دوشنبه، 23 دي 1387 - شماره 1864
   
 
صفحه نخست :: ضميمه روزانه :: صفحه آخر
حاجت از صاحب علم مي گيريم
محمد سرابي
از چند سال قبل که تعداد تمثال هاي بي اعتبار زياد شده بود قرار شد از تصاوير نمادين براي عاشورا استفاده شود. در بعضي از تمثال ها ديگر خلاقيت از حد گذشته بود و چهره ائمه معصوم را طوري کشيده بودند که اثري از آن حس قدسي باقي نمانده بود. علما هم ناراضي بودند مخصوصاً که هيچ تصويري از چهره 14 معصوم اعتبار ندارد و اساساً در معارف اسلامي کشيدن تصوير چهره پيشوايان پسنديده نيست. دليل آن هم خيلي ساده است. اگر ساختن مجسمه و کشيدن نقاشي در صدر اسلام رايج مي شد ممکن بود خوي بت پرستي دوباره زنده شود. توصيه ها نتيجه داد و هيات ها چهره امامان معصوم را با رنگ سفيد محو کردند. دوباره همان تصور نوراني مرسوم از ائمه بازگشت. گروهي هم تصوير حرم اباعبدالله را جايگزين کردند.

مدتي است همه به تغييرات مراسم عزاداري سيدالشهدا حساس شده اند. حسن رفيعي مياندار هيات متوسلين به حضرت ابوالفضل العباس مي گويد؛ «همان زمان قديم هم خيلي ها قمه زدن را قبول نداشتند. بعد هم که انقلاب شد و امام گفتند قمه زني تصوير بدي از عزاداري شيعيان نشان مي دهد ديگر قمه زن ها در خيابان ها راه نمي افتادند. حالا که رهبر انقلاب قمه زني را ممنوع کرده اند ما ديگر قمه زني را نمي بينيم.» مشکل قمه زني حداقل در شهرهاي بزرگ حل شده محسوب مي شود ولي چيزي که هيات ها را ناراحت مي کند ممنوعيت حمل علامتي است که هويت هيات را نشان مي داد. عباس رفيعي برادر حسن مي گويد؛ «هيات ها با حمل علامت نه راهبندان طولاني درست مي کنند نه مزاحم کسي مي شوند. علم بلند کردن راه و رسمي داشت و نشانه هيات محسوب مي شد. اگر هيات بزرگ تر داشته باشد نمي گذارند در دستگاه امام حسين رقابت و دلخوري درست شود. نمي دانم چرا علم بردن را ممنوع کردند ولي بچه هاي هيات ها خيلي ناراحت هستند.» چند بار اتفاق افتاده بود که علم ارزش غير از آنچه که هست پيدا کند. بعضي ها براي علم نذر کردند و بعضي ها خودشان را به علم زنجير کردند تا شفا بگيرند. از آن طرف عده يي هم به اين نتيجه رسيدند که علم اصلاً ريشه مذهبي ندارد و بايد حذف شود. البته قمه زني واقعاً حرکت ناراحت کننده يي بود اما علم، زنجير، پرچم، طبل و نوحه نشانه هايي هستند که در زماني طولاني شکل گرفته اند. مشکل اينجاست که اگر موضوع تحريفات در برخي مراسم ها بيش از حد بزرگنمايي شود آن وقت اصل قضيه آسيب خواهد ديد. تحريف يعني کاري است که به عمد انجام مي شود و به قول فقها از عناوين قصديه است و اگر کسي خطايي در فهم يک مطلب داشته باشد شامل تحريف نيست. اگر به مرور زمان مناسک و آييني در اطراف اعتقادي شکل گرفته نمي شود به آن گفت تحريف. با توصيه و نصيحت شايد بتوان برخي از تصورات را اصلاح کرد و مانع رشد آنها شد ولي ممنوعيت و محدوديت آن هم با اجبار ممکن است نتايج خوبي نداشته باشد. حسن رفيعي مي گويد؛ «علم فولاد و پارچه است اگر هم کسي حاجت مي گيرد از شفاعت آقا اباعبدالله است. جوان هايي که به دستگاه امام حسين خدمت مي کنند شکي در اين ندارند.» اگر بخواهيم هيات ها را که از معدود حرکت هاي اجتماعي مردمي در ايران هستند به چارچوب هاي سخت اداري بکشيم بايد براي تمام مداحان مجوز صادر کنيم. بعد بايد اعضاي هيات کارت داشته باشند و بعد هم تشکيلات عريض و طويلي به اندازه يک وزارتخانه نياز است تا هزاران هزار هياتي را هر سال در ايام محرم برپا مي شوند، کنترل کند.
فغان ز جنگ و مرغواي آن
مسعود بهنود

برايم نوشته است که در اين روزها رفته به مزرعه پدري، دور از دود و صدا و تکنولوژي. نوشته است جايت خالي. نوشتم کاش همه مان بازمي گشتيم به دوراني که کشاورز بوديم و دشمني هامان در حد سهم آب و سهم بذر خلاصه مي شد و دوستي هامان در اشتراک قنات، وصلت فرزندان به هم پيوسته. مي دانم آرزوي محال است. چنان به تلويزيون و برق و موبايل و شوفاژ و وان خو کرده ايم که بي اينان زندگي برايمان محال است. اما کاش ايلياتي مردماني بوديم که زندگي بر دوشي، باعث مي شد زمين را خانه خود و آسمان را پدرمان بگيريم و چشمه را خواهر مهربان خود بدانيم. و آب را گل نکنيم.

برايش نوشتم دور شدن از روستا و مزرعه، همان جا که چشم انداز گسترده دارد و هر صبح که چشم باز کني آسمان و پيرامون به شکل ها و رنگ هاست گونه گون، حاصلش جمع شدن در شهرهايي بود که اول کار امن و جمع داشت و همين امن طلبي دام راه پدران مان شد که روستا واگذارند و شهري شوند. اما در شهر هميشه در منظرت ديوار است و ديوار جدايي است. و آسمان هر کجا آري همين رنگ است.

دزموند موريس در کتاب باغ وحش انساني، شهر را براي آدميان همچون قفس ديده بود براي جانوران. که در اين هر دو آزادي را مي گيرند و امنيت مي دهند. اما بشر در قفس خود نيز به کشتن پرداخت و جنگ گرفت، ويراني و مرگ آورد، دشمني افزود و چنان کرد که امروز در غزه هست و در سراسر آفريقا. و در آن ديگر بخش ها هم که جنگ نيست، تيز کردن شمشير هست و تدارک جنگ هايي که بر بمب و اينترنت و ماهواره سوار است، و صد صد مي برد. و جنگي نابرابر است، چشم در چشم، بيل در بيل، و نيزه در نيزه نيست که بتوان خون بس داد. اين جنگ هايي است که با فشار تکمه يي از دور صاعقه يي مي رسد چشم بسته و مدرسه بر سر جگرگوشگان خراب.

و باز اين را هم نوشتم که شايد بتوان جنگ را، به اين اعتبار که همزاد بشر است و به اين بهانه که ريشه در تفاوت ها و خودخواهي ديرينه دارد، ناگزير ديد و از ناگزيري اش پذيرفت. اما چه بايد کرد که چون مرغواي جنگ درمي افتد کساني هستند هميشه و همواره، که چشم و دل بسته با جنگ اند. بي آنکه در ميدان باشند مي کشند، و بر سر طالبان صلح همان مي آورند که در دو جنگ جهاني آلمان هاي گاه روشنفکر بر سر هرمان هسه آوردند. مرد که سرانجامش به آسايشگاه هاي رواني کشيد، جنگ را نمي خواست حتي وقتي هموطنانش به آن نام هاي مقدس داده بودند و بهانه اش وطن بود.

اما براي آن دوست ننوشتم که به هر جا - روستا، مزرعه، دشت و کوه، دور و نزديک - مي روي يکي را همراه ببر. و آن همدمي است که در بي خبري هم دنياي آدمي را به تلاطم مي آورد و دنياي تازه يي خلق مي کند. و در آن دنياي تازه آدمي را تنها نمي گذارد. مقصودم به کتاب است.

آزموده ام. روزگاري در جايي تنگ يک نسخه از کتاب زندگينامه گرامشي، فيض روح القدس بود که مدد فرمود. يک بار هم در همين روزهاي از غزه و جنگ و آدم سوزي اش، گورزاد قصه هاي کوتاه هسه چنين کرد. و اين را از لطف ترجمه هاي لطيف سروش حبيبي دارم.
دولت
متهمي به نام روزنامه نگار
مينو کمالي

پرده اول

آبان 87 کتاب هاي قانون تندتند ورق مي خورد. علي کردان دهمين وزير کابينه 21 نفري دولت محمود احمدي نژاد است که از کار برکنار شده و کل کابينه را در معرض راي اعتماد مجدد قرار داده است، چرا که طبق قانون هرگاه نيمي از کابينه تغيير کند کل هيات دولت بايد براي بار ديگر در مقابل مجلسي ها صف بکشند و راي اعتماد دوباره بگيرند. در حالي که برخي محافل دولت را «لب تيغ» توصيف مي کنند اما خود دولتي ها نگراني چنداني از اين تغيير نامهربان ندارند چرا که به اعتقاد دولت اصولگرا گرفتن راي اعتماد مجدد از مجلس اصولگرا کار چندان سختي نيست. اما حقوقدانان از سوي ديگر به مدد دولت مي آيند؛ با يک قانون ساده و تقسيمي ساده تر. 21 تقسيم بر دو مي شود 5/10. نيم وزير نداريم و «قانون به نفع دولت تفسير مي شود.»

پرده دوم
آبان 87 مجله شهروند امروز توقيف مي شود.

مطبوعاتچي هاي خانه به دوش راهي خانه ديگري مي شوند. «آينده نو» اگرچه قرار است اندک جايي باشد براي آسودن اما پيش از رسيدن مهمانان تازه آوار مي شود. «آينده نو» به همان سرنوشتي که «آريا» دچار شد، دچار مي شود. «انتشار نامنظم» بندي از قانون است که از سوي هيات نظارت بر مطبوعات نطفه روزنامه قماش اصلاح طلب را منعقد نکرده خفه مي کند. «نيم روز» خيلي زود به شب مي نشيند تا روزنامه هاي درنيامده يکي يکي لغو مجوز شوند و براي هميشه خيال همه را از تولد دوباره راحت کنند. به هر حال وقتي متهم روزنامه نگار باشد هيچ قانوني به نفعش تفسير نمي شود.

پرده سوم

آذر 87 غلامحسين الهام سخنگوي دولت در دانشگاه امام صادق(ع) حضور يافته است. دانشگاهي که اگرچه روزگاري مرکز حاميان انتخاباتي محمود احمدي نژاد ناميده مي شد اما بر مهمان خود سخت گرفته است. خيل سوالات انتقادي درباره علي کردان وزير سابق کشور، اسفنديار رحيم مشايي معاون احمدي نژاد و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، مشاوران و ساير وزرا و حتي خود الهام عرق بر پيشاني سخنگوي دولت مي نشاند اما غلامحسين الهام که روزهاي سخت تري را در مقابل خبرنگاران گذرانده در مقابل هر سوالي بذله يي مي گويد و درباره هر فرد جنجالي کابينه توضيحي.

پرده چهارم


مرداد 87 آخرين ماه هاي رياست جمهوري محمود احمدي نژاد است. رئيس دولت نهم در سال پاياني رياستش بر نهاد اجرايي کشور روز خبرنگار را غنيمت شمرد و اصحاب رسانه را به ضيافت شام فراخوانده است. احمدي نژاد به گفته مجري به رغم حال نامساعد جسمي در اين مهماني حضور يافته اما حال نه چندان مساعد او باعث نمي شود تا اعلام شيريني دو هديه به روزنامه نگاران را از دست بدهد. اگرچه وعده سفر به مشهد برخي از حاضران را به وجد مي آورد اما دستور شفاهي احمدي نژاد مبني بر پس گرفتن شکايات نهادهاي دولتي از روزنامه غايبان را به تامل وامي دارد. هديه مالي احمدي نژاد براي خبرنگاراني که براي دريافت تحفه رئيس جمهور ثبت نام کردند دو سه ماه بعد نقد مي شود اما در همين دو سه ماه يک هفته نامه و يک روزنامه توقيف و يک روزنامه و يک هفته نامه لغو مجوز مي شوند.
صفحه آخر
injasafheakharast@yahoo.com
عناوين اين صفحه
حاجت از صاحب علم مي گيريم
فغان ز جنگ و مرغواي آن
متهمي به نام روزنامه نگار
صفحه آخر

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام