چهارشنبه، 2 بهمن 1387 - شماره 1872
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه نخست
اوباما به کاخ سفيد رفت
سوگند زير سايه بحران

گروه بين الملل، آرمين منتظري؛ سرماي شديد واشنگتن دي سي موجب نشد هزاران هزار امريکايي براي شرکت در مراسم اداي سوگند باراک اوباما رئيس جمهور جديد ايالات متحده امريکا در محل کاخ سفيد و ساختمان رياست جمهوري امريکا جمع نشوند. مردم حتي پيش از طلوع آفتاب از تمام جهات به سمت محل اجراي مراسم حرکت کردند و چيزي نگذشت که خيابان national mall که از يک سو به عمارت کنگره امريکا منتهي مي شود و محل برگزاري مراسم نيز هست، پر از جمعيت شد. اوباما و همسرش ميشل ساعاتي پيش از مراسم اداي سوگند ساعت 10 صبح به وقت واشنگتن، به ديدار جرج بوش و همسرش لورا رفتند و جرج بوش آخرين قهوه خود را به عنوان رئيس جمهور امريکا با باراک اوباما و همسرش نوشيد. اوباما و همسرش پيش از حضور در مراسم اداي سوگند و البته پس از ديدار کوتاه با جرج بوش و همسرش به کليساي سنت جان که تنها چند صد متري با محل اجراي مراسم فاصله دارد، رفتند و دعا کردند. اوباما يک کت مشکي و کراوات قرمز به تن کرده بود و همسرش ميشل نيز لباسي طلايي رنگ به تن داشت. خبرها حاکي از آن است که حدود 50 هزار نيروي امنيتي وظيفه حفظ امنيت مراسم اداي سوگند با باراک اوباما را برعهده گرفتند و تنها چهار هزار نيروي ويژه وظيفه حفاظت از جان باراک اوباما را برعهده داشتند. سرانجام از ساعت 50/19 به وقت تهران مقامات و ميهمانان دعوت شده به مراسم سوگند به ترتيب از ساختمان کنگره بيرون آمده و روي جايگاه هاي خود روي پله هاي عمارت کنگره نشستند. ال گور و همسرش، جيمي کارتر رئيس جمهور سابق امريکا و همسرش، جرج بوش پدر و همسرش، و بيل کلينتون و همسرش هيلاري کلينتون از ساختمان کنگره بيرون آمده و روي جايگاه هاي خود نشستند. پس از آن جرج بوش و همسرش و ديک چني معاون بوش در حالي که روي ويلچر نشسته بود، از ساختمان کنگره بيرون آمدند. پس از دقايقي باراک اوباما رئيس جمهور امريکا از ساختمان کنگره بيرون آمده و در جايگاه مخصوص خود نشست. سپس يکي از سناتور هاي دموکرات سخنراني کوتاه ايراد کرد و سپس دعاي مخصوص اداي سوگند باراک اوباما خوانده شد. پس از آن يک گروه موسيقي قطعه يي ساخته جان ويليامز موسيقيدان امريکايي را نواخت و سپس باراک اوباما به عنوان رئيس جمهور ايالات متحده امريکا سوگند ياد کرد.

اوباما پس از اداي سوگند به سوي جايگاه رفت و براي حضار سخنراني کرد. اوباما ابتدا از جرج بوش به خاطر خدماتي که در طول هشت سال رياست جمهوري اش ارائه کرد تشکر کرده و خطاب به مردم گفت؛ «امروز ما اينجا جمع شده ايم چراکه اميد را به جاي ترس انتخاب کرده ايم.» وي سپس به بحران هايي که امريکا با آنها مواجه است اشاره کرده و گفت؛ «امروز ما با چالش بحران اقتصادي و جنگ افغانستان و عراق مواجهيم و من به شما مي گويم اين بحران ها واقعي و جدي هستند و البته به شما مي گويم که به اين بحران ها پاسخ داده خواهد شد. وي سپس از مردم امريکا خواست با مسووليت پذيري دولت را براي عبور از اين بحران ها کمک کنند.» مراسم اداي سوگند باراک اوباما رئيس جمهور آينده ايالات متحده امريکا، روز گذشته در حالي برگزار شد که از ساعات اوليه روز سه شنبه خيل عظيم امريکايي هايي که قصد داشتند در اين مراسم شرکت کنند، مسير کاخ سفيد را در پيش گرفتند. گزارش هاي مستقيم شبکه سي ان ان از محل کاخ سفيد حاکي از حضور نيم ميليون نفري مردم در ساعات اوليه روز سه شنبه يعني حوالي دو تا سه بامداد بود. بسياري از هواداران باراک اوباماي جوان نيز که البته اکثرشان رنگين پوست بودند، از ايالت هاي دور و نزديک امريکا بار سفر بسته و به واشنگتن دي سي سفر کردند تا در اين مراسم تاريخي شرکت کنند. دست اندرکاران برگزاري اين مراسم اعلام کرده اند که انتظار دارند يک تا دو ميليون نفر در ا ين مراسم حضور يابند. تا ساعت چهار صبح روز سه شنبه تمامي پارکينگ هاي منتهي به کاخ سفيد از اتومبيل هاي مردمي که به سمت کاخ سفيد حرکت کرده بودند، پر شد. خيابان هاي منتهي به کاخ سفيد نيز به زودي مملو از جمعيت شد و جمعيت پست هاي بازرسي را که نيروهاي امنيتي اف بي اي در مکان هاي مختلف مستقر کرده بودند، فرا گرفت. يکي از کساني که به مراسم اداي سوگند آمده بود، مي گفت ساعت سه صبح از خواب برخاسته است و به سمت کاخ سفيد حرکت کرده است اما تا زماني که پليس او را بازرسي کند و اجازه ورود به محوطه مراسم را بدهد چهار ساعت و نيم زمان گذشته است و او توانسته ساعت هفت و نيم صبح وارد محوطه شود.

در حالي که بسياري از مردم از سراسر امريکا براي استقبال از اوباما به عنوان رئيس جمهور جديد ايالات متحده به کاخ سفيد رفته اند، جرج بوش رئيس جمهور سابق امريکا روز گذشته با گذاشتن يادداشتي در اتاق دفتر رياست جمهوري امريکا براي باراک اوباماي جوان آرزوي موفقيت کرده و محل کار خود را ترک کرد. کاخ سفيد البته از ارائه اطلاعات بيشتر درخصوص جزئيات يادداشتي که بوش براي اوباما نوشت، خودداري کرد. کاخ سفيد تنها اعلام کرد که بوش اين يادداشت را روز دوشنبه يعني يک روز پيش از اداي سوگند اوباما نوشته است و آن را روي کشوي کنار ميز اوباما گذاشته است.

رونالد ريگان رئيس جمهور سابق امريکا نيز در آخرين ساعات اقامت خود در کاخ سفيد يادداشت يادبودي براي جانشين خود در دفتر رياست جمهوري به جا گذاشت. ريگان در اين يادداشت نوشته بود؛ «اجازه نده شکست ها تو را از پا در بياورند.» روساي جمهور قبلي امريکا از جرج بوش پدر گرفته تا بيل کلينتون هر کدام يادداشتي براي جانشينان خود به جاي گذاشتند. بوش همچنين روز گذشته در ساعات پاياني حضور خود در کاخ سفيد طي تماس هاي تلفني با رهبران کشورهاي جهان از آنها خداحافظي کرد. جرج بوش رئيس جمهور سابق امريکا در چندين تماس تلفني با رهبران کنوني و سابق جهان از آنها به خاطر همکاري با وي طي هشت سال گذشته و از ميهمان نوازي شان هنگام سفرهايش به کشورهاي آنها تشکر کرد.گوردون جاندروئه سخنگوي امنيت ملي امريکا گفت بوش با سران کشورهاي برزيل، انگليس، دانمارک، فرانسه، گرجستان، آلمان، اسرائيل، ايتاليا، ژاپن، روسيه، کره جنوبي و همچنين ويسنته فاکس رئيس جمهور سابق مکزيک تلفني صحبت کرد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، جاندروئه افزود؛ بوش به خاطر ميهمان نوازي خوب تمام اين رهبران تشکر کرد و به آنها گفت تا چه حد از همکاري با آنها در طول هشت سال گذشته لذت برده است. بوش همچنين در آ خرين ساعات حضور خود در کاخ سفيد از اختيار عفو رياست جمهوري استفاده کرده و محکوميت هاي دو نگهبان مرزي سابق امريکا را که به خاطر شليک به يک قاچاقچي مواد مخدر مکزيکي به بيش از 10 سال حبس محکوم شده بودند، تخفيف داد. در حالي که جرج بوش کاخ سفيد را ترک مي کند و باراک اوباماي جوان به جاي او در کاخ سفيد اقامت مي کند، نتايج نظر سنجي هايي که از سوي رسانه ها و موسسات گوناگون انجام شده، نشان مي دهد اکثر شرکت کنندگان در اين نظرسنجي ها نسبت به توانايي هاي باراک اوباما براي سر و سامان دادن به وضعيت داخلي و خارجي امريکا خوشبين هستند. باراک اوباما در حالي به عنوان رئيس جمهور وارد کاخ سفيد مي شود که بحران اقتصادي و دو جنگ عراق و افغانستان را به عنوان چالش هاي اصلي دوره چهارساله رياست جمهوري خود پيش رو دارد. نظرسنجي جديدي که از سوي شبکه بي بي سي انجام شده، بيانگر خوشبيني مردم جهان نسبت به رياست جمهوري باراک اوباما است. در اين نظرسنجي 17 هزار نفر در 17 کشور جهان شرکت کردند که در نهايت 67 درصد پاسخ دهندگان انتخاب آقاي اوباما به رياست جمهوري امريکا را در تقويت رابطه اين کشور با ساير کشورهاي جهان مهم ارزيابي کردند. اين نظرسنجي همچنين نشان مي دهد پاسخ دهندگان خواستار قرار گرفتن بحران اقتصاد جهاني در بالاي فهرست اولويت هاي کاري رئيس جمهوري جديد امريکا هستند. ساير اولويت هاي مورد نظر پاسخ دهندگان عبارتند از؛ خروج نظاميان امريکا از عراق، مقابله با تغييرات آب و هوايي و کمک به پايان مناقشه خاورميانه. همچنين 75 درصد پاسخ دهندگان امريکايي گفته اند مقابله با بحران اقتصادي در جهان بايد اولويت نخست آقاي اوباما باشد. موضوع افغانستان براي 46 درصد از پاسخ دهندگان امريکايي مهم بود. 60 درصد از پاسخ دهندگان امريکايي هم بهبود روابط کشورشان با جهان را از اولويت هاي اصلي باراک اوباما دانسته اند. نظرسنجي شبکه بي بي سي در امريکا، بريتانيا، آلمان، ايتاليا، شيلي، چين، مصر، روسيه، اسپانيا، فرانسه، ترکيه، مکزيک، غنا، هند، اندونزي و نيجريه انجام شده است.

در نخستين گفت وگو پس از طرح احتمال کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري مطرح شد
ناگفته هاي ميرحسين موسوي پس از بيست سال سکوت

گروه سياسي، معصومه ستوده؛ 20 سال بعد از اينکه مهندس «ميرحسين موسوي خامنه يي» از سياست خداحافظي کرد با انجام يک مصاحبه درباره عملکرد دوران نخست وزيري اش با صحنه سياست آشتي کرد. سخنان ميرحسين موسوي آخرين نخست وزير انقلاب در روزهايي که احتمال کانديداتوري وي در انتخابات رياست جمهوري قوت گرفته است، اين موضوع را به يقين تبديل کرده است. به ويژه آنکه مهندس موسوي در مصاحبه اش علاوه بر اينکه ناگفته هاي تازه يي را از دوران مسووليتش بازگو کرده است، تلاش کرده به منتقدان خود در حوزه اقتصاد و سياست خارجي نيز پاسخ بدهد چرا که بسياري ميرحسين موسوي را به خاطر اجراي اقتصاد دولتي و عدم تساهل و تسامح در سياست خارجي مورد انتقاد قرار مي دهند اما در اين ميان ميرحسين موسوي به دوراني اشاره مي کند که با درآمد کمتر از پنج ميليارد دلار توانست کشور را در اوج بحران و جنگ مديريت کند، بسياري از شاخص هاي اقتصادي را ارتقا دهد و اين دستاورد را ميرحسين محصول روابط مناسب مجلس و دولت براي مديريت بحران در سال هاي اوليه انقلاب مي داند. ميرحسين موسوي به سال هاي اوليه انقلاب اشاره مي کند و در گفت وگو با «کلمه» تصريح مي کند؛ اگر به ياد داشته باشيد از آخرين کارهايي که مردم پيش از پيروزي انقلاب انجام دادند، شکستن شيشه هاي بانک ها بود. آنها به شدت به وابستگي اقتصاد کشور به غرب معترض بودند. پس از پيروزي نيز به شدت نسبت به عنصر وابستگي اقتصادي بدبين بودند. در اصول قانون اساسي نيز بر مساله عدم وابستگي اقتصادي تاکيد شده است. اين موضوع از جمله مهم ترين مطالبات مردم بود. حافظه جمعي مردم عصر امتياز دادن ها را به ويژه در دوره قاجار از ياد نبرده بود. بنابراين نظامي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي روي کار مي آيد، طبيعي است که نسبت به مطالبات مردم واکنش نشان دهد. به ويژه اگر در نظر داشته باشيم که به وضوح در طول دوران مبارزات انقلاب درباره اين مطالبات شعار داده شده بود بنابراين ناديده گرفتن آنها خود منجر به شکل گرفتن بحران مشروعيت مي شد. با توجه به بي عدالتي ها و ظلم هايي که قبل از انقلاب در رابطه با زمين در سطح کشور وجود داشت، در همان روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي مساله زمين مشکلاتي اساسي براي انقلابيون ايجاد کرد تا آنجا که موضوع جنبه يي امنيتي پيدا کرد. شايد روز دوم يا سوم پس از پيروزي انقلاب اسلامي، چريک هاي به اصطلاح فدايي خلق در ترکمن صحرا شروع به توزيع زمين ها کردند. طبيعي بود که اگر نظام راه حلي براي مواجهه با مطالبات جديد مردم نداشت، حتي شکست انقلاب هم پيش بيني مي شد. در همان روز هاي آغازين انقلاب اسلامي مساله مصادره ها توسط شوراي انقلاب و قوه قضائيه شروع مي شود که تا کنون به درستي تجزيه و تحليل نشده است. البته اگرچه مساله مصادره ها به دولت به قوه مجريه نسبت داده مي شود اما واقعيت اين است که دولت زمان جنگ هيچ دخالتي در آن ندارد. ميرحسين موسوي خامنه يي که متولد 1320 است در دولت شهيد رجايي وزير امور خارجه بود و وقتي آيت الله خامنه يي رئيس جمهور شد و ولايتي به عنوان نخست وزير نتوانست از مجلس راي بگيرد، ميرحسين موسوي با اجماع نظر به عنوان نخست وزير انتخاب شد.نخست وزير دفاع مقدس البته بار ديگر از اقتصاد اسلامي به مانند دوران مديريتش دفاع کرد و اظهار داشت؛ به باور من ما اقتصادي با هويت ويژه خود به نام اقتصاد اسلامي داريم. هر اندازه که از اين واقعيت طفره برويم، اما نمي توانيم آن را نفي کنيم. معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامي همچون انفال، ربا، وقف، زکات، خمس، وصيت و احتکار فوق العاده مهم است اما نبايد ديد افرادي را که درباره اقتصاد اسلامي شروع به نظريه پردازي کرده اند، محدود کنيم. آنها سعي کردند از تمام تجربيات بشري استفاده کنند و با مسائلي که يک دولت مدرن با آن روبه رو مي شود، روبه رو شوند و راه حل هايي براي آن داشته باشند چرا که احساس من بر اين است که نکات برجسته يي در اقتصاد اسلامي وجود دارد که تاکنون روشن بيان نشده است.



در اقتصاد اسلامي اخلاق و رفتار ويژه يي در تبادل و تعامل با مسائل اقتصادي جامعه وجود دارد که جامعه را به سمت عدالت و قسط مي برد، در حالي که مالکيت نيز در اين جامعه محترم شمرده مي شود، انگيزه هاي شخصي در آن وجود دارد، پول در آن وجود دارد، اما هر کدام از اين مفاهيم کارکرد خود را دارند.نخست وزير دوران دفاع مقدس از زماني سخن گفت که در آن ارزش هاي فرهنگي بر ارزش هاي اقتصادي غالب بود و اين اعتقاد مردم بود که اهداف را پيش مي برد. ميرحسين موسوي اظهار داشت؛ برداشت من اين است که وضعيت دوران پاياني عمر رژيم از نظر اقتصادي وضعيت نامطلوبي بوده است اما بحران به اندازه يي نبوده که باعث سقوط رژيم شود. اگر عنصر ايدئولوژي، اعتقاد و رهبري امام خميني و حرکت هاي اسلامي را کنار بگذاريم، ما شبيه اين وضعيت اقتصادي ايران را در کشورهاي ديگري نيز مشاهده مي کنيم به رغم وجود مشکلات مشابه، اما با انقلاب مواجه نشدند. گاهي مشاهده مي کنم در تجزيه و تحليل هايي که از سقوط رژيم سابق نقل مي کنند، عنصر اقتصاد را به اندازه يي برجسته مي کنند که گويا بحران هاي اقتصادي تنها عنصر سرنگون کننده رژيم شاه بود. وي بار ديگر از مديريت بحران خود در دولتش دفاع کرد و گفت؛ مديريت بحران کاهش فروش نفت يکي از مهم ترين مسووليت هاي دولت بود. در آغاز حسن نيتي وجود داشت مبني بر اينکه برخي از کشورها از ما حمايت مي کنند. تصور مي کرديم که مي توانيم از آنها کمک مالي بگيريم. به ياد دارم که مرحوم نوربخش را به الجزاير و ليبي فرستاديم تا بلکه از آنها وامي بگيريم، چون واقعاً دستمان خالي بود. حتي براي کالاهاي اساسي بودجه نداشتيم. زماني که مرحوم نوربخش آماده رفتن بودند به ايشان گفتم اگر آنها به طور مستقيم کمک نکردند، در بانک هاي کشور ما سپرده گذاري کنند. اما ايشان رفت و دست خالي برگشت و کاملاً براي ما مسجل شد که با فضاي بي رحمانه يي از نظر واقعيت هاي اقتصادي روبه رو هستيم.ميرحسين موسوي که پس از پايان دوره نخست وزيري اش از سياست خداحافظي کرد، پس از پايان دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بار ديگر از سوي اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات رياست جمهوري هفتم دعوت به حضور شد اما ميرحسين موسوي به رغم قولي که به جمعي از اصلاح طلبان داده بود از حضور در انتخابات کناره گيري کرد و بدين ترتيب اصلاح طلبان با مشکل کانديدا مواجه شدند و در نهايت سيدمحمد خاتمي را به عنوان کانديدا معرفي کردند که در نهايت ناباوري توانست پيروز انتخابات دوم خرداد 76 باشد. اما در اين ميان ميرحسين موسوي پس از گذشت چندين سال بار ديگر از مديريت خود در دوران جنگ دفاع کرد و گفت؛ ما آموختيم که بهره گرفتن از اين مشارکت و کارکرد شوراهاي عالي در فرآيند تصميم سازي و تصميم گيري اهميت بسيار بالايي دارد. به عنوان يکي از تجارب دهه اول انقلاب، بايد عرض کنم که اگر اين رويکرد ناديده گرفته شود، حتماً دچار خسارت مي شويم. هر کس با هر توانايي ذهني و نبوغي بي نياز از اين سازوکار تصميم سازي نيست. اين طبيعي است که هر فردي در هر جايي مسووليتي مي گيرد، جهت گيري داشته باشد اما اگر جهت گيري وي اثرگذار نباشد، نبايد از اهميت کار کارشناسي غافل شد. به باور من بايد تا آنجا که امکان دارد به اين موضوع اهميت داد. به همين دليل ما بعضاً ايراداتي هم به برخي برنامه هايي که خارج از دولت صورت مي گرفت، داشتيم. به طور مثال يک کميته حمايت از جنگ داشتيم به نام شوراي عالي پشتيباني جنگ که چند سال آخر جنگ براي اينکه بتواند تصميماتي ميانبر بگيرد، تشکيل شد. سران سه قوه نيز عضو آن بودند و حضرت امام (ره) نيز اختياراتي به اين شورا داده بودند. برخي اوقات در اين شورا تصميماتي درباره اختيارات دولت مي گرفتند. من اعتقاد داشتم اگر اين تصميمات از مسير خود دولت بگذرد، معقول تر است. براي مثال در سال 67، فکر مي کنم در آن شورا نزديک به 40 ميليارد تومان که آن زمان بودجه زيادي بود، براي پشتيباني از جنگ تصويب شد. ما مي گفتيم اگر اين پول در خود دولتي که متمايل به پشتيباني از جنگ است، تصويب شود بهتر است چون روي آن کار کارشناسي بيشتري انجام مي شد. البته بنا به ضرورت هاي جنگ اين کار صورت نگرفت. اما برداشت من اين بود که هر اندازه که اين نوع تصميمات در معرض ديد کارشناسي گذاشته شود و از ديدگاه هاي تمام دستگاه ها با گرايش هاي مختلف در بررسي آنها استفاده شود، نتايج بهتري گرفته مي شود. هرچند بودجه جنگ دو تا سه ميليارد دلار هزينه جنگي بود که اگر ثبات بيشتري پيدا مي کرد، عاقلانه تر بود.اما در اين ميان ميرحسين موسوي به مخالفان خود نيز پاسخ داد و در واکنش به انتقاد آنان که وي را به اجراي اقتصاد دولتي و ناديده گرفتن بخش خصوصي متهم کرده بودند، گفت؛ در آن دوران ما بخش ويژه يي تشکيل داديم و در قالب آن مجموعه يي از طرح ها را به عنوان طرح هاي انقلاب برگزيديم و جدا کرديم. آقاي هاشمي طباء هم که قبلاً وزير صنايع بودند، مسووليت اين بخش را عهده دار شدند. اساس کار ما در اين بخش بر اين شد که به هيچ وجه مسائل جنگ نبايد روي اين طرح ها اثر بگذارد و ما در هر شرايطي بايد اين طرح ها را پيش ببريم. طرح فولاد مبارکه يکي از اين طرح ها بود که در دوران جنگ آغاز شد و تا پايان جنگ نيز بيش از 80 تا 90 درصد آن به اتمام رسيد. راه آهن بافق- بندرعباس، پروژه هاي گسترده بهداشت عمومي که آقاي دکتر مرندي اجرا کردند و واقعاً از افتخارات نظام و مورد تاييد جهاني است، بخشي از اين طرح ها بودند. هرچند در دو سه سال پاياني جنگ که کمبود ارز به تعبيري کارد را به استخوان رسانده بود، اغلب صنايع در سراسر کشور به نوعي مشغول تامين نياز هاي صنايع دفاعي بودند. براي نمونه پوسته نوعي از خمپاره در کارخانه ها و کارگاه هاي مختلفي توليد مي شد و به اين ترتيب سازوکار و روابط گسترده يي ميان بخش هاي مختلف توليدي کشور پديد آمده بود که تقريباً اکثر آنها بخش خصوصي بودند.در عين حال ميرحسين موسوي نرخ تورم در سال 62 را که پايين ترين نرخ تورم بوده است حاصل نوع رفتار اقتصادي و سياسي مردم دانست و به ذکر خاطره يي از دوران مديريتش پرداخت و گفت؛ من روي تصميماتي که براي ارز گرفته مي شد، حساس بودم. بعد از اينکه ارز تقسيم بندي شد، بيش از نود و چند درصد ارز يک قيمت داشت، اين در حالي است که بعداً گفته شد نرخ ارز دولت در زمان جنگ 14 ، 15 نرخي بوده است اما کسي به اين حقيقت توجه نکرد که شايد حدود 95 ، 96 درصد ارز تک نرخي بود و تنها دو سه درصد آن به دليل برخي سياستگذاري ها با قيمت هاي متفاوتي توزيع مي شد، مثلاً ارز مورد نياز بخش درمان يا ارز صادراتي قيمتي جداگانه داشت. وي در ادامه تصريح کرد؛ يادم هست که هنوز مرحوم «نوربخش» رئيس بانک مرکزي بود، بحث بسيار تندي درگرفت که قيمت ارز را تعديل کنيم. در آن زمان احساس نگراني کردم. خواستم موضوع در شوراي اقتصاد بحث شود. رئيس محترم مجلس هم در جلسه شوراي اقتصاد آمدند و با بقيه دوستان بحث مفصلي در اين باره انجام شد. جمع بندي من در آن جلسه اين بود که بايد اين موضوع مورد مطالعات تطبيقي قرار گيرد يعني بررسي شود کشورهايي که قبلاً در قيمت ارز تعديل ايجاد کردند آيا در اين زمينه موفق بودند؟ قرار شد آقاي نوربخش رئيس بانک مرکزي اين کار را انجام دهند. من هم پيشنهاد دادم آقاي عالي نسب هم همکاري کنند. قرار شد اين دو نفر مطالعات جداگانه يي در اين خصوص انجام دهند. مطالعات حدود دو ماه طول کشيد و باز هم جلسه يي با همان افراد تشکيل شد. ابتدا آقاي نوربخش گزارش داد که بيش از 50 کشور را مطالعه کرده بود. ايشان گفتند اين سياست در اغلب کشورها منجر به شکست شده است. مرحوم عالي نسب هم گفت؛ در صورت تضعيف ارزش پول ملي، 300 ميليارد تومان کسري بودجه مي آوريم. 300 ميليارد تومان در آن زمان يعني نزديک کل بودجه کشور. کل بودجه کشور در آن زمان 400 ميليارد تومان بيشتر نبود. در آن جلسه اين تصميم منتفي شد. تا پايان جنگ و تا زماني که موضوع واردات بدون انتقال ارز مطرح شد، دولت همين موضع را دنبال کرد. به نظر من موضوع واردات بدون انتقال ارز هم به سياست هاي دولت لطمه زد که از دست ما هم کاري ساخته نبود.ميرحسين موسوي که کابينه اش توانست در شرايط بحراني جنگ و تحريم، کشور را مديريت کند به خاطرات آن دوره اشاره کرد و در ادامه افزود؛ آن دوره دوران سخت و ويژه يي بود. مسائل سياسي پشت پرده يي هم وجود داشت. به طور مثال بيم محاصره کامل مطرح بود که در سطح سران سه قوه هم مورد بررسي قرار گرفت. دولت متعهد شد برنامه يي براي بدترين شرايط ارائه کند. اين تصميم منجر به آن شد که برنامه يي تحت عنوان شرايط نوين اقتصادي تدوين شود. سه سناريوي مختلف در اين برنامه مطرح شد؛ وضعيت قرمز، وضعيت زرد و وضعيت آبي. سناريوي وضعيت قرمز که بدترين وضعيت کشور را تصوير مي کرد، درباره شرايطي در نظر گرفته مي شد که تنگه هرمز بسته شود، گلوگاه هاي مهم مواصلاتي ما بمباران شود، نفت هم نتوانيم صادر کنيم و حتي جلفا هم بسته شود و شوروي هم راه خودش را بر ما ببندد. در اين صورت چه اقداماتي بايد صورت مي گرفت مثلاً پلي داشتيم در حاجي آباد نزديک بندرعباس که اگر بمباران مي شد، نقل و انتقال کالا در اين محور قطع مي شد يا پل قطوري که رابطه ما را با ترکيه قطع مي کرد که البته بارها هم بمباران شد. اين بدترين شرايط مفروض بود که بر اساس آن طرح هايي خيلي سري تهيه مي شد. در اين طرح ها مسائلي حياتي که از آن نمي توان گذشت و حداقل ممکن براي اداره کشور محسوب مي شد، ارزيابي شدند و راه حل هايي براي آنها تدارک ديده مي شد. کارشناسان دولت در تدوين اين برنامه حتي آن اندازه ريز شدند که موضوع پل هاي استراتژيک را نيز ديده بودند. براي نمونه خورهاي حاشيه درياي عمان بررسي شد که از آنجا ها چه ميزان کالا مي توان وارد و صادر کرد. نتايج ديگر اين بررسي آن بود که حداقل به صدور 200 هزار بشکه نفت نياز داشتيم. برنامه يي تهيه شد که اگر بخواهيم حداقل اين سطح صادرات را حفظ کنيم، حتي از طريق قاچاق هم شده، بايد اين حجم صادرات انجام گيرد تا حداقل نيازهايمان تامين و مشکلات بحراني برطرف شود. براي تک تک مسائل طرح داده مي شد. افرادي که اين طرح ها را تهيه مي کردند، 15 نفر از وزرا بودند که در ساختماني جلسه مي گذاشتند، موضوع را بررسي مي کردند، اسناد و مدارک جلسه هم همانجا مي ماند چراکه اطلاعات حياتي کشور نبايد به بيرون درز پيدا مي کرد.در انتها معناي اين طرح که تنها 9 نسخه از آن تکثير شد و يکي هم براي حضرت امام (ره) فرستاده شد، اين بود که در بدترين شرايط کشور مي تواند 200 هزار بشکه نفت صادر کند، ضمن اينکه مقاومت در جنگ نيز ادامه پيدا کند. اين يک برنامه بود. سناريوي دوم کمي بازتر بود و سناريوي وضعيت آبي هم وضعيت عادي کشور بود. طرح هاي مربوط به هر يک از اين سه وضعيت تهيه شد. البته ما هيچ گاه به وضعيت قرمز نرسيديم، اما همين طرح ديد ما را به محدوديت ها باز کرد که بايد مواظب چه بخش هايي باشيم.

به هر حال به نظر مي رسد با بيان سخنان خاتمي مبني بر اينکه يا من يا ميرحسين موسوي در انتخابات حضور پيدا مي کنيم، آرايش سياسي کشور دستخوش تغييرات جدي تري شده است اما در اين بين، انتشار اين گفت وگو پس از سال ها سکوت از سوي ميرحسين موسوي نشان داد که دغدغه وي به عنوان کسي که سال ها سکوت را پيشه خود کرده است، براي حفظ کشور و نجات از وضعيت بحراني فعلي تا چه حد جدي است. البته هنوز معلوم نيست که کانديداي جبهه اصلاحات در نهايت چه کسي باشد زيرا به موازات احتمال حضور خاتمي يا ميرحسين موسوي، مهدي کروبي به عنوان اولين کانديداي رسمي از مدت ها پيش حضور خود را به صورت رسمي اعلام و بارها تصريح کرده است که به هيچ عنوان حاضر به کناره گيري از عرصه سياست نخواهد بود و به طور قطع در انتخابات 22 خرداد شرکت خواهد کرد بنابراين بسياري از فعالان سياسي معتقد هستند که از جبهه اصلاحات در نهايت يک نفر کانديدا خواهد شد اما هنوز نام آن کانديدا در هاله يي از ابهام قرار دارد ولي به نظر مي رسد اگر کانديداي جبهه اصلاحات شخص ميرحسين موسوي باشد، بايد تبليغات گسترده يي در جهت معرفي وي و تبيين انديشه هايش صورت بگيرد تا نسل سومي که هرگز وي را تجربه نکرده است، بتواند وي را محک بزند.

در پي تهديد فردوسي پور به کناره گيري از برنامه 90
عقب نشيني سازمان تربيت بدني

گروه ورزش؛ «اگر عمري باشد و بشود روي اين صندلي از حق و حقانيت دفاع کرد، هفته آينده در خدمت تان خواهيم بود.» اين جمله پاياني عادل فردوسي پور در برنامه دوشنبه شب «90» بود؛ جمله يي که مي توان از آن کنار رفتن مجري و تهيه کننده 90 را از اين برنامه محبوب و پربيننده برداشت کرد. پس از تحريم 90 از سوي فدراسيون فوتبال و حمايت چشمگير رسانه ها و بسياري از اهالي فوتبال از فردوسي پور، همه انتظار داشتند مجري 90 در برنامه دوشنبه شب به طور مفصل به اين اتفاقات و راه ندادن همکارانش به ورزشگاه حافظيه بپردازد. فردوسي پور در برنامه هاي گذشته هرگز در مجادله با مسوولان فدراسيون و سازمان تربيت بدني از مواضع خود عقب نشيني نکرده بود و به همين دليل اينکه اين بار هم مجري 34 ساله 90 با همان رک گويي و بي پروايي هميشگي اش جواب منتقدانش را بدهد، توقع بيجايي محسوب نمي شد. تمامي هواداران ميليوني 90 منتظر يک برنامه جنجالي و تند بودند اما آنچه پريشب ديدند، غيرقابل باور بود. عادل فردوسي پور بي روحيه و غمگين سردترين اجراي خود در 10 سال اخير را ارائه کرد. از بذله گويي ها و خوشرويي هميشگي اش خبري نبود و وي با بي ميلي برنامه را زودتر از هميشه تمام کرد. جملات طنز ابتدايي برنامه حذف شده بود. مشخص بود عادل قصد دارد با اين سکوت و اجراي سردش اعتراض خود را نشان دهد. گويا به فردوسي پور دستور داده شده بود به هيچ وجه به اتفاقات اخير و تحريم برنامه اش اشاره نکند و صحبت ابتدايي او هم اين نکته را تاييد مي کرد؛ «در روزهاي گذشته حرف و حديث هاي زيادي درباره ما وجود داشته، اما فعلاً مصلحت ديده نشد که در اين باره صحبت کنيم.» مجري محبوب 90 در آخر برنامه يک بار ديگر هوادارانش را متوجه اين مساله کرد که به او اجازه داده نشده در برابر اقدامات اخير سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال واکنشي نشان دهد.

البته اگر عادل آن جملات را هم نمي گفت، رفتار غريبش به وضوح اعتراض اش را نشان داد؛ اعتراضي که شامل حال مخالفان او در فدراسيون و البته مسوولان شبکه سوم هم مي شد. بدون ترديد چهره يي با محبوبيت و مقبوليت فردوسي پور انتظار داشت مديرانش در برابر مخالفان از او حمايت کنند اما در چند روز گذشته هيچ اظهارنظر شفافي از سوي مسوولان شبکه سه درباره تحريم 90 ديده نشد. از طرفي محدود کردن فردوسي پور هم کار را به جايي کشاند تا وي به شکلي جلوي دوربين قرار بگيرد که هر کسي متوجه شود نسبت به شرايط به وجود آمده شديداً اعتراض دارد. جمله پاياني او هم يک تهديد تمام عيار بود. فردوسي پور به همه فهماند اگر اين محدوديت ها همچنان باقي بماند و او نتواند آزادانه کار کند، ديگر او را در 90 نخواهيم ديد. اين رفتار فردوسي پور با حمايت و ستايش خيلي ها روبه رو شد. از همان دوشنبه شب وبلاگ نويس ها فعاليت خود را شروع کردند و حمايت ها از فردوسي پور وارد فاز جديدي شده است. خيلي ها بر اين باورند که اين اجراي سرد عادل يک نوع اعتراض کاملاً حرفه يي و واضح بود. به هر حال فردوسي پور هم نشان داده هرگز حاضر نخواهد شد يک برنامه خنثي را تحويل هوادارانش دهد و ترجيح مي دهد 90 را رها کند تا اينکه رويه هميشگي اش را که مورد ستايش اکثر مردم، رسانه ها و اهالي ورزش است کنار بگذارد. در اين ميان اين سوال پيش مي آيد که آيا واقعاً تهديد فردوسي پور عملي مي شود و او 90 را رها مي کند؟ به نظر مي رسد مسوولان شبکه سه براي رهايي از اين مخمصه تنها يک راه حل دارند؛ دوباره به فردوسي پور آزادي عمل بدهند و از طرفي محدوديت هايي که دستگاه ورزش براي 90 ايجاد کرده را به هر شکل ممکن برطرف سازند.

احتمالاً مديريت شبکه سه به دنبال حل اين اختلافات به صورت مسالمت آميز است و به همين دليل از فردوسي پور خواسته شده بود هيچ اشاره يي به تحريم 90 نکند. سکوت فردوسي پور همچنان ادامه دارد و ديروز او کاملاً خارج از دسترس بود. مديران شبکه سه هم چندان تمايلي به صحبت کردن ندارند. آنها منتظرند رايزني هاي پشت پرده نتيجه دهد و سازمان تربيت بدني در اولين گام ابلاغيه يي که چند روز پيش منتشر شده بود و مسوولان فدراسيون را از مصاحبه بدون اجازه با برنامه هاي تلويزيوني منع کرده بود، تکذيب کند و اين اتفاق ديروز رخ داد.

سازمان تربيت بدني؛ ابلاغيه يي صادر نکرده ايم

کيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني ديروز رسماً اعلام کرد چنين چيزي که اين سازمان از اهالي فوتبال خواسته در برخي برنامه هاي ورزشي تلويزيون شرکت نکنند، صحت ندارد. در صحبت هاي هاشمي آمده است؛ سازمان صدا و سيما به عنوان رسانه ملي همواره يار و ياور ورزش کشور بوده و نقشي انکارناپذير در رشد و توسعه ورزش داشته است و سازمان تربيت بدني همواره قدردان زحمات مديران رسانه ملي بوده و طي سه سال گذشته تعامل کاملي ميان اين دو سازمان بزرگ برقرار بوده است، اما مطرح شدن برخي مسائل از سوي بخشي از جامعه ورزش و تلاش براي اصلاح برخي رويه ها، زمينه يي را فراهم کرد تا افرادي با برنامه ريزي به سوءاستفاده از آن پرداخته و موضوعي کاملاً کارشناسي و اختلاف نظر عادي را به مسائلي خارج از حيطه ورزش و رسانه منتسب کرده و از اين فضا براي تخريب و تضعيف هر دو سازمان استفاده کند. معاون سازمان تربيت بدني با بيان اينکه طي روزهاي گذشته در جلسات مديران دو سازمان دغدغه هاي طرفين مطرح شد و با بحث و تبادل نظر به نتايج بسيار خوبي در حل و فصل مسائل رسيده ايم، افزود؛ قطعاً جامعه ورزش کشور همانگونه که با همه وجود در راستاي توسعه ورزش و کسب افتخار براي ايران تلاش مي کند، پذيراي نظرات و انتقادات کارشناسان دلسوز بوده، هست و خواهد بود و اصولاً برخلاف برداشت هاي اشتباه و اظهارنظرهاي غلط روزهاي گذشته، در مسير تقابل با هيچ رسانه يي گام بر نمي دارد. در عين حال سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش کشور صيانت از حقوق خانواده بزرگ ورزش و پاسداري و مراقبت از فضاي فرهنگي ورزش را وظيفه خود دانسته و در اين راه از تلاش براي از بين بردن برخي موانع در پيشرفت فرهنگي ورزش فروگذار نخواهد کرد. هاشمي در پايان گفت؛ قطعاً افرادي که اين روزها در صدد سوءاستفاده از برخي مباحث مطرح شده هستند بدانند که سازمان هاي صدا و سيما و تربيت بدني در راستاي اهداف نظام با تعامل و همکاري گام برمي دارند و اجازه سوءاستفاده را به اين افراد نخواهد داد. بدين ترتيب اولين شرط صدا و سيما از سوي سازمان تربيت بدني پذيرفته شد و مسوولان شبکه 3 منتظر برطرف شدن تمامي موانع اند تا اين درگيري به يک جنگ تبديل نشود و با صلح به پايان برسد.

اس ام اس هايي که به مقصد نرسيد

از دوشنبه ظهر بسياري از طرفداران عادل فردوسي پور در وبلاگ هاي خود بينندگان 90 را دعوت کردند با حضور گسترده و چشمگير در مسابقه SMS اين برنامه يک رکورد جديد و بي سابقه ثبت کنند. در دوشنبه هفته گذشته و سه روز پس از درگيري معروف فردوسي پور و آخوندي هنگامي که نزديک به يک ونيم ميليون SMS به مسابقه 90 ارسال شد، فردوسي پور اين رقم قابل توجه را «معني دار» دانست و از بينندگانش تشکر کرد که با ارسال SMS به حمايت از او پرداختند. به همين دليل حاميان 90 قصد داشتند پريشب هم دست به چنين اقدامي بزنند، حتي دوشنبه عصر SMSهايي منتشر شد که در آن از دريافت کننده دعوت شده بود حتماً در مسابقه SMS شرکت کند و زمينه عبور SMSهاي ارسالي از مرز دو ميليون و حتي پنج ميليون را فراهم کند. آنها به دنبال اين بودند تا با اين رکوردشکني يک بار ديگر حمايت شان از فردوسي پور و برنامه اش را نشان دهند. اما سيستم مخابراتي تمامي نقشه هاي حاميان 90 را به هم زد. در حالي که همه انتظار داشتند SMS 90 در ارتباط با اتفاقات چند روز اخير و تحريم 90 باشد، اما مسابقه دوشنبه شب به يک سوال خنثي درباره پيش بيني بازي استقلال - صباباتري اختصاص داشت. از طرفي معلوم بود که اين سوال SMS هم در دقيقه 90 تهيه شده و درباره اينکه SMS برنامه چه باشد هم ناهماهنگي هايي وجود داشته چرا که قسمت مربوط به سوال SMS در ابتداي برنامه حاضر نبود. به هر ترتيب بينندگان 90 نتوانستند در همين مسابقه هم شرکت کنند. اختلال در سيستم ارسال SMS آن هم در شبي که قرار بود طرفداران 90 حضور گسترده يي در آن داشته باشند، موجب شد فردوسي پور چند بار به اين نکته اشاره کند و حتي در آخر برنامه اين اختلال را غيرطبيعي دانست. از صحبت هاي پاياني مجري 90 اين گونه برداشت مي شد که نرسيدن SMSها طبيعي نبوده و مي خواستند کاري کنند تا هواداران فردوسي پور نتوانند حمايت شان را از او نشان دهند.

عاقبت فردوسي پور چه مي شود

ديروز خيلي ها اين سوال را از همديگر پرسيدند. آنچه مشخص است وي تا مشخص شدن کامل وضعيت نوع رابطه برنامه اش با سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال به سکوت و قهر اعتراض آميزش ادامه خواهد داد و زماني حاضر خواهد شد به شبکه 3 و 90 برگردد که تمامي موانع پيش رويش برداشته شود و اين بستر به وجود بيايد که بتواند مثل گذشته به نقد سازنده و بررسي رويدادهاي فوتبال بپردازد. ديروز هم مثل روزهاي گذشته خيلي از کارشناسان و مطبوعات به حمايت از عادل پرداختند و به نظر مي رسد اين حمايت همه جانبه تاثير خود را بگذارد و نهايتاً مسوولان صداوسيما محدوديت هاي ايجاد شده را از بين ببرند و عادل را قانع کنند که به فعاليتش در 90 ادامه دهد. در غير اين صورت بايد همچنان شاهد ادامه اعتراض ها و انتقادها باشيم. آيا قرار است کسي که به انتقاد سازنده، صريح و بدون غرض از مسوولان ورزشي ايران مي پردازد به حال و روز دوشنبه شب فردوسي پور در بيايد؟ اين سوال را بايد سران سازمان هاي تربيت بدني و صدا و سيما پاسخ دهند.

دبير کل سازمان ملل وارد منطقه جنگ زده شد
تاثر بان کي مون از تخريب هاي غزه

گروه بين الملل؛ 72 ساعت از برقراري آتش بس در نوار غزه مي گذرد. ظاهراً هر دو طرف تا حدودي به اين آتش بس پايبند مانده اند. در اين ميان بان کي مون دبير کل سازمان ملل که از نخستين روزهاي آغاز اين درگيري تلاش گسترده يي را براي پايان دادن به بحران در منطقه آغاز کرده بود، پس از برقراري آتش بس به نوار غزه سفر کرد. 22 روز جنگ بي امان و تمام عيار در غزه پايان يافته است و بان کي مون در شرايطي راهي اين منطقه شده است که غزه بيش از آنکه به محلي مسکوني بماند به آواره يي شبيه است. بر اساس گزارش هاي اعلام شده، بان کي مون در اين سفر از مناطق تخريب شده غزه بازديد خواهد کرد و البته از مقر سازمان ملل هم که هدف حملات جنگنده هاي اسرائيل قرار گرفت، ديدن مي کند. بخشي از جنوب سرزمين هاي اشغالي هم مورد بازديد بان کي مون قرار مي گيرد. همان نقطه يي که در طول 22 روز گذشته بارها هدف حملات موشک هاي حماس و ساير گردان هاي مقاومت فلسطين قرار گرفته است. بان کي مون در اين ديدار از مدرسه متعلق به سازمان ملل ديدار کرد که چهل فلسطيني پناه گرفته در آن بر اثر حمله جنگنده هاي اسرائيلي کشته شدند. اسرائيل به دنبال انتقادهاي بين المللي از اين حمله ادعا کرد جنگنده هاي ارتش اين رژيم به اشتباه مدرسه فوق را هدف قرار دادند. مقر سازمان ملل در غزه هم بارها توسط جنگنده هاي اسرائيلي مورد هدف قرار گرفت. بان کي مون پس از ورود به غزه و حضور در محل ساختمان تخريب شده متعلق به سازمان ملل، از حاضران خواست به احترام قربانيان حمله نظامي اسرائيل به غزه يک دقيقه سکوت کنند. دبيرکل سازمان ملل پس از يک دقيقه سکوت اعلام کرد به شدت از ديدن ساختمان هاي تخريب شده در غزه متاثر شده است. دبيرکل سازمان ملل که نخستين چهره بين المللي است که از زمان آغاز جنگ در غزه به اين منطقه سفر کرده است از مقامات اسرائيل خواست درخصوص علت حمله جنگنده هاي اين رژيم به مقر سازمان ملل و مدرسه تحت کنترل اين سازمان در غزه تحقيق کنند.

بان کي مون در اين باره به خبرنگاران گفت؛ متاسفم که در جايگاه دبيرکل سازمان ملل نتوانستم زودتر به اين فاجعه پايان دهم. مون در اظهارات خود به شکننده بودن آتش بس برقرار شده ميان طرفين اشاره کرده و از حماس و تل آويو خواست از خود خويشتنداري و آرامش نشان دهند. مون در اين اظهارات حمله اسرائيل به مقرهاي تحت مصونيت سياسي سازمان ملل را به شدت محکوم کرد. بان کي مون ساعتي پيش از برقراري آتش بس ميان طرفين از اعزام تيمي به نمايندگي از سازمان ملل براي بررسي ميزان تخريب غزه و ارسال کمک هاي بين المللي به اين منطقه خبر داد.

آيا براي تغيير آمده است
بهروز بهزادي

چند روز است که مردم امريکا مي زنند و مي کوبند. ميلياردها دلار هزينه شده است تا وسايل ارتباط جمعي اين شعار را به سراسر جهان مخابره کنند که فصل تغيير سياست هاي داخلي و خارجي امريکا فرارسيده است.هنرمندان و سياستمداران دست در دست هم تلاش مي کنند شور تغيير را که ناشي از شعار تغيير باراک اوباما در رقابت هاي انتخاباتي است، زنده نگه دارند و فصلي جديد در مناسبات کاخ سفيد با شهروندان امريکايي از يک سو و با جهانيان از سوي ديگر آغاز کنند.چرا که آنچه ملت امريکا در انتخابات رياست جمهوري به آن راي داد، شعار تغيير بود که باراک اوباما در يک بسته بندي جذاب به مردم عرضه کرد. در واقع باراک اوباما مي دانست مردم از دو جنگ بزرگ افغانستان و عراق که جرج بوش آغاز کرد و نا بساماني هاي ناشي از آن گريبان امريکا را گرفته است، ناراضي اند و به کسي راي خواهند داد که امريکا را به سرعت از باتلاق جنگ بيرون بکشد. شعارهاي اوباما در اين زمينه زماني به آرزوي بزرگ مردم تبديل شد که اوضاع اقتصادي امريکا به سرعت سير نزولي يافت، ورشکستگي کارخانجات، بانک ها و بنگاه هاي بزرگ اين کشور آغاز شد، بيکاري فزوني گرفت و چاره يي جز تغيير در سياست هاي سياسي و اقتصادي کشور باقي نماند.در اين شرايط، ماه هاي پاياني دولت بوش به کابوسي براي امريکاييان تبديل شد. توفان کاترينا کارآمدي دولت را زير سوال برد. در بسياري از کشورهاي دنيا، به ويژه خاورميانه افکار عمومي به مخالفت با حضور امريکا برخاست تا جايي که شماري از روساي جمهوري عرب به علت داشتن مناسبات نزديک با کاخ سفيد با بغض شهروندان خود روبه رو شدند. در کشورهاي مرفه اروپا و آسيا نزول شاخص هاي اقتصادي ناشي از تاثير اقتصاد امريکا، بر هژموني امريکا تاثير منفي گذاشت و در نهايت امريکا با آبرويي باخته در مرکز توجه جهانيان قرار گرفت. اين آبروي رفته بايد به نوعي ترميم مي شد و چاره کار در ايجاد شرايطي بود که در فضاي داخل و خارج امريکا تغيير ايجاد کند. اين شرايط با شعار «تغيير» اوباما شکل گرفت، انتخابات رياست جمهوري را تحت تاثير قرار داد و با موضوع انتخاب نخستين فرد سياهپوست به عنوان رئيس جمهوري ممزوج شد تا ديروز که تبليغات بزرگ اعلام تغيير در جامعه امريکا همزمان با مراسم تحليف باراک اوباما به اوج خود رسيد.همزمان اوباما اعلام کرد «تغيير» نه تنها به پايان نرسيده بلکه آغاز شده است و با طرح شعارهاي ملي مي کوشد جامعه امريکا را در هيجان نگه دارد.اوباما با انتخاب آبراهام لينکلن به عنوان شخصيت سياسي مورد توجه خود و تزريق شور وطن پرستي در امريکاييان در حقيقت فضا را آماده پذيرش شرايط جديدي در قاره امريکا مي کند.همزمان توجه جهانيان از بعد انتخاب اوباما به عنوان نخستين رئيس جمهور سياهپوست به او جلب شده است. اين امر شرايطي ايجاد مي کند که تلاش براي تغيير نگاه جهانيان به امريکا نيز پاسخ دهد.بر اين اساس امريکا از امروز رئيس جمهوري خواهد داشت که با شعار و ادعاي تغيير در مناسبات گذشته وارد کاخ سفيد شده است.اما امروز در نخستين روز فعاليت اوباما به عنوان چهل و چهارمين رئيس جمهور امريکا، دنيا در شرايط بسيار آشفته يي به سر مي برد. اروپا و کشورهاي توسعه يافته شرق و جنوب شرقي آسيا از تاثيرات مخرب اقتصاد امريکا بر اقتصاد خود انتقاد مي کنند. کره شمالي تمامي قرار و مدارهاي خود را بر سر تسليحات هسته يي بر هم زده است. اروپا جدا از تحمل تحميل کاهش قيمت سهام از سوي امريکا، دريافته است که زندگي و رفاه خود را در اختيار روسيه گذاشته است و روسيه هرگاه اراده کند، مي تواند شيرهاي گاز را ببندد، همچنان که در ماه گذشته اين اتفاق افتاد.خاورميانه در شرايط بسيار بدي به سر مي برد. اسرائيل بدون آنکه با مخالفتي روبه رو شود، هر آن اين قدرت را در خود مي بيند که با زور سلاح هاي پيشرفته آتش بر سر فلسطينيان به ويژه مردم غزه بريزد.بسياري از رهبران عرب بدون آنکه در ميان مردم خود محبوبيتي داشته باشند، با حمايت امريکا در کاخ هاي باشکوه خود نشسته اند و مردم مشکلات خود را از چشم حمايت هاي امريکا از حکام عرب مي بينند.از سوي ديگر اوباما و حاميان او مي دانند ادامه شرايط موجود، جنگ افغانستان و عراق و اوضاع نابسامان خاورميانه بزرگ ترين دشمنان طرح تغيير او هستند و بايد به گونه يي عمل کند که بتواند به نابساماني ها پايان دهد.امريکا اکنون با سازمان ملل متحد رابطه يي متلاطم دارد که نمايش قدرت بوش باعث آن شده است و براي ترميم آن اوباما نياز به تعامل مثبت با اين سازمان جهاني دارد.روسيه در جنگ گرجستان نشان داد به دنبال دستيابي به اقتدار از دست رفته خود است و اين نيز يکي از چالش هاي بزرگ دولت اوباما است. گرچه مناسبات امريکا با چين از نظر اقتصادي بد نيست، ولي حمايت امريکا از تايوان، افکار عمومي چين را عليه اين کشور شورانده است و به نظر مي رسد شعله اين آتش زير خاکستر روزي سر برآورد.اما از همه اينها مهم تر براي ما ايرانيان، نگاه دولت اوباما به ايران است. ايران و امريکا طي سه دهه گذشته تقابل شديدي با يکديگر داشته اند. ديگ اين تقابل در دولت بوش هر چه بيشتر به جوش آمد و اينک ايران و امريکا نه تنها در مناسبات خود، بلکه در خاورميانه روبه روي يکديگر ايستاده اند. اوباما بايد دريافته باشد که اگر قرار است در خاورميانه نقش منفي نداشته باشد، بايد به منافع مشروع ايران در عراق، لبنان، فلسطين و ساير مناطق توجه کند و در واقع نقش ايران را به عنوان يک قدرت منطقه يي در تعاملات اين منطقه بپذيرد.در زمينه هسته يي امريکا بايد به حقوق مشروع ايرانيان در داشتن تاسيسات هسته يي احترام بگذارد و همان طور که ساير کشورها براي آينده خود استفاده از سوخت هسته يي را برنامه ريزي کرده اند، ايران نيز چنين حقي را براي خود متصور مي بيند و امريکا بايد اين حق ايران را به رسميت بشناسد.در مجموع براي تغيير که اوباما به عنوان سياست اصلي خود در کاخ سفيد اعلام کرده است، تغييراتي واقعي در سياست امريکا بايد ايجاد شود تا جهان بپذيرد «تغيير» اعلام شده از سوي باراک اوباما تنها يک شعار نيست، بلکه يک اعتقاد است؛ اعتقادي که منافع آن در کل براي خود امريکا حاصل خواهد آمد.بايد در انتظار بمانيم تا بدانيم طي چند روز آينده نخستين سخنان آقاي اوباما درباره ايران، خاورميانه، غزه، فلسطينيان، عراق و افغانستان آيا بوي تغيير مي دهد يا اينکه در بر همان پاشنه زمان جرج بوش خواهد چرخيد و شعار تغيير تنها براي مصرف داخل امريکا و انتخابات کاربرد داشته است. اگر چنين باشد ديگ جوشان مشکلات جهان به لحظه انفجار نزديک خواهد شد؛ انفجاري که نخستين امواج آن امريکا را هدف قرار خواهد داد.و در نهايت ميل ندارم که گزينه ديگري را مطرح کنم و آن اين که ممکن است اوباما پا جاي پاي جان کندي گذاشته باشد و“
آغاز رسيدگي به جنايات اسرائيل در دادگاه هاي ايران
سخنگوي قوه قضائيه اعلام کرد؛ در پي جنايات فجيع و غيرانساني رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم فلسطين در غزه تاکنون شکايات متعددي عليه آمران و مرتکبان اين جنايات واصل شده است. به گزارش ايسنا، عليرضا جمشيدي افزود؛ به پيشنهاد دادستان کل کشور و موافقت رئيس قوه قضائيه اين شکايات جهت رسيدگي بر اساس قوانين داخلي و موازين و معاهدات بين المللي به دادگستري تهران ارجاع شده است.
ديدار جليلي و موفق الربيعي
دبير شوراي عالي امنيت ملي تلاش دسته جمعي کشورهاي منطقه را براي تقويت زيرساخت هاي امنيتي مشترک ضروري خواند. به گزارش ايسنا، سعيد جليلي روز گذشته در ديدار موفق الربيعي مشاور امنيت ملي عراق، روابط دو کشور را عميق، تاريخي و به هم تنيده توصيف کرد و گفت؛ امنيت ايران و عراق موضوعي مشترک و به هم پيوسته است و هرگونه فرصت يا تهديد امنيتي براي هر يک از دو کشور خود به خود بر ديگري نيز تاثير مي گذارد. دبير شوراي عالي امنيت ملي بر همکاري منطقه يي براي تقويت امنيت دسته جمعي تاکيد کرد و با اشاره به مناسبات ويژه و ممتاز جمهوري اسلامي ايران و عراق گفت؛ بايد با تشکيل کميته هاي کاري مشترک راهکارها و ابزارهاي لازم براي تحکيم و تقويت امنيت مشترک در بالاترين سطوح فراهم شود.
عناوين اين صفحه
سوگند زير سايه بحران
ناگفته هاي ميرحسين موسوي پس از بيست سال سکوت
عقب نشيني سازمان تربيت بدني
تاثر بان کي مون از تخريب هاي غزه
آيا براي تغيير آمده است
آغاز رسيدگي به جنايات اسرائيل در دادگاه هاي ايران
ديدار جليلي و موفق الربيعي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام