يكشنبه، 15 دي 1387 - شماره 1860
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
قتل برادرزن با شليک 28 گلوله


گروه حوادث؛ مردي که با شليک 28 گلوله برادرزن خود را کشته بود بعد از تسليم شدن از هوش رفت.

به گزارش خبرنگار ما ساعت 11 صبح روز جمعه گذشته اهالي خيابان رودکي در تماس با پليس 110 خبر دادند از يکي از خانه ها صداي تيراندازي به گوش رسيده است. پس از اين تماس بلافاصله گروهي از ماموران کلانتري نواب به سمت محل حادثه به راه افتادند. در همان دقايق مردي سراسيمه و مضطرب خودش را به کانکس نيروي انتظامي در خيابان دامپزشکي رساند و در حالي که بريده بريده حرف مي زد نشاني آپارتماني در طبقه سوم يک مجتمع واقع در خيابان رودکي بالاتر از خيابان دامپزشکي را به زبان آورد و با گفتن اين جمله که او فردي را در آنجا کشته است از حال رفت و بيهوش شد. به اين ترتيب ماموران مستقر در کانکس نيز موضوع را به همکاران خود گزارش دادند.

ماموران پليس وقتي وارد آپارتمان موردنظر شدند با ديدن لکه هاي خون که ديوار را پوشانده بود اطمينان يافتند حرف هاي مرد پريشان صحت دارد و در آنجا جنايتي رخ داده است. آنان لحظاتي بعد در بخشي از خانه خود را رودرروي جنازه خون آلود مردي ميانسال ديدند و حسين روشن بازپرس کشيک ويژه قتل را از واقعه مطلع کردند. بعد از حضور اکيپ ويژه بررسي صحنه جرم در محل جنايت تحقيقات تخصصي آغاز و ابتدا هويت مقتول 47 ساله به نام حجت در پرونده ثبت شد و سپس متخصص پزشکي قانوني اعلام کرد آثار اصابت 28 گلوله روي پيکر قرباني مشهود است.

در حالي که تمام جزئيات لازم از صحنه قتل استخراج شده بود، جنازه به پزشکي قانوني انتقال يافت و مرد خودمعرف که رمضانعلي نام دارد و 50 ساله است تحت بازجويي قرار گرفت. او مقتول را برادر همسرش معرفي کرد و ماجراي جنايت را اين طور شرح داد؛ «من و همسرم از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتيم و اخيراً دعواهاي ما تا آنجا بالا گرفت که زنم قهر کرد. در اين بين حجت براي آشتي دادن ما و وساطت صبح روز جمعه به منزلم آمد و شروع به صحبت کرد اما برخي جانبداري هاي او مرا عصباني کرد و باعث شد مشاجره يي بين ما دربگيرد که درنهايت کنترل خودم را از دست دادم و بدون آنکه متوجه باشم چه کار مي کنم به طرف کمدي رفتم که سلاحم را در آنجا پنهان کرده بودم. با بيرون آوردن کلاشينکف آن را به سوي برادرزنم نشانه گرفتم و به صورت رگبار شليک کردم. وقتي حجت غرق در خون شد تازه فهميدم چه کرده ام. با ترس و وحشت از خانه بيرون دويدم و خودم را به ايستگاه پليس رساندم و پس از آن بيهوش شدم.» رمضانعلي که از خانه اش يک قبضه سلاح کلاشينکف و 13 تير فشنگ جنگي کشف شده است، درباره مهماتي که در خانه نگهداري مي کرد، گفت؛ من اين سلاح و فشنگ ها را از زمان جنگ برداشته بودم و در خانه نگه مي داشتم. بازپرس روشن رئيس شعبه سوم دادسراي جنايي تهران ديروز درباره اين پرونده خاطرنشان کرد از آنجا که ظاهراً متهم داراي سابقه بيماري رواني است براي تشخيص سلامت يا جنون به پزشکي قانوني معرفي شده است و اکنون در بازداشت به سر مي برد.
يکي از متهمان براي قاضي دادگاه کيفري استان تهران توضيح داد
باند زنان زنداني چطور هم بندهايشان را کشتند



گروه حوادث؛ زنان زنداني که با نقشه قبلي دختر جواني را به قتل رسانده اند روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران مورد تحقيق قرار گرفتند.

به گزارش خبرنگار ما پرونده جنايي براي اين زنان زنداني سه سال پيش و زماني تشکيل شد که به بازپرس ويژه قتل خبر دادند دختر جواني به نام هانيه در زندان کشته شده است.

بعد از انجام تحقيقات معلوم شد پنج زن در قتل هانيه دخالت داشته اند و عامل قتل زني ميانسال به نام «ش» است که به جرم قاچاق دختران به دوبي، رابطه نامشروع و خروج غيرقانوني از کشور در زندان به سر مي برد. همچنين مشخص شد اين زن، در زندان يک باند تشکيل داده و اعضاي گروهش که شيرين، فاطمه، ليلا و هديه نام دارند در قتل هانيه با او همکاري کردند. هانيه که به دليل مصرف مواد مخدر در زندان دوران محکوميتش را سپري مي کرده در زندان زني به نام پريسا را کشته و سپس خودش به قتل رسيده بود. ليلا يکي از متهمان در تحقيقات پليسي گفت؛ «ش» از زندانيان ثروتمند زندان بود. ما هم براي ترک مواد و هم به جرم اعتياد در زندان به سر مي برديم.«ش» به ما گفت اگر هانيه را بکشيم هر چه پول بخواهيم مي دهد و بعد برايمان وکيل مي گيرد که از زندان نجات پيدا کنيم. ما همگي افراد بي کسي بوديم و براي رسيدن به پول حاضر بوديم هر کاري انجام بدهيم به همين خاطر پيشنهاد «ش» را پذيرفتيم. ليلا ادامه داد؛ روز حادثه وارد سلول هانيه شديم و در يک دعواي ساختگي شيرين يکي از همدستان مان با ضربات چاقو او را به قتل رساند. وقتي تحقيقات بازپرس پرونده به پايان رسيد، براي پنج زن زنداني قرار مجرميت و کيفرخواست صادر و پرونده به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. در حالي که وقت محاکمه براي پنج زن زنداني تعيين شده بود به قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران خبر رسيد شيرين در زندان به طور مرموزي جان باخته است. هر چند هم سلولي هاي شيرين مدعي بودند کسي وارد سلول او شده و شبانه رگ دست شيرين را بريده، اما تحقيقات بازپرس نشان داد اين زن خودکشي کرده است.

بنابراين چهار متهم در پرونده باقي ماندند. روز گذشته با توجه به اينکه مادر هانيه در دادسرا هيچ تقاضايي مطرح نکرده بود و در دادگاه نيز حاضر نشد جلسه محاکمه چهار زن زنداني به وقت ديگري موکول شد. اما ليلا يکي از چهار زن خارج از جلسه محاکمه، براي قضات گوشه يي از اين حادثه را توضيح داد. وي گفت؛ من زماني که به جرم مصرف مواد زنداني شدم 16 ساله بودم و در واقع بايد مرا در کانون اصلاح و تربيت نگهداري مي کردند، اما به زندان بزرگسالان منتقلم کردند. در آنجا با بقيه هم جرم هايم آشنا شدم. قرار بود من در زندان مواد را ترک کنم، به همين خاطر هم به من داروهاي آرام بخش زياد مي دادند. ترک کردن مواد در زندان کار دشواري است. خيلي عصبي و پرخاشگر شده بودم، مرتب دعوا مي کردم به همين خاطر هم مرا به سوئيت منتقل کردند. وي ادامه داد؛ سوئيت جايي است که زندانيان ناآرام را نگهداري مي کنند. من در آنجا با فاطمه و هديه و شيرين آشنا شدم و همگي با «ش» دوست شديم. مدتي که گذشت فهميديم «ش» با هانيه رابطه صميمي دارد. «ش» فکر مي کرد هانيه به او خيانت کرده است و با افراد ديگري دوست شده. اين مساله عذابش مي داد، چند بار بر سر اين مساله با هانيه دعوا کرده بود. «ش» فکر مي کرد دوستي هانيه با دختري به نام پريسا به شدت قوي شده و براي اينکه هانيه را فقط با خودش نگه دارد او را وادار کرد پريسا را بکشد. در زندان زناني که با ما هم بند بودند همگي از «ش» مي ترسيدند. ليلا ادامه داد؛ وقتي پريسا کشته شد «ش» به من گفت آثار جرم را از بين ببرم و من هم اين کار را کردم، البته من در پرونده قتل پريسا هم متهم هستم اما قسم مي خورم فقط آثار جرم را از بين بردم و هيچ نقشي در کشتن او نداشتم و الان پرونده قتل پريسا در شعبه 80 دادگاه کيفري در حال رسيدگي است. دختر 20 ساله در مورد مرگ شيرين ديگر هم جرمش گفت؛ پس از قتل هانيه- دومين مقتول- «ش» کارهايي را که گفته بود، نکرد و ما را تنها گذاشت. او قتل را به گردن ما مي انداخت و مرتب به شيرين مي گفت ضربات اصلي را تو زدي و اين تو هستي که قصاص مي شوي. شيرين در آن زمان دختري بسيار جوان بود. او هيچ حامي نداشت. آنقدر ترسيده بود که حتي نمي توانست با ما صحبت کند، به همين خاطر هم خودکشي کرد. شيرين هم به مواد مخدر اعتياد داشت و بسيار عصبي بود و تعادل روحي نداشت. وقتي قاضي از ليلا پرسيد آيا آدرسي از مادر هانيه داريد يا نه، دختر جوان گفت؛ مادر هانيه آدرس را در دادسرا ارائه داده بود. وقتي ما براي آخرين دفاع رفتيم بازپرس گفت او خانه اش را عوض کرده و خبري از وي نيست. البته بعد از قتل ما را به زندان رجايي شهر انتقال دادند.

من مدتي ديرتر از هم جرمانم به رجايي شهر رفتم و در آن زمان بود که مادر هانيه را در زندان و در بند موادي ها دو بار ديدم. مادر هانيه هم مواد مصرف مي کرد و هر چند وقت يک بار او را بازداشت مي کردند. در آن موقع هيچ حرفي با من نزد. شايد هم درست مرا نشناخت. احتمال دارد باز هم او را زنداني کرده باشند. ليلا در مورد اينکه چرا «ش» را به رجايي شهر انتقال ندادند، گفت؛ اتفاقاً او هم با ما به زندان رجايي شهر آمد، اما به دليل کارهاي خلافي که در زندان انجام داد، او را به زندان ورامين بردند و از ما جدا شد. اين زن در طول سه سال گذشته که زنداني شده 9 پرونده جديد دارد که همگي به خاطر خلاف هايش در زندان تشکيل شده است.

بنا بر اين گزارش پس از توضيح هاي ليلا پرونده چهار زن زنداني براي پيدا کردن اولياي دم به دادسرا بازگردانده شد و در صورتي که نشاني از مادر هانيه به دست نيايد دادستان بايد به عنوان ولي دم قهري براي متهمان تقاضاي مجازات کند. با مشخص شدن اين موضوع چهار زن زنداني به صورت فوق العاده

محاکمه مي شوند.
متهم پس از محاکمه به اعدام محکوم شد
پسر متجاوز با جعل عنوان به خانه زنان تنها مي رفت


گروه حوادث؛ جواني که در پوشش مامور اداره آب وارد خانه ها مي شد و پس از آزار زنان جوان زيورآلات شان را غارت مي کرد به اعدام محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما رسيدگي به جنايات اين متهم از روز پانزدهم آبان ماه سال جاري پس از تماس تلفني زني جوان با مرکز فوريت هاي پليسي آغاز شد. اين زن در حالي که مي گريست، گفت؛ دقايقي قبل پسر جواني با اين ادعا که مامور اداره آب است وارد خانه اش شده و پس از آزار و اذيت وي اموال باارزشش را دزديده است. در پي اين تماس اکيپي از ماموران کلانتري 12 بجنورد خود را به خانه اين زن رساندند تا به تحقيق در اين باره بپردازند.

زن جوان به افسران پليس گفت؛ در خانه تنها بودم که زنگ در به صدا درآمد. وقتي از فردي که پشت در بود خواستم خودش را معرفي کند او گفت مامور اداره آب است و براي ثبت شماره کنتور آمده است. من هم بدون اينکه هيچ کارتي از او بخواهم در را باز کردم و وي را که جواني حدوداً 23 ساله بود به خانه راه دادم. در حالي که اين جوان را به سمت کنتور راهنمايي مي کردم او از پشت دهانم را گرفت و مرا داخل اتاق برد. او سپس دست و پايم را طناب پيچ کرد و مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. التماس هايم هيچ نتيجه يي نداشت و او از من فيلمبرداري نيز کرد. او سپس جواهراتم را برداشت و در حالي که دست و پايم همچنان بسته بود مرا در همان وضعيت رها کرد و پا به فرار گذاشت. با افشاي اين ماجرا پرونده يي در شعبه سوم دادياري دادسراي بجنورد تشکيل و تحقيقات براي دستگيري جوان متعرض آغاز شد.

تفحص هاي اوليه نشان داد ادعاي متهم درخصوص اينکه مامور اداره آب است فقط شگردي براي ورود بدون دردسر به خانه طعمه اش بوده و چنين فردي در اداره آب کار نمي کند.

در ادامه قرباني اين ماجرا در پليس آگاهي حضور يافت تا با مشاهده تصاوير مجرمان سابقه دار مامور قلابي را شناسايي کند اما اين اقدام هيچ ثمري در پي نداشت، چرا که در بانک اطلاعاتي پليس اطلاعاتي در مورد متهم به ثبت نرسيده بود.

اما اين پايان ماجرا نبود چرا که در ادامه کارشناسان پليس آگاهي با کمک شاکي توانستند تصويري را که شباهت زيادي به متهم داشت، ترسيم کنند. در ادامه تصوير به دست آمده براي شناسايي در اختيار واحدهاي گشتي پليس قرار گرفت.

در حالي که به رغم تکاپوي بسيار کارآگاهان براي دستگيري اين متهم نتيجه يي حاصل نشده بود مورد مشابهي که در آن نيز زن جواني طعمه يک مامور قلابي شده بود به پليس گزارش شد. ساعت 30/9 روز 22 آبان ماه ماموران خود را به خانه دومين شاکي رساندند تا با ثبت اظهارات او به سرنخ هاي تازه يي از اين مامور قلابي دست يابند.

شاکي اظهار داشت؛ همراه با نوزاد شيرخوارم در خانه بودم که جواني که مدعي بود مامور اداره آب است وارد شد. او گفت؛ مشکلي در سيستم آبرساني وجود دارد و او بايد براي بررسي اين مشکل فشار آب گرم حمام را کنترل کند. من هم که از نيت شوم وي بي خبر بودم او را به طرف حمام راهنمايي کردم. اما آن جوان در يک لحظه روسري ام را دور دهانم پيچيد و دست هايم را نيز بست. جواهراتم را از دست و گردنم باز کرد. او تصور مي کرد من تنها هستم، به همين خاطر قصد داشت به من تعرض کند. در اين لحظه صداي گريه بچه ام بلند شد و مامور قلابي که از شنيدن صداي او ترسيده بود طلاها را جا گذاشت و به سرعت فرار کرد.

پس از چند روز تجسس هاي پليسي فاش شد پسر 23 ساله يي به نام رامين با همين شگرد چندين زن را در شهر اسفراين به تله انداخته است. به اين ترتيب اکيپي از کارآگاهان با دريافت نيابت قضايي به مخفيگاه رامين رفتند و توانستند او را دستگير کنند.

متهم ابتدا خود را بي گناه خواند و گفت هيچ اطلاعي از آزار و اذيت زنان و سرقت اموال شان ندارد اما وقتي به بجنورد منتقل شد و در برابر قربانيانش قرار گرفت راهي جز اعتراف پيش روي خود نديد و به جرمش اقرار کرد.

با ثبت اعترافات متهم و از آنجا که همه شواهد عليه او بود بازپرس پرونده با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست پرونده را به دادگاه کيفري استان خراسان شمالي ارسال کرد.

سرانجام جلسه محاکمه رامين به رياست قاضي موسي الرضا پيرگزي و با حضور چهار مستشار دادگاه برگزار شد. در ابتداي اين جلسه نماينده دادستان در جايگاه قرار گرفت و ضمن قرائت کيفرخواست به شرح اقدامات مجرمانه متهم پرداخت. وي در ادامه متهم را يک جاني دانست و از هيات قضات براي او درخواست اشد مجازات کرد.

سپس رامين گفت؛ حرفي براي گفتن ندارم فقط از شاکيان مي خواهم مرا ببخشند.

در نهايت هيات قضات وارد شور شدند و رامين را که 12 فقره سابقه کيفري در پرونده اش وجود داشت به اتفاق آرا به اعدام محکوم کردند.

رئيس دادگاه کيفري استان خراسان شمالي در اين باره گفت؛ اين مامور قلابي مدت ها پيش دستگير و زنداني شده بود اما از چهار ماه قبل با سپردن وثيقه از زندان آزاد شده و اقدامات مجرمانه اش را از سر گرفته بود. وي ادامه داد؛ با توجه به حساسيت اين موضوع پرونده مامور قلابي در کمتر از يک ماه و به صورت خارج از نوبت مورد رسيدگي قرار گرفت.

قاضي موسي الرضا پيرگزي اين ماجرا را هشداري براي مردم دانست و گفت؛ شهروندان بايد هنگامي که افراد ناشناسي به در منزل شان مراجعه مي کنند هوشياري کاملي به خرج دهند. به خصوص در مورد افرادي که خود را مامور سازمان ها و نهادهاي مختلف معرفي مي کنند ابتدا نسبت به احراز هويت آنان اقدام کنند و سپس آنها را به خانه راه دهند.
آدم ربايي به خاطر اختلاف بر سر معامله اشياي عتيقه


مردي که به خاطر اختلاف بر سر معامله اشياي عتيقه ربوده شده بود با تلاش پليس از چنگ گروگانگيران آزاد شد.

سرهنگ عباسعلي محمديان- رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ- درباره جزييات اين پرونده گفت؛ چندي قبل يکي از شهروندان تهران با مراجعه به پليس آگاهي اعلام کرد برادرش به طرز مشکوکي مفقود شده است. بلافاصله اقدامات اوليه براي يافتن اين مرد با دريافت مشخصات ظاهري و اعلام به تمامي مراکز گشتي براي روشن شدن موضوع آغاز شد. يک روز پس از اعلام مفقود شدن اين فرد شخصي با تلفن همراه برادر وي تماس گرفت و گفت او را ربوده و تنها راه آزادي وي، پرداخت هشت ميليون تومان پول نقد است، ضمن اينکه آدم ربايان تهديد کردند در صورت دخالت پليس گروگان را خواهند کشت.

وي افزود؛ با مطرح شدن موضوع آدم ربايي، گروهي از کارآگاهان با آموزش برادر فرد ربوده شده در پي کسب اطلاعات لازم برآمدند و توانستند منطقه يي را که متهمان قصد داشتند پول را تحويل بگيرند تحت پوشش قرار دهند.

رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ بيان کرد؛ در روز مقرر آدم ربايان در حالي که براي تحويل پول به مکان مورد نظر آمده بودند، به صورت غافلگيرانه خود را در محاصره پليس ديدند و دستگير شدند. بعد از آن کارآگاهان به سرعت خود را به محل زنداني شدن گروگان رساندند و وي را آزاد کردند.

سرهنگ محمديان عنوان کرد؛ متهمان در بيان انگيزه خود از اين کار گفتند با فرد ربوده شده بر سر خريد و فروش اشياي زيرخاکي اختلاف مالي پيدا کرديم و براي دريافت طلب خود مجبور شديم او را برباييم، پس از اين اعترافات هر دو آنها با صدور قرار در اختيار مقامات قضايي قرار گرفتند.
عناوين اين صفحه
قتل برادرزن با شليک 28 گلوله
باند زنان زنداني چطور هم بندهايشان را کشتند
پسر متجاوز با جعل عنوان به خانه زنان تنها مي رفت
آدم ربايي به خاطر اختلاف بر سر معامله اشياي عتيقه
برخورد با شيوه هاي غيرمعمول اعتراف گيري
قاتل پرادوسوار بعد از 37 روز فرار به دام افتاد
اعترافم به قتل سه نفر دروغ بود
توزيع کنندگان خرد مواد مخدر سالانه 10 بار دستگير مي شوند
اعدام دو قاچاقچي در زاهدان
دستگيري جواني که خواهرش را کشت
کارت سوخت سارقان را به تله انداخت

جانشين پليس آگاهي کشور خاطرنشان کرد
برخورد با شيوه هاي غيرمعمول اعتراف گيري
جانشين پليس آگاهي کشوراعلام کرد با ماموراني که براي گرفتن اعتراف به شکنجه متوسل مي شوند برخورد خواهد شد. به گزارش ايسنا امير احمد محمدي فر در پاسخ به اين سوال که آيا پليس آگاهي از ضرب و شتم و تحت فشار قرار دادن براي گرفتن اعتراف استفاده مي کند، با منسوخ خواندن اين شيوه ها آنها را غيرقانوني خواند و گفت؛ ضمن برخورد با مرتکب چنين کاري موضوع به عنوان جرائم حين خدمت از سوي دادسراي نظامي مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت. وي ادامه داد؛ ممکن است خيلي اتفاقات برخلاف قانون بيفتد و اگر مديري در پليس آگاهي متوجه شود، برخي از ماموران اقدام به ضرب و شتم متهمي کرده اند حتماً برخورد خواهد کرد چون اين گونه اتفاقات، مورد نظر نيروي انتظامي نيست. جانشين پليس آگاهي کشور با اشاره به اينکه تلاش کرده ايم روش هاي جرم شناسانه مبتني بر اقدامات علمي را در حوزه پليس آگاهي افزايش دهيم، افزود؛ به طور مثال، با انجام آثاربرداري از صحنه جرم، اگر متهم نيز به جرم اعتراف نکند، اثر به دست آمده، مدرک جرم محسوب مي شود و ضمن اينکه اعتراف، به تنهايي دليلي بر اثبات جرم نيست. حتي اگر کسي را کتک بزنيم و از او اعترافي بگيريم، اگر متهم نزد قاضي بگويد مرتکب جرم مورد نظر نشده، اعتراف گرفتن ما بي اثر است. وي ادامه داد؛ مرکز آموزش پليس آگاهي در سال گذشته به 21 هزار نفر در دو بخش کشف جرم و قوانين و مقررات آموزش داده و به کارکنانش اعلام کرده است اگر شخصي از کارکنان ناجا مرتکب جرمي شود، از سوي نيروي انتظامي حمايت نخواهد شد. وي خاطرنشان کرد؛ پليس در صورت برخورد با جرائمي مانند شکنجه براي گرفتن اعتراف، به غير از برخوردهاي قضايي، نيروي متخلف را از پليس آگاهي منفک خواهد کرد. ضمن اينکه آمار افراد متخلف در اين رابطه در سال هاي اخير نسبت به گذشته بسيار کاهش يافته است. اين مقام انتظامي در بخش ديگري از اظهاراتش خاطرنشان کرد؛ «در حال حاضر هزاران تپه حفاري نشده با ارزش هاي تاريخي در کشور وجود دارد که در معرض وقوع جرائمي همچون حفاري هاي غيرمجاز است.» وي با بيان اينکه متاسفانه يک شيء يا يک کتاب که داراي ارزش تاريخي است در کشور چندين بار مورد سرقت قرار مي گيرد، درباره سرانجام اشيايي که توسط پليس کشف اما از سوي ميراث فرهنگي فاقد ارزش تلقي مي شوند، گفت؛ پليس با قاچاقچياني که به عنوان عتيقه، شيئي را به فروش مي رسانند، برخورد مي کند که در برخي موارد با کار کارشناسان ميراث فرهنگي مشخص مي شود شيء کشف شده فاقد ارزش

تاريخي است.


قاتل پرادوسوار بعد از 37 روز فرار به دام افتاد
گروه حوادث؛ راننده يک خودروي پرادو که در جريان يک نزاع مرتکب قتل شده بود پس از 37 روز تحقيقات پليس به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما شامگاه 17 آذرماه مردي 44 ساله در سه راه افسريه با ضربه چاقو به قتل رسيد و وقتي ماموران با حضور در محل حادثه اظهارات شاهدان را شنيدند متوجه شدند مقتول که سوار يک خودروي پيکان بود، به قصد پرسيدن آدرس به يک پرادو با چهار سرنشين نزديک شد اما به دليل نامعلومي بين آنها درگيري به وجود آمد و يکي از پرادوسواران با چاقو اين مرد را کشت. يکي از شاهدان گفت؛ بعد از قتل براي اينکه ما نتوانيم شماره ماشين را يادداشت کنيم راننده پلاک خودرواش را کند و موقع فرار از روي جدول رد شد طوري که خودرواش صدمه ديد. از آنجا که شاهدان توانسته بودند شماره پلاک خودروي قاتل را يادداشت کنند پليس به رديابي پرادو پرداخت و معلوم شد اين پلاک متعلق به يک خودروي سوناتا در شهرستان بوشهر است. به اين ترتيب دستگيري متهمان به تعويق افتاد تا اينکه ديروز ماموران توانستند با به کارگيري شگردهاي پليسي صاحب اتومبيل را بازداشت و با راهنمايي وي سه سرنشين ديگر خودرو را نيز دستگير کنند. اکنون بازجويي از چهار متهم براي مشخص شدن علت جنايت و قاتل اصلي آغاز شده است.


يک متهم مدعي شد
اعترافم به قتل سه نفر دروغ بود
مرد جواني که مدعي شده بود مرتکب سه قتل شده است در نخستين جلسه بازجويي اعتراف خود را پس گرفت.

به گزارش فارس عصر روز چهارشنبه ماموران پليس آگاهي قم از درگيري و ايجاد مزاحمت يک مرد جوان در ايستگاه راه آهن باخبر شدند و با حضور در ايستگاه جوان 29 ساله را به نام محمود دستگير و وي را به پليس آگاهي منتقل کردند. محمدحسين شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت؛ محمود در تحقيقات و بازجويي ها در شهر قم مدعي شد برادر و زن برادر خود و يک زن ديگر را در شهر تهران به قتل رسانده است. وي ادامه داد؛ با توجه به اين ادعا متهم به تهران منتقل شد و صبح ديروز مورد بازجويي قرار گرفت اما به يکباره در بازجويي منکر ارتکاب قتل شد.

شهرياري افزود؛ اين فرد اکنون مدعي است برادرش به دليل گازگرفتگي فوت شده و از سرنوشت همسر برادرش و آن زن ديگر اطلاعي ندارد.

بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران گفت؛ تحقيقات از اين فرد که مدت ها به جرم حمل 14 کيلو ترياک در مشهد زنداني بوده در جريان است.


معاون مبارزه با مواد مخدر استان تهران اعلام کرد
توزيع کنندگان خرد مواد مخدر سالانه 10 بار دستگير مي شوند
به طور متوسط توزيع کنندگان خرد مواد مخدر در سال 10 بار و قاچاقچياني که به صورت عمده با اين موضوع در ارتباط هستند سه تا چهار سال بعد از دستگيري قبلي دستگير مي شوند. سرهنگ جواد کشفي معاون مبارزه با مواد مخدر استان تهران با بيان اين مطلب افزود؛ البته قاچاقچياني هم بوده اند که بالاي اين ميزان دستگير و سپس آزاد شده اند. طوري که ما متهمي داشتيم که 25 بار در سال دستگير شده بود. وي تصريح کرد؛ بيش از 95 درصد دستگيري هاي ما در حوزه کشفيات مواد مخدر مربوط به خرده فروشان است که در همان روزهاي اول دستگيري آزاد مي شوند و علت اين موضوع به بخشنامه سازمان زندان ها باز مي گردد که در جهت سياست زندان زدايي اتخاذ شده است. کشفي افزود؛ مسووليت شناسايي و دستگيري توزيع کنندگان و قاچاقچيان مواد مخدر بر عهده ما است و در اين زمينه ما امسال بيشترين آمار دستگيري را داشتيم ولي پيگيري موضوع با مقامات قضايي است و آزادي خرده فروشان که اين روزها بسيار در مورد آن صحبت مي شود در زمان تحويل متهمان به زندان اتفاق مي افتد. معاون مبارزه با مواد مخدر استان تهران با اشاره به سوابق دستگيرشدگان مواد مخدر گفت؛ 53 درصد افرادي که روزانه دستگير مي شوند داراي سوابق متعدد در زمينه خريد و فروش مواد مخدر هستند و فقط 47 درصد آنها براي اولين بار دستگير مي شوند.جزئيات ديگري از ميزان کشف موادمخدر در 9ماه امسال در صفحه 14 امروز درج شده است.


اعدام دو قاچاقچي در زاهدان
دو قاچاقچي مواد مخدر که به مرگ محکوم شده بودند ديروز در زاهدان به دار آويخته شدند. به گزارش ايسکانيوز اين تبهکاران به جرم دستبرد مسلحانه، قاچاق 300 کيلوگرم مواد مخدر و بر هم زدن امنيت مردم به اعدام محکوم شده بودند. حکم صادره پس از تاييد ديوان عالي کشور بامداد ديروز در محوطه زندان زاهدان اجرا شد. دادسراي عمومي و انقلاب زاهدان، نام هاي اعداميان را اعلام نکرد.


دستگيري جواني که خواهرش را کشت
پسري که خواهرش را به قتل رسانده و طلاهايش را دزديده بود، رديابي و دستگير شد. به گزارش ايسکانيوز، بازپرس کشيک دادسراي بخش «سامن» همدان، هفته گذشته وقتي باخبر شد جنازه زن جواني در اطراف يک روستا رها شده است به همراه پليس به آنجا رفت و رسيدگي قضايي به ماجرا را در دستور کار خود قرار داد. بررسي هاي مقدماتي نشان مي داد اين دختر در جاي ديگري خفه و جنازه اش در تاريکي شب، کنار روستا رها شده است. با سپرده شدن جنازه به پزشکي قانوني، کارآگاهان به تحقيق محلي پرداختند و به اين ترتيب هويت قرباني که «مهتاب» نام داشت شناسايي و مشخص شد طلاهاي «مهتاب» دزديده شده و به احتمال زياد انگيزه جاني يا جانيان، دستبرد بوده است. با افشاي اين مساله برادر مقتول به نام حسين که پس از مرگ خواهرش متواري شده بود در «نهاوند» رديابي و بازداشت شد. وي در نخستين بازجويي ادعا کرد فقط طلاهاي خواهرش را دزديده و در کشتن «مهتاب» نقشي نداشته است. اما با ادامه يافتن تحقيقات جنايت را گردن گرفت و گفت خواهرش را با يک دستمال خفه کرد. قرار بازداشت موقت اين متهم در دادسراي «سامن» صادر شده اما هنوز انگيزه وي از اين جرم فاش نشده است.


کارت سوخت سارقان را به تله انداخت
سارقان حرفه يي با دزديدن يک کارت سوخت خودشان را به زندان نزديک تر کردند و توسط کارآگاهان به دام افتادند. سرهنگ کبکي رئيس پليس آگاهي استان لرستان با اعلام اين خبر افزود؛ چندي پيش در مدت کوتاهي چند فقره سرقت از منازل در سطح شهر خرم آباد به وقوع پيوست که تمام آنها با يک روش انجام شده بود. سارقان با شکستن شيشه آشپزخانه و قفل ورودي وارد منازل مي شدند و اقدام به سرقت جواهرآلات و وجوه نقد، کامپيوتر و کارت هاي اعتباري مي کردند. کارآگاهان در تحقيقات اوليه از چند محل سرقت هيچ اثري از سارقان به دست نياوردند تا اينکه چند روز بعد سرقتي با شيوه کاملاً مشابه روي داد و ماموران در بررسي دقيق اموال سرقتي متوجه شدند کارت سوخت مالباخته نيز دزديده شده است. در مرحله بعد کارآگاهان با بررسي زمان و مکان وقوع سرقت ها و انجام چندين روز کار اطلاعاتي مستمر دريافتند سارقان پس از سرقت کارت سوخت اقدام به سوخت گيري کرده اند.

به اين ترتيب با همکاري کارکنان پمپ بنزين تحقيقات براي شناسايي سارقان وارد مرحله تازه يي شد و ماموران با توجه به فيلم هاي به دست آمده از هنگام سوخت گيري به يکي از سارقان به نام «ح.م.» مظنون شدند و متهم را دستگير کردند. اين مقام انتظامي افزود؛ سارق حرفه يي که همه راه ها را بسته ديد به انجام ده ها فقره سرقت از منازل اعتراف کرد و در ادامه تحقيقات سه نفر از همدستان وي نيز دستگير و همگي با صدور قرار راهي زندان شدند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام