آنتونيو ماريا فيليو*
ترجمه؛ شيوا آباء
ما در برزيل مي گوييم؛ «هر کس پول دارد لذتش را مي برد و هر کس که ندارد، حسرت مي خورد.»
اگر منچسترسيتي آنقدر پول دارد که بتواند بهترين بازيکن جهان را به خدمت بگيرد، بايد به آنها تبريک گفت. آنها از اين سرمايه گذاري پشيمان نخواهند شد. فقط ماجرا اين است که کاکا تحت الشعاع نام کريستيانو رونالدوي پرتغالي قرار گرفته و سپس نام هايي چون ليونل مسي و فرناندو تورس پشت هم چيده شدند و فيفا آنها را به عنوان بهترين هاي دنيا معرفي کرده اما به اين معني نيست که کاکا از آنها بدتر است يا ضعيف تر.
او حتي تا اينجا هم فصل خيلي خوبي را سپري کرده و لقب سوپراستار کاملاً برازنده اش است.
کاکا بهترين فوتباليست سياره ماست و آنچه در زوريخ اتفاق افتاد از توانايي ها و استعداد و ارزش هاي بي شمارش کم نکرد. سال 2008 کمي براي او تاسفبار بود و در کنار اتفاقي که براي مجموع تيم افتاد، مصدوميتش باعث شد مدتي را روي تخت بيمارستان سپري کند و همه اينها باعث شد تا کمي از روزهاي آمادگي و اوجش فاصله بگيرد. همين مصدوميت موجب شد هنرنمايي اش در ميلان تقليل يابد و حتي در تيم ملي برزيل هم نتواند در حد و اندازه هاي نامش ظاهر شود. اگر از اين اتفاق فاکتور بگيريم او همه چيز را براي آنکه در جايگاه نخست برترين هاي سال فيفا بايستد، داشته و دارد.
يک «قهرمان» يا يک «ستاره فوتبال» بازيکني است که مي تواند در بالاترين سطح فوتبال بازي کند و در شرايط دشوار بهترين عملکرد را در ترکيب تيمش داشته باشد، البته شايد به نظر هواداران اين مساله عادي باشد و حتي آسان، اما واقعيت اين است که براي رسيدن به چنين جايگاهي يک بازيکن بايد تلاش بي وقفه و زيادي بکند.
کاکا يکي از اين ستاره هاست و حتي شايد چيزي کمي فراتر از آن. او وقتي قدم به زمين مسابقه مي گذارد بدون هيچ گونه شو- آف و خودنمايي آن کاري را انجام دهد که مي خواهد، در ذهنش است و در نهايت مربي از او مي خواهد.
فوتبال براي بت ميلان و برزيل بسيار جدي و مهم است و فقط يک سرگرمي پولساز نيست.
کاکا خوب مي داند که فوتبال يک جنگ است و براي همين بدون خستگي گل مي زند، فقط زماني دريبل مي کند که لازم باشد. در يک جنگ واقعي شما هيچ گاه پشت خاکريز قدم نمي زنيد. کاکا از هر فرصتي براي گل زدن و باز کردن دروازه يي که دروازه بانش اندکي غفلت کرده، استفاده مي کند. او به شدت حرفه يي است. البته نمي توانم ساير بازيکنان را در پست هاي ديگر با هم مقايسه کنم اما مي توانم با قاطعيت بگويم کاکا از کريس رونالدو حرفه يي تر است.کريس کسي است که فيفا و يوفا انتخاب کرده اما واقعيت چيز ديگري است. من کاکا را از مسي باتجربه تر مي دانم و مي دانم قاطعيت بيشتري در موقعيت هاي حساس دارد، از طرفي استعدادش را بسيار خاص تر از تورس مي بينم.اين بخش «برزيليانيسم» وجودم نيست چون معتقدم اين سه بازيکن هر سه بسيار باهوش و ارزشمندند.مدت ها است فوتبال حرفه يي کاکا را دنبال مي کنم. اولين روزي که پيراهن تيم ملي را پوشيد، به خاطر مي آورم. اولين بازي در سال 2002 که يک مسابقه دوستانه مقابل بوليوي بود و او فقط 19 سال داشت در برزيل با نتيجه شش بر صفر بوليوي را شکست داد. کاکا نيمه دوم به زمين مسابقه آمد.قبل از آن که حتي کم سن و سال تر بود استعدادش را در سائوپائولو به نمايش گذاشت و تيم با حضورش به پيشرفت چشمگيري دست پيدا کرد.
از زماني که صراحتاً از اعتقاد و ايمان مذهبي اش حرف مي زند و از اوانجليکا مي گويد بسياري از کشيش هاي واتيکان و حتي اسقف اعظم از او خواسته اند با گسترش مطالعاتش به جوان ها کمک کند تا انجيل را بهتر و بيشتر بشناسند. برخلاف بسياري از فوتباليست ها که ممکن است به اين مسائل اهميتي ندهند يا آن را انکار کنند، او به مذهبش وفادار است و اعتقاد خاصي به خداوند و مسيح مقدس دارد.به عنوان يک انسان به استثناي فوتباليست بودنش، تمامي شرايط خوب را داراست؛ تحصيلات، آرامش ذهني و خانواده صميمي. پدرش مهندس است و هميشه در بخش هاي مختلف کاري کاکا همراهي اش کرده.کاکا دوست ندارد از او درباره اسطوره ها و سمبل هايش سوال کنيد. اين را از همان وقتي که به تيم برزيلي سائوپائولو آمد در يک جلسه پرسش و پاسخ با صراحت کامل مطرح کرد. از زيکو و راي حرف زد و شيوه بازي شان را ستود؛«بيشتر از آنکه «زيکو» و «راي» اسطوره باشند نمونه هاي بي نظيري براي فوتبال هستند.اما تنها تاسف من اين است که چرا هيچ گاه نمي توانم با پله هم بازي باشم.»
وقتي براي اولين بار به عضويت تيم ملي کشورش درآمد يک آرزو بيشتر در سر نداشت؛ حضور در جام جهاني؛ «جام جهاني پاسخي است به همه چيزهايي که در زندگي ورزشي تان دنبالش هستيد. همه دنيا مي ايستد تا آن را تماشا کند و البته من هم روياي حضور در جام جهاني و قهرمان شدن در آن را دارم، هنوز هم راه زيادي دارم و بايد قفسه افتخاراتم با قهرماني زيادي پر شود.»
او اينها را وقتي گفت که حتي هنوز به تيم ملي براي حضور در رقابت هاي جام جهاني دعوت نشده بود، زماني که حدوداً 14ساله بود. از همان لحظه هم مي گفت که جز فوتبال، جام جهاني و قهرماني، خودش را در هيچ موقعيت و شرايط ديگري تصور نکرده؛ «اگر به من ثابت مي شد که نمي توانم در فوتبال راهم را پيدا کنم سراغ هيچ ورزش ديگري نمي رفتم و احتمالاً تحصيلات دانشگاهي ام را در رشته تربيت بدني ادامه مي دادم.»
اما به واقع هيچ چيزي در زندگي کاکا آسان و راحت نبوده. تراژدي سال 2000 را هيچ کس از خاطر نخواهد برد، زماني که فقط 17 سال داشت و همراه با خانواده اش براي تحصيلات به «کالداس نواس» رفته بودند؛ شهري در ايالت Goias. او در يکي از روزهايي که براي شنا رفته بود ناگهان کنترلش را از دست داد و به علت به وجود آمدن مشکلي در ريه هايش نزديک بود غرق شود. مدتي طول کشيد تا خطري که زندگي اش را تهديد مي کرد، رفع شود و در تمام آن لحظات او تسليم نشد و بالاخره بعد از دو ماه به زندگي بازگشت. کمي بعد تمريناتش را براي سائوپائولو آغاز کرد و کم کم تبديل به يکي از بزرگ ترين ستاره هاي فوتبال جهان شد.
کاکا يک ديواره مستحکم است، نفوذ در ذهنيات او و تاثير گذاشتن روي خواسته هايش تقريباً ناممکن است. هيچ چيز نمي تواند او را وادار به تسليم و از برنامه يي که طراحي کرده، دور کند. بدون شک همين قاطعيت و قدرت تصميم گيري اش است که به وي کمک کرد تا بتواند در فوتبال حرفه يي موفق شود و از او يک ستاره 100 ميليون پوندي بسازد.
*نويسنده ورزشي برزيلي و ستون نويس هفتگي روزنامه Globo، چاپ برزيل