شنبه، 14 دي 1387 - شماره 1859
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
نيکي کريمي در دانشکده هنرهاي زيبا عنوان کرد
بايد از گلشيفته حمايت کنيم

«بيشتر از 10 سال است که عکاسي مي کنم و براي اولين بار چند تا از کارهايم را به نمايش گذاشتم. اعتراض هاي زيادي شنيدم. مي گويند چرا وارد اين حوزه شده ام.» نيکي کريمي که در کلاس درس دانشجويان کارشناسي ارشد دانشکده هنرهاي زيبا صحبت مي کرد با اشاره به ارائه عکس هايش به اکسپوي عکس و انتقادهايي که از سوي عکاسان او و همکارانش را نشانه گرفت حرف هايش را اين طور ادامه داد؛ «به نظرم ادبيات، سينما، عکاسي، نقاشي و ... همه حوزه هاي هنري وابسته به هم هستند و عکاسي اصلاً از لازمه هاي فيلمسازي است.» اين بازيگر در بخش ديگري از حرف هايش در مورد ترانسفر شدن بازيگران سينماي ايران گفت؛ «اين اتفاق در سينماي ايران دارد خيلي دير رخ مي دهد. اتفاق خوبي است که اين روزها براي گلشيفته فراهاني افتاده. به نظرم همه بايد از او حمايت کنيم.» کريمي که در کلاس درس دکتر حميدرضا صدري صحبت مي کرد به بازي افسانه بايگان و فاطمه معتمد آريا اشاره کرد و گفت؛ «در شروع بازيگري، بازي آنها را تحسين مي کردم. آنها در کارهايشان سعي و تلاش داشتند. به همين دليل کارهايي که از آنها ديده بودم در ذهنم مانده است. به نظرم آدم هايي که نقش هاي مختلف را تجربه کنند اعتبار خاصي دارند و اين ماندگاري را افسانه بايگان و فاطمه معتمدآريا تاکنون داشته اند.» حميدرضا صدري با اشاره به نقش کليدي زن در فيلم عروس درباره نيکي کريمي گفت؛ «عروس اولين فيلمي است که زن در آن کليدي مي شود و با بررسي فيلم هاي نيکي کريمي از سال 70 تا 80 مي توان از او به عنوان اولين بازيگر جوان سينماي ايران نام برد. در واقع او اولين بازيگر زن جواني بود که راه را براي بقيه باز کرد.» کريمي بعد از توضيح درباره نقش هايي که تا کنون بازي کرده درباره همکاري با مهرجويي گفت؛ « بازي در فيلم «سارا» در روند بازيگري ام موثر بود. اگر بازي در اين فيلم اتفاق نمي افتاد مسير بازيگري ام عوض مي شد. «پري» هم از دل حرف هايي که در زمان «سارا» مي زديم، درآمد. خود من آن زمان دختري سرگشته بودم و مهرجويي هم با توجه به اينکه فلسفه خوانده بود و سلينجر را هم بسيار دوست داشت فيلمنامه يي نوشت.» به گزارش ايسنا او در قسمتي از حرف هايش به تفاوت کارگرداني مهرجويي و حاتمي کيا اشاره کرد و گفت؛ «مهرجويي کارگردان بسيار منعطفي است و دست بازيگرش را براي اداي ديالوگ باز مي گذارد و حاتمي کيا بيشتر درگير حس صحنه و قصه اش است.» نيکي کريمي در بين دانشجويان از فيلم هايي که تا کنون کارگرداني کرده هم سخن گفت؛ «دو فيلم بلند و يک کار مستند ساخته ام و در تدارک ساخت فيلم سوم هستم.»
فهرست مرگ دويچه وله
هنرمنداني که 2009 را نديدند
دويچه وله، فهرستي از نام آوران فرهنگ و هنر جهان را که حلول سال 2009 را به چشم نديدند، منتشر کرد. در صدر اين فهرست ده تايي، نام هارولد پينتر نمايشنامه نويس مشهور انگليسي قرار دارد. نمايشنامه پيشخدمت معروف ترين اثر پينتر بود. اين نويسنده ناراضي همواره در موقعيت هاي سياسي نيز، واکنش هاي راديکال و به موقع از خود نشان داده بود. او در کنار نام هايي چون بکت، اونيل، يونسکو، برشت، کوکتو، ژونه و دورنمات از نام آورترين نمايشنامه نويسان قرن بيستم محسوب مي شد. ماما آفريقا ستاره موسيقي آفريقاي جنوبي که با ترانه هاي click sangu و Pata pata، نقش تاثيرگذاري در مبارزات ضدنژادپرستي کشورش در سال هاي تلخ آپارتايد داشت، در رتبه دوم اين فهرست قرار گرفت. پل نيومن اسطوره هاليوود که بسياري او را يکي از 20 بازيگر برتر دوران مي دانند و آثاري چون بيلياردباز، گربه روي شيرواني داغ، تابستان گرم و طولاني و بوچ کسيدي و ساندنس کيد را در کارنامه خود داشت، سومين هنرمند فقيد سال 2008 اعلام شد. ريچارد رايت کيبوردنواز انگليسي که از بنيانگذاران پينک فلويد است در 15 سپتامبر 2008 درگذشت و در رتبه چهارم اين فهرست قرار گرفت، او همراه راجر واترز و نيک ميسن پينک فلويد را پايه گذاري کردند. الکساندر سولژنيتسين نويسنده کتاب معروف «مجمع الجزاير گولاک» در پله پنجم فهرست مرگ دويچه وله ايستاد. او قبل از نويسندگي در ارتش شوروي خدمت مي کرد و به درجه سرهنگي هم رسيد اما نوشتن نامه يي شديداللحن به استالين، سبب دستگيري و محکوميت او به زندان در اردوگاه کار اجباري شد. رمان هاي او حکايت زندگي او در زندان ها و اردوگاه هاي کار اجباري شوروي است. چنگيز آيتماتوف نويسنده ديگري است که رتبه ششم فهرست مرگ را از آن خود کرد. مردم قرقيزستان اين نويسنده را پدر معنوي خود مي دانند. «الوداع گل ساري» و «نخستين آموزگار» نام رمان هاي اوست که تاکنون به بيش از 150 زبان دنيا از جمله فارسي ترجمه شده اند. رتبه هفتم اين فهرست به سينماگر نامي امريکا رسيده است. سيدني پولاک فيلمساز نامدار هاليوود در 26 مه 2008 درگذشت. اين کارگردان که آثاري چون «اسب ها شليک مي کنند»، «توتسي» و «بيرون از آفريقا» را خلق کرده است در درخشش هنري بازيگراني مانند داستين هافمن و رابرت ردفورد نقش بزرگي داشته است. چارلتون هستون در حالي در پنج آوريل 2008 درگذشت و در رتبه هشتم فهرست ايستاد که چند سالي از بيماري آلزايمر رنج برد. او در سال 1959 براي بازي در فيلم «بن هور» موفق به کسب جايزه اسکار شد. هستون در فيلم «ده فرمان» نقش موسي را بازي کرد که يکي از پرفروش ترين فيلم هاي سينماي جهان شناخته شده است. آرتور سي کلارک نويسنده انگليسي داستان هاي علمي- تخيلي که کوبريک فيلم «اديسه فضايي» را از روي يکي از داستان هاي او ساخت در 19مارس 2008 درگذشت و در فهرست دويچه وله رتبه نهم را از آن خود کرد. اما آخرين انتخاب دويچه وله مرگ جوکر است. اعلام خبر فوت هيث لجر جوکر فيلم «شواليه تاريکي» در سن 28سالگي اولين خبر مرگ سينما در سال 2008 بود. او با بازي در فيلم «کوهستان بروکبک» که براي او نامزدي اسکار را به همراه داشت به شهرت رسيد. اما نقش آفريني او در «شواليه تاريکي» باعث شد او در گروه بهترين هنرپيشه نقش مکمل مرد نامزد دريافت جايزه گلدن گلوب شود. اين جايزه قرار است تا چند روز ديگر اهدا شود. هيث لجر در 22 ژانويه 2008 درگذشت و در پله دهم فهرست مرگ ايستاد.
بيانيه خانه هنرمندان در محکوميت جنايات غزه


خانه هنرمندان ايران در محکوم کردن فاجعه انساني در غزه بيانيه يي صادر کرد. بخشي از اين بيانيه به شرح زير است؛ «نه تبعيدگاه بدون وطن معنا مي يابد و نه وطن بدون تبعيدگاه . زيرا در هر وطني تبعيدگاهي هست و در هر تبعيدگاه چند بيتي شعر.» خانه هنرمندان ايران به عنوان بزرگ ترين نهاد مدني کشور و حامي هنر و فرهنگ اين مرز و بوم، به نيابت از انجمن هنرمندان نقاش ايران، انجمن مجسمه سازان ايران، جامعه مهندسان معمار ايران، خانه تئاتر، خانه سينما، خانه شاعران، خانه موسيقي، انجمن طراحان گرافيک ايران و انجمن خوشنويسان ايران، نقض مسلم انسانيت توسط رژيم غاصب صهيونيستي را به ملت بزرگ و همدرد ايران و تمامي دلسوزان و آزادانديشان و به ويژه يتيمان عزيز غزه تسليت عرض مي کند.
محمود دولت آبادي؛ ادبيات امر روزمرگي نيست
در پي جنايت هاي رژيم صهيونيستي در غزه، محمود دولت آبادي با محکوم کردن اين وقايع، خواستار پايان جنايت ها در غزه شد. اين نويسنده پيشکسوت به عنوان مهمان ويژه در جلسه نمايشنامه خواني «در يک خانواده ايراني» نوشته محسن يلفاني در خانه هنرمندان ايران سخن مي گفت، اعلام کرد؛ «اسمم را در کنار نويسندگاني بگذاريد که بيانيه يي را نوشته اند و در آن، خواستار توقف هرچه زودتر اين آتشخون بازي ها شده اند. پوشيده نيست که اهل هنر و ادبيات ذاتاً مردمان صلح دوستي هستند و من هم به همين روشني، نظر خود را عنوان مي کنم.» به گزارش ايسنا دولت آبادي در بخش ديگري از حرف هايش خواستار توجه وزارت ارشاد به ادبيات و هنر شد؛«ادبيات امر روزمرگي نيست که مسوولان ما اين همه براي انتشار آثار حساسيت نشان مي دهند. نمايشنامه يي که امروز اجرا شد، سال 72 نوشته شده و درباره وقايعي است که به 30 سال پيش بر مي گردد. تفاوت ادبيات و هنر با اخبار مطبوعات در اين است که اخبار به سرعت و فوراً نوشته مي شود، اما آثار هنري طي سال ها شکل مي گيرند و امروز خوشحالم که مسوولان دولتي فرهنگي به اين نتيجه رسيده اند نمايشنامه يي که ماجراهاي آن به 30 سال پيش برمي گردد اجازه انتشار پيدا کند. اگر اين فضا به صورت معقولي امکان ارتباط انسان ها را با يکديگر پديد نياورد اين ارتباطات از جاهاي ناسالم سر در مي آورد.»
محمود اربابي، تکليف تشکل هاي تهيه کنندگان را روشن کرد
«فصل الخطاب وضعيت شوراي عالي تهيه کنندگان دو بيانيه مشترک اداره کل نظارت و ارزشيابي و خانه سينما است که سال گذشته و امسال صادر شده است.» مديرکل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي با بيان اينکه تا قبل از تصويب اساسنامه اين شورا، آن بيانيه ها مبناي فعاليت شوراي عالي خواهد بود، گفت؛ «کل قضيه شکل گيري شورا به دليل تفاوت ديدگاه هايي بود که در بين تهيه کنندگان سينما وجود داشت که در بيانيه اول ذکر شد و در بيانيه دوم هم درباره تشکيل تشکل هاي جديد يا خروج تشکل هاي موجود توضيح داده شده است. اين بيانيه ها از طرف همه اعضاي شوراي عالي متشکل از نمايندگان اتحاديه تهيه کنندگان، مجمع فيلمسازان و کانون تهيه کنندگان مورد استقبال قرار گرفت و براساس همان نيز دور جديد شورا آغاز خواهد شد.» او درباره اضافه شدن تشکل جديدي از تهيه کنندگان به شوراي عالي گفت؛ «اضافه شدن تشکل جديدي از تهيه کنندگان به شوراي عالي منوط به تصويب اساسنامه شورا است و شورا تا قبل از تصويب اساسنامه مسير خودش را خواهد رفت و در اساسنامه ورود و خروج تشکل ها پيش بيني مي شود که اميدوارم طي يک ماه آينده اساسنامه نهايي شوراي عالي به تصويب برسد.» به گزارش ايسنا مدير کل اداره نظارت و ارزشيابي در پايان گفت؛ «دوستان انجمن تهيه کنندگان مستقل کمي خويشتنداري کنند تا جايگاهشان در شرايط جديد شوراي عالي پيش بيني شود و قطعاً هيچ تشکلي از اين دايره بيرون نخواهد ماند.»
مايکروسافت، سال نو يک ميليون نفر را خراب کرد
بله. مايکروسافت سال نو يک ميليون نفر را خراب کرد. روز پنجشنبه يک ميليون نفر از کساني که در سراسر جهان پخش کننده چندرسانه يي مايکروسافت -Zune- را داشتند، متوجه شدند وسيله شان کار نمي کند و قادر به پخش هيچ فايل صوتي يا تصويري نيست. اين کاربران با يک صفحه فريزشده روبه رو شدند. مشکل چه بود. سال ميلادي 2008، کبيسه بود، يعني به جاي 365 روز، 366 روز داشت. متاسفانه درايور زماني داخلي Zune مشکل داشت و نمي دانست در مواجهه با يک سال 366روزه بايد چه کند. اين مساله باعث مي شد هنگام اتصال Zune به کامپيوتر، وسيله دچار «کرش» شود.

سايت هاي مثل Gizmodo و Engadget با گزارش هاي مکرر کساني مواجه شدند که گفته بودند در ساعت 01/12 روز 31 دسامبر، پخش کننده zune آنها از کارکردن باز ايستاده است. مقامات مسوول مايکروسافت در مقام پاسخ به مشتريان خود گفتند مشکل موقتي است و با اندکي صبر، مشکل با گذشت يک روز برطرف خواهد شد. آنها گفتند اجازه دهيد باتري وسيله تان کاملاً خالي شود، بعد دوباره Zune را روشن کنيد. گرچه اين مشکل واقعاً موقتي بود، اما همزماني آن با جشن هاي سال نو و بازتاب خبري اين رسوايي مي تواند به جايگاه مايکروسافت در بازار ابزارهاي پرتابل پخش کننده فايل هاي چندرسانه يي آسيب جدي برساند. هم اينک اپل با مدل هاي متنوع آي پاد، 70 درصد بازار امريکا را در کنترل خود دارد و مايکروسافت با Zune تنها 3 درصد بازار را دارد.

9 سال پيش، مشکل سال 2000 يا باگ ملينيوم Y2K کامپيوترهاي دنيا را تهديد مي کرد. باگ اخير Zune باعث شده است نام اين رسوايي به تبعيت از Y2K، باگ Z2K9 ناميده شود. مايکروسافت از زمان معرفي Zune در نوامبر سال 2006، سه ميليون دستگاه از اين وسيله را فروخته است، اما باگ Z2K9 تنها مدل هاي 30 گيگابايتي Zune را که توسط شرکت توشيبا ساخته شده بودند با مشکل مواجه کرد. تعداد Zune هاي درگير، يک ميليون دستگاه برآورد مي شود. به نظر مي رسد مايکروسافت که عمده شهرت خود را با فروختن سيستم عامل ويندوز و بسته نرم افزاري آفيس به دست آورده است، در زمينه ساخت سخت افزار با مشکلات قابل توجهي روبه رو است. سال پيش هم کنسول بازي ايکس باکس دچار مشکل سخت افزاري شده بود. مايکروسافت مجبور شد با صرف 1/1 ميليارد دلار هزينه، اين مشکلات را به صورت رايگان براي خريداران اين کنسول برطرف کند. مايکروسافت قصد دارد نرم افزار داخلي Zune را به روز کند تا در سال کبيسه بعدي يعني سال 2012، کاربران اين وسيله با مشکل مشابه مواجه نشوند.

منبع؛ وبلاگ يک پزشک
سلينجر 90ساله شد
جي دي سلينجر نويسنده گوشه گير امريکايي رمان «ناتور دشت» که بيش از 40 سال است سکوت اختيار کرده، 90ساله شد. سلينجر سال هاست از جامعه ادبي دنيا کناره گرفته و در منزلش در «کورنيش» ايالت «نيو همپشاير» امريکا زندگي مي کند. جي دي سلينجر اول ژانويه سال 1919 در «منهتن» نيويورک به دنيا آمده است. مادرش ماري جيليش نيمه اسکاتلندي- نيمه ايرلندي بوده و پدرش يک يهودي الاصل پنيرفروش بوده است. سلينجر با چاپ رمان «ناتور دشت» در سال 1951 موجب شگفتي اهالي ادبيات دنيا شد و به سرعت محبوبيتي جهاني يافت. «ناتور دشت» در زمان کمي به يکي از شاهکارهاي ادبي دنيا تبديل شد و امروزه نيز با وجود گذشت نيم قرن از انتشار آن نزديک به 250 هزار نسخه در سال به فروش مي رسد. سلينجر پس از «ناتور دشت» مجموعه «نه داستان» را در سال 1953 منتشر کرد و پس از آن نيز مجموعه هاي ديگري را تا سال 1965 به چاپ رساند، اما آخرين داستاني که از او در نشريات منتشرشده، داستاني است که در تاريخ 19 ژوئن سال 1965 در نشريه معتبر نيويورکر منتشر شده است. «سلينجر» پس از چاپ اين داستان در نيويورکر داستان ديگري منتشر کرد و ديگر خبري از او در جامعه ادبي امريکا نشد تا آنکه در اواخر دهه 80 به خاطر شکايت از «ايان هميلتون» پا به دادگاه گذاشت. «ايان هميلتون» کسي بود که قصد داشت زندگي سلينجر را کتاب کند. به گزارش فارس جي دي سلينجر که به نابغه داستان نويسي امريکا معروف است، در نخستين روز ژانويه سال ميلادي جديد در حالي 90ساله شد که کسي از ميزان سلامت و نحوه زندگي وي خبري ندارد.
ادامه حاشيه هاي کنسرت عليزاده - درويشي
از اينکه اخلاق را رعايت کرديم، معذرت مي خواهيم


بهرنگ تنکابني*



1- نه من و نه هيچ يک از اعضاي مجموعه فرهنگ و آهنگ از آن دست آدم هايي نيستيم که بخواهيم از حاشيه هاي يک کار عظيم به شهرت دست بيابيم. به همين دليل در اين چند روز هيچ عکس العمل رسمي در جرايد نشان نداده و اجازه داديم همگان نظرات و قضاوت هاي خود را از اجراي قطعه کليدر ساخته «محمدرضا درويشي» توسط بخش سازهاي زهي ارکستر سمفونيک ناسيونال اوکراين ارائه کنند. اين يادداشت تنها به اصرار اهالي مهربان مطبوعات و فقط به منظور روشن شدن مسائل حاشيه يي عنوان شده در يادداشت ها و گفت وگوهاي اين چند روزه نوشته شده است و به هيچ وجه قصد جنجال آفريني ندارد چون هيچ نيازي به شهرت طلبي ندارم. تاکيد مي کنم اين يادداشت تنها توضيحي است که از سوي يکي از تهيه کنندگان کنسرت ياد شده منتشر مي شود.

2- به جد معتقدم يک اثر هنري بدون مخاطب و نظرات آنها نه تنها بي هويت مي شود بلکه وجود خود را از دست مي دهد. اينکه اجراي يک قطعه موسيقايي - پس از گذشت بيش از يک سال از تاريخ تصنيف و ضبط - بالاخره توانسته نظرات مختلفي را به خود جلب کند نشانگر اهميت آن است و خوشحالم که توانسته ام به عنوان يک تهيه کننده در عرصه موسيقي تا اين اندازه موفق باشم. و همچنين بر اين اعتقادم که اگر يک اثر هنري تمام و کمال مورد پسند جامعه مخاطب قرار گيرد بايد مطمئن بود که نقصي در آن وجود دارد،

3- به عنوان سردبير يک نشريه تخصصي موسيقي بر اين باورم که اظهارنظر و ارائه نقد در حوزه موسيقي نيازمند بسترها و نگرش هاي مختلفي است و با يکي دو جمله نمي توان در مورد يک اثر موسيقايي حکم صادر کرد. و به عنوان يک روزنامه نگار که بيش از 10 سال در جرايد مختلف شاگردي کرده ام، مي دانم که ستون هاي يک رسانه تريبوني است آزاد براي همگان. اينجا قصد بر آن نيست که در مورد نظرات منتقداني که تاکنون درباره اثر محمدرضا درويشي منعکس شده سخني گفته شود.

4- هدف اين نوشتار، ايراد نکاتي پيرامون مباحث حقوقي عنوان شده درباره قطعه کليدر است. سوييت کليدر مشتمل بر هشت موومان همان گونه که طي چهار ماه اطلاع رساني پايگاه خبري فرهنگ و آهنگ و همچنين کليه رسانه هاي جمعي و همان طور که در بروشور کنسرت نيز عنوان شده، اثري است براساس رمان جاودانه استاد «محمود دولت آبادي» که با سفارشي از سوي آقاي «داود موسايي» مدير انتشارات فرهنگ معاصر ساخته شده است. اينجانب زماني که مراحل اخذ مجوز کنسرت به گام هاي نهايي رسيده بود (شهريورماه) به لحاظ اخلاقي بر خود وظيفه دانستم که از سفارش دهنده کار براي اجراي آن اجازه بگيرم. در يکي از شب هاي کنسرت همايون شجريان و گروه دستان (روزهاي پاياني مرداد ماه) جناب موسايي را - که اتفاقاً همراه آقاي مختاباد تشريف آورده بودند - در محل تالار بزرگ کشور ديدم و مساله را عنوان کردم. ايشان که پيش از اين ديدار تصادفي، از طريق آقاي درويشي در جريان اجراي کنسرت قرار داشتند، درخواست بنده براي برگزاري يک جلسه حضوري را پذيرفتند تا اينکه در شهريورماه افتخار حضور در دفتر يکي از معتبرترين ناشران ايران نصيب من شد. در نشست هايي (سه جلسه) که با ناشر ارجمند آقاي داود موسايي داشتم بارها عنوان کردم که اگر شما از اجراي کليدر رضايت نداريد، من رپرتوار کنسرت را تغيير مي دهم. ولي جناب موسايي در نهايت همکاري عنوان مي کردند با اجراي کليدر مساله يي ندارند و تنها مي خواهند بدانند که حقوق موسسه فرهنگ معاصر در اين ميان چيست. در اين جلسات با کمک دوست فرهيخته جناب آقاي رامين صديقي (مدير نشر موسيقي هرمس) سعي شد براساس قوانين بين المللي کپي رايت، حقوق مادي و معنوي آقاي موسايي و انتشارات فرهنگ معاصر تبيين و مشخص شود (همگان مي دانند که شايد يک صدم اين قوانين در ايران رعايت نمي شود). نهايتاً در جلسه يي که روز سه شنبه 12 آذر در دفتر آقاي موسايي با حضور ايشان، جناب درويشي، جناب صديقي، آقاي فرهاد دولت آبادي (فرزند استاد محمود دولت آبادي) و حقير برگزار شد، مقرر شد 50 درصد از سهم اجراي کليدر در اولين کنسرت و يک سوم از سهم اجراي کليدر در کنسرت هاي بعدي به سفارش دهنده کار (يعني شخص آقاي موسايي و انتشارات فرهنگ معاصر) تعلق گيرد. ضمن آنکه اينجانب اخلاقاً متعهد شدم همان گونه که تا آن تاريخ رفتار کرده بودم، در تمامي گزارش هاي خبري و بروشور کنسرت نام سفارش دهنده کار را عنوان کنم. همان طور که صفحات روزنامه ها، خبرگزاري ها و بروشور گواهي بر رعايت اخلاق حرفه يي برگزار کنندگان کنسرت است، کليه حقوق معنوي آقاي موسايي و انتشارات فرهنگ معاصر در اين برنامه رعايت شده و براساس توافقنامه کتبي يادشده حقوق مادي ايشان فراتر از قوانين رايج کشورمان و در نهايت استانداردهاي بين المللي براي انتشارات فرهنگ معاصر در نظر گرفته شده است.

5- آقاي مختاباد در يادداشت خود عنوان کرده اند؛ «...اينکه در شب نخست اجرا نه دولت آبادي در اجرا حضور داشت و نه تهيه کننده اصلي اثر، خود از برخي ماجراها حکايت مي کند و نشان مي دهد دست اندر کاران اين اجرا توفيقي در اجراي کامل اين قطعه به دست نياوردند و در نهايت به شکلي پخته خوارانه غذايي را که ديگري برايش انرژي و هزينه کرده است، به خورد تماشاگران بدهند و طبيعي است که در اين ميانه وقتي آشپز اصلي ماجرا غايب باشد، آش يا شور مي شود يا بي نمک.» لازم است ياد آوري کنم براي هر سه اجراي اين کنسرت، بليت هاي رديف ميهمانان ويژه هم براي آقاي موسايي و هم براي استاد محمود دولت آبادي ارسال شده بود. آقاي موسايي روز شنبه 7 دي (آخرين روز اجرا) بليت هاي ميهمان خود را همراه با نامه يي تشکر آميز براي دفتر فرهنگ و آهنگ پس فرستادند. ايشان در آن نامه عنوان کرده اند؛ «...رسم بر اين نيست که هديه را برگردانند اما چه کنم هر چه خواستم خودم را متقاعد کنم که در اين مراسم شرکت کنم، نتوانستم خودم را راضي کنم...» غمتن عيناً از نامه جناب موسايي نقل شده است.ف استاد دولت آبادي نيز دعوت ما را بي پاسخ گذاشتند و تشريف نياوردند.

6- با اين توضيحات گمان مي کنم آنچه ما در اين مدت انجام داد ه ايم جز رعايت اخلاق حرفه يي و پايبندي به قوانين بين المللي کپي رايت چيز ديگري نبوده. حال اگر برداشت دوستان، پخته خواري و نا جوانمردي بوده، از لطف بي کران ايشان خبر مي دهد. آقاي مختاباد و کليه افرادي که ما را تلويحاً و تحقيقاً پخته خوار، سوءاستفاده چي و... عنوان کرده ايد، از همه شما بابت رعايت اخلاق حرفه يي و حفظ حرمت پيشکسوتان معذرت مي خواهم. گويا ظرفيت فعاليت هاي فرهنگي اين سرزمين هنوز به آن سطحي که ما فکر مي کرديم نرسيده است.

7- هرچند که بر اساس مدارک و اسناد ياد شده مي توانم از آقاي مختاباد به اتهام افترا و توهين شکايت کنم ولي ترجيح مي دهم در اين وا نفساي فضاي مطبوعات، اين همکار هيجان زده خود را ببخشم. اميدوارم در آينده با آگاهي و هوشياري بيشتري درباره همديگر اظهارنظر کنيم.

*تهيه کننده کنسرت
عناوين اين صفحه
بايد از گلشيفته حمايت کنيم
هنرمنداني که 2009 را نديدند
بيانيه خانه هنرمندان در محکوميت جنايات غزه
محمود دولت آبادي؛ ادبيات امر روزمرگي نيست
محمود اربابي، تکليف تشکل هاي تهيه کنندگان را روشن کرد
مايکروسافت، سال نو يک ميليون نفر را خراب کرد
سلينجر 90ساله شد
از اينکه اخلاق را رعايت کرديم، معذرت مي خواهيم
پيشنهادها
ديوجنگ
چهره ها
فروش 750 هزار نسخه يي آلبوم چاووشي

پيشنهادها
? انتشار نشريه مشق آفتاب؛ شماره جديد نشريه مشق آفتاب منتشر شد. در اين شماره کريسمس در مصاحبه با ماهايا پطروسيان و نماينده ارامنه جنوب کشور در مجلس به تصوير کشيده شده است. گفت وگو با علي مطهري نماينده مجلس نيز از ديگر مصاحبه هاي خواندني اين شماره است. کتک خوردن عکاسان و خبرنگاران در استاديوم هاي فوتبال عنوان يکي از گزارش هاي جالب اين شماره است.

? خانه عکاسان «عاشوراييان» را تصوير مي کند؛ نمايشگاه «عاشوراييان» با 72 عکس از 14 دي در نگارخانه خانه عکاسان حوزه هنري گشايش مي يابد. اين نمايشگاه ساعت 17 روز شنبه 14 دي ماه افتتاح مي شود و علاقه مندان مي توانند از 15 تا 23 دي از ساعت 9 تا 17 از اين نمايشگاه در نگارخانه خانه عکاسان واقع در خيابان حافظ، تقاطع سميه، حوزه هنري، خانه عکاسان ديدن کنند.

? انتشار کتاب«سينماي ملي، طرحي براي فردا»؛ کتاب«سينماي ملي، طرحي براي فردا»همزمان با همايش سينماي ملي منتشر شد. «سينماي ملي، طرحي براي فردا»حاوي مجموعه مقالات سينمايي است که زير نظر جعفر گودرزي جمع آوري و منتشر شده است.


ديوجنگ
محمدرضا طاهريان



لب ز خون تازه مي ليسد/ مي خزد آهسته، آهسته/ مي رود تا قله هاي دود و خاکستر -گنج ها در زير آن پنهان - بر سريرش مي زند چنبر/ لب ز خون تازه مي ليسد/ مي خزد آهسته، آهسته/ لانه اش در سينه گوساله زرين / برگ و بارش / نکبتي سنگين؛/ چشم هايش گر گرفته/ در ته آن دوزخي پيداست./ گند ناي گاز خردل/ در دهانش/ ...ديگري بر پاست/ لب ز خون تازه مي ليسد/ مي خزد آهسته، آهسته/ ولي/ هرگاه و بيگاه/ از سرافسون و اغوا/ در پس تنديس مشعلدار/ (کاکنون سمبلي بر گور آزادي است)/ پنهان مي شود/ با صد کرشمه/ واژگاني دلفريب و عالم آرا کار مي بندد / توگويي در دلش/ سوداي انسان مي تپد، اما/ تمام مادران داغديده/ از هيروشيما، ناکازاکي،/ تا ويتنام و/و روح مردگان/ در گورهاي دسته جمعي/ مي شناسندش/ لب زخون تازه مي ليسد/ مي خزد، آهسته آهسته/ بشکه هاي خامش باروت/ نفخه مرگ است در جانش/ او براي زنده ماندن، نو به نو/ قربانيان تازه مي خواهد،/ لب زخون تازه مي ليسد/ مي خزد آهسته، آهسته/ مي رسد تا پشت در/ تا پشت ديوار شما/ اي خيل خاموشان/ تمام خفتگان/ بر پا/ مي رسد اين ديو/ بستر عشق و نوازش/ بستر شيرين صدها قصه و رويا/ بستر خون مي شود/ در سينه سرد خيابان ها/ مي رمد اين ديو/ مي رمد از هي هي آوازتان/ در جشن پرواز کبوترها/ کودک و زن / پير و برنا / اي تمام خفتگان/ اي خيل خاموشان/ همه بر پا


چهره ها
? هوپر رئيس هيات داوران کن؛ ايزابل هوپر بازيگر سرشناس هاليوود به عنوان رئيس هيات داوران شصت و دومين جشنواره فيلم کن انتخاب شد. هوپرکه دو بار جايزه بهترين بازيگر زن را از اين رويداد سينمايي معتبر کسب کرده است، رياست هيات داوران اين دوره جشنواره کن را برعهده خواهد داشت.

? معرفي خيمه شب بازي در لندن توسط غريب پور؛ بهروز غريب پور با همراهي گروه تئاتر «آران» به دعوت موزه لندن خيمه شب بازي ايران به شيوه قاجار را معرفي مي کند. اين گروه همزمان با آغاز سال 88 در فستيوال دو روزه «جادوي ايراني» شرکت مي کنند و به معرفي «خيمه شب بازي» ايران به شيوه قاجار مي پردازند. او سال 76 با همکاري رسانه هاي تصويري، اين خيمه شب بازي را ضبط تصويري کرد که دي وي دي آن عرضه شد.

? اکران جديدترين فيلم تارانتينو؛ «حرام زاده هاي بي آبرو» ساخته جديد کارگردان جنجالي، کوئنتين تارانتينو که موضوع آن درباره جنگ دوم جهاني است، روز 21 اگوست سال جديد ميلادي به روي پرده سينماها خواهد آمد. «تارانتينو» که فاصله زماني زيادي را ميان پروژ ه هايش ايجاد مي کند، آخرين فيلم بلندش را سال 2007 با همکاري روبرت رودريگوئز با نام «گريندهاوس» ساخت.


فروش 750 هزار نسخه يي آلبوم چاووشي
بيش از 750 هزار نسخه از اولين آلبوم رسمي محسن چاووشي به فروش رفته است. اين در حالي است که در ماه گذشته اين شرکت با توجه به تقاضاي بازار مجدداً 500 هزار نسخه ديگر از اين آلبوم را روانه بازار کرده است. به گزارش سايت موسيقي ما، علي اسفندياري از عوامل انتشارات آواي باربد با اعلام اين خبر درباره آلبوم محمدرضا هدايتي همچنين توضيح مي دهد؛ «آلبوم برگ و باد با فروشي معادل 55 هزار نسخه يکي از آلبوم هاي پرفروش بازار موسيقي ايران است.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام