پنج شنبه، 12 دي 1387 - شماره 1858
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
جزيره يي براي نفس کشيدن

محبوبه حسين زاده

کيش يکي از چهار منطقه دنيا است که درصد اکسيژن خالص آن از ديگر مناطق بيشتر است و به همين دليل است که جانبازان شيميايي جنگ، بدون استفاده از ماسک اکسيژن در اين جزيره مي توانند به راحتي تنفس کنند و مردم عادي هم بعد از ساعت ها گشت و گذار و تفريح کمتر احساس خستگي مي کنند.

در اين روزهاي سرد زمستاني که آلودگي هوا در بيشتر شهرهاي بزرگ ايران، به خصوص در کلانشهر تهران، نفس کشيدن را براي همگان سخت کرده است، سفر به جزيره کيش با آب و هواي دل انگيز بهاري و آسمان آبي و صاف و ميزان اکسيژن بالا، خالي از لطف نيست.

جزيره مرجاني کيش با سواحلي آرام، ماسه هاي مرجاني که بعد از ساعت ها پياده روي در ساحل، ذره يي ماسه به پاهايتان نمي چسبد، آب زلال و درياي شفاف که باعث مي شود به راحتي بتوانيد انواع ماهي هاي زيبا با رنگ هاي سبز و زرد فسفري را در چندقدمي ساحل در حال شنا ببينيد و البته ترافيکي که هيچ وقت شاهد آن نخواهيد بود، مي تواند سفري به يادماندني باشد.

اگر از گشت و گذار در بازارهاي بزرگي که در اين روزها اجناس خود را با قيمتي بسيار پايين تر از مغازه هاي تهران به فروش مي رسانند، صرف نظر کنيد فرصت خواهيد داشت تا در چند روز اقامت خود در اين جزيره زيبا، بار ديگر با زيبايي هاي طبيعت آشتي کنيد. ديدن مرغ هاي مينا و پرندگان سفيدرنگ دريايي که در فضاي سبز اطراف خيابان هاي کيش بدون هيچ ترسي از انسان ها در حال راه رفتن هستند، و البته آهوهاي تيزپايي که بيشتر در خارج از محدوده مسکوني جزيره قابل مشاهده هستند، از مواردي است که شايد در هيچ نقطه يي از ايران نتوان آن را تجربه کرد.

از ديگر جذابيت هاي جزيره کيش، درختان انجير معابد (لور) است که عمر آن بين 500 تا 600 سال برآورد شده است. شاخه هاي بلند اين درختان به دليل جاذبه زمين دوباره به سمت زمين کشيده مي شوند و تبديل به ريشه مي شوند و آنقدر اين چرخه تکرار شده است که درختاني با تنه هايي قطور رشد کرده است که اين تنه هاي قطور در حقيقت مجموعه به هم پيچيده يي از شاخه هاي درختان است.

پارک دلفين ها که با سرمايه گذاري بخش خصوصي در جزيره کيش ساخته شده است، يکي ديگر از جاذبه هاي گردشگري اين جزيره است که شاهد صحنه هايي شايد تکرارنشدني از رقص و هنرنمايي دلفين ها و البته يک شير دريايي 350 کيلويي خواهيد بود؛ دلفين هايي که با سختي زياد و تعبيه آکواريوم هاي مخصوص در هواپيما از ژاپن به ايران آورده شده اند و البته يکي از اين دلفين ها اولين فرزند خود را چندماه قبل در آکواريوم کيش به دنيا آورد و يکي ديگر هم تا چند روزي ديگر مادر خواهد شد. البته قبل از هنرنمايي دلفين ها که هر روز در ساعت مشخصي صورت مي گيرد، افراد مي توانند از باغ پرندگان همين مجموعه ديدن کنند؛ باغي به مساحت 20 هکتار که انواع پرندگان آبزي و خشکي زي نادر مناطق استوايي در حال رفت و آمد در اطراف شما هستند و البته شش تمساحي که هرچند ساعت ها در آب بي حرکت مانده بودند اما ابهت ترسناک شان باعث مي شد بيشتر افراد از ايجاد کوچک ترين سروصدايي پرهيز کنند.

از ديگر موارد خاص جزيره کيش، علاوه بر آرامش، امنيتي است که در اين جزيره وجود دارد. آن طور که مديرعامل منطقه آزاد کيش مي گويد؛ ميزان جرائم و آسيب هاي اجتماعي در اين منطقه بسيار جزيي است. از سوي ديگر بيکاري در جزيره کيش وجود ندارد چون هر فرد بيکاري که از تامين هزينه هاي زندگي در کيش ناتوان باشد بلافاصله از جزيره اخراج مي شود.

يکي از روزنامه نگاران ساکن در جزيره کيش، دليل نبود جرائم اجتماعي را محصور بودن جزيره در دريا و نبود هيچ راه فراري براي مجرمان مي داند. آن طور که وي مي گويد سرقت در اين جزيره به ندرت اتفاق مي افتد و تنها مورد سرقتي که در شش ماه گذشته رخ داده، سرقت يک اتومبيل توسط مرد کارگر مهاجري بوده است که چون در چند روز اقامت کاري پيدا نکرده اقدام به سرقت اتومبيل کرده و البته نيم ساعت بعد از سرقت دستگير شده است.

يکي ديگر از موارد جالب توجه در جزيره کيش، درصد بالاي اشتغال زنان است. در حالي که در کل کشور آمار اشتغال زنان به 15درصد مي رسد، اين آمار به گفته مددي مديرعامل منطقه آزاد کيش در اين جزيره به 30 درصد مي رسد. حضور اجتماعي زنان در اين جزيره بسيار پررنگ است. دختران و زناني که به کيش سفر مي کنند، در اين جزيره امن، فارغ از جنسيت شان که در بسياري از شهرهاي ايران راه را بر حضور زنان با دوچرخه در خيابان هاي شهر مي بندد، مي توانند در هر ساعتي از شبانه روز با خيال راحت و مخصوصاً در خنکاي صبحگاهي اين روزهاي جزيره رکاب بزنند و البته اين فقط يکي از مواردي است که مي توان به آن اشاره کرد.

جزيره زيباي کيش داراي دوهزار نفر بومي ساکن و حدود 22هزار مهاجر است و چون افراد مهاجر ترجيح مي دهند مراسم جشن عروسي را در کنار اقوام و خويشان خود برگزار کنند، به ندرت در اين جزيره مراسم جشن عروسي شبيه ديگر شهرهاي ايران برگزار مي شود. دوست روزنامه نگارمان مي گفت؛ چندماه قبل براي اولين بار بعد از اقامت هشت ساله در اين جزيره، يک ماشين عروس ديديم و آنقدر براي مردم اين مساله عجيب بود که همه به نوعي سعي در ابراز خوشحالي داشتند.

شنور هاوور نور داري
مرضيه کوهستاني

«مگ» (يک)، «يرگو» (دو)، «يرک» (سه). آنا کليد ريسه چراغ هاي رنگي را فشار مي دهد. توپ هاي نقره يي و طلايي، کفش هاي بابانوئل، فرشته ها، زنگوله ها، کاغذهاي رنگي و پاپيون هاي قرمز آويزان شده به درخت کاج زير نور کم سوي چراغ هاي رنگي خودنمايي مي کنند. بچه ها دست مي زنند و بحث بر سر نامه هاي بابانوئل و کادو هاي کريسمس داغ مي شود. ليليان عروسکي مي خواهد که بخندد و گريه کند، لارا مانتو و شلوار آبي اش را با دست تکان مي دهد؛ «من دلم يه لباس خيلي خوشگل مي خواد»، اما پيونيک نيم نگاهي به عروسک بابانوئل زير درخت کاج مي اندازد و با شيطنت مي گويد؛ «من که دلم مي خواد زن بابانوئل برام يه جفت کفش صورتي بياره.»

سرلي سه ساله که به همراه مادرش براي تزيين کلاس خواهرش به مدرسه آمده، به زبان ارمني مي گويد دوست دارد بابانوئل برايش شکلات هاي خوشمزه کادو بياورد و وقتي يک شکلات کادو مي گيرد، به کمک مادرش به فارسي مي گويد؛ «از شکلات شما متشکرم.»

اما اين فقط مدرسه ابتدايي دخترانه تونيان و محله وحيديه نيست که حال و هواي سال نو دارد. بيش از 400 سال است که ارمنياني که توسط شاه عباس به ايران کوچانده شده اند در چنين روز هايي خود را براي سال نو و کريسمس آماده مي کنند و امسال هم همچون سال هاي گذشته قريب به 120 هزار ارمني ايران با تزيين درخت کاج و نصب حلقه هاي کاج و کاغذهاي رنگي به ديوارهاي منازل شان و مدارس و کلاس هايشان به استقبال سال نو مي روند.

خيابان نجات اللهي (ويلا) يکي ديگر از محله هاي ارمني نشين است که مهم ترين کليساي ارامنه هم در آن واقع شده است. آيدا که از همين کليسا خارج مي شود، در حالي که درگير پوشاندن بيشتر موهاي جوگندمي اش زير شال قهوه يي رنگ است از مراسم سال نو و کريسمس ارامنه در ايران مي گويد؛ «کارهاي سخت مثل خانه تکاني و خريد هاي سال نو حدود يک ماه پيش از سال نو آغاز مي شود اما همين که روز اول ژانويه همه خانواده دور هم جمع مي شويم و صداي قهقهه بچه ها در حالي که کادو هاي زير درخت را باز مي کنند توي خانه مي پيچد به تمام خستگي هاي دنيا مي ارزد.»

آيدا ادامه مي دهد؛ «اغلب ارمنيان ارتدوکس گريگوري هستند و ما برخلاف ديگر فرقه هاي مسيحيت شش روز پس از ژانويه کريسمس (يعني روز غسل تعميد عيسي مسيح) را جشن مي گيريم و در روز کريسمس هم درست مانند سال نو همه اعضاي خانواده علاوه بر رفتن به کليسا و به جا آوردن مراسم عشاي رباني و باز کردن روزه و خوردن نان متبرک در کليسا، دوباره دور هم جمع مي شويم و با هم شام مخصوص عيد يعني برنج و کوکوسبزي و ماهي مي خوريم.»

با تاکيد بيشتر تکرار مي کند؛ «شام ماهي مي خوريم، چون ماهي نمادي از عيسي مسيح است و از طرفي خوردن گوشت قرمز در اين روز براي ما حرام است.» به جز شام مخصوص شب عيد از شيريني ها و کيک هاي کريسمس هم نبايد غافل شد. به رغم اينکه امسال قيمت شيريني هاي مخصوص عيد مثل گاتا و کيک هاي کريسمس و... حدود 20 درصد افزايش يافته اما هنوز جاي خود را در سبد خريد سال نو ارامنه به سختي حفظ کرده است. گارميک هارتونيان، مدير يکي از شيريني فروشي هاي ارامنه، با اشاره به کيک هاي شکلاتي که روي آنها نوشته شده merry Christmas مي گويد؛ «از حدود 20 روز قبل از ژانويه فروش کيک ها و شيريني هاي عيد آغاز مي شود و ارامنه با خريد اين شيريني ها به استقبال سال نو مي روند.» هارتونيان که اين روز ها در قنادي سرش خيلي شلوغ است، هنوز فرصت نکرده براي دختر 12 ساله اش «آنا» کادوي کريسمس بخرد اما آنا خيالش راحت است که هديه اش پيش پدر محفوظ است. آنا به مدرسه فرانسويان مي رود و روز کريسمس و اول ژانويه (روز سال نو) تعطيل است. اما لئو که در مدرسه مسلمانان درس مي خواند، اگرچه روز عيد تعطيل است ولي روز بعد از عيد بايد امتحان رياضي بدهد.

لئو با بداخلاقي مي گويد؛ «گاهي فکر مي کنم کاش جايي زندگي مي کردم که براي سال نو دو هفته تعطيل باشم»، اما بلافاصله لبخندي بر لبش مي نشيند؛ «ولي خوبي اينجا اينه که همه چيز به مناسبت سال نو چند برابر گرون نمي شه و من مي تونم هديه هايي رو که مي خوام بخرم يا لباس هاي سال نو رو با قيمت واقعي بازار تهيه کنم.»

حق با لئو است. در آستانه سال نو ميلادي قيمت اجناسي که به سال نو ربطي ندارد، به صورت کاذب افزايش پيدا نمي کند اما هر آنچه مستقيم با سال نو مرتبط است، امسال افزايش قيمت داشته، مثلاً درخت کاج که امسال نسبت به سال گذشته 30 درصد گران تر شده است.

در فروشگاه آقاي تهراني هر چيزي را که به کريسمس مربوط باشد از کاج مصنوعي گرفته تا عروسک هاي بابانوئل و آدم برفي و کارت پستال هاي کريسمس مي توان پيدا کرد. مي گويد؛ «ما هر سال کالاهاي کريسمس را مستقيم از چين وارد مي کنيم اما امسال با افزايش قيمت کالا ها در بازار مبدأ و افزايش قيمت گمرکي مواجه شديم و به همين دليل فروش و سود بسيار پاييني داشتيم.»

به گفته تهراني قيمت درخت کاج به نسبت اندازه آن بين 20 تا 300 هزار تومان متغير است و به همين دليل مردم به درخت هاي طبيعي که بسيار ارزان تر است، رو مي آورند. اما هلن که معلم است، مي گويد؛ «درخت کاج حال و هواي خاص خودش را دارد و بوي مطبوعي هم به خانه مي دهد اما درخت هاي مصنوعي به علت قابل شست وشو و تاشو بودن مقرون به صرفه تر هستند.» وي با اشاره به جنبش هاي محيط زيستي که در سال هاي اخير در سراسر جهان عليه قطع درختان کاج در آستانه ژانويه به راه افتاده است، مي گويد؛ «سالانه صدها هزار درخت کاج قطع مي شوند و اين ضربه بزرگي به محيط زيست مي زند. بيشتر همسايگان و دوستان من هم ترجيح مي دهند درخت هاي مصنوعي بخرند تا هم هر سال از آن استفاده کنند و هم گامي براي حفاظت از طبيعت بردارند.»

اگرچه اين کاج ها از قرن شانزدهم و از زمان جنبش مارتين لوتر وارد مراسم کريسمس شده است اما به گفته آربي نرسسيان، مسوول روابط عمومي شوراي خليفه گري ارامنه تهران، اين درخت از قديم نماد برکت و جاودانگي در آيين مسيحيت بوده است. نرسسيان مي افزايد؛ «ستاره بزرگي که نوک درخت نصب مي شود هم نمادي از نور عيسي مسيح است که جهان را روشن کرده و در حقيقت اشاره يي است به يافتن محل ولادت عيسي مسيح توسط چهار مجوس به کمک رديابي از ستاره يي منحصر به فرد.»

برخلاف نرسسيان که تمامي نمادها را به خوبي مي شناسد و با حوصله در مورد هر کدام از آنها با اشاره به چگونگي و فلسفه به وجود آمدن شان توضيح مي دهد، دو جوان ارمني 25 و 26 ساله يي که در محله مجيديه با آنها حرف مي زنم، کاري به اين نمادها ندارند. اولي مي گويد؛ «ما هر سال شب ژانويه به مراسم جشني که در باشگاه آرارات برگزار مي شود، مي رويم و تا نزديک صبح جشن مي گيريم.» دومي مي گويد؛ «البته کنسرت هاي زيادي هم در باشگاه هاي مختلف برگزار مي شود که قيمت بليت ورودي آنها گاهي به 200 هزار تومان هم مي رسد.» اولي بلافاصله در ادامه حرف دوستش مي گويد؛ «دم سال نو يه کار ديگه هم مي کنم، توي حمام همه سرود هاي سال نو رو مي خونم و هميشه هم سر همين موضوع با مادرم دعوا دارم.»

اما ليليان دانش آموز يازده ساله مدرسه تونيان که از پنج سالگي پيانو کار مي کند برخلاف هم کيش جوانش توي حمام آواز سر نمي دهد بلکه مي خواهد شب ژانويه با پيانو آهنگي براي صلح و دوستي بنوازد چرا که او خودش را پيرو راستين مسيح مي داند و پيام مسيح براي جهانيان هم چيزي نيست جز صلح و دوستي. شايد همين پيام است که باعث مي شود شاکه آوديان، معاون مدرسه، آخر گپ دوستانه مان بگويد؛ «سال نو مسيحيان مخصوص مسيحيان است ولي من اميدوارم اين سال جديد براي خواهران و برادران مسلمانم پر از برکت و شادي باشد.» و شايد همين محبت دو سويه است که باعث شده حسيني مدير مسلمان مدرسه تونيان، شخصاً هديه هايي براي بچه هاي مدرسه تهيه کند تا در روز تحويل سال 2009 ميلادي، در کنار «کيسه هاي آجيل ژانويه» که هديه مدرسه به بچه ها است، آنها را به بچه ها بدهد و بگويد؛ «شنور هاوور نور داري.» ( سال نو مبارک)
رحيم مشايي در پيامي درخواست کرد
تحريم کالاهاي رژيم صهيونيستي
معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري با فرستادن پيامي به مسوولان بلندپايه سازمان هاي بين المللي، خواستار اعلام صريح مخالفت و محکوميت جنايات رژيم صهيونيستي عليه مردم مظلوم غزه از سوي مجامع بين المللي شد.

اسفنديار رحيم مشايي در پيام هاي جداگانه يي به بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد فرانچسکو فرانجيالي دبير کل سازمان جهاني جهانگردي، طالب ريفاعي معاون سازمان جهاني جهانگردي و وزرا و روساي گردشگري و سفراي کشورهاي اسلامي و غيراسلامي، بر دادن پاسخ مناسب و شايسته سازمان هاي مسوول بين المللي و مدعيان حقوق بشر در قبال ددمنشي هاي صهيونيست ها در غزه تاکيد کرد.

وي در پيام هاي جداگانه يي به عبدالله واد رئيس دوره يي سازمان کنفرانس اسلامي، احسان اوغلو دبير کل سازمان کنفرانس اسلامي، عمرو موسي دبير کل اتحاديه عرب، سفراي کشورهاي اسلامي در ايران و ديگر سازمان ها و موسسات بين المللي اسلامي واکنش قاطع و شکايت از سران رژيم صهيونيستي به سازمان ملل، درخواست محاکمه آنها و تحريم کالاهاي رژيم غاصب صهيونيستي را خواستار شد.

در پيام رحيم مشايي خطاب به مسوولان سازمان هاي بين المللي و وزراي گردشگري کشورهاي اسلامي آمده است؛ اقدام وحشيانه رژيم صهيونيستي در کشتار مردم بي دفاع غزه، موج وسيعي از نگراني ها را بين ملت هاي جهان، به ويژه مسلمانان ايجاد کرده است و آه جان سوز مجروحان و خانواده هاي داغ دار شهيدان اين فاجعه هولناک گوش فلک را پر کرده، لکن پاسخ مناسب و شايسته يي را از سوي سازمان هاي بين المللي و مدعيان حقوق بشر دريافت نکرده است. چگونه مي توان در برابر چنين جنايات ددمنشانه يي سکوت اختيار کرد و از کنار آن به سادگي گذشت.

اگرچه سابقه ننگين صهيونيست ها در جنايات بشري دامنه دار است، ولي وقوع گستاخانه آن در شرايط حاضر و در آستانه سال جديد ميلادي، لکه سياهي بر دامن انسانيت و شرف و غيرت انساني است. چگونه مي توان در برابر اين ننگ که همه دستاوردهاي انساني را زير سوال برده است، لب فروبست؟ آيا سکوت در برابر اين همه جنايت، کمک به ظالم و ستمگر براي توسعه و تعميق جنايت نيست؟ کساني که در چنين شرايطي سکوت مي کنند، در برابر رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) چه پاسخي خواهند داد؟ اظهار مخالفت با چنين اقدامات ضدبشري، حداقل واکنش انساني است و اين کمترين تکليف و وظيفه يي است که برعهده هر انسان آزاده و غيرتمندي قرار دارد. بديهي است مسووليت شخصيت هاي سياسي، فرهنگي، هنري و اجتماعي و همه آنها که قدرت اثرگذاري بالاتري دارند، به مراتب بيشتر است.

معاون رئيس جمهور با ارائه پيشنهادي مبني بر تحريم ملي سفر در پيام خود به مسوولان گردشگري کشورها آورده است؛ سازمان جهاني جهانگردي و همه کساني که در صنعت گردشگري فعاليت مي کنند، در حقيقت با ايجاد فرصت هاي سفر موجبات گسترش و تعميق روابط بين ملت ها را فراهم مي کنند و از اين طريق مستقيماً و به طور موثر به ايجاد دوستي و مودت و مآلاً صلح پايدار بين آحاد جهانيان کمک مي کند.

غني کردن زندگي و شيرين کردن کام مردم در جهان، ماموريت بزرگي است که بر دوش يکايک ما قرار دارد و درک چنين جايگاه شايسته يي اقتضا مي کند که از توان و ظرفيت ملي و بين المللي خود براي مخالفت با تجاوزطلبان و سلطه جويان استفاده کنيم و از مردم بي دفاعي که در خانه و کاشانه و کوچه و خيابان شهر و سرزمين شان مورد محاصره کامل و سپس هجوم وحشيانه قرار گرفته اند، حمايت کنيم.

در چنين شرايطي پيشنهاد مي کنم با اعلام تحريم ملي سفر و توصيه به مردم جهان براي اجتناب از سفر به سرزمين هاي اشغالي و تحريم کالاهاي رژيم صهيونيستي از سوي گردشگران در تمام نقاط جهان، موضع مسوولانه خود را نشان دهيم.

رحيم مشايي در پيامي جداگانه به بان کي مون دبير کل سازمان ملل متحد بر نقش تعيين کننده سازمان ملل تاکيد کرد و خطاب به او آورده است؛ اينجانب اطمينان دارم که اکنون قلب جنابعالي و خانواده محترم تان از اين جنايت هولناک متاثر و غمگين است. به همين خاطر علاقه مند به همدردي با مظلومان غزه و مخالفت با قتل و کشتار مردم، به ويژه زنان و کودکان فلسطيني و محکوميت عاملان سنگدل و ستمگر صهيونيست هستيد. لذا لازم است به نام خدا و براي انسان و فضيلت و شرف، براي دفاع از حقيقت و آزادي و با شجاعت و جسارتي که از آن مقام عالي رتبه انتظار مي رود در برابر اين اقدامات ضدبشري بايستيد و از مردم بي دفاعي که در خانه و کاشانه و کوچه و خيابان شهر و سرزمين شان مورد محاصره قرار گرفته اند، حمايت کنيد. اينجانب به عنوان يک عضو از جامعه انساني جهاني و براي عدالت و حقانيت و با عشق به صلح، امنيت و آزادي براي همه مردم جهان از سران صهيونيستي نزد سازمان ملل متحد به خاطر جنايات شان در غزه شکايت مي کنم و از جنابعالي انتظار دارم براي پاسداشت تاريخي حرمت انسان به اين شکايت رسيدگي جدي به عمل آوريد و نتيجه آن را به اطلاع مردم جهان برسانيد.
عناوين اين صفحه
جزيره يي براي نفس کشيدن
شنور هاوور نور داري
تحريم کالاهاي رژيم صهيونيستي
چله نشيني
ابهام در صدور مجوز ساخت و ساز
کشتي يوناني نيازمند تصميم ستاد اجرايي فرمان امام (ره)

چله نشيني
صبا قاسمي

يک ستون کوتاه و جمع و جور کنار صفحه 8 پنجشنبه هاي اعتماد را به عنوان اولين شروع نسل ما ثبت کنيد. نسلي که قرار است حرف هايش را از همين امروز و با همين نوشته ها شروع کند. نسلي که مي خواهد بنويسد تا جواب بگيرد براي نادانسته هايش، نقد شود براي اشتباهاتش و ثابت کند آمده تا بماند. اگر خوب شروع نکرده، اگر در انشايش هنوز ايرادي هست، اگر بايد چيزي را بداند، اگر... بگوييد. ما مي شنويم و مي خوانيم. سال هاست اين وظيفه نسل مان است و هنوز هم خواهد بود تا وقتي کسي بگويد.

---

شنبه شب دو هفته قبل طولاني ترين شب سال بود؛ لابد سرد و بي پايان، اما کهن رسم چله نشيني ايرانيان شب تاريک مان را روشن مي کند. قاچ هاي هندوانه و دانه هاي سرخ انار سياهي شب را مي شکند و غزلي از حافظ همراهي مان مي کند تا سپيده هاي صبح. يلدا يعني تولد؛ خدا کند شب تولد خورشيدي که مي خواهد از فردا بيشتر بتابد، خوابمان نبرد. فراموش مان نشود شب يلدا را. يادمان بماند به نسل هاي بعد هم بگوييم شب ها را به انتظار طلوع خورشيد بمانند که بي گمان طلوع خواهد کرد، حتي بعد از طولاني ترين شب سال.

مطابق بخشنامه سازمان آموزش و پرورش و برنامه يي که مدرسه به دست ما داده، چند هفته يي نيستم. هر کاري باشد نسل من چند هفته يي نيست. چله مي نشينيم در خانه و درس مي خوانيم و مرور مي کنيم و صبح روز بعدش مي رويم هر آنچه را يادمان مانده روي کاغذهاي امتحاني پياده مي کنيم. اين چند هفته را نيستم تا هر آنچه را آموخته ام به شيوه يي صد ساله تحويل دهم و سپس بازگردم سرکار خويش؛ تازه نفس قلم دست گيرم. فکر کنم بهتر هم باشد مدتي ننويسم، که شايد اگر نوشتن مداوم کارم شود، فراموش کنم به چه اندازه قلم دست گرفتن را دوست دارم و نتوانم آن گونه که بايد از بوي کاغذها لذت ببرم. چند هفته يي مي روم و سعي مي کنم طبق برنامه يي که جز دانه هاي برف با باريدن شان نمي توانند تغييرش دهند، خودم را وفق دهم. همين.

زياده عرضي نيست؛ آمده ام يک تابلو نصب کنم؛

«تا اطلاع ثانوي از نسل بعد خبري نيست».


ابهام در صدور مجوز ساخت و ساز
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان زنجان هرگونه ساخت و ساز در نزديکي گنبد سلطانيه و روي شهر مدفون سلطانيه را غيرقانوني دانست و گفت از شهرداري سلطانيه براي دادن مجوز ساخت و ساز شکايت شده است. خبرگزاري ميراث به نقل از «فرهنگ فرخي»، در حالي اين خبر را مي دهد که طبق اسناد شهرداري سلطانيه سندي در دست دارد که امضاي مدير ميراث استان پاي آن وجود دارد و ساخت و ساز در شهر مدفون سلطانيه را تاييد کرده است. با اين حال فرخي تاکيد دارد؛ «به هيچ عنوان چنين امضايي صورت نگرفته است و فقط صورتجلسه يي که در آن قرار بر اين شد تا پس از تصميم گيري سازمان ميراث فرهنگي، به ساخت و سازها مجوز داده شود توسط من امضا شده است.» به گفته او «پس از تصميم گيري هاي سازمان ميراث فرهنگي، قرار شد هيچ ساخت و سازي در محدوده گنبد سلطانيه و روي شهر مدفون ايلخاني سلطانيه انجام نشود و امضاي آن صورتجلسه به منظور ارائه مجوز از درجه اعتبار ساقط است.» فرخي همچنين گفت؛ «بر فرض محال اگر من چنين مجوزي را امضا کرده باشم، نمي توان صلاح ميراث فرهنگي را به خاطر امضاي من ناديده گرفت و چون موضوع ميراث فرهنگي است، هر امضايي که باعث تهديد اثر فرهنگي شود از درجه اعتبار ساقط بوده و بايد پس گرفته شود.» رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري معتقد است؛ «مسوولان شهرداري از امضاي من پاي آن صورتجلسه استفاده کرده و مجوز صادر کردند. اين به معناي سوءاستفاده تلقي مي شود و پيگرد قانوني دارد. احتمال مي دهيم حتي شايد جعل سند هم اتفاق افتاده باشد که در دادگاه روشن مي شود.»


کشتي يوناني نيازمند تصميم ستاد اجرايي فرمان امام (ره)
معاون گردشگري سازمان منطقه آزاد کيش تاکيد کرد؛ هر فکري يا اجراي هر طرحي درباره کشتي يوناني، به تصميم مالک آن که ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره) است، منوط مي شود. حميدرضا طهماسب پور در گفت وگو با ايسنا درباره بازسازي و نجات دهي کشتي يوناني گفته است؛ براساس آخرين بحث صورت گرفته، هر نوع تصميم گيري درباره کشتي يوناني، چون مالکيت آن با ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره) است، از حوزه اختيار ما خارج است و ما عملي و قانوني به موضوع آن نمي توانيم وارد شويم، چون مالکيت قانوني نداريم. طهماسب پور درباره اينکه آيا ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) براي بازسازي و نجات دهي کشتي يوناني طرحي دارد، اظهار کرد؛ تاکنون که هيچ چيزي به ما ارائه و اعلام نکرده است. کشتي يوناني مردادماه سال 1345 هنگام عزيمت از ايران به سمت يونان به گل نشست و 80 روز تلاش يدک کش هلندي براي بيرون کشيدن اين کشتي نتيجه نداد. اکنون بدنه کشتي يوناني که در غرب جزيره کيش واقع شده و يکي از جاذبه هاي گردشگري اين جزيره به شمار مي آيد، زنگ زده و بخش هاي زيادي از آن دچار خوردگي و تخريب شده است. سال گذشته از سوي برخي راهنمايان تور، موضوع زير آب رفتن کشتي يوناني با قدمت بيش از 40 سال مطرح شد که مسوولان سازمان منطقه آزاد کيش با رد اين موضوع، اعلام کردند فقط آهن اين کشتي خورده شده است و موقعيت جغرافيايي اين کشتي عظيم الجثه در آبي با عمق کمتر از دو متر، اجازه غرق شدن را به آن نمي دهد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام