي با اشاره به قصد فرانسه و انگليس براي تشديد تحريم هاي ايران، به منبع خبري خود اشاره نکرد ولي گفت تحريم هاي مذکور شامل ممنوعيت فعاليت بانک هاي صادرات و ملت در خاک اروپا است. به گزارش ايسنا به نقل از اين گزارش ايتاليا و تا حدودي آلمان نيز به اين تلاش ها پيوسته اند.يک منبع ديپلماتيک غربي گفت طرفداران تحريم ها مي گويند اتحاديه اروپايي بايد به ابزارهايي براي همراهي کردن با تيم باراک اوباما درخصوص آنچه قرار است ابتکار جديد استراتژيک امريکا در رابطه با (تعامل) با ايران با چماقي بزرگ تر يعني افزايش فشار اقتصادي باشد، مجهز باشد. فرانسه به ويژه با توجه به رياستش تا پايان سال گذشته ميلادي بر اتحاديه اروپا درخصوص اين پروژه و تداوم آنچه نيکلا سارکوزي رئيس جمهور فرانسه در سال 2007 تصميم گرفته بود، فعالانه عمل کرد. از همين رو پاريس و لندن از شرکاي اروپايي شان خواستند تدابير جديدي را از جمله در بخش انرژي و فعاليت هاي بانکي ايران اتخاذ کنند. اين گزارش همچنين حاکي است؛ مقامات فرانسوي و انگليسي که تاکنون به دليل عدم اجماع اروپايي ها در اين تلاش با شکست روبه رو شده اند ظاهراً درصدد تمرکز روي هدفي ديگرند و آن منع فعاليت هاي بانکي در قلمرو اتحاديه اروپايي است. در پاريس و لندن پيش بيني مي شود دولت اوباما در آغاز گشايش راه هاي جديد مذاکره با ايران بدون ترديد چنين مسيري را دنبال خواهد کرد. در بين کشورهاي اروپايي سوئد مي گويد تحريم ها در صورتي که در قالب شوراي امنيت سازمان ملل باقي بماند، مشروع تر خواهد بود. اسپانيا، يونان و قبرس مي خواهند بر گفت وگو با ايران متمرکز شوند. با اين حال ابهامات درخصوص نيات اوباما و دورنماي انتخابات رياست جمهوري ايران همچنان وجود دارد. يک ديپلمات اروپايي در اين باره گفت؛ فرانسوي ها تلاش زيادي مي کنند اما مشخص نيست تا چه اندازه بتوانند پيشروي کنند زيرا امريکايي ها هنوز اقدامي نکرده اند.
اوباما و آينده ايران و امريکا در گفت وگو با دکتر محمود سريع القلم -بخش پاياني
اوباما منتظر انتخابات ايران مي ماند

منصور بيطرف، کيوان مهرگان



دکتر محمود سريع القلم استاد دانشگاه شهيد بهشتي در ادامه گفت و گوي خود با اعتماد درباره چگونگي تنظيم روابط دولت اوباما با ايران و نيز تاثير بحران مالي جهان بر اقتصاد ايران، ديدگاه هاي خود را بيان مي کند.

---

-بحث هاي مربوط به ايران باقي مي ماند. در بين ايراني ها چه در بين سياستمداران و مقامات حکومتي و چه در بين مردم عامه برداشتي وجود داشت که اوباما ممکن است بتواند يخ روابط دو کشور را آب کند و ديوار بي اعتمادي را بشکند. هيچ کس هم مبناي اين تصور و باور را به جز شعار خود اوباما که شعار تغيير بود، چيز ديگري نمي دانست. درباره شکل گيري اين ذهنيت و درست يا نادرست بودن آن نظر شما چيست؟

در کشور ما شناخت سياسي عمدتاً يک شناخت احساسي است. خيلي هم فرق نمي کند چه در کوچه و بازار و چه در رسانه هاي به ويژه تصويري. بنابراين کساني که تصور مي کردند اوباما چون سياهپوست و از نژادي است که مظلوميت کشيده و به هرحال پدر کنيايي دارد، قرار است نسبت به کشورهاي در حال توسعه يا علاقه مند به استقلال سياسي رهيافت ديگري داشته باشد. در عمل مشاهده کرديم اوباما نماينده يک حاکميت است. اوباما نماينده يک حزب و سيستم است. اوباما اپراتور سياسي يک حاکميت سياسي است. چون در کشور ما فرد از سيستم مهم تر است. ما تصور مي کنيم همه جاي دنيا همين طور است. در کشورهايي مانند ژاپن، آلمان، مجموعه غرب، حتي به نظر من در يک دهه اخير در چين و ترکيه ما به طرف سيستم حرکت مي کنيم و افراد دستور کار سيستم را اجرا مي کنند به جاي آنکه افراد بر سيستم مقدم باشند. اوباما با دستور کار حزبي نسبت به ايران پيش خواهد رفت. وي اکنون مثلثي را انتخاب کرده است که ممکن است قدري کار را با ايران سخت کند و آن مثلث، يکي رئيس دفتر او يا رئيس اجرايي کاخ سفيد است. فردي به نام رام ايمانوئل که در شهر واشنگتن معروف به يکي از قوي ترين اپراتورهاي سياسي است. او شبکه بسيار وسيعي از افراد و سياستمداران را مي شناسد که مي تواند کارها را پيش ببرد و به نظر من به همين دليل است که او را انتخاب کرده اند. با اينکه بين اوباما و ايمانوئل شناخت قديمي نبوده است ولي کسي را انتخاب کرده اند که از پدر و مادر مهاجر اسرائيلي است و در مراکز قدرت و اقتصاد امريکا بسيار شناخته شده است. شخص دوم خانم کلينتون است که وزير خارجه خواهد بود و در دستور کار حزبي خود به اين صورت عمل خواهد کرد که بسيار به لابي يهوديان در امريکا نزديک خواهد بود. اين را هم در نظر داشته باشيد که هر کس که سناتور نيويورک است، با يهوديان قوي ترين ارتباطات را دارد حتي اگر خودش هم يهودي نباشد. خانم کلينتون چند دوره سناتور نيويورک بوده است. از نظر تاريخي دولت کلينتون در رابطه با ايران بسيار نرم سخن گفت اما تمام قوانيني که عليه ايران تصويب شد، در دوره بيل کلينتون بود يعني آنها به زبان نرم اما چوب هاي بسيار سختي اعتقاد دارند. دولت بوش بسيار سخت صحبت کرد اما در عمل متفاوت بود. شخص سومي که بسيار مهم است دنيس راس است که براي سال ها مسوول دولت امريکا در مذاکرات فلسطين و اسرائيل بود. بعد از توافقات اسلو، وي مهم ترين فردي بود که بين فلسطيني ها و اسرائيل از جانب امريکا به طور رسمي ميانجيگري کرده است. اين شخص نسبت به ايران نگاه هاي بسيار تندي دارد و هم اکنون مشخص شده به عنوان مسوول دولت اوباما در مسائل خاورميانه و ايران خواهد بود. به هرحال مثلث دنيس راس، رام ايمانوئل و هيلاري کلينتون مثلثي است که به جامعه يهودي و اي پک يعني گروه لابي اسرائيل-امريکا بسيار نزديک است و به نظر من مي توان تحولات غزه را هم در همين راستا بررسي کرد يعني اسرائيل اکنون با آمدن اوباما و حاکميت حزب دموکرات احساس امنيت مي کند و به همين دليل در اواخر سال 2008 اين حمله را به منطقه غزه آغاز کرد. به نظر من نگاه دولت اوباما به ايران از لنز يهودي و اسرائيلي خواهد بود يعني اگر دولت بوش قدري تحت تاثير بعضي سياستمداران ملي امريکا مانند کيسينجر که معتقد بودند نبايد با ساختار ايران کاري داشت بلکه بايد به دنبال نزديک کردن سياست ها بين ايران و امريکا بود و اگر دولت بوش به بعضي از مراکز تحقيقاتي در امريکا که معتقد بودند بايد ايران را بهتر شناخت و بايد منافع ملي جمهوري اسلامي را بهتر درک کرد و توجه داشت، اکنون اين غلظت کمتر شده است، يعني اکنون نقش نهادي مانند شوراي روابط خارجي امريکا که نقش ملايمي نسبت به ايران داشت، کاهش پيدا کرده و اوباما تحت تاثير دستور کار اي پک و منافع دولت اسرائيل نسبت به خاورميانه خواهد بود.

-يعني تصوراتي که ايراني ها داشتند، اشتباه بود؟

بستگي به اين دارد که ما چه تلقياتي داشته ايم. اينکه اوباما قرار است طرف ايران را بگيرد، بسيار ساده لوحانه است. اوباما رئيس جمهور امريکا و تحت تاثير نظام داخلي اين کشور است. به نظر من بخشي از مساله اين بود که ما فکر مي کرديم چون او سياهپوست است، قرار است از ما حمايت کند و اين حتماً يک تلقي اشتباه است.

-مي توانيم بگوييم ساده لوحانه بود؟

بله، عرض کردم بسيار ساده لوحانه بود. البته هنوز بسيار زود است که ما بخواهيم از برخورد اوباما با ايران تحليل دقيقي انجام دهيم ولي آرايش تيم اوباما و رهيافت هايي که اين افراد به آنها اعتقاد دارند، آمدن خانم کلينتون به وزارت خارجه امريکا و اکثريت دموکرات در کنگره امريکا که به طور سنتي به يهوديان نزديک تر هستند، نشان دهنده اين است که اوباما، حداقل برخوردهاي بسيار سختي را نه به معناي نظامي بلکه به معناي تحريم هاي بيشتر آغاز خواهد کرد و من فکر مي کنم در رابطه با مسائل هسته يي اوباما بيشتر از نهاد سازمان ملل و اتحاديه اروپا و همين طور از قوانين خود دولت امريکا استفاده خواهد کرد. با توجه به پايين آمدن قيمت نفت، شايد نگاه آنها، نگاهي باشد که بخواهند از طريق فشارهاي اقتصادي، مسائل حقوق بشر و انزواي سياسي در خاورميانه استفاده کنند.

-شعار مذاکره مستقيم بدون پيش شرط و بدون ميانجي، يعني بحثي که اوباما در مورد ايران مطرح کرد سه جزء داشت، آغاز مذاکره بدون پيش شرط و مستقيم بود. اين سه مساله بين ايران و امريکا، با توجه به رويارويي هايي که در 30 سال گذشته داشته اند، اتفاق کمي نيست. به نظر شما چنين چيزي اتفاق مي افتد يا فقط يک شعار تبليغاتي است؟

البته نسبتاً زود است که قضاوت کنيم، اما من احساس مي کنم بسياري از اين موارد شعارهاي تبليغاتي خواهد بود زيرا مذاکره مستقيم با ايران ممکن است مورد علاقه شخص اوباما باشد ولي ممکن است کنگره امريکا و لابي ها اين مساله را نپذيرند. اکنون تصميم گيري در امريکا نسبت به 30-20 سال گذشته بسيار تغيير پيدا کرده است. زماني که نيکسون رئيس جمهور امريکا بود، در حوزه سياست خارجي با استقلال عمل مي کرد و به کنگره امريکا اطلاع مي داد، به اندازه يي که امروز گروه هاي فشار، لابي ها و مراکز تحقيقاتي در فرآيندهاي تصميم گيري و سياستگذاري اثر دارند، در آن زمان اين طور نبود. امروز در واشنگتن 16 هزار نفر وجود دارند و به طور رسمي و قانوني ثبت شده اند که کار لابي در قوه هاي مقننه و مجريه امريکا انجام مي دهند. اکنون رئيس جمهور امريکا تحت تاثير اين فضاها قرار دارد و با توجه به اينکه اکثريت دموکرات در کنگره است و آرايش تيم سياسي، امنيتي و سياست خارجي اوباما بسيار به جامعه يهوديان نزديک است، به نظر من اوباما تحت تاثير آنها قرار خواهد گرفت. البته به نظر من اوباما عمدتاً به مسائل اقتصادي مي پردازد و خود را رئيس جمهوري مي داند که قصد بازسازي اقتصاد را دارد زيرا اگر اين کار را انجام دهد و پاسخ اين اقدامات را در سيکل اقتصادي طي دو يا سه سال آينده به دست آورد، شرايط را براي انتخاب مجدد خود براي چهار سال دوم فراهم مي کند. بنابراين بيشتر خود را يک رئيس جمهور اقتصادي خواهد کرد و سياست خارجي به معناي امنيتي کلمه را برعهده وزارت خارجه و وزارت دفاع مي گذارد. حتي قول داده است بخش هايي از جلسات کابينه خود را به طور آنلاين پخش کند تا شهروندان ببينند. وي قصد دارد مشارکت مردم امريکا را افزايش دهد، حتي به تيم خود پيشنهاد داده که از نظر حقوقي بررسي کنند که چقدر امکان پذير است قبل از اينکه هر لايحه يي را قانون و امضا کند، بتواند فضا را براي چندين ساعت باز کند و مردم از هر جاي امريکا زنگ بزنند و نظر خود را در مورد آن قانون بيان کنند و قصد دارد يک رئيس جمهور ديجيتالي و اينترنتي باشد.

به همين دليل من فکر مي کنم خود شخص اوباما در سياستگذاري ها نسبت به ايران نقش جدي ايفا نکند و فضاها و تيم ها، جريان و لابي ها، آن را هدايت کنند. اين يکي از ضعف هايي است که کشور ما و جمهوري اسلامي دارد زيرا امريکا کشور لابي ها است، هرکس آنجا لابي کند برنده است. ناگهان عده يي در آنجا پيدا مي شوند و براي جلوگيري از صيد نهنگ دريايي لابي مي کنند و موفق مي شوند. قدرت اسرائيل و يهوديان در امريکا به خاطر لابي هايي است که دارند. در امريکا 5/8 ميليون مسلمان و 5/4 ميليون يهودي وجود دارد ولي قدرت گروه يهودي نسبت به گروه مسلمان شايد صد به يک باشد. از نظر نفوذ و تاثيرگذاري بر فعاليت هاي سياستگذاري و تصميم گيري آنچه را که امروز من به عنوان دانشجوي علم سياست مي توانم از شواهدي که موجود است استنتاج کنم، اين است که اوباما يک رئيس جمهور اقتصادي خواهد بود و عمده وقت خود را براي بازسازي اقتصاد امريکا صرف خواهد کرد و اگر در ديپلماسي هم نقشي ايفا کند، در ديپلماسي اقتصادي با قدرت هاي بزرگ دنيا و گروه بيست خواهد بود. بنابراين در مجموع مي توان گفت در يک سال آينده هر دو طرف نيات و تمايلات يکديگر را خواهند آزمود و به نظر مي رسد امريکايي ها هم منتظر نتيجه انتخابات رياست جمهوري در ايران باشند تا اينکه مشاهده کنند در حوزه قوه مجريه احياناً چه تحولي صورت بگيرد يا اينکه تداوم رياست جمهوري فعلي باشد، هرچند به نظر من در حوزه هاي قدرت در نظام بين الملل فعلي اين تلقي وجود دارد که قوه مجريه و قوه مقننه در ايران ظرفيت سياسي و حقوقي براي تغيير در سياست خارجي جمهوري اسلامي را ندارند و به دلايل حقوقي، قانون اساسي، نهاد رهبري مهم ترين نهاد در حوزه سياست خارجي و تنظيم سياست هاي کلان کشور است. بنابراين اين نگاه هم وجود دارد که شايد نتيجه انتخابات رياست جمهوري زياد مهم نباشد، زيرا در ايران نهايتاً نهاد رهبري تعيين کننده است. اما به نظر من به دلايل مختلف سياست خارجي جمهوري اسلامي نسبت به امريکا قابل تغيير نيست. اولين دليل اين است که کلاً سياست خارجي ايران به نظام اقتصادي و فرآيندهاي توليد ثروت در ايران متصل نيست. چين، روسيه، برزيل، ترکيه، کره جنوبي و مالزي در 20 سال اخير سياست خارجي خود را به دلايل اقتصادي تغيير داده اند به اين خاطر که توليد ثروت و رشد و توسعه اقتصادي براي آنها در اولويت بود و سياست خارجي را در استخدام توسعه اقتصادي قرار دادند. در کشور ما دايره سياست خارجي و دايره توسعه اقتصادي با هم فضاي مشترک بسيار محدودي دارند شايد در حد چند نقطه مماس باشد، در حالي که در کشوري مانند چين اکنون دايره اقتصاد و دايره سياست خارجي دو دايره کاملاً متداخل هستند و با هم کار مي کنند. دليل بعدي اين است که در نظام جمهوري اسلامي ماهيت قدرت، عقيدتي است. در ايران ماهيت قدرت، اقتصادي نيست، حتي اگر دولت اردوغان در ترکيه را مطالعه کنيد، مشاهده خواهيد کرد که 90درصد فکر، برنامه ريزي، اولويت ها، سياستگذاري ها گرايش هاي بين المللي دولت اردوغان براي افزايش ثروت ملي ترکيه است. در کشور ما حوزه قدرت بر پايه هاي ارزشي و عقيدتي بنا شده است، بنابراين سياست خارجي در استخدام نظام عقيدتي است. ماهيت قدرت در نظام جمهوري اسلامي، عقيدتي است و فکر و انديشه اسلامي بر هر منظومه منافع ديگري اولويت دارد. انديشه اسلامي به طور طبيعي در تقابل با ساختار سرمايه داري و مادي موجود بين المللي است. اگر قرار باشد جمهوري اسلامي ساختار موجود جهان را بپذيرد، ديگر جمهوري اسلامي نخواهد بود. جمهوري اسلامي را بايد يک سيستم ديد و سياست خارجي اين سيستم تحت تاثير مفاهيمي مانند استقلال، دارالايمان و نفي سبيل است که به راحتي نظام مسلط جهاني را نمي پذيرد.

-اين تضاد تا چه زماني مي تواند ادامه پيدا کند؟

تضاد نيست، ساختار قدرت در ايران است.

-آيا مي تواند تعامل برقرار کند؟

چرا سياست خارجي جمهوري اسلامي نمي تواند تغيير کند؟ دليلش اين است که جمهوري اسلامي يک سيستم است و هر سيستمي پيروان، حاميان و طرفداران فکري خود را جذب مي کند. اگر حاکميت امريکا را مطالعه کنيد، يک نفر طرفدار سوسياليسم پيدا نمي کنيد. اگر نظام اتحاد جماهير شوروي را مطالعه کنيد، يک نفر طرفدار کاپيتاليسم پيدا نمي کنيد. جمهوري اسلامي به طور طبيعي در ساختار قدرت خود نيروهايي را مي تواند جذب کند که داراي افکار، گرايش ها و تمايلات مشابه سيستم هستند چون جامعه ايران پيچيده است و به طور طبيعي مانند هر جامعه انساني ديگر گرايش ها و تمايلات متفاوتي در آن وجود دارد. اگر قرار باشد سياست خارجي جمهوري اسلامي تغيير پيدا کند، بخش هاي ديگري از جامعه ايران فعال مي شوند و بين جامعه و حاکميت نوعي ناهماهنگي به وجود مي آيد. من فکر مي کنم منطق امنيت ملي، ساختار قدرت و نظام اقتصادي، آموزشي و رسانه يي منشعب از نظام عقيدتي است و همگي ايجاب مي کند که کشور ما با نظام سرمايه داري و مسلط غربي در تعارض باقي بماند.

-اين تضاد تا چه اندازه پايدار است؟

هر نوع تغيير به لحاظ سياسي بستگي به صلاحديد مسوولان کشور دارد و به لحاظ اقتصادي، تا زماني که اقتصاد ما دولتي است.

-يعني اگر سياست هاي اصل 44 به آن صورتي که بايد اجرا شود، ممکن است اتفاقاتي بيفتد؟

البته من به عنوان يک دانشجوي علوم سياسي تا آنجا که سياست و اقتصاد ايران را مي فهمم، تحقق اصل 44 را يک آرزوي درازمدت مي دانم.

-نمي خواهيد بگوييد محال است؟

خير، محال نيست. اين يک تصميم شجاعانه ملي است که دولت در ايران مسوول معاش مردم نباشد. مي تواند اتفاق بيفتد، در جاهاي ديگر نمونه هايي وجود دارد، اما پيامدهاي زيادي دارد يعني اگر اصل 44 تحقق پيدا کند، دولت ها بايد در ايران با جامعه، در طراحي سياستگذاري ها شريک شوند، مثلاً يک بخش از آن بخش خصوصي است. اکنون حزب کمونيست چين از 2200 بنگاه اقتصادي چيني که درآمدهاي کلان دارند (يعني بخش خصوصي چين) تقاضا کرده است که در بين خودشان يک نهاد ايجاد کنند و نمايندگاني را به حزب کمونيست براي شرکت در جلسات بفرستند. نهايتاً 25 نفر را انتخاب کردند به طور مرتب و ماهانه با حزب کمونيست چين براي هماهنگي سياستگذاري هاي اقتصادي، اجتماعي و سياست خارجي و مشتقات آنها جلسه دارند. به طور مثال سياستگذاري در رابطه با نيروي کار و دستمزدها نشان مي دهد وقتي حکومت چين تصميم مي گيرد معاش مردم توسط خودشان مديريت شود. مي داند براي مديريت کشور و سياست خارجي کشور بايد با آنها سهيم شود، اين اتفاقي است که به طور ملايم در روسيه هم افتاد ولي به گستردگي چين نبوده است. در روسيه هنوز يک اليگارشي وجود دارد که سياست و اقتصاد را مديريت مي کند. اين اتفاق بزرگ در مکزيک، برزيل، آرژانتين و شيلي افتاده است. امروزه مکزيک کشوري است که در آن بين بخش خصوصي و قوه مقننه و قوه مجريه آن مشارکت خارق العاده يي وجود دارد يعني کشور مکزيک در 10 سال گذشته در خود تحولاتي را ايجاد کرده است که در دو قرن اخير تلاش مي کرد و نتوانست آنها را انجام دهد. اکنون نرخ رشد اقتصادي برزيل 8/6 درصد است که يکي از کشورهاي مهم اقتصادي جهان است و مشارکت بين دولت، بخش خصوصي، سنديکاهاي کارگري، جامعه مدني و قوه مقننه را ايجاد کرده است و اين مدلي است که شايد در واقع بتوان گفت در کشورهاي مهم صنعتي از قرن 19 آغاز شد. آيا به لحاظ فکري، فلسفي، ملي، فقهي و عقيدتي به اين نتيجه رسيده ايم که مي خواهيم چنين تصميم گيري هايي را انجام دهيم يا خير؟ به فضاهاي سياسي و اجتماعي و تصميم گيري هاي مسوولان نظام ما بستگي دارد. من در کوتاه الي ميان مدت چنين احتمالي را نمي دهم زيرا يکي از ويژگي هاي جامعه ايراني اين است که جامعه ايراني تشکل نيافته است و به طور کلي ما ايراني ها در تشکل مشکلات بسيار بنيادي داريم. ما جامعه يي اتميزه و فرد فرد هستيم و گاه حتي از نفي يکديگر لذت رواني مي بريم. جامعه يي که در آن تشکل نباشد، نمي تواند کارهاي بزرگ انجام دهد. چرا ژاپن توانسته ژاپن شود؟ در اين رابطه فرانسيس فوکوياما مي گويد ريشه آن در سرمايه و سرمايه داري نيست، بلکه ريشه آن در يک عبارت خلاصه مي شود و آن تشکل و اعتماد است که ژاپن را ژاپن کرده است.

-ما متاسفانه اصلاً تشکل نداريم؟

در آن بسيار ضعيف هستيم ولي مقدمات آن فراهم شده است. به نظر من بعد از انقلاب انديشه تشکل در ايران شکل گرفته است، يعني نسبت به 100 سال گذشته ما بسيار جلو آمده ايم اما از استانداردهاي بين المللي هنوز خيلي عقب هستيم يعني اگر بخواهيم ايران شناسي کنيم نمي توانيم اين کار را به طور مستقل در تاريخ مان انجام دهيم. ما ايراني ها در هنر، ادبيات، معماري و عرفان، تاريخ بسيار برجسته يي داريم. ما آثار ادبي داريم که هيچ ملت ديگري نتوانسته آن را توليد کند و همچنين ما در آثار ادبي در دنيا اول هستيم. در هنر و معماري بسيار پيشرفته هستيم، اما در يک حوزه نمي توانيم ادعاي زيادي کنيم. ما ايراني ها در سياست و حکومت، تاريخ درخشاني نداريم يعني تاريخ ما، تاريخ حذف و خشونت است. شاه عباس سه تن از پسرهاي خود را کور کرد تا با عثماني ها عليه او ائتلاف نکنند. اگر دوره پهلوي را مطالعه کنيد، حذف افراد از صحنه سياسي بسيار رايج و متداول بوده است و کار جمعي در سياست از همه چيز سخت تر است زيرا در آنجا منافع مطرح است. در حالي که در کار اقتصادي، افراد چون سهم مي برند حاضر هستند با هم کنار آيند اما سخت ترين مشارکت، مشارکت سياسي است. ما اينها را تجربه نکرده ايم و کلاً ما ايراني ها کار جمعي را تجربه نکرده ايم زيرا استبداد تاريخي ما استبداد فردي است. استبداد چيني، استبداد هرمي است به همين دليل موفق هستند و حزب کمونيست دوام آورده، کارکرده، رفرم شده و تکامل پيدا کرده است و با بخش خصوصي کار مي کند. در چين مي پرسيد اين مملکت در دست کيست؟ گفته مي شود دست حزب کمونيست است. مي پرسيد حزب کمونيست چه کار مي کند؟ مي گويند حزب کمونيست به دنبال بسط سرمايه داري است. اين تناقض است اما به خاطر اينکه چيزي به نام چين وجود دارد، که بر هر مساله ديگري اولويت دارد موفق شدند. ژاپن و کره جنوبي هم همين طور هستند. کشورهاي ديگر منطقه آسيا هم از آنها تبعيت کردند. فيليپين، تايلند، مالزي و سنگاپور همگي تحت تاثير مدل چيني و ژاپني هستند. استبداد ايراني، استبداد فردي بوده است. يک فرد به نام ناصرالدين شاه وجود داشته و بقيه همه رعيت بودند، حتي وزرا هم رعيت بودند. فيلم کمال الملک را اگر مشاهده کنيم نحوه برخورد ناصرالدين شاه با اتابک الگوهاي رفتار سياسي در ايران بوده است. اکنون در جامعه ما گفت وگو، گفتمان، فضاهاي فکري و رسانه ها هستند و انتخابات داريم، هرچند انتخابات بايد دوره هاي تکاملي خود را طي کند. در کشور ما صحبت از حقوق و آراي مردم و مشارکت مردمي مي شود.

ادامه در صفحه 11
عناوين اين صفحه
انتقاد شديد بهزاد نبوي از اجراي طرح تحول اقتصادي
تلاش تازه لندن و پاريس عليه ايران
اوباما منتظر انتخابات ايران مي ماند
سياست يکسان احزاب امريکا در قبال ايران
متکي؛ نمي توانيم خوشبين باشيم
ديدار قشقاوي با رئيس تلويزيون عراق
تعامل اوباما با ايران، خواسته غربي ها
حضور صفري در بروکسل براي ديدار با سولانا
سخنرانان مراسم بزرگداشت بازرگان
انتقاد از تعصب به احمدي نژاد
اصولگرايان سهم خواهي نکنند
راهکار بهروزي براي اصولگرايان
انتقاد اشراقي از رسانه هاي جهت دار
فضاي امنيتي بر دانشگاه حاکم نکنيد
سخنراني آقاجري در منزل نوري
نامه هفت تشکل سياسي و دانشجويي به بان کي مون

سياست يکسان احزاب امريکا در قبال ايران
ويليام بيمن مشاور وزارت خارجه در زمان کارتر و متخصص خاورميانه در دانشگاه مينه سوتاي امريکا تاکيد دارد سياست خارجه اوباما در خصوص خاورميانه و به خصوص ايران تفاوت چنداني با سياست هاي بوش نخواهد داشت، با اين تفاوت که اوباما در ابتدا گزينه گفت وگو را انتخاب مي کند. وي درخصوص همزماني مراسم تحليف رونالد ريگان و آزادي گروگان هاي امريکايي از ايران در سال 1980 با بيان اينکه دولت ايران نمي خواست کارتر پيروز شود، گفت؛ بنابراين من معتقدم تاخير از طرف ايران در اين خصوص کاملاً تعمدي بود. در آن زمان شخصيت پردازي که نسبت به کارتر در ايران صورت گرفته بود، خيلي تلخ بود و او را به هر سمبل خبيثي از جمله ضحاک و يزيد مرتبط مي کردند. بيمن در گفت وگو با يک رسانه خارجي افزود؛ شواهدي وجود دارد که رابطه ايران و امريکا در زمان ريگان نسبت به اکنون از وضعيت بهتري برخوردار بود. اگر نوعي از ارتباط بين دو حکومت وجود نداشت، ماجراي ايران - کنترا نمي توانست اتفاق بيفتد. وي اظهار داشت؛ به طور کلي، هم دموکرات ها و هم جمهوريخواهان کمابيش سياست يکساني را در قبال ايران بعد از انقلاب دنبال کرده اند.مشاور وزارت خارجه زمان کارتر با تاکيد بر اينکه همه چيز با عادي سازي روابط آغاز مي شود، گفت؛ در حال حاضر ايالات متحده و ايران هيچ نوع ارتباطي ندارند. تا وقتي که رابطه يي نباشد، موفقيتي هم حاصل نخواهد شد.


متکي؛ نمي توانيم خوشبين باشيم
منوچهر متکي وزير امور خارجه تولد خاورميانه جديدي را در پي پيروزي حماس نويد داد که طراحي آن به دست امريکايي ها انجام نشده است، بلکه خاورميانه يي جوان، پيرو حق و حقيقت و داراي ويژگي مقاومت منجر به غلبه است و همچنين رهبراني در آن انتخاب خواهند شد که بر مردم تکيه دارند. متکي در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبکه 2 در ادامه ملاک بررسي و ارزيابي رئيس جمهور جديد امريکا را عملکرد وي دانست. متکي با اشاره به سکوت اوباما درباره وقايع غزه گفت؛ سکوت وي مي تواند گوياي خيلي چيزها باشد، شايد تازه ترين تحليل ها اين باشد که اصل ماجرا صحنه سازي بود که آخرين ابعاد کريه چهره دولت بوش به نمايش گذاشته شود و بعد با آمدن اوباما گفته شود بوش به وضع امريکا در هشت سال گذشته لطمه زده از اين رو دولت جديد آمده است آنها را تصحيح کند. به گزارش ايسنا وزير امور خارجه دو راه را پيش روي اوباما دانست و گفت؛ يا بايد سياست هاي بوش را در عمل ادامه دهد با ادبياتي متفاوت، که در خاورميانه پاسخي مشابه بوش خواهد داشت ولي خيلي سريع تر. راه ديگر هم توجه به منافع ملي مردم امريکا و صداقت با آنهاست، اگرچه باور چنين انتخابي سخت است. متکي با توصيه به اوباما براي شناختن مردم درباره آينده روابط ايران و امريکا گفت؛ امريکايي ها در 30 سال گذشته جفاي بزرگي را به ملت ايران کردند و آنچه ما در اين مدت از آنها مي شناسيم، مساله و مشکل سازي بوده است. وي افزود؛ واقعيت ها مي گويند ما نبايد خوشبين باشيم، البته اميدواريم بتوانند زوايايي از خوشبيني را به وجود بياورند.


ديدار قشقاوي با رئيس تلويزيون عراق
حسن قشقاوي که در راس يک هيات رسانه يي در عراق به سر مي برد، با حسن علي عزيز الموسوي رئيس تلويزيون ملي عراق ديدار و پيرامون همکاري هاي رسانه يي گفت وگو و تبادل نظر کرد. به گزارش ايسنا حسن قشقاوي در اين ملاقات توانمندي هاي ايران در حوزه هاي مختلف راديو و تلويزيوني از جمله فناوري، تخصصي، امکانات ماهواره يي، مبادله و آموزش خبرنگاران، مبادله اخبار، فيلم هاي سينمايي، سريال هاي تلويزيوني و توليد فيلم به صورت مشترک را برشمرد و آمادگي ايران را براي ارائه اين تجربيات در زمينه هاي ذکرشده به عراق اعلام کرد. سخنگو و دستيار ويژه وزير امور خارجه روز دوشنبه با اشاره به تاريخ، تمدن، همسايگي و دين مشترک دو کشور ايران و عراق تصريح کرد؛ جوسازي ها و تبليغات مسموم رسانه هاي صهيونيستي و مغرض ايجاب مي کند که ما با توسعه و تقويت همکاري هاي رسانه يي به ارائه چهره واقعي دو کشور و خنثي کردن تبليغات سوء اهتمام ورزيم.


تعامل اوباما با ايران، خواسته غربي ها
نتايج يک نظرسنجي جديد نشان داد اکثر مردم اروپا و امريکا خواستار تعامل و ديدار رئيس جمهوري جديد امريکا با مقام هاي ايران هستند. به گزارش مهر در حالي که «باراک اوباما» آماده مي شود تا کار خود را در کاخ سفيد شروع کند، نتايج نظرسنجي مرکز هريس که براي روزنامه فايننشال تايمز انجام شد، نشان داد اکثر مردم انگليس، فرانسه، ايتاليا، آلمان و اسپانيا خواستار آن هستند که شاهد نزديکي «باراک اوباما» رئيس جمهوري جديد امريکا با ايران باشند. دست کم دوسوم از پرسش شوندگان در همه اين پنج کشور اروپايي و همچنين امريکا موافق بودند اوباما بايد با شخصيت هاي ارشد دولت ايران شخصاً ديدار کند. اين نظرسنجي روي شش هزار و 299 نفر از مردم بين روزهاي 8 تا 15 ژانويه (19 تا 26 دي ماه) انجام شد.


حضور صفري در بروکسل براي ديدار با سولانا
مهدي صفري معاون وزير خارجه ايران گفت دولت ايران انتظار دارد اگر باراک اوباما به دنبال احياي روابط دو کشور است، به وعده هاي انتخاباتي اش عمل کند. به گزارش ايسنا صفري که براي ديدار با مقامات اتحاديه اروپا و خاوير سولانا و گفت وگو در خصوص مسائل مربوط به انرژي به بروکسل سفر کرده است، افزود؛ ايران انتظار دارد باراک اوباما رئيس جمهور جديد امريکا در خصوص هرگونه مصالحه يي به دنبال «عدالت و انصاف» اقدام کند. براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس صفري هشدار داد ايران هيچ گونه پيش شرطي را براي انجام هرگونه مذاکره نخواهد پذيرفت به ويژه اگر موضوع به برنامه هسته يي ايران مربوط باشد. معاون وزير امور خارجه ايران با اشاره به برنامه هسته يي ايران گفت؛ اين برنامه حق مشروع ماست که در حال اجراي آن هستيم.


سخنرانان مراسم بزرگداشت بازرگان
مراسم بزرگداشت چهاردهمين سالگرد درگذشت مهندس بازرگان فردا بعدازظهر در حسينيه ارشاد برگزار مي شود.در اين مراسم قرار است ابوالفضل بازرگان، خالد توکلي و وحيد ميرزاده سخنراني کنند.اين مراسم از ساعت 30/2 بعدازظهر برگزار مي شود.


انتقاد از تعصب به احمدي نژاد
علي مطهري در واکنش به سخنان اخير خاتمي مبني بر اينکه «يا من کانديدا مي شوم يا ميرحسين موسوي» اظهار داشت؛ من در مورد کانديداتوري اين دو نفر هيچ اظهار نظري نمي کنم و نمي دانم نهايتاً کدام يک از اين آقايان کانديدا خواهند شد. نماينده تهران در پاسخ به اينکه نظر شما نسبت به احتمال کانديداتوري آقاي موسوي پس از 20 سال دوري ايشان از عرصه سياست چيست، گفت؛ از آنجا که هنوز کانديداتوري آقاي موسوي قطعي نشده است، اظهار نظر در اين زمينه را کار درستي نمي دانم.وي که پيش از اين در يادداشتي به موضوع «طرح عبور از احمدي نژاد» پرداخته بود، در تشريح اين ديدگاه خود اظهار داشت؛ عبور يا عدم عبور از احمدي نژاد به منزله آن است که نبايد چشم بسته عمل کنيم و بگوييم که اصولگرايان فقط بايد از کانديداتوري او حمايت کنند. به نظر من نبايد نسبت به کانديداتوري ايشان تعصب داشته باشيم بلکه بايد عملکرد او را ارزيابي کنيم و ببينيم کسي قوي تر و اصلح تر از او وجود دارد يا نه. اگر چنين کسي بود بايد از او حمايت کنيم. نماينده تهران با بيان اينکه بحث من عبور حتمي از احمدي نژاد نبود، ادامه داد؛ منظورم اين بود که نبايد باب بررسي و مذاکره را ببنديم و مدام از جايگاه رهبر انقلاب هزينه کنيم؛ چرا که در حال حاضر برخي با توجه به حمايت ايشان از دولت، خود را موظف به بررسي شرايط و کانديداها نمي دانند، اين درحالي است که چنين فکري از اساس غلط است.


اصولگرايان سهم خواهي نکنند
سخنگوي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي گفت؛ «درباره انتخابات نبايد به گونه يي صحبت کرد که شائبه سهم خواهي را به دنبال داشته باشد.» «محمد دهقان» در واکنش به اظهارات برخي نيروهاي اصولگرا مبني بر احتمال عبور از احمدي نژاد تاکيد کرد؛ گروه هاي سياسي حق و اين اختيار را دارند که کانديدا داشته باشند و از نظر سياسي براي گروه هاي سياسي اين الزام وجود دارد که در زمان انتخابات موضع گيري کنند، کانديداي اختصاصي داشته باشند يا از فردي حمايت کنند. البته اين گروه ها بايد همزمان با حمايت از کانديدايي، برنامه خود را براي اداره کشور اعلام کنند.نماينده چناران و طرقبه با بيان اينکه نبايد نام ارائه برنامه را سهم خواهي گذاشت، افزود؛ جريان اصلاحات دو کانديداي قطعي يعني آقاي کروبي و آقاي خاتمي را دارد اما در اصولگرايان به نظر نمي رسد فرد ديگري غير از احمدي نژاد قصد کانديداتوري داشته باشد.دهقان همچنين از برگزاري نشست سياسي اصولگرايان تحول خواه تهران در روز پنجشنبه خبر داد.


راهکار بهروزي براي اصولگرايان
دبيرکل جامعه زينب(س) معتقد است؛ وضعيت مطلوب در فضاي انتخابات اين است که هر جناحي به غير از کانديداي اصلي، يک کانديداي دومي هم داشته باشد.«مريم بهروزي» با بيان اينکه «وجود يک کانديداي دوم در کنار کانديداي اصلي براي هر جناح سياسي امر عاقلانه يي است»، اظهار کرد؛ با وجود اتخاذ چنين روندي از سوي جناح ها اگر طبق نظرسنجي ها مشخص شد که تمايل به سمت کانديداي اصلي بيشتر است، بر اساس نظرسنجي ها، هماهنگي ها و بحث و بررسي ها کانديداي دوم بايد به نفع کانديداي اصلي کنار بکشد.وي با بيان اينکه «در اين بين ممکن است ائتلاف هاي جدي و فراگير نيز صورت بگيرد»، گفت؛ با وجود اينکه بحث حضور آقاي ميرحسين موسوي در انتخابات رياست جمهوري آينده مطرح است، احتمال شکل گيري يک ائتلاف در جناح اصولگرا بر سر ايشان وجود دارد، چرا که آقاي ميرحسين موسوي خود يک شخصيت حزبي و در اصل اصولگراست؛ اگرچه در حال حاضر در ارتباط و هماهنگي بيشتر با اصلاح طلبان است.وي گفت؛ در راستاي شکل گيري ائتلافي خاص نمي توان پيش بيني داشت، بايد کمي جلوتر برويم تا بتوان در اين مورد، موضع گيري مشخص را اتخاذ کرد.


انتقاد اشراقي از رسانه هاي جهت دار
نوه بنيانگذار امام(ره) با بيان اينکه خاتمي نياز به واسطه يي براي اعلام نظر خود ندارد، خبر برخي رسانه ها را درخصوص قطعي شدن کانديداتوري محمد خاتمي تکذيب کرد و گفت؛ برخي رسانه ها با انتشار اخبار دروغ و جهت دار قصد فرافکني دارند. زهرا اشراقي در گفت وگو با ايلنا با انتقاد از فضاي حاکم بر رسانه ها گفت؛ چرا بايد يک رسانه رسمي با انتشار اخبار دروغ اعتبار خود را نزد افکار عمومي از دست بدهد؟وي افزود؛ متاسفانه فضاي اخلاقي بر رسانه هاي ما حاکم نيست و با انتشار اخبار کذب و جهت دار و بدون هيچ گونه منبع و ماخذي اعتبار رسانه يي خود را از دست مي دهند.اشراقي در ادامه تصريح کرد؛ خاتمي هنوز به جمع بندي مناسبي درخصوص انتخابات آينده نرسيده است و اينکه گفته مي شود کانديداتوري خاتمي قطعي شده است، صحت ندارد.وي تاکيد کرد؛ هر زمان خاتمي به تصميم قطعي درخصوص انتخابات آينده برسد، خود وي يا دفترش اين تصميم را اعلام خواهد کرد و نيازي به واسطه براي اطلاع رساني در اين خصوص ندارد.


فضاي امنيتي بر دانشگاه حاکم نکنيد
وزير علوم دولت اصلاحات نسبت به نگاه امنيتي حاکم بر دانشگاه ها انتقاد کرد.به گزارش ايلنا جعفر توفيقي اظهار داشت؛ يکي از نگراني هاي فعلي ما اين است که خيلي صدايي از دانشگاه ها بلند نمي شود. همان طوري که پيش بيني مي شد دانشجويان و تشکل ها به حاشيه رفتند و شاهد فضاي پرشوري در دانشگاه نيستيم.وي تصريح کرد؛ بايد دانشگاه و دانشجو را خوب شناخت و اگر اين شناخت درست حاصل نشود، نمي توانيم درست آن را مديريت کنيم. مديريت هاي ما نمي تواند دانشگاه را در جهت انجام وظايف خود هدايت کند.وي با بيان اينکه يکي از ويژگي هاي اساسي دانشگاه اين است که بايد در آن آزادي انديشه، فکر و بحث وجود داشته باشد، تصريح کرد؛ القاي هرگونه نگراني، اضطراب و نگاه امنيتي به دانشگاه آن را از کارکرد خود مي اندازد.


سخنراني آقاجري در منزل نوري
سيدهاشم آقاجري در منزل عبدالله نوري سخنراني مي کند. به گزارش ايلنا به دنبال نشست هاي ماهانه روشنفکران، دانشگاهيان، فعالان سياسي و اصلاح طلبان که با سخنراني، گفت وگو و پرسش و پاسخ در حوزه هاي نظري و انديشه ديني پنجشنبه اول هر ماه در منزل عبدالله نوري برگزار مي شود، جلسه اين ماه پنجشنبه سوم بهمن ماه با سخنراني «سيدهاشم آقاجري» و با موضوع «عاشورا؛ اخلاق سلطه و اخلاق رهايي» برگزار مي شود. اين مراسم ساعت 30/19 با قرائت دعاي پرفيض کميل توسط عبدالله نوري آغاز مي شود.


احکام کميته انضباطي براي سه دانشجو

طي احکام جداگانه يي براي امين نظري، دبير حقوق بشر دفتر تحکيم وحدت، سياوش حاتم دبير کل انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا و محمد صيادي دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان اين دانشگاه در مجموع به 78ماه زندان، 3 ترم تعليق با احتساب در سنوات تحصيلي و 250 هزار تومان جريمه نقدي محکوم شدند.«سياوش حاتم» در گفت وگو با خبرنامه بوعلي سينا در اين ارتباط گفت؛ احکام يک ترم تعليق با احتساب در سنوات تحصيلي براي من، امين نظري و محمد صيادي به اتهام برگزاري مراسم بدون کسب مجوز از مسوولان دانشگاه صادر شده است. وي همچنين افزود؛ براساس حکمي که در دادگاه براي محمد صيادي صادر شده است، وي به 78 ماه حبس قطعي و دو ميليون و پانصد هزار ريال جريمه نقدي محکوم شده است که علاوه بر يک ترم تعليق با احتساب در سنوات تحصيلي است که کميته انضباطي براي وي صادر کرده است. قابل ذکر است احکام فوق در مورد برگزاري مراسم روز دانشجو توسط انجمن اسلامي دانشجويان همدان است که در آن امين نظري به عنوان سخنران حضور داشت.


نامه هفت تشکل سياسي و دانشجويي به بان کي مون
هفت تشکل سياسي و دانشجويي با تجمع در دفتر سازمان ملل متحد در تهران خواستار ارسال پرونده رهبران نظامي - سياسي اسرائيل به دادگاه بين المللي کيفري و فراهم شدن زمينه صلح پايدار در فلسطين شدند. نمايندگان اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان سراسر کشور (دفتر تحکيم وحدت)، جاما، جامعه زنان انقلاب اسلامي ايران، جنبش مسلمانان مبارز، حزب ملت ايران، شوراي فعالان ملي - مذهبي و نهضت آزادي ايران ضمن تجمع در دفتر سازمان ملل نامه يي نيز به بان کي مون دبيرکل سازمان ملل متحد نوشتند. آنها در اين نامه يادآور شدند؛ «ما امضاکنندگان اين نامه، نمايندگان احزاب، گروه ها و نهادهاي سياسي غيردولتي، که در دفتر سازمان ملل متحد در تهران جمع شده ايم ضمن ابراز مراتب اعتراض خود به آنچه در غزه مي گذرد از جنابعالي درخواست داريم؛ 1- اجازه ندهيد در دوران مديريت جنابعالي اين جنايات اتفاق بيفتد و ادامه پيدا کند. 2- از امکانات خود استفاده کنيد و به هر ترتيب ممکن براي فراهم شدن زمينه صلح پايدار در فلسطين، اسرائيل را به عقب نشيني کامل از مناطق اشغالي نوار غزه و پايان دادن به محاصره غزه وادار سازيد. 3- پرونده رهبران نظامي و سياسي اسرائيل را که با نقض کنوانسيون هاي بين المللي و حقوقي مرتکب اين جنايات جنگي و ضدبشري شده اند را به دادگاه بين المللي کيفري ارسال داريد.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام