سيدغلامحسين حسن تاش

دوران نخست وزيري مهندس ميرحسين موسوي دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران بود. دشمن متجاوز از ابتداي تجاوز خود، صنعت نفت را هدف گرفته بود. اصولاً از ابتدا دشمن بعثي با متمرکز کردن فشار حملات خود بر شهرهاي دزفول و انديمشک، در واقع تلاش کرد خطوط مواصلاتي کشور را با مناطق نفت خيز خوزستان قطع کند و بر اين باور بود که در يک اقتصاد وابسته به نفت به ارث رسيده از رژيم قبلي ايران ، اگر ارتباط ايران با نفت قطع شود، بقيه کشور در تاريکي منجمد خواهد شد و نظام نورسته انقلابي ايران از پا درخواهد آمد. اما هنگامي که به همت غيورمردان جنوب در اين امر موفق نشد، حملات مستمر خود را بر تاسيسات نفتي ايران آغاز کرد. اين حملات به صورت بلاوقفه بر تمام تاسيسات نفتي ايران چه به وسيله خمپاره و موشک هاي زمين به زمين در تاسيسات نزديک تر به مرز عراق و چه به صورت هوايي در تاسيسات دورتر، تداوم داشت. توليد پالايشگاه آبادان به عنوان بزرگ ترين پالايشگاه کشور، از ابتداي حمله بعثيون متوقف شد و کشور از فرآورده هاي نفتي توليدي اين پالايشگاه که در تيررس مستقيم دشمن قرار داشت تا پايان جنگ محروم شد و اين در حالي بود که مهم ترين پايانه صادرات و واردات فرآورده هاي نفتي کشور در بندر ماهشهر نيز در تيررس دشمن بود. ساير پالايشگاه ها و تلمبه خانه هايي که نفت را به آنها منتقل مي کردند بارها و بارها مورد حمله قرار گرفتند. دقيقاً زماني که جبهه هاي نبرد نظامي قدري آرام مي شد جبهه نبرد اقتصادي دشمن که تمرکز آن روي صنعت نفت بود فعال تر مي شد و هواپيماهاي دشمن فراغت بيشتري براي حمله به تاسيسات نفتي پيدا مي کردند. خطوط انتقال، پايانه هاي صادراتي ايران و کشتي هايي که نفت ايران را صادر مي کردند نيز دائماً مورد حمله قرار مي گرفتند. پس از مدت کوتاهي وضعيتي به وجود آمد که هيچ خريدار نفتي حاضر به اعزام کشتي خود براي بارگيري از پايانه هاي اصلي صادراتي ايران در جزيره خارک نبود و ايران مجبور شد ناوگاني را فراهم کند که نفت را در خارج از منطقه خطر (ابتدا در جزيره سيري و بعدها در منطقه هرمز) به صورت کشتي به کشتي به خريداران تحويل دهد. کاروان کشتي هايي که نفت را از خارک به خارج از منطقه تحت پوشش بيمه جنگي منتقل مي کردند، مستمراً مورد حمله قرار مي گرفت. غربي ها از طريق رژيم بعث، نسل هاي مختلفي از موشک هاي کرم ابريشم و اگزوست که حرارت (موتورخانه کشتي ها) يا اکوي فلزي يا ترکيبي از اينها را تعقيب مي کردند و دائماً نيز از پيچيدگي بيشتري برخوردار مي شدند را روي نفتکش هاي ايراني آزمايش کردند.
امروز که به گذشته بر مي گرديم اداره کشوري در حال جنگ که شاهرگ حياتي اقتصاد آن چنين تحت فشار قرارگرفته بود، چيزي در حد معجزه مي نمايد.
شايد اغلب مردم نشنيده باشند و قطعاً نسل امروز ما نشنيده اند که روزهايي بر اين کشور گذشته است که کل صادرات نفت اين کشور در واقع از يک شلنگ 22 اينچي انجام مي شد. در حالي که در شرايط عادي چندين بازوي بارگيري همزمان به ظرفيت چندين ميليون بشکه، در اسکله هاي جزيره خارک وجود دارد، چندين يدک کش يک کشتي نفتکش (که هيچ اسکله يي براي پهلو گرفتن نداشت) را مهار مي کردند تا از طريق اين شلنگ بار گيري کند. قطعاً نسل جديد نمي دانند که ما روزهايي را گذرانديم که بنزين مصرفي مردم مستقيماً و داغ داغ از برج تقطير (با مختصري اغراق) به پمپ بنزين ها حمل مي شد تا صف بنزين ايجاد نشود در حالي که در شرايط عادي فرآورده هاي نفتي پس از ذخيره سازي در مخازن پالايشگاه و کنترل هاي لازم به انبارهاي پخش تحويل و از آنجا به ايستگاه هاي توزيع منتقل مي شود. در چنين شرايطي دولت مير حسين موسوي لحظه يي و آني از بازسازي تاسيسات نفتي، پالايشگاه ها و تلمبه خانه ها دست بر نداشت. در آن زمان هنوز از حوزه هاي مستقل گازي بهره برداري قابل توجهي نمي شد و عمده گاز مصرفي کشور از محل گاز همراه با نفت استخراجي از ميادين نفتي تامين مي شد. اگر پالايشگاه ها و صادرات نفت متوقف مي شدند، به تبع آن توليد نفت خام از چاه ها هم بايد متوقف مي شد و اگر توليد چاه هاي نفت متوقف مي شد، گازي هم براي تامين سوخت مردم وجود نداشت. اگر لحظه يي از بازسازي پالايشگاه ها و ايستگاه هاي انتقال نفت خام به پالايشگاه ها غفلت مي شد، در شرايط تحريم همه جانبه عليه ايران، سوختي براي به حرکت درآوردن ناوگان نظامي و هواپيماهاي جنگي براي مقابله با دشمن وجود نداشت.
به رغم همه فشارها کمترين وقفه يي در صادرات نفت و توليد فرآورده هاي پالايشگاهي کشور به وجود نيامد در عين حالي که با وجود همه مضيقه ها، مسائل صيانتي توليد از مخازن نفتي نيز تا حد ممکن رعايت شد. طبعاً در چنين شرايطي امکان آغاز کردن طرح ها و پروژه هاي جديد وجود نداشت اما اغلب طرح هاي نيمه تمامي که خارج از تيررس مستقيم دشمن بود به پايان رسيد و در عين حال نطفه گازرساني گسترده در سطح کشور و احداث شبکه هاي شهري گاز و نصب انشعابات براي افزايش رفاه سوختي مردم نيز در همين دوره منعقد شد. تامين فوري اقلام و تجهيزات داخلي و خارجي مورد نياز بازسازي هاي مداوم و سريع صنعت نفت، مستلزم هماهنگي فعال همه دستگاه ها تحت يک مديريت قوي مرکزي بود.
به وجود آمدن همين نيروي عظيم و با انگيزه و کارآمد براي بازسازي مداوم صنعت نفت بود که بعد از جنگ، کار نوسازي و توسعه صنعت نفت را تسهيل کرد و اگر در دولت هاي بعدي از همان انگيزه ها صيانت مي شد، چه بسا ارزش هاي بسيار بيشتري را نيز مي آفريد.
اما مشکلات بخش نفت به فشارهاي نظامي ختم نمي شد. در آن دوره کشور علاوه بر فشارهاي مذکور درگير سخت ترين و پر فشارترين دوران بازاريابي و فروش نفت خام و بدترين دوران کاهش تقاضا براي نفت اوپک و در نتيجه کاهش قيمت هاي جهاني نفت بود. سياست هاي مديريت انرژي کشورهاي صنعتي که از اواسط دهه 1970 آغاز شده بود به تدريج در اوايل دهه 1980 ( سال هاي 1361 به بعد) به ثمر نشست. نتيجه همه اين سياست ها کاهش تدريجي تقاضا براي نفت اوپک بود. در حالت اشباع بازار از نفت و کاهش تقاضا، طبعاً اين کاهش تقاضاي نفت، بيشتر از همه به کشورهايي منتقل مي شد که خريداري و تحويل گرفتن نفت از ايشان نيز ساده نبود. اما از ميان دو کشور در حال جنگ، عراق تحت حمايت کشورهاي مصرف کننده غرب و کشورهاي عرب منطقه قرار داشت و ايران تحت تحريم. شبکه خطوط لوله انتقال نفت عربستان در اختيار صادرات نفت عراق قرار گرفت و مسير انتقال نفت عراق به بندر سيحان ترکيه به سرعت ساخته شد.
شرکت ملي نفت ايران به طور سنتي بيشترين توليدات نفت خام خود را به چند شرکت بزرگ نفتي بين المللي و عمدتاً امريکايي مي فروخت و مکانيسم هاي بازاريابي و فروش در اين شرکت چندان توسعه يافته نبود. امريکايي ها با تحت تحريم قراردادن ايران، اين شرکت ها را از تجارت نفت ايران حتي به مقاصدي خارج از ايالات متحده منع کردند. در اين شرايط تمام توان دولت به کار گرفته شد که صادرات نفت و تامين ارز مورد نياز کشور تداوم يابد. در چنين شرايطي بدون هماهنگي قوي تحت مديريتي منسجم ميان متوليان تجارت خارجي و سياست خارجي و دستگاه ديپلماسي کشور، تداوم بازاريابي و فروش و صادرات نفت ممکن و مقدور نمي شد.
به تبع کاهش تقاضا براي نفت اوپک، قيمت هاي جهاني نفت نيز سير نزولي داشت. اوپک براي حفظ قيمت ها بايد تصميم به کاهش توليد مي گرفت و اگر توليد خود را کنترل نمي کرد قيمت ها در حدي سقوط مي کرد که با فروش بيشتر هرگز نمي شد ميزان کاهش قيمت را جبران و سطح درآمدهاي نفتي را حفظ کرد. اما در اين ميان جناحي به رهبري عربستان در اوپک شکل گرفت که به قيمت اهميتي نمي داد و با کنترل توليد مخالفت مي کرد. تعامل قوي و کم سابقه ميان دستگاه ديپلماسي و صنعت نفت کشور در اين دوره موجب شد ايران به رهبر جناح مقابل و جناح طرفدار حفظ قيمت نفت در اوپک تبديل شود. شايد نسل امروز که اخبار جلسات چندساعته و حداکثر نيم روزه اوپک و اخبار تصميمات اوپک که با کمترين چالشي اتخاذ مي شود را مي شنوند برايشان قابل تصور نباشد که اجلاسيه هاي اوپک در آن دوران گاهي تا 10 روز به طول انجاميده باشد. ديپلماسي افشاگرانه و در عين حال متين و منطقي ايران در تبيين ضررهاي قيمت هاي پايين نفت براي جهان اسلام و جهان عرب بود که ترک تازي جناح طرفدار سقوط قيمت نفت را مانع مي شد و محدود مي کرد. اما در هر حال با توجه به شرايط جهاني انرژي و بازار نفت و ظهور روزافزون توليدکنندگان غيراوپک، روند قيمت هاي جهاني نفت نزولي بود و در بعضي مقاطع که توطئه جناح مقابل در اوپک به اوج رسيد قيمت ها به حداقل خود در شش دلار در بشکه نيز کاهش يافت.
اداره کشور در حال جنگ با حجم عظيم هزينه هاي جنگي و با پرهزينه ترين و کمترين ميزان صادرات و درآمد نفت و با بيشترين فشار بر گلوگاه اقتصاد کشور، چيزي بود که در دوران قرار داشتن ميرحسين موسوي در رأس دستگاه اجرايي کشور، اتفاق افتاد و در عين حال در شرايطي که هيچ کس انتظاري بيشتر از حفظ وضع موجود و اداره جنگ را از چنين دولتي نمي تواند داشته باشد، مي توان شاخص هاي کليدي اين دوران مانند سرمايه گذاري، وضعيت توزيع درآمدي و شاخص مربوط به آن يعني ضريب جيني و سهم و ترکيب استفاده از درآمد نفت در امور جاري و عمراني را با دوره هاي ديگر قياس کرد، ضمن اينکه در اين دوره، عزت و اقتدار سياست خارجي کشور در شرايط بسيج امکانات نظام سلطه در حمايت از دشمن در حال جنگ با ايران نيز مثال زدني است.
اگرچه حمايت هاي حضرت امام(ره) و تلاش مديران و کارکنان دولت در کليه بخش هاي اجرايي اعم از نفت و وزارت خارجه سهم قابل توجهي در توفيقات به دست آمده داشت ليکن همواره سهمي ويژه براي ناخداي اين کشتي توفان زده يعني آقاي مهندس ميرحسين موسوي در تاريخ اين مرز و بوم به ثبت خواهد رسيد.