شنبه، 28 دي 1387 - شماره 1868
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: رسانه
واکاوي تاثيرات آگهي هاي تجاري
جاي خالي حقوق مخاطب در رسانه ملي
سارا اسلامي، الهام هدايتي

روزانه تعداد بسيار زيادي آگهي تجاري از شبکه هاي مختلف تلويزيون پخش مي شود. هر کس که به قصد ديدن هر برنامه يي گيرنده خود را روشن کند، بي آنکه خود خواسته باشد در معرض پخش انبوه، مداوم و سريع آگهي هاي تجاري قرار مي گيرد که در ظاهر تنها مزيت ها يا برتري هاي کالاهايي خاص را به او اطلاع مي دهند. بحث در رابطه با آگهي هاي تجاري تلويزيون ايران بسيار گسترده و از جهات مختلف قابل بررسي است. تاثير اين آگهي ها بر مخاطب، چگونگي تاثير آنها، تاثير آگهي ها بر فرهنگ و انتقال ارزش هاي فرهنگي و مسائل بسيار ديگري از اين دست، مواردي است که مي شود در بحث آگهي هاي تلويزيوني بررسي کرد.

آگهي و تاثير آن بر مخاطب


بسياري از صاحبان و ارائه دهندگان کالاها و خدمات، بخش قابل توجهي از سرمايه خود را صرف تبليغات و به ويژه آگهي هاي تلويزيوني مي کنند و انتظار دارند در ازاي مبلغي که صرف تبليغ محصول يا خدمت خود مي کنند، بر ميزان مشتريان آنها افزوده شود. اما در اين ميان عوامل متعددي بر چگونگي و ميزان تاثيرگذاري تبليغات تجاري نقش دارد.

به اعتقاد عليرضا حسيني پاکدهي عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، اين اثرگذاري به صورت مطلق قابل اندازه گيري نيست و به عواملي چون شرايط اجتماعي، زمان ارائه آگهي، سطح سواد و اطلاعات مخاطبان و قدرت پردازش آنان بستگي دارد و آگهي نمي تواند هر تاثيري را که خواست روي مخاطب بگذارد. وي همچنين تاکيد مي کند زماني که نيازهاي اوليه مخاطب تامين نشده باشد و او از قدرت خريد کافي برخوردار نباشد، از تاثير آگهي بر او به صورت نسبي کاسته مي شود.

از سوي ديگر مخاطبان را مي توان براساس عوامل گوناگون به دسته هاي مختلف تقسيم کرد که يکي از اين عوامل سن است. ميزان اثرگذاري پيام هاي ارتباطي از جمله آگهي هاي تجاري بر هر يک از گروه هاي سني متفاوت است. پاکدهي نسبت به شدت تاثير اين پيام ها روي کودکان ابراز نگراني مي کند و مي گويد؛ اين گروه سني از يک سو نسبت به مسائل کلان اجتماعي و شرايط اقتصادي خانواده خود اطلاعات کمتري دارند و از سوي ديگر از توانايي لازم براي پردازش آگهي و انطباق آن با واقعيت برخوردار نيستند در نتيجه مي توان گفت اين عوامل تاثيرپذيري کودکان را در برابر تبليغات افزايش مي دهد.

او در مورد پيامدهاي اجتماعي اين امر اشاره مي کند؛ در صورتي که خانواده يي قدرت خريد کالاي تبليغ شده را نداشته باشد، کودکان و حتي بزرگسالان، تفاوت وضعيت خود با آنچه در آگهي ها نشان داده مي شود را درک مي کنند و اينجا است که شکاف هاي اجتماعي برملا مي شود و احساساتي چون سرخوردگي، ناکامي، نداشتن تعلق به محيط اجتماعي و انتقام گيري در افراد جامعه شکل مي گيرد. اين مدرس ارتباطات مي افزايد؛ در اين ميان قوانين و مقررات حمايت از حقوق مصرف کنندگان کودک يا وجود ندارند يا به درستي اجرا نمي شوند و اين امر آسيب پذيري آنان را در برابر آگهي ها افزايش مي دهد.

حسين افخمي مديرگروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي نيز معتقد است تاثيرگذاري آگهي بر مخاطب با توجه به شرايط مخاطب و نوع و ميزان مصرف فرق مي کند و اندازه گيري اين تاثير را منوط به يک بررسي قبلي مي داند؛ «اگر سفارش دهنده آگهي پيش از پخش آن يک پژوهش مقدماتي انجام دهد و ميزان تاثير احتمالي آگهي بر مخاطب را نسبت به متغيرهاي تعيين شده از جمله زمان پخش آن بسنجد و پس از پخش آگهي نيز اين تحقيق را تکرار کند، مي توان ارقام به دست آمده را با هم مقايسه کرد و ميزان تاثيرگذاري آگهي را سنجيد.» افخمي اهداف آگهي دهندگان را در سطوح مختلف ارزيابي مي کند و اعتقاد دارد هر تبليغ با هدف آگاه کردن و مطلع کردن مخاطبان پخش مي شود. در اين سطح، آگهي همه مخاطبان را هدف قرار مي دهد. سطح دوم ايجاد علاقه در مخاطبان و هدف از آن، تاثيرگذاري بر بعضي از مخاطبان است. سطح سوم، ايجاد آرزو در مخاطب براي خريد و استفاده از محصول يا خدمت معرفي شده در آگهي است. در سطح چهارم مخاطب به خريد و استفاده از کالا اقدام مي کند و در سطح آخر مشتري ترغيب مي شود مجدداً آن محصول يا خدمت را مورد استفاده قرار دهد.

مديرگروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي تاکيد مي کند؛ نفوذ در مخاطب و تاثيرگذاري بر آن هميشه مورد توجه سفارش دهنده آگهي بوده است اما اين تاثيرگذاري به مجموعه يي از عوامل بازمي گردد از جمله رسانه انتخابي، شرايط انتقال آگهي، سن مخاطبان و زماني که هر گروه سني بيشتر از هر رسانه استفاده مي کند، اعتماد مخاطبان به رسانه ها و ميزان رضامندي آنان، محتواي پيام و تنوع کانال هاي ارتباطي.

تکرار آگهي؛ عاملي براي اقناع

آيا تکرار پخش آگهي هاي تجاري در زمان هاي مختلف در اقناع مخاطب و اقدام به عمل در جهت برخورداري از آن کالا موثر است؟

در چند ماه اخير آگهي هاي يکي از اپراتورهاي تلفن همراه از مصداق هاي بارز مواردي است که فراواني تکرار پخش آن به طور همزمان در شبکه ها و همچنين در يک مدت زمان کوتاه پخش آگهي، بسيار بيشتر از ديگر آگهي ها است به طوري که به گفته تعدادي از مخاطبان اين تکرار بيش از حد، نوعي احساس دلزدگي و در نهايت بي توجهي را نسبت به آن به وجود آورده است.

افخمي که يکي از تفاوت هاي ميان خبر و آگهي را بحث «تکرار» مي داند در مورد تاثير آن بر اقناع مخاطبان مي گويد؛ تکرار يک آگهي به معرفي «برند» مورد تبليغ در سطح جامعه مي انجامد ولي به صورت مطلق نمي توان از تاثير خوب يا بد تکرار بر مخاطب سخن گفت و ميزان اثرگذاري آن به موضوع مورد تبليغ بازمي گردد. براي نمونه، اگر موضوع آگهي يک حقيقت باشد(مثل آگهي هاي آموزشي نيروي انتظامي يا وزارت بهداشت)، تکرار آن موثرتر است، اما تکرار آگهي يک محصول تجاري گاهي خسته کننده مي شود.

او در همين حال تاکيد مي کند؛ تکرار آگهي نشان دهنده استقامت و پايداري توليدکننده است و اگر باعث شود کالا يا خدمت مورد نظر در سطح جامعه مطرح شود و به ارتباطات شفاهي مردم راه يابد، آگهي دهنده به هدف خود رسيده است.

پاکدهي نيز در اين مورد اعتقاد دارد اگر تکرار به صورت يکنواخت باشد، در مخاطب دلزدگي ايجاد مي کند و آگهي دهنده بايد با تغييراتي در تبليغ خود به آن تنوع ببخشد.

آگهي هاي ميان برنامه؛ تضييع حقوق مخاطبان


تلويزيون در ايران يک رسانه دولتي است که از بودجه کشور براي اداره امور خود ارتزاق مي کند. اما در چند سال گذشته يکي از سياست هاي اين رسانه جذب هر چه بيشتر آگهي هاي تجاري بوده است و مديران تلويزيون نيز همواره کمبود بودجه را دليل اتخاذ اين رويکرد از سوي رسانه يي دانسته اند که پسوند «ملي» را يدک مي کشد. يکي از راه هاي جذب آگهي هاي تجاري با مبالغ قابل توجه، اختصاص دادن زماني در بين برنامه ها به تبليغات بازرگاني، به ويژه برنامه هاي پربيننده است. اما آيا قطع مکرر برنامه هاي مورد علاقه بينندگان به منظور پخش آگهي با حقوق مخاطباني که در جاي ديگر نيز با پرداخت ماليات به نوعي در تامين بودجه صدا و سيما مشارکت دارند، مغاير نيست؟ کامبيز نوروزي حقوقدان در اين مورد معتقد است؛ هرچند تلويزيون ايران دولتي است و از بودجه عمومي استفاده مي کند اما تلويزيون رسانه گرانقيمتي است و تنها با اتکا بر بودجه دولتي نمي توان آن را اداره کرد به همين دليل جذب آگهي تجاري في نفسه فاقد اشکال حقوقي است.

او تاکيد مي کند؛ اين امر از ابعاد ديگري مي تواند مشکل ساز باشد که يکي از آنها مشخص نبودن ميزان دقيق درآمدهاي تلويزيون از منبع آگهي هاي تجاري و نحوه مصرف آن است. نوروزي مي گويد؛ در حال حاضر بر حسب اطلاعات منتشرشده، حسابرسي ميزان درآمدهاي تلويزيون از اين منبع به صورت دقيق مشخص نيست.

اين حقوقدان در ادامه مي گويد؛ مشکل ديگر تبليغات تجاري تلويزيون حجم فوق العاده زياد آنهاست که آنچه در اين ميان اهميت دارد اما ناديده گرفته مي شود، حقوق مخاطب است. او به ويژه پخش آگهي در ميان برنامه هاي پربيننده را مغاير با حقوق مخاطب مي داند و تاکيد مي کند؛ مخاطب حق دارد برنامه يي را که به آن علاقه مند است، ببيند و پخش آگهي، تحميل چيزي است که مخاطب به آن علاقه يي ندارد.

نوروزي مي افزايد؛ تلويزيون ايران تاکيد بسياري بر ترويج فرهنگ دارد اما روشي که در مورد پخش آگهي هاي تجاري در ميان برنامه هاي تلويزيوني در پيش گرفته است سنخيتي با فرهنگ ندارد و بدون توجه به ذائقه و علاقه مخاطب او را مجبور به ديدن حجم بالايي از آگهي تجاري در ميان برنامه ها مي کند. او يکي ديگر از جنبه هاي غيرفرهنگي برخي از تبليغات بازرگاني را محتواي آنها مي داند؛ چندي پيش تبليغ يک بانک دولتي از راديو پخش شد که پس زمينه آن با پخش اذاني با صداي مرحوم موذن زاده اردبيلي همراه بود. به اعتقاد من استفاده تبليغاتي از اثري که اکنون به بخشي از ميراث فرهنگي ما تبديل شده، يک کار غيرفرهنگي است. در اين مورد، هم آگهي دهنده، هم آژانس تبليغاتي سازنده آگهي و هم مديران اداره تبليغات راديو مقصرند. بايد در مورد عناصر و نمادهايي که در آگهي هاي تلويزيوني و راديويي به کار مي روند، دقت بيشتري مبذول کرد.

اين حقوقدان در پاسخ به اين سوال که آيا قانون خاصي در مورد حمايت از حقوق مخاطبان در برابر تبليغات تلويزيوني به تصويب رسيده است يا خير، مي گويد؛ در ايران چنين قانوني وجود ندارد. در گذشته آيين نامه هايي در مورد تبليغات بازرگاني به تصويب رسيده اند که مفاهيم موجود در آنها نيز متاثر از نگاه حاکم بر دوران اقتصاد دولتي است و در شرايط فعلي کارايي خود را از دست داده است.

او تاکيد مي کند؛ جاي خالي قانوني که وضعيت آگهي هاي تلويزيوني را از حيث مباحثي چون نحوه حسابرسي مالي، اعلام مبلغ دقيق ميزان درآمد تلويزيون از اين منبع، محتواي تبليغات تجاري و زمان پخش آنها مشخص کند، حس مي شود.

آگهي هاي تجاري و ارزش هاي فرهنگي

يکي ديگر از مباحثي که مي توان در مورد آگهي هاي تجاري تلويزيون به آن توجه کرد بحث تاثير آن بر ارزش هاي فرهنگي جامعه است. آموزه هاي رسمي و گفتمان غالب در فرهنگ ديني و ايراني ما هميشه بر ارزش هاي معنوي تاکيد دارد. کتاب هاي درسي مدارس، برنامه هاي مختلف راديو و تلويزيون، احاديثي از امامان در بالاي صفحات سررسيدها، همگي توصيه هايي در مورد ساده زيستي، قناعت، دوري از تمايلات رفاه طلبانه افراطي، دوري از مادي گرايي و... به ما ارائه مي کنند. پس اين انتظار وجود دارد که کالاهاي مصرفي نيز در جامعه يي که داراي چنين ارزش هاي فرهنگي است، منزلتي فراتر از رفع نيازهاي ضروري انسان نداشته باشد. اما به نظر مي رسد در عمل اين گونه نيست. شايد يکي از بهترين مثال هاي نقضي که درخصوص اين آموزه ها در آگهي هاي تجاري تلويزيون ايران مي توان ذکر کرد، آگهي هاي مربوط به قرعه کشي حساب هاي قرض الحسنه بانک هاي مختلف است. پخش اين آگهي ها و تشويق مردم براي سپرده گذاري به منظور برخورداري از صدها جايزه ميليون توماني، برخورداري از ماشين هاي لوکس، تلويزيون هاي LCD و جايزه هاي نقدي ديگر ارزش هايي مثل مادي گرايي، تجمل گرايي، رفاه طلبي و عدم ساده زيستي را منتقل مي کنند. اين آگهي ها در واقع از طرفي باعث کمرنگ شدن وجهه اعتقادي و مذهبي عمل قرض الحسنه نيز شده است و آن نيتي که در متون ديني ما از اين عمل خير منظور شده است را کاملاً مخدوش مي سازد.

مثالي ديگر از اين نوع آگهي ها، آگهي مربوط به قرعه کشي حساب هاي قرض الحسنه يک بانک است. اين آگهي تصوير تابلويي را نشان مي دهد که روي آن ارقام و جوايز قرعه کشي حساب هاي قرض الحسنه بانک ذکر شده و افرادي با سنين مختلف، از کودک خردسال تا پيرمرد و پيرزني را به خود مسحور کرده است.

پاکدهي در اين مورد معتقد است؛ تبليغات مي تواند سلايق، ذائقه ها و ارزش هاي افراد جامعه را تغيير دهد . آنها از بي توجهي مخاطب بهره مي گيرند و هدف اصلي خود را پنهان مي کنند. در واقع تبليغات به صورت غيرمستقيم ارزش هاي بنيادين، آرزوهاي دست نيافتني و خواسته هاي غيرعقلاني مخاطبان را هدف قرار مي دهند تا بر تاثيرگذاري خود بيفزايند. مدرس گروه ارتباطات دانشگاه علامه مي افزايد؛ هنگامي که سلايق و ذائقه ها تغيير يافتند، ديگر به راحتي نمي توان دوباره آنها را تغيير داد. حتي اگر تبليغاتي که باعث تغيير در سليقه و ذائقه جامعه شده است ديگر پخش نشود. براي مثال هنگامي که با تبليغات گسترده، ذائقه ايرانيان با مصرف چاي هاي خارجي به جاي چاي ايراني سازگار شد يا مصرف نوشابه جاي خود را در عادت غذايي مردم پيدا کرد، ديگر نيازي به تبليغات گسترده نيست.

او در مورد تاثيرگذاري تبليغات بانک ها مي گويد؛ اين تبليغات در گذشته تاثيرگذاري بيشتري داشتند. به نظر مي رسد امروز مردم نسبت به تعلق گرفتن اين جوايز به برندگان اعلام شده، مشکوک هستند ضمن آنکه شرايط اقتصادي کشور نيز که باعث خروج سرمايه ها از بانک ها شده است در افزايش آگهي هاي مربوط به بانک ها و وعده هاي پرداخت چنين جوايزي بي تاثير نيست.

بازنمايي جنسيت در آگهي ها

از جمله کارکردهاي فرهنگي آگهي هاي تجاري، به تعبير پژوهشگران مطالعات فرهنگي، «برساختن هويت جنسيتي زنانه و مردانه» و «بازنمايي نقش مردان و زنان» است به اين معني که مردان و زنان در اين آگهي ها به صورتي بازنمايي مي شوند که با نقش هاي کليشه يي فرهنگي که در جهت بازسازي نقش هاي جنسيتي سنتي به کار مي روند، سازگاري دارند. دکتر پاينده منتقد فرهنگي معتقد است؛ کليشه هايي که در آگهي هاي تجاري درباره جنس زن يا مرد ساخته مي شوند، انجام برخي کارها را ذاتاً زنانه يا مردانه نشان مي دهند که در پنداشت هاي ما درخصوص وظايف دو جنس تاثيرگذارند. در نتيجه باورهاي ما درخصوص جنسيت مردانه يا زنانه، نگرش ما درخصوص نقش هر يک از اين دو جنس در خانواده و جامعه، توقع ما از اينکه با ما- در مقام مرد يا زن- چگونه بايد رفتار شود، همه تابعي از گفتمان عامي است که از مجراهاي متعدد از جمله در آگهي هاي تجاري تلويزيون متجلي مي شود.

وي مي افزايد؛ اين آگهي ها جايگاه زن و مرد و نيز روابط زن و مرد در جامعه ما را براساس الگوي گفتماني معين مي سازند که شايد از راه تحليل دقيق بتوان نشان داد يک جنس را خردمند تر يا توانا تر يا براي مشاغل حساس مناسب تر ارزيابي مي کند.

کليشه هاي جنسيتي که هر روز به دفعات، به بهانه تبليغ يک کالا نشان داده مي شود، بديهي و طبيعي بودن نقش هاي سنتي زنان را با شيوه هاي مختلف تکرار مي کند. اين آگهي ها با ناديده گرفتن برخي از جنبه هاي زندگي زنان، آنها را در قالب يک مادر و همسري کدبانو که دغدغه يي جز يافتن بهترين راهکارها براي پختن يک غذاي لذيذ و پاکيزه نگه داشتن خانه ندارد و مدرن ترين ابزارها تنها مي تواند بار وظايف خانگي اش را سبک کند و هيچ گاه اين وظايف را تعديل نکرده يا در بين ساير اعضاي خانواده تقسيم نمي کند. در شمار بسيار اندکي از آگهي ها وضعيت و موقعيت زنان در اجتماع و ارزش کار حرفه يي آنان در مشاغل خطيرتر جامعه به تصوير کشيده مي شود.

حضور دختربچه ها در آگهي هاي بازرگاني نيز در راستاي بازتوليد همان نقش هاي سنتي جنسيتي است. در بيشتر تبليغات دختربچه ها در آشپزخانه و هنگام تبليغ وسايل خانه، شوينده ها و آشپزي به نوعي در حال پذيرش و تمرين نقش هاي کليشه يي زنانه در آينده هستند. در اين تبليغات دختربچه ها در حالي که دستکش به دست گرفته اند، ظرف غذا را سر ميز مي آورند، يا در آشپزي به مادر کمک مي کنند، نشان داده مي شوند و پسربچه ها(همانند پدران شان) به عنوان استفاده کنندگان از اين خدمات در حالي که از خوشمزگي غذايشان يا نرمي و تميزي لباس شان لذت مي برند، به تصوير کشيده مي شوند. اين دسته از آگهي ها اين پيام را به مخاطبان خود مي دهند که نقش هاي جنسيتي در جامعه اين گونه مطلوبند و به نوعي سبب بازتوليد نقش هاي تعريف شده در جامعه مي شود.گرچه به نظر مي رسد در ساخت و پخش آگهي هايي که به وضوح تقسيم بندي کليشه هاي جنسيتي را به تصوير مي کشد کمي تعديل رخ داده است اما رسانه ها همچنان در شکل دهي هويت جنسيتي نقش موثري دارند و در مورد تلويزيون، اهميت اين نقش هنگامي روشن تر مي شود که به ياد بياوريم اين جعبه جادويي هنوز پرمخاطب ترين رسانه است.

قرائت هاي متفاوت و کاهش تاثير آگهي


به طور کلي تاثير آگهي هاي بازرگاني در ايجاد اميال، شکل گيري خواسته ها و عمل خريد کالا و از طرفي در انتقال معاني فرهنگي و ارزش هاي فرهنگي غالب در جامعه انکارناپذير است. اما به نظر مي رسد اين تاثير بر همه مخاطبان، قشرها، سنين و طبقات جامعه يکسان نيست زيرا به عقيده پژوهشگران مطالعات فرهنگي، مخاطبان، آگهي ها يا به طور کلي متون رسانه يي را براساس تجربه زيست شناختي و همچنين باورها و نيازهاي خود قرائت مي کنند، درک مي کنند و متعاقباً از تاثير مطلق آگهي ها روي آنان کاسته مي شود اين امر به هر روي ارتباط تنگاتنگ تبليغات بازرگاني را با زمينه هاي فرهنگي و زيستي افراد آشکار مي کند و اهميت توجه به آگهي ها و محتواي آنها را بيش از پيش نمايان مي سازد.
عمر شش هزار ساله آگهي
ترجمه؛ آناهيتا معطري

نقاشي روي ديوار يا صخره يکي از روش هاي رايج تبليغاتي در زمان قديم بوده است. سنت نقاشي روي ديوار در هند به چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح بازمي گردد. آن زمان که شهرها در دوران قرون وسطي بزرگ شدند، توده بزرگي از مردم قادر به خواندن نبودند در نتيجه علائم و عکس ها به کمک اقلام فروشي آمدند و به عنوان منبع تبليغاتي به کار گرفته شدند.اما همزمان با رايج شدن تحصيلات در بعضي جوامع ميزان چاپ هم گسترش پيدا کرد و به همان ميزان تبليغات در حد آگهي دستي گسترده شد.

تبليغات در قرن 17 شکل تازه يي به خود گرفت و در هفته نامه هاي انگليسي رايج شد. اين تبليغات بيشتر در ارتباط با علم پزشکي و ارائه اطلاعات کافي به مردم براي پيشگيري از اين نوع بيماري ها بود.

در اين بحبوحه زماني تبليغ هاي غلط که به تبليغات ساختگي معروف شدند يکي از مشکلات مهم آن زمان به شمار مي آمدند که منجر به تنظيم آيين نامه ها شد.رشد چشمگير اقتصاد در امريکا در قرن 19 ميلادي منجر به رشد تبليغات آگهي به صورت تبليغات نامه يي شد.

1- در ژوئن 1836 روزنامه فرانسوي La Presse اولين روزنامه يي در دنيا بود که نظريه دريافت پول در ازاي چاپ آگهي را ارائه کرد. شعار تبليغاتي آنها اين بود؛ ارزان تر در قيمت، افزايش خواننده و سود و منفعت بيشتر.

اين نوع فرمول تبليغاتي خيلي زود سرمشق جديدي براي ديگران شد.از آغاز تا به پايان قرن 19 ميلادي مشاغل بسيار کمي براي زن ها در تجارت وجود داشت از جمله تبليغات. با تغيير نقش زن در خانه و خانواده و عهده دار شدن او در امور اقتصادي خانه آژانس هاي تبليغاتي به فکر استفاده از زنان در امور تجاري خود افتادند.در اوايل 1920 ميلادي اولين دستگاه راديويي به وسيله يک مرکز تجهيزات راديويي به راه افتاد که هدف آن اين بود که فروش دستگاه هاي خود را از طريق شنيداري به گوش مردم برساند.

در اثر گذر زمان بسياري از سازمان هاي غيرانتفاعي اقدام به داير کردن ايستگاه هاي راديويي خود کردند مانند مدرسه ها، کلوپ ها و گروه هاي مختلف شهري. هنگامي که روش حمايت از برنامه ها رايج شد هر برنامه راديويي اسپانسر يک آگهي بازرگاني شد به اين شرط که در آغاز و پايان هر برنامه مختصري درباره محصول توضيح داده شود. اگرچه بعدها گردانندگان برنامه هاي راديويي متوجه شدند خود با فروش به اسپانسرشيپ هاي مختلف مي توانند پول بيشتري به دست بياورند به جاي آنکه منحصر به يک آگهي باشند.همين روش تبليغاتي در سال هاي 1950- 1940 ميلادي در تلويزيون به کار گرفته شد. در همين بحبوحه زماني بود که بحث استفاده از راديو به عنوان تنها منبع تبليغاتي به چالش کشيده شد که با مخالفت شديد مردم مبني بر غيرتبليغاتي و مردمي بودن روبه رو شد. بر همين اساس کشورهاي در حال توسعه تصميم به سرمايه گذاري در بخش هاي خصوصي گرفتند. مانند نمونه بي بي سي.در سال 1960 تبليغات تغييرات زيادي پيدا کرد. خلاقيت انساني در زمينه تبليغات به رشد و شکوفايي رسيد.

2- يکي از نظرات معروف آن زمان مربوط به استفاده از نظريه «موقعيت» و «موضوع» بود که سعي بر تشويق خواننده از طريق بيان ايده به خصوص ارتباط با فکر بيننده داشت. يکي از مثال هاي معروف مربوط به آگهي فولکس واگن بود که در آن به اين صورت تبليغ شده بود؛ «فکر کن کوچک» و «ليمو». بازاريابي از طريق اينترنت در سال 1990 موج جديدي را به ارمغان آورد. در آن زمان تمامي شرکت ها به تنهايي به وسيله درآمد حاصل از تبليغات اداره مي شدند. از آغاز قرن 21 وب سايت هاي جست وجوگر شروع به تغييراتي در سيستم آنلاين خود کردند به صورتي که تاکيد بيشتر آنها بر معنا و مفهوم تبليغ بود.يکي از روش هاي جديد تبليغات در شهرها استفاده از بازاريابي بدون هزينه زياد و نيازمند وقت زياد است. اين نوع تبليغات بيشتر روي ماشين ها، فرستادن تبليغات به تلفن هاي همراه و بعضي وب سايت ها انجام مي شود.
حذف تدريجي آگهي بازرگاني از تلويزيون فرانسه
مديا نيوز؛ در پي اجراي اصلاحات رسانه يي نيکلا سارکوزي رئيس جمهوري فرانسه، شهروندان اين کشور نخستين بار برنامه هاي شبکه هاي دولتي تلويزيون را بدون پخش آگهي بازرگاني تماشا کردند.

پخش آگهي هاي بازرگاني در شبکه هاي عمومي تلويزيون فرانسه از ساعت هشت شب تا شش صبح ممنوع شده و قرار است تا سال 2011 به طور کامل حذف شود. اين کار بخشي از برنامه سارکوزي براي تغيير ساختار رسانه هاي دولتي فرانسه است.

سارکوزي مي گويد قصد دارد کيفيت برنامه هاي تلويزيوني را بهتر کند ولي منتقدان با رد سخنان او مي گويند هدف از اين کار اعمال فشار بر رسانه ها به وسيله محدود کردن درآمدهاي آنها است.

در اين حال، هيات مديره تلويزيون هاي عمومي فرانسه که چهار شبکه را شامل مي شود، ماه گذشته محدوديت مورد نظر سارکوزي را تصويب کردند.

اين محدوديت بخشي از لايحه اصلاحات رسانه يي مورد اختلاف نمايندگان پارلمان فرانسه است.

نيکلا سارکوزي مي گويد با حذف آگهي بازرگاني از شبکه هاي تلويزيوني، اين شبکه ها ديگر مجبور نخواهند بود براي افزايش درآمد خود از اين راه به پخش برنامه هاي عامه پسند روي بياورند و کيفيت برنامه هاي خود را افزايش خواهند داد.

منتقدان مي گويند اين طرح از بين رفتن فرصت هاي شغلي را به همراه دارد و باعث افزايش درآمد شبکه هاي تلويزيوني خصوصي مانند تي اف يک مي شود که به يکي از دوستان نزديک سارکوزي تعلق دارد.
آگهي تلويزيوني و ترويج کليشه هاي جنسيتي
کاوه مظفري

نابرابري و تبعيض جنسيتي زماني در جامعه باقي خواهد ماند که بازتوليد شود. به بيان ديگر، نابرابري و تبعيض جنسيتي چيزي نيست جز بازتوليد خودش. معادله يي ساده به نظر مي رسد که شايد تصور شود؛ پس به راحتي مي توان آن را متوقف کرد اما با همه اين سادگي، بسياري از ما در طول زندگي روزمره خود به نوعي اين نابرابري و تبعيض را بازتوليد مي کنيم. همه ما از روي الگوها و نقشه هايي که در طول زندگي فراگرفته و دروني کرده ايم، عاملان بازتوليد وضع موجود هستيم. اين الگوها و نقشه ها که در واقع همان «کليشه هاي تبعيض جنسيتي» هستند، باورهايي تعميم يافته اند که دانش، نگرش و رفتار ما را در قالبي جنس گرا، سامان مي بخشند، تا آن گونه عمل کنيم که نابرابري و تبعيض موجود بتواند پابرجا باقي بماند.

نهادهاي اجتماعي مختلفي که ما در طول زندگي روزمره خود مي سازيم، ابزارهاي اصلي ترويج کليشه هاي جنسيتي هستند. خانواده، آموزش و پرورش، رسانه ها، بنگاه هاي اقتصادي، نهادهاي قانوني - قضايي و تشکل هاي سياسي، همگي با سهمي مختلف و در سطوحي متفاوت، مروجان کليشه هاي تبعيض جنسيتي هستند. در اين ميان، پيشتازترين نهادها آنهايي هستند که همگام با فناوري هاي روز، به ويژه فناوري هاي ارتباطي و اطلاعاتي، کليشه هاي جنسيتي را در سرتاسر جامعه منتشر مي کنند. و تلويزيون يکي از پيشرفته ترين فناوري ترويج کليشه هاي تبعيض آميز جنسيتي است. حالت «ناب» تلويزيون را مي توان در «آگهي هاي بازرگاني» جست وجو کرد؛ حالتي ناب از لحاظ سرعت، قطعيت و قدرت تاثيرگذاري. در آگهي هاي تلويزيوني در «کوتاه ترين زمان ممکن» تلاش مي شود «کليدي ترين موضوعات» با تاثيرگذاري بالايي در ذهن مخاطب جاي گيرد.اگرچه در ظاهر، آگهي هاي تلويزيوني عمدتاً پوششي براي تبليغ کالاهاي نظام سرمايه در بازار هستند، اما در پس اين ظاهر، آن چيزي که عمدتاً پنهان باقي مي ماند، کليشه هاي برآمده از نظام مردسالاري است؛ کليشه هايي که به طور غيرمستقيم - و در عين حال موثر - تبعيض و نابرابري ميان زن و مرد را در جامعه ترويج مي کنند. در اين آگهي ها نشان داده مي شود که کالاها، خدمات، نيازها و نقش ها، همگي قابل تقسيم به دوگانه يي «زنانه- مردانه» هستند. مايع ظرفشويي زنانه، تلفن همراه مردانه، آشپزي زنانه، حساب هاي بانکي مردانه، خانه داري زنانه، مهندسي مردانه و بسياري زنانه و مردانه ديگر همراه کالاها و خدمات تبليغاتي از طريق تلويزيون به درون خانه ها راه مي يابند.آگهي هاي تلويزيوني از موارد همسويي نظام سرمايه و نظام مردانه هستند. هر دو مصرفي را تبليغ مي کنند که بازتوليدکننده موجوديت شان است. مصرف کالاهاي جنس گرايي که هم سود سرمايه را بالا مي برد، هم نفع مردسالاري را و ما از طريق مصرف توليدات سرمايه و مردسالاري، مناسبات تبعيض آميز آنها را بازتوليد مي کنيم. آگهي هاي تلويزيوني ما را تشويق مي کند نمادهايي زنانه را براي زنان و نمادهايي مردانه را براي مردان مصرف کنيم. براي پي بردن به جديت و هنگفتي سود سرشار اين تبليغات مي توان به تکنولوژي پيشرفته آگهي هاي بازرگاني توجه کرد؛ انيميشن هايي با کيفيت بالا که حتي در برنامه هاي کودک تلويزيون نيز سابقه ندارد و همه را مجذوب خود مي کند و از همين رو است که کودکان از مخاطبان اصلي آگهي هاي جنس گراي تلويزيوني هستند. به طوري که در جريان پخش اين آگهي ها، پسربچه ها ياد مي گيرند که چگونه نقش هاي مردانه را بازي کنند و دختربچه ها ياد مي گيرند تا مادران و همسران ايده آل آينده باشند. نظام سرمايه و نظام مردانه، چشم اندازي بلندمدت از نابرابري و تبعيض را نشانه رفته اند. آنها کودکان را از امروز آماده پذيرش نقش هاي نابرابر آينده شان مي کنند.

تا اينجاي روايت، انگار نابرابري و تبعيض را پاياني نيست. گويي مدار بازتوليد تبعيض جنسيتي تا ابد استوار است اما در اين ميان سنت و تاريخ مبارزه و تغيير، درسي ديگر دارد؛ درسي درباره چگونگي شکستن چرخه بازتوليد تبعيض و نابرابري. مدار بازتوليد را نمي توان تنها با سکوت يا خاموش کردن تلويزيون ها متوقف کرد. مدار بازتوليد نظم موجود، تنها در برابر «بديلي مقاوم»، متوقف مي شود يعني مدار نهادين ديگري که بتواند الگوهاي نمادين بديل وضع موجود را ترويج کند؛ رسانه بديلي که بتواند تبعيض و نابرابري نهفته در کليشه هاي موجود را آشکار و واژگون سازد. شايد تکنولوژي هاي جديدتري همچون رسانه هاي اينترنتي بتوانند انحصار تلويزيون را به عنوان رسانه برتر شکسته و مجال مشارکت همگاني را براي تحقق برابري و آزادي مهيا سازند.
عناوين اين صفحه
جاي خالي حقوق مخاطب در رسانه ملي
عمر شش هزار ساله آگهي
حذف تدريجي آگهي بازرگاني از تلويزيون فرانسه
آگهي تلويزيوني و ترويج کليشه هاي جنسيتي
فروش روزنامه هاي دوران آلمان نازي در خيابان هاي برلين

فروش روزنامه هاي دوران آلمان نازي در خيابان هاي برلين
ايسنا؛ روزنامه هاي دوران آلمان نازي که توسط يک ناشر انگليسي مجدداً منتشر شده اند در خيابان هاي برلين فروخته شد. هزاران نسخه از نشريه هاي دهه 1930 به بهاي 90/3 يورو از سوي خوانندگان آلماني خريداري شدند. يکي از اين نسخه ها جز نسخه هاي چاپ شده نشريه Der Angriff در سال 1933 با تيتر صفحه اول «صدراعظم هيتلر رايش» و تفسيري از ژوزف گوبلز است. دبير اين پروژه که يک تاريخدان است به نشريه تايمز اظهار کرد؛ از امروز فرصت استثنايي براي خواندن اطلاعاتي که براي اجداد و والدين ما موجود بوده فراهم شده است. شرکت آلبرتاس که در لندن واقع شده است براي انتشار تبليغات نازي که در اين کشور ممنوع است، اجازه ويژه گرفته است و براي اطمينان بيشتر، مطالب

Der Angriff به همراه نشريه دويچه آلگماينه سايتونگ که يک نشريه محافظه کار است و Der Kampfer که يک نشريه کمونيست است، منتشر مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام