دوشنبه، 16 دي 1387 - شماره 1861
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
پرفروش ترين هاي سال 2008
سلطه بي چون و چراي فانتزي هاي کودکانه

فروش 10 فيلم سال به ميليون دلار در امريکا و کانادا


1- شواليه تاريکي 530

2- مرد آهنين 318

3- اينديانا جونز4 ، 317

4- هنکاک 227

5- وال- اي 223

6- پانداي کونگ فو کار 215

7- مادگاسکار2، 175

8- گرگ و ميش 169

9- ذره يي آرامش 164

10- هورتون 154

گروه فرهنگي؛ دوراني را که پدرخوانده، بربادرفته يا دکتر ژيواگو پرفروش ترين فيلم هاي جهاني بودند فراموش کنيد. فيلم هايي براي آدم هاي بالغ، براي مردان و زنان بين 18 تا 35 سال. آمار فروش سال 2008 نشان مي دهد فيلم هاي کودکانه و نوجوان پسند روز به روز با اقبال بيشتري از سوي تماشاگران روبه رو مي شوند. فانتزي، انيميشن و داستان هاي علمي- تخيلي يا برگرفته از کميک استريپ ها، فاتحان بازار فيلم در سال 2008 بودند. از ميان 10 فيلم پرفروش سال 2008 به شکل معناداري چهار فيلم انيميشن هستند. هورتون، پانداي کونگ فوکار، مادگاسکار 2 و وال- اي. مجموع فروش اين چهار فيلم در امريکا و کانادا به 770 ميليون دلار بالغ شدند. از اين چهار انيميشن، وال- اي محصول مشترک پيکسار و والت ديزني و هورتون محصول کمپاني فاکس است و دو انيميشن ديگر نيز از کارخانه روياسازي اسپيلبرگ و شرکا (دريم ورکز) عرضه شده اند. تنها رقيبان جدي انيميشن ها در فتح بازار کميک استريپ ها هستند. شواليه تاريکي، مرد آهنين، اينديانا جونز4 که مقام اول تا سوم پرفروش ها را برعهده دارند، هر سه برگرفته از دستمايه هاي کميک استريپ هستند و در حال و هوايي فانتزي غوطه مي خورند. اين سه فيلم در مجموع يک ميليارد و 150 ميليون دلار فقط در امريکا و کانادا فروش کرده اند. يک اکشن سريالي ديگر، ذره يي آرامش، بيست وسومين جيمز باند با فروش 170 ميليون دلاري ديگر عضو فهرست 10 فيلم پرفروش سال 2008 است. هنکاک يک کمدي اکشن جذاب با بازي ويل اسميت و چارليز ترون مجموعه فيلم هاي نوجوان پسند و پرفروش سال را تکميل مي کنند. شايد تنها عضو غافلگيرکننده فهرست؛ درام عاشقانه گرگ و ميش ساخته کاترين هاردويک است که با کادر بازيگران نسبتاً گمنام خود يک فروش 170 ميليون دلاري غافلگيرکننده را رقم زد. فيلم اقتباسي است از يک رمان پرخواننده نوشته استفاني مايرز که طيفي از نوجوانان 16 تا 25 ساله را مجذوب حال و هواي عاشقانه و پرالتهاب خود کرد. فيلم البته در ارزيابي کاربران سايت اينترنتي Imdb درجه 6 از 10 را به دست آورد. به هرحال به نظر مي رسد ذائقه تماشاگران امريکا و کانادا- و شايد سرتاسر جهان- هر چه بيشتر به سمت آثار کودکانه در حرکت است. دوراني که رومن پولانسکي در توصيف آن مي گويد؛ «ديگر فيلمي براي تماشاگران بالغ ساخته نمي شود.»
بازديد وزير ارشاد و معاونانش از نمايشگاه رسمي تهران
آرت اکسپو در جلسات هيات دولت
«قرار شده است موضوع آرت اکسپو در جلسات هيات دولت مطرح و مصوب شود تا از اين پس هر ساله در آذرماه شاهد برگزاري آرت اکسپوي رسمي تهران باشيم.» امير عبدالحسيني دبير آرت اکسپو با بيان اين مطلب از حضور محمدحسين صفارهرندي (وزير ارشاد اسلامي)، محمدحسين ايماني خوشخو (معاون هنري ارشاد)، محمدحسين نيرومند (مشاور هنري وزير ارشاد) و حسن بنيانيان (رئيس حوزه هنري) در آرت اکسپوي رسمي تهران خبر داد. او همچنين با اشاره به بازديد رئيس حوزه هنري از آرت اکسپو گفت؛ «رئيس حوزه هنري قول دادند در جلسات شوراي عالي هنر درباره موضوع اقتصاد هنر مصوباتي را به جريان بيندازند.» دبير آرت اکسپو درباره خريد وزارت ارشاد هم توضيحاتي ارائه کرد؛ «وزير ارشاد قول خريد داده اند و ظرف امروز و فردا قرار است با حضور کارشناس هنري، آثاري براي دفتر وزارت ارشاد خريداري شود. آقاي ايماني خوشخو نيز قول خريد 100 ميليون توماني داده اند.» او درباره شرايط خريد از آرت اکسپو نيز توضيح داد؛ «خريد از آرت اکسپو بايد به صورت نقدي يا براساس قرارداد معتبر حقوقي صورت بگيرد و به همين منظور نيز دفتر تجسمي وزارت ارشاد قرار است خريد 64 ميليوني خود را به صورت نقدي انجام دهد.» با حمايت هاي نهادها و وزارتخانه ها عبدالحسيني مبلغ فروش اين نمايشگاه را 135 ميليون تومان عنوان کرد و اين توضيحات را ضميمه حرف هايش کرد؛ «70 ميليون تومان از فروش اين نمايشگاه توسط بخش خصوصي صورت گرفته است. بسياري از نهادهاي دولتي نيز قول خريد داده بودند که نيامدند.» با اينکه قرار بود آرت اکسپوي رسمي تهران روز گذشته به کار خود پايان دهد، تحت تاثير بازديد مسوولان وزارت ارشاد قرار گرفت. به گزارش فارس، دبير اين نمايشگاه از داير بودن آرت اکسپوي رسمي تهران، امروز به منظور بازديد مقامات دولتي خبر داد. در حالي که در مورد تمديد اين نمايشگاه چنين گفت؛ «با توجه به نامه درخواست تمديد نمايشگاه از سوي چند گالري دار به دبير آرت اکسپو، احتمال تمديد اين نمايشگاه به مدت يک هفته ديگر وجود دارد.» آرت اکسپوي رسمي تهران در حالي نمايش آثار هنري را توسط گالري داران برگزار کرد که کمتر گالري مطرحي در اين نمايشگاه شرکت کرد. اين نمايشگاه با همکاري مديرکل دفتر هنرهاي تجسمي ارشاد برپا شد. محمد شالويي در گفت وگو با شبکه خبر درباره خريد ارگان هاي دولتي از اکسپو گفت؛ «دستگاه ها و ارگان هاي دولتي مجاز به استفاده نيم درصد بودجه خود براي خريد آثار هنري هستند اما در حال حاضر مصوبه يي در وزارت ارشاد در حال پيگيري است که هزينه اين نيم درصد الزام شود.»
معاون سينمايي وزارت ارشاد؛
«روز رستاخيز» نيازمند تامين منابع است
«براي نشان دادن تصوير عاشورا در آغاز راه هستيم و سينما هنوز آن ورود کافي را در اين زمينه نداشته و اين توفيق را هنوز به قدر لازم نيافته است.» محمدرضا جعفري جلوه با بيان اين مطلب گفت؛ «با عزمي که در سينماگران عزيز کشورمان است و با ظرفيتي که سينما براي بيان اين حقانيت نهفته و اين مظلوميت و اين حادثه سترگ تاريخ ساز دارد، بي ترديد در آينده نزديک شاهد گام هاي جدي تر در اين زمينه خواهيم بود.» او پروژه «روز رستاخيز» به کارگرداني احمدرضا درويش را يکي از عظيم ترين پروژه هاي در دست اقدام در اين دوره دانست و گفت؛ «اين فيلم فقط نيازمند تامين منابع است که بايد به سهم خود بگذاريم و به دليل در دست بودن چندين پروژه عظيم تاريخي که پيش از اين آغاز شده و حجم ساير توليدات ديگر، به رغم افزايش نسبي در منابع اما بايد بگوييم به علت کمبود منابع همچنان کند قدم برداشتيم و اميدوار هستم گشايشي صورت بگيرد.» او توضيحات بيشتري درباره اين موضوع داد؛ «اين فيلم در انتظار تامين منابع لازم است که بتواند در همين ماه هاي نزديک آغاز به کار کند. اين نياز به مسوولان، دولت و وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام شده و اميدوار هستم براي پروژه هاي تاريخي که متعدد هستند و همه در انتظار تامين منابع، بتوانيم شرايط بهتري را طي ماه هاي آينده داشته باشيم.» معاون امور سينمايي با تاکيد بر جهاني شدن پيام عاشورا گفت؛ «اين تصوير و حقانيت با سينما در سطحي بسيار وسيع تر بايد جهاني شود و يک زبان جهاني و يک هنر جهانشمول و بي واسطه نياز است تا بتواند اين تصوير را آن گونه که شايسته است، عرضه کند.» او درباره اينکه چرا در سينما کمتر به اين واقعه مهم پرداخته شده، چنين توضيح داد؛ «موضوع بسيار حساس، پراهميت و خطير است و مرد بزرگ و ظرفيت هاي بزرگ را براي به سينما تبديل کردن اين واقعه لازم دارد. عوامل متعدد ديگري هم مانند منابع، امکانات و احساس اين محدوديت که آيا مي توان بزرگان و اهل بيت و اولياي خدا را به تصوير کشيد، مطرح است و اين دغدغه ها مانع از اين شده که پاره يي از گام ها با شتاب برداشته شود.» به گزارش ايسنا او فراخواني را خطاب به سينماگران درباره اين موضوع صادر کرد؛ «همين جا فراخوان مي کنم که بياييد به خاطر آنچه براي ما ماند و همه مديون او و انتخاب شورانگيز، عاشقانه و عاقلانه او هستيم و بياييم به خاطر همه اين خوبي ها که براي امروز ما مانده است دين خود را به عاشورا ادا کنيم و بسيار گسترده تر و عميق تر از اين صحنه را دريابيم و نقش خود را ايفا و عاشورا را جهاني کنيم.»
«ثور» کنت برانا براي سال 2010 آماده نمايش مي شود
«ثور» جديدترين پروژه سينمايي «کنت برانا» با اضافه شدن يک شخصيت جديد به نسخه اخير فيلمنامه اش براي اکران در سال 2010 ميلادي آماده مي شود. «ثور» با فيلمنامه يي از مارک پروتوسويچ براساس قصه هاي مصور و پرفروش مورد اقتباس سينمايي قرار مي گيرد. بنا به اعلام مووي وب، داستان اين فيلم درباره «دانلدبيک» يک دانشجوي پزشکي است که با توسل به يک شخصيت اساطيري قصد انتقام خواهي از ديگران را دارد. «کنت برانا» خالق آثاري چون «بازرس»، «اتللو» و «هنري پنجم» هنوز بازيگران اصلي فيلمش را انتخاب و معرفي نکرده است. برانا با کارگرداني و توليد قصه هاي مصور «ثور» براي «مارول استوديوز» به مجموعه فيلمسازان با پيشينه هنري از جمله «جان فاوريو» (آيرون من)، «کريستوفر نولان» (مجموعه «بتمن») و «گاوين هود» (سرچشمه هاي مردان ايکس؛ وولورين) مي پيوندد که از روي قصه هاي مصور فيلم ساخته اند. برانا 48ساله، سال 1990 براي «هنري پنجم» نامزد اسکار کارگرداني و بازيگري مرد بود و در 1997 براي «هملت» نامزد اسکار فيلمنامه اقتباسي شد. برانا درام جنگي «والکري» به کارگرداني «برايان سينگر» را در اکران دارد.
نشان خانه تئاتر به دبير يونيماي فرانسه اهدا شد
نشان ويژه خانه تئاتر توسط ايرج راد مديرعامل اين تشکل به ژان لوکوک دبير يونيماي فرانسه اهدا شد. در اين نشست که به همت انجمن نمايشگران عروسکي و با حضور هنرمنداني همچون جواد ذوالفقاري، آزاده پورمختار، علي پاکدست، مريم اقبالي، مريم تيموري، زهره بهروزي نيا و... برگزار شد، «ژان لوکوک» توضيحاتي را درباره يونيماي فرانسه ارائه کرد. لوکوک که عضو هيات مديره يونيماي بين الملل و رئيس کميسيون نشر اين تشکل است با ابراز خرسندي از حضور در ايران به معرفي تشکيلات يونيما پرداخت. او گفت؛ «يونيما به عنوان يک سازمان از سال 1929 شکل گرفته است اما کار اصلي اش را بعد از جنگ جهاني دوم آغاز کرده است.» به گفته او ايده اصلي شکل گيري يونيما ايجاد ارتباط و مشارکت بين تمام نمايشگران عروسکي در سراسر جهان بوده است. با اين حال دفتر يونيما در هر کشوري به شکل خاص خود هدايت مي شود. لوکوک در بخش ديگري از حرف هايش گفت؛ «در حال حاضر يونيما 60 کشور عضو دارد و کنگره جهاني آن هر چهار سال يک بار برگزار مي شود که در آن هيات مديره جديد انتخاب مي شود.» او گفت يونيما به اموري همچون دين يا سياست نمي پردازد.
در حاشيه توقيف کارگزاران
فرهنگ؛ سه صفحه کمتر
اميرحسين خورشيدفر

نتيجه کارکردن در يک فضاي و غيرقابل پيش بيني تجربه هاي منحصر به فردي است که البته در جاي ديگري به جز اين فضا به کار نمي آيد. توقيف و انتشار مکرر روزنامه ها و نشريات منتقد و بي کار شدن پياپي روزنامه نگاران يکي از ويژه ترين اين تجربه هاست. در وضعيتي که عمر متوسط هر روزنامه از دو سه سال تجاوز نمي کند يک چالش جدي و عمده، پردردسر و وقت گير هر رسانه اين است که در کوتاه ترين زمان ممکن پس از شروع انتشار هويت فرهنگي، فکري و حتي در بعضي موارد جناحي خود را به مخاطبان معرفي کند. در حوزه جهت گيري سياسي جايگاه رسانه خيلي زود مشخص مي شود. هر خواننده پيگير اخبار سياسي در ايران با ديدن تيترهاي صفحه اول يک روزنامه مي تواند جهت گيري اصلي آن روزنامه را بشناسد و پس از آن فهميدن خط قرمزها، مناسبات و تندروي هاي آن رسانه چندان دشوار نيست. اما در حوزه هاي ديگر و به خصوص حوزه فرهنگي فرآيند معرفي بسيار دشوارتر است. يک دليلش اينکه اهل فرهنگ و هنرمندان جزء ديرباورترين رسته مخاطبان به شمار مي آيند.

يک شاخصه اصلي روزنامه هاي منتقد يک دهه اخير تمرکز ويژه بر حوزه هاي فرهنگي است. هويت فرهنگي جريان رسمي اصلاح طلبي پس از دوم خرداد و غياب ماهنامه هاي تاثيرگذار و حرفه يي در حوزه هاي فرهنگي را مي توان دو دليل اصلي اقبال روزنامه ها به بخش فرهنگي دانست. مقايسه اجمالي حجم و محتواي صفحه هاي فرهنگي همين روزنامه اعتماد و روزنامه توقيف شده کارگزاران با هر روزنامه خارجي نشان مي دهد که روزنامه مضاف بر انجام وظيفه خبررساني و نقد خود عملاً به حيطه ديگري وارد شده که در يک وضعيت به سامان رسانه يي قاعدتاً بايد به ماهنامه يا حتي فصلنامه ها سپرده شود. و البته واضح است که منظورم اين است که صفحه هاي فرهنگي ما قابل تامل تر يا جدي تر است بلکه حجم و موضوعات مطالب غالباً از حد حوصله و شناخت يک مخاطب عادي فراتر است و هدف خواننده حرفه يي است. از اين رو هر رسانه بعد از آنکه توانست نظر مخاطبان سختگير فرهنگي خود را جلب کند به ابزاري تاثيرگذار در فضاي فرهنگي تبديل مي شود. به همين خاطر توقيف روزنامه کارگزاران فارغ از بحث هاي صنفي و سياسي عوارض مشخص و محسوسي در حوزه هاي فرهنگي خواهد داشت. خواننده هر روزنامه منتقد در سال هاي اخير عادت کرده است که روزنامه به جز آنکه برايش منبع اخبار و تحليل هاي روز باشد نقش منبع نسبتاً قابل اعتماد فرهنگي و هنري را هم داشته باشد. فيلم هاي روي پرده ايران و جهان را بشناسد، تحليل هايي درباره شان بخواند، از کتاب هاي روز و جريان هاي ادبي و فرهنگي (و حتي پيگيري جريان هاي تخصصي و مجادلات پيچيده فکري و فلسفي) هم با جزئيات خبردار شود زيرا کمتر پيش آمده که بستر شکل گيري مباحث فرهنگي (به جز معدودي در اينترنت) جايي به جز روزنامه ها باشد. هر ايماژ رفتار روشنفکرانه جزء خطوط قرمز تلويزيون است و روزنامه هاي منتقد تقريباً تنها رسانه هايي هستند که نخبگان و روشنفکران به آنها اعتماد دارند. بنابراين صفحه هاي فرهنگي و هنري روزنامه ها در پويايي و نشاط حيات فکري جامعه ايران نقش بسزايي داشته اند و البته از طرف ديگر سهم همين صفحه ها در برخي کج سليقه گي هاي عمومي طبقه متوسط (که رماني صد درصد متظاهرانه را به چاپ چهاردهم مي رساند) انکار ناشدني نيست. اما توقيف روزنامه کارگزاران به اين مفهوم است که روزانه سه صفحه کمتر مطلب جدي در حوزه هاي فرهنگي توليد و نشر مي شود. هر کالاي فرهنگي امکان يک معرفي و نقد را از دست مي دهد و امکان ديالوگ ساده يي بين سلايق و نگاه هاي مختلف که مثلاً گاه بين نويسندگان اعتماد و کارگزاران پيش مي آمد از دست مي رود. تحريريه روزنامه کارگزاران هم مثل هر روزنامه توقيف شده ديگر دوباره در رسانه هاي ديگر مشغول به کار خواهند شد. دوباره زماني صرف مي شود تا مخاطب سختگير فرهنگي را راضي کنند و رسانه شان را بشناسانند و بعد دوباره يک روز شوکي وارد مي شود.
«سيم آخر» در پايان راه
هشتاد درصد فيلمبرداري اپيزود «سيم آخر» به کارگرداني مهدي کرم پور به پايان رسيد. کرم پور اين روزها گروهش را در لوکيشني حوالي خيابان الهيه هدايت مي کند. «سيم آخر» سومين اپيزود فيلم «تهران، در جست وجوي زيبايي» است که فيلمنامه آن براساس قصه مشترکي از مهدي کرم پور و خسرو نقيبي نوشته شده است. فيلم داستان چند نوازنده است که دنبال مکاني براي برگزاري کنسرت مي گردند. فيلمبرداري دو اپيزود ديگر اين فيلم قرار است به زودي توسط داريوش مهرجويي و سيف الله داد آغاز شود. محمدعلي حسين نژاد تهيه کنندگي اين فيلم را بر عهده دارد.
دريچه
? نمايش مستند «اربعين» تقوايي؛ مستند «اربعين» به کارگرداني ناصر تقوايي امروز دوشنبه 16 دي ساعت 30/17 از شبکه چهار روي آنتن مي رود. اين مستند با محوريت عزاداري در بوشهر در سال 1349 توليد شد و سال 1350 براي بار اول در شيراز به نمايش درآمد. «اربعين» در کنار دو فيلم مستند «باد جن» و «موسيقي جنوب» سه گانه فيلم هاي تقوايي درباره موسيقي و آيين هاي مذهبي جنوب ايران است.

? نشان «لژيون دونور» براي ايزابل هوپر؛ ايزابل هوپر بازيگر سرشناس فرانسوي نشان ارزشمند «لژيون دونور» فرانسه را دريافت کرد. ايزابل هوپر که هفته گذشته به عنوان رئيس هيات داوران شصت ودومين جشنواره فيلم کن انتخاب شد، در اولين روز از سال جديد ميلادي نامش در فهرست نشان معتبر «لژيون دونور» فرانسه قرار گرفت. او در کنار شخصيت هاي سرشناسي چون ژان ماري گوستاو لوکلزيو برنده نوبل ادبيات در سال 2008 و زين الدين زيدان اين نشان را دريافت مي کند.

? «عصر روز دهم» در کربلا کليد مي خورد؛ عوامل «عصر روز دهم» به کارگرداني مجتبي راعي و تهيه کنندگي منوچهر محمدي، امروز در کربلا کار خود را آغار مي کنند. قرار است در آستانه تاسوعا و عاشوراي حسيني فيلم را در کربلا جلوي دوربين ببرند. هانيه توسلي، احمد مهران فر، صغري عبيسي، سليمه رنگزن و الهام حميدي بازيگران اين فيلم هستند که همراه گروه عازم کربلا شده اند. در شرايطي که اخبار ناگواري از شهادت در کاظمين منتشر شده گروه در سلامت کامل به سر مي برند.

? فواد حجازي موسيقي «بن بست» را مي سازد؛ براي اکران عمومي در لبنان و حضور در جشنواره فيلم فجر، فواد حجازي موسيقي فيلم سينمايي «بن بست» ساخته مرتضي آتش زمزم را مي سازد. فيلمنامه «بن بست» را جلال الدين دري و رضا درميشيان نوشته اند و صدا و سيماي مرکز اصفهان تهيه آن را بر عهده دارد. اين فيلمنامه مسائل خاورميانه را در قالب يک داستان مطرح مي کند که درباره ديپلمات لبناني در ايران است که وقتي به کشورش برمي گردد، همسرش کشته مي شود و طي تحقيقاتي متوجه مي شود که...
با حضور اصحاب فرهنگ و سخنراني سيد محمد خاتمي برگزار مي شود
مراسم بزرگداشت فرهنگ عاشورا در خانه هنرمندان
آيين سوگواري امام حسين (ع) و بزرگداشت فرهنگ عاشورا به رسم هر سال در خانه هنرمندان ايران برگزار مي شود. در اين مراسم که شب هاي نهم و دهم محرم در محل خانه هنرمندان برگزار مي شود، اصحاب فرهنگ و هنر و ادب و انديشه در کنار هم به تکريم حماسه عاشورا مي پردازند. سخنرانان اين مراسم در شب تاسوعا، حجت الاسلام والمسلمين محمدرضا نوراللهيان و در شب عاشورا حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي هستند. اين مراسم بعد از اذان مغرب و عشاء در محل خانه هنرمندان در باغ هنر واقع در خيابان طالقاني برگزار مي شود.
چرا درک هنر عامه پسند اتفاقاً کار مشکل تري است
درباره اينکه براي نقد مثبت نوشتن، پول مي گيرم يا نه
امير قادري

? آقاي اصلاني کارگردان فيلم «آتش سبز» هفته پيش در مصاحبه يي گفته اند؛ «سايت سينمايي يکي از منتقدان که از صاحبان فيلم ها پول مي گيرد و مطلب درباره آنها روي سايت قرار مي دهد با قلي پور غتهيه کننده آتش سبزف تماس گرفت و گفت در ازاي 300 هزار تومان اين کار را با آتش سبز انجام مي دهد. مبلغ زيادي هم نيست. ولي قلي پور با اخلاق خاصي که دارد، گفت شما بايد همين قدر به من پول بدهيد تا اجازه بدهم درباره فيلم تبليغ کنيد. بين اينها دعوا شد و ماجرايي خاله زنکي به وجود آمد. حالا فکر کنيد اگر 300 هزار تومان را داده بود اتفاقات بعدي نمي افتاد؛ به همين راحتي.» منظورشان از آن منتقد من بوده ام و منظورشان از سايت سينمايي مورد نظر؛ سايت «سينماي ما».

? آن «ماجراي خاله زنکي» که آقاي اصلاني بهش اشاره کرده اند، اتفاقي بود که بعد از نمايش فيلم «آتش سبز» در جشنواره فجر پارسال افتاد. به نظر من و دوستانم، فيلم ايشان تو خالي بود با ادعاهاي بسيار؛ پس يک سوال نوشتم پر از «ايسم» و حرف هاي دهان پر کن که هيچ چيزش به هيچ چيز ربط نداشت. يعني رسماً بي معني بود. اما همان طور که پيش بيني مي کرديم کارگردان با مطالعه و روشنفکر فيلم «آتش سبز» از همان تعريف هاي بي معني تشکر کرد. بعد هم در برابر چشم هاي حيرت زده ما شروع کرد به پاسخ دادن به آن سوال بي ربط بي معني اما ظاهراً گنده گو و مهم، خب، شما هم جاي ما بوديد خنده تان مي گرفت. ما که کاري نکرده بوديم. حتي بد فيلم را هم نگفته بوديم. فيلمساز بزرگ در همان دامي افتاد که داشت براي مخاطبش پهن مي کرد. اينکه فيلمش را پشت معاني و مفاهيم ظاهراً سنگيني پنهان کند که قرار بود جاي تمام آن ارزش هاي واقعي را بگيرد.

? با اين وجود وقتي «آتش سبز» اکران شد و... فروخت، خودمان را به نديدن زديم. با خودم گفتم سوال مان را پرسيده ايم، کارمان را کرده ايم و نظرمان را گفته ايم. از اين به بعدش ديگر آزار و اذيت فيلمساز است. حتي به سايت مان هم که مراجعه کنيد، يک دانه نقد منفي که در ايام اکران نوشته شده باشد پيدا نمي کنيد. تا جايي هم که شد گفت وگوهاي اصلاني را بازتاب داديم. ارزش دشمني هم نداشت. به خصوص که اصلاني هم در گفت وگوهاي بي شمارش گفت قرار است ارزش فيلم «آتش سبز» را آيندگان بدانند و تاثيرش بر نسل هاي بعدي مشخص خواهد شد. پس ربطي به ما و زمانه ما نداشت. استاد خودش مي دانست و نسل هاي آينده. به ما چه؟ اين جوري شد که تعداد صفحه هاي مربوط به حرف هاي آقاي اصلاني در روزنامه ها، کم کم از تعداد تماشاگران فيلمش بيشتر شد. او در اين گفت وگوها از ارزش ساخت چنين فيلم هايي براي حفظ فرهنگ ملي سخن گفت، اينکه هيچکاک مبتذل است و اين سينماي «جدي» است که اهميت دارد. هرچند که لطف کرد و گفت با فيلم ها به عنوان محصولاتي لذت بخش براي عامه تماشاگران مشکلي ندارد. در همين مصاحبه اخير مي خوانيم؛ «من عبارت سينما يعني سرگرمي را نفي نمي کنم. معتقدم جامعه يي که افرادش سه شيفت کار مي کنند و هنوز احساس مي کنند که عقب مانده اند و نيازهايشان برآورده نشده يا وقتي که جامعه متوسط ما دارد به متوسط پايين تبديل مي شود، اينها يعني جامعه ما خسته و بي رمق است و احتياج به سرگرمي دارد تا تجديد قوا کند و بتواند فردا صبح دوباره با مشکلات زندگي روبه رو شود. اين جامعه به خود فراموشي، فرو خوردگي در برابر نهي هاي جنسي و اجتماعي و سياسي احتياج دارد.»

? اصلاني اگر نمي گفت به اين خاطر از فيلمش خوش مان نيامده که بهمان کمي پول دستي نداده، حالا هم چيزي نمي گفتيم. اينقدر فيلم خوب در دنيا ساخته مي شود که ديگر به اين چيزها نمي رسيم. همان واکنش بامزه اش در جلسه مطبوعاتي جشنواره برايمان بس بود. اما حالا خواندن اين حرف هاي تازه، فرصتي پيش آورده تا حرف هايمان را بزنيم. تا اتفاقاً به اين نکته اشاره کنم که آتش سبز، برخلاف ادعاهاي آقاي فيلمساز، به اين دليل فيلم سخت و پيچيده يي نيست که تماشاگر سواد کافي براي فهميدن آن ندارد. (آقاي اصلاني گفته اند يک صفحه از آثار مولوي را بگذاريد جلوي منتقداني که فيلم را دوست نداشته اند؛ هيچي نمي فهمند.) مشکل ما اتفاقاً ساده انگاري و سطحيت موجود در همين افکار و فيلم هاست. اين يک جور طرز تفکر است که به نظرم کمبودهايش را پشت يک ظاهر پر طمطراق پنهان مي کند. کارگردان آتش سبز در کنار مبتذل دانستن هيچکاک، از آثار ميکل آنجلو آنتونيوني به عنوان سازنده آثار «جدي» سينمايي تعريف کرده است. آنتونيوني البته فيلمساز خيلي بزرگي است. اما با اجازه شما مي خواهم عرض کنم نه فقط به آن دلايلي که آقاي اصلاني و همفکرهاي شان به عنوان ارزش آثار استاد بهشان اشاره مي کنند. اصلاً اين جدا کردن فيلم سرگرم کننده از فيلم جدي، سوا کردن هنر والا از پست، يک سوء تفاهم بزرگ است. شما از همان چيزي لذت مي بريد که برايتان با ارزش است و چطور يک اثر هنري مي تواند براي شما جدي باشد، در حالي که لذت بخش نيست؟ اگر از چيزي لذت مي بريد که برايتان جدي نيست يا بالعکس، يک جايش داريد به خودتان دروغ مي گوييد. و اتفاقاً معمولاً والاترين جلوه هاي هنر در ميان آثاري يافت مي شود که پيوندهاي ناگسستني با هنر عامه پسند دارند. همين است که اگر آقاي اصلاني از هيچکاک بد مي گويد، مشکل اش اين نيست که فيلم هاي هيچکاک به اندازه آتش سبز ظاهراً عميق و پيچيده نيست. مشکل اتفاقاً اين جاست که درک «بدنام» و «مرد عوضي» کار سخت تري است. همان طور که وقتي قرار مي شود از ارجاع هاي فرويدي «هفت» ديويد فينچر و مفاهيم اسطوره يي «بيل رو بکش؛ جلد دوم» به عنوان فيلم هاي تجاري جريان اصلي سينماي روز دنيا، حرف بزنيم. کار دشوار مي شود. به ما انگ مي زنند که سينما را به عنوان يک عنصر سرگرمي ساز مي شناسيم. اما کاش بدانند درک اين سرگرمي چه کار سختي است. اين همان طرز تفکر آشنايي است که اتفاقاً چون لايه هاي پنهان «دکتر ژيواگو» ديويد لين را نمي فهمد به آن انگ سينماي عامه پسند و سرگرمي ساز مي زند. بعد تازه مي رسيم به بحث اصلي. اينکه چنين مدعياني چطور از اتفاقاً درک ظاهر ناتوانند. آنها مجبورند از «اعماق» و «پيچيدگي ها» حرف بزنند، چون درک فرق در باز کردن و چراغ روشن کردن و وارد شدن همفري بوگارت به اتاق در يکي از سکانس هاي مثلاً «شاهين مالت» چرا با موارد ديگر فرق دارد. چرا قشنگ تر است. سخت است اتفاقاً که ياد بگيريم چطور از ظاهر لذت ببريم و اصلاً اينکه از چه ظاهري لذت ببريم. اين شايد از درک نمادها و اعماق هم کار سخت تري باشد. درک کامل «سرقت الماس» استاد ويليام گلدمن و پيتر ييتز همان قدر کار سختي است که مثلاً درک حفره پنهان و ناديدني موجود در «زابريسکي پوينت» ميکل آنجلو آنتونيوني. اين جور تقسيم بندي ها بين هنر والا و پست، بين سينماي عامه پسند و جدي، اتفاقاً از کم سوادي مي آيد. از ناتواني. بعد کاش فرصتي باشد تا در اين باره حرف بزنيم که گاهي «تماشاگر عادي» سينما هم شدن براي ما آدم هاي ظاهراً آگاه، چه کار سخت و البته ارزشمندي است. و آن وقت برسيم به اين نکته که هنر «ناخودآگاه» به عنوان يکي از عالي ترين اشکال هنر، جلوه اصلي اش را در همين آثار عامه پسند سرگرمي ساز به دست مي آورد.

? من البته بر خلاف شما از واکنش هاي آقاي اصلاني به عنوان يک پاسدار فرهنگ ملي ما تعجب نکردم. اصلاً برايم عجيب نبود که تهمت بزند و بگويد ازش پول خواسته ايم تا درباره فيلمش مثبت بنويسيم. همان طور که تعجب نکردم وقتي گفت مجله فيلم به اين دليل از آتش سبز زياد دفاع نکرده که با جعفري جلوه مشکل دارد، و اينکه مظلوم نمايي کند. دشمن بتراشد و هشدار دهد که اگر فيلم هايي مثل آتش سبز ساخته نشود، فرهنگ ملي ما روي هواست. از اين جور واکنش ها و تهمت ها و برخوردها، از چنين تفکري که خودش را پشت چنين ظاهر پرطمطراقي پنهان کرده، اما بيماري هاي کهن روشنفکري ايراني را ويترين مي کند، زياد ديده ايم. چون اگر اين ظاهر جدي و عميق و پيچيده و البته حمايت هاي رسمي و دولتي را از دست بدهد، ديگر زنده نمي ماند. اين فرق سينماي ملي علي حاتمي است مثلاً با فيلمي مثل آتش سبز.

روزي روزگاري نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد؛ «شما براي چي مي نويسيد استاد؟» برنارد شاو جواب داد؛ «براي يک لقمه نان.» پسره بهش برخورد. پس توپيد که؛ «متاسفم. برخلاف شما ما براي فرهنگ مي نويسيم.» و برنارد شاو گفت؛ «عيبي ندارد پسرم. هر کدام از ما براي چيزي مي نويسيم که نداريم.»
عناوين اين صفحه
سلطه بي چون و چراي فانتزي هاي کودکانه
آرت اکسپو در جلسات هيات دولت
«روز رستاخيز» نيازمند تامين منابع است
«ثور» کنت برانا براي سال 2010 آماده نمايش مي شود
نشان خانه تئاتر به دبير يونيماي فرانسه اهدا شد
فرهنگ؛ سه صفحه کمتر
«سيم آخر» در پايان راه
دريچه
مراسم بزرگداشت فرهنگ عاشورا در خانه هنرمندان
درباره اينکه براي نقد مثبت نوشتن، پول مي گيرم يا نه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام