ثمينا رستگاري

9 روز بعد از آنکه نام احمدي نژاد از صندوق هاي راي بيرون آمد دولت اصلاحات که مي دانست حداقل براي چهار سال بايد جاي خود را به کساني بدهد که به جاي اطلاع رساني و آگاهي بخشي، شعار عدالت مي دهند لايحه يي به نام آزادي اطلاعات را تصويب کرد. اين لايحه مدت ها در مجلس هفتم مورد بي اعتنايي قرار گرفت و باز هم در آخرين روزهاي عمر اين مجلس به رغم مخالفت برخي از نمايندگان و اعضاي دولت وقت اين لايحه در مجلس مورد بررسي قرار گرفت. ابتدا نام آن از آزادي اطلاعات به «انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات» تغيير پيدا کرد و مواد آن در کميسيون حقوقي و قضايي از 83 ماده به 36 ماده و در صحن به 24 ماده کاهش يافت.
بررسي موادي که به تصويب مجلس رسيد، نشان مي دهد 14 ماده بدون تغيير نسبت به لايحه به تصويب رسيده، 10 ماده دچار تغييرات کلي و جزيي شده و 12 ماده نيز به کلي حذف و يک ماده و يک تبصره به لايحه افزوده شده است.
اين لايحه جرح و تعديل شده به تصويب رسيد. در مجلس هشتم به شوراي نگهبان فرستاده شد تا با قانون اساسي و شرع مقدس تضادي نداشته باشد. شوراي نگهبان با هفت ايراد آن را براي اصلاح به مجلس برگرداند. نمايندگان شش مورد از ايرادات شوراي نگهبان را برطرف کردند اما بر ماده 6 لايحه آزادي اطلاعات اصرار کردند و نهايتاً براي يک بار ديگر شوراي نگهبان آن را به مجلس باز گرداند.
بر اساس اين لايحه هر شخص ايراني حق دسترسي به اطلاعات عمومي را دارد و اطلا عات عمومي هم عبارت است از؛ اطلاعات غير شخصي نظير ضوابط و آيين نامه ها، آمار و ارقام ملي و رسمي، اسناد و طبقات اداري.
موسسات عمومي موظف هستند از طريق واحد اطلاع رساني يا واحد مربوط، سالانه گزارشي درباره فعاليت هاي آن موسسه در اجراي اين قانون به کميسيون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات ارائه دهند. بر اساس ماده 7 قانون مصوب، موسسه عمومي نمي تواند از متقاضي دسترسي به اطلاعات هيچ گونه دليل يا توجيهي جهت تقاضايش مطالبه کند.
ماده 24 قانون مصوب نيز مي گويد آيين نامه اجرايي اين قانون حداکثر ظرف سه ماه از تاريخ تصويب، توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و با همکاري دستگاه هاي ذي ربط تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد.
از مواردي که حذف شدند مي توان به ماده 4 اشاره کرد که مي گويد؛ «هر شخص ايراني حق دارد آشکارا با رعايت قوانين از فعاليت هاي ارکان و اجزاي مختلف حکومت و فعاليت ماموران آنها انتقاد کند» و ماده 5 که مي گويد؛ «اجبار تهيه کنندگان و اشاعه دهندگان اطلاعات به افشاي منابع خود ممنوع است و اين امر نافي مسووليت تهيه کنندگان و اشاعه دهندگان اطلاعات نيست.»با تصويب مجلس در بخش حق دسترسي به اطلاعات، موسسات عمومي مکلفند اطلاعات موضوع اين قانون را در حداقل زمان ممکن و بدون تبعيض در دسترس مردم قرار دهند. در اين راستا اطلاعاتي که متضمن حق و تکليف براي مردم است بايد علاوه بر مواد قانوني موجود از طريق انتشار و اعلان عمومي و رسانه هاي همگاني به آگاهي مردم برسد. همچنين موسسات خصوصي موظفند با رعايت مقررات اين قانون، اطلاعات مورد نياز افراد را که براي اجراي حقوق يا حمايت از حقوق آنها ضروري است، در دسترس آنان قرار دهند.
با راي مجلس درخواست دسترسي به اطلاعات شخص تنها از اشخاص حقيقي که اطلاعات به آنها مربوط مي شود يا نماينده قانوني آنان پذيرفته مي شود، همچنين موسسه عمومي نمي تواند از متقاضي دسترسي به اطلاعات هيچ گونه دليل يا توجيهي جهت تقاضايش مطالبه کند.
در اين راستا موسسه عمومي يا خصوصي بايد به درخواست دسترسي به اطلاعات در سريع ترين زمان ممکن پاسخ دهد و در هر صورت مدت زمان پاسخ نمي تواند حداکثر بيش از 10 روز از زمان دريافت درخواست باشد. 60 سال پيش از آنکه دولت اصلاحات آن را به صورت لايحه تصويب کند در ژنو کنفرانس بين المللي «آزادي اطلاعات» برگزار شد و در ماده 19 حقوق بشر اين حق براي تمام مردم به رسميت شناخته شد که به اطلاعاتي که در اختيار حکومت قرار دارد، دسترسي پيدا کنند.
مهم ترين کار ويژه اين قانون اعتماد سازي ميان مردم و حکومت، شفافيت فعاليت اقتصادي و سياسي، محدود سازي خطوط قرمز سليقه يي و جلوگيري از فساد اداري است.
در صورت پذيرفتن اين حق براي مردم سياستمداران از هيات عاليجناباني در اتاق هاي دربسته تبديل به منتخباني در اتاق هاي شيشه يي خواهند شد.
و اما آنچه مهم تر از نتيجه هاي اين قانون است پيش فرض هايي است که به تصويب آن منجر مي شود براي هر کسي که از بهره هوشي متوسطي برخوردار است،بديهي است در جامعه يي مردم حق دسترسي به اطلاعات را دارند که حق حاکميت داشته باشند و قرار باشد دست به انتخاب حاکمان بزنند تنها در يک نظام دموکراتيک است که مردم براي انتخاب بايد اطلاعات داشته باشند.
مردمي که حق انتخاب نداشته باشند نبايد هم اطلاعاتي داشته باشند. در چنين سيستمي به جاي اطلاعات حکومتي بايد از «اسرار حکومتي» سخن بگوييم که به مردم هم ربطي ندارد و دقيقاً به اين دليل است که اطلاعات اکسيژن دموکراسي است و در فقدان آن صحبت کردن از دموکراسي و تئوريزه کردن آن به يک شوخي تلخ شبيه است. اساساً در اوضاعي که شاه بيت سخنان سياستمداران (از هر جناحي) «مافيا»، «دست هاي پشت پرده» و «نمي گذارند»است، چگونه مي شود براي تصويب اين قانون تلاش نکرد.