داود فيرحي*

عناصر و نهادهاي ملحوظ در نظر يه هاي نظام مشروطه شيعه، تا حدودي همان نهادهاي دولت مشروطه در ايران هستند که متعاقب نهضت مشروطه خواهي ايرانيان در سال 1324 ق/1285 ش شکل گرفت و به همراه تحولات بسيار، به طور رسمي تا 22 بهمن 1357 استمرار داشت. نظريه هاي مشروطه اسلامي، مجلس شوراي ملي را يکي از عناصر اصلي و از ارکان نظام سياسي اسلامي تلقي مي کنند. اما برخلاف جايگاه پارلمان در نظام هاي مردمسالار غرب، انديشمندان شيعه ديدگاه هاي خاصي درباره مجلس و قوه مقننه دارند؛ هر چند الگوي مشروطه اسلامي در نظريه هاي شيعه متفاوت است، همه آن نظريه ها بر بنياد شرعي قوانين مجلس شوراي ملي و بنابراين حضور مجتهدان در مجلس قانونگذاري تاکيد دارند. سيدعبدالحسين لاري با نظر به ضرورت تنظيم همه امور فردي، اجتماعي و سياسي جامعه بر پايه شريعت اسلامي، لاجرم طرحي متفاوت از «قانون اساسي مشروطه ايران» براي تاسيس دولت مشروطه اسلامي ارائه مي دهد. به ديده وي، مجلس مشروطه شورايي مبتني بر شريعت و براي اجراي احکام الهي است. بنابراين، رياست مجلس را بايد «فقيه عادل و جامع الشرايط» بر عهده بگيرد. سيدلاري در بيان «شروط مشروطه مشروعه مجلس ملي اسلام» مي نويسد؛«و اما شروط کمال و تکميل مجلس اين است که اقلاً و اولاً شخص اول مجلس فقيه عادل و جامع الشرايط باشد. پس از آن بدل و قائم مقام ايشان از عدول مومنين هر چه بيشتر بهتر.»1
رئيس مجلس شوراي ملي در انديشه سيدعبدالحسين لاري، چنان حاکم شرعي است که حق بر تمام انام مردم دارد و مقدم و نافذالحکم است و کسي را حق مخالفت و معارضه در آن نيست. عدول مومنين و ديگر مسلمين در طول حاکم هستند و نه در عرض. برخلاف نظر سيدلاري، در بيشتر نوشته هاي مربوط به مشروطه اسلامي، تا حدودي در قالب قانون اساسي مصوب مشروطه به جايگاه مجلس و «دارالشوري» توجه شده است. بر اساس ديدگاه مشهور جعل قوانين در مجلس دارالشوري بر دو قسم است؛ يکي جعل قانون درباره ترتيبات اجرايي احکام شريعت، و ديگري جعل قانون در امور عرفيه که قابل تغيير و تبديل است. در اين تحليل رايج در زمان مشروطه، بي آنکه شرط فقاهت در رياست مجلس الزامي باشد، تنها مقيد بودن احکام مجلس دارالشوري به موافقت با قانون اسلام، و حضور تني چند از عالمان شريعت در تمام اعصار مجلس، به عنوان شرط اساسي اسلامي بودن مجلس و مشروطه معرفي شده است.2
محقق نائيني نيز بر اساس مباني فقهي- سياسي خود چنين نگرشي دارد. در انديشه اين متفکر پرآوازه شيعه، شهروندان دوره غيبت فارغ از هرگونه ولايت سياسي، آزادند که نظام سياسي دلخواه خود را تاسيس کنند. اما دو چيز بايد مورد توجه قرار گيرد. اولاً، فقيهان دوره غيبت پاسداران مذهبند و ولايت در تبليغ، فتوا و قضاوت دارند. ثانياً مصاديقي از حوزه قانونگذاري وجود دارد که معلوم نيست از وظايف فقهاست يا اينکه در قلمرو امور عرفي و اختيارات مردم است. بنابراين، نظر و نظارت عالمان دين و قانونگذاري بايد مورد توجه قرار گيرد.
شيخ محمدحسين نائيني حدود اختيارات مجلس شوراي ملي و به تبع، قلمرو فعاليت اقليت هاي غيراسلامي را، همانند اکثريت مسلمانان، به قوانين ثانويه محدود مي کند که به شرط «عدم مخالفت با شريعت» قابل تحقق خواهد بود. به نظر وي «قوانين قسم اول نه به اختلاف اعصار و امصار قابل تغيير و اختلاف، و نه جز تعبد به منصوص شرعي الي قيام الساعه وظيفه و رفتاري در آن متصور تواند بود.»3 بدين سان نائيني به رغم ايجاد زمينه نظري و عملي لازم براي حضور اقليت ها در مجلس شوراي ملي در واقع چيز جديدي بر احکام اهل ذمه نيفزوده است. به هر حال، انديشمندان مشروطه شيعه همواره تاکيد مي کردند؛ «بايد در هيچ عصري از اعصار مواد قانونيه (مجلس) مخالفتي با قواعد مقدسه اسلام و قوانين موضوعه حضرت خير الانام صلي الله عليه وآله وسلم نداشته باشد.»4 و چون از جمله قوانين اسلامي احکام جزيه است، سيدعبدالحسين لاري اصرار دارد که «قانون ملي بايد به اجراي احکام الهي درباره اهل ذمه و کفار اهل کتاب پرداخته، مقررات شرعي را در اين باره کماً و کيفاً به مرحله اجرا گذارد.»5 سيد لاري در رساله اللئالي المربوطه في وجوب المشروطه عباراتي دارد که گويي توضيح نظريه نائيني درباره حدود فعاليت اقليت هاي مذهبي در دولت مشروطه اسلامي است. وي مي نويسد؛«يهودي و نصارا و مجوس هرگاه در تحت معاهده اسلام داخل شدند و شروطي که در کتب فقهيه مذکور است مابين آنها مقرر شد، در اين صورت تحت حمايت اسلام داخل و مسلمين دار ذمه حفظ مال، ناموس و نفوس آنها خواهند بود و در استعمار ملکي و فوائد تجارت و زراعت و ساير منابع ثروت، به نحوي که مخالف ذمه نباشد، مختار و آزادند.»6
پي نوشت ها؛---------------------------------
1-سيدعبدالحسين لاري، «قانون در اتحاد دولت و ملت»، رسائل مشروطيت، ص 408
2- رساله «مکالمات مقيم و مسافر»، رسائل مشروطيت، ص 427 و نيز شيخ محمد اسماعيل محلاتي، اللئالي المربوطه في وجوب المشروطه، ص 486 به بعد
3- نائيني؛ تنبيه الامه ؛ ص130
4- ابوالحسن نجفي مرندي، «دلائل براهين الفرقان في بطلان نواسخ محکمات القرآن»، در رسائل مشروطيت، ص223
5- سيدعبدالحسين لاري، «قانون مشروطه مشروعه»، در رسائل مشروطيت، ص369
6- محمداسماعيل محلاتي، «اللئالي المربوط في وجوب المشروطه»، در رسائل مشروطيت، ص 546
*دانشيار علوم سياسي دانشگاه تهران